یادداشت »     

برسد به‌گوش حاکمیت مستبد

نامه‌ی تاریخی مهدی کروبی از هفت زاویه به‌اختصار به‌شرح زیر مورد بحث قرار گرفته است:
– پیشینه‌ی نامه‌های انتفادی محصوران
– مطالبات اصلی نامه‌
– اهمیت نامه‌ی تاریخی کروبی
– سه راه پیش روی رهبری
– زوایای دیگر نامه
– خشت اول این بنای کج
– وظیفه‌ی نخبگان

photo_2016-04-10_00-04-51

الف. پیشینه‌ی نامه‌های انتقادی محصوران
نامه‌ی مورخ ۲۱ فروردین ۱۳۹۵ مهدی کروبی به حسن روحانی رئیس جمهور در ششمین سال حصر غیرقانونی از جمله مهم‌ترین مدارک سیاسی دوران جمهوری اسلامی است. البته این نامه نخستین نامه‌ی اعتراضی از درون زندان یا زندان خانگی نیست. آقای منتظری در طول بیش از پنج سال زندان خانگی به نقد حکومت استبدادی ادامه داد. مصاحبه‌ها و اظهارنظرهای انتقادی ایشان در همان زمان در مطبوعات خارجی و شبکه‌های مجازی منتشر می‌شد. احمد آذری قمی بی‌پروا‌تر در زمان زندان خانگی غیرقانونی شخص رهبری را به‌شدت مورد انتقاد قرار داد، اما بیانیه‌ها و نامه‌های اعتراضی او سالها بعد از وفات مظلومانه‌اش امکان انتشار الکترونیکی پیدا کرد. ابوالفضل قدیانی از زندان اوین چندین نامه صریح در انتقاد از سوء مدیریت و مشخصا استبداد شخص آقای خامنه‌ای نوشت که در فضای مجازی بازتاب گسترده‌ای یافت.
مهدی کروبی و میرحسین موسوی اگرچه تا کنون دلیرانه بر مطالبات اولیه‌ی خود که اجرای بی‌تنزل قانون اساسی و رسیدگی به تقلب در نتیجه‌ی انتخابات ۱۳۸۸ بوده استقامت کرده و قدمی عقب نگذاشته‌اند، اما به دلیل محدودیت‌های شدیدتر از زندان، موفق به اظهار نظر کتبی نشده‌اند. نامه‌ی سرگشاده‌ی اخیر کروبی نخستین اظهار نظر یکی از رهبران جنبش سبز در دوران حصر شش ساله است. این نامه نشان می‌دهد که زندان خانگی نه تنها کمترین اثری در روحیه‌ی رهبران جنبش سبز نداشته بلکه باعث استحکام بیشتر و ارتقای مواضع آنها شده است. در مقایسه‌ی ادبیات این نامه با بیانیه‌های پیشین کروبی درمی‌یابیم که مواضع ضداستبدادی کروبی به مراتب شفاف‌تر، صریح‌تر، عمیق‌تر و تیزتر شده است.

