یادداشت »     

اعتصاب غذا از بابی ساندز تا کروبی

 

بابی ساندز عضو ارتش آزادی‌خواه ایرلند که برای استیفای حقوق قانونی خود در زندان بریتانیای کبیر در بهار ۱۳۶۰ به اعتصاب غذا دست زد، مورد تجلیل مقامات جمهوری اسلامی بویژه آقای خامنه ای واقع شد، تا آنجا که ایشان بخشی از خطبه نماز جمعه تهران را به تشریح پیام حق طلبانه وی اختصاص داد. مهدی کروبی با منطق مشابهی در حصر غیرقانونی دست به اعتصاب غذا زده است. آیا آقای خامنه ای همان منطلق مترقی در قبال بابی ساندز را در مورد مهدی کروبی تکرار خواهد کرد؟

این یادداشت در تشریح مقایسه فوق شامل چهار بخش به شرح ذیل است:

– اعتصاب غذای خشک مهدی کروبی

– تجلیل آقای خامنه ای از بابی ساندز

– منطق واحد در دو موقعیت: بابی ساندز و کروبی

– متهمان محکمه صالحه حصر

 

 

بخش اول. اعتصاب غذای خشک مهدی کروبی

مهدی کروبی از صبح امروز چهارشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۶ اعتصاب غذای خشک خود را آغاز کرد. کروبی که به دلیل نارسایی قلبی در مرداد ماه جاری دو بار در بیمارستان بستری شده و اکنون با کمک باطری قلبش کار می کند، تنها شش روز قبل (۱۹ مرداد ۹۶) از بیمارستان قلب مرخص شده است. در اعتصاب غذای خشک که اعتصاب‌کننده از خوردن هرگونه غذا و نوشیدن هرنوع مایعات پرهیز می‌کند، فرد بیش از یک هفته زنده نخواهد ماند. واضح است که اعتصاب غذای خشک آن هم برای پیرمرد هشتاد ساله مبتلا به بیماری حاد قلبی بسیار خطرناک است.

الف. مهدی کروبی چه می خواهد؟

خواسته های مهدی کروبی به روایت همسرش دو چیز بیشتر نیست: «اول. خروج ماموران امنیتی از منزل، که تا کنون در هیچ حصری در پیش و پس از انقلاب سابقه نداشته که ماموران امنیتی در درون منزل با فرد محصور زندگی کنند و تمام ابعاد زندگی او را به طور کامل شنود کنند و دوربین وصل کنند و شرایط زندگی را به طور بسیار بسیار عجیبی برای آن فرد و خانواده اش سخت کنند.

دوم، همانطور که پیشتر به آقای [حسن] روحانی [رئیس جمهور] و [علی] مطهری [نایب رئیس مجلس شورای اسلامی] در نامه ای جداگانه گفته بودند در صورت تداوم حصر برگزاری دادگاه علنی را فراهم کنند، این خواسته ای صریح و شفاف است که پس از گذشت شش سال نیم از زمان حصر، ایشان خواسته اند که زمان برگزاری دادگاه هر چه زودتر اعلام شود. البته دادگاهی علنی مطابق اصل ۱۶۸ قانون اساسی که در آن آقای کروبی به همراه وکلایشان به ادعاهای حکومت پاسخ دهند و مردم را در جریان بسیاری از مسائل که مد نظرشان است قرار دهند. این خواسته بسیار مهمی است که ایشان بارها از ابتدای حصر مطرح کرده بودند.

 “آقای کروبی به عنوان رئیس اسبق قوه قانونگذاری؛ معتقد هستند که اعمال مجازت خودسر، غیرقانونی است و احدی هم حق ندارد فراتر از قانون، به اعمال مجازات علیه کسی اقدام کند. هرگونه مجازاتی اگر بناست اعمال شود باید از طریق دادگاه باشد. آقای کروبی ساختار دستگاه قظایی و میزان استقلال آن را می شناسد و انتظار محاکمه و دادرسی عادلانه در ساختار آن را ندارد؛ اما بر این باورند که ادامه این روند بدون طی شدن مراحل دادرسی امریست بسیار بسیار خطرناک که منتهی به رویه ای غیر قانونی خواهد شد. از این منظر ایشان تاکید کردند که نسبت به رای صادره احتمالی اعتراضی نخواهند کرد. اگر چه که نسبت به آراء صادره در محاکم قبل از انقلاب در دادگاه نظامی نظام سلطنتی اعتراض می کردند.”

