یادداشت »     

کارگزار باوفای نظام جور

 

هاشمی شاهرودی، فقاهت در مذبح سیاست ناکام (۲)

 

سه روز قبل به مناسبت درگذشت محمود هاشمی شاهرودی یادداشتی منتشر کردم. قسمت دوم یادداشت را با همان عبارتی شروع می کنم که قسمت اول را به پایان بردم: «وی یکی از مقامات عالی رتبه جمهوری اسلامی طی سه دهه اخیر بود که یقینا در مشکلات و نارسایی های اساسی آن مقصر است. اگر چه از درگذشت او متاسفم، اما آخرتی بدتر از دنیایی که برای مردم ساخت در انتظارش است.»

۱۱. در میان مذاهب اسلامی جماعتی بنام عدلیه (شیعه و معتزله از اهل سنت که در قرن پنجم منقرض شد) معتقدند که خداوند نمی تواند مؤمن صالح را به جهنم و ظالم فاجر را به بهشت ببرد، چرا که او عادل است. آنان با تمسک به محکمات قرآن و مسلمات سنت به قاعده مندی جایگاه اخروی انسان متناسب با عملکرد دنیوی او قائلند. رحمت و مغفرت واسعه الهی منافی عدالت او نیست، اما خداوند مثقال ذره ای ظلم را در «حق الناس» تحمل نمی کند، خصوصا اگر تجاوز به حقوق عمومی با توجیه شرعی برای تحصیل منافع شخصی توسط عالمان دین صورت گرفته باشد. لذا اینکه «آخرتِ روحانیونِ حکومتیِ جاه طلبِ آلوده به لِفتُ و لیسِ بیت المال از دنیایی که برای مردم ساخته اند بدتر است» مطابق مبانی مسلّم کلامی عدلیه خصوصا شیعه امامیه است. این یکی از نتایج اصل عدل در أصول مذهب است. (۱) البته در کلام اهل سنت (اشاعره، ماتریدیه و حنابله) صفت عدالت بر خداوند الزامی نیست و هر چه آن خسرو کند شیرین بود و عین عدالت است.

۱۲. وقتی فقیهی از دنیا می رود غالبا به این حدیث امام صادق (ع) اشاره می شود: «وقتی فقیه با ایمانی از دنیا برود در اسلام شکافی ایجاد می شود که چیزی نمی تواند آن را ببندد.» (۲) محمود هاشمی شاهرودی حقیقتا فقیه بود، مجتهد مسلم (با اجازه اجتهاد از محمد باقر صدر)، درس خوانده نزد شناخته شده ترین اساتید، و مشهور به فضل در حوزه نجف و قم. حتی در میان فقهایی که مناصب حکومتی در جمهوری اسلامی داشته اند می توان او را افقه آنها دانست، به شهادت تألیفاتش در أصول و فقه استدلالی و مجلس درسش. اما ترجیح دادم از این حدیث در مورد وی استفاده نکنم. در عوض به یاد این حدیث افتادم:

سلیم بن قیس هلالی می گوید: «از امیر مؤمنان (ع) شنیدم که از رسول خدا (ص) خبر می داد که می فرمود: دانشمندان دو قسم اند: دانشمندی که دانش خود را به کار بسته و او رستگار است و دانشمندی که دست از دانشش گسسته و او هلاک شده است. همانا دوزخیان از بوی نامطبوع دانشمند بی عمل در آزارند و میان دوزخیان، پشیمانی و افسوس آن کس سخت تر است که در دنیا بنده ای را به سوی خدا فراخواند و او دعوتش را پذیرفت و از خدا اطاعت کرد و خداوند به بهشت راهش داد، اما خود دعوت کننده را به سبب فروگذاشتن دانش و پیروی از هوس و درازی آرزویش به دوزخ افکند. پیروی از هوس از حق جلوگیری نماید و درازی آرزو آخرت را به فراموشی می سپارد.» (۳)

هاشمی شاهرودی از دانش خود گسسته بود و متاسفانه با شواهد موجود از صنف دوم دانشمندان توصیف شده در حدیث فوق شده بود. او در زمره فقیهان دنیاطلب بود، با شاکله نبوی: «فقیهان امین‌های پیامبراند مادامی که به دنیا وارد نشده باشند. از پیامبر پرسیده شد: مرادتان از وارد شدنشان به دنیا چیست؟ پاسخ داد: تبعیت از سلطان، پس چون چنین کردند از آنها بر دین‌تان بترسید.» (۴)

