آراء فقهی »     

غسل، وضو و تیمم

برخی احکام غسل، وضو و تیمم

در پاسخ به برخی پرسشها درباره‌ی احکام غسل، وضو و تیمم از آذر ۱۳۹۱ نکاتی به اختصار نوشتم. در برخی موارد که پرسش‌گران طالب مستندات بحث بودند، به ادله نیز اشاره کردم. این پاسخ‌ها به تناوب طی سه سال اخیر در همین وبسایت منتشر شد. اکنون با تکمیل، تنقیح و تجمیع پاسخ‌ها با حذف پرسش‌ها در نظمی نوین در کنار هم برای علاقه‌مندان عرضه‌ می‌شود. تاریخ نگارش هر مطلب در پرانتز انتهای آن آمده است.
پیش از این مباحث «اجتهاد و تقلید» و «طهارت و نجاست» به همین شیوه عرضه شد. بحث بعدی که به همین سیاق عرضه خواهد شد «احکام نماز» است. امیدوارم به تدریج اهم مباحث مبتلابه فقهی در همین قالب عرضه شود.
لازم به ذکر نیست که آراء این حقیر در مباحث غسل، وضو و تیمم غالبا با آراء مشهور از جمله اساتیدم (رضوان‌الله علیهم) متفاوت است. کوشیده‌ام پیشینیان خود را در هر مورد معرفی کنم. از تذکرات، پیشنهادات و انتقادات اهل فضل استقبال می‌کنم. این پرونده مفتوح است و آراء جدید به تدریج به آن افزوده خواهد شد، ان‌شاء‌الله.

۲۰ فروردین ۱۳۹۴

استحباب نفسی و وجوب غیری غسل و وضو

وضو و غسل شستشوهای مخصوصی هستند که برای تطهیر معنوی و تقرب به خداوند شرط صحت نماز و برخی عبادات هستند و خودشان مستحب هستند. (۲۹ اسفند ۱۳۹۳)

حکمت غسل


حکمت غسل کردن طهارت بدنی و روحی است. در یک مورد غسل واجب نفسی است و آن غسل میت است قبل از دفن که مقدمه‌ی چیز دیگری نیست. بقیه‌ی غسلهای واجب وجوب غیری دارند یعنی برای کار دیگری بویژه عباداتی از قبیل نماز یا طواف حج یا روزه واجب می شوند و فی حد نفسه واجب نیستند. غسل جنابت، غسلهای سه گانه بانوان و غسل مس میت از این قبیل هستند. غسل تطهیر بدن به قصد تقرب به خداوند است. (۱۴ شهریور ۱۳۹۲)

***

چرا در برخی احکام وضو اختلاف داریم؟

منشأ اختلاف مسلمانان در وضو برداشتهای متفاوت از آیه‌ی وضو از یک سو و اجتهادات خلافا از سوی دیگر است. اما به نظر می رسد از دقت میکروسکوپی که بسیاری فقها در اینگونه امور کرده اند در حداقل چهار دهه اول ظهور اسلام خبری نیست، بلکه این‌گونه محدودیتها از اواخر قرن اول آغاز می شود.

آنچه مسلمانان از وضو درک کرده بودند شستن صورت و دستها و مسح سر و پاها بوده است، از پیامبرشان نیز همین را دیده و روایت کرده بودند، حالا اینکه جهت شستن دستها چگونه بوده است، ظاهرا دقت نکرده بودند، فعل پیامبر هم هرچه بوده افضل طرق بوده است.

مسلمانان حداقل در دو موضع وضو اختلاف دارند: جهت شستن دستها و مسح یا شستن پاها.

آیه ۶ سوره مائده مهمترین سند مسئله است:
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاهِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرافِقِ وَامْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ إِلَی الْکَعْبَیْنِ. ای مؤمنان! هرگاه قصد نماز نمودید صورت‏هایتان و نیز دست‏ها را تا آرنج بشویید. و سرها و پاهایتان را تا برآمدگی آن دو مسح نمایید.

