Categories: مقاله

روز میلاد پیامبر

روز میلاد پیامبر

بازگشت به رای متقدم تشیع

 

رسول خدا حضرت محمد مصطفی (صلّی الله علیه وآله وسلّم) بنا بر قول اصح در دوازدهم ربیع الاول عام الفیل (آوریل سال ۵۶۹ میلادی) در مکه متولد شده است، روز به یادماندنیِ سرور و شادمانیِ مسلمانان در میلاد پیامبر رحمت و منادی هدایت.

بسیاری از علمای اهل سنت و حداقل دوازده نفر از افاضل علمای امامیه از این قول دفاع کرده اند، از متقدمین أبان بن عثمان در کتاب المبعث والمغازی، ثقة الاسلام کلینی در کافی، مسعودی در اثبات الوصیة، شیخ صدوق در کمال الدین، و قاضی نعمان در شرح الأخبار؛ و از متاخرین حاسب طبری در زیج مفرد، شهید ثانی در فوائد القواعد، آقا رضی قزوینی در مولودیه و لسان الخواص، مدرس حسینی اصفهانی در مولودیه، شیخ الشریعه اصفهانی در إعلام الأعلام، أبوالمجد اصفهانی صاحب وقایة الاذهان در اجازه به بانو امین، و محقق شوشتری صاحب قاموس الرجال در رسالة فی تواریخ النبی والآل (ع).

تعیین هفدهم ربیع الاول به عنوان روز میلاد پیامبر (ص) بدون کمترین سابقه در چهار قرن نخست، از ابداعات و تاسیسات شیخ مفید و شیخ طوسی (رحمة الله علیهما) برای ساختن هویت متمایز از اهل سنت برای شیعیان صورت گرفته و به تدریج به قول مشهور تشیع تبدیل شده است. در این مقاله قول مشهور و ادله آن مورد تحلیل انتقادی قرار گرفته، و از قول اصح دفاع استدلالی شده است.

این مقاله منعکس کننده بخشی از تحقیق در مسئله میلاد رسول خدا (ص) است. پرونده بحث مفتوح بوده و تحقیق ادامه دارد. مقاله شامل یک مقدمه، یک خاتمه و شش بخش به شرح زیر است: روش شناسی بحث، دیدگاه تشیع تا اواخر قرن چهارم، ابداع قول متفاوت در قرن پنجم توسط شیخین، پیشینه اقوال کلینی و مفید در منابع اهل سنت، قول مشهور شیعه در هزاره اخیر، و قول افاضل آزاداندیش متأخر شیعه. از نقد و بررسی اهل نظر استقبال می کنم.

 

مقدمه

در میان پیامبران ادیان ابراهیمی بیشترین اطلاعات تاریخی از پیامبر اسلام در دست است. در مورد زمان (سال و ماه) و مکان تولد پیامبر اتفاق نظر نسبتا کاملی بین مسلمانان است. مراد از اتفاق نظر نسبی توجه به وجود برخی اقوال نادر در مسئله است که مورد قبول اکثر محققان قرار نگرفته است. حضرت محمد بن عبدالله (صلّی الله علیه وآله وسلّم) در ماه ربیع الاول عام الفیل معادل اردیبهشت سال پنجاه و سوم قبل از هجرت (آوریل سال ۵۶۹ میلادی) در مکه متولد شده است. تعیین دقیق زمانی عام الفیل (سال حمله تاریخی سپاه ابرهه با لشکر فیل به مکه به قصد تخریب کعبه که در سوره فیل سوره ۱۰۴ قرآن کریم مورد اشاره قرار گرفته است) و معادل سازی آن با تقویم هجری قمری، هجری شمسی و میلادی خارج از اهداف این مقاله است. در مورد روزِ ماه، روزِ هفته و ساعتِ روز غالبا بر سر دو قول اختلاف نظر است. در مورد روزِ ماه مشهورترین اقوال تولد پیامبر در دوازدهم و هفدهم ربیع الاول است. در مورد روز تولد در هفته اختلاف بین دوشنبه و جمعه است. در مورد ساعت تولد دو قول اصلی سپیده صبح (طلوع فجر) و ظهر (زوال خورشید) است.

قول مشهور تاریخ تولد پیامبر در میان «اهل سنت متاخر» دوشنبه دوازدهم ربیع الاول و قول مشهور «شیعه متاخر» طلوع فجر جمعه هفدهم ربیع الاول است. جامع ترین منبع اهل سنت در این باره کتاب «جامع الآثار فی السیر ومولد المختار» تالیف ابن ناصر الدین دمشقی (متوفی ۸۴۲) است. (۱) در میان عالمان شیعه تا اوایل قرن پنجم هفدهم ربیع الاول سابقه ندارد، و بزرگترین علمای امامیه متقدم قائل به دوازدهم ربیع الاول به عنوان روز میلاد پیامبر بوده اند. روزهای جمعه و دوشنبه به عنوان روز میلاد در این دوره مشاهده می شود. اما شیخ مفید (متوفی ۴۱۳) یک نقطه عطف در این زمینه محسوب می شود. بعد از وی تشیع دارای یک قول رسمی در مورد میلاد پیامبر می شود که تا امروز ادامه دارد. اکثر علمای مذهب جعفری بعد از شیخ مفید رای او را پذیرفته اند: «طلوع فجر جمعه هفدهم ربیع الاول عام الفیل».

در این مقاله تمرکز بحث در مورد روز تولد پیامبر دوازدهم یا هفدهم ربیع الاول است، اینکه روز میلاد جمعه بوده یا دوشنبه محور بحث نیست، هر چند جمعه دیدگاه مشهور شیعه از آغاز و دوشنبه نظر نسبتا اتفاقی اهل سنت از ابتدا به نظر می رسد؛ یا به اینکه ساعت میلاد طلوع فجر بوده یا ظهر نیز نمی پردازم، چرا که مدارک کافی در این زمینه در دست نیست. با توجه به اینکه قبل از شیخ مفید بزرگترین عالمان امامیه قائل به دوازدهم ربیع الاول بوده اند و در این زمینه همانند مکان تولد و سال و ماه تولد بین مسلمان وحدت نظر نسبی بوده، به چه دلیل شیخ مفید نظری متفاوت اختیار کرد؟ و چگونه این نظر به رای رسمی تشیع در این باره تبدیل شد؟ آیا روایات معتبری در اینکه هفدهم ربیع الاول روز میلاد پیامبر بوده در دست است؟ آیا قول دیگر (دوازدهم ربیع الاول) متکی به روایات است؟ اصولا این بحث روایی است یا تاریخی؟ قبل از شیخ مفید و خصوصا بعد از وی کدام یک از عالمان امامیه دوازدهم ربیع الاول را میلاد حضرت خاتم الانبیاء (ص) دانسته اند؟

این بحث چه فایده ای دارد؟! (۲) پاسخ به پرسشهای فوق اولا ارزش تاریخی دارد. محمد بن عبدالله (ص) یکی از شخصیتهای بزرگ تاریخ ساز، فرهنگ ساز و تمدن ساز بوده است. اطلاع از جزئیات زندگی ایشان از جمله تاریخ تولد مفید است. ثانیا این امر به لحاظ مذهبی حائز اهمیت است و پاسخ علمی به آن پرده از برخی اختلافات بی اساس بین سنی و شیعه را برمی دارد. ثالثا «تحول اندیشه مذهبی تشیع» در ضمن این تحقیق به خوبی لمس می شود و به اهل دیانت نشان می دهد که قول مشهور چگونه می تواند مورد بحث علمی و کارشناسی قرار بگیرد و احیانا مردود اعلام شود.

