مقاله »     

اخلاق عملی در آزمون قدرت

 

مطالعه موردی اعدامهای ۱۲ تیر ۱۳۵۹ شیراز (قسمت سوم)

اعتراض شیخ بهاء‌الدین محلاتی و پاسخ بنیانگذار جمهوری اسلامی

%d9%85%d8%ad%d9%84%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d9%88-%d8%af%d8%b3%d8%aa%d8%ba%db%8c%d8%a8

 

خلاصه قسمت اول با عنوان «اعدام انسان در دادگاه‌های انقلاب، آسان تر از بُریدن سر گوسفند!» (۱۰ مهر ۱۳۹۵): در تاریخ ۱۲ تیر ۱۳۵۹ صادق خلخالی رئیس دادگاه انقلاب ویژه مبارزه با مواد مخدر به شیراز رفته طی کمتر از ده ساعت ۲۴ نفر را بدون دسترسی به پرونده قضائی محاکمه و ۱۴ نفرشان را به اعدام محکوم کرد. حکم صادره بلافاصله بدون اینکه به محکومان به اعدام فرصت آخرین ملاقات با بستگانشان داده شود اجرا شد. پنج نفر از معدومین که به اتهام ضدانقلاب اعدام شدند، ارتباطی با مواد مخدر نداشتند. یکی از معدومین زن و کلیمی بوده است. دو نفر از معدومین که در محاکمه حاکم شرع محلی به حبس محکوم شده بودند، مورد عفو رهبری قرار گرفته بودند، اما پاسداران شیراز از آزاد کردنشان خودداری کرده بودند.

آقای بهاء الدین محلاتی مرجع تقلید جنوب کشور و از رهبران قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ در نامه مورخ ۲۵ تیر ۱۳۵۹ به رهبر جمهوری اسلامی آقای خمینی أولا اعدامهای ۱۲ تیر شیراز را «کشتار فضاحت بار شیراز توسط قاضی شرع شما» توصیف کرده به شدت از آن انتقاد می کند: «چگونه می توان دخالت فردی که خود را حاکم شرع دادگاه های ویژه می‌داند در امور زندانیانی که پس از محاکمه و صدور حکم شرعی، دوران محکومیت قطعی خود را می گذراندند توجیه نمود؟» ثانیا جمهوری اسلامی را استیضاح می کند: «حضرت آیت الله خمینی، مگر نه اینست که می خواهیم انقلاب خود را به جهان صادر نمائیم و بشریت را از ظلم و تباهی برهانیم؟ آیا با این چهره‌ی کریه و خشنی که از اسلام ساخته‌ایم؟ آیا با خشونت و زور می توان اسلام را جهان‌گیر ساخت یا با منطق و عطوفت و عدالت؟ اگر نشود که نظام واحد و مسئولیت مشخص را در این جامعه حکم فرما نمود، با این تعدد مراکز قدرت به کجا می رویم؟»

خلاصه قسمت دوم با عنوان «عده‌ای بنام اسلام هرچه می‌خواهند می‌کنند» (۱۶ مهر ۱۳۹۵): آقای خمینی (۱۷ روز بعد از اعدامهای خلخالی در شیراز و ۴ روز بعد از نامه آقای محلاتی) در تاریخ ۲۹ تیر ۵۹ در یک سخنرانی عمومی در جمع شورای عالی قضایی  و قضات کشور صریحا از دادگاههای انقلاب و شخص صادق خلخالی دفاع می کند.

آقای محلاتی علاوه بر نامه در مصاحبه مورخ ۸ مرداد ۱۳۵۹ بار دیگر انتقادات خود را در دو محور محلی و ملی دنبال می کند. در محور ملی: «عده ای بنام اسلام هرچه می خواهند می کنند و این حال بزرگترین خطر برای مردم یک کشور است.» در محور محلی وی ضمن دفاع از حاکم شرع شیراز اسدالله عندلیب درباره اعدامهای ۱۲ تیر شیراز توسط خلخالی می گوید: «دادگاه شرع یک مجرم را به حبس ابد و یا پانزده سال محکوم می نماید، و حاکم شرع دیگری آنها را به سرعت اعدام می نماید.»

آقای خمینی در پاسخ کتبی خود به آقای محلاتی به تاریخ ۱۰ مرداد ۱۳۵۹ می نویسد: «این انقلاب بزرگ از بهترین انقلابهائی است که در جهان بوده است و دنیا بی انقلاب نمی‌شود و معقول نیست همه چیز موافق دلخواه باشد. البته کوشش می شود نگرانی‌ها رفع شود و انشاء الله موافق شرع انور انجام گیرد.» این پاسخ در کتاب صحیفه امام درج نشده است!

در سومین قسمت، بخش پنجم مقاله عرضه می شود. عنوان این بخش ناظر بر مصاحبه مهم مورخ ۱۸ شهریور ۱۳۵۹ معلم اخلاق آقای سید عبدالحسین دستغیب نخستین امام جمعه شیراز و نماینده ولی فقیه در استان فارس درباره خلخالی و اعدامهای ۱۲ تیر ۵۹ شیراز است. (۱)

 

بخش پنجم. دفاع امام جمعه شیراز از خلخالی و اعدامها

 

در این بخش أمور مرتبط با اعدامهای ۱۲ تیر ۱۳۵۹ شیراز از تاریخ ۱۰ مرداد (پاسخ آقای خمینی) تا ۲۳ شهریور ۱۳۵۹ (بازداشت! موقت حاکم شرع شیراز) به ترتیب تاریخ مرور می شود. در این فاصله اسدالله عندلیب هنوز حاکم شرع شیراز است. این بخش شامل چهار فصل به شرح زیر است:

– رقابت دو نهاد انقلابی در شیراز: دادگاه انقلاب و سپاه

– دفاع مجدد خلخالی از اعدامهای شیراز

– دفاع امام جمعه شیراز از خلخالی و اعدامها

– نظر حقوقی دادستان دادسرای انقلاب اسلامی شیراز

عنوان بخش برگرفته از مهمترین فصل آن (فصل سوم) است.

 

فصل اول. رقابت دو نهاد انقلابی در شیراز: دادگاه انقلاب و سپاه

 

رقابت دادگاه انقلاب اسلامی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یکی از مسائل مهم دهه اول جمهوری اسلامی در تمام کشور است. این رقابت علی الاغلب با سیطره سپاه بر دادگاههای انقلاب پایان پذیرفته است. اعدامهای تیر ۱۳۵۹ شیراز نمونه بسیار خوبی برای آزمون این مسئله است. این فصل شامل سه مبحث به شرح ذیل است: مصاحبه حاکم شرع شیراز، مصاحبه فرمانده سپاه پاسداران فارس، و ملاقات مشترک امام جمعه شیراز و فرمانده سپاه فارس با رهبر جمهوری اسلامی.

 

مبحث اول. مصاحبه حاکم شرع شیراز

«حجت الإسلام شیخ اسدالله عندلیب حاکم شرع و رئیس دادگاه انقلاب اسلامی شیراز در مصاحبه اختصاصی با خبرنگار کیهان در شیراز نقطه نظرهای خود را در مورد سپاه پاسداران و ارگانهایی که مانع ادامه کار دادگاه انقلاب اسلامی می شوند بیان داشت. وی پس از اشاره به تقاضای خود از امام [خمینی] در مورد اعزام یک هیأت بررسی اظهار داشت: من به پیشگاه امام خمینی نامه نوشتم و درخواست اعزام یک هیأت کردم که بیایند و وضع دادگاههای انقلاب اسلامی شیراز را تحقیق کنند. من با اینکه طبق موازین شرع عمل می کنم، متاسفانه معروفین شیراز نمی گذارند بکارم ادامه بدهم و با شایعه پراکنی و راه پیمایی مرا از کار باز می‌دارند. آنها اشاعه کذب علیه دادگاه می کنند و جوانان ناآگاه را علیه من تحریک می کنند که حاکم شرع قاتلین شهدای شما را آزاد گذاشته است. در صورتی که دستگیری عاملین کشتار در درجه اول مربوط به دادستان انقلاب بوده و پس از تکمیل پرونده و صدور کیفرخواست به دادگاه ارجاع می شود و اگر متهمین حاضر بودند مورد رسیدگی قرار می گیرند، ولی متهمین اصلی و در حقیقت عاملین اصلی کشتار شیراز متواری هستند و سپاه پاسداران هم اشخاصی که مرتکب جرمی شده باشند دستگیر می کنند، اما تا کنون در جهت دستگیری عاملین کشتار شیراز اقدامی نکرده اند و من برای روشن شدن اذهان عمومی بخصوص خانواده شهدا می گویم وظیفه حاکم شرع رسیدگی در محکمه می باشد نه دستگیری متهمین.

از حاکم شرع سوال شد در صورتی که موازین اسلامی رعایت می شود چرا شما را متهم می کنند؟ وی پاسخ داد: من صد در صد موازین اسلامی را رعایت کرده ام و اعلام کرده ام که با مخالفین حاضر به مناظره هستم اما هیچ کدامشان آمادگی خود را اعلام نکرده اند. از سوی دیگر مخالفین من در زمان حاکم شرع قبلی (۲) فعال مایشاء بودند. هر کس را به خواست خود زندانی می کردند، ممنوع الخروج می کردند، اموالش را مصادره می کردند. بالاخره این ارگان رسمی بجای اینکه برای ملت کار کند، برای افراد خاص کار می کرد. ولی من استقلال قضائی را حفظ کردم، از این جهت آنها که در دادگاه خودکامگی می کردند و مردم را بی جهت می گرفتند حالا با من مخالف شده اند و منظورشان این است که دادگاه را از استقلال جدا سازند. در صورتی که مشروع نیست دادگاه طبق نظر دیگران کار کند. روحانیون مبارز کلا و بالاخص حضرت آیت الله شیخ بهاء الدین محلاتی کرارا مرا تائید کرده اند و نامه هایی توسط روحانیون مبارز در این جهت به قم و تهران فرستاده شده است. وی در پایان اعلام داشت: سپاه پاسداران از نظر من یک ارگان مورد تأیید است، اما به هیچ قیمتی با خودکامگی موافق نیستم و از سپاه پاسداران می خواهم افراد خودکامه را از میان خود خارج کنند. (۳)

بررسی:

یک. عندلیب حاکم شرع شیراز سپاه فارس و برخی روحانیون محلی را مانع استقلال قضائی دادگاه انقلاب می داند، که با شایعه پراکنی، اشاعه کذب جوانان ناآگاه را علیه دادگاه انقلاب تحریک به راهپیمایی می کنند. وی مشخصا سپاه شیراز را متهم به خودکامگی می کند. به نظر وی سپاه می خواهد مانند دوره حاکم شرع قبلی شیراز در دستگیری، مصادره، ممنوع الخروجی و مجازات افراد فعال مایشاء باشد.

دو. وی خبر می دهد که به رهبر جمهوری اسلامی نامه نوشته و تقاضا کرده هیأتی برای تحقیق و بررسی عملکرد دادگاه انقلاب شیراز و رفع اختلاف اعزام نمایند. این درخواست در حد اطلاع راقم این سطور هرگز عملی نشد.

سه. اتهام اصلی حاکم شرع شیراز عدم محاکمه قاتلان شهدای شیراز است، در حالی که صدور حکم دستگیری متهمین به عهده دادستان انقلاب و دستگیری آنان به عهده سپاه است، و وظیفه حاکم شرع رسیدگی به اتهامات در محکمه است نه دستگیری متهمین.

چهار. وی عملکرد خود را منطبق بر موازین شرع و قانون اعلام کرده، خود را برخوردار از تأیید مرجع تقلید فارس آقای بهاء الدین محلاتی می داند که ایشان نامه های متعددی در حمایت از عملکرد دادگاه انقلاب شیراز برای مقامات قم و تهران فرستاده است.

این البته یک روی سکه است. روی دوم سکه را باید از زبان فرمانده سپاه فارس شنید.