ب. مطالبات اصلی نامه‌
در نامه اگرچه اسم کسی صریحا ذکر نشده است، اما بخش اعظم آن انتقاد شدید از شخص رهبری است. در درجه‌ی دوم محمود احمدی‌نژاد و فقهای منصوب شورای نگهبان خصوصا دبیر آن مورد انتقاد جدی قرار گرفته‌اند. کروبی از سه رخداد به صراحت و شفافیت یاد کرده: تقلب در انتخابات ۱۳۸۴، مهندسی انتخابات ۱۳۸۸ و آنچه بر متهمان سیاسی در بازداشت‌گاه‌های قانونی و غیرقانونی رفته است که با توجه به مدعیات پیشین، مراد وی شکنجه و تجاوز است. او از رئیس جمهور خواسته بر اساس تکلیفی که قانون اساسی برعهده‌ی وی گذاشته از «حاکمیت مستبد» بخواهد تا بر اساس اصل ۱۶۸ قانون اساسی دادگاه علنی ولو با ترکیب مورد نظر ارباب قدرت تشکیل دهد تا وی و وکلای مدافعش بتوانند بعد از استماع کیفرخواست از خود دفاع کنند.
اینکه کروبی و موسوی خواستار محاکمه در دادگاه علنی هستند حرف تازه‌ای نیست و هر دو بارها این را به‌گوش مسئولان رسانیده‌اند. این حق قانونی و شرعی ایشان است. تازگی و اهمیت نامه‌ی کروبی از چند جهت دیگر است. کروبی مقام رهبری یا رئیس قوه‌ی‌ قضائیه‌ی منصوب وی را شایسته‌ی خطاب نامه‌ی سرگشاده‌ی خود نیافته است. آن دو خود طرف دعوا با ملت هستند. او حتی به‌جای اینکه به مردم نامه بنویسد به رئیس جمهور منتخب ایشان نامه نوشته تا مسئولیت قانونی وی در اجرای قانون اساسی و عهدی که در زمان انتخابات با مردم بسته را یادآوری کند. این نامه در زمانی منتشر شده که نزاع لفظی علنی رهبری با رئیس جمهوری و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به اوج خود رسیده است و هر یک در سخنرانی خود به طرف دیگر حمله می‌کند. نامه‌ی کروبی دامنه‌ی نزاع رهبری با بخش انتخابی حاکمیت را افزایش داده، این تنور را داغ‌تر خواهد کرد.

پ. اهمیت نامه‌ی تاریخی کروبی
اهمیت این نامه در سطح و شیوه‌ی نقد رهبری از سوی یکی از پیروان وفادار آقای خمینی است. این اهمیت از یک‌سو در آنچه جسورانه بر زبان آورده، و از سوی دیگر در نکاتی است که عالمانه و عامدانه ذکر نشده، نکاتی که اهمیتشان از بخش اول کمتر نیست. به برخی نکات بخش اول یعنی نقدهای صریح کروبی به رهبری آقای خامنه‌ای اشاره می‌کنم.
کروبی در مجموع آقای خامنه‌ای را به سه امر به شرح زیر متهم کرده است. در هر یک از امور سه‌گانه مصادیق ملموسی را ذکر کرده است. خلاصه‌ی این مصادیق با کلمات خود وی چنین است:
اول. نقض قانون اساسی: ۱) حاکمیت استبدادی (دو بار)، ۲) کوشش برای حاکمیت تک‌صدائی، ۳) انحصار قدرت غیرپاسخ‌گو، ۴) اجرای پروژه‌ی جمهوری‌زدایی و اسلام‌زدایی نظام، ۵) قانون‌گریزی و خروج از مسیر قانون.
دوم. به‌چالش کشیدن عدالت رهبری: ۱) خودمحوری، ۲) جاه‌طلبی (دوبار)، ۳) حب ریاست و توسعه‌ی قدرت (دو بار)، ۴) خیال می‌کنند سرنوشت سایر ملل مسلمان و کشورهای منطقه در ید قدرت آنهاست، ۵) حد و مرزی برای هواهای نفسانی [جاه‌طلبی و حب ریاست] خود قائل نیستند. ۶) زیاده‌خواهی ارباب قدرت، ۷) مصلحت خود را مصلحت کشور تعبیر و تفسیر می‌کنند.
سوم. به‌چالش کشیدن تدبیر رهبری: ۱) کشور را عامدانه به دام تحریم‌ها کشاندند و سرمایه‌های ملی را از یک سو با غارت و حاتم بخشی نابود کردند و از سوی دیگر دست در جیب مردم بردند و همزمان با فقر و آوارگی و تنگدستی آنان کشور را به لبه پرتگاه بردند. ۲) با ماجراجویی‌های هسته ای می‌خواستند کشور را به ناکجاآباد ببرند. ۳) ثروت و فرزندان این ملت را قربانی مطامع بلند پروازی‌های خود در منطقه قرار داده‌اند. ۴) با بکارگیری اوباشی از سنخ شعبان جعفری برای امیال سیاسی‌شان به‌نام حفظ ارزش‌ها به منتقدان از هر سنخی حمله می‌کنند و حریم و مرزی در رفتارهای مذبوحانه شان قائل نیستند. ۵) آنانی که سرمایه‌های مادی و معنوی کشور را به پای کذابی [محمود احمدی‌نژاد] گذاشتند و نتیجه‌ی بصیرت‌شان این روزها برهمه روشن شده، بابصیرت و نجیب شدند؛ و آنانی که هشدار دادند و این روزها را پیش‌بینی کردند و در چند سال گذشته برای تلاش اصلاح‌گرایانه‌شان متحمل حبس و حصر غیرقانونی شدند، نانجیب نام گرفتند. ۶) خروجی این دادگاه مشخص خواهد کرد که برگشته از انقلاب و نانجیب، و ادامه‌دهنده‌ی راه انقلاب و نجیب، کدامیک از طرفین دعوا و نزاع انتخابات ۸۸ قرار دارند.
نامه‌ی کروبی به‌یک معنی استیضاح آقای خامنه‌ای به سه اتهام مشخص است: اول. نقض قانون اساسی به‌دلیل حکومت استبدادی؛ دوم. از دست دادن عدالت به دلیل جاه‌طلبی و خودمحوری و جازدن مصالح شخصی به‌جای مصالح ملی؛ و سوم. سوء تدبیر به دلیل گماشتن فرد دروغگو و حقه‌بازی به‌نام محمود احمدی‌نژاد بر گرده‌ی ملت، ماجراجویی‌های هسته‌ای و منطقه‌ای، کشور را عامدانه به دام تحریم‌ها کشاندن، اتلاف سرمایه‌ی ملی، حمله به منتقدان توسط مأموران گروه فشار، منتقدان را متهم به بی‌بصیرتی و عدم نجابت کردن در حالی این شواهد و مدارک اثبات می‌کند که فقدان بصیرت و نجابت متعلق به خود ایشان است.
این اتهامات کاملا برای مردم ملموس است. کروبی در حقیقت سخنگوی صادق ملت خود شده است. این نامه به سرعت در اعماق ذهن و ضمیر شهروندان ایرانی رسوخ می‌کند.

