یادداشت »     

آن مادام‌العمر با این مادام‌العمر چه فرقی دارد؟!

 

شرح یکی از شعارهای نغز تظاهرات اخیر

 

شأن نزول!

دوستی از ایران خبر داد که در مستندی که در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شده عکس و اسم مرا در زمره مدافعان ریاست جمهوری مادام العمر اکبر هاشمی رفسنجانی آورده‌اند! تعجب کردم. بعد از پیگیری، فیلم مربوطه را پیدا کردم. مشخصات آن به قرار زیر است: مستند ده قسمتی خارج از دید: بازخوانی فتنه ۸۸ (قسمت دوم)، زمان پخش از شبکه سوم سیما: چهارشنبه ۶ دی ۱۳۹۶، تولید مرکز بسیج صدا و سیما، کارگردان و تهیه کننده: مهدی نقویان، نویسنده متن: سید علی مصطفوی، تحقیق: مازیار ملکی و مریم صفری.

در دو دقیقه نخست این مستند مطالب ذیل عینا پخش شده است: «در سال ۱۳۷۳ دومین دوره ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی در میان راه بود که حلقه پیروان او ایده ریاست جمهوری مادام العمر را مطرح کردند. برخی دوست‌داران وی از جمله مرتضی الویری، حسن روحانی، عطاء‌الله مهاجرانی، عبدالله نوری، غلامحسین کرباسچی، محسن کدیور و محمد موسوی خوئینی‌ها خواستار آن شدند که قانون اساسی در مورد هاشمی رفسنجانی استثنا قائل شده و او بتواند مادام العمر رئیس جمهوری ایران باشد.» سپس تنهاعباراتی از مصاحبه مهاجرانی معاون حقوقی و پارلمانی و سخنرانی حسن روحانی در شهریور ۱۳۷۵ خوانده، مستندی در مورد بقیه افراد ارائه نمی شود!

 

مخالف همواره مقام مادام العمر، چه رهبر چه رئیس جمهور

مستند خارج از دید چیزی از قبیل مستند قائم مقام است، گوینده متن هر دو یکی است. کارگردان آن سازنده یکی از دو فیلم تبلیغاتی ابراهیم رئیسی بوده است. با بودجه بی‌حد و حساب و آرشیو صدا و سیما و بهره‌گیری از فوتبال، سینما، و موسیقی کوشیده شده تحلیلهای بی پایه مدل کیهان را در وابستگی جنبش سبز جا بیندازند.

آنچه در قسمت دوم این مستند به اینجانب نسبت داده شده از اساس و مطلقا کذب محض است.

اینکه برخی اطرافیان هاشمی رفسنجانی در بین سالهای ۱۳۷۳ تا ۱۳۷۶ در پی تمدید دوران ریاست جمهوری وی بودند صحت دارد، اما از شش نفری که به عنوان حلقه اول پیروان هاشمی رفسنجانی طراح این ایده معرفی شده اند، دو نفر آخر (یعنی کدیور و موسوی خوئینی‌ها) نه تنها جزء حلقه مذکور نبودند بلکه موسوی خوئینی‌ها یکی از مهمترین منتقدان هاشمی رفسنجانی بود! اینجانب تا اواسط سال ۱۳۷۶ ساکن قم بودم، و نه در آن ایام، نه بعد از آن، هرگز جزء حلقه اطرافیان یا پیروان هاشمی رفسنجانی نبوده‌ام.

با توجه به متمایل شدن تدریجی هاشمی رفسنجانی به مطالبات ملی و فاصله گرفتن از قدرت مطلقه (از حوالی ۱۳۸۴)، در تاریخ ۲۶ تیر ۱۳۸۹ نامه سرگشاده استیضاح رهبری را خطاب به وی به عنوان ریاست مجلس خبرگان نوشتم. مرحوم هاشمی رفسنجانی در خوب و بد جمهوری اسلامی شریک بوده است، از ابتدا تا ۱۹ دی ۱۳۹۵ که در مرگی مشکوک سرش به زیر آب رفت، وانّا نَعلَم مِنه خیرا!  

محدودیت دوران ریاست جمهوری به دو دوره در اصل ۱۱۴ از اصول مترقی قانون اساسی جمهوری اسلامی است. ایده تمدید این دوران بطور خاص برای هاشمی رفسنجانی (یا هر کس دیگر) نظر کاملا نادرستی بوده است. همان زمان بطلان این ایده غیرقانونی را به برخی طراحان آن بطور خصوصی تذکر دادم، در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۷۵ یادداشت «لزوم نهاد نظارتي مستقل و ادواري بودن قدرت سياسي» را نوشتم که امکان چاپ در روزنامه های آن دوران را نیافت و بعدا در کتاب دغدغه های حکومت دینی (نشر نی، تهران، ۱۳۷۹، ص۶۸۶-۶۸۹) منتشر شد.

از آن مادام‌العمر تا این مادام‌العمر!

اگر مادام العمر بودن ریاست جمهوری مردود و فاسد است، به طریق اولی مادام العمر بودن مقام رهبری به دلیل اختیارات مطلقه مردودتر و افسد است. البته تمدید ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی بعد از إتمام دو دوره مطالبه‌ای غیرقابل دفاع بوده است، با همین منطق چگونه ریاست جمهوری بیش از هشت ساله آقای خامنه‌ای ممنوع است، اما رهبری مادام العمر ایشان مشکلی ندارد؟! بسیج صدا و سیما که جزء أبواب جمعی رهبر مادام العمر است، چگونه به خود حق می‌دهد سودای خام تمدید دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی از سوی برخی اطرافیانش را مذمت کند؟ رطب خورده منع رطب چون کند! واضح است که مخالفت آقای خامنه‌ای با تقاضای مذکور بیش از آنکه دغدغه حفظ قانون اساسی داشته باشد (که در ایشان سراغ نیست!)، برای نفی دومین مقام مادام‌العمر بود تا در کشور یک مقام مادام العمر بیشتر نباشد، وآن هم خود ایشان باشد. مقام مادام العمر فسادآور است، چه در ریاست جمهوری چه در رهبری، چه هاشمی رفسنجانی چه خامنه ای.  