 

مبحث دوم. مصاحبه فرمانده سپاه پاسداران فارس

«دکتر مسعود خاتمی فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی فارس در مصاحبه اختصاصی با کیهان ضمن اشاره به رابطه سپاه با حاکم شیراز اعلام داشت: سپاه پاسداران هیچگونه وابستگی به حزب و گروهی ندارد. در مقابل این سؤال که چه اختلافی بین حاکم شیراز و سپاه پاسداران وجود دارد اظهار داشت: در دادگاه انقلاب اسلامی شیراز جوی برخلاف آنچه از یک دادگاه انقلاب توقع داریم حکم‌فرماست و رابطه بجای ضابطه وجود دارد و حاکم  شرع هم نیاز به افرادی دارد که صرفا ژاندارم او باشند تا هر کس را به هر دلیل خواست حتی بدون اجازه دادستان انقلاب دستگیر نمایند، در حالی که افراد سپاه پاسداران تن به چنین کارهایی نخواهند داد.» در انتهای مصاحبه «از دکتر خاتمی پرسیده شد حال که با حاکم شرع شیراز روابط صمیمانه ندارید حد شرعی خود را به دستور کدام مرجع اجرا می کنید؟ وی پاسخ داد: ما حد شرعی و الهی را به حکم آیت الله سید عبدالحسین دستغیب امام جمعه شیراز اجرا می کنیم و با آقای [ابراهیم] میرغفاری دادستان انقلاب همکاری داشته ایم.» (۴)

بررسی:

یک. فرمانده سپاه فارس اختلاف سپاه با دادگاه انقلاب را ناشی از این می داند که أولا در این دادگاه موازینی که از دادگاه انقلاب توقع می رود حکم‌فرما نیست. ثانیا رابطه بجای ضابطه حکم‌فرماست. ثالثا حاکم شرع می پندارد سپاه باید تابع مقام قضائی باشد، وی این تبعیت قانونی را به ژاندارمی سپاه برای حاکم شرع تعبیر می کند!

دو. او حاکم شرع را متهم می کند که دستور دستگیری افرادی بدون حکم دادستانی داده است، در حالی که هیچ شاهدی برای مدعای خود أقامه نکرده است و شواهد محلی و اسناد مکتوب موجود مؤید مدعای وی نیست.

سه. فرمانده سپاه اذعان می کند که در استان فارس ضابطین قضائی احکام صادره از سوی حاکم شرع منصوب حکومت مرکزی را اجرا نمی کنند و در مواردی که نیازی به حدود شرعی باشد با استفتا از امام جمعه شیراز آقای سید عبدالحسین دستغیب به نظر شرعی ایشان عمل می کنند. ضمنا سپاه با دادستان انقلاب اسلامی شیراز هماهنگ است. اظهارات امام جمعه و دادستان در دنبال می آید. فرمانده سپاه فارس در حقیقت می پذیرد که سپاه منطقه زیر نظر آقای دستغیب فعالیت می کند، و این یعنی إقرار به صحت ادعای حاکم شرع! (۵)

 thumb_31900

مبحث سوم. ملاقات مشترک امام جمعه شیراز و فرمانده سپاه فارس با رهبر جمهوری اسلامی

«عصر دیروز [۲۵ مرداد ۱۳۵۹] آیت الله سید عبدالحسین دستغیب امام جمعه شیراز به همراه دکتر [مسعود] خاتمی فرمانده سپاه پاسداران شیراز به حضور امام خمینی رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران رسید. امام جمعه شیراز در این دیدار پیرامون مسائل و نیازهای منطقه فارس گزارشی تقدیم امام کرد.» (۶)

بررسی:

توضیحات امام جمعه شیراز درباره این دیدار مهم در دنبال (فصل سوم) خواهد آمد.

یک. نفس ملاقات مشترک امام جمعه شیراز به همراه فرمانده سپاه فارس بسیار معنی دار است. این نخستین دیدار مقامات فارس با رهبر جمهوری اسلامی بعد از اعدامهای ۱۲ تیر ۱۳۵۹ است.

دو. صبح آن روز آقای خمینی با حکام شرع و دادستانهای دادگاههای انقلاب که به منظور شرکت در سمیناری به تهران آمده بودند بیاناتی مفصل ایراد نمود. در این دیدار که رئیس دیوان عالی کشور، دادستان کل کشور و دادستان کل انقلاب حضور داشتند آقای خمینی در اهمیت قضا در اسلام و لزوم نظم در أمور کلیاتی بیان کرد، از جمله متذکر شد: «قاضی باید – جسارتا عرض می‌کنم – قسیّ القلب باشد، تحت تاثیر واقع نشود.» ایشان از عدم دخالت قوه قضائیه و مجریه در کار یکدیگر و استقلال قضات دفاع کرد. (۷) قاعدتا حاکم شرع شیراز هم در این دیدار عمومی حضور داشته است.

 

فصل دوم. دفاع مجدد خلخالی از اعدامهای شیراز

 

در فاصله سوم تا سیزدهم شهریور ۱۳۵۹ چهار امر مهم مرتبط با اعدامهای ۱۲ تیر شیراز رخ می دهد. عبدالرحیم ربانی شیرازی فقیه شورای نگهبان در مورد دادگاه انقلاب شیراز اظهار نظر می کند. روزنامه انقلاب اسلامی متعلق به دفتر رئیس جمهور در سرمقاله بسیار مهمی سؤالات کمتر مطرح شده ای را در ارتباط با دادگاههای انقلاب مطرح می کند که ناظر به اعدامهای مورد بحث شیراز است. آقایان محلاتی و خمینی با هم ملاقات می کنند، و بالاخره صادق خلخالی کتبا به سرمقاله روزنامه انقلاب اسلامی پاسخ می دهد و در پاسخ خود نکات مهم دیگری درباره اعدامها در اختیار افکار عمومی قرار می گیرد. این فصل تحلیل انتقادی چهار مبحث یادشده به ترتیب زمانی است.

 

مبحث اول. نظر فقیه شیرازی شورای نگهبان

عبدالرحیم ربانی شیرازی عضو فقهای شورای نگهبان قانون اساسی در مصاحبه ای با عنوان «متصدیان امور، واقعیات کشور را ناگفته می گذارند» در مورد وضع دادگاه انقلاب اسلامی شیراز در پاسخ خبرنگاران گفت: باید بگویم متاسفانه این دادگاه دستخوش امیال گروهها واقع شده و افرادی هستند که می خواهند دادگاه در دست آنها باشد، در حالی که دادگاه انقلاب باید مستقل باشد تا بتواند به کارها رسیدگی کند. (۸)

بررسی:

یک. ربانی شیرازی علیرغم سوابق تراز اول مبارزاتی، از مدافعین اجرای قانون و شرع بعد از انقلاب است و مخالف سرسخت انقلابی‌گری به معنای نقض موازین شرع یا زیرپاگذاشتن مواد قانونی است.

دو. او از استقلال دادگاه و قاضی دفاع می کند. نظر او مشخصا درباره دادگاه انقلاب شیراز تحت فشار بودن آن است. او بدون اینکه وارد جزئیات امر شود از عندلیب دفاع کرد و از فشارهای خلاف شرع و قانون سپاه فارس بر وی و جوسازی‌های برخی روحانیون محلی بی آن‌که نامی از آنها ببرد انتقاد کرده است.

sar-maghale-ee337

مبحث دوم. سرمقاله روزنامه انقلاب اسلامی

روزنامه انقلاب اسلامی به صاحب امتیازی ابوالحسن بنی صدر (اولین رئیس جمهور اسلامی ایران) و مدیرمسئولی محمد جعفری، در سرمقاله مورخ سه‌شنبه ۴ شهریور ۱٣۵۹، تحت عنوان «آیا راست است که…؟» به نکات بسیار مهمی اشاره نموده است. سه قسمت از این سرمقاله تاریخی عینا نقل می شود:

الف. سرمقاله با این عبارت آغاز می شود:«ما میان دو سنگ آسیا هستیم. اگر بنویسیم و یک از بسیار را هم بنویسیم چماقها فورا بلند می شوند و اگر ننویسیم فشار مردم از حد بیرون می رود که شما چرا؟ … شما چرا سکوت می کنید. اقلا دردهای عمومی را به صورت سؤال بنویسید. و سؤالها اینها هستند.»

ب. این پنج پرسش در سرمقاله مذکور درباره محاکمه‌های انجام شده توسط صادق خلخالی است. چهار پرسش نخست مشخصا درباره اعدامهای ۱۲ تیر ۱۳۵۹ شیراز به قضاوت وی است:

«[۱] آیا راست است که ۱۴ نفر در مدتی کمتر از ۱۰ ساعت محاکمه و محکوم و اعدام کرده‌اند؟
[۲] آیا راست است که اجازه ملاقات به خانواده‌های آنان نیز نداده‌اند؟
[۳] آیا راست که زندانیانی را که حکم شرعی قطعی برایشان صادر شده و مجرمین محکومیت قطعی خود را می‌گذرانیده‌اند وسیله دادگاهی دیگر محاکمه و اعدام شده‌اند؟

[۴] آیا راست است که متهمی را در ابتدا به یک سال زندان و پرداخت یک‌صد هزار تومان وجه نقد (بطور غیررسمی بلکه سری و بنام هدیه به بنیاد مستضعفان) محکوم نموده اند و اینک پس از چند ماه که از محکومیتش می گذرد به ناگهان تیرباران کرده اند؟
[۵] آیا راست است که شخصی را که سه سال پیش قاچاق فروشی را ترک کرده، چون پرونده‌اش در زندان قصر بوده بدون پرس‌وجو او را گرفته و اعدام کرده و حکم مصادره اموال او را نیز صادر کرده‌اند و وقتی مأمورین برای اجرای حکم مصادره اموال و تخلیه خانه می‌روند، مشاهده می‌کنند که اولاً خانه اجاره‌ای است و ثانیاً می‌بینند که ۱۱ فرزند وی در زیر چادر خانمش خواب هستند و هم اکنون چند نفر خیّر تعهد کرده‌اند تا زمانی که بچه‌هایش بزرگ شوند امرار معاش آنها را تقبل کنند؟»

ج. و این عبارات پایانی سرمقاله است: «آیا راست است که مردم إحساس امنیت و منزلت نمی کنند و در سنجش عقایدی که وزارت کشور به عمل آورده است، هفتاد درصد [٪۷۰] مردم از فقدان امنیت نگرانی شدید خود را اظهار کرده اند، بخصوص از نبود امنیت سیاسی و همچنین نداشتن منزلت و امنیت، آنها را به کار و کوشش و تولید بی‌علاقه کرده است؟ آیا راست است که …؟ و اگر این مسائل در جمهوری اسلامی وجود دارد آیا ممکن است و ما قادر خواهیم بود که انقلاب اسلامی را صادر کنیم و به عنوان پیشاهنگ و پیشرو و نمونه برای جهانیان باشیم؟» (۹)

بررسی:

یک. نویسنده این سرمقاله تاریخی مدیر مسئول روزنامه انقلاب اسلامی محمد جعفری ماربینی است. تفصیل توضیحات خود وی در باره این سرمقاله در بخش بعدی خواهد آمد. کمتر از نُه ماه بعد او دستگیر می شود و سالها در زندان می گذراند و نخستین رئیس جمهور اسلامی ایران نیز خلع می شود.

دو. همه پرسشهای مطروحه در این سرمقاله تاریخی مستند به اسناد معتبر است که متاسفانه از زمان انتشار تا کنون مورد عنایت مسئولین جمهوری اسلامی واقع نشده است. این سرمقاله از اسناد روسفیدی بنی صدر و همکاران اوست.

سه. چهار پرسشی که بدون ذکر دادگاه و شهر و قاضی در سرمقاله آمده است همگی عینا برگرفته از نامه مورخ ۲۵ تیر ۱۳۵۹ شیخ الفقهاء بهاء الدین محلاتی به آقای خمینی رهبر جمهوری اسلامی است.