در مورد شستن دستها اهل سنت مرفق (آرنج) را غایت غَسل (شستن) دانسته دستها را از انگشتان تا آرنجها می شویند. مشهور شیعه «الی المرافق» را متعلق به «ایدیکم» دانسته نه متعلق به «فاغسلوا» یعنی مغسول را مقید دانسته اند و در نتیجه غَسل (شستن) را مطلق فرض کرده موکول به سنت دانسته اند. در سنت نیز روایات اهل بیت درباره وضوی پیامبر شستن دستها از بالا به پائین روایت شده است.
باب ۱۵ ابواب وضوی وسائل الشیعه (ج ۱ ص ۳۸۷ به بعد) روایات مرتبط قابل مطالعه است.

از میان  فقیهان شیعه سید مرتضی در یکی از دو قولش در انتصار وضوی از آرنج به سمت انگشتان را مستحب دانسته که معنایش جواز وضوی منکوس (برعکس) است. ابن ادریس در سرائر نیز وضوی منکوس را مکروه دانسته که معنایش جواز آن است، سید محمد عاملی صاحب مدارک نیز متمایل به این قول است. در نتیجه اینکه واقعا پیامبر (ص) به کدام شیوه دستشان را در وضو شسته اند یقینی نیست، بیش از ظن اطمینانی از ظاهر آیه و مجموعه‌ی اخبار بدست نمی آید.

اما در مورد موضع دوم منشأ تفاوت نظر اختلاف  قرائت در مجرور یا منصوب خواندن «ارجلکم» است ابن کثیر، ابا عمرو، ابابکر و حمزه از عاصم «أرجلکم» را به جرّ قرائت کرده‏ اند، و قرائت رایج (عاصم به روایت حفص) «ارجلکم» به نصب است. اگر ارجلکم مجرور باشد معطوف به برؤوسکم است و اگر منصوب باشد به عقیده‌ی اجماعی شیعه معطوف به محل رؤسکم خواهد بود، به عقیده‌ی اهل سنت ارجلکم منصوب معطوف به ایدیکم است در نتیجه باید همانند دستها شسته شود. به نظر شیعه چنین عطفی مستلزم جواز فصل بین معطوف و معطوف الیه با جمله اجنبیه است که فصیح نیست.

اما قدیمی ترین مستند روایی شستن پاها در وضو روایات خلیفه سوم جناب عثمان بن عفان است که وضوی پیامبر را این‌گونه روایت کرده است. در عوض علی ابن ابی طالب (ع) هم در زمان خلافت خود وضوی پیامبر (ص) را عملا به مسلمانان تعلیم داده با مسح پاها، وائمه اهل بیت (ع) صریحا شستن پاها را در وضو صحیح ندانسته‌اند.

بررسی مجموع ادله ظن اطمینانی قوی بر لزوم مسح پاها را در وضو نشان می دهد.
اینکه دو داماد پیامبر (ص) که هر دو خلیفه مسلمین بوده‌اند روایات متفاوتی از وضوی پیامبر (ص) ارائه کرده اند نشان می دهد که امر اجتهادی بوده، به هر حال مسئله نیاز به تحقیق بیشتر دارد. (۲۰ بهمن ۱۳۹۱)

مسح بر جوراب در شرائط تعذر
مسح بر جوراب در حال عادی مجاز نیست و باعث بطلان وضو می شود. اگر درآوردن جوراب برای وضو متعذر باشد، مسح بر آن مجاز است. تشخیص تعذر و عسر به عهده‌ی مکلف است، اما جواز در موارد قریب به عسر خالی از اشکال نیست. (۲۵ فروردین ۱۳۹۲)

وضو و خواب
خوابی که بر چشم و گوش غلبه کند در حالت نشسته احتیاطا مبطل وضو و در غیر آن حالت علی الاقوی مبطل وضو است. (۱۴ مهر ۱۳۹۳)