ت. سه راه پیش روی رهبری
آقای خامنه‌ای در قبال فهرست اتهامات سنگینی که کروبی برشمرده سه راه در پیش دارد:
راه اول راه خردپسندانه: رفع حصر غیرقانونی، آزادی زندانیان سیاسی، تغییر سیاست‌های نابخردانه‌ی گذشته، شنیدن صدای نارضایتی ملت و عذرخواهی از پیشگاه مردم برای این فرصت‌سوزی و درشت‌گوئی و بدرفتاری و قانون‌ستیزی‌هاست.
راه دوم راه میانه: تشکیل دادگاه صالحه‌ی علنی با حضور هیأت منصفه و امکان دفاع متهمان و وکلای ایشان یعنی اجرای اصل ۱۶۸ قانون اساسی.
راه سوم راه خردستیزانه‌: ادامه‌ بلکه تشدید سرکوب‌ها، تداوم درشت‌گوئی، ماجراجوئی، استبداد، خودکامگی و قانون‌ستیزی.
اگر آقای خامنه‌ای راه اول را برگزیند، نام نیکی از خود در تاریخ باقی گذارده، دعای خیر مردم بدرقه‌ی راهش می‌شود و نزد خدا و وجدانش روسفید خواهد بود. اگر راه دوم را برگزیند این دادگاه به محاکمه‌ی او و منصوبانش تبدیل خواهد شد و سوء تدبیر مفرط او زیر ذره‌بین افکار عمومی قرار خواهد گرفت و محاکمه‌ی موسوی و کروبی تبدیل به استیضاح آقای خامنه‌ای خواهد شد. اگر راه سوم را برگزیند کشور را به پرتگاه تفرقه، فرصت‌سوزی، بی‌قانونی و ادامه‌ی اتلاف سرمایه‌های مادی و معنوی ملی سوق خواهد داد.
امیدوارم ایشان راه اول یا حداقل راه دوم را برگزیند. اما با توجه به سوابق و لواحق ایشان بعید می‌دانم ایشان به راهی جز راه سوم تن دهد. اما رهبری عملا نمی‌تواند این حصر غیرقانونی را الی‌الابد ادامه دهد. باید منتظر بود که آیا رئیس جمهور در این زمینه قدمی برمی‌دارد؟ قوه‌ی قضائیه‌ی جمهوری اسلامی بویژه در زمان صدارت صادق لاریجانی به‌قدری بی اراده و غیرمستقل است که جز اجرای فرمان مافوق از آن انتظاری نمی‌رود.