۱۳. زمانی که ستاره اقبال آقای منتظری سیر صعودی داشت، از همسایه اش مهدی هاشمی (۵) به إصرار خواست که به عضویت دفتر استفتای آقای منتظری رهبر آینده درآید، و چنین هم شد و چند صباحی در شورای استفتاء «امید امت و امام» شرکت کرد. (۶) اما وقتی ورق برگشت و قدرت جای دیگر بود، یعنی در پائیز ۱۳۷۶ بعد از اعتراض تاریخی آقای منتظری به «ابتذال مرجعیت شیعه» یعنی اعلام مرجعیت آقای خامنه ای (۷) وی فقیه منتقد را (بدون ذکر اسم اما با کنایه ابلغ من التصریح) با صفات جهالت و حقد نواخت! (۸)

هاشمی شاهرودی فقاهت خود را نردبان بالارفتن از قدرت سیاسی و اقتصادی کرد، و در زمان مسئولیت‌های متعدد کوشید مافوق خود را راضی کند ولو خلاف موازین مسلمی – که خودش تدریس یا تالیف کرده بود – باشد. در توصیف قوه قضائیه دوران صدرات محمد یزدی سلف خود گفت ویرانه ای تحویل گرفته است. (۹) مصطفی محقق داماد (فقیه، حقوق‌دان و رئیس اسبق بازرسی کل کشور) در ایام پایانی صدارت هاشمی شاهرودی بر قوه قضائیه در نامه سرگشاده ای به وی نوشت: «بالاترين و بزرگترين ره آورد تحولات قرن حاضر براي بشريت معاصر قواعد جزاي عمومي و آئين دادرسي کيفري است… در زمان شما، نه نظرا بلکه عملاً، اين رکن اساسي امنيت اجتماعي نه تنها متزلزل بلکه در ملاء‌ عام ويران شد…. اي کاش در حوزه علميه به کار تدريس و پژوهش ادامه داده بوديد و هرگز به اين ورطه خطير پاي نمي ‌نهاديد.» (۱۰)

۱۴. عاقبتِ دو هاشمی در مقامات عالیه جمهوری اسلامی عبرت انگیز است. اکبر هاشمی رفسنجانی که در کلیه حسنات و سیئات نظام همواره شخصیت دوم بود، از حوالی سال ۱۳۸۴ مستبصر شد، و با هر انگیزه ای در جریان جنبش سبز مردم در سال ۱۳۸۸ جانب مردم را گرفت، از سوی نظام معنون به عنوان «خواص بی بصیرت» شد، و سرانجام در دی ۱۳۹۵ با حذف فیزیکی دار فانی را وداع کرد. آقای خامنه ای عبارت «انّا لانعلم منه الا خیرا» (ما از او جز خیر نمی دانیم) را از نماز میتش حذف کرد! (۱۱) اما محمود هاشمی شاهرودی به دلیل خوش خدمتی در سرکوب مردم در همان مقطع و در دیگر مقاطع حساس (گواهی اجتهاد برای آقای خامنه ای، اعلام مرجعیت مقام رهبری و محکوم کردن مرجعیت منتقد رهبری) مورد تفقد رهبری قرار گرفت و برایش عبارت پیش گفته در نماز میت قرائت شد. ملازمتش با قدرت فائقه هرگز توفیق همراهی با مطالبات مردم را به او نداد.  

۱۵. هاشمی شاهرودی را دو صفت به زمین زد: جاه طلبی سیاسی و فساد اقتصادی. او سودای قدرت داشت. با رفاه و راحت طلبی خو گرفته بود و برای به چنگ آوردن مقصود اصلی در قدرت سیاسی از قربانی کردن موازین دینی و اخلاقی ابایی نداشت. در یادداشت قبلی زمان تصدی مناصب هاشمی شاهرودی و برخی اظهار نظرهای رسمی او در مدح مقام رهبری یا تحفیف منتقدان ایشان را کنار هم گذاشتم. بسیار معنی دار است. تکرار نمی کنم. این مناصب ارزان به دست نیامدند. بیخود نبود که رهبری در پیام تسلیتش از او با عبارت «کارگزاری باوفا در مهمترین تشکیلات نظام جمهوری اسلامی» یاد کرد. (۱۲)

