حسینی‌اشكوری: تخریب سیاسی مقام معظم رهبری در یك كتاب غیر علمی

تخریب سیاسی مقام معظم رهبری در یك كتاب غیر علمی

گفتگو با آیت‌الله حسینی‌اشكوری

۱۷ آبان ۱۳۹۳

آیت الله سیدعلی حسینی‌اشكوری در نقد و بررسی كتاب “ابتذال مرجعیت” محسن كدیور گفت: هدف نویسنده كتاب ابتذال مرجعیت، علمی نبوده است. حالت لجاج عجیبی در این نوشتار مشخص است. آثاری كه از مقام معظم رهبری بروز و ظهور كرده است؛ چه در قالب درس، چه در قالب نوشته ها و همچنین شهادت اهل خبره نشان می دهد ایشان واقعا مجتهدی مسلم و قوی هستند.

چندی است كه كتاب ابتذال مرجعیت از محسن كدیور در فضای مجازی منتشر شده كه هدف از آن تخریب مرجعیت شیعه خصوصا مرجعیت مقام معظم رهبری بوده است. آیت الله سیدعلی حسینی اشكوری از محققانی است كه بر این جزوه ردیه ای نوشت. به این بهانه گفتگویی با وی ترتیب دادیم كه در پی می آید:

*استاد! در ابتدا بفرمائید كه چگونه به این جزوه دسترسی پیدا كردید كه توانستید ردیه ای بر آن بنویسید؟

بیش از یكسال پیش یكی از خبرنگاران در قم، سؤالاتی را از بنده پرسیدند كه از كتاب ابتذال مرجعیت گرفته شده بود و بنده هم در صدد جواب برآمدم، البته قبل از آن نیز جزوه مختصری از نویسنده كتاب آقای كدیور برای بنده آورده بودند، وقتی این جزوه را تورق كردم واقعا از مطالبی كه در این كتاب هست تعجب كردم. ظاهرا نویسنده كتاب این مطالب را گسترش داد و بازنویسی كرد كه در نهایت به صورت كتابی در اینترنت منتشر كرد. بعد از مدتی ویرایش جدیدی از كتاب منتشر شد كه به دست ما رسید كه درصدد پاسخ به بعضی از نكات جدید نویسنده برآمدم.

*به نظر شما هدف نویسنده چه بوده است؛ هدف سیاسی داشته یا علمی؟

متأسفانه قطعا هدف علمی نبوده است. حالت لجاج عجیبی در این نوشتار مشخص است، حتی اگر حمل بر صحت كنیم، تعبیر لجاجت بهتر است تا اینكه بگوئیم كار دستوری بوده و از ناحیه اجانب و … برای شكستن ابهت مقام معظم رهبری صورت گرفته است. با حمل بر صحت، لجاجت بی مورد نویسنده مشخص می شود و الا اگر بخواهیم به گونه دیگری تفسیر كنیم خطرناك تر می شود.

*معایب این كتاب كه مد نظر شما بوده، چیست. می توانید برخی از آنها را نام ببرید؟

دلم نمی خواهد این تعابیر را نسبت به نویسنده كتاب و یا هر كس دیگری داشته باشم ولی وقتی كتاب را می بینیم و تورق می كنیم، نویسنده تقریبا به هر كسی كه نامش را به هر علتی برده شده، پرخاشی كرده و به قول معروف سنگی پرانده و انگی و تازیانه ای زده است. من این اخلاق را نمی پسندم. روند این گونه در سرتاسر كتاب نمود دارد، جز یكی ـ دو مورد. نامی از كسی برده نمی شود؛ مگر اینكه انگ و افترا و خرده ای از او گرفته شده باشد.

*كتاب تنها در نقد مرجعیت مقام معظم رهبری(حفظه الله) نیست. اصولا مرجعیت شیعه را زیر سؤال برده است؟

به شكلی می توان گفت بله حرف شما درست است، وقتی كه حضرت امام(ره) را زیر سؤال می برد و … . می توان گفت كه منحصر به مقام معظم رهبری نیست. عرض كردم بسیاری از مراجع را زیر سؤال می برد انگار مرجعیت، ملعبه و بازی و به قول معروف ساخت و پاخت است، گرچه لبه تیزش بر علیه حضرت آیت الله خامنه ای است اما در ضمن این كار نه تنها مرجعیت، بلكه بسیاری از چیزهای دیگر را زیر سؤال برده است.