ث. زوایای دیگر نامه
اما بخش دوم نامه یعنی نکاتی که عالمانه و عامدانه ذکر نشده است، به‌این عبارات توجه کنید: «بدون تردید نمی‌توان آثار زیان‌بار فرو ریختن اخلاق، شکاف و بی‌اعتمادی مردم به حکومت و روحانیت و مهم‌تر، آسیب‌های وارده به تشیع و امام زمان (عج) را به این سادگی جبران کرد.» در این نامه‌ی تاریخی که نقد عمیق ولی فقیه است، کلمه‌ای از این‌که این شیوه‌ی رهبری آبروی نیابت امام زمان و ولایت فقیه را برده است، سخنی به‌میان نیامده است! در حالی که از آسیب‌های وارده به اخلاق، بی‌اعتمادی مردم به حکومت، روحانیت و تشیع و امام غایب سخن گفته شده است.
از آن بالاتر «عالم محضر خداست و جانشین و خلیفه او در زمین مردم‌اند و چه داوری بهتر از خدا و مردم»، جانشین خدا دیگر ولی فقیه (به نیابت از پیامبر یا امام غایب) نیست، این خود مردم هستند که خلیفه‌ و جانشین خدا بر روی زمین هستند و با انتخاب فرد مورد نظرشان بدون قیمومت مستبدان مدعی فقاهت امور سیاسی‌شان را می‌گذرانند. عبارات فوق متعلق به کروبی خط امامی دوآتشه است که لمس واقعیات مترتب بر نظریه‌ی ولایت فقیه به ولایت امت برخودشان و خلافت مردم از خداوند بدون نیاز به قیمومت و ولایت فقیه کشانیده است. اگر این تحلیل صحیح باشد کروبی قدمی بسیار بلند برداشته است. برای صراحت و شفافیت بیشتر باید منتظر بیانیه‌های بعدی او بود.

ج. خشت اول این بنای کج
البته کروبی عشق خود را به آقای خمینی در همین نامه هم مخفی نکرده است. ای کاش کروبی در تجدیدنظرهای خود به این نتیجه برسد که بدعت مجازات منتقدان تراز اول جمهوری اسلامی به زندان خانگی بدون برگزاری دادگاه صالحه در دوران آقای خامنه‌ای شروع نشده، زندان خانگی آقایان سیدکاظم شریعتمداری، سیدحسن قمی، سیدصادق روحانی، و احمد مفتی‌زاده تنها چند نمونه است. زندان خانگی آقایان منتظری و آذری قمی هم در زمان آقای خامنه‌ای با مخالفت پیروان آقای خمینی مواجه نشد. اگر وی و دیگر پیروان خط امام چه در زمان آقای خمینی چه در دوران قبل از ۱۳۸۴ به قبح مجازات منتقد بدون برگزاری دادگاه صالحه پی‌برده بودند امروز خود سرنوشت بهتری داشتند. اما کروبی نشان داده که شجاعت تغییر را دارد. کروبی و موسوی در تعامل با مردم در جنبش سبز ساختند و ساخته شدند.

چ. وظیفه‌ی نخبگان
نامه‌ی تاریخی کروبی اثبات کرد که او صلاحیت رهبری جنبش سبز را دارد. اطمینان دارم نظر میرحسین موسوی و زهرا رهنورد هم عینا همین است، کافی است اطلاعات لازم خبری در اختیار آنها قرار گیرد تا بیانیه‌های انتقادی ایشان را هم شاهد باشیم.
باید به مهدی کروبی پسر احمد به دلیل این نامه‌ی تاریخی‌اش تبریک گفت و از همه‌ی نخبگان انتظار داشت به این توصیه‌ی مهم او توجه کنند: «باید در مقابل اندیشه‌ایی که با انحصار قدرت غیرپاسخ‌گو بدنبال حاکمیت تک صدایی‌ست ایستاد. تردید نکنیم که تعلل و کوتاهی امروز نخبگان، رقم زننده هزینه‌های سنگین کشور و مردم در آینده خواهد بود.»

