۱

پدرم ماهنامۀ « درسهایی از مکتب اسلام » را از آغاز انتشار مشترک بود، و نوجوانی من نیز با تورق مجلۀ « نجات نسل جوان » گذشت، اما در آغاز جوانی بین دو مشی متفاوت مرحوم آیتالله خمینی و مرحوم آیت الله شریعتمداری مثل اکثر همنسلانم شیفتۀ مشی انقلابی دکتر علی شریعتی و آیت الله خمینی شدم و به راه و روش آیتالله شریعتمداری و مهندس مهدی بازرگان به دیدۀ سوءظن نگریستم. با اینکه از نیمۀ خرداد ۱۳۶۰ در قم طلبه بودم هرگز ندانستم بر مرجع محصور چه گذشت و حتی چگونه درگذشت!
سالها گذشت و من به میزانی که بیشتر خواندم و فهمیدم و تجربه کسب کردم از انقلابیگری و تندرویهای جمهوری اسلامی بیشتر فاصله گرفتم. آغاز این تحول تابستان ۱۳۶۶ بود. در زمستان ۱۳۶۷ من از مشی سابق کاملاً فاصله گرفته بودم. ۸ فروردین ۱۳۶۸ با چشم گریان عکس آیتالله خمینی را از دیوار کتابخانهام پائین کشیدم. دوران عکس دیگر به پایان رسیده بود. 
حوالی سال ۱۳۷۲ وقتی داشتم کتاب « نظریه‌های دولت در فقه شیعه » را تدوین میکردم برای نخستین بار با دیدگاه سیاسی متفاوت مرحوم آیت الله شریعتمداری اجمالاً آشنا شدم. جوّ به قدری علیه ایشان سنگین بود که من به ناگزیر برای اینکه کتاب امکان انتشار داشته باشد، تقریر سوم «نظریۀ دولت انتخابی اسلامی» را که متعلق به ایشان بود به نام شاگرد ایشان مرحوم محمد جواد مغنیه درج کردم. حال آنکه مغنیه در منبع معرفی شده نظریه را عیناً از آیتالله شریعتمداری نقل کرده بود!
در أوایل سال ۱۳۸۰ در مقالات « حکومت انتصابی » برای نخستین بار نکته‌ای را از کتاب القضای آیت‌الله شریعتمداری نقل کردم. این کتاب را استادم آیت الله منتظری به من معرفی کرده، امانت داده بود. در سال ۱۳۹۰ که شروع به نگارش « سیر تحولات اندیشۀ سیاسی آیت‌الله منتظری » کردم، احساس کردم زمان آن رسیده است که دربارۀ سیر تحولات اندیشۀ سیاسی آیت الله شریعتمداری تحقیق کنم. تحقیق قبلی را در انتهای فصل اول نیمه کاره رها کردم و به جمع آوری منابع و مطالعه دربارۀ زندگی و آراء آیت الله شریعتمداری مشغول شدم. کار گردآوری منابع و فیش برداری به پایان رسیده بود که اتفاقی در آبان ۱۳۹۱ مرا به نگارش مقالۀ نخست این چهار مقاله کشانید که در صفحه ۱۷ متن کتاب آمده است.