در کتابهای مختلفم در بطلان مادام العمر بودن دوران زمامداری رهبری و لزوم توقیت و محدودیت زمانی آن استدلال کرده‌ام. به نقل چند جمله از کتاب استیضاح رهبری (ارزیابی کارنامه‌ی بیست و یک‌ساله‌ی رهبر جمهوری اسلامی در نامه‌ی مورخ ۲۶ تیر ۱۳۸۹ به رئیس مجلس خبرگان رهبری همراه با واکنشهای آن، ویرایش دوم، اردیبهشت ۱۳۹۳) اکتفا می‌کنم:

«در قانون اساسی نه تنها هیچ دلیلی برای مادام العمر بودن رهبری پیش بینی نشده، بلکه نفی مؤکّد استبداد و خودکامگی در مقدمه قانون اساسی و اصول دوم و سوم و تاکید بر حق حاکمیت ملی در اصول ششم و پنجاه و ششم این اجازه را به خبرگان می دهد که با توقیت دوران زمامداری مثلا به ده سال (قابل تمدید به یک دوره) راه را بر هر نوع استبداد و مردابی شدن قدرت سیاسی ببندند. مبنا قرار گرفتن همه پرسی و رفراندوم و انتخابات در اداره کشور دلالت بر تلاش برای جلوگیری از حاکمیت استبداد است. با توجه به اصل حقوقی «توجه به موضوع و هدف» قانون یا سند در تفسیر متون حقوقی تردیدی در ضرورت محدویت زمانی رهبری نمی ماند.

بعلاوه کلیه سمتهای انتخابی قانون اساسی مدت دار است: ریاست جمهور چهار سال قابل تمدید یک دوره متصل، نمایندگی مجلس شورای اسلامی و شورای شهر چهار سال. مدت عضویت در شورای نگهبان شش سال است. دیگر سمتهای انتصابی قانون اساسی با این که مدت نداشته در احکام رهبری همگی مدت دار شده است: ریاست قوه قضائیه، فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ریاست سازمان صدا و سیما، هر یک پنج سال با یک بار تمدید حداکثر ده سال؛ عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام به مدت پنج سال. مجلس خبرگان دوران عضویت خود را هشت سال قرار داده است. اکنون پرسیدنی است وقتی کلیه سمتهای قانونی موقت هستند، به چه دلیل سمت رهبری با اختیارات گسترده اش مادام العمر باشد! …  تنها مانع ادواری شدن رهبری و توقیت آن به ده سال قابل یک بار تمدید، خود مقام رهبری است که حاضر به ترک قدرت نیست.» (استیضاح رهبری، ص۳۴-۳۵)

«نخستین امارۀ استبداد و دیکتاتوری حکومت مادام‌العمر، و موقت و محدود نبودن دوران زمامداری است. ادواری بودن و گردشی بودن چرخۀ قدرت، بزرگ‌ترین مانع دیکتاتوری و استبداد است. جناب آقای خامنه‌ای اگرچه با انتخاب و رأی غیرمستقیم مردم به قدرت رسیده است، اما تا زمانی که حاضر نباشد برای بقایش بر سریر قدرت تن به رأی مردم دهد دیکتاتور خواهد بود. در حکومت آزاد و مردم‌سالار مقام مادام‌العمر جائی ندارد. مادام‌الشّرائط هم افسانه‌ای بیش نیست». (پیشین، ص۵۴-۵۵)

«گفتنی است جناب آقای خامنه ای در پنج قرن اخیر تاریخ ایران به لحاظ طول زمامداری در میان ۳۳ نفر در ردیف ششم است (پس از شاه تهماسب صفوی، ناصرالدین شاه قاجار، شاه عباس صفوی، محمد رضا شاه پهلوی، و فتحعلی شاه قاجار). ایشان در دو قرن اخیر در میان ۱۰ زمامدار در مقام چهارم، و در سده اخیر در میان هفت زمامدار ایران به لحاظ طول سنوات حکومت نفر دوم است.» (پیشین، ص۳۵-۳۶، تلخیص بروزشده)

آقای خامنه‌ای در سال ۱۳۸۹ در رده بندی جدول طول زمامداری پنج قرن اخیر زمامداران ایران رده دهم را داشت و در طول هفت سال توانست با پشت سر گذاشتن شاه اسماعیل اول، شاه عباس دوم، شاه سلیمان و شاه سلطان حسین صفوی خود را به رده ششم جدول برساند. رقیب فعلی وی فتحعلی‌شاه قاجار با رکورد ۳۶ سال و ۸ ماه است. رکورد فعلی آقای خامنه‌ای ۲۸ سال و ۷ ماه است.    

آسید علی ببخشید! وقتش شده، بلندشید

از جمله شعارهای تظاهرات خودجوش یکی دو روزاخیر ملت ایران این شعار مؤدبانه و نغز بود: آسید علی ببخشید! وقتش شده بلند شید (مقام محترم رهبری آقا سید علی خامنه‌ای، ببخشید! وقت رفتن شده است، لطفا بلند شوید و زحمت را کم کنید!) ملت ایران برای پایان دادن به بساط زمامداری مادام العمر و استبداد مطلقه دینی مصمم است.

 

۱۰ دی ۱۳۹۶