هاشمی شاهرودی یازده فرزند داشت. (۱۳) برخی از فرزندان او درگیر مفاسد کلان اقتصادی هستند. (۱۴) اینکه هاشمی شاهرودی زندگی پربرکتی! داشت، تریدی نیست، از خوف جان (۱۵) با جیب نسبتا خالی در نخستین هفته های پیروزی انقلاب به ایران آمد و در حالی از دنیا رفت که سخن از سرمایه چند ده هزار میلیارد تومانی و اراضی دهها هکتاری وی در مشهد و قم و تهران است. (۱۶) فساد اقتصادی رؤسای قوه قضائیه جمهوری اسلامی ظاهرا قاعده غالب است. این أموال از کجا آمده است؟! وقتی نظارت و شفافیت نباشد وجوهات شرعیه یا أموال بیت المال اینگونه ملک شخصی مقامات عالی رتبه می شوند.     

هاشمی شاهرودی از جمله شاخص ترین روحانیون حکومتی جمهوری اسلامی بود که آلوده به دنیا دار فانی را وداع گفت. مطابق ادبیات دینی ما «از فرد جاهل هفتاد گناه بخشیده می شود قبل از آن‌که از عالم یک گناه مورد بخشش قرار گیرد.» (۱۷) واضح است که هفتاد عدد کثرت است. از مسلمات تعالیم اسلامی است که آخرت عالمان تارک عمل و فرو رفته در دنیا دشوار است. غفرالله لنا وله. فاعتبروا یا اولی الابصار.

یادداشت‌ها

۱. بنگرید به محمد رضا مظفر، عقاید الامامیة، ۸: عقیدتنا بالعدل، (تقدیم حامد حفنی داود، قم: مؤسسه انصاریان، ۱۳۸۷ش)، ص۴۰-۴۲. وی در ترسیم عقیده دیگر فرق اسلامی تصریح کرده: برخی مسلمین صدور فعل قبیح را از خداوند جایز دانسته اند، پس تجویز کرده اند که او مطیعان را مجازات کند و معصیت کاران را به بهشت ببرد. (ص۴۱)

۲. «إذا مات المؤمن الفقيه ثلم في الإسلام ثلمة لا يسدها شيء». (کلینی، کافی، کتاب فضل العلم، باب فقد العلماء، حدیث ۲، ج۱ ص۳۸)

۳. «العلماء رجلان: رجل عالم آخذ بعلمه فهذا ناج وعالم تارك لعلمه فهذا هالك، وإن أهل النار ليتأذون من ريح العالم التارك لعلمه، وإن أشد أهل النار ندامة وحسرة رجل دعا عبدا إلى الله فاستجاب له وقبل منه فأطاع الله فأدخله الله الجنة وأدخل الداعي النار بتركه علمه واتباعه الهوى وطول الأمل، أما اتباع الهوى فيصد عن الحق وطول الامل ينسي الآخرة.» (پیشین، باب استعمال العلم، حدیث ۱، ج۱ ص۴۴)

۴. «الفقهاء امناء الرسل ما لم يدخلوا في الدنيا. قيل يا رسول الله: وما دخولهم في الدنيا؟ قال: اتباع السلطان فإذا فعلوا ذلك فاحذروهم على دينكم.» (پیشین، باب المستأكل بعلمه والمباهي به، حدیث ۵، ج۱ ص۴۶)