پرسش اول: «آیا راست است که ۱۴ نفر در مدتی کمتر از ۱۰ ساعت محاکمه و محکوم و اعدام کرده‌اند؟» محلاتی به خمینی:«نمی دانم حضرتعالی از کیفیت احکام صادره از سوی حاکم شرع  دادگاه‌های ویژه مطلعید؟ آیا می دانید که این آقا [صادق خلخالی] چگونه ۱۴ نفر را در مدتی کمتر از ۱۰ ساعت به قول خودش بدون محاکمه و بدون مطالعه‌ی پرونده‌ها [در شیراز] کشتار کرد؟»
پرسش دوم: «آیا راست است که اجازه ملاقات به خانواده‌های آنان نیز نداده‌اند؟» محلاتی به خمینی:«آیا می دانید که … کشتار کرد و در حالی که حتی اجازه‌ی ملاقات با خانواده‌های آن‌ها را نیز نداد؟»
پرسش سوم: «آیا راست که زندانیانی را که حکم شرعی قطعی برایشان صادر شده و مجرمین محکومیت قطعی خود را می‌گذرانیده‌اند وسیله دادگاهی دیگر محاکمه و اعدام شده‌اند؟» محلاتی به خمینی:«پس چگونه می توان دخالت فردی که خود را حاکم شرع دادگاه های ویژه می‌داند در امور زندانیانی که پس از محاکمه و صدور حکم شرعی، دوران محکومیت قطعی خود را می گذراندند توجیه نمود؟»

پرسش چهارم: «آیا راست است که متهمی را در ابتدا به یک سال زندان و پرداخت یک‌صد هزار تومان وجه نقد (بطور غیررسمی بلکه سری و بنام هدیه به بنیاد مستضعفان) محکوم نموده اند و اینک پس از چند ماه که از محکومیتش می گذرد به ناگهان تیرباران کرده اند؟» محلاتی به خمینی: «آیا چگونه می توان احکام متناقض حکام دادگاه های انقلاب اسلامی را توجیه و تفسیر کرد؟ متهمی اول به یک سال زندان و پرداخت یکصد هزار تومان وجه نقد (به طور غیر رسمی بلکه سری و به نام هدیه به بنیاد مستضعفان) محکوم می شود و تنها پس از چند ماه که از محکومیتش می گذرد و به ناگهان توسط حاکم شرع دیگری تیر باران می شود؟ عجبا، چه دادگاهی، چه احکامی و چه مجازات هایی؟» نام و مشخصات این فرد در بخش بعدی خواهد آمد.

چهار. روزنامه رئیس جمهور جرأت انتشار نامه مرجع تقلید فارس به رهبر جمهوری اسلامی را ندارد و مضمون آن را در قالب سؤال مطرح کرده است! مطمئنا آقای محلاتی رونوشت نامه خود را به مقامات قضایی کشور از جمله بهشتی رئیس دیوان عالی کشور، موسوی اردبیلی دادستان کل کشور و قدوسی دادستان کل انقلاب فرستاده بود. حداقل آنها این سرمقاله را باید خوانده باشند. متاسفانه هیچ اظهار نظری از مقامات ارشد قضائی درباره اعدامهای ۱۲ تیر ۵۹ شیراز منتشر نشده است، هرچند درباره بسیاری امور که هیچ ارتباطی به قوه قضائیه نداشته، اظهار نظرهای تفصیلی کرده اند.

پاسخ صادق خلخالی به سرمقاله فوق در مبحث چهارم همین فصل خواندنی است.

 

مبحث سوم. ملاقات دو همرزم سابق

خبر زیر در روزنامه اطلاعات منتشر شده است: «عصر شنبه ۸ شهریور حضرت مستطاب آیت الله حاج شیخ بهاء الدین محلاتی با امام خمینی رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران ملاقات و گفتگو کرد.» (۱۰)

بررسی:

یک. از جزئیات این دیدار هیچ اطلاعی در دست نیست. نفس این دیدار بسیار مهم است. این نخستین دیدار دو همرزم سابق پس از اعدامهای ۱۲ تیر شیراز و بعد از نامه ۲۵ تیر ۱۳۵۹ آقای محلاتی به آقای خمینی است. علی القاعده انتقادات مذکور در نامه باید در این دیدار مورد بحث و گفتگو قرار گرفته باشد. به احتمال قوی این آخرین دیدار این دو رهبر قیام ۱۵ خرداد هم هست. چرا که آقای محلاتی کمتر از یک سال بعد از این دیدار از دنیا رفته است.

دو. این ملاقات دو هفته بعد از دیدار مورخ ۲۵ مرداد آقای دستغیب امام جمعه شیراز به اتفاق خاتمی فرمانده سپاه فارس با رهبر جمهوری اسلامی صورت گرفته است. بنابراین آقای خمینی اجمالا با دو طرف واقعه شیراز ملاقات کرده و به سخنان آنها گوش فرا داده است. مطمئنا در این فاصله با خلخالی هم ملاقات کرده هرچند از ملاقات با عندلیب حاکم شرع شیراز با رهبری خبری در دست نیست. بنابراین عدم اطلاع آقای خمینی از کم و کیف اعدامهای تیر ۵۹ شیراز خلاف واقع است. اگر ایشان نظر متفاوتی با خلخالی حاکم شرع منصوب خود داشت حتما اعلام کرده بود. با توجه به اعتراض کتبی و شفاهی آقای محلاتی سکوت آقای خمینی معنایی جز رضایت از عملکرد حاکم شرع منصوبش خلخالی ندارد.

imag7390-copy

مبحث چهارم. اعلامیه مورخ ۱۳ شهریور ۱۳۵۹ صادق خلخالی

صادق خلخالی ده روز بعد از انتشار سرمقاله روزنامه انقلاب اسلامی در یادداشتی به تاریخ ۱۳ شهریور ۱۳۵۹ به آن پاسخ داده است: «روزنامه انقلاب اسلامی و احیانا کیهان این روزها در صدد طرفداری از باند قاچاق درآمده و به عنوان سؤال مطالبی را در روزنامه از قول خواننده و یا تلفن کننده مجهول الهویه عنوان می کنند که «آیا می بینید و می دانید که چهارده نفر را در عرض ده ساعت محاکمه و محکوم به اعدام نموده اند؟!» و «آیا می دانید که در خانه فلان کس هروئین و تریاک گذاشته اند و او را بازداشت نموده اند؟» و «آیا می دانید که پیرمرد هشتاد ساله ای را بازداشت نموده اند؟» و …. از اینگونه سؤالها، که در واقع به منزله عسس مرا بگیر است و کلوخ بیاد دزد انداختن.

قبل از اینکه وارد جواب مطالب بشوم باید بگویم که خصیصه تحریک و اغتشاش را همان روزنامه نویسها ایجاد می کنند تا از این رهگذر و با زمینه سازی‌ها بر خر مراد سوار شوند. آنها مطالب را علیه دادگاه ویژه [مبارزه با مواد مخدر] و شخص این‌جانب نمی توانند عنوان کنند، چون می دانند که با عکس العمل کوبنده و طوفان عظیم و سیل آسای مردم اعتیادزده و تریاک زده و هروئین زده مواجه خواهند بود، ولی از زمینه سازی برای اعتراض صریح غافل نیستند و هر روز «قُرُم قُرُم» می کنند. (۱۱) آنها باید بدانند که ما کرارا گفته ایم که در مقابل این حرف و حدیث‌ها هیچ‌گاه موضع خودمان را عوض نمی کنیم و به اصطلاح به کسی باج نداده و نخواهیم داد.

اما در مورد چهارده نفر باید بگویم که این چهارده نفر را به حکم این‌جانب در شیراز اعدام نموده اند، و همه مسئولیت آن را من به عنوان قاضی شرع به عهده گرفته ام. نُه نفر از از آنها از باند قاچاق سابقه داری بوده اند که متجاوز از بیست سال به خودفروشی و هروئین فروشی و بی سیرت و صورت کردن دختران و پسران و احیانا فروش آنها به شیخ نشینها رل مهمی ایفا کرده بودند که به جزای اعمال ننگینشان رسیدند و پرونده کلاسه شده آنها در شهربانی شیراز موجود است و همگان می توانند ببینند. ولی پنج نفر بقیه، یکی از آنها سرلشکر [علی اصغر] ده پناه بود که ۸۲ نفر از مردم شرافتمند شیراز را در ۲۲ بهمن در خیابانهای شیراز به خاک و خون کشیده بود، دیگری [داریوش] بیضائی رئیس ساواک شیراز و فارس که مستقیما در قتل عام مردم شرکت مستقیم داشت، و سومی [غضنفر] بهمن پور رئیس گارد ساواک مستقر در دانشگاه شیراز که در طول هشت سال چه جنایاتی که نکرده در ضرب و شتم و قتل مردم حتی دختران مستقیما دخالت داشته و آن دو نفر دیگر [منوچهر ادیب پور و ناصر ذوالقدر] نیز از همین قماش بودند.

دو ماه است که مردم شیراز هر روز یا در خانه امام اجتماع یا تحصن کرده اند، یا در دفتر رئیس جمهور، یا شورای انقلاب ، و یا مجلس شورای اسلامی، و کسی نبود که جواب آنها را بدهد. ولی حالا که دست انتقام از آستین قدرت بدر آمد و تبهکاران را به جزای اعمال ننگین خود رسانید و با پشتیبانی مردم شرافتمند و غیور و دلاور فارس و شیراز و حتی علمای بزرگ شهر مانند امام جمعه و نماینده امام آیت الله دستغیب و سایر علمای بزرگ روبرو شد، زوزه کشان از گوشه و کنار سردرآوردند و ناله سر دادند که «محاکمه چهارده نفر در عرض ده ساعت چه مناسبتی دارد؟»

آیا آن روحانی نماها و به اصطلاح روشنفکران تا بحال در کجا بودند که این همه ناله و اشک و ضجه مردم را در بیخ گوش خودشان نادیده گرفتند و طرفداری از ده پناه را عنوان کردند و بیاد روزنامه انقلاب اسلامی نیز دادند که تا دیروز بیاد آیندگان و بامداد می دادند!! من نمی دانم تا کی باید کلی گویی کنیم؟ آیا می توانند نشان دهند که در خانه کدام کس هروئین و تریاک گذاشته و اموال او را مصادره کرده اند؟ البته باند قاچاق از این ترهات همیشه گفته و سروده است، ولی گوش ما که از حقیقت انقلاب بیرون آمده ایم به شالتاقی و قالتاقی بدهکار نیست، و ما راه صحیح اسلامی خویش را در پیش گرفته ایم و در زیرسایه امام امت خمینی کبیر از هیچ قدرتی واهمه نداریم. و تا امام مستقیما دستور نفرمایند ما راه خود را دنبال خواهیم کرد….» (۱۲)

بررسی:

یک. خلخالی تنها مقام قضائی است که به پرسشهای سرمقاله روزنامه انقلاب اسلامی پاسخ داده است. نفس پاسخ‌گو بودن فارغ از محتوای پاسخ ارزشمند است. این پاسخ تنها در روزنامه اطلاعات منتشر شده و مشخصا در روزنامه انقلاب اسلامی درج نشده است.

دو. البته خلخالی به جای پاسخ به پرسشهای مهم روزنامه انقلاب اسلامی که در حقیقت عینا انتقادات آقای بهاء الدین محلاتی شیرازی به اعدامهای ۱۲ تیر ۵۹ شیراز است، به حاشیه رفته و این پرسشها و انتقادات را به عنوان حمایت از قاچاقچیان تعبیر کرده، و گفته به کسی باج نمی دهد و «تا امام مستقیما دستور نفرمایند ما راه صحیح اسلامی و انقلابی خود را دنبال خواهیم کرد.» یعنی عملا اعدامها اجرای منویات رهبری و اجرای حکم شرع و دفاع از انقلاب دانسته است. مطلبی که هرگز از جانب دفتر آقای خمینی تکذیب نشد.