غسل، حمام و استخر
فردی که از جمله به نیت غسل به حمام یا استخر می رود و خود را می‌شوید غسل کرده است.
جنب و حایض نیز همین که به نیت غسل به حمام رفته‌اند، بعد از شستن بدن و باقی نماندن نجاست غسلشان محقق شده است و طاهر محسوب می شوند. (۱۵ اسفند ۱۳۹۳)

وضو بعد از حمام یا استخر؟

اگر فردی از حمام یا استخر علاوه بر تمیزی یا شنا نیت غسل یا آمادگی برای نماز کرده باشد، برای نماز نیازی به وضو گرفتن ندارد. (۷ دی ۱۳۹۲)

***

مُجزی بودن مطلق غسل از وضو
اگر کسی در حمام یا استخر علاوه  بر قصد استحمام، شنا، ورزش و تفریح «نیت غسل» کرده و در حمام دوش «غسل ترتیبی» و در استخر و مشابه آن «غسل ارتماسی» کرده باشد و بعد از آن حدثی از او سر نزده باشد با این غسل نیازی به وضو برای اموری که نیازمند وضو هستند ندارد. به عبارت دیگر غسل رافع از وضو است مطلقا هرچند احوط استحبابی وضو برای امور واجب بعد از غسل غیرواجب است. (۱۶ بهمن ۱۳۹۲)

***

فردی به دو نیت به حمام یا استخر یا مشابه این محلها می رود. «داعی اول» استحمام یا شنا یا ورزش یا اموری از این قبیل است. «داعی دوم» غسل (اعم از واجب یا غیرواجب) به قصد قربت است.
چنین فردی اگر در حمام دوش «غسل ترتیبی» کرد و در استخر و مشابه آن «غسل ارتماسی» نمود و بعد از بیرون آمدن از استخر یا حمام حدثی از او سر نزد می تواند با غسل خود بی آنکه وضو بگیرد نماز بخواند یا دیگر اموری که نیازمند وضوست انجام دهد.
به عبارت دیگر من به کفایت مطلق غسل (نه فقط غسل جنابت و نه فقط غسلهای واجب و نه فقط غسل مستحب جمعه) از وضو ولو برای عبادات واجب قائل هستم.
البته احوط استحبابی گرفتن وضو همراه با غسلهای غیرواجب است. (۲۰ بهمن ۱۳۹۲)

***

مشهور تنها «غسل جنابت» را بدل از وضو می دانند. برخی از فقهای متقدم و متاخر هر غسلی (اعم از واجب و مستحب) را مُجزی از وضو می دانند. گروهی نیز تنها اغسال واجب را بدل از وضو دانسته اند. حقیر مطلق غسل را مُجزی از وضو می داند، اگرچه به احتیاط استحبابی وضو قبل از غسلهای غیرواجب نیز معتقد است.
الف. مستندات (الوسائل ۲: ۲۴۴ / أبواب الجنابه ب ۳۳):
۱

– صحیحه محمّد بن مسلم عن أبی جعفر (ع) «قال : الغسل یجزئ عن الوضوء ، وأیّ وضوء أطهر من الغسل» (ح ۱)


۲- عن محمّد بن عبدالرّحمن الهمدانی «کتب إلى أبی الحسن الثّالث یسأله عن الوضوء للصلاه فی غسل الجمعه، فکتب (ع): لا وضوء للصلاه فی غسل یوم الجمعه ولا غیره» (ح ۲)


۳- عن عمّار الساباطی قال «سئل أبو عبدالله (ع) عن الرّجل إذا اغتسل من جنابته أو یوم الجمعه أو یوم عید هل علیه الوضوء قبل ذلک أو بعده؟ فقال : لا ، لیس علیه قبل ولا بعد ، قد أجزأه الغسل ، والمرأه مثل ذلک إذا إغتسلت من حیض أو غیر ذلک فلیس علیها الوضوء لا قبل ولا بعد ، قد أجزأها الغسل» (ح ۳)
 ودیگر روایات همین باب.