بخش اول. روش شناسی بحث

با چه روشی قرار است بحث تعیین میلاد رسول خدا تحقیق و ارزیابی شود؟ این بخش متکفل پاسخ به این پرسش مقدماتی در ضمن دو بحث به شرح زیر است: ارزیابی روشهای روایی، تاریخی و نجومی و محاسبه ابوریحان بیرونی.

بحث اول. ارزیابی روشهای روایی، تاریخی و نجومی

در بحث تعیین مولد پیامبر سه روش می توان به کار زد: روایی، تاریخی و نجومی.

مراد از روش روایی تکیه به روایات منقول از پیامبر و صحابه (از منظر اهل سنت) و پیامبرو ائمه (از منظر شیعه) موجود در جوامع روایی فریقین است. در این روش اولیاء دین تاریخ تولد پیامبر را تعیین می کنند. پس تولد پیامبر و دیگر اوقات متعلق به ایشان حقیقت دینی محسوب شده و باید از ایشان پرسید که این حقیقت دینی در چه زمانی محقق شده است. روشهای تاریخی یا نجومی از این زاویه قابل اعتنا نیستند. محدث نوری و قبل از وی محدث مجلسی با چنین روشی به تاریخ میلاد پیامبر نگریسته اند.

در روش تاریخی مورخ به اسناد تاریخی مراجعه کرده با سبک سنگین کردن آنان و تحلیل انتقادی مدارک اعم از دینی و غیردینی قولی را برمی گزیند. تاریخ تولد هر کسی از جمله پیامبر خدا امری تاریخی است، شاهد و مدرک تاریخی می خواهد. امر توقیفیِ دینی یا تعبدیِ شرعی نیست که در انحصار اولیاء دین باشد. تاریخ یعقوبی و تاریخ طبری دو نمونه تاریخ نگری شیعه و سنی هستند.

در روش نجومی ریاضی دان یا منجم با محاسبه ریاضی و نجومی وقوع یک واقعه را در روز خاص هفته، ماه خاص عربی یا رومی یا فارسی و سال قمری، شمسی یا میلادی تعیین می کند. هر واقعه ای هر چه باشد حتی تولد پیامبر نیاز به مدارک و اسناد معتبر دارد و می باید  دعاوی روز هفته، روز ماه و سال به لحاظ ریاضی و نجومی قابل تطبیق باشد. از منظر منجمین و ریاضی دانها بسیاری اجزای اقوال روایی یا تاریخی به لحاظ ریاضی یا نجومی متناقض و نادرست است. الآثار الباقیه ابوریحان بیرونی و زیج منفرد حاسب طبری نمونه نگاه منجمانه دو ریاضیدان سنی و شیعه است.

به نظر می رسد موضوع تولد و وفات اولیاء دین موضوع دینی نیستند و در انحصار اولیاء دین محسوب نمی شوند. اگر هم از اولیاء دین اظهار نظری در دست باشد نهایتا همانند دیگر اسناد و مدارک تاریخی مورد تحلیل انتقادی قرار می گیرند. به شکل مشخص اگر سند این روایات معتبر نباشند هیچ امتیازی بر دیگر اسناد تاریخی ندارند. به علاوه دستاورد مورخان در تعیین زمان وقوع رخدادهای دینی از قبیل تولد یا وفات اولیاء دین تا سازگاری ریاضی و نجومی نداشته باشد پذیرفته نیست. بنابراین روش مختار این مقاله روش تاریخی است به شرط سازگاری داده ها به لحاظ ریاضی و نجومی.

در مجموع با توجه به مدارک موجود تعیین روز میلاد پیامبر به شکل یقینی و قطعی غیرممکن است و نتیجه نهایتا ظنی خواهد بود. آنچه در تحقیق حاضر انجام می شود انتخاب قولی است که شواهد تاریخی بیشتری دارد و با موازین ریاضی هم ناسازگاری ندارد. این تحقیق در مقام نقدی جدی رویکردی است که برای قول مشهور حقیقت دینی و هویت مذهبی ادعا کرده است.

بحث دوم. محاسبه ابوریحان بیرونی

به عنوان نمونه نظر ابوریحان بیرونی منجم و ریاضیدان بزرگ ایرانی در مورد میلاد پیامبر قابل توجه است. ابوریحان محمد بن احمد بیرونی خوارزمی (۳۶۲-۴۴۰) در کتاب «الآثار الباقية من القرون الخالية» در فصل وقایع مورد استعمال مسلمانان نوشته است: «هجرت پیامبر در نیمه اول ربیع بوده است. درباره روزه دوشنبه پرسیده شد. [پیامبر] گفت: «این روزی است که متولد شدم، مبعوث شدم، به من در آن روز [وحی] نازل شد، و در آن هجرت کردم.» سپس اختلاف شد که این کدام دوشنبه بوده است؟ برخی پنداشتند دوم ربیع الاول بوده، برخی هشتم آن، و گروهی دیگر دوازدهم ربیع الاول. آنچه بر آن اتفاق است هشتم [ربیع الاول] است، جایز نیست که [مولد] دوم یا دوازدهم [ربیع الاول] باشد، زیر این دو روز دوشنبه نبوده اند، چرا که اول ربیع الاول در آن سال دوشنبه بوده … اختلاف در مولد پیامبر محتمل است، چرا  که امثال این امور ضبط و حفظ نمی شد.» (۳)

در اظهار نظر این ریاضیدان بزرگ چند نکته حائز توجه است: اولا وی دوشنبه به عنوان روزِ هفته میلاد پیامبر را از محدثین یا مورخین قطعی فرض کرده اقوال روایی یا تاریخی را بر اساس آن ارزیابی کرده است.  ثانیا اقوال اصلی روایی و تاریخی را دوم، هشتم و دوازدهم ربیع الاول دانسته است. هفدهم ربیع الاول مطلقا جزء اقوال اصلی مولد النبی مطرح نبوده است. ثالثا با توجه به مبنای مولد نبی در دوشنبه، روز هشتم ربیع الاول متعین است چرا که دو گزینه دیگر دوشنبه نبوده اند. رابعا اگر بر أساس روایت تاریخی مولد پیامبر را جمعه فرض کنیم، بر أساس محاسبه بیرونی دوازدهم ربیع الاول به دست می آید، که مختار کلینی است! خامسا ابوریحان واقع بینانه نوشته چون وقایع تاریخی ثبت نمی شده اختلاف اقوال طبیعی است.

