یادداشت »     

یادنامه مهدی حائری یزدی

download

۱۷ تیر ماه هفدهم سالگرد درگذشت مهدی حائری یزدی (۱۳۰۲-۱۳۷۸) است: فرزند بنیانگذار حوزه علمیه قم حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی، شاگرد بنیانگذار جمهوری اسلامی آقای خمینی و در فلسفه اسلامی و اصول فقه، متفکری در مرتبه مرتضی مطهری و عبدالله جوادی آملی. اما او بر هم‌ترازان خود دو امتیاز جدی دارد.

 

اول. شناخت کارشناسانه فلسفه غرب

حائری یزدی زمانی که به نمایندگی آقای سید حسین بروجردی و با اجازه اجتهاد از ایشان راهی آمریکا شد، به جای کار رایج روحانیون و آقازادگان به این نتیجه رسید که فلسفه‌ی معاصر غرب را از ابتدا بیاموزد. با آن که علاوه بر مدارج حوزوی استاد دانشکده الهیات دانشگاه تهران بود، مثل یک دانشجوی عادی از ابتدای مقطع کارشناسی تا انتهای مقطع دکتری فلسفه تحلیلی به تحصیل پرداخت. رساله دکتریش در اصول معرفت شناسی فلسفه اسلامی: علم حضوری به زبان انگلیسی در سال ۱۹۹۲ از سوی دانشگاه نیویورک منتشر شد. وی سالها در دانشگاههای کانادا و آمریکا تدریس کرد و از سال ۱۳۵۹ تدریس خود در ایران را ادامه داد.

حائری یزدی بین اساتید فلسفه اسلامی آشناترین‌شان به فلسفه معاصر غرب است. ابتکارات او در فلسفه تطبیقی بین آراء فلسفی ابن سینا و ملاصدرا با کانت در کتابهای هرم هستی، کاوشهای عقل نظری و کاوشهای عقل عملی بهترین شاهد این مدعاست.  او بر خلاف طباطبائی و مطهری فلسفه معاصر را به زبان اصلی و از اساتید آن آموخته بود. لذا نگاه او به فلسفه های غیراسلامی نگاهی کارشناسانه و متواضعانه است، در عین اینکه تا آخر مدافع فلاسفه مسلمان و ابتکارات آنها بود.

 

دوم. رأی سلبی و ایجابی در فلسفه سیاسی

حائری یزدی در حکمت عملی دو امتیاز – نه تنها بر همگنان، بلکه بر اساتید خود – دارد. نخست او بر خلاف اساتیدش (آقایان بروجردی و خصوصا خمینی) به ولایت فقیه بویژه ولایت عامه یا ولایت مطلقه فقیه باور نداشت. در این مسئله وی به راه معظم فقهای امامیة از قبیل شیخ اعظم انصاری، آخوند خراسانی و بسیاری از معاصرین از قبیل پدرش شیخ عبدالکریم حائری یزدی، سید احمد خوانساری، سید محسن طباطبائی حکیم و سید ابوالقاسم موسوی خوئی رفت، و ولایت سیاسی فقیه را انکار کرد.

دیگر آن‌که حائری یزدی تنها به انکار ولایت فقیه و حکومت دینی به شکل سلبی بسنده نکرد بلکه نظریه‌ای ایجابی هم در این زمینه ارائه کرد. نام نظریه بدیع وی در فلسفه سیاسی وکالت مالکان شخصی مشاع است. او فیلسوفانه و فقیهانه تصمیم‌گیری در عرصه سیاسی را کار وکیلان مردم بر اساس عقل جمعی می داند. او نه تنها یکی از نظریه پردازان فلسفه سیاسی معاصر شیعه بلکه تحقیقا پیشرفته ترین آنهاست. در نظریه‌ی حائری یزدی هیچ امتیازی برای فقیهان پیش بینی نشده است بلکه اصولا نقش دین در این عرصه بسیار محدود است. به تصریح وی:

«حکومت چیزی جز از وکالت و نظارت مردم بر روابط میان شهروندان‌و بر روابط برون‌مرزی میان کشورها نیست‌. این روابط کلاً در قلمرو عقل‌عملی و عقل عمومی انسانها قرار دارند و از جمله موضوعات و متغیرات‌محسوبند. لذا خود حکومت و تمام لوازم و ملزومات آن از جمله متغیرات‌و موضوعات جزئیه خواهند بود و در رده احکام لایتغیر الهی به شمارنمی‌آیند. سیاست مدن به طور کلی از مدار تکالیف و احکام کلیه الهی‌خارج بوده تنها ارتباط آن با این گونه احکام و با آن معقولات‌، همچون‌ارتباط قضایای صغری‌َ با قضایای کبری‌َ در یک قیاس منطقی می‌باشد.»

کتاب حکمت و حکومت بعد از آثار فلسفه سیاسی فارابی در زمره مهمترین آثار فلسفه سیاسی در جهان اسلام است. تحلیل رأی بدیع حائری یزدی مجال دیگری می طلبد.

در چند سال حیات آخر زندگی مهدی حائری یزدی توفیق چندین جلسه مصاحبت تفصیلی با ایشان نصیب شد. زمان وفات ایشان سومین ماه حبس در زندان اوین را می گذرانیدم. حائری یزدی به گردن نسل من حق دارد.

 

به مناسبت هفدهمین سالگرد وفات وی علاوه بر نگارش این یادداشت سه مطلب بازنشر می شود:

نخست. کتاب حکمت و حکومت شاهکار وی.

دوم. کتاب خاطرات مهدی حائری یزدی

سوم. فصل نهم از کتاب نظریه های دولت در فقه شیعه (۱۳۷۶) که تحلیل نظریه ابتکاری وی و انتشار آن برای نخستین بار در ایران است با توجه به محدودیتهای خاص داخل کشور.

در اهمیت خاطرات حائری یزدی همین بس که در آن گوشه هایی پنهان از تاریخ معاصر ایران در ارتباط با آقایان بروجردی، خمینی ، شریعتمداری و سید موسی صدر مطرح شده است.

آقای حائری یزدی خاطرات گوناگونی از آقای خمینی دارد از جمله این که در اواسط دهه ۱۳۳۰ (۱۹۵۰) آقای خمینی از طرف آقای بروجردی به ملاقات شاه رفت و از او خواست تا مانند رضا شاه برای بهائی ها محدودیت قائل شود. حائری یزدی به نقل از آقای خمینی می گوید:

«[شاه] آهی کشید و گفت: آقای خمینی شما الآن را با آن وقت مقایسه نکنید. آن وقت همه وزرا و همه رجال مملکت از پدرم حرف شنوی داشتند، جرأت نمی کردند تخطی کنند. الآن حتی وزیر دربار هم از من حرف شنوی ندارد. من چطور می توانم این کار را بکنم؟ من دیدم که ایشان راست می گوید. قانع شدم

حائری یزدی در مورد ولایت فقیه می گوید:

«اینها با این تفسیر به هیچ وجه ریشه ندارد. نخیر. حداقل من نتوانسته ام مدرکی در عقل، کتاب و سنت برایش پیدا کنم

بخش آخر کتاب حکمت و حکومت با عنوان معمای لاینحل جمهوری اسلامی و ولایت فقیه پیوست خاطرات است.

۱۷ تیر ۱۳۹۵

محسن کدیور