سه. این سومین گزارش خلخالی از این اعدامهاست. گزارش نخست به صورت شفاهی در سخنرانی مراسم نماز جمعه مورخ ۱۳ تیر شیراز در مسجد وکیل، و گزارش دوم به صورت شفاهی به خبرگزاری پارس مورخ ۱۵ تیر ۱۳۵۹. مقایسه این سه گزارش به وضوح نشان می دهد که این اعدامها پرونده کتبی نداشته! و حاکم شرع هر بار اتهام و سمت متفاوتی به معدومین نسبت داده است که خواهد آمد.

چهار. او مسئولیت کامل اعدام ۱۴ نفر را در شیراز به عنوان حاکم شرع می پذیرد. معدومین به نظر وی دو دسته بوده اند. دسته اول شامل ۹ نفر از باند قاچاق سابقه دار با متجاوز از بیست سال قاچاق هروئین و تباه کردن جوانان از طریق اعتیاد و فحشاء، و دسته دوم ۵ نفر از عوامل ضدانقلاب. وی ادعا می کند که پرونده دسته اول به صورت کلاسه در شهربانی شیراز موجود است و همگان می توانند ببینند. خلخالی مشخص نکرده که با وجود حاکم شرع مستقر در منطقه محاکمه متهمان ضدانقلاب چه ارتباطی با حاکم شرع ویژه مواد مخدر داشته است!

پنج. آقای محلاتی منتقد اصلی اعدامهای مذکور در مصاحبه مورخ ۸ مرداد ۱۳۵۹ خود گفته بود: «اعدام درباره مربوطین به مواد مخدر و کسانی که در رژیم گذشته قاتل بودند قانونی که از شورای انقلاب گذشته باید عمل شود، ولی در عین حال متن شکوائیه یکی از بستگان اعدام شدگان را عینا موجود است که می بینید.» به بیان دیگر او این اعدامها را غیرقانونی دانسته بود، به طور مشخص یکی از معدومین دسته اول بانو نصرت گوئل کلیمی بود که نامه تظلم بازماندگانش در بخش اول درج شد. خلخالی کلمه ای درباره وی توضیح نداده است. نکات دیگری درباره وی در بخش بعدی خواهد آمد.

شش. وی در گزارش دوم خود اتهام سرلشکر ده پناه را کشتار ۵۲ نفر در دقایق اولیه اعلام کرده بود، در این گزارش که دقیقا یک ماه بعد منتشر شده تعداد افرادی را که وی به خاک و خون کشیده به ۸۲ نفر افزایش یافته است، یعنی ۳۰ نفر افزایش در طی یک ماه! راستی نام این شهدا چیست؟ (۱۳)

ثانیا خلخالی داریوش بیضائی، رئیس امنیت داخلی ساواک منحله شیراز را رئیس ساواک شیراز معرفی کرده، آیا وی تفاوت این دو سمت را نمی داند؟ آخرین رئیس ساواک شیراز محمد تقی جوان بود که در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۵۸ بعد از محاکمه در تهران اعدام شد! (۱۴) گزارش قبلی اتهام بیضائی این بود:«همه عملیات ارتش زیر نظر مستقیم او اداره می شد». اکنون به این اتهام ارتقا یافته: «مستقیما در قتل عام مردم شرکت مستقیم داشت.» شرکت مستقیم در قتل عام مردم چگونه در در گزارش اول و دوم نبود و اخیرا کشف شد؟

ثالثا اتهام غضنفر بهمن پور در گزارش دوم این بود: «دانشجویان دختر و پسر را به دژخیمان ساواک معرفی کرده و حتی کار را به جائی رسانده بود که یکی از دختران دانشجو به نام سعادت را یا کشته یا به دستور او کشته اند.» در این گزارش اتهامش این شده است: «در ضرب و شتم و قتل مردم حتی دختران مستقیما دخالت داشته» یعنی «دخالت مستقیم در ضرب و شتم و قتل» در این یک ماهه بر اتهامات معدوم افزوده شده است. تفاوت حقوقی اتهامهای گزارش اول و دوم برای بی پایگی محاکمه انجام گرفته کافی است.

هفت. خلخالی از دو ماه تحصن مردم شیراز در بیت رهبری، دفتر ریاست جمهوری، شورای انقلاب، و مجلس شورای اسلامی قبل از اعدامها خبر داده است. آقای محلاتی در نامه مورخ ۲۵ تیر ۵۹ خود به آقای خمینی این تحصنها را صحنه سازی خوانده بود: «بسیار بعید است انسانی که این طور دست خود را به خون مردم آلوده می‌کند در گزارش خود دروغ نگوید و به شما خلاف مطلب نرساند. به خصوص که تمام این مسائل یعنی کشتار و دیدن خانواده های شهدا که هیچ کدام صحیح نیستند و تظاهرات آن‌ها، همه و همه به خاطر تعویض حاکم شرع فعلی می‌باشد.»

هشت. خلخالی به حق از حمایت امام جمعه شیراز و نماینده ولی فقیه در استان فارس آقای دستغیب از اعدامها یاد می کند. او از حمایت دو خواهرزاده امام جمعه با عنوان حمایت «سایر علمای بزرگ فارس» یاد کرده است. آنچه خلخالی تجاهل العارف کرده اعتراض مرجع تقلید مردم فارس آقای محلاتی است. خلخالی مطمئنا از اعتراض آقای محلاتی و مشخصا نامه انتقادی وی به آقای خمینی اطلاع کافی داشته است. این عبارت حاکم شرع منصوب ولی فقیه چقدر سخیف است: «زوزه کشان از گوشه و کنار سردرآوردند و ناله سر دادند که محاکمه چهارده نفر در عرض ده ساعت چه مناسبتی دارد؟» عبارت مورد اشاره خلخالی قسمتی از اعتراض آقای محلاتی در نامه ۲۵ تیر به رهبری است. خلخالی با تعابیری سخیف تر به آقای سید حسن طباطبایی قمی رهبر قیام ۱۵ خرداد در خراسان و مرجع تقلید آن ناحیه حمله کرد (۱۵) و آب از آب تکان نخورد!

نُه. وی بار دیگر منتقدان روحانی خود را «روحانی نما» و منتقدان غیرروحانی را «به اصطلاح روشنفکر» خطاب کرده که ناله و اشک مردم شهیدداده را نادیده گرفته و از ده پناه ضد انقلاب حمایت کرده اند! او همچنین بدون ذکر نام، آقای محلاتی یا فرزندش را متهم می کند که اطلاعات منتشره در مورد اعدامهای شیراز را آنها در اختیار روزنامه انقلاب اسلامی قرار داده اند. مراد وی از روحانی نما آقای مجدالدین محلاتی و مرادش از به اصطلاح روشنفکر رئیس جمهور بنی صدر و مدیر مسئول روزنامه انقلاب اسلامی جعفری است.

ده. خلخالی روزنامه انقلاب اسلامی را به خاطر انتشار این انتقادات صریح به یاد سرنوشت روزنامه های آیندگان و بامداد می اندازد. روزنامه هایی که چند ماه قبل برخلاف قانون توقیف شدند. سرنوشتی که چند ماه بعد دامان روزنامه انقلاب اسلامی را هم گرفت.

یازده. خلخالی به هیچیک از پرسشهای سرمقاله روزنامه انقلاب اسلامی پاسخ نداد! او اینکه ۱۴ نفر را در کمتر از ۱۰ ساعت محاکمه و اعدام کرده است را انکار نکرد. او اینکه به معدومین اجازه ملاقات به بستگانشان نداده را تکذیب نکرد. او انکار نکرد که زندانیانی را که حکم شرعی قطعی برایشان صادر شده و مجرمین محکومیت قطعی خود را می‌گذرانیده‌اند دوباره محاکمه و اعدام کرده است. خلخالی تکذیب نکرد که متهمی را در ابتدا به یک سال زندان و پرداخت یک‌صد هزار تومان وجه نقد (بطور غیررسمی بلکه سری و بنام هدیه به بنیاد مستضعفان) محکوم شده بود پس از چند ماه که از محکومیتش می گذرد تیرباران کرده است.

دوازده. اینکه حکام شرعی أمثال خلخالی اینگونه بی محابا قانون و شرع را زیرپا بگذارند تنها زمانی میسر است که عملکردشان در مجموع مورد رضایت شخص ولی فقیه بوده باشد، در غیر این صورت – با این همه اعتراض محلی و ملی – آنها قادر به ادامه این روشهای خشن نبودند. آقای خمینی در این انقلابی گریهای افسارگسیخته مسئول بوده است، بی آن که از مسئولیت أمثال خلخالی و مقامات قضائی کم کند. (۱۶)

 dastgheyb1_14

فصل سوم. دفاع امام جمعه شیراز از خلخالی و اعدامها

 

دو روز بعد از انتشار گزارش سوم خلخالی، آقای سید عبدالحسین دستغیب امام جمعه شیراز و نماینده ولی فقیه در استان فارس در یک مصاحبه مطبوعاتی به سوالات خبرنگاران درباره مسائل مختلف مملکتی و استان فارس پاسخ داد. (۱۷) بخشهای مرتبط با بحث این مقاله عینا در دنبال نقل می شود:

الف. ملاقات با مقام رهبری: «از آیت الله دستغیب سؤال شد که در ملاقات با امام [خمینی] چه مسائلی را مطرح کرده اید؟ وی گفت: در این ملاقات متاسفانه حال امام مساعد نبود، و در ثانی وقت کافی نداشتند، لذا نتوانستیم در مورد مشکلات منطقه بخصوص مسئله عشایر تذکراتی بدهم، و در مورد مشکلات شهر و نارضایتی خودم از برخی روحانیون مطالبی بیان کردم و از ایشان تقاضا نمودم که اجازه فرمایند نماز جمعه را ترک نمایم، اما ایشان گفتند سنگر را نباید خالی گذاشت.» (۱۸)

ب. حاکم شرع شیراز در قضاوت اشتباه می کند: «نظر آیت الله دستغیب درباره حاکم شرع شیراز و ریشه اختلافات با ایشان سوال شد. وی گفت: از چند ماه قبل شکایات زیادی از آقای اسدالله عندلیب حاکم شرع شیراز به ما می رسید، که همه حاکی از آن بود که نامبرده در قضاوت اشتباه می کند، و نسبت به مراجعین به دادگاه بدرفتاری می نماید، و دیده شده که عده ای را سیلی زده و با لگد بیرون کرده است و یا کاسبی را به خاطر هفتاد تومان گرانفروشی به سه ماه حبس محکوم نموده که اکنون کاسب مزبور ضدانقلاب شده و از اسلام روگردان شده است. (۱۹) بنابراین خلاف کاری‌های حاکم شرع به تهران گزارش شده، بنده غرض شخصی با ایشان ندارم، ولی سپاه پاسداران مسئله ای را از من پرسید و عنوان کرد: با اینکه می دانیم حاکم شرع خلاف اسلام عمل می کند می توانیم دستورات و احکام او را اجرا کنیم یا نه؟ گفتم: چون می دانید خلاف عمل می کند جایز نیست احکامش را به مورد اجرا درآورید. بناشد قاضی شرع دیگری به شیراز بفرستند، زیرا دادگاه برای برداشتن دشمنی‌ها ایجاد می شود نه ایجاد دشمنی‌ها. من صلاحش نمی دانم ایشان به شیراز بیاید، زیرا کار سخت قضاوت بدردشان نمی خورد، چون هم دینش در خطر است و هم مسلمین توی درد سر می افتند.

از امام جمعه شیراز سوال شد که نظرتان را نسبت به بازگشت حاکم شرع به شیراز بگوئید؟ وی اظهار داشت: گمان نمی کنم شورای عالی قضات با توجه به آن همه مدارک و شکایات که علیه ایشان وجود دارد دوباره او را به شیراز فرستاده باشند. بنابراین من ایشان را صالح نمی دانم.»