۵. سید مهدی هاشمی در آخرین گزارشش از نهضتهای آزادی‌بخش خطاب به آقای منتظری از هاشمی شاهرودی چنین یاد کرده است: «۳- عراق: در این کشور به دلیل اطلاعاتی که از موقعیت گروههای عراقی داشتیم، پس از پیروزی انقلاب در ایران با همکاری و همفکری برادر شهید حجت الإسلام محمد منتظری بر آن شدیم تا از راه دیگر به تشکل نیروها بپردازیم و لذا چند طرح زیر مورد توجه قرار گرفت: الف، تشکیل یک جریان علمایی به نام جماعت العلماء که در آن زمان از چهره های زیر تشکیل شده بود: حجت الإسلام والمسلمین آقای سید محمد باقر حکیم، حجت الإسلام والمسلمین آقای سید محمود هاشمی، حجت الإسلام آقای سید محمد تقی مدرسی، حجت الإسلام آقای شیخ مهدی آصفی و چند نفر دیگر. همین طرح در نهایت به تشکیل مجلس اعلا [ی انقلاب اسلامی عراق] منجر شد. ب، تاسیس یک لشکر اسلامی متشکل از ….» آقای منتظری این گزارش را به پیوست نامه مورخ ۱۷ مرداد ۱۳۶۵ برای آقای خمینی فرستاده است. (بخشی از خاطرات فقیه و مرجع عالیقدر آیت الله العظمی منتظری، بهار ۱۳۷۹، ج۲، ص۱۱۷۲)

۶. برای اطمینان از احمد منتظری پرسیدم: «آیا مرحوم سید محمود هاشمی شاهرودی عضو دفتر استفتاء مرحوم استاد بوده است؟ اگر پاسخ مثبت است، حدودا در چه سالهایی؟ آیا جایی اعضای شورای استفتای ایشان معرفی شده اند؟» پاسخ وی: «هنگامی که سید مهدی هاشمی ساکن قم بود با سید محمود هاشمی [شاهرودی] همسایه بودند. چندبار ایشان توسط سید مهدی به آقای منتظری پیغام داده بود که مایل است در جلسات شورای استفتا شرکت کند، که نهایتا آقای منتظری موافقت می کند. در جایی منعکس نیست، ولی در هر زمان افراد مختلفی در شورای استفتا بوده اند.» زمان حضور هاشمی شاهرودی در جلسات شورای استفتای آقای منتظری باید حوالی سال ۱۳۶۳ بوده باشد. اینکه وی حضور منظم داشته یا نه، و حضور وی تا کی ادامه داشته نامشخص است.

۷. بنگرید به کتاب ابتذال مرجعیت شیعه: استیضاح مرجعیت مقام رهبری، حجت‌الاسلام‌ والمسلمین سیدعلی خامنه‌ای؛ ویرایش چهارم: ۱۳۹۴ ؛ مجموعه‌ افضل‌الجهاد: دفتر دوم به همین قلم.

۸. محمود هاشمی شاهرودی، نظرة جدیدة فی ولایة الفقیه، قم، آذر ۱۳۷۶، ص۹.

۹. مرداد ۱۳۷۸: امروز قوه قضائیه ویرانه ای بیش نیست.

۱۰. روزنامه اطلاعات، ۱۴ مرداد ۱۳۸۸.

۱۱. بنگرید به یادداشت مزایا و امتیازات هاشمی رفسنجانی، ۲۲ دی ۱۳۹۵.

۱۲. پایگاه اطلاع رسانی رهبر جمهوری اسلامی، مورخ ۴ دی ۱۳۹۷. عنوان این یادداشت برگرفته از همین کلام رهبری است.

۱۳. پنج پسر و شش دختر از یک همسر (پرتوی از زندگانی آیت الله العظمی سید محمود هاشمی شاهرودی دام ظله، گردآوری و تنظیم سید محمود خطیب، قم، ۱۳۹۰، ص۱۶) این کتاب به زبانهای عربی و انگلیسی ترجمه و منتشر شده است.

۱۴. بر أساس اخبار موثق مستفیض.

۱۵. محمد باقر صدر خطاب به مصطفی محقق داماد در اردیبهشت ۱۳۵۸ در نجف: «اين روزها آقاي سيد محمودهاشمي که گويي فرزند من است براي حفظ جانش عراق را به قصد قم ترک کرده است و نويد دادند که ايشان مي‌تواند صديق همفکر گرانبهايي براي شما باشند». (نامه سرگشاده محقق داماد به هاشمی شاهرودی، روزنامه اطلاعات، ۱۴ مرداد ۱۳۸۸)

۱۶. بر أساس اخبار موثق مستفیض.

۱۷. «يُغفر للجاهل سبعون ذنبا قبل ان يُغفر للعالم ذنب واحد.» (کلینی، کافی، کتاب فضل العلم، باب لزوم الحجة على العالم وتشديد الامر عليه، حدیث ۱، ج۱، ص۴۷)

 

۷ دی ۱۳۹۷