خانم کروبی در ادامه می افزاید: “پیش از اعزام بار دوم به بیمارستان، ایشان پیامشان را به مقامات از جمله به وزیر بهداشت و درمان [دکتر حسن قاضی زاده هاشمی] اعلام کردند و گفتند که اگر قرار بر تداوم حصر غیرقانونی، بدون محاکمه علنی است، ایشان دست به اعتصاب غذا خواهند زد. فقدان پاسخگویی مقامات نظام و مقامات رسمی کشور نسبت به رویه حصر و روندی که در خلال این ماجرا اتفاق افتاده،‌ آقای کروبی را به این نتیجه رسانده که دست به اعتصاب غذا بزنند. ایشان بر این باور است که این روند و ادامه آن به معنای پایان دادن به عمر محصورین است،‌ بدون اینکه پس از سال ها اتهام زدن و رفتارهای غیرقانونی و غیراخلاقی، کوچکترین فرصتی برای دفاع به آنها داده باشند.”» (سحام نیوز، ۲۵/۵/۱۳۹۶)

ب. سه گزینه پیش روی نظام

مهدی کروبی از بهمن ۱۳۸۹ در حصر غیرقانونی بسر می برد. او در این مدت مکررا با زمامداران جمهوری اسلامی إتمام حجت کرده است، آخرینش نامه تاریخی مورخ ۲۱ فروردین ۱۳۹۵ به حسن روحانی رئیس جمهور و بیانیه مورخ ۷ مرداد ۱۳۹۶ خانواده وی. نظام جمهوری اسلامی نه به حصر کروبی، میرحسین موسوی و زهرا رهنورد پایان می دهد، نه آنها را محاکمه می کند. اکنون کاسه صبر کروبی لبریز شده، کارد به استخوانش رسیده و اعتصاب غذا آن هم اعتصاب غذای خشک کرده است.

ظرف یک هفته که حداکثر دوران دوام اعتصاب غذای خشک است نظام جمهوری اسلامی یکی از سه راه زیر را پیش رو دارد:

الف. رفع حصر

ب. اعلام برگزاری محاکمه علنی مطابق اصل ۱۶۸ قانون اساسی

ج. مرگ مهدی کروبی در حصر.

بهترین گزینه قانونی و اخلاقی و شرعی، رفع حصر و عذرخواهی نظام از محصورین بابت نزدیک هفت سال حصر غیرقانونی آنان است. دومین گزینه اعلام زمان برگزاری محاکمه علنی محصورین است. کروبی اگرچه همانند اکثریت ملت ایران، به قوه قضائیه جمهوری اسلامی کمترین امیدی در محاکمه عادلانه و قانونی ندارد،  و پیشاپیش اعلام کرده به حکم این دادگاه – هر چه باشد – اعتراض هم نخواهد کرد، اما برگزاری این دادگاه علنی را فرصتی نیکو برای پاسخگویی به اتهامات کاملا بی پایه نظام به وی در این هفت سال می داند. این محاکمه در حقیقت محاکمه آقای علی خامنه ای به عنوان مسبب اقوی از مباشر حصر است.

از منش و روش آقای خامنه ای چنین مروتی انتظار نمی رود. اینکه علی بن ابی طالب (ع) در زمان زمامداریش به شکایت مرد یهودی در قضیه زره به دادگاه رفت، به درد وعظ و منبر می خورد، نه عمل در مسند قدرت! مقام معظم رهبری در مواجهه با انتقادات و اعتراضات قانونی اثبات کرده است که تمسک به سیره و رویه حضرت معاویة بن ابی سفیان! برای حفظ نظام – که اوجب واجبات است – کارسازتر است.

