مهجور مشروطه (نقد و بررسی کتاب سیاست نامه خراسانی)

بیژن مومیوند؛ مهجور مشروطه؛ خردنامه‌ی همشهری، شماره ۱۰، دی ۱۳۸۵.

 

آخوند ملامحمد کاظم خراساني يکي از بزرگترين علماي جهان اسلام در سده اخير است که آرا و افکار او در حمايت از جنبش مشروطه نه در زمان حياتش و نه در زمان حال به شکل مدوني منتشر نشده اند. اين کتاب که در برگيرنده قطعات سياسي در آثار اوست، نخستين گام براي گردآوري نوشته هاي پراکنده اين عالم است.

__________________________________

زماني که سيد جواد طباطبايي در همايش «ايران يکصد سال پس از مشروطه» عنوان کرد علمايي چون آخوند خراساني معنا و مفهوم مشروطه را بهتر از روشنفکراني چون ميرزا ملکم خان درک کرده بودند بسياري از اين نظر متعجب شدند، ولي تورقي در کتاب «سياست نامه خراساني» تاييد کننده نظريه به ظاهر عجيب طباطبايي خواهد بود.

آخوند خراساني و ملاعبدالله مازندراني در تشريح مشروطه نوشته اند: «مشروطيت هر مملکت عبارت از محدود و مشروط بودن ادارات سلطنتي و دواير دولتي است به عدم تخطي ازحدود و قوانين موضوعه بر طبق مذهب رسمي آن مملکت، و طرف مقابل آن که استبداديت دولت است عبارت از رها و خودسر بودن ادارات سلطنتي و دواير دولتي و فاعل مايشاء و حاکم مايريد و قاهر بر رقائب و غيرمسئول از هر ارتکاب بودن آن ها است، و آزادي هر ملت هم که اساس مشروطيت سلطنتي مبتني بر آن است عبارت است از عدم مقهوريتشان در تحت تحکمات خودسرانه سلطنت و بي مانعي در تحقق حقوق مشروعه مليه؛ و رقيت مقابله آن هم عبارت از همين مقهوريت مذکوره و فاقد هر چيز بودن در مقابل اراده دولت است. همچنان که مشروطيت و آزادي ساير دول و ملل عالم بر مذهب رسميه آن مملکت استوار است همين طور در ايران هم براساس مذهب جعفري (علي مشيده السلام) کاملا استوار و مصون از خلل و پايدار خواهد بود؛ و هيچ صاحب غرض فاسد و مفسدي متمکن نخواهد بود که خداي نخواسته خودي به ميان اندازد و برخلاف قوانين و احکام مذهب جعفري حکم قانون جعل و زندقه و بدعتي احداث و قانون اساسي و اصل مشروطيت ايران را نقض و استبدادي به شکل ملعون ديگر به مراتب اشنع از اول برپا نمايد» (نامه 62، سياست نامه خراساني، 246 و 247).

قطعه فوق بيان گر درک عميق اين علما از معنا، مفهوم و غايت مشروطه است و نظر کساني که معتقدند علما درک صحيح و کاملي از مشروطه و غايت آن نداشته اند را نقض مي کند.

* مهجوريت آخوند خراساني در ايران امروز

آيت الله محمد کاظم خراساني (آخوند خراساني) يکي از بزرگ ترين علماي جهان اسلام در سده اخير است که علاوه بر اعتبارش در اصول فقه، در کنار ملاعبدالله مازندراني بلندترين حامي جنبش مشروطه ايران در ميان علما و مراجع تقليد بودند و فتاوا و نامه هاي آنها نقش اساسي اي در شکل گيري و پيش برد مشروطه ايران داشت. آخوند خراساني در حوزه سياست صاحب آراء نويني است که با آراء فقيهان قبل از او تفاوت جدي اي دارد. اهميت اين انديشه ها به ميزاني است که مي توان او را صاحب «مکتب سياسي» ويژه اي دانست، مکتبي که در حال حاضر حوزه عليمه نجف ميراث دار آن است.