پ. ارتباط با سپاه: «سوال شد رابطه شما با سپاه پاسداران و نهادهای انقلابی دیگر چیست؟ امام جمعه شیراز گفت: بنده اطلاعاتم نسبت به سایر نهادها کم است، اما در مورد سپاه پاسداران اطمینان دارم که اینها از روی اخلاص و حسن نیت و فداکاری کار می کنند، و تمامشان با من در ارتباط می باشند و اگر مشکلاتی داشته باشند با من در میان می گذارند و وظیفه شرعیشان را به آنها گوشزد می کنم….»

ت. پاکسازی این نیست که به بیکاران بیافزائیم: «آیت الله دستغیب در مورد پاکسازیها و هیاتهای پاکسازی گفت: در امر پاکسازی باید ملاحظه حال بعد از انقلاب بشود و جرائم با توجه به میزان جرم تعیین گردد. اگر شخصی مفسد و ضدانقلاب است باید اخراج شود البته با ملاحظه خانواده اش لیکن هر جرمی یک حدی دارد. پاکسازی معنی‌اش این نیست که یک بیکاری به بیکاران بیفزایند. بلکه تنزل مقام بدهند، حقوق کم کنند، تبعید کنند، ولی اگر افرادی هستند که فساد نمی کنند و بعد از انقلاب با ملتند ولو یک سابقه کوچکی هم دارند باید با اینها  با رحمت رفتار شود زیرا اسلام دین رحمت است نه زحمت، و به عبارت دیگر باید میزان حال بعد از انقلاب شخص در نظر گرفته شود و انتقام هم باید در حد عدل باشد در غیر این صورت خود اینها قهرا ضدانقلاب می شوندو به زیان است. بنده این موضوع را به هیاتهای پاکسازی گفته ام. متاسفانه در بعضی ارگانها این جور عمل نشده خواهش من این است که تجدید نظر به عمل آید.»

ث. پاسخ به اعتراضات به نماز جمعه: «امام جمعه شیراز در رابطه با اعتراض بعضی افراد به نماز جمعه افزود: در بعضی از نمازهای جمعه اعلامیه هایی توسط اشخاصی منتشر شده بود که در یکی از آنها به آقازاده آیت‌الله محلاتی [مجدالدین] اهانتی شده بود، و یا در سخنرانی های قبل از نماز جمعه حملاتی به حاکم شرع [اسدالله عندلیب] و خسرو و ناصر قشقایی شده بود. اطرافیان آیت الله محلاتی به ایشان می گویند و ایشان بدون توجه به اینکه من دخالتی در این باره نداشته ام گله ای فرموده اند. در حالی که به من ربطی ندارد و حتی علیه خود من هم [سازمان] مجاهدین [خلق ایران] اعلامیه در نماز جمعه پخش کرده بودند. من که نمی توانم نماز جمعه را ول کنم و توی صفها بگردم ببینم چه کسی اعلامیه پخش می کند! به هر حال امیدواریم خود ایشان جبران کنند.»

ج. مسئله تولیت امام‌زاده‌ها: «سوال شد شما گاهی تقاضای تولیت آستانه سیدمیرمحمد و مدرسه حکیم را کرده اید؟ آیت الله دستغیب اظهار داشت: از ۷۰۰ سال قبل به این طرف تولیت آستانه سیدمیرمحمد (برادر شاهچراغ) به عهده خانواده ما بوده و همیشه مسن ترین فرد خانواده این کار را انجام می داده و بنده هیچ وقت تقاضای تولیت نداشتم. و اما در مورد تولیت مدرسه حکیم باید بگویم مدرسه حکیم در سال ۱۰۷۰ هجری [قمری] توسط  جد ما میرزا هدایت‌الله حکیم تاسیس شده بود، ولی در زمان رضا خان به خرابه ای تبدیل شد و فقرا آنجا را به کاراونسرا تبدیل کردند. بنده در سال ۵۰ [شمسی] دیدم که آثار جدمان دارد از بین می رود. با کمک مؤمنین آنجا را تجدید ساختمان کردیم. البته فرهنگ و هنر مشکلاتی هم برایمان فراهم کرد و در این راه رژیم جز مزاحمت کار دیگری نداشت انجام دهد.»

چ. تایید آیت الله خلخالی: «خبرنگاری سوال کرد: نظرتان درباره احکام اعدامهایی که آیت‌الله خلخالی در شیراز صادر کرد چیست و علت اینکه شما خلخالی را تایید کردید چه بود؟ امام جمعه شیراز گفت: چون [صادق] خلخالی را از حیث علم و تقوا می شناسم، کارش را تایید می کنم. و در ثانی احکام او را در مورد ضدانقلابیون و عاملان کشتار و غیره تایید می نمایم، زیرا [غضنفر] بهمن پور کسی بود که با افراد مسلح روز ۱۵ خرداد ۴۲ به منزل من ریختند، علویه من را این‌قدر باتوم زدند که همان شب بچه‌اش سقط شد و تا آخر عمر هم جای سیاهی ضربات لگدها و باتومها بر بدنش آشکار بود، و در ثانی سید هاشم پسرم را آنقدر کتک زده بود که دندانهایش شکست و پهلویش آسیب دید که تا حالا کلیه هایش ناراحت می باشد. و دیگر اینکه همشیره ام را مضروب ساختند و فردای آن روز هم پسر شانزده ساله ام بنام جلیل را کشتند. و مهم تر اینکه چندین سال هم در دانشگاه جوانان این شهر را اذیت و آزار و شکنجه می‌کرد و یا آنها را تحویل ساواک می داد. لذا با توجه به این موارد هست که من خلخالی را تایید می کنم.»

ح. اختلافات محلی روحانیت: «نظر آیت الله دستغیب درباره اختلاف روحانیت در شیراز سوال شد. وی گفت: اولا اختلاف باید دو طرفه باشد که شخص بنده با کسی اختلافی ندارم و از دو سه نفر اهل علم شنیده ام ولی نمی دانم منشأ این جبهه گیری ها چیست؟ به هر حال احتمال دارد بعضی از گروهها اینها را تحریک کرده باشند. لذا من به ایشان نصیحت می کنم بیایید مصلحت اسلام را بر مصلحت خودتان مقدم تر بدارید. اگر آنها این اختلاف را آشکار نکرده بودند سکوت محض می کردم، ولی حالا که آشکار شده به آنها می گویم شما مبلّغ اسلام هستید می دانید که سوء ظن و بی احترامی و تهمت و افترا و اهانت و آبروریزی در اسلام حرام است و جنگ با خدا می باشد. بنابراین اگر شما روی منبر تهمت بزنید مردم چه خواهند کرد. بیایید اگر مسائلی هم دارید ظاهر نکنید و سبب اختلافات نشوید و نگوئید من در انقلاب چنین و چنان کردم، زیرا این‌کار شرک است. امید است که خود آقایان این مسائل را روی منبر جبران کنند و اگر ادامه دهند مردم ساکت نمی نشینند. (۲۰) به هر حال من سر سوزنی نه بغضی نه کینه ای نه با علما و نه با مردم و نه به هیچکس دیگر ندارم و هیچ مقامی هم نمی خواهم. نماز جمعه هم روی ناچاری است که به من تکلیف شده است.» (۲۱)

خ. «اجرای حدود شرعیه: سوال شد نظرتان درباره اجرای حد شرعیه چیست؟ آیت الله دستغیب گفت: الآن که حکومت اسلامی است تعطیل حد شرعیه حرام است، زیرا امنیت اجتماع به اجرای حدود بستگی دارد. (۲۲)

بررسی:

یک. آقای سید عبدالحسین دستغیب یکی از روحانیون مبارز از خانواده‌های قدیمی شیراز که نسلا در نسل روحانی بوده اند. ایشان در وعظ و تبلیغ توانا و کتب متعددی از ایشان منتشر شده از جمله «قلب سلیم» و «گناهان کبیره» که همگی صبغه اخلاقی و نقلی دارند. آقای دستغیب در قیام ۱۵ خرداد سال ۴۲ در شیراز همانند آقای محلاتی دستگیر شد. مبارزات وی تا پیروزی انقلاب ادامه داشت. نخستین حکم مکتوب امامت جمعه در جمهوری اسلامی از سوی آقای خمینی برای آقای سید عبدالحسین دستغیب صادر شده است:«خدمت حضرت مستطاب حجت الاسلام و المسلمین آقاى حاج سید عبدالحسین دستغیب دامت برکاته، مرقوم محترم که حاکى از صحت مزاج شریف بود واصل گردید طومارى هم از اهالى محترم شیراز وسیله حامل نامه رسید که خواستار شده بودند جنابعالى دعوت آقایان را جهت اقامه نماز جمعه بپذیرید و بدین ترتیب مناسب است جنابعالى اقدام فرموده و نماز جمعه را در شیراز بخوانید، از خداى تعالى ادامه توفیقات و سلامتى آن‌جناب را خواستارم.» (۲۳) در حقیقت بلافاصله بعد از نخستین نماز جمعه رسمی با امامت آقای طالقانی در ۵ مرداد ۱۳۵۸ در تهران نامه آقای دستغیب و یک طومار از طرفداران ایشان با پیک به دست آقای خمینی می رسد، مقام رهبری نیز درخواست مریدان ایشان برای اقامه نماز جمعه در شیراز را می پذیرد.

دو. در انتخابات ۱۲ مرداد ۱۳۵۸ آقای دستغیب به عنوان نماینده اول مردم فارس روانه مجلس بررسی نهایی قانون اساسی جمهوری اسلامی شد. (۲۴) وی در این مجلس مهم در زمره ساکت‌ترین اعضای مجلس خبرگان بود. تنها پنج بار در این مجلس نام وی به چشم می خورد: دو بار آن تذکر تک جمله ای است (۲۵)، یک بار هم تذکر شکلی (۲۶)، اما ایشان دو بار به تفصیل صحبت کرده است و هر دو بار در اثبات اصل ولایت فقیه. به نظر ایشان بشر اصولا حق قانون‌گذاری ندارد و قانون گذاری در مجلس شورای ملی تنها با حضور چند نفر از مجتهدین و فقها مجاز است و الزاما در قانون اساسی باید حق اعتراض و لغو مصوبات مجلس توسط مرجع تقلید منظور گردد. به‌جای ریاست جمهوری شورای جمهوری البته با عضویت فقیه عادل مجاز است تا حکم آن اسلامی باشد. (۲۷) به نظر ایشان «اصل وجوب اطاعت از ولی امر و اطاعت از فقیه عادل از اصول مذهب ماست. حکومت حق فقیه عادل است، این هم از اصول مسلم مذهب ماست و چیز تازه ای نیست.»  (۲۸) در نماز جمعه شیراز عبارت «من اطاع الخمینی فقد اطاع الله» (هر کس از خمینی اطاعت کند از خداوند اطاعت کرده است) از تکیه کلامهای ایشان بود. (۲۹) ایشان در تاریخ ۲۰ آذر ۱۳۶۰ در راه نماز جمعه توسط یکی از تروریستهای سازمان مجاهدین خلق ایران در یک حمله انتحاری مظلومانه به شهادت رسید. رحمت خداوند بر ایشان باد. آقای خمینی در پیام تسلیت خود از ایشان به عنوان «معلم اخلاق و مُهَذِّب نفوس و متعهّد به اسلام و جمهورى اسلامى» یاد کرد. (۳۰)

سه. این مصاحبه از بهترین اسناد برای شناخت تفکر و منش و روش آقای دستغیب است. در ابتدای مصاحبه گزارشی از ملاقات اخیر خود با اقای خمینی ارائه کرده، رئیس جمهوررا به تبعیت از ولی فقیه فرا خوانده است. ایشان نظر خود را درباره حاکم شرع شیراز عندلیب، سپاه پاسداران استان فارس، حدود پاکسازی، اجرای حدود شرعیه، تولیت امامزاده های شیراز، پاسخ به اعتراضها به نماز جمعه شیراز، و اختلافات محلی روحانیت، و از همه مهمتر دفاع تمام قد از قضاوت خلخالی و اعدامهای ۱۲ تیر ۵۹ شیراز را تشریح می کند. این مصاحبه برای درک مسئله مورد بحث این مقاله اهمیت فراوان دارد.