– در روایت عمار ساباطی از وجوب وضو با غسلهای جنابت، جمعه و عید پرسیده شده است. پاسخ امام إجزاء است. علاوه بر آن امام غسل حیض و دیگر اغسال زنانه را نیز مشمول حکم کرده اند. در هیچیک از اغسال یادشده به استثنای جنابت خصوصیتی نیست. بنابراین مستفاد از روایت این است که مطلق اغسال واجب و مستحب مُجزی از وضو هستند.

ب. اخبار با مضمون «کلّ غسل قبله وضوء إلاّ غسل الجنابه» (الوسائل ۲ : ۲۴۸ / أبواب الجنابه ب ۳۵ ) به لحاظ سند و دلالت ضعیف و غیرقابل اعتماد است.

ج. از فقهای امامیه از متقدمین ابوعلی حسین بن ابی عقیل، علم الهدی شریف مرتضی (در یکی از اقوالش)؛ و از متاخرین محقق در معتبر، علامه در مختلَف، الجُمل (به نقل کشف اللثام)؛ و از متاخر متاخرین محقق اردبیلی، سید محمد صاحب مدارک، محقق سبزواری در کفایه، فیض کاشانی در مفاتیح، محقق بحرانی در حدائق؛ و از معاصرین سید خویی (رضوان الله تعالی علیهم اجمعین) به إجزاء مطلق اغسال (واجبه و مندوبه) از وضو قائل بوده اند.
د. مدعای حقیر دو قسمت دارد: 
اول. إجزای غیرغسل جنابت از وضو اعم از اغسال واجبه (نفسی و غیری) و اغسال مندوبه (زمانیه و مکانیه و فعلیه) 
دوم. إجزای مطلق غسل از وضو اعم از اغسال منصوصه‌ی واجبه و مندوبه و غیرمنصوصه 
روایت عمار ساباطی مستند قسمت اول مدعی است. هرچند با توجه به عدم موضوعیت اغسال مذکور در ان اعم از واجبه و مندوبه تمسک به آن در قسمت دوم نیز پذیرفته است.
 اطلاق صحیحه محمد بن مسلم و محمّد بن عبدالرّحمن الهمدانی مستند هر دو قسمت از مدعی است.

ه. این اطلاق (اغسال منصوصه‌ی واجبه و مندوبه و غیرمنصوصه) وقتی قابل اخذ است که فقیه اصولا به مشروعیت غسل غیرمنصوصه قائل باشد. یعنی به مندوبیت نفسی غسل همانند وضو قائل باشد. غالب فقها اگرچه به مندوبیت نفسی وضو قائل هستند اما اغسال غیرمنصوصه را تنها به قصد رجا باور دارند و غسل غیرمنصوصه را مُجزی از وضو نمی دانند.

و. ادله‌ی «مندوبیت نفسی غسل» به قرار زیر است:


۱. آیه ۲۲۲ سوره بقره «ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین» که در ذیل آیه حیض است و طهارت موجود در آیه بر غسل دلالت می کند. این دلالت با آیه ۶ سوره مائده «وان کنتم جنبا فاطهروا» استحکام بیشتری می یابد.


۲. روایت «محمد بن الحسن عن أبیه عن جده علی بن مهزیار عن حنان بن سدیر عن أبی جعفر (ع) من أنه دخل علیه فراتکم فی کل یوم؟ قال: لا، قال: فی کل أسبوع؟ قال: لا، قال: فی کل شهر؟ قال: لا، قال: فی کل سنه؟ قال: لا، قال (ع): أنت محروم من کل خیر» (المستدرک، باب ۲۲ من أبواب الأغسال المسنونه، ح ۵) که اگر مناقشات سندی آن را بپذیریم دلیل نیست اما موید استدلال قرآنی فوق خواهد بود.
نتیجه: غسل مندوب نفسی است و هر غسلی ولو غیرمنصوص مُجزی از وضوست. البته احوط وضو قبل از اغسال غیرواجبه است. والحمدلله. (۲۵ بهمن ۱۳۹۲)