 

بخش دوم. دیدگاه تشیع تا اواخر قرن چهارم

در چهار قرن اول، هفدهم ربیع الاول به عنوان مولد رسول خدا در تشیع مطرح نبوده است. بلکه علمای شاخص شیعه نظر متفاوتی داشته اند. در این بخش دیدگاه علمای شناخته شده شیعه را در این دوران طی هشت بحث به شرح زیر و یک نتیجه به اختصار بررسی می کنم: کتاب المبعث والمغازی أبان بن عثمان، تاریخ اهل بیت جهضمی، تاریخ یعقوبی، کافی کلینی، اثبات الوصیة مسعودی، کمال الدین صدوق، شرح الأخبار قاضی نعمان، و دیگر قائلان. (۴)

بحث اول. کتاب المبعث والمغازی أبان بن عثمان

ابان بن عثمان الاحمر البَجَلی (متوفی حوالی سال ۱۷۰) از اصحاب امام صادق (ع) و به لحاظ وثاقت در زمره اصحاب اجماع محسوب می شود (۵) احادیث فراوانی در کتب اربعه از وی مستقیما و غیرمستقیم از امام صادق نقل شده است. شاخص ترین شاگرد و راوی او ابن ابی عمیر است. ابان علاوه بر حدیث دستی هم در تاریخ داشته است. شیخ طوسی در الفهرست «کتاب المبتدأ والمبعث والوفاة والسقیفة والردة» را از جمله آثار او شمرده است. نجاشی نیز به این «کتاب حسن کبیر» اشاره کرده است. شیخ طوسی بعد از معرفی طرق متعدد به این کتاب اضافه کرده «و نسخه کوچکتری از این کتاب را قمی‌ها روایت کرده اند.» آراء ابان یکی از منابع تاریخ یعقوبی است: «و کان ممن روینا عنه فی هذا الکتاب … ابان بن عثمان عن جعفر بن محمد (ع)» امین الاسلام طبرسی در کتاب إعلام الوری در باب جنگهای رسول خدا صریحا از «کتاب ابان» نقل کرده است. (۶)

کتاب ابان به دوران ما نرسیده است. رسول جعفریان از مجموعه تالیفات شیعه کتاب ابان را استخراج کرده و آن را «المبعث والمغازی والوفاة والسقیفة و الردة» نامیده است. در این کتاب در فصل خبر ولادت رسول الله (ص) مرفوعه ای از ابان بن ابن عثمان نقل شده که حاوی این عبارت است: «[آمنه] رسول خدا (ص) را در شب دوشنبه دوازدهم ربیع الاول به دنیا آورد.» (۷) ظاهرا این عبارت گفته آمنه بنت وهب مادر پیامبر نیست و عبارت راوی است. از آنجا که این روایت از کمال الدین صدوق نقل شده عبارت مذکور می تواند متعلق به شیخ صدوق یا ابان بن عثمان باشد. تحلیل نقل شیخ صدوق مستقلا در بحث ششم همین بخش خواهد آمد. اگر عبارت مورد بحث به قلم شیخ صدوق نباشد در آن صورت منسوب به ابان خواهد بود. از سوی دیگر محقق تستری ابان بن عثمان و ابن ابی عمیر را از جمله قائلین به دوازدهم ربیع الاول به عنوان مولد پیامبر معرفی کرده است. (۸) برای ادعای وی جز این مستندی نمی شناسم.

بحث دوم. تاریخ اهل بیت جهضمی

از جمله منابع اقدم تاریخ موالید و وفیات و دیگر جزئیات تاریخی زندگانی پیامبر و اهل بیت کتابی است با عنوان تاریخ اهل البیت (ع) که مورد مراجعه علمای شیعه از جمله سید بن طاوس، علی بن یوسف بن مطهر حلی و محمد باقر مجلسی بوده است. در مورد نویسنده یا گردآورنده این کتاب اختلاف نظر است. ابن طاوس آن را متعلق به «نصر بن علی الجهضمی از ثقات رجال مخالفین» دانسته و مجلسی از شیخ عبدالله بن احمد الخشاب. خوشبختانه این کتاب توسط محمد رضا حسینی جلالی تصحیح انتقادی شده و ویرایش سوم آن در سال ۱۳۹۳ در قم منتشر شده است. وی کتاب را «تاریخ اهل بیت المروی عن الائمة الباقر والصادق والرضا والعسکری (ع)، رواه المحدث نصر بن علی الجهضمی، واستدرک علیه عدة من الرواة والمورخین» معرفی کرده و در مقدمه خود اطلاعات مفیدی را درباره عنوان، نویسنده و پیشینه کتاب ارائه کرده است. (۹) نصر بن علی جهضمی که از امام رضا از عمر ائمه پرسیده (۱۰) متوفی سال ۲۵۰ است.

اطلاعاتی که در این کتاب درباره پیامبر آمده به شرح زیر است: «رسول خدا (ص) در سن ۶۳ سالگی ده سال بعد از هجرت از دنیا رفت. در چهل سالگی به او وحی شد. سیزده سال در مکه بود. در ۵۳ سالگی به مدینه رفت، ده سال در آنجا ساکن بود و در روز دوشنبه دوم ربیع الاول از دنیا رفت.» (۱۱) در این نسخه کتاب کلمه ای درباره میلاد پیامبر نیامده است.

اما در نسخه ای از کتاب موالید الائمة  – اسم دیگر کتاب – (۱۲) که نزد علی بن یوسف بن مطهر حلی (قرن هشتم) بوده اطلاعاتی درباره میلاد پیامبر به چشم می خورد. در کتاب «العدد القویة لدفع المخاوف الیومیة» حلی بعد از اشاره به هفدهم ربیع الاول به عنوان قول مختار در مولد پیامبر نوشته شده «گفته شده (قیل) در آخر روز سیزدهم ربیع الاول متولد شد.» (۱۳) البته نسخه العدد القویة مجلسی با نسخه چاپ شده کتاب مذکور در این مورد تفاوت دارد. مجلسی در بحار الانوار مطلب العدد القویه را به شکل زیر نقل کرده است: «گفته شده (قیل) در آخر روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاول متولد شد.» (۱۴) یعنی اولا روز تولد دوازدهم ربیع الاول است نه سیزدهم، و ثانیا ایام هفته هم دوشنبه تعیین شده که نسخه در دست العدد القویة فاقد آن است.

می توان چنین نتیجه گرفت که اولا در نسخه منتشرشده حسینی جلالی مطلقا درباره میلاد پیامبر کلمه ای نیامده است. یعنی در نیمه قرن دوم نظر مشهور یا غیرمشهوری از شیعه در این امر شناخته شده  نبوده است. ثانیا نسخه روایت شده در العدد القویة متناسب با فضای فکری بعد از قرن پنجم تنظیم شده است. ثالثا در تفاوت دو نسخه منتشر شده العدد القویة و بحار الانوار به نظر می رسد ظاهرا نسخه بحار اصح باشد چرا که سیزدهم ربیع الاول از اقوال کاملا فرعی مسئله است.

بحث سوم. تاریخ یعقوبی

احمد بن اسحاق مشهور به ابن واضح یعقوبی (متوفی ۲۸۴) بزرگترین مورخ شیعه جعفری در کتاب پر ارج تاریخ یعقوبی نوشته است: «میلاد رسول خدا (ص) در عام الفیل واقع شد، و میان آن و واقعه فیل پنجاه شب فاصله بود. به روایت بعضی ولادت در روز دوشنبه دوم ماه ربیع الاول، و به قولی در شب سه شنبه هشتم همان ماه، و به قول کسی که از جعفر بن محمد روایت می کند روز جمعه هنگام سپیده دم دوازدهم ماه رمضان.» (۱۵) در تحقیق این مورخ نه دوازدهم و نه هفدهم ربیع الاول آمده! حتی جمعه یا دوشنبه هم متعین نیست، طلوع فجر هم تنها یک روایت است!

یعقوبی روایات امام صادق را از دو نفر نقل می کند یکی ابان بن عثمان و دیگری أبو البختری. اینکه راوی روایت اخیر از امام صادق کدام یک بوده اند مشخص نیست. (۱۶) اگر ربیع الاول اشتباها رمضان درج شده باشد راوی این روایت از امام صادق ابان بن عثمان الأحمر پیش گفته است از کتاب مذکور وی. اگر تصحیفی صورت نگرفته باشد و مراد یعقوبی دوازدهم رمضان باشد این قول شاذی است که در کتب اهل سنت به عنوان قول زبیر بن بکّار مشهور است و نشانی آن در بخش چهارم خواهد آمد. در این صورت انتساب آن به امام صادق مبهم باقی می ماند، و سندی از آن در دست نیست.