۲ 

مقالۀ اول « اسنادی از مظلومیت آیت الله شریعتمداری » ( ۱۲ آبان ۱۳۹۱ ) مورد نقدهای متعدد اعضای دفتر و طرفداران آیت‌الله خمینی قرار گرفت. مقالۀ دوم « اسنادی از شکسته شدن ناموس انقلاب » ( ۳۰  آبان ۱۳۹۱ ) در پاسخ مهمترین این نقدها نگارش یافت. مقالۀ دوم هم خوشبختانه باعث نقدهای دیگری شد. و بر همین منوال مقالۀ سوم « ممانعت از اعزام بیمار سالمند مبتلی به سرطان به بیمارستان » ( ۱۶ آذر ۱۳۹۱ ) و مقالۀ چهارم « اعادۀ حیثیت از آیت‌الله شریعتمداری » ( ۱۳ دی ۱۳۹۱ ) در پاسخ به نقدهای بعدی نوشته و منتشر شدند. این مقالات همزمان در وبسایت نویسنده و وبسایت جرس منتشر شده‌اند. نقدهای مهم هر مقاله در مقاله‌ی بعدی پاسخ داده شده است.  نقدها غالباً در «پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران» و مهمترین آنها بلافاصله در وبسایت جرس و وبسایت نویسنده  بازنشر یافته‌اند.
بر مقاله‌ی اول ۹ نقد، مقاله‌ی دوم ۷ نقد، مقاله‌ی سوم ۹ نقد و مقاله‌ی چهارم ۵ نقد و در مجموع ۳۰ نقد و بررسی منتشر شد. ناشر دو سوم این نقدها «پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران» (پایگاه رسمی اطلاع رسانی دفتر آیت الله خمینی) بوده است. تمامی این ۳۰ نقد به پیوست همین مجلد عینا به ترتیب تاریخ درج شده است. نقدها در یک سطح نیستند، اندکی از آنها جرح هستند تا نقد (مشخصا مطالب منتشره در سایتهای رنگارنگ حکومتی)، اکثر آنها مؤدبانه است. با اینکه هیچیک از ناشرین نقدها خصوصا جماران کلمه ای از مقالات مرا منتشر نکردند و ترجیح دادند یک طرفه به قاضی بروند، اینک مقالات چهارگانه‌ی این قلم و سی نقد آنها در کنار هم در یک مجلد بدون مقدمه و مؤخره‌ی اضافی در معرض نظر خوانندگان قرار می گیرد تا خود داوری کنند. اکثر نقدها در قالب مصاحبه است و بخشهای فراوانی از این مصاحبه ها خارج از موضوع است، اما همان بخشهای خارج از موضوع هم حذف نشد تا اصالت سخنان منتقدان حفظ شود. امیدوارم دفتر تنظیم و نشر آثار امام خمینی خود یک بار متن و نقد را با هم مطالعه کنند و در خلوت خود به قضاوت بنشینند.
از مدتها قبل ضرورت گردآوری این مقالات و نقدها احساس میشد. تا اینکه چندی قبل یکی از دانشجویانم داوطلبانه این مهم را به عهده گرفت. اغلاط تایپی را اصلاح و با صفحه‌بندی و تنظیم فهرست و آلبوم تصاویر، کتاب را زیر نظر نویسنده آمادۀ انتشار کرد. از ایشان صمیمانه سپاسگزارم. افسوس که به دلیل محدودیتهای امنیتی مجاز به ذکر نامش نیستم. مقالات چهارگانه بیکم و کاست عیناً در این کتاب درج شدهاند.
ای کاش امکان آن باشد که این کتاب در کشور آزادانه به صورت کاغذی منتشر شود. آیا به راستی دوران « نویسندگان ممنوع القلم » به سر رسیده است!؟ همین کتاب آزمون خوبی برای این ادعای دولت‌مردان محترم است.

۳

دوران شیفتگی و نفرت گذشته است. مشتاق درک حقیقتم. پرسشی چنگ در افکارم انداخته است: رهبران جمهوری اسلامی با منتقدان و مخالفان مسالمت‌جوی خود چگونه رفتار کردهاند؟
پاسخ به این پرسش را با مورد آیت الله شریعتمداری آغاز کردم. خلاصۀ پاسخ به این قرار است.
آیت الله سید کاظم شریعتمداری ( ۱۳۶۵- ۱۲۸۴ ) یکی از مراجع طراز اول تقلید تشیع، پس از صدور بیانیۀ انتقادی علیه اختیارات ولایت فقیه در آستانۀ همه پرسی قانون اساسی جمهوری اسلامی در آذر ۱۳۵۸ از فضای عمومی کشور حذف شد، و به دنبال اتهام اطلاع از کودتای صادق قطب زاده از ۲۷ فروردین ۱۳۶۱ تا آخر عمر در خانۀ خود محصور شد و از رسانه های صوتی، تصویری و کاغذی و تریبونهای نمازجمعه و مجلس شورای اسلامی بیآنکه حق دفاع از خود داشته باشد مورد هتک حیثیت قرار گرفت.
برای نخستین بار در تاریخ تشیع دو تشکل روحانی از شاگردان آیت الله خمینی یعنی جامعۀ مدرسین حوزۀ علمیۀ قم و جامعۀ روحانیت مبارز تهران همراه با ائمۀ منصوب جمعه در أوایل اردیبهشت ۱۳۶۱ رقیب رهبر را از مرجعیت خلع کردند. آیت الله شریعتمداری از آن تاریخ مورد سنگین ترین اتهامات و توهینها قرار گرفت، مرگ وی که به دلیل تأخیر در اعزام به بیمارستان اتفاق افتاد به این سیلاب توهین و اتهام پایان نداد. هیچیک از مراجع تقلید دهۀ شصت خلع مرجعیت آیت الله شریعتمداری را به رسمیت نشناختند، بلکه بقای بر تقلید وی را مجاز دانستند، هرچند در آن هیاهو و خفقان این صداها شنیده نشد و امکان انتشار عمومی نیافت.
نویسنده به عنوان یکی از مدافعان انقلاب ۱۳۵۷ و درس آموختۀ حوزۀ علمیۀ قم بر اساس مطالعه‌ و تفحص در کلیۀ اسناد موجود به این نتیجه رسیده است که زمامداران جمهوری اسلامی به ناحق آبروی رقیب بنیانگذار جمهوری اسلامی را ریخته او را از مرجعیت خلع کرده، به ایشان در زمان حصر به دلیل ممانعت از اعزام به بیمارستان به مدت سه سال و ده ماه و هفت روز و نیز در زمان کفن و دفن و ترحیم ظلم کردند.