چهار. آقای دستغیب همانند دیگر روحانیون حکومتی شیعه قائل به اجرای مطلق حدود شرعیه و تقدم عملی آن بر کلیه اهداف متعالی دین بوده است. چگونه بجای استقرار حداقلی از عدالت اجتماعی می توان حدود شرعیه را اجرا کرد؟

پنج. دیدگاه اعلامی آقای دستغیب در مورد پاکسازی‌ها معقول و معتدل است. وضعیت فعلی افراد باید در نظر گرفته شود. از روشهای مختلف – نه فقط اخراج – با توجه به میزان جرم استفاده شود. مشکلات خانواده کارمندان فراموش نشود. آیا نهادهای تحت حمایت ایشان از جمله سپاه در عمل همین سیاست را دنبال می کردند؟

شش. اظهار نظر ایشان در مورد تولیت خانوادگی امامزاده ها و مدارس دینی در هفتصد سال اخیر ریشه بسیاری ازاختلافات محلی بوده است. این مسئله هم توسط آقای خمینی به نفع خانواده دستغیب حل شده برادر کوچک ایشان به تولیت امامزاده های اصلی شیراز منصوب می شود: «جناب حجت الاسلام آقاى حاج سید محمد مهدى دستغیب دامت افاضاته، به منظور تصدى امور دو آستانه مبارکه حضرت احمد ابن موسى ابن جعفر، شاهچراغ و حضرت میرسید محمد علیهما السلام، جنابعالى را به تولیت دو آستانه مذکور منصوب مى‌نمایم. امیدوارم موفق و موید باشید.» (۳۱)

هفت. آقای دستغیب اطمینان کامل خود را از سپاه پاسداران فارس اعلام می کند. پاسداران با ایشان در ارتباط هستند و در امور شرعی نیز مطیع ایشان. به عبارت دیگر دو نهاد انقلابی پرقدرت استان (امامت جمعه و سپاه پاسداران) در اتحاد و هماهنگی کامل به لحاظ دینی و نظامی هستند.

هشت. آقای دستغیب به همراه مسعود خاتمی فرمانده سپاه فارس در تاریخ ۲۵ مرداد با آقای خمینی ملاقات داشته است. این ملاقات به دو دلیل بسیار کوتاه برگزار شده یکی کسالت آقای خمینی و دیگری ضیق وقت ایشان. آقای دستغیب اغلب وقت دیدار را به ریشه مشکلات شیراز یعنی «نارضایتی ایشان از برخی روحانیون» اختصاص می دهد. مرجع این ضمیر (به قرینه دیگر بخشهای همین مصاحبه) به آقای بهاء الدین محلاتی و اسدالله عندلیب برمی گردد. آقای دستغیب پیشنهاد می کند برای رفع مشکل از امامت جمعه شیراز کناره گیری کند که از سوی آقای خمینی پذیرفته نمی شود. حضور فرمانده جوان سپاه فارس در دیداری که اختلافات روحانیت مسئله اصلی آن بوده، بسیار معنی دار است.

نُه. آقای دستغیب علاوه بر خطبه های نماز جمعه و سخنرانی خلخالی در مراسم قبل از نماز جمعه بر علیه حاکم شرع شیراز، برای نخستین بار به طور علنی در این مصاحبه نظر صریح خود را در مورد عدم صلاحیت اسدالله عندلیب حاکم شرع شیراز اعلام می کند. در این بیانات چند نکته حائز اهمیت است:

اولا ایشان عندلیب را متهم به اشتباه در قضاوت، پرت کردن قرآن!، بدرفتاری از جمله برخورد فیزیکی! با مراجعین، بی توجهی به تذکرات کرده است. (به قرینه دیگر بخشهای مصاحبه) منبع اصلی اخبار ایشان فرماندهی سپاه فارس است. البته هیچ قاضی بشری از اشتباه مصون نیست. شرع و قانون نیز برای خطای قاضی پیش بینی‌های لازم را کرده است. ایشان و سپاه نیز برای عزل قاضی به مراجع ذی ربط شکایت کرده اند. اما قبل از تصمیم شورای عالی قضایی طرح علنی و عمومی این اتهامات به عالی ترین مقام قضایی استان آن هم از سوی امام جمعه و نماینده ولی فقیه که معلم اخلاق هم بوده است جای تامل جدی دارد.

ثانیا در زمان مصاحبه تا اواخر شهریور، تحت فشار ایشان و فرمانده سپاه، حاکم شرع یا در محل ماموریت (شیراز) حاضر نبوده یا در دادگاه حاضر نمی شده است. (۳۲)

ثالثا از همه عجیب تر اینکه ایشان به سپاه فارس اجازه شرعی تمرد از دستورات مقام قضایی رسمی حکومتی را صادر کرده: «چون می دانید خلاف عمل می کند جایز نیست احکامش را به مورد اجرا درآورید». اینکه در هر استان و ولایتی امام جمعه و فرمانده سپاه به صواب‌دید خود عمل کنند و قاضی دست نشانده خود را طلب کنند معنایی جز رجعت به دوران قبایلی و ملوک الطوایفی ندارد. اگر به نظر ایشان حکومت مرکزی مقبول و مشروع است، مشکلات منصوبان حکومت مرکزی باید از طریق ساز و کارهای قانونی و اخلاقی و شرعی دنبال شود. متاسفانه دقیقا برخلاف آن عمل شده است.

ده. آقای دستغیب می پذیرد که در نماز جمعه شیراز اعلامیه هایی برعلیه مجدالدین محلاتی، اسدالله عندلیب و سران عشایر فارس پخش شده است. واضح است که این اعلامیه‌ها نه توسط شخص امام جمعه پخش شده نه توسط شخص ایشان نوشته شده است. اشکال منتقدین این بوده که این اعلامیه ها از سوی نهادهای انقلابی از جمله سپاه شیراز با هماهنگی ستاد نماز جمعه تهیه و پخش شده است و شخص امام جمعه با این اعمال خلاف شرع و اخلاق و قانون مخالفتی ابراز نکرده است. اینکه در محل نماز جمعه که توسط سپاه شیراز کنترل می شده اعضای سازمان مجاهدین خلق علیه امام جمعه اعلامیه پخش کرده باشند مبتنی بر گزارش خلاف واقع به امام جمعه است. راقم این سطور از جمله شرکت کنندگان در نماز جمعه شیراز و از علاقه مندان به امام جمعه شهید بوده است.

یازده. تحلیل اختلافات روحانیون شیراز در آن مقطع امر ساده ای نیست. به روایت آقای دستغیب ایشان با کسی اختلاف ندارند، یعنی اختلاف یک طرفه است، نه دو طرفه! ایشان به جای اینکه در گفتگویی حضوری با رقیب محلی به رفع ریشه ای اختلاف اقدام بفرمایند، یک طرفه بر منبر وعظ رفته آقای محلاتی را در روزنامه نصیحت کرده که مصلحت اسلام را بر مصلحت شخصی مقدم تر بدارد! ایشان نقد منقول از طرف مقابل را تهمت و افترا و اهانت دانسته است. آقای دستغیب در موضع قدرت به استاد سابق خود تذکر می دهد که یادآوری مشارکت در انقلاب «شرک» است! بعد هم تهدید می کند که اگر رقبا «جبران نکنند و ادامه دهند مردم ساکت نمی نشینند»! مراد از مردم هم امت حزب الله است که نزد عوام و خواص معلوم الحال هستند. آقای دستغیب در موضع قدرت اول استان فارس  بوده است، شیوه مواجهه این معلم محترم اخلاق با منتقدانش متاسفانه اخلاقی نبوده است.

دوازده. مهمترین بخش مصاحبه حمایت تمام قد آقای دستغیب از خلخالی و اعدامهای تیر ۵۹ شیراز است. به این قسمت با تفصیل بیشتری بحث می کنم:

اولا با اینکه ایشان صلاحیت اسدالله عندلیب را برای قضاوت به طور کامل رد کرد، اما صادق خلخالی را از حیث «علم و تقوا» و قضاوتهایش تایید کرده است.

ثانیا آقای دستغیب که علاوه بر نماز جمعه در تلگراف مورخ ۲۲ تیر ۱۳۵۹ صریحا و علنا از اعدامهای ۱۲ تیر شیراز توسط صادق خلخالی پشتیبانی کرده بود، این بار جزئیات بیشتری در این زمینه ابراز می کند. ایشان اعدامهای هر دو دسته (متهمان مواد مخدر و ضدانقلاب) را تایید می کند. یک نفر از معدومین به نام سرهنگ غضنفر بهمن پور را به امور زیر متهم می کند: حمله به منزل ایشان در روز ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ به همراه افراد مسلح، مضروب کردن افراد خانواده ایشان با باتوم شامل اولا همسر آقای دستغیب که منجر به سقط جنین ایشان در همان شب شده، و تا آخر عمر جای سیاهی ضربات باتوم بر بدن ایشان باقی بوده، ثانیا مضروب کردن پسر ایشان سید هاشم از جمله شکستن دندانهای وی و آسیب دیدن پهلوی او که درد کلیه اش تا کنون ادامه دارد، ثالثا مضروب کردن خواهر ایشان. از همه مهمتر در روز ۱۶ خرداد ۱۳۴۲ پسر ۱۶ ساله آقای دستغیب بنام جلیل را کشته اند.

ثالثا گزارش اقای دستغیب از وقایع نیمه خرداد ۱۳۴۲ شیراز فی الجمله صحیح است، اما در پاره ای جزئیات آن خطا رخ داده که یا از سوی روزنامه نگاران در نقل مسامحه شده (که بسیار محتمل است، اما بعدا از سوی ایشان یا دفتر امام جمعه تکذیب یا تصحیح نشده) یا به دلیل کبر سن برخی جزئیات دقیق نیست. به هر حال در نکات زیر روایت ایشان صائب است:

الف. یکی از مهاجمین به منزل آقای دستغیب در آن زمان سروان غضنفر بهمن پور سرکلانتر کلانتری ۳ شیراز بوده است. (۳۳)

ب. مضروب شدن خواهر ایشان خانم عصمت الشریعه دستغیب با قندان تفنگ، پرت شدن روی زمین و مجروح شدن از ناحیه سر به دلیل برخورد با سنگ. (۳۴)

پ. همین خانم نقل می کند: «خودم را به زیر زمین رساندم دیدم همسر آقای دستغیب از هول بچه اش را سقط کرده و از درد به خود می پیچد. وی رو به من کرد و گفت: خانم صورتتان پر از خون است. و چادر نمازش را به سر من بست. در همین حال کماندوها به زیرزمین ریختند و از خانم آقای دستغیب سؤالاتی کردند. به آنها گفتم که ایشان کاری به این کارها ندارد.» (۳۵)

ت. مضروب شدن سید هاشم پسر ایشان و شکسته شدن سه دندان وی. (۳۶)

ث. شهادت جلیل دستغیب (متولد ۱۳۲۹) دانش آموز ۱۶ ساله در روز ۱۶ خرداد ۱۳۴۲. وی در بازگشت از دبیرستان فرصت در پای حوض شاهچراغ مورد اصابت گلوله ماموران قرار می گیرد و به شهادت می رسد. (۳۷)

در نکات زیر نیز در نقل آقای دستغیب تأمل رواست:

ج. شورای امنیت شهر بازداشت این افراد را تصویب و ابلاغ می کند: آقایان بهاء الدین محلاتی، فرزند وی مجدالدین، و برادر او جلال الدین آیت الله زاده، آقای سید عبدالحسین دستغیب و فرزندش سید هاشم، و سید مجدالدین مصباحی. از این شش نفر پنج نفر در نیمه شب ۱۶ خرداد ۱۳۴۲ دستگیر می شوند، (۳۸) اما آقای دستغیب توسط برخی مریدان پنهان می شود، و دو روز بعد در نیمه شب ۱۸ خرداد دستگیر می شود، (۳۹) لذا ایشان در زمان حمله کوماندوها به منزل خود در خانه حضور نداشته و خود شاهد حمله نبوده است. یعنی نقل ایشان در این زمینه بلاواسطه نیست، بلکه با واسطه است.