اگر گزینه های اول و دوم پذیرفته نشود تنها گزینه باقیمانده گزینه سوم است: مرگ مهدی کروبی در حصر (که خدا آن روز را نیاورد). انتخاب با مقام معظم ولی امر مسلمین جهان است! امیدوارم ایشان برای یک بار هم شده بجای کینه توزی و انتقام‌جویی، با سرلوحه کردن «رحمت نبوی» تصمیمی خداپسندانه، اخلاقی، شرعی و قانونی اتخاذ کند، و نشان دهند که هنوز به رگه ای از «اسلام رحمانی» باور دارد. بیشک در این صورت دعای خیر ملتی را بدرقه راه خود می کند.

 

 

 

بخش دوم. تجلیل آقای خامنه ای از بابی ساندز

هموطنان تهرانی خیابان بابی ساندز را می شناسند. نام قبلی این خیابان که در مجاورت سفارت بریتانیا قرار دارد تا سال ۱۳۵۹ «خیابان چرچیل» بوده است. جمهوری اسلامی ایران سی و شش سال قبل در بهار ۱۳۶۰ به افتخار مبارز ایرلندی ونماینده مجلس آن کشور که در اثر اعتصاب غذا در زندان انگلیس از دنیا رفت، به «خیابان بابی ساندز» تغییر داد. بابس ساندز (۱۹۵۴–۱۹۸۱)  عضو ارتش آزادیبخش ایرلند بود. او رهبری اعتصاب غذای سال ۱۹۸۱ زندانیان جمهوری‌خواه ایرلندی را در اعتراض به رعایت نشدن حقوق‌شان برعهده داشت. ساندز پس از ۶۶ روز در اثر اعتصاب غذا در تاریخ ۱۵/۲/۱۳۶۰ درگذشت.

در زمان اعتصاب إذا و پایان زندگی قهرمانانه بابی ساندز مبارز ۲۷ ساله مسیحی ایرلندی آقای خامنه ای نماینده مجلس شورای اسلامی و امام جمعه تهران بود. سه روز بعد از مرگ بابی ساندز در زندان به دلیل اعتصاب غذا، آقای خامنه ای بخشی از خطبه دوم نماز جمعه مورخ  ۱۸ اردیبهشت ۱۳۶۰ تهران را به تجلیل از رشادت قهرمان ایرلندی اختصاص داد. برای مساعدت به مقام رهبری در اتخاذ تصمیمی که مورد رضای خلق و خالق قرار گیرد فرمایشات ایشان در این زمینه را از روزنامه ای که خود ایشان صاحب امتیاز آن بوده اند – روزنامه جمهوری اسلامی – عینا نقل و سپس تحلیل می کنم.

 

الف. خطبه نماز جمعه تهران در تجلیل از مبارزه ساندز

«ما به بابی ساندز به چشم یک انسان مبارز فقط نگاه نمی کنیم. ما پیام لبهای خاموش ساندز را شنیده ایم و به آن ایمان قاطع داریم. این پیام پیام سقوط قدرتها و امپراطوریهای سلطه‌گر جهانی است. اگر ما امروز در میان یک منطقه دور از آن نواحی، دور از منطقه قدرتهای بزرگ جهانی توانستها یم این حکومت الهی و اسلامی را که حکومت مستضعفین است بوجود بیاوریم همواره گفته و تاکید کرده ایم که روزگار پایان امپراطوری های سیاسی بسر آمده است. طاغوتها دیگر باید بروند. مستضعفان جهان باید به آینده خود امیدوار باشند. این را ما همیشه گفتیم و پیش بینی کردیم.