بحث چهارم. کافی کلینی

ثقة الإسلام محمد بن یقوب کلینی (م ۳۲۹) بزرگترین محدث شیعه جعفری در مهمترین کتاب حدیث شیعه «الکافی» نوشته است: «رسول خدا (ص) در ظهر جمعه دوازدهم ماه ربیع الاول عام الفیل متولد شد. سپیده دم هم روایت شده است….. زمان وفات ایشان هم دوشنبه دوازدهم ربیع الاول [سال یازدهم هجری] بوده است. » (۱۷) این اولین تعیین روز هفته (جمعه) و ساعت تولد (ظهر یا سپیده دم) پیامبر در تشیع است. در کتاب ابان بن عثمان و نسخه مجلسی از العدد القویة به نقل از موالید الائمة شب دوشنبه دوازدهم ربیع الاول آمده بود. کلینی سپیده دم را به عنوان قول مرجوح نقل کرده است. وی به روایتی در قول مختارش استناد نکرده است، اما استنباط او از مجموعه مدارک تاریخی چنین بوده است.  مقایسه تطبیقی مختار کلینی با منابع اهل سنت تفصیلا در بخش چهارم خواهد آمد.

بحث پنجم. اثبات الوصیة مسعودی

بنا بر تحقیق فقیه نزیه و رجالی بزرگ معاصر آقا موسی شبیری زنجانی (دام ظلّه) مولف اثبات الوصیة با مولف دو کتاب مروج الذهب و التنبیه والاشراف اشتراک اسمی و اختلاف ماهوی و مذهبی دارند. اولی شیعی و دومی شافعی مذهب است. (۱۸) علی بن حسین مسعودی شیعی مذهب (زنده در ۳۳۲) در کتاب «اثبات الوصیة»  چنین نوشته است: «روایت شده که رسول خدا (ص) در سپیده دم دوشنبه پاکیزه متولد شد. روایت دیگر جمعه دوازدهم ربیع الاول عام الفیل سال پیروزی می باشد و این صحیح تر است.» (۱۹) وی در قول اصح أولا جمعه ثانیا دوازدهم ربیع الاول عام الفیل دقیقا مانند کلینی پذیرفته است. به نظر نمی رسد از ساعت سپیده دم هم دست برداشته باشد.

ضمنا علی بن حسین مسعودی شافعی مذهب (م۳۲۶) در «مروج الذهب ومعادن الجوهر» میلاد رسول خدا (ص) را در هشتم ربیع الاول عام الفیل و پنجاه روز بعد از قضیه فیل در مکه دانسته است. (۲۰) در دیگر کتاب مهمش «التنبیه والاشراف» بار دیگر هشتم ربیع الاول در عام الفیل را روز میلاد رسول خدا (ص) دانسته، اما به دهم ربیع الاول هم به عنوان قول دیگر اشاره کرده است. ۵۶ روز یا کمتر بعد از قضیه فیل. وی روز میلاد را با سه واقعه تاریخی دیگر هم تطبیق کرده است. (۲۱)

بحث ششم. کمال الدین صدوق

أبو جعفر محمد بن علی مشهور به شیخ صدوق (م ۳۸۱) دومین محدث بزرگ شیعه جعفری در ضمن روایت «خبر یوسف یهودی از پیامبر (ص) و صفات و علاماتش» در کتاب «كمال الدين وتمام النعمة» نوشته است: «پس رسول خدا (ص) در دوشنبه دوازدهم ربیع الاول عام الفیل متولد شد.» (۲۲) این همان عبارتی است که در بحث اول از کتاب ابان بن عثمان ذکرش گذشت. اگر عبارت مذکور متعلق به ابان نباشد در این صورت متعلق به صدوق خواهد بود. حتی اگر عبارت متعلق به ابان باشد همین که صدوق آن را نقل و بر آن تعلیقه انتقادی نزده اماره پذیرش آن است. بنابراین مطمئنا می توان صدوق را همانند کلینی از قائلین به مولد دوازدهم ربیع الاول دانسته، با این اختلاف که کلینی این روز را جمعه می داند و صدوق دوشنبه، و مطابق محاسبه ابوریحان بیرونی که گذشت روز مذکور جمعه بوده است. محقق شوشتری نخستین کسی است که به قول متفاوت صدوق درباره روز میلاد پیامبر پی برده است. (۲۳)

بحث هفتم. شرح الأخبار قاضی نعمان

مختار قاضی نعمان بن محمد المغربی التمیمی (م۳۶۳) بزرگترین فقیه شیعه اسماعیلی، قاضی خلفای فاطمی مصر، و صاحب کتاب «دعائم الإسلام» در کتاب دیگرش «شرح الأخبار في فضائل الأئمة الأطهار (ع)» چنین نوشته است: «رسول خدا (ص) در روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاول متولد شد.» (۲۴)  آثار قاضی نعمان در میان علمای امامیه همواره از ارزش و اعتبار برخوردار بوده است. این چهارمین قول به دوشنبه دوازدهم ربیع الاول در شیعه است، بعد از ابان بن عثمان، روایت العدد القویة از تاریخ الائمة جهضمی بر اساس نسخه بحار و شیخ صدوق.

بحث هشتم. دیگر قائلان

آیا قبل از شیخ مفید احدی از علمای شیعه هفدهم ربیع الاول را روز میلاد پیامبر دانسته است؟ مطابق تحقیق یکی از رجالیان بزرگ معاصر شیخ محمد تقی تستری مشهور به محقق شوشتری (م ۱۳۷۴ش) صاحب کتاب مهم «قاموس الرجال» در «رسالة فی تواریخ النبی والآل (ع)» «نصی از قدما قبل از شیخ مفید بر اینکه هفدهم ربیع الاول روز میلاد پیامبر است نیافتیم!» (۲۵) البته وی نوشته ظاهرا علی بن بابویه (پدر شیخ صدوق) و قمیان هم دوازدهم ربیع الاول را میلاد رسول خدا دانسته اند. (۲۶) در کتب به جا مانده ابن بابویه و تفسیر علی بن ابراهیم قمی چیزی در این زمینه یافت نشد. در هر صورت مدارک این ادعا بر من روشن نیست.

نتیجه

می توان گفت که تا آخر قرن چهارم عالمان تشیع با توجه به اسناد و مدارک تاریخی درباره ولادت رسول خدا اظهار نظر کرده اند و حداقل شش نفر آنها أبان بن عثمان، جهضمی (براساس نسخه مجلسی از العدد القویة)، کلینی، مسعودی، صدوق و قاضی نعمان دوازدهم ربیع الاول را به عنوان روز میلاد پیامبر انتخاب کرده اند. دو نفر این روز را جمعه دانسته اند: کلینی و مسعودی و چهار نفر دیگر آن را دوشنبه پنداشته اند. در چهار قرن نخستین در تحقیق این امر تاریخی مخالفت با مختار محققان اهل سنت موضوعیت نداشته است و عالمان شیعه در این امر تاریخی به دنبال تمایز مذهبی یا کسب هویت متمایز مذهبی نبوده اند. نمی توان دو نفر از سه محدث اول تشیع (کلینی و صدوق)، دو مورخ مهم (یعقوبی که اصولا دو قول دوازدهم و هفدهم را گزارش نکرده، و مسعودی صاحب اثبات الوصیة) محدث موثق و از صحابه بزرگ امام صادق (أبان بن عثمان) و فقیه تراز اول شیعه اسماعیلی (قاضی نعمان) را متهم به انفعال در برابر اهل سنت کرد. راستی اگر اهل سنت در این امر نظر صائبی داشته باشند پذیرش آن تمایل به واقع است یا انحراف به اهل سنت؟! در این قرون چهارگانه نخستین هیچیک از علمای شیعه به هفدهم ربیع الاول به عنوان روز ولادت رسول خدا اعتقاد نداشته اند!