مکتب سياسي آخوند علي رغم اهميت فراوان متاسفانه در ايران کمتر مورد بحث و تامل قرار گرفته است. عمق اين غفلت را مي توان در مقايسه حضور نمادين شيخ فضل الله نوري نسبت به آخوند در ايران امروز سنجيد، در حالي که بزرگراه منتهي به [ميدان] آزادي به نام شيخ فضل الله [نوري] است حتي کوچه اي هم به اسم آخوند خراساني وجود ندارد. غفلت ايرانيان از انديشه سياسي خراساني معلول عوامل گوناگوني است. يک علتش آن بود که خراساني بر خلاف علامه نائيني (تنبيه الامه و تنيزيه المله) و شيخ اسماعيل محلاتي (اللئالي المربوطه في وجوب المشروطه) و بسياري ديگر، فرصت آن را نيافت که کتاب مدون يا رساله مستقلي را در حوزه سياست به رشته تحرير درآورد و آراء سياسي او در ميان آثار فقهي – اصولي، تلگراف و نامه هايش پراکنده است. مهجوريت آخوند به حدي است که حتي مجموعه آثار فقهي، اصولي و فلسفي اش نيز به طور کامل منتشر نشده است. علت ديگر عدم توجه لازم به انديشه هاي سياسي آخوند شکست مشروطه و سيطره مجدد نظام استبدادي در لباس مشروطه بود که سبب يأس و سرخوردگي علما و مراجع از انديشه سياسي شد و اين يأس و رخوت، غفلت از آراء افرادي چون آخوند خراساني را تشديد کرد. به گونه اي که آراء آخوند در حوزه هاي علميه ايران کم تر شناخته شده است.

البته درساليان اخير به همت نسل جديدي از روحانيون، آرام آرام غبار غفلت و فراموشي از انديشه هاي آخوند خراساني در حال زدودن است. محسن کديور از جمله کساني است که در معرفي انديشه ها و نظرات سياسي و فقهي آخوند فعاليت مي کند، که آخرين نمونه آن گردآوري قطعات سياسي آثار آخوند خراساني در کتابي تحت عنوان «سياست نامه خراساني» است. او همچنين کتاب «مکتب سياسي خراساني» را زير چاپ دارد.

مطالعه انديشه سياسي خراساني از لحاظ تاريخ فکري سده اخير تشيع حائز اهميت فراواني است تا آن جا که بدون آشنايي با مکتب سياسي خراساني اين مقطع تاريخي به طور کامل قابل شناخت نخواهد بود، علاوه بر آن آراء آخوند از زاويه نحوه حضور دين در سياست نيز قابل تامل است.

* مميزات مکتب سياسي آخوند

1- آخوند خراساني پس از وحيد بهبهاني و شيخ مرتضي انصاري، سومين شخصيت بارز جريان اصولي به شمار مي رود (جريان عقل گرايي اصولي در فقه شيعه در مقابل جريان اخباري گري که جريان عقل ستيز و نقل گرا بود شکل گرفت). اعتبار او در اصول فقه به حدي است که «کفايه الاصول» او از زمان نگارش تاکنون در حوزه هاي علميه محوريت تام دارد. ويژگي بارز آخوند در علم اصول تنقيح و پالايش آن از زوائد و گزيده گويي و عقلاني کردن مباحث آن است. علاوه بر آن عقلانيت را به جنبه عملي هم وارد کرده و نامه ها، تلگراف ها و احکام سياسي اش نشان دهنده آن است که او پيش از همگان خود به دلائل عقلي در سياست استناد کرده است. رجحان عقل جمعي بر عقل فردي در تدبير سياسي “شاه کليد” ورود به سياست جديد است که در آراء آخوند به وضوح ديده مي شود: «سلطنت مشروطه و عدالت و مساوات در کليه امور حسبيه به شرع اقرب از استبداد است. بديهي است عقول عديده جهات خفيه و کامنه اشياء را بهتر از يک عقل ادراک مي کند و ظلم و جور و تعدي و اجحاف با فعاليت و حکمراني مبعوثان ملت به درحات کمتر خواهد بود»(نامه 36، همان/214).