*شما ردیه ای بر این كتاب نوشتید، در این ردیه به چه مواردی اشاره كردید و چه مستندات و دلایلی علیه حرفهای او آورده اید؟

بنده در دو مقاله كه به دو جزوه ایشان نظر داشته مطالب كتاب را به صورت بند بند ذكر و به آنها  منصفانه جواب دادم، چون كه انصافا سراسر مطالب ایشان حرفهای مملو از بی انصافی و تندروی است. علاقه مندان برای مطالعه بیشتر می توانند به سایت بنده مراجعه كنند. دو جواب به جزوات ایشان دادم كه هر دو در سایت شخصی بنده در فضای محازی موجود است.

*یكی از مواردی كه در این كتاب بوده این است كه مقام علمی مقام معظم رهبری را زیر سؤال بردند، شما چه جوابی به این انتقاد دادید؟

این كار عجیبی است؛ اولا اینكه اصرار ایشان بر این معنا شبهه برانگیز است. اینكه یك فرد تا این حد اصرار كند و با تعابیری توهین آمیز در مورد شخصی سخن بگوید گویای چیست؟! گویای حالت روانی و نفسی یا مأموریت در این زمینه است. باید تعقل كند كه فرضا تخریب این گونه یك شخص، در راستای هدفی كه دنبال می كند تأمین می شود یا نتیجه عكس می دهد. اصرار در مقابل امور واضحی دارد. اگر شبهه اندكی از این زاویه در طول این مدت بود، اما اكنون بر بسیاری از افراد واضح شده است كه این شبهه ها اشتباه بوده است. چون آثاری كه از مقام معظم رهبری بروز و ظهور كرده است؛ چه در قالب درس، چه در قالب نوشته ها و همچنین شهادت اهل خبره نشان می دهد ایشان واقعا مجتهدی مسلم و قوی هستند. بنده در سر كلاس ایشان بودم واقعا ورود ایشان به بحث، خروج ایشان از بحث، استدلال ایشان بسیار عالی و خوش بیان و وافی است اما متأسفانه این برخوردها از طرف نویسنده كتاب هست. اصرار آقای كدیور در این موارد بسیار عجیب است.

نوشته های مقام معظم رهبری در موضوعات مختلف هم گویای توانایی علمی ایشان است. ایشان جهاد و قصاص تدریس كرده است. بنده بحث قصاص را از اول تا آخر بودم، مكاسب محرمه را هم حضور داشتم. بحثهای بسیار عالی، فاخر و متقنی داشتند. ما اساتید متعددی در نجف و قم داشتیم كه اگر ایشان برتر از بسیاری از اساتید نباشند كمتر از آنها نیستند بلكه بر بسیاری ترجیح دارند. نویسنده ابتذال مرجعیت روی دنده لجاجت افتاده و در صدد است این را تلقین كند و استدلال بیاورد تا دیگران باور كنند اما گمان كنم گوش شنوایی نداشته باشد. الان دیگر دوره این حرفها گذشته است. اگر در زمانی، شبهه ای در این مورد بوده الان دیگر زمان اینها گذشته است. این كارها آب در هاون كوبیدن است. حتی اگر دستاوردی داشته باشد، دستاوردی است كه به نفع دشمن است و قطعا به نفع دین نیست. یعنی اگر فرضا آقای كدیور احساس وظیفه دینی كرده قطعا باید طرف دیگر بحث را هم نظر كند كه قطعا دارای شبهه است. نویسنده ای كلنگ بردارد و بخواهد بر كسی كه بار مسئولیت كل جهان تشیع و اسلام بر دوش اوست و یا لااقل عمده بار بر دوش ایشان است را تخریب كند، آیا این كار به نفع دین است؟!، البته قطعا سر كلنگ می شكند.