 

بخش سوم. ابداع قول متفاوت در قرن پنجم توسط شیخین

در اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم تشیع وارد مرحله تکوین هویت متمایز از اهل سنت می شود. پیش قراول این هویت سازی، متکلم و فقیه پرقدرت شیعه شیخ مفید (رضوان الله علیه) است که توسط شاگرد پرآوازه اش شیخ الطایفه طوسی (رحمة الله علیه) تکمیل می شود. این بخش به تحلیل اقدامات این دو عالم بزرگ در زمینه تعیین میلاد پیامبر اختصاص دارد و شامل سه بحث به شرح زیر است: تاسیسات شیخ مفید، اقدامات شیخ الطایفة، و سیری در مستندات روایی قول مشهور.

بحث اول. تاسیسات شیخ مفید

محمد بن محمد بن نعمان عُکبری مشهور به شیخ مفید (۳۳۶-۴۱۳) یکی از بزرگترین متکلمان و فقیهان تاریخ شیعه جعفری در دو کتابش در این زمینه بحث کرده است.

الف. ابن المعلم در مهمترین کتاب فقهیش «المُقنعة» برای نخستین بار در تاریخ تشیع جمعه هفدهم ربیع الاول عام الفیل را به عنوان تاریخ تولد پیامبر تعیین می کند. (۲۷) وی برای نخستین بار روزه روز هفدهم ربیع الاول به احترام میلاد پیامبر به استناد روایتی – که سندش را ذکر نمی کند – مستحب اعلام می کند. در کتاب المقنعة بابی منعقد کرده با عنوان «روزه [مستحب] چهار روز در سال» و نوشته:

«خبری از صادقین (علیهم السلام) وارد شده در فضیلت روزه چهار روز سال و اخباری در ثواب فراوان آن وارد شده است. شیعه روزه این ایام را جز به عذر ترک نمی کنند به دلیل تاکید امر مسئله نزد همه طایفه. اولینش روز هفدهم ربیع الاول روز ولادت پیامبر خدا (ص) است، هر که آن را روزه بگیرد [ثواب] روزه شصت سال برایش نوشته می شود. [دوم] روز بیست و هفتم رجب روز مبعث پیامبر (ص)، روزه آن کفاره شصت ماه است. [سوم] روز بیست و پنجم ذی قعده روز دحو الأرض (گسترش زمین) از زیر کعبه، روزه آن کفاره گناهان شصت سال است. [چهارم] روز غدیر [خم] که رسول خدا (ص) امیرالمومنین (ع) را به عنوان امام نصب کرد، کسی که آن را روزه بگیرد خداوند روزه دهر برایش می نویسد.» (۲۸)

تامل مختصری در دلالت این حدیث لازم است. ارزش روزه این چهار روز را با هم مقایسه کنیم: روز میلاد پیامبر معادل شصت سال، روز مبعث معادل شصت ماه، روز دحو الأرض معادل شصت سال، و روز غدیر خم معادل دهر (ابد) روزه. آیا ارزش مبعث رسول خدا از تولد ایشان و از انتصاب علی بن ابی طالب (ع) به جانشینی پیامبر کمتر است، آن هم با این فاصله نجومی؟! آیا واقعا گوینده این جزئیات پرسش برانگیز یکی از ائمه هدی (ع) بوده اند؟! متاسفانه روایت مرسله (فاقد سلسله سند) است و به همین دلیل فاقد اعتبار فقهی است.

ب. شیخ مفید در رساله «مسارّ الشيعة في مختصر تواريخ الشيعة» جزئیات بیشتری به قول خود افزوده است: میلاد پیامبر (ص) در طلوع فجر جمعه هفدهم ماه ربیع الاول عام الفیل رخ داده است. روز شریف، پر برکت که صالحان از آل محمد (ص) از قدیم الایام آن را بزرگ داشته حقش را می شناختند و احترامش را رعایت کرده، روزه می گرفتند. از ائمه هدی (ع) نقل شده هر که روز هفدهم ربیع الاول که میلاد رسول خدا (ص) است را روزه بگیرد خدا برای او [ثواب] روزه یک سال را منظور می کند. در آن روز صدقه و خیرات و ادخال سرور در اهل ایمان مستحب است.» (۲۹)

أولا سپیده دم به جمعه هفدهم ربیع الاول افزوده شد. قبل از وی کلینی و مسعودی در اثبات الوصیة آن را به عنوان قول ذکر کرده بودند (قول غیرمختار). ثانیا ثواب روزه هفدهم ربیع الاول به عنوان روز میلاد پیامبر از شصت سال روایت مرسل المقنعة به یک سال روایت مرسل مسارّ الشیعه تنزل پیدا کرد! فاصله یک سال تا شصت سال کم نیست. آیا ائمه (ع) این‌گونه بی حساب و کتاب سخن می گفته اند؟! ثالثا سیره مستمره شیعه در بزرگداشت این روز از جمله روزه آن برای نخستین بار ارائه شد. اگر فضیلت روزه هفدهم ربیع الاول به توصیف شیخ مفید این‌قدر در میان شیعیان گسترده بوده چطور محدثان بزرگ شیعه مثل کلینی و صدوق، مورخ بزرگی مثل یعقوبی و عالم شیعی معتقدی مثل مسعودی از آن بی خبر بوده اند؟! این پرسش بسیار جدی است. یا ادعای شیخ مفید خلاف واقع است یا علمای شناخته شده پیش گفته از بدیهی ترین شعایر تشیع بی خبر بوده اند. حمل به صحت این است که فرمایش شیخ مفید إخبار به قصد انشاء است! یعنی دارد شیعیان را تعلیم می دهد که این‌گونه باشند! نه این‌که اینگونه بوده اند. توصیف «است» نیست، انشای «باید» است!

بحث دوم. اقدامات شیخ الطایفة

شیخ الطایفه ابوجعفر محمد بن حسن معروف به شیخ طوسی (م ۴۶۰) میخی را که استادش شیخ مفید کوبیده بود، در دو کتابش محکم کرد.

الف. وی در کتاب حدیثی مهمش «تهذیب الاحکام» که شرح مقنعه شیخ مفید و یکی از کتب اربعه است أولا نظر استادش در تعیین روز میلاد پیامبر را بی کم و کاست آورده است (۳۰) ثانیا در تایید نظر شیخ مفید بابی منعقد کرده با عنوان باب ۳۰: روزه [مستحب] ایام چهارگانه در سال. در این باب چهار حدیث آمده است که سه حدیث نخست ارتباطی با روز هفدهم ربیع الاول ندارند. متن حدیث چهارم به مرسله شیخ مفید در المقنعه از صادقین (علیهم الاسلام) نزدیک است.

خلاصه سند این روایت چنین است: ابی عبدالله بن عیاش [در بعضی نسخ أبو عبدالله بن عباس] از احمد بن زیاد الهمذانی و علی بن محمد التستری، از محمد بن اللیث المکی، از أبو إسحاق بن عبدالله العلوی العریضی از ابوالحسن علی بن محمد [النقی الهادی] (ع). مفاد حدیث استحباب روزه به ترتیب در روزهای بیست و هفتم رجب (مبعث)، روز میلاد پیامبر (هفدهم ربیع الاول)، روز دحو الأرض (بیست و پنج ذیقعده)، و روز غدیر خم (هجدهم ذیحجه). (۳۱) البته ثوابهای مرسله مفید در این روایت نیامده است!