وقتی یک مبارزجوان ایرلندی زیرگوش امپراطوری پیر و پوسیده بریتانیا با آن سوابق آنچنان مقاومتی می کند که دنیا را به خود متوجه می کند، وجود یک چنین شخصی و رسوایی قدرت او موید همان سخنی است که اسلام به ما آموخته بود و ما بارها آن را تکرار کردیم، گفته ایم و خواهیم گفت: روزگار سقوط قدرتهای شیطانی و طاغوتی نزدیک است. من از این تریبون مردمی و الهی در این نقطه از جهان به همه برادران و خواهرانی که در سراسر عالم علیه ظلم و استبداد قیام کرده اند و بخصوص به همرزمان این مبارز در اروپا، در ایرلند پیام می دهم: مقاومت کنید و بدانید که پیروزی از آن مستضعفین است، و بدانید که یک امت بپاخواسته در این سوی جهان پشتیبان و حامی شماست. ما شما را تایید می کنیم. ما حرف شما را می فهمیم. ما هم آن روزگار را گذرانده ایم. (تکبیر حاضرین)» (روزنامه جمهوری اسلامی، شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۶۰، شماره ۵۵۶، ص۸)

ب. تحلیل منطق مترقی آقای خامنه ای

آقای خامنه ای در بهار ۱۳۶۰ اعلام کرده که به پیام بابی ساندز مبارز مسیحی ایرلندی که برای احقاق حقوق قانونیش در زندان اعتصاب غذا کرد «ایمان قاطع» دارد. «آن پیام، پیام سقوط قدرتها و امپراطوریهای سلطه‌گر جهانی است. روزگار پایان امپراطوری های سیاسی بسر آمده است. طاغوتها دیگر باید بروند.» آقای خامنه ای مقاومت این مبارز جوان ایرلندی در برابر امپراطوری پیر و پوسیده بریتانیا را موید تعالیم اسلامی دانسته است: «روزگار سقوط قدرتهای شیطانی و طاغوتی نزدیک است.» در انتها ایشان «به همه برادران و خواهرانی که در سراسر عالم علیه ظلم و استبداد قیام کرده اند» و همرزمان این مبارز پیام می دهد که «مقاومت کنید و بدانید که پیروزی از آن مستضعفین است. ما شما را تایید می کنیم. ما حرف شما را می فهمیم. ما هم آن روزگار را گذرانده ایم.»

بیشک پشتیبانی آقای خامنه ای از مبارزات و پیام بابی ساندز مبتنی بر یک «منطق مترقی» بوده است. آن منطق به شکل زیر قابل تحلیل است:

مقدمه اول. بابی ساندز در ایرلند علیه ظلم و استبداد و طاغوت مبارزه کرده، به زندان افتاده، اعتصاب غذا کرده و به دلیل اینکه دولت انگلستان مبارزات ارتش ایرلند را قانونی نمی دانسته به اعتصاب غذای او و همرزمانش وقعی نگذاشته و ساندز در زندان شهید شده است. 

مقدمه دوم. هر کسی در هرکجای دنیا علیه ظلم و استبداد و طاغوت مبارزه کند، به زندان بیفتد، و در زندان چاره ای جز اعتصاب غذا نداشته باشد، مقاومت وی شایسته پشتیبانی و حمایت است، چرا که طاغوتها باید بروند.

دولت انگلستان مقدمه اول را باور نداشت، لذا با اعتصاب غذا و حتی مرگ بابی ساندز ککش نگزید. اما جمهوری اسلامی و آقای خامنه ای برخلاف بریتانیای کبیر در آن زمان از حق قانونی مبارز ایرلندی دفاع کردند. بیشک مقدمه دوم مورد پذیرش هر وجدان منصفی است. آقای خامنه ای با اتکا به این فصل زرین اخلاقی که در تعالیم اسلامی خصوصا آموزه های شیعی بسیار برجسته است، از مبارز ایرلندی جانانه دفاع کرد. اما مقدمه دوم به دین و مذهب و آئین خاصی، یا به ملیت و کشور ویژه ای منحصر نیست. ظلم و استبداد از جانب هرکس سر بزند قبیح و زشت است، چه بریتانیایی چه ایرانی؛ و طاغوت رفتنی است چه صدام و قذافی و بن علی، و چه دونالد ترامپ و بشار اسد و سید علی!