ایشان خودش را به زحمت می اندازد ولی ادعایی دارد كه احیانا دشمنان و منافقان از آن بهره برداری كنند. دلخوش باشد به اینكه فلان رسانه خارجی از او به عنوان آیت الله و كارشناس فقه و … تعبیر كند. معیار این است كه اهل فن، به قول معروف افرادی كه اهل حاشیه بر عروه هستند او را تأیید كنند نه كسانی كه هیچ اطلاعی از اسلام و خبرگی در این قضیه ندارند. او در میان آنها كه بغض و دشمنی و انحراف شان و بعد عدم خبرگی شان در این مسئله مسلم و مشهود است عنوان آیت الله و كارشناس فقه گرفته است! آنها كه خبیر این مسئله نیستند. كدیور هم دلخوش است كه در میان آنها ترویج و به وسیله رسانه های آنها مطالبی را نشر می دهد. به نظرم ایشان اصرار و تلاش بیهوده و شبهه ناكی از نظر سیاسی و شرعی دارند. خداقل ایشان احتمال بدهد كه این ضرباتی كه به پیكر روحانیت و مرجعیت و دین می زند به عنوان حكم اولیه اشكال دارد، حال اگر به عنوان حكم اولیه اشكال نداشته باشد لااقل احتمال دهد كه به عنوان حكم ثانویه اشكال دارد و این كارها درست نیست و این نحوه برخورد عقلایی نیست.

*همین كه یك كتاب و جزوه ای نوشته می شود و در اینترنت منتشر می شود، نشان دهنده بعد سیاسی قضیه است وگرنه اگر به صورت مكتوب و در محیطهای علمی منتشر می شد مسلما در دست افراد علمی و كمتری قرار می گرفت وقتی در اینترنت قرار داده می شود دست افراد بیشتری می افتد كه شاید از نظر علمی توانایی لازم برای شناخت دقیق و تشخیص حق از باطل را ندارند، اصلا به همین خاطر در اینترنت منتشر می شود!

از این گونه اقدامات، بوی شبهه و توطئه و پیاده كردن نقشه های دیگران و دشمنان دین می آید، اما اگر حمل بر صحت كنیم، این كار خطاست. كسی كه چنین تشخیصی داده و به قول خود می خواهد اقدام دینی كند، حتی اگر این كار را حمل بر صحت كنیم، این كار خطاست.

*چون مقام معظم رهبری فرموده بودند من مرجعیت خارج از كشور را قبول می كنم و مرجعیت داخل را مراجع داخل كشور بر عهده بگیرند، یكی از نقدهای دیگر آقای كدیور این بود این تقسیم بندی بدعت است؟

اینها حرفهای كیلویی است. حرفهایی است كه از نظر فقهی و شرعی وجهی ندارد. فرض كنید اگر دو مرجع، خودشان را با هم مساوی بدانند و بین خودشان كار را تقسیم كنند، آیا اشكال دارد؟! این چه شبهه ای است؟ ایشان بی خود فكر می كند این كار خلاف شرع است. آقای كدیور حرفهای زیادی می زند و مدعی است كه خلاف شرع است. مدعی است كه ما می گوئیم اگر كسی ولایت فقیه را قبول نداشته باشد مرتد است! ما كی گفتیم كسی ولایت فقیه را قبول نداشته باشد مرتد است؟! چه كسی چنین ادعایی كرده است؟ این حرفها ناپخته است. كسی كه كارشناس فن باشد این حرفها را به زبان نمی آورد. بله! اگر كسی یقین داشته باشد كه حكم ولایت فقیه از نظر شرعی ثابت است و انكار او ملازم با انكار نبوت پیغمبر خداست و با التفات با این نكته ولایت فقیه را قبول نداشته باشد مرتد محسوب می شود.

بعد از ماه رمضان امسال دیدم آقای كدیور مصاحبه ای با صدای آمریكا درباره عرفه كرد. خبرنگار از او پرسیده بود آیا دین تنها جنبه های عزاداری و … دارد؟ (مشخص است دین همه چیز دارد. ما هم باید شاد باشیم به شادی ائمه(ع) و هم محزون باشیم به حزن ائمه(ع)). ایشان در مقام جواب گفت: بله! امام حسین(ع) در روز عرفه دعا می خواندند. امام حسن(ع) مجلس انسی برپا كرده بودند، در حالی كه در هیچ منبعی چنین چیزی یافت نمی شود. اگر یك روایت ولو ضعیف بیاورد كه امام حسن مجتبی(ع) در روز عرفه در جایی مجلس انسی برپا كرده بود ما حرف او را قبول می كنیم. همه شاید اشتباه كنند اما معلوم است ایشان از روی لجاجت و عناد دست به این كارها می زند. نوشتن این اشتباهات بدتر از بیان اشتباهات است. به طور كلی تبعات هر كاری به میزان اثر آن است. در گفتار چون شاید ضبط و ثبتی نباشد اما نوشته فرق دارد. غیبت و تهمتی كه گفته می شود و ثبت و ضبط می شود تبعات و عواقب آن بسیار بدتر است.