أولا کلیه راویان سند این حدیث (به استثنای احمد بن زیاد بن جعفر الهمدانی از مشایخ صدوق) مجهول هستند یعنی روایت بسیار ضعیف است و مطلقا قابل انتساب به امام نیست. این راویان مجهول از امام دهم نقل کرده اند. اگر آن روایت مرسله منتسب به صادقین وجود خارجی داشت علی القاعده باید شیخ طوسی در این باب آن را نقل می کرد. استحباب روزه هفدهم ربیع الاول به عنوان روز میلاد پیامبر در کتب اربعه شیعه فقط و فقط یک حدیث دارد آن هم شدیدا ضعیف (راویان مجهول به توان چهار). محمد باقر مجلسی (م ۱۱۱۰) در «ملاذ الاخیار فی فهم تهذیب الاخبار» سند روایت را «مجهول» اعلام کرده است. (۳۲) ملا محسن فیض کاشانی (م ۱۰۹۰) در کتاب الوافی که حاوی کلیه احادیث کتب اربعه است در بابی که روزه های استحبابی به دلیل مناسبات ماههای قمری منعقد شده ۳۲ روایت گرد آورده، اما در مورد روز هفدهم ربیع الاول تنها و تنها همین روایت ضعیف تهذیب است ولاغیر! (۳۳)

ب. اما شیخ طوسی کتاب مهم دیگری دارد به نام «مصباح المتهجد» که در دو موضع به بحث ما اشاراتی دارد. موضع اول، در آداب ماه ربیع الاول تقریبا عین عبارت مسارّ الشیعة را بدون ذکر سند آورده است: «در طلوع فجر جمعه هفدهم ربیع الاول در عام الفیل میلاد پیامبر رخ داد. روزی شریف و پر برکت است. در روزه اش فضیلت فراوان و ثواب زیادی است و یکی از ایام چهارگانه است. از ایشان روایت شده که هر که در هفدهم ربیع الاول روزه بگیرد خدا برایش روزه سال می نویسد و در آن صدقه و زیارت مشاهد مستحب است.» (۳۴) اگر چنین روایتی وجود داشته چرا آن را در تهذیب یا استبصار یا حداقل أمالی نیاورده است!؟

موضع دوم، در آداب ماه رجب روایتی نزدیک به روایت پیش گفته تهذیب به صورت مرفوعه إسحاق بن عبدالله العلوی العریضی از ابوالحسن علی بن محمد (امام هادی) نقل کرده با این تفاوت که أولا در این روایت روز میلاد مقدم بر روز مبعث ذکر شده، ثانیا برای روز سوم (دحو الأرض) توصیف تازه ای ذکر شده: روزی که کشتی نوح بر جودی پهلو گرفت. ثالثا شبیه مرسله المقنعة برای روزهای سوم و چهارم میزان ثواب روزه ذکر شده، منتهی روزه روز دحو الأرض از شصت سال به هفتاد سال افزایش یافته، و روزه روز غدیر از روزه دهر به روزه شصت سال کاهش یافته است! (۳۵) تک راوی این روایت مجهول است. راستی این همه تفاوت در میزان ثواب روزه این روزها از ائمه (ع) صادر شده است؟!

بحث سوم. سیری در مستندات روایی قول مشهور

الف. شیخ محمد بن الحسن الحر العاملی (م ۱۱۰۴) در کتاب «وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة» در ابواب روزه های مستحب بابی منعقد کرده با این عنوان: ۱۰. باب استحباب روزه ولادت پیامبر یعنی هفدهم ربیع الاول، و هفت روایت در آن گرد آورده است. (۳۶) روایت اول همان روایت مجهول تهذیب است. روایت دوم همان مرسله موضع اول مصباح المتهجد است. روایت سوم همان مرفوعه موضع دوم مصباح المتهجد است که البته عینا توسط سعید بن هبة الله راوندی (م ۵۷۳) در الخرائج والجرائح هم نقل شده است. روایت چهارم. قول شیخ مفید در مسارّ الشیعة است که معلوم نیست با کدام ضابطه به عنوان روایت ائمه اهل بیت (ع) نقل شده است. شیخ مفید توصیفات خود را به امامی نسبت نداده بود. روایت پنجم. مرسله شیخ مفید در مسارّ الشیعة است که معلوم نیست کدام امام چنین گفته است. روایت ششم. مرسله شیخ مفید از صادقین (ع) در مقنعة است. روایت هفتم. محمد بن علی بن الفتال الفارسی (م ۵۰۸) در روضة الواعظین وبصیرة المتعظین «روایت شده که روز هفدهم ربیع الاول روز مولود رسول خدا (ص) است هر که روزه بگیرد خدا (ثواب] شصت سال روزه برایش می نویسد.» این روایت هم مرسله است و معلوم نیست أولا گوینده امام (ع) است و ثانیا به چه کسی چنین گفته است.

ب. میرزا حسین نوری طبرسی (م ۱۳۲۰) در «مستدرک الوسائل ومستنبط الوسائل» در بابی مشابه باب وسائل دو روایت به هفت روایت قبلی افزوده است. (۳۷) روایت اول: ابوالفتح کراجکی (م۴۴۹) در کنز الفوائد: «پیامبر (ص) در طلوع فجر روز جمعه روز هفدهم ربیع الاول متولد شد. روایت شده که کسی که این روز را روزه بگیرد روزه سال برایش نوشته می شود.» روایت دوم مطلبی است از سید بن طاوس در اقبال الاعمال به نقل از کتاب حدائق الریاض وزهرة المرتاض شیخ مفید که به دوران ما نرسیده است. این مطلب عینا مطلب منقول از شیخ مفید در مسارّ الشیعة است که در وسائل به عنوان روایات چهارم و پنجم گذشت.

بنابراین بنا بر تحقیق صاحبان وسائل الشیعة و مستدرک الوسائل مجموعا نُه روایت بر استحباب روزه هفدهم ربیع الاول به عنوان روز میلاد پیامبر (ص) در روایات شیعه موجود است. از این روایات تنها یکی مسند است اما با سندی از مجاهیل به توان چهار و روایت ضعیفه است. شش روایت آن مرسله است (فاقد هرگونه سندی)، یکی مرفوعه است (فاقد سند از مولف تا تک راوی)، یکی هم اصلا روایت نیست و مطلقا به امامی نسبت داده نشده است. یعنی استحباب روزه هفدهم ربیع الاول  به عنوان روز میلاد پیامبر (ص) در منابع شیعه هیچ روایت معتبری ندارد.

نتیجه. تعیین روز هفدهم ماه ربیع الاول به عنوان میلاد رسول خدا (ص) در مجموعه روایات شیعه فاقد روایت معتبر است. تعیین این روز همانند دوازدهم ربیع الاول به عنوان میلاد پیامبر اسلام هیچ مستند روایی در منابع شیعه ندارد.  بنابراین انتساب هفدهم ربیع الاول به عنوان قول رسمی تشیع قابل انتساب به ائمه اهل بیت (ع) نیست. قول مزبور استنباط شیخ مفید و پیروان او از منابع تاریخی بوده است هم‌چنان‌که دوازدهم ربیع الاول استباط علمای متقدم شیعه از همین منابع تاریخی بوده است.