***

مُجزی بودن ششتشوی واحد به نیت غسلهای متعدد
با یک شستشو می توان غسلهای متعددی که بر گردن فرد می آید انجام داد. ضمنا با غسل نیازی به وضو نیست. (۱۵ بهمن ۱۳۹۱)

***

وضو و غسل با لاک ناخن انگشتان، سرمه‌ی چشم و موی رنگ‌شده
وسایل آرایشی بانوان که باعث نرسیدن آب به اعضای وضو می‌شود می باید قبل از وضو یا غسل برطرف شود و با بودن آنها وضو و غسل باطل است. 
تشخیص اینکه وسایل آرایشی دارای جرمی که مانع از رسیدن آب می شوند هستند یا نه با مکلف است.

استفاده از وسائل آرایشی به شرطی که ضرری به بدن نزند، و استفاده از آنها در برابر نامحرم به شرطی که تبرج (خودآرائی غیرمتعارف) محسوب نشود مجاز است. 
تشخیص ضرر به عهده‌ی متخصص فن یا خود مکلف، و تشخیص تبرج با عرف متشرعه است. (آذر ۱۳۹۱)

***

فقها بین رنگی که جِرم دارد و در نتیجه مانع از رسیدن آب به عضو می شود و رنگی که جذب پوست شده و جرم ندارد مثل حنا تفاوت قائل شده، اولی را مانع صحت وضو دانسته و دومی را مانع ندانسته اند. لاک ناخن را از سنخ اول حساب کرده و مانع صحت وضو اعلام کرده اند. در مورد لاک ناخنهای پا اگر یک ناخن در هر پا بی لاک باشد لاک داشتن بقیه را مانع صحت وضو ندانسته اند.
 حکم یادشده در مورد پوست مقتضای ادله و در مورد ناخن و مو موافق احتیاط است. اما جواز صحت وضو و غسل در مورد ناخن لاک زده شده چه در دستها چه در پاها و موی رنگ شده بعید نیست. (۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۲)
سرمه‌ی خارج از چشم اگر غلیظ نباشد مانع صحت وضو یا غسل نیست. (۲۹ اسفند ۱۳۹۳)

***

غسل در حمام دوش
در حمامهای فعلی (دوش) بعد از زایل شدن نجاست احتمالی از بدن و شستن آن همین‌که آب تمام بدن را هم‌زمان در بر می‌گیرد غسل محقق شده مانند ارتماس در آب استخر و ترتیب خاصی لازم نیست (اول سر و گردن بعد طرف راست و بعد طرف چپ). (۲۸ اسفند ۱۳۹۳)

***

تیمم بدل از غسل
اگر فرد عمدا غسل جنابت را تا اواخر وقت نماز به تاخیر بیندازد معصیت کرده، اما در اواخر وقت می تواند تیمم کرده نماز به جا آورد. (۲۲ فروردین ۱۳۹۲)

***

کراهت قرائت آیات سجده بر جنب و حائض
نظر رایج حرمت قرائت آیات سجده (نه سور عزائم) بر جنب (مرد و زن) و حائض است. مستند این قول دو روایت است. در مقابل روایات متعددی دال بر جواز قرائت قرآن در هر حالی از جمله در این دو حال است. به نظر حقیر اولا قرائت قرآن در هر حالی مجاز است، ثانیا قرائت آیات سجده بر جنب و حائض مکروه است نه حرام. (۲۷ اسفند ۱۳۹۳)

***

زن در زمان عادت ماهانه پلید نیست
از شرائط صحت نماز و روزه طهارت است، لذا جنابت در آقایان و بانوان و حیض در بانوان مانع صحت این دو عبادت است. معنای عدم صحت نماز پلید بودن نیست. (۲۷ اسفند ۱۳۹۳)