2- راي مشهور علماي شيعه قبل از آخوند خراساني بر مطلق بودن ولايت پيامبر(ص) و ائمه (ع) بر مردم است. به اين معنا که اوليا معصوم بر جان، مال و ناموس مردم صاحب ولايت مطلقه هستند و اختيارشان از اختيار خود مردم بر خودشان بيشتر است. اما آخوند خراساني ولايت مطلقه را منحصر در ذات ربوبي دانسته و ولايت معصومان را منحصر در حوزه متعارف عمومي و سياست مي داند و به نظر ايشان پيامبر(ص) و ائمه(ع) همواره حريم شريعت در زندگي خصوصي مردم را رعايت مي کرده اند. آخوند درميان علماي شيعه نخستين کسي است که چنين رايي داشته است.

3- به تبع چنين نظري، در حوزه حکومت نيز راي آخوند منحصر به فرد است. بر خلاف شيخ فضل الله نوري که قائل به «حکومت مشروعه» بود و همچنين مشروطه خواهاني چون سيد عبدالحسين لاري كه به «مشروطه مشروعه» معتقد بودند آخوند خراساني حکومت مشروعه را منحصر به حکومت معصوم مي شمارد و هر حکومتي با زمامداري غيرمعصوم را غير مشروعه مي داند. او همچنين بر اين نظر است که حکومت هاي غيرمشروطه يا عادله اند و يا ظالمه و حکومت غيرمشروعه عادله را مشروع (مجاز به لحاظ شرع و دين) مي داند، و در عصر غيبت به نظر آخوند ملاک صحت حکومت دادگري است.

4- در مبحث ولايت فقيه نيز راي آخوند با علماي قبل و بعد از خود تفاوت اساسي اي دارد. او نه تنها ولايت عامه فقها (تصرف در حوزه عمومي) را قبول ندارد بلکه آن را بدعت مي داند. اکثر فقها به ولايت فقها در امور حسبيه قائلند که از آن به عنوان اختيارات حاکم شرع تعبير مي شود اما آخوند در آراء متاخرش حتي ولايت فقها بر امور حسبيه را نيز قبول ندارد و عقلاي مسلمين و ثقات مومنين را متصدي آن معرفي مي کند. ابتکار ديگر وي دراين زمينه آن است که دامنه امور حسبيه را از اموري چون سرپرستي افراد برسرپرست به حوزه عمومي و سياسي گسترش مي دهد.

* ويژگي هاي سياست نامه خراساني

«سياست نامه» خراساني گردآوري و تصحيح انتقادي قطعات سياسي در آثار عربي و فارسي آخوند خراساني است که به سفارش ستاد بزرگداشت يکصدمين سالگرد مشروطيت منتشر شده است. قسمت اول سياست نامه در هفت بخش کليه آراء فقهي و اصولي مرتبط با سياست آخوند به زبان عربي را در بر مي گيرد. اين آراء عبارتند از: ملازمه عقل و شرع، مسئله عدالت، قاعده لاضرار، اجتهاد و تقليد، ولايت فقيه، ولايت عدول مومنين، قضاوت، جهاد، نظارت و توقيت در وقف، و خمس. برخي از اين آثار براي نخستين بار است که منتشر مي شود.

انتقادي که به اين بخش وارد است آن است که گردآورنده و مصحح محترم بهتر بود متن هاي اين بخش را به فارسي نيز ترجمه مي کردند.

قسمت دوم سياست نامه که بيش از نيمي از حجم کتاب را در بر مي گيرد مهم ترين لوايح و تلگراف ها آخوند به زبان فارسي است که به ترتيب زماني در هفت بخش (از سال 1317 تا 1329 هجري قمري) تنظيم شده است.

* * *

سیاست نامۀ خراسانی ، قطعات سیاسی در آثار ملا محمد کاظم خراسانی صاحب کفایه (1329 – 1255ق) ؛ تهران ، انتشارات کویر ، 382 صفحه ،چاپ اول مرداد 1385