 

بخش چهارم. پیشینه اقوال کلینی و مفید در منابع اهل سنت

آیا در منابع اهل سنت میلاد پیامبر در دوازدهم یا هفدهم ربیع الاول به ترتیب قبل از کلینی و مفید نقل شده است؟ آیا کلینی یا مفید قول اهل سنت پیش از خود را عینا با کلیه جزئیات پذیرفته اند یا مختار آنها گزینشی بوده است؟ آیا تا پایان قرن چهارم دوازدهم ربیع الاول به عنوان قول مشهور اهل سنت محسوب می شده است؟ این بخش در پی پاسخ به این پرسشهاست و شامل چهار بحث به شرح زیر است: پیشینه دوازدهم ربیع الاول در اهل سنت در هزاره اول؛ هفدهم ربیع الاول در منابع متقدم اهل سنت؛ کلینی، مفید و اهل سنت؛ و قاعده مخالفت با اهل سنت!

بحث اول. پیشینه دوازدهم ربیع الاول در اهل سنت در هزاره اول

دوازدهم ربیع الاول در میان اهل سنت چه پیشنه ای دارد؟ از چه زمانی قول مشهور یا قول جمهور اهل سنت شده است؟ آیا در زمان حیات کلینی قول یادشده قول جمهور یا قول مشهور یا صرفا یکی از اقوال اهل سنت بوده است؟ مختار کلینی چه شباهتها و تفاوتهایی با قول اهل سنت دارد؟ آیا در زمان حیات کلینی هیچ قولی به عنوان قول شیعی در باره میلاد پیامبر موجود بوده یا چنین قولی حدود یک قرن بعد از او تاسیس شده است؟ آیا جزئیات متن تاریخ پیامبر در کافی کلینی حکم واحدی دارد؟ این بحث در مقام پاسخ به پرسشهای فوق است و شامل چهار مطلب به شرح زیر است: پیشینه دوازدهم ربیع الاول در اهل سنت تا اوایل قرن چهارم، پیشینه دوازدهم ربیع الاول در اهل سنت از قرن چهارم تا دهم، مختار کلینی در مقایسه با اهل سنت، تخمین آغاز بارداری مادر پیامبر و مشکلات آن.

مطلب اول. پیشینه دوازدهم ربیع الاول در اهل سنت تا اوایل قرن چهارم

اهم منابع تاریخی اهل سنت تا اوایل قرن چهارم چهار منبع به شرح زیر است: ابن هشام (م ۲۱۳ یا ۲۱۸)، ابن سعد (م ۲۳۰)، بلاذری (م۲۷۹)، و طبری (م۳۱۰). از این چهار منبع اصلی دوازدهم ربیع الاول فقط در منبع اول ذکر شده است. در سیره ابن هشام آمده است: «محمد بن اسحاق گوید که روز دوشنبه بود – دوازدهم ماه ربیع الاول – که سید از مادر به وجود آمد. آن سال بود که اصحاب پیل قصد مکه کرده بودند که حق تعالی ایشان را هلاک کرد.» (۳۸)

در الطبقات الکبری ابن سعد دهم ربیع الاول (به نقل از محمد بن عمر بن واقد الاسلمی از ابوبکر بن عبدالله ابن ابی سبرة از اسحاق بن عبدالله بن ابی فروة از امام محمد باقر!) و نیز دوم ربیع الاول نقل شده بدون اشاره به هیچ روز دیگری از ماه. (۳۹) بلاذری در انساب الاشراف کلا به تاریخ میلاد پیامبر نپرداخته است. (۴۰) طبری هم در تاریخ خود به عام الفیل اکتفا کرده و روز و ماه مولد را اصلا ذکر نکرده است. (۴۱)

قاطعانه می توان گفت تا اوایل قرن چهارم یعنی تا زمان وفات کلینی: اولا در اهل سنت قول مشهوری درباره میلاد پیامبر وجود نداشته است. ثانیا دوازدهم ربیع الاول مختار ابن اسحاق به نقل ابن هشام بوده و از کس دیگری از معاریف این تاریخ در مقطع یادشده نقل نشده است. ثالثا تا آن زمان هفدهم ربیع الاول به عنوان زمان میلاد در منابع اهل سنت ذکر نشده است.

ب. پیشینه دوازدهم ربیع الاول در نزد اهل سنت از قرن چهارم تا دهم

هفت منبع اصلی اهل سنت بعد از وفات کلینی در مورد میلاد پیامبر را به ترتیب تاریخ مرور می کنم.

الف. ابن عبدالبر (م۴۶۳) در «الاستیعاب فی معرفة الاصحاب» به نقل از زبیر بن بکّار بر أساس حمل آمنه در ایام تشریق، میلاد پیامبر در دوازدهم رمضان اعلام شده، و دوازدهم ربیع الاول «قیل» است! (۴۲)

ب. ابن عساکر (۵۷۱) در «تاریخ مدینة دمشق» آورده که زبیر بن بکّار از محمد بن حسن از عبدالسلام بن عبدالله از معروف بن خرّبوذ و غیر او از اهل علم روایت کرده اند که پیامبر در عام الفیل متولد شد، دوازدهم ربیع الاول، و گفته می شود طلوع فجر دوشنبه دوازدهم رمضان. (۴۳)

پ. عبد الرحمن السهیلی (۵۸۱) در «الروض الأنف في شرح السيرة النبوية» نوشته از زبیر بن بکّار نقل شده که مولد در رمضان بوده، این قول موافق گفته کسی است که گفته مادرش در ایام تشریق به او باردار شده است. (۴۴)

ت. اليعمري، (م۷۳۴) در «عيون الأثر في فنون المغازي والشمائل والسير» نوشته ولادت دوشنبه دوازدهم ربیع الاول عام الفیل پنجاه روز بعد از واقعه رخ داد. زبیربن بکّار بر اساس حمل آمنه در ایام تشریق دوشنبه دوازدهم رمضان را مولد دانسته است، چند قول دیگر هم نقل شده است. (۴۵)

ث. ابن کثیر (۷۷۴) در «البدایة والنهایة» ابتدا نوشته پیامبر در دوشنبه متولد شد. جمعه هم روایت شده است. بعد به نقل از حافظ ابن دِحیة تضعیف هفدهم ربیع الاول مختار کتاب إعلام الوری بأعلام الهدی از بعضی شیعه [امین الإسلام طبرسی] را نقل کرده و این تضعیف را به دلیل نبودن نص شایسته دانسته است. ثالثا نوشته جمهور مولد را در ماه ربیع الاول می دانند، و بعد از نقل چندین قول دوازدهم ربیع الاول را قول مشهور جمهور دانسته است. رابعا مولد در رمضان را از زیبر بن بکّار نقل کرده است. (۴۶)

ج. المقریزی (م۸۴۵) در «إمتاع الاسماع بما للنبی من الأحوال والأموال والحفدة والمتاع» نوشته دوشنبه دوازدهم ربیع الاول روز میلاد دانسته شده، چهار قول ضعیف (قیل) از جمله قول شاذ زبیر بن بکّار دوازدهم رمضان نیز نقل شده است. (۴۷)

بالاخره الصالحی الشامی (۹۴۲) در «سبل الهدی والرشاد فی سیرة خیر العباد» أولا میلاد را در روز دوشنبه دانسته است، ثانیا زبیر بن بکّار و ابن عساکر از معروف بن حزّبوذ نقل کرده اند که مولد طلوع فجر دوشنبه بوده است. حافظ ابوالفضل العراقی هم مولد را در روز دانسته است. ثالثا از ابن کثیر و حافظ و غیر ایشان نقل کرده که جمهور بر آن هستند که مولد در ربیع الاول اتفاق افتاده، سهیلی آن را معروف  دانسته و بعضی در آن ادعای اجماع کرده اند. رابعا برخی اهل معانی مولد را در بهار که فصل اعتدال است دانسته اند. خامسا از ابن اسحاق دوازدهم ربیع الاول نقل شده، ابن ابی شیبة در المصنّف به نقل از از جابر و ابن عباس هم بر همین منوال رفته اند. در الغُرَر گفته شده که عمل بر همین مبناست. سادسا اقول دیگری از جمله دهم ربیع الاول از الدمیاطی از جعفر الباقر [ع] نقل کرده و آن را صحیح دانسته است. (۴۸)

از این هفت منبع مهم اهل سنت به دست می آید که:

اولا در قرن پنجم دوازدهم ربیع الاول «قیل» است نه قول مشهور!