۲۲ فروردین ۱۳۹۵

***

photo_2016-04-10_00-05-47

متن کامل نامه

بسم الله الرحمن الرحیم
برادر گرامی حجت السلام و المسلمین آقای روحانی
ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران
با سلام و تحیت
در ابتدا لازم است از همکاران محترم جنابعالی بخصوص بذل توجه آقای دکتر قاضی‌زاده هاشمی وزیر محترم بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و همچنین اخوی محترم تان تشکر کنم.
همانطور که می‌دانید اینجانب بعد از ۴ دوره نمایندگی مردم در مجلس و ریاست مجالس سوم و ششم، تاسیس و اداره نهادهایی نظیر کمیته امداد و بنیاد شهید، وکالت تام در کلیه اموال مربوط به بنیانگذار جمهوری اسلامی، سرپرست حجاج ایرانی و عضویت در شورای بازنگری قانون اساسی و نماینده امام در لرستان؛ در سال ۱۳۸۴ و ۱۳۸۸ به پیشنهاد جمعی از دوستان اصلاح طلب و تمایل خود، نامزد انتخابات ریاست جمهوری شدم. متاسفانه در هر دو دوره حق ملت سربلند ایران و اینجانب با دخالت بخشی از نیروهای سپاه پاسداران، بسیج و وزارت اطلاعات ضایع شد و فردی که حقه‌باز و دروغگو بود و نسبت‌های ناروا به مقدسات و تشیع می‌داد، به ملت و کشور تحمیل شد تا فاسدترین دولت پس از مشروطیت بنام انقلاب اسلامی رقم خورد.
در این دوره‌ی نکبت‌بار، خسارت‌های سنگینی بر مردم و کشور تحمیل شد که اگر بتوان آثار زیان‌بار مادی آن شامل غارت اموال عمومی، هدر رفتن ۷۰۰ میلیارد دلار از درآمدهای نفتی و درآمدهای مالیاتی، بذل، بخشش و یا فروش زمین های مناطق تفریحی و مناطق آزاد از پارک پردیسان گرفته تا کیش و قشم، انتقال ۲۲ میلیارد دلار به دبی و ترکیه، گم کردن دکل‌های نفتی و کشتی‌های ثبت‌نشده و … را در چند دهه آتی جبران کرد، لیکن بدون تردید نمی‌توان آثار زیان‌بار فرو ریختن اخلاق، شکاف و بی‌اعتمادی مردم به حکومت و روحانیت و مهم‌تر، آسیب‌های وارده به تشیع و امام زمان(عج) را به این سادگی جبران کرد.
نفوذی‌های دشمن با تکیه بر خودمحوری، جاه‌طلبی و حب ریاست و توسعه قدرت برخی شخصیت‌ها که خیال می‌کنند سرنوشت سایر ملل مسلمان و کشورها منطقه در ید قدرت آنهاست، کشور را عامدانه به دام تحریم‌ها کشاندند و سرمایه های ملی را از یک سو با غارت و حاتم بخشی نابود کردند و از سوی دیگر دست بر جیب مردم بردند و همزمان با فقر و آوارگی و تنگدستی آنان، کشور را به لبه پرتگاه بردند. و اگر نبود عنایت خاص پرودگار و آگاهی اقشار مختلف جامعه و تدبیر دولت و برخی بزرگان، ماجراجویی های هسته ای، کشور را به ناکجاآباد می‌برد. متاسفانه جاه طلبی و ریاست برخی را چنان فراگرفته که حد و مرزی برای هواهای نفسانی خود قائل نیستند و ثروت و فرزندان این ملت را قربانی مطامع بلند پروازی های خود در منطقه قرار داده اند.