به حاج آقا مرتضی حائری پسر حاج شیخ عبدالكریم حائری كه از اعلام و از اساتید مقام معظم رهبری هم بودند و بنده هم مختصر در اواخر عمر ایشان به جلسات درس ایشان رفتم، می گفتند خاطراتتان را بنویسید، می گفتند نمی نویسم چون برخی از آنها ممكن است غیبت باشد و حرمت غیبت كتابتی بیشتر از غیبت لفظی است، حرف درستی هم هست. چون وقتی گفته می شود تعداد كمی می شنوند و ممكن است فراموش شود اما وقتی چیزی نوشته می شود آثار و تبعاتش بیشتر خواهد بود.

انسان باید احتیاط كند و مواظب باشد و احتمال دهد كه ممكن است كارش اشتباه باشد. اینكه كمر همت ببندد تا بخواهد كسی كه خادم اسلام است و دارد خدمت می كند را تخریب كند باید احتمال دهد كه شاید كارش نادرست باشد. درست كه ایشان قبول ندارند و ایراد و انتقاد دارند اما باید احتیاط كند این گونه بی پروا حمله كند. اگر انتقاد سازنده دارد به صورت درست بیان كند اینكه كسی به دامن مخالفین برود و هرچه می تواند بیان كند كه درست نیست آن هم حرفهایی كه پایه درستی نیست.

*جو غالب حوزه های علمیه چگونه است، آیا كسی هست كه به این حرفها اعتقادی داشته باشد؟

نخیر! اینها حرفهای از رده خارج است. ممكن است كسی از روی عناد و دشمنی، كینه و حسادت بخواهد اینها را علم كند. مردم فكر كار و زندگی و مشكلات خودشان هستند. پنبه این حرفها زده شده است. این حرفها، حرف دهن پركنی نیست تا مورد توجه قرار گیرد. ممكن است دشمنان این حرفها را در بوق و كرنا كنند تا از آن استفاده كنند اما در واقع زمان این حرفها گذشته است. هر چیزی مرحله و زمانی دارد، زمان این حرفها گذشته است. كسی كه جا افتاده و مسلم است كه مرجع است و در درس و سابقه خود را نشان داده است، دیگر جای این حرفها را ندارد. خود آقای كدیور نقل كرده كه مقام معظم رهبری از محضر قریب به 10 استاد شاگردی كرده، اگر در پیش هر استاد دو ماه خوب شاگردی كرده باشد ماهر و استاد می شود. اگر بر فرض مثال در گذشته نبوده الان هم نیست. اگر در زمانی نبوده، الان به این مقام رسید. مگر محال است كسی بعدا مجتهد و متضلع شود؟! حرفهایی كه آقای كدیور بیان می كند عجیب و غریب است، به نظرم كدیور به لجاجت شدید مبتلا شده است، خداوند همه ما را از این لجاجت حفظ كند.

انسان باید در هر كاری انصاف داشته باشد. در اول ردیه هایم این آیه شریفه را ذكر كردم كه در دشمنی با افراد از خط عدالت و انصاف خارج نشوید. مهم است كه انسان حتی در مواجهه با دشمن انصاف را رعایت كند. این در حالی است كه مقام معظم رهبری خیر مردم را می خواهد. همه ما هم باید خیر همدیگر ا بخواهیم. حالا فرض كنید مقام معظم رهبری اشتباه كرده باشد آیا كسی باید این گونه بی پروا كلنگ بردارد و فكر كند كه ایشان را بشكند. این كارها چه اثری دارد؟! گروه گروه از مردم از تقلید ایشان برگشتند؟! آیا مقام معظم رهبری تضعیف شدند؟! این خیالات واهی است، اگر حسودی، جاهلی، دشمنی از كارهای آقای كدیور تعریف كرد كه نباید فریب آنها را خورد. انسان باید حساب كند كه این كار چه عواقب و تبعاتی دارد. اولا باید ببیند آیا این كلنگ شكننده است یا نه؟ بعد باید ببیند آیا این كار از عهده او برمی آید و اهلش هست یا نه؟ آیا می شكند اگر بشكند به نفع كیست؟ فرض كنید شكست اگر شكست به نفع اسلام و مسلمین و جامعه اسلامی است؟! یك نفر باید عواقب همه اینها را در نظر بگیرد و اقدام كند.

