داروینیسم و خلقت انسان

پرسش: 

با سلام
آنطور که بنده فهمیده‌ام، نظریهٔ تکاملِ  داروین امروز کاملا از لحاظِ  علمی‌  ثابت شده است. خواستم بدانم نظر شما در این باره چه هست، و اگر این نظریه را می‌پذیرید چگونه آنرا با داستانِ  خلقتِ  انسان در قرآن تطابق می‌دهید.

با تشکر

پاسخ: 

سلام و تحیت

نظریه داروین درباره منشأ انواع (Origins of Spices) از زمان ابراز (1859میلادی) تا کنون خود منشأ تحول و تکمیل قرار گرفته است، تا آنجا که در قرن اخیر از آن به نئوداروینیسم (Neo-Darwinism) یاد می شود. سه نظریه مهم پس از داروین یعنی مکانیسم وراثت مندل (Mendel)، کشف ژن توسط مورگان (Morgan)، و نقش دی ان إِ (DNA) در انتقال اطلاعات ژنتیکی توسط واتسن (Watson) و کریک (Crick) از جمله مولفه های نئوداروینیسم هستند. به هر حال مراد از داروینیسم یا نظریه داروین بطور کلی مجموعه تحولات بیولوژیکی تدریجی نوع انسان است.

در حوزه علوم تجربی هر نظریه ای بر تعدیل، تصحیح، توسعه یا حتی نقض بر اساس موازین علوم تجربی گشوده است. نظریه منشأ انواع داروین نیز از این قاعده بیرون نیست. نظریه داروین همانند دیگر مباحث علوم طبیعی تاب سه گونه تفسیر خداشناسانه (theistic)، ملحدانه (atheistic) و لاادری گرایانه (agnostic) دارد، و خود لزوما هیچیک از آنها نیست.

این نظریه به اختصار منشاء واحدی برای همه موجودات زنده قائل است و بر این باور است که حیات همانند درختی با شاخه های فراوان از آن منشأ واحد سرچشمه گرفته است. دلیل تنوعِ انواع، تطابق با محیط بوده که در طول روندی بسیار طولانی صورت گرفته است. انواع سازگار باقی مانده و انواع ناسازگار منقرض شده اند. بقا و انقراض گونه های مختلف جانداران براساس انتخابی طبیعی و بدون هدفی از پیش تعیین شده حاصل شده است. نزدیکترین جاندار در زنجیره تحول نوع انسانی شامپانزه بوده است.

بیشک نظریه داروین با لوازم زمین شناختی و زیست شناختی و ژنتیک بعدی آن، از منظر یک خداشناس، الهیاتی پیشرفته می طلبد که با الهیات ایستای گذشته تفاوتهائی دارد. نقاط بحث نظریه داروین در مقایسه با باورهای اسلامی و قرآنی حداقل در چهار محور است: خلقت جهان طی شش روز، حکمت خداوند و نفی بی هدف بودن بودن تکامل انواع، خلقت انسان از خاک، شرافت و برتری نوع انسان بر دیگر موجودات.

در محورهای چهارگانه می توان گفت:

محور اول. مراد از “روز” در داستان خلقتِ جهان در قرآن کریم، روزِ انسانیِ 24 ساعته نیست، “دوره” ای است که ممکن است هزاران سال متعارف انسانی بطول انجامد، سوره انبیاء: 27، سوره سجده: 5 و سوره معارج: 4. خداوند جهان طبیعت در طی شش دوره آفریده است. آفرینش مخلوقات مختلف در هر یک از این دوره های طولانی صورت گرفته است. کشفیات زمین شناسی و جهان شانسی و ستاره شناسی در این زمینه نه تنها مشکل ساز نیست که مؤیدات تازه ای برای خداشناسان است.