خوشبختانه ایستادگی و مقاومت اقشار مختلف مردم بویژه دانشجویان، فعالان سیاسی و حقوق بشری در حوادث ۸۸ و نیز آگاهی بخشی رسانه های آزاد درس بزرگی به کسانی داد که برخلاف اهداف شهدای انقلاب و جنگ و اندیشه امام رای مردم را زینتی بیش نمی دانند و می خواستند بنام مردم و بکام خود سرنوشت انتخابات ها را به گونه ای دیگر رقم زنند. خدا را شاکرم که در انتخابات های ۹۲ و ۹۴ مردم با حضور پرشور خود جواب قاطعی به تمامیت خواهان دادند و برخی از نورچشمی های حاکمیت را از صحنه خارج کردند و هوشمندانه نسبت به ابزاری شدن شورای نگهبان به محوریت دبیر آن، که فهم و درک اش خود حکایتی است خواندنی؛ اعتراض کردند و هنوز راه اصلاح ساختار نظام را در صندوق رای می جویند.
متاسفانه شورای نگهبان با دوری از وظایف ذاتی خود و اعمال نظارتی که در مخیله هیچ یک از تدوین کنندگان قانون اساسی نمی گنجید به ابزاری در ید حاکمیت تبدیل گردیده است. از این رو در انتخابات ها شاهدیم که این شورا با هتک حیثیت اشخاص محترم و تضییع حقوق مردم، برای حاکمیت جریانی خاص و حذف جریان دیگر تلاش می کند. روزی برای تفرقه درمیان اصلاح طلبان صلاحیت افرادی برای احراز پست ریاست جمهوری که شرایط آن مطابق اصل ۱۱۵ قانون اساسی متفاوت از دیگر مسئولت هاست (در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴) را احراز می کند و روز دیگر صلاحیت همان افراد را برای احراز سمت نمایندگی (انتخابات مجلس دراسفند ۹۴) رد می کند. سیر قهقرایی این شورا تا آنجا پیش می رود که پس از پیروزی نامزدی در اصفهان با بدعتی عجیب و مضحک منتخب مردم را از ورود به مجلس محروم می کند و آرای مردم را نادیده می گیرد. پس از احراز صلاحیت نامزدها و برگزاری صحیح انتخابات، بررسی مجدد صلاحیت منتخبان، بدعتی است خطرناک که صد البته دولت و مجلس نباید تن به این فعل غیر قانونی دهند، زیرا اعتبار نماینده برعهده نمایندگان است نه شورای نگهبان!
رییس جمهور محترم
اینجانب در سال ۸۸ با آگاهی از مسائل درون حکومت به میدان آمدم و در مناظره ای از موانع و مشکلات گفتم و ایستادگی در مقابل آنان را در ردیف جهاد فی سبیل الله دانستم. پس از اعلان نتایج مضحک انتخابات ۸۸ ، در مقابل این حرکت خطرناک که ریشه آن از انتخابات ۸۴ نشات گرفته بود و هدفی جز نابودی جمهوریت و اسلامیت نظام نداشت، ایستادم و گفتم “تازه این اول داستان است.” چرا که سکوت در مقابل زیادخواهی ارباب قدرت را، به معنای مشارکت در پروژه ی جمهوری زدایی و اسلام زدایی نظام می دانستم و با علم به هزینه سنگین آن، در کنار مردم ماندم و به یاری خداوند خواهم ماند. ایستادگی و مقاومت در قبال نگرش های مستبدانه، تنها راه اصلاح و بازگشت به مسیر قانون است. از تهدیدها، تهمت ها، ناسزاها و آزارها نهراسیدم و نمی هراسم؛ به جرم هویدا کردن اسرار و دفاع از حقوق و آزادی های مردم، بارها خانه و کاشانه ام را ویران کردند، مورد ضرب و شتم قرار گرفتم،‌ همه ی نزدیکانم را تحت فشار قرار دادند و حتی یکی از فرزندانم را دستگیر و تا حد مرگ کتک زدند. بی حرمتی ها را به جان خریدم و گفتم “فرزند احمدم و صدایم خفه نمی شود.”