*شایع شده است كه یكی از مراجع تقلید قم به مرجعیت مقام معظم رهبری ایراد وارد می كنند. اینها شایعه است یا واقعیت؟

من اطلاعی ندارم، اگر فرضا ایرادی وارد كنند مگر معیار است؟ در طول تاریخ این گونه چیزها وجود داشت. مرجعیت سید ابوالحسن اصفهانی را برخی از فحول و بزرگان قبول نداشتند، اما ایشان به مدت سی سال مرجع علی الاطلاق بودند. ممكن است كسی اشتباه در موضوع، مصداق یا (خدایی نكرده) هوای نفسی، حسادتی و … داشته باشد مگر این چیزها معیار است؟ فرض كنید كسی مخالفت كرده باشد مگر معیار موافقت یا مخالفت، شخصی است؟ معیار ثبوتی و اثباتی داریم؛ معیار ثبوتی شخص است و معیار اثباتی مربوط به دیگران است. ثبوتی یعنی اینكه كسی می بیند زحمت كشیده و درس و بحث رفته و خود را در سطح مجتهد و كارشناس می بیند. بنابراین حق فتوا دادن را برای خود قائل است. معیار اثبات هم این است اگر كسی مراوده دارد و درسها و بحثهای ایشان را می بیند یا شهادت شهود را می بیند. ده ها نفر مجتهد مسلم شهادت دادند كه مقام معظم رهبری توانایی لازم را داشته و دارد اما كدیور در كتابش به هر نفر، انگی می زند و می گوید پول گرفتند. همه فاسد و همه پول گرفتند الا این آقا! همه یك جایشان می لنگد اما ایشان درست است. این حرفها بی انصافی است. در اول رساله های عملیه آمده است اگر دو نفر شاهد عادل اهل خبره شهادت بدهند كه یك نفر كارشناس است، كافی است. چگونه می توان شهادت همه اینها را با داشتن پست و گرفتن پول و … رد كرد؟ این همه اتهام بی انصافی و لجاج، خروج از انصاف است.

اگر معیار شرعی مد نظر باشد این معیار درست است. مگر دیگرانی كه ادعای اجتهاد می كنند و مسلما هم مجتهد هستند وحی بر آنها نازل می شود؟! اجتهاد، استظهار از كتاب و سنت و سیره عقلا و كیفیت جمع بین روایات و ورود در بحث و خروج در بحث و نگاه كردن به كلمات بزرگان و استنتاج و استنباط احكام است. این چه حرفی است؟! بله! بعضی برای اینكه بگویند ما كار فوق العاده شاقی انجام می دهیم. می گویند این مطلب را شماها نمی فهمید ما می فهمیم. “اینها را مرحوم نائینی گفته و ما ادراك نائینی!” بله! نائینی مرد بزرگ و ملایی بوده است اما  برخی ازفتواهایش را نقد كردند. می گویند: “نائینی فتوا داده به جواز قمه زنی، می دانید جواز نائینی یعنی چی؟!” آیا جواز نائینی یعنی وجوب! میرزای نائینی مورد احترام و تقدیر است، اما نوع كلماتش را امام(ره) در اصول نقد كرده است. البته نمی خواهم بگویم كه نقدهای امام(ره) درست است یا نه؟! اما بالاخره فتاوایش هم قابل نقد است و بسیاری از فتاوای ایشان تبعیت نكردند. در حوزه این چنین حرفهایی هم هست. اینها قوت طلبگی است. كشاندن این حرفها به جامعه و محیط عمومی و در دسترس دانشجو و كارمند و كارگر درست نیست. خارج كردن بحث از محیط طبیعی خودش، كار اشتباهی است. خلاصه اینكه در مورد پرسش شما من چنین چیزی نشنیدم اما اگر چنین چیزی باشد مگر ایشان حجت خداست؟ مگر معصوم است؟ اشتباه می كند. در مقابل او ده ها نفر اذعان می كنند به اجتهاد.