۴

این کتاب اولین دفتر از « مواجهۀ جمهوری اسلامی با علمای منتقد » است. در دفترهای مختلف این مجموعه، از یک سو آراء و دیدگاههای مراجع، فقها و علمای مخالف و منتقد جمهوری اسلامی تحلیل میشود، از سوی دیگر شیوۀ برخورد نظام جمهوری اسلامی با منتقدان قانونی و مخالفان مسالمت‌جو ارزیابی خواهد شد. این مجموعه نشان خواهد داد که بیشترین انتقاد از جمهوری اسلامی از آغاز از ناحیۀ مراجع و فقها صورت گرفته، هرچند به شدت سرکوب شده‌اند. اطلاعات مربوط به این انتقادات نیز یا به کلی حذف شده یا تحریف و قلب شده است.
امیدوارم انتشار این مجموعه قدمی در تصحیح تاریخ معاصر ایران و تشیع از یک سو و تصحیح مشی و عملکرد زمامداران در قبال منتقدان قانونی و مخالفان مسالمت جو به حساب آید. بدون عبرت از گذشته نمی توان به اصلاح حال و آینده امید بست. نویسنده پیشاپیش از انتقادات و پیشنهادات اهل نظر استقبال میکند.

و آخر دعوانا أن الحمد لله ربّ العالمین
محسن کدیور
دی ۱۳۹۲

***

یادداشت ویرایش دوم

ویرایش دوم دو تفاوت کوچک با ویرایش اول دارد. یکی این‌که طرح جلد کتاب جدید است، با تشکر از طراحی که داوطلبانه برای هر سه جلد مجموعه‌ی مواجهه با علمای منتقد جمهوری اسلامی طرح جلد جدیدی تهیه کرد. دیگر این‌که پنج نقد و بررسی جدید به انتهای کتاب افزوده شد. با این حساب تعداد نقدهای منتشر شده درباره مقالات چهارگانه‌ی این کتاب به سی و پنج می‌رسد.
این نقدها در فاصله‌ی بهمن ۱۳۹۲ تا اردیبهشت ۱۳۹۳ در قالب مصاحبه، مقاله و خبر منتشر شده‌اند. از خبر و مصاحبه‌ها تنها بخش مرتبط با موضوع کتاب نقل شده است. این پنج مطلب توسط پایگاه جماران، روزنامه‌ی آرمان (نزدیک به پایگاه جماران)، ماه‌نامه‌ی نسیم بیداری (نزدیک به اصلاح طلبان)، خبرگزاری تسنیم (متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) و وب‌سایت بی‌بی‌سی فارسی منتشر شده‌اند. توفیق همه‌ی منتقدان و جارحان محترم را از خدای بزرگ خواستارم.
جلد چهارم مجموعه‌ی مواجهه با علمای منتقد جمهوری اسلامی در دست تدوین نهایی است. امیدوارم به‌زودی منتشر شود. در مورد آراء سیاسی مرحوم شریعتمداری تحقیقم به پایان رسیده، امیدوارم به زودی توفیق تدوین و انتشار آن را پیدا کنم. گفتنی است که انتشار کتب جدید، تجدید چاپ کتابهای قبلی، بلکه هرگونه انتشار مطالب نویسنده در ایران هم‌چنان ممنوع است و اولیاء امر به‌دروغ ادعا می‌کنند نویسنده‌ی ممنوع القلم نداریم.

محسن کدیور
اردیبهشت ۱۳۹۴