اگر در رژیم فاسد گذشته از شعبان جعفری در ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ و ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ استفاده گردید ولی در این حاکمیت هر روز در سرتاسر کشور از این دست اوباش ها برای حمله به بیوت مراجع تقلید، رجال منتقد مذهبی و سیاسی، سفارتخانه ها، مراکز علمی و هنری بنام ارزش ها استفاده می گردد، برای امیال سیاسی شان حرمت حرم و مسجد را هم می شکنند و حریم و مرزی در رفتارهای مذبوحانه شان قائل نیستند. بطوری‌که خودسانسوری را به برخی از بزرگان تحمیل کردند. یکی از مراجع بزرگ قم در قبال عدم انتشار نظراتش گفته بود “حوصله ندارم شیشه منزلم را بشکنند.”
جناب آقای روحانی
از بهمن ۸۹ تا بهمن ۹۲ با محرومیت‌های بسیار به مکان‌های مختلفی منتقل شدم و سپس از بهمن ۹۲ تاکنون در منزل شخصی‌ام با حضور ماموران امنیتی در حصر و حبس بی ضابطه ای قرار گرفتم. در این سال ها حق دفاع در مقابل اتهام های وارده، فرافکنی های رسانه ملی و دیگر تریبون ها و رسانه های وابسته به بیت المال از من سلب شده است. طنز ماجرا آنجاست که آنانی که سرمایه های مادی و معنوی کشور را به پای کذابی گذاشتند و نتیجه ی بصیرت شان این روزها برهمه روشن شده، بابصیرت و نجیب شدند؛ و آنانی که هشدار دادند و این روزها را پیش بینی کردند و در چند سال گذشته برای تلاش اصلاح گرایانه شان متحمل حبس و حصر غیرقانونی شدند، نانجیب نام گرفتند. چه رقت انگیز است این توهم اربابان قدرت که فکر می کند عزت و ذلت بندگان خدا در اختیار آنان آست. امروز روز سخن گفتن و ایستادن در مقابل قانون گریزان است. فرهنگ ایثار و شهادت، ظلم ستیزی را به ملت بزرگ ایران آموخته است. هیچ کس نباید به بهانه مصلحت با ظلم همراه شود و یا در مقابل آن سکوت کند. مصلحت خود را مصلحت کشور تعبیر و تفسیر نکنیم. باید در مقابل اندیشه ایی که با انحصار قدرت غیرپاسخگو بدنبال حاکمیت تک صدایی ست ایستاد. تردید نکنیم که تعلل و کوتاهی امروز نخبگان، رقم زننده هزینه های سنگین کشور و مردم در آینده خواهد بود.
اینجانب نه از شما طلب رفع حصر دارم و نه این کار را در اختیار شما می دانم؛ لیکن از شما می خواهم براساس تکلیفی که قانون اساسی و مردم برعهده تان گذاشته اند، از حاکمیت مستبد بخواهید تا دادگاه علنی ام، مطابق اصل ۱۶۸ قانون اساسی، ولو با ترکیب مورد نظر ارباب قدرت را تشکیل دهد تا به یاری خداوند و به اتفاق وکلای ام با استماع کیفرخواست، ادله خود مبنی بر تقلب انتخابات ریاست جمهوری ۸۴، مهندسی انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ وآنچه بر فرزندان این کشور در بازداشتگاه های قانونی و غیر قانونی گذشت را به اطلاع عموم برسانم. خروجی این دادگاه مشخص خواهد کرد که برگشته از انقلاب و نانجیب، و ادامه دهنده راه انقلاب و نجیب، کدامیک از طرفین دعوا و نزاع انتخابات ۸۸ قرار دارند. قل کفى بالله بینی و بینکم شهیدا. تاکید می‌کنم حکم صادره از این محکمه را با جان و دل پذیرا هستم و بدون در نظر گرفتن حق تجدید نظر از آن استقبال می‌کنم، زیرا عالم محضر خداست و جانشین و خلیفه او در زمین مردم اند و چه داوری بهتر از خدا و مردم.
و آخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمین
مهدی کروبی

۲۱ فروردین ۱۳۹۵