اجتهاد را در دایره طهارت و نجاست و استبراء، حیض و … ندانید. ایراد و مشكل بزرگی است كه برخی فكر می كنند اجتهاد تنها در این حیطه است. آیا دین همین است یا نه دین یك برنامه متكامل از قبل از تولد و بعد از وفات است؟ دینی كه این همه گسترده است در قالب چند مسئله لباس مشكوك و طهارت و … معیار اعلمیت و افضلیت قرار ندارد. هزاران مشكل در جامعه انسانی و اسلامی هست كه باید آنها را حل كرد. مقام معظم رهبری دارد جامعه اسلامی را نزدیك به سه دهه مدیریت می كند و مدیریت خوبی هم می كند. آیا این كارها كمتر از اجتهاد در حوزه فقه طهارت و نجاست است؟! انصاف هم چیز خوبی است. جامعه ما جامعه كفر است یا جامعه اسلامی؟ آیا ارزش قرائت دینی ایشان برای مدیریت این نظام كمتر از قرائت یك فقیه در رابطه با لباس مشكوك است؟ اگر كسی رساله ای در مورد لباس مشكوك و یا “جواز نقد الموتا الی العتبات المقدسه” می نوشت می گفتند ایشان فقیه و ملا و از اعاظم است اما كسی كه جامعه را عملا مدیریت می كند و احكام اسلامی تا جایی كه ممكن است بر طبق فتوای ایشان اجرا می شود می توان گفت ایشان فقیه نیست؟! این حرفها لجاج و عناد است.

قرائتهای فقهی بحث مهمی است. گاهی قرائت فقهی در محیط فردی و غیرعملی و عملیاتی فقه را بررسی می كند كه بحث تئوری محض است اما زمانی است كه در مقام عمل باید مشكلات را حل و رسیدگی كرد. این بحثها بسیار فرق می كند. اگر بیش از آن چیزی كه من به شما می گویم بین ایشان و دیگران مراجعی كه غالبا می شناسیم فاصله نباشد. یك سر و گردن از همه اینها جلوتر هم هست.

یكی از انتقادهای كدیور این است كه ایشان می گوید مقام معظم رهبری كجا آثار اصولی دارد. اصول نگفته و دارد فقه می گوید. این چه حرفهای بی‌خودی است؟! استاد ما آیت الله منتظری كه افتخار می كنم شاگرد ایشان بودم، كجا یك دور اصول گفته بود كه فقه می گفت؟ تقریرات درس آیت الله بروجردی را نوشته بودند اما كجا اصول گفته بودند؟! اینكه مدعی هستند حتما كسی كه فقه می گوید باید اصول گفته باشد از كجا استنباط كردند؟! مرحوم آقای گلپایگانی كجا اصول گفته بودند كه فقه می گفتند؟! بسیاری از قدما كتابهای فقهی دارند كه محور كلمات شیخ اعظم انصاری است و دیگران و ده ها نفری كه من می شناسم. این چه اعتقادی است كه ایشان دارد؟! چیزی می گوید كه در دكان هیچ عطاری پیدا نمی شود چه كسی مدعی است اول باید یك دوره اصول بگویند و بعد فقه بگویند؟

در صدای آمریكا از ایشان سؤال می كردند كه زكات عامی را می توان به سادات داد یا نه؟ ایشان می گفت به نظر من فرقی نمی كند. اولا اینكه آقای كدیور آیا شما یك دوره اصول گفتید كه دارید فقه می گوئید؟ فرض كنیم شما یك دوره خارج اصول را گفته اید اما این فتوا باطل است. چون كه متفق علیه است بین مسلمین(شیعه و سنی) كه زكات عامی را نمی توان به سید داد مگر در صورت ضرورت. آقای كدیور كه ادعا می كند مجتهد است و صدای آمریكا هم ایشان را به عنوان آیت الله معرفی می كند این چه حرفی است كه می زند! آقای كدیور حرفهای این گونه نزنید كه در چاله می افتید. شما در مورد بدیهیات می گوئید كه به نظر من فرقی نمی كند. نظر شما ملاك است یا نظر رسول اعظم(ص)؟! نظر شما ملاك است یا نظر امام صادق(ع)؟! شما در مقابل روایت صحیحه فریقین كه متفق علیه است نظر دادید. علامه در تذكره می گوید اجمع المسلمون یعنی تمام فقهای اسلام بر این نظرند. دلیل روایی در این مورد وجود دارد جزو مسلمات است. در مورد زكات اموال متفق علیه است. در مود زكات فطره همین اتفاق تقریبا هست. اما آقای كدیور می گوید نخیر به نظرم فرقی نمی كند! آقای كدیور! شما كه با حرف بدیهی فقهی این گونه برخورد می كنید چگونه می توانید تشخیص دهید كه چه كسی مجتهد است و چه كسی مجتهد نیست؟ لذا معتقدم این كارها را از روی عصبیت و تعصبی كه در دامش افتاده، انجام می دهد. خداوند ما را از این دامها حفظ كند و نجات دهد.