دو. یکی از مسلمات اعتقادات اسلامی حکمت بالغه الهی و خلقت بر اساس برنامه خردمندانه و نفی تصادف در طبیعت است. قوانین طبیعی در جهان و غرائز موجودات زنده “سنن الهی” هستند که توسط احسن الخالقین در سرشت مخلوقات نهاده شده اند. تطور و تحول و تکامل انواع پذیرفتنی است، اما اینکه این روند بدون برنامه و هدف پیشین بوده است از منظر یک خداشناس هرگز پذیرفته نیست. دیدگاه طرح خردمندانه (Intelligent Design) یکی از دیدگاههای متألهان معاصر از منتقدان داروینیسم است. (1)

محور سوم. اسلام خلقت انسان را از خاک دانسته است. خلقت از خاک دو گونه می تواند باشد: اول مستقیما و بدون هیچ واسطه ای، دوم غیرمستقیم و با وساطت دیگر مخلوقات. باران هم مخلوق خداوند است اما تکوین آن مستقیم و بلاواسطه نیست بلکه تابع سنن طبیعی خاص خود از درخشش خورشید بر دریاها و تبخیر و ابر و بالاخره بارش است، همینگونه است باد و ابر و زمین و آسمان(2). امام صادق (ع) به صراحت گفته است که خداوند امور طبیعی را جز با اسبابش انجام نمی دهد: “أبی الله أن یجری الأمور إلا بأسبابها” (بحارالانوار ج 2 ص 90). کلیه پدیده های طبیعی مشمول همین قاعده هستند. به عبارت دیگر پذیرش تطور و تحول و تکامل انواع منافاتی با خلقت آنها توسط خداوند ندارد. اینکه این واسطه ها چه هستند مهم نیست، مهم این است که همه این واسطه ها تحت تدبیر و هدایت خداوند هستند. ضمنا اینکه انسان شدن تدریجی و طی روندی طولانی صورت گرفته است نیز مشکلی ندارد، حلقه آخر این زنجیر تحول و تکامل عنوان “انسان” را یدک می کشد. چنین الهیاتی خداشناسی تکاملی (Evolutionary Theism) خوانده می شود که یکی از دیدگاههای متألهان معاصر منتقد داروینیسم است.(3) ضمنا نباید از نظر دور داشت که داستان خلقت انسان در قرآن کریم (4) می تواند بیانی نمادین (symbolic) باشد.

محور چهارم. قرآن کریم شرافت و برتری نوع انسان بر دیگر موجودات را اعلام کرده است. دیگر مخلوقات طبیعی در زمین برای بهره مندی انسان آفریده شده اند. آدم خلیفه و جانشین خداوند در زمین است. خلقت انسان در احسن تقویم صورت گرفته است. روح انسان نفخه ای الهی است. سقف علوم طبیعی امور طبیعی مادی از جمله بدن انسان است. روح انسان از منظر یک خداشناس امری ماورای ورای طبیعی یا از عالم غیب است و نفیا و اثباتا در حوزه آن علوم نیست تا مشمول نظریه های آنان شود. ما دو گونه عالم داریم: عالم غیب (نامحسوس) و عالم شهادت (محسوس). حوزه کشفیات علوم تجربی و طبیعی عالم شهادت است. اظهار نظر درباره مقام انسان و روح و نفس او امری از عالم غیب است.

آنچه گذشت بیانی اجمالی از بررسی نظریه داروین با داستان خلقت انسان در قرآن کریم بود. (5)

   26 شهریور 1390

پاورقی ها:  

(1)  Michael Behe in Darwin’s Black Box (1996) and William Dembski in Intelligent Design: the Bridge between Science and Theology (1999)

(2)   بنگرید به کتاب باد و باران در قرآن نوشته مهندس مهدی بازرگان (1344)

(3)  Denis O. Lamoureux in Evolutionary Creation: a Christian approach to evolution (2008) and Arthur Peacockein in God and the New Biology (1986)

(4)   بنگرید به کتاب خلقت انسان نوشته دکتر یدالله سحابی (1346)

(5)   برای مطالعه بیشتر درباره رابطه نظریه داروین و عقاید دینی و منابع مرتبط برای یک بحث مقدماتی مراجعه کنید به:

Philip Clayton (editor), The Oxford Handbook of Religion and Science (2006), Evolution, Creation and Belief in God, chap.39: Evolution, Religion and science by William Provine; chap.40: Darwinism by Alister e. McGrath and chap.41: God and Evolution by John F. Haught.