چ. جلیل سربی (دستغیب) شانزده ساله شهید ۱۶ خرداد ۴۲ فرزند آقا سید عبدالحسین دستغیب نبوده است. وی خواهرزاده سید عبدالحسین و فرزند خانم عصمت الشریعه دستغیب که در شب نیمه خرداد در خانه دائی خود بوده و از ماموران سیلی خورده و مادرش مجروح شده که گذشت. (۴۰)

ح. غضنفر بهمن‌پور در حمله به منزل آقای دستغیب در نیمه شب ۱۶ خرداد ۱۳۴۲ شرکت داشته است، هرچند در این حمله فرمانده نبوده است. در این حمله هیچ‌کس کشته نشده است، هرچند کسانی مجروح شده اند. همسر آقای دستغیب هم جنین خود را از هول حمله ماموران غیرمعذور سقط کرده است. هیچ سندی در دست نیست که غضنفر بهمن پور بیش از مشارکت در اصل حمله و مسئولیت در تمام جنحه و جنایت‌های رخ داده در آن، جنحه و جنایت نسبت به اشخاص خاصی مرتکب شده باشد. در اسناد موجود حضور بهمن‌پورمحرز است، اما در این اسناد ضرب و جرح اعضای خانواده دستغیب توسط وی قابل اثبات نیست. (۴۱)

خ. نام قاتل جلیل سربی سرهنگ ایروانی رئیس کلانتری واقع چهار راه مشیر بوده، نه سروان بهمن پور! پس از انقلاب قاتل دستگیر و محاکمه می شود، اما مادر شهید بعد از مشورت با برادرش (سید عبدالحسین دستغیب) از خون فرزند خود می گذرد. ایروانی پس از آزادی از زندان زمینی را به نام خلیل سربی (دستغیب) جهت احداث مسجد اهدا می کند، کلنگ بنای این مسجد توسط شخص آقای سیدعبدالحسین دستغیب برزمین زده می شود. (۴۲)

چ. اکنون این سوال جدی مطرح است: چه تفاوتی است بین سرهنگ ایروانی که یقینا مرتکب قتل شده، و سروان (و بعدا سرهنگ) بهمن پور که مرتکب قتل نشده؟ اولی بعد از محاکمه آزاد شده و دومی بعد از محاکمه به حبس طویل المدت محکوم شده، اما در محاکمه دوم که کاملا غیرقانونی بوده به اعدام محکوم و بلافاصله اعدام شده است؟! این پرسش در چارچوب شرع، قانون و اخلاق بی جواب است. امیدوارم آقایان سیدعبدالحسین دستغیب و صادق خلخالی در سرای دیگر برای آن پاسخی داشته باشند.

f61cb456b74625fb77d9e3bbdfdf1b91d1f5576d

 فصل چهارم. نظر حقوقی دادستان دادسرای انقلاب اسلامی شیراز

 

«ابراهیم میرغفاری دادستان دادسرای انقلاب اسلامی شیراز که از سمینار پنج روزه قضات شرع و دادستانهای انقلاب در تهران بازگشته بود در مورد اختلافات شدید بین سپاه پاسداران و رئیس دادگاه انقلاب گفت: وظایف دادستان و حاکم شرع را قانون و مقررات و موازین شرعی مشخص کرده، دادستان وظیفه تعقیبی دارد و دادگاه وظیفه داوری و قضاوت. به فرض وجود اختلاف بین این دو نهاد انقلابی که صدمات بزرگی به انقلاب می زند، این امر نبایستی در کار دادسرا اشکالی ایجاد کند. وی در مورد شایعه غیرشرعی و غیرقانونی بودن بعضی احکام صادره از سوی حاکم شرع اظهار داشت: تشخیص غیرقانونی بودن حکم با مراجع قضایی است و در صلاحیت ایشان نمی باشد.

چون دادسرای انقلاب شیراز مدتها تعطیل بوده آنچه مورد توجه و رسیدگی قرار گرفته پرونده شهدای انقلاب بوده که به محض شروع به کار دستورات قانونی از قبیل احضار متهمین متواری اعلام به مراجع انتظامی جهت کشف محل اختفا و دستگیری، توزیع و تکثیر عکسهای آنها و ارسال آن به مراجع انتظامی سراسر کشور برای دستگیریشان صادر شده است. فقط در صورت مجهول المکان یا خارج از کشور بودن متهمین ما معتقد به محاکمه غیابی می باشم. من از اینجا به این متهمین متواری سرتیب سالاری، سرهنگ سلطانی، سرهنگ حمزوی و سرهنگ قاسمی اخطار می کنم هرچه زودتر خودشان را به مراجع قضائی معرفی کنند تا از برخی ارفاقات قانونی برخوردار شوند.

آقای میرغفاری درباره اعدامهای اخیر شیراز که به حکم آیت الله خلخالی صورت گرفت گفت: آقای خلخالی حاکم شرع دادگاه ویژه مواد مخدر هستند و در مورد پرونده های مواد مخدر هر حکمی صادر کنند صلاحیتشان قانونی است و اصولا در مناطقی که حاکم شرع وجود دارد و پرونده هم غیرمواد مخدر است، قانونا حق رسیدگی و دخالت در حوزه قضائی حاکم شرع را ندارند، حالا ایشان در این مورد اختیاری داشته یا خیر، من نمی دانم. حتما کاری که انجام دادند طبق اختیاری بوده که به ایشان داده اند. قانون طرز تشکیل دادگاهها و دادسرهای انقلاب مصوب سال ۱۳۵۸ شورای انقلاب و قوانین مصوب دیگر صلاحیت دادسرها و دادگاههای انقلاب را معین کرده است.» (۴۳)

بررسی:

یک. دادستان انقلاب اسلامی شیراز در این مصاحبه به غیر از وظایف قانونی خود درباره چیزی دیگری اظهار نظر نکرده است، و این در جمهوری اسلامی خصوصا در سال ۵۹ شایسته تشویق است! وی از هرگونه اظهار نظری درباره احکام صادره از دادگاه انقلاب شیراز خودداری کرده است.

دو. وی با شجاعت اظهار داشته که صادق خلخالی قانونا حاکم شرع دادگاه ویژه مواد مخدر است و قضاوت او در دیگر پرونده ها مجوز قانونی ندارد، اگر ایشان در اعدام‌های ۱۲ تیر ۱۳۵۹ شیراز در مورد غیرمواد مخدر مجوزی داشته دادستان از آن بی اطلاع است.

سه. میرغفاری در تاریخ ۱۲ تیر ۱۳۵۹ به همین دلیل حاضر نشد پرونده‌های درخواستی خلخالی را در اختیار وی بگذارد. خلخالی در نماز جمعه مسجد وکیل شیراز مورخ ۱۳ تیر ۱۳۵۹ اذعان کرده بود که محاکمه و اعدام افراد بدون دسترسی به پرونده قضائی انان صورت گرفته است: «ما از دادستان انقلاب شیراز [ابراهیم میرغفاری] درخواست پرونده های موجود در دادگاه انقلاب را کردیم. متاسفانه این پرونده ها را در اختیار ما نگذاشتند، و ما طبق همان پرونده هایی که در زندان یا در دست سپاه پاسداران بود و با اظهارات شهود و افراد بی طرف پنج نفر از افراد ضد انقلاب را با آن‌که دو نفر ازآنان قبلا در دادگاه محاکمه و محکوم به حبس ابد شده بودند، با توجه به جنایتی که مرتکب شده بودند، و از نظر بنده احتیاجی به مطالعه پرونده آنها هم نبود، محکوم به اعدام گردیدند.» (۴۴)

چهار. عمر دادستانی میرغفاری در دادسرای شیراز بسیار کوتاه بود، حدود یک سال. چند ماه بعد او جای خود را به دادستان بعدی سپرد! (۴۵)

بخش اصلی قضیه نحوه پایان کار حاکم شرع مستقل شیراز اسدالله عندلیب و خاتمه این مقاله است، که در بخش ششم (آخر) مورد بحث قرار خواهد گرفت، انشاء‌الله.

 

پایان قسمت سوم

۱۵ آبان ۱۳۹۵

 

 یادداشت‌ها:

۱. به علت طولانی بودن بخشهای پنجم و ششم، بخش ششم (آخرین بخش مقاله) و خاتمه در قسمت بعدی (چهارم) منتشر خواهد شد. انشاء‌الله.

۲. آقای سید علی محمد دستغیب. به نقل از سایت دادگستری کل استان فارس، (تاریخ مراجعه ۵ خرداد ۱۳۹۳). در مورد صحت و سقم ادعاهای مذکور اطلاعی ندارم.

۳. کیهان ۲۲ مرداد ۱۳۵۹، ص۱۳ با عنوان: حاکم شرع و رئیس دادگاه انقلاب شیراز: برای دستگیری عاملین اصلی شیراز اقدام نشده است.

۴. پیشین، با عنوان: فرمانده سپاه پاسداران فارس: افراد سپاه پاسداران آموزش خلبانی و چتربازی می بینند.

۵. برای آشنایی با شیوه تفکر حاکم برفرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی فارس که نمونه ای از تفکر انقلابی در آن دوران است به سه نمونه در تابستان و پائیز ۱۳۵۹ به ترتیب تاریخ اشاره می شود:

الف. سپاه بعد از تعطیل سرای جهانگردی شیراز واقع در اکبرآباد «به دلیل ضدیت با انقلاب اسلامی» علیه وزارت ارشاد ملی اطلاعیه صادر کرد: «وزارت ارشاد ملی به مرکز فساد تبدیل شده است و تنها چیزی که در آن مطرح نیست ارشاد است.» (اطلاعیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شیراز در مورد ارشاد ملی این شهر، جمهوری اسلامی، ۲ شهریور ۱۳۵۹ ص۴؛ تعطیل سرای جهانگردی شیراز، اطلاعات ۲ شهریور ۱۳۵۹، ص۳)

ب. اخطار به نوازندگان شیرازی: بدنبال تذکرات پی در پی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شیراز مجددا به کلیه دارندگان و اجراکنندگان ارکستر جاز و غیره ابلاغ می گردد از این پس در صورت مشاهده اجرای برنامه در شب نشینی‌ها، جشنها منازل و اماکن عمومی بنا به حکم دادستانی و دائره مبارزه با منکرات مرکز وسائل موسیقی آنان مصادره خواهد شد. (کیهان، ۲۷ شهریور ۱۳۵۹، ص۸)

ج. اطلاعیه علیه شایعه سازان و تضعیف‌کنندگان روحیه مردم: این روزها در گوشه و کنار شهر شاهد معرکه هایی هستیم که جوانکهای فراری از جنگ برپا می کنند بجای آنکه به فرمان امام در شهرشان و زادگاه خود بمانند و از اسلام و میهن خود دفاع کنند هریک از این وطن فروشان بزدل راهی یکی از شهرستانهای کشورمان شده و با شایعه پراکنی نقش ستون پنجم دشمن را بازی می کنند. ما ضمن محکوم نمودن این توطئه های بچه گانه که نقشه دیگری از امپریالیسم آمریکا و ایادی داخلی اش است از اهالی مسلمان و قهرمان فارس درخواست می کنیم اینگونه افراد و مراتب را به ستاد مرکز سپاه پاسدران شیراز اطلاع دهند. (کیهان، ۲۲ مهر ۱۳۵۹، ص۳)

۶. انقلاب اسلامی، ۲۶ مرداد ۱۳۵۹؛ کیهان، ۲۶ مرداد ۱۳۵۹، ص۲.