*پیرو فرمایشات شما آیت‌الله جاودان در جایی گفته بود آیت الله حق شناس می‌گفتند نپرسید چه كسی اعلم است بگویید چه كسیعَلمدار است، علمدار را باید حفظ كرد!

البته این حرف هم درست نیست. اول باید عِلم داشته باشند بعد علمدار هم باشند و الا جاهل علمدار كه به درد نمی خورد. خوشبختانه ایشان هم عِلم دارد و هم عَلمدار است. شاید منظور آقای حق شناس این بود كه در بین اعلمها، كسی كه مدیریت بیشتری داشته باشد اولویت دارد. عالم مدیر بهتر از اعلم است. اكر اعلمیت را از زاویه امور فردی بسنجید كه اعلمیت نیست. اگر اعلمیت را من حیث المجموع بسنجید كه حتی مدیریت و توانمندی هم جزو آن باشد اصلا مقوله فرق می كند. در نهایت به طور خلاصه بگویم مسئله از اینجا ناشی می شود كه عده ای با شخص ایشان مناقشه دارند بعد می بینند نمی توانند ایشان را تخریب كنند، مثلا سعی می كنند عدالت ایشان را بزنند. وقتی نمی توانند می خواهند فقه ایشان را بزنند. وقتی نتوانستند فقه ایشان را بزنند سعی می كنند امام(ره) را تخریب كنند وقتی نتوانستند ولایت فقیه را می زنند. وقتی نتوانستند، جمهوری اسلامی را می زنند. وقتی نتوانستند امام زمان(عج)، قرآن و پیامبر و دین را تخریب می كنند. می خواهند لجاجت و عناد كنند. در صدد این هستند كه به شكلی مخالفت كنند ولو اینكه دین فروشی و بی انصافی كنند ولو بی عدالتی كنند.

*در پایان اگر مطلب خاصی دارید بفرمائید!

دلمان می خواهد همه كسانی كه واقعا دلشان برای اسلام، دین و نظام و انسانیت می سوزد تجدید نظر كنند. كسانی كه متصدی مقابله و مبارزه با جمهوری اسلامی هستند عاقلانه و منصفانه فكر كنند و بیندیشند كه چه كاری دارند انجام می دهند و به نفع چه كسی دارند كار می كنند آیا كارشان صحیح هست یا نیست؟ با عمر كوتاهی كه انسان دارد كه زندگی و دین و آخرت را با دنیا تباه كند. این بسیار مسأله مهمی است كه برای چه چیزی و به نفع چه كسی این كارها را انجام می دهند؟ با خدای تعالی و دستگاه الهی نمی توان جنگید. از كسانی كه به وجود حضرت حجت(عج) اعتقاد دارند می پرسم آیا می توانیم بگوئیم و احتمال دهیم حضرت ما را رها كرده است؟ حداقل نسبت به جنبه حوزوی و معنوی حوزه های علمیه و مدیریت اسلامی و شیعه ما را رها كرده است یا اینكه احتمال می دهید حضرت، خودش مدیریت می كند و یكی از راه های مدیریتش این است كه كسی را به دلها بیاندازند كه تأیید و حمایت كنند و علم شیعه را به دوش او بگذارند؟ آیا جای این احتمال وجود دارد؟ وجود چنین احتمالهایی باعث می شود كه انسان كمی تفكر كند و بی گدار به آب نزند. من كه قطع یقین می گویم ایشان مورد رضای حضرت است اما اگر كسی اعتقاد ندارد حداقل احتمال دهد. اگر حضرت مدیریت را به ایشان دادند من و شما چه كاره هستیم كه اعتراض و عرض اندام كنیم؟!