 

 

بخش سوم. منطق واحد در دو موقعیت: بابی ساندز و کروبی

آقای خامنه ای در سخنرانی مورخ ۱۲ مرداد ۱۳۹۶ خود گفت: «نسل جدید ما فراموش نکند، ما دوره‌ی قبل از انقلاب را با همه‌ی وجودمان لمس کردیم، دیکتاتوری  را، در حاشیه بودن مردم را، بی‌اعتنائی به مردم در امر حکومت را با همه‌ی وجودمان دیده‌ایم.» (سخنرایی مراسم تنفیذ، پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری)

این سخن ایشان نیمی از حقیقت است. نیمه دیگر حقیقت که ایشان به آن اشاره نکرد این است:

«بعد از انقلاب ما خودمان دیکتاتور شدیم! دیکتاتور دینی؛ و همان ظلم و استبداد و طاغوت را بنام دین ادامه دادیم، و شما با همه وجودتان این را لمس می کنید.»

البته کدام دیکتاتور را سراغ دارید که به دیکتاتور بودن خود اذعان کند؟ آقای خامنه ای دیکتاتور قبل از انقلاب را لمس کرده است. من و نسل من، هم دیکتاتور قبل از انقلاب و هم دیکتاتور بعد از انقلاب را با گوشت و پوست خود لمس کرده و می کنیم.

اتفاقا دعوا بر سر همین نکته است. حصر مجازات است. مجازات بدون محاکمه و حکم دادگاه صالحه ظلم و نقض قانون است. اینکه رهبر کشور منتقدان شاخص خود را بدون محاکمه چند سال به حصر بیندازد و در حصر هم آنها را زجرکش کند فعل طاغوتی است، حالا می خواهد رضا شاه پهلوی نسبت به آقای حسن مدرس باشد، یا محمد رضا شاه پهلوی نسبت به دکتر محمد مصدق باشد، یا آقای خمینی نسبت به آقایان کاظم شریعتمداری، حسن قمی و صادق روحانی باشد، یا آقای خامنه ای نسبت به آقایان حسین‌علی منتظری نجف آبادی، احمد آذری قمی، مهدی کروبی، میرحسین موسوی و خانم زهرا رهنورد باشد. استبداد استبداد است، در هر جا و از سوی هر کس سر بزند محکوم است. آقای خامنه ای برای دیدن دیکتاتور بعد از انقلاب کافی است خود را در آینه مشاهده فرماید.

اینکه ایشان مطالبات کروبی، موسوی و رهنورد را برحق نمی داند، متقابلا این سه نفر و اکثریت مردم ایران هم منش و روش رهبر جمهوری اسلامی را بر حق نمی دانند. کافی است یک همه پرسی برگزار شود، تا سیه روی شود هر که در او غش باشد! اما برحق ندانستن باعث نمی شود شهروند از حقوق قانونیش مسلوب شود. قانون، اخلاق و شریعت چنین اجازه ای به آقای خامنه ای نداده است. اگر ایشان می پندارد چون بر مسند قدرت قرار گرفته حق دارد هر کاری دلش خواست و میلش کشید با منتقدانش انجام دهد، این معنایی جز استبداد، دیکتاتوری، طاغوتی گری و ظلم ندارد. دیکتاتور شدن که شاخ و دم ندارد. متهم را بدون محاکمه به اراده قبله عالم مجازات کردن ارتجاع به دوران ظلم قجری پیشامشروطه است.      