۷. کیهان، ۲۶ مرداد ۱۳۵۹، ص آخر.

۸. کیهان، ۳ شهریور ۱۳۵۹، ص۴؛ خلاصه آن در اطلاعات، ۲ شهریور ۱۳۵۹.

۹. [محمد جعفری مدیرمسئول]، انقلاب اسلامی، سرمقاله سه‌شنبه ۴ شهریور ۱٣۵۹، تحت عنوان «آیا راست است که…؟»، ص۱و۱۶.

۱۰.  اطلاعات، ۹ شهریور ۱۳۵۹ ص۲.

۱۱. قرم قرم کردن: ایجاد زمینه برای متهم کردن فرد به قرمساقی. قرمساق: آن که زن خود را در اختیار دیگری قرار دهد، جاکش.

۱۲. اطلاعات، شنبه ۱۵ شهریور ۱۳۵۹، ص۹ با عنوان: حمله شدید آیت الله خلخالی به حامیان قاچاقچیان.

۱۳. روزنامه پارس (شیراز) مورخ ۲۵ بهمن ۱۳۵۷ اسامی شهدا و آمار مجروحین را به تفکیک بیمارستانهای شیراز منتشر کرده است. تعداد شهدای روز ۲۲ بهمن ۵۷ شیراز نهایتا ۵۲ نفر بوده است. منصور نصیری طیبی، انقلاب اسلامی در شیراز، ص۶۴۶، ۶۴۷ و ۶۵۲ (مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، ۱۳۹۲).

۱۴. محمدتقی جوان در تاریخهای ۲۸ و ۲۹ فروردین ۱۳۵۸ به اتهام به آتش کشیدن مردم شیراز و مساجد  و رهبری چماقداران شیراز که موجب کشتار و ضرب و جرح صدها نفر در شیراز شده بود توسط دادگاه انقلاب اسلامی تهران به عنوان مفسد فی الارض به اعدام محکوم شد. (نصیری طیبی، پیشین، ص۶۲۲-۶۲۳ به نقل از اطلاعات ۲۹ و ۳۰ فروردین ۱۳۵۸، پارس ۳ اردیبهشت ۱۳۵۸). ضمنا ساواک شیراز در تاریخ ۲۱ دی ۱۳۵۷ سقوط کرد. در تسخیر ساختماک ساواک شیراز سه نفر از مردم توسط ماموران به قتل رسیدند، معاون سازمان اطلاعات و امنیت استان فارس بنام سرهنگ زروان و دو نفر از کارمندان ساواک نیز در این واقعه توسط مردم خشمگین به قتل رسیدند. (پیشین ص۶۲۹)

۱۵. کیهان، ۲۵ اسفند ۱۳۵۸. این مهم بگذار تا وقت دگر!

۱۶. درباره فردی که به اتهام قاچاق مواد مخدر در تهران اعدام شده اطلاعاتی در بخش بعدی خواهد آمد.

۱۷. جمهوری اسلامی ۱۸ شهریور ۱۳۵۹، ص۴؛ کیهان، ۲۰ شهریور ۱۳۵۹، ص۱۵؛ اطلاعات ۲۳ شهریور ۵۹ مختصرتر. گزارش کیهان از دو روزنامه دیگر مفصل تر است. در متن مقاله مصاحبه از کیهان نقل شده است. در صورت لزوم در پاورقی به موارد اختلاف دو روزنامه دیگر اشاره می شود.

۱۸. جمهوری اسلامی: «از امام خواستم که به خاطر جلوگیری از اختلافات مدتی از نماز جمعه کناره گیری کنم، ولی ایشان نهی صریح فرمودند و گفتند سنگر را نباید خالی گذاشت. در مورد عشایر هم مطالبی به عرضشان رسید که ایشان آقای سید احمد را مامور رسیدگی به این موضوع کردند.» این پرسش و پاسخ اصولا در اطلاعات نقل نشده است! بر اساس گزارش کیهان فرصت نشده بود در مورد مشکلات عشایر صحبت شود!

۱۹. جمهوری اسلامی: «آقای عندلیب در قضاوت صلاحیت ندارند. قرآن را پرت کرده اند و سیلی زده اند و بسیاری کارهای دیگر.» اطلاعات: «احکام وی طبق موازین اسلامی نیست. از جمله برای یک نفر کاسب که ۷۰ عدد پودر لباسشویی فروخته است سه ماه زندان بریده و به تذکرات هم توجهی نمی کند و باعث بوجود آمدن نارضایتی شده است.»

۲۰. عبارت زیر از روزنامه اطلاعات نقل شده است: «امید است که خود آقایان این مسائل را روی منبر جبران کنند و اگر ادامه دهند مردم ساکت نمی نشینند.»

۲۱. جمهوری اسلامی: «آیت الله دستغیب در مورد اختلاف با آیت الله محلاتی اظهار داشت: عده ای اطراف آقای محلاتی هستند که گزارشات خلاف واقع به عرض ایشان می رسانند. چندی قبل در نماز جمعه اطلاعیه ای بر علیه آقازاده ایشان پخش شده بود که ایشان بنا به گزارشات غیرصحیح مرا متهم به این کار کرده بودند، که باید بگویم بطور کلی بنده در جریان نبوده ام. چند هفته قبل هم اطلاعیه ای از طرف مجاهدین خلق برعلیه من در نماز جماعت خود من پخش کردند. نماز جمعه یک پشتیبانی عظیمی است برای وحدت مسلمین. تضعیف نماز جمعه تضعیف اسلام است. و در مواردی که فرموده اند نماز جمعه مکان فساد است، باید بگویم این حرف بر اساس گزارشات خلافی است که به ایشان رسانیده اند می باشد. و ما امیدواریم ایشان جبران کنند.»

۲۲. جمهوری اسلامی: «در پاسخ به این سوال که عده ای از علما اجرای حدود شرعی را صحیح نمی دانند نظر شما چیست؟ اظهار داشت حدود بلاشک باید اجرا شود و تعطیل حدود حرام است و اجرای حدود تداوم حیات مسلمین است و تاخیر در حدود اسلامی حرام است.»

۲۳.  نامه مورخ ۱۰ مرداد ۱۳۵۸، صحیفه نور ج۸ ص۲۲۲. حکم امامت جمعه آقای طالقانی شفاهی بوده است!

۲۴. انتخابات خبرگان در فارس مورد اعتراض آقای محلاتی واقع شد، آنچنان که آقای قمی به انتخابات خراسان و آقای شریعتمداری به انتخابات آذربایجان اعتراض کردند.

۲۵. صورت مشروح مذاکرات مجلس بررسی نهایی قانون اساسی، (تهران، ۱۳۶۴) ج۳، ص۱۸۰۳ و ۱۳۸۳.

۲۶. پیشین، ج۱، ص۷۴۴-۷۴۵.

۲۷. پیشین، جلسه چهارم، ۲۹ مرداد ۱۳۵۸، ج۱، ص۹۱-۹۲.

۲۸. پیشین، جلسه چهل و سوم، ۲۱ مهر ۱۳۵۸، ج۲، ص۱۱۵۹.

۲۹. تکیه کلام دیگر ایشان در نماز جمعه شیراز: ای کمونیستها إتقوا الله! (تقوی پیشه کنید)

۳۰. پیام مورخ ۲۰ آذر ۱۳۶۰، صحیفه نور، ج۱۵، ص۲۵۳.

۳۱. حکم ۵ آذر ۱۳۶۰، صحیفه نور ج۱۵ ص۲۳۴. بعد از درگذشت سیدمحمد مهدی از سال ۱۳۹۳ سید علی اصغر خواهرزاده سیدعبدالحسین از سوی آقای خامنه ای تولیت این دو امام زاده را به عهده می گیرد.

۳۲. «آیت الله دستغیب امام جمعه شیراز در مصاحبه با نمایندگان مطبوعات و خبرگزاری پارس با اشاره به خدمات سپاه پاسداران در حفظ انقلاب و دستاوردهای آن اظهار داشت: عمل آنهایی که بزور زمینهای مردم را تصاحب می کنند و بدیگران واگذار می نمایند با توجه به اصل مالکیت در اسلام خلاف شرع و جایز نیست. وی لزوم پاکسازی ادارات از افراد کم کار و ضدانقلاب را مورد تاکید قرار داد و خواستار تجدید کار دادگاه انقلاب شیراز شد.» (کیهان، ۲۹ شهریور ۱۳۵۹، ص۸)

۳۳. «حمله کماندوها و عناصر مزدور به منزل آیت الله دستغیب در شب ۱۶ خرداد ۱۳۴۲ … در این بین چشمم افتاد به بهمن پور که آن وقت سروان شهربانی و رئیس کلانتری سه بود. البته بعدها رئیس گارد دانشگاه شد و بعد از انقلاب هم معدوم گردید» خاطرات حجت الاسلام سید علی اصغر دستغیب، ص۱۶ (مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، ۱۳۷۸) و محمد مهدی مرادی خلج، شیراز در انقلاب، ص۱۱۶ (موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، تهران، ۱۳۹۲)

۳۴. مرادی خلج، پیشین، ص۱۱۷.

۳۵. پیشین.

۳۶. پیشین، ص۱۱۴.

۳۷. پیشین، ص۱۴۲-۱۴۳.

۳۸. پیشین، ص۱۲۸.

۳۹. پیشین، ص۱۶۱-۱۶۲.

۴۰. پیشین، ص۱۴۲-۱۴۳.

۴۱. تحقیق محمد مهدی مرادی خلج، شیراز در انقلاب نمونه این تحقیق علمی است. اعلامیه مشروح اسدالله عندلیب حاکم شرع شیراز که به پرونده قضایی اشراف داشته سند دیگر این مسئله است که هنوز به آن دسترسی پیدا نکرده ام.

۴۲. مرادی خلج، پیشین، ص۱۴۴. نشانی این مسجد: شیراز، نبش اولین خیابان منشعب از خیابان ولی عصر از سمت خیابان قصرالدشت و در دست چپ خیابان ولی عصر.

۴۳. اطلاعات، ۲۳ شهریور ۱۳۵۹؛ و نیز اطلاعیه ۱۶ شهریور ۱۳۵۹ دادستان انقلاب اسلامی شیراز: دادگاه انقلاب شیراز با کمبود کادر قضایی مواجه است. (روزنامه اطلاعات)؛ گزارش سمینار سراسری دادگاهها و دادسراهای انقلاب (جمهوری اسلامی ۲۶ مرداد ۱۳۵۹، ص۶)

۴۴. انقلاب اسلامی، شنبه ۱۴ تیر ۱۳۵۹، ش۲۹۵، ص۱۰.

۴۵. به نوشته سایت دادگستری کل استان فارس ابراهیم میرغفاری چهارمین دادستان انقلابی شیراز بوده که در سال ۱۳۵۹ در این سمت خدمت کرده است. قبل از وی سید وجیه الله موسوی (در سال ۱۳۵۹) و بعد از وی علی اکبر ماه‌رخ‌زاد (در سال ۱۳۶۰) دادستان دادسرای انقلاب شیراز بوده اند. (تاریخ مراجعه خرداد ۱۳۹۳) بنابراین عمر دادستانی میرغفاری حدود یک سال بوده است. سید ابراهیم میرغفاری در سال ۱۳۸۲ رئیس شعبه ۲۳۸ مجتمع قضائی خانواده ۱ بوده است. (مجله قضاوت، شماره ۱۶، مرداد و شهریور ۱۳۸۲، ص۳۷-۳۸) سید ابراهیم میرغفاری مریائی (متولد ۱۳۲۱ تالش) لیسانس قضائی نماینده مردم تالش در دوره سوم مجلس شورای اسلامی بوده است. (وبسایت مجلس شورای اسلامی). آیا اینها یک نفر هستند؟ اگر کسی در این زمینه اطلاعاتی دارد راهنمایی کند.