  منش و روش زمامداری بیست و هشت ساله آقای خامنه ای نشان داده است که ایشان از حکومت قانون، خضوع در مقابل آراء عمومی، انصاف و عدالت، خصوصا رحمت و مروت بویی نبرده است. اگر برگزاری محاکمه علنی محصوران مطابق اصل ۱۶۸ قانون اساسی برایش دشوار است و رفع حصر هم با خصلتهای خاص وی ناسازگار می باشد، مسئله را به یکی از دو صورت زیر حل کند:

الف. ارجاع به شورای عالی امنیت ملی، طبق اصل ۱۷۶ قانون اساسی

ب. ارجاع به مجمع تشخیص مصلحت نظام، طبق بند ۸ اصل ۱۱۰ قانون اساسی

 

 

بخش چهارم. متهمان محکمه صالحه حصر

جرایم رهبری در نقض نهادینه قانون اساسی در قضیه حصر کروبی، موسوی و رهنورد دیگر مقامات عالی نظام را از مسئولیت مبرا نمی کند. اگر قرار شود عدالت و قانون در کشور رعایت شود متهمان پرونده حصر به ترتیب عبارتند از:

متهم ردیف اول: آقای علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی مشهور به مقام معظم ولی امر مسلمین جهان

متهمان ردیف دوم: صادق لاریجانی (رئیس قوه قضائیه) ، محمد جعفر منتظری (دادستان کل کشور)، غلامحسین محسنی اژه ای (معاون اول قوه قضائیه و دادستان پیشین کل کشور)، ابراهیم رئیسی (دادستان پیشن کل کشور و معاون پیشین قوه قضائیه)

متهمان ردیف سوم: سردار سرلشکر محمد علی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران، فرماندهان عالی سپاه خصوصا فرمانده سازمان اطلاعات سپاه حسین طائب، و فرمانده سپاه تهران بزرگ

متهم ردیف چهارم: محمود احمدی نژاد رئیس جمهور سابق

متهمان ردیف پنجم: احمد جنتی (دبیر شورای نگهبان، رئیس مجلس خبرگان و ….)، محمد یزدی (رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم)، محمد علی موحدی کرمانی (دبیر کل جامعه روحانیت مبارز و نایب رئیس اول مجلس خبرگان ) و دیگر اعضای مجلس خبرگان، جامعه مدرسین، جامعه روحانیت مبارز، و ائمه جمعه تهران و مراکز استان

متهمان ردیف ششم: حیدرعلی مصلحی (وزیر سابق اطلاعات)، و سید محمود علوی (وزیر اطلاعات)

متهمان ردیف هفتم: اعضای شورای عالی امنیت ملی

متهم ردیف هشتم: حسن روحانی رئیس جمهور به اتهام عدم پیگیری جدی رفع حصر علیرغم وعده های فراوان در هر دو نوبت انتخابات

متهمان ردیف نهم: علی لاریجانی رئیس و نمایندگان مجلس شورای اسلامی دوره های نهم و دهم (به استثنای علی مطهری و یکی دو نفر دیگر) به اتهام عدم اهتمام در وظایف نمایندگی در دفاع از حقوق ملت

متهمان ردیف دهم: دیگر مقاماتی که قدمی در راه حصر غیرقانونی برداشته یا کلامی در تایید آن بر زبان رانده اند.

 

سخن آخر

الف. اعتصاب غذای خشک مهدی کروبی اقدامی شجاعانه، قابل احترام و اخلاقی است.

ب. در مقابل أعتصاب غذای خشک خصوصا در سن بالا و بیماری قلبی چند روز بیشتر فرصت نیست.

پ. وظیفه هر آزاده ای حمایت از رفع حصر فوری مهدی کروبی و نیز میرحسین موسوی و زهرا رهنورد است، هر که بامش بیش برفش بیشتر.

ت. کمترین قدم حمایت از مهدی کروبی در شبکه های اجتماعی است.

ث. اگر حسن روحانی رئیس جمهور و نمایندگان مجلس در این زمینه قدمی برندارند بدون هیچ تعارفی مستحق سرزنش ملی هستند.

ج. امیدوارم بزودی شاهد جشن ملی رفع حصر باشیم، انشاء الله

 

۲۵ مرداد ۱۳۹۶

 

مطالب مرتبط:

زجرکش کردن محصوران (۹ مرداد ۱۳۹۶)

تحلیل انتقادی کتاب نامه های کروبی (۵ مرداد ۱۳۹۶)

برسد به‌گوش حاکمیت مستبد (۲۲ فروردین ۱۳۹۵)