ثانیا زبیر بن بکّار در مورد میلاد پیامبر دو قول دارد: یکی دوازدهم رمضان یا ماه رمضان بر اساس اینکه حمل در ایام تشریق بوده است، دیگری طلوع فجر دوازدهم ربیع الاول که از محمد بن حسن از عبدالسلام بن عبدالله از معروف بن خرّبوذ و غیر او از اهل علم نقل کرده است. قول اول به عنوان قول شاذ بیشتر شناخته شده و با نام زیبر بن بکّار ملازم شده است: ابن عبدالبر آن را به عنوان قول اصلی، عبد الرحمن السهیلی به عنوان تنها قول، اليعمري و ابن کثیر به عنوان قول غیر اصلی، ابن عساکر و المقریزی به عنوان قیل. اما قول دوم زبیر بن بکّار (طلوع فجر دوازدهم ربیع الاول) در این دو منبع مختار مصنفین است: ابن عساکر (به طور کامل) و الصالحی الشامی (در حد طلوع فجر دوشنبه).

ثالثا دوشنبه دوازدهم ربیع الاول بدون انتساب به زبیر بن بکّار در منابع زیر اختیار شده است: اليعمري، ابن کثیر، المقریزی و الصالحی الشامی، همگی قرن هشتم به بعد.

رابعا ابن کثیر (۷۷۴) در البدایة والنهایة و الصالحی الشامی (۹۴۲) در سبل الهدی والرشاد فی سیرة خیر العباد دوازدهم ربیع الاول را قول مشهور جمهور (اهل سنت) دانسته اند. بنابراین تا قرن هشتم منبع معتبری دال بر مشهور بودن این قول در اهل سنت به دست نیامد.

مطلب سوم. مختار کلینی در مقایسه با اهل سنت

مختار کلینی در کافی أولا با نظر ۱) ابن إسحاق به نقل ابن هشام در سیره،و الصالحی الشامی (۹۴۲) در سبل الهدی والرشاد، ۲) روایت زبیر بن بکار از محمد بن حسن از عبدالسلام بن عبدالله از معروف بن خرّبوذ و غیر او از اهل علم به نقل ابن عساکر (۵۷۱) در تاریخ مدینة دمشق، ۳) و نقلهای اليعمري (م۷۳۴) در عيون الأثر، ابن کثیر (۷۷۴)  درالبدایة والنهایة، و المقریزی (م۸۴۵) در إمتاع الاسماع در این أمور سازگار است: ساعت (طلوع فجر)، روز (دوازدهم)، ماه (ربیع الاول)، و سال (عام الفیل). اما با تمام این منابع در روز هفته متفاوت است. همه این منابع مولد را دوشنبه دانسته اند، اما کلینی آن را جمعه اعلام کرده است.

ثانیا از کلیه این منابع فقط سیره ابن هشام قبل از وفات کلینی منتشر شده اند و پنج منبع دیگر قرنها بعد از وفات وی تدوین و منتشر شده اند!

ثالثا در زمان کلینی دوازدهم ربیع یکی از اقوال میلاد پیامبر بوده و یقینا قول مشهور یا قول جمهور اهل سنت محسوب نمی شده است. حتی در نیمه دوم قرن پنجم از آن به عنوان «قیل» یادشده است، مثلا الاستیعاب ابن عبدالبرّ (م۴۶۳).

رابعا کلینی در تاریخ میلاد پیامبر در محدوده روز هفته، روز ماه، ، ماه، سال و ساعت روز آگاهانه از میان أقوال موجود در زمان خود اصح را اختیار کرده است. او را نمی توان به تقلید از اهل سنت متهم کرد. أصلا در زمان او هیچ قول شیعی مطرح نبوده است!

مطلب چهارم. تخمین آغاز بارداری مادر پیامبر و مشکلات آن

در تاریخ مختصر متعلق به رسول خدا در کافی کلینی هر جزء آن باید جداگانه مورد داوری قرار گیرد و حکم کلی درباره تمام آن دشوار است. بحث این مقاله متمرکز در زمان ولادت (مشخصا ماه و روز آن) است. کلینی زمان بارداری آمنه بنت وهب مادر رسول خدا و انعقاد نطفه را را ایام تشریق (۱۱ تا ۱۳ ذیحجه) پنداشته است. از این زمان تا تولد در ماه ربیع الاول سه ماه بیشتر فاصله نیست! این رای به هیچ وجه صحیح به نظر نمی رسد و می توان آن را از خطاهای کلینی (رحمة الله علیه) دانست و قابل دفاع نمی باشد. راستی زمان بارداری مادر پیامبر با چنین دقتی چگونه تعیین شده است!؟ توجیهات برخی علما از طریق تمسک به ایام نسیء هم مشکل را حل نمی کند. (۴۹) ظاهرا نخستین قائل زمان حمل زبیر بن بکّار (در منابع پیش گفته همگی تدوین بعد از کلینی) بوده است، به شرحی که گذشت. اما از خطا بودن زمان حمل نمی توان خطا بودن زمان تولد را نتیجه گرفت، همه را با یک چوب راند و اظهارات کلینی درباره تاریخ پیامبر را به اتهام اخذ از اهل سنت مردود شمرد. (۵۰) با عنایت به اینکه قول خالص شیعی! یک قرن بعد از وفات کلینی اختراع شده است و کلینی انتخابی آگاهانه در میان اقوال تاریخی زمانه خود کرده است.

بحث دوم. هفدهم ربیع الاول در منابع متقدم اهل سنت

تعیین هفدهم ربیع الاول به عنوان روز میلاد پیامبر قبل از شیخ مفید (م۴۱۳) در شیعه بی سابقه بوده است. در اهل سنت چطور؟

ابو هلال الحسن بن عبدالله العسکری متوفی ۳۹۵ در آخرین کتابش الاوائل که دربردارنده اولین‌ها به انتخاب نویسنده است در فصل اولین مواردی که امر قریش بزرگ داشته شد … قضیه اصحاب فیل را به تفصیل نقل کرده و تولد رسول خدا را پنجاه روز بعد از این واقعه دانسته است. «پیامبر در روز دوشنبه هشتم ربیع الاول معادل بیستم نیسان از سال ۸۲۸ ذی القرنین که خورشید در برج ثْور (گاو) بود متولد شد. ابو الحسن نسّابه برای ما از ابو احمد (؟) نقل کرده که پیامبر در روز دوشنبه هفدهم ربیع الاول متولد شده است. که روز دهم نیسان محسوب می شود.» (۵۱)

مختار ابوهلال هشتم ربیع الاول بوده است. اما ابوالحسن نسّابه اولین کسی است که در تاریخ اسلام هفدهم ربیع الاول را میلاد پیامبر دانسته است. به گفته ابن طاوس در الیقین وی در سال ۳۱۰ زنده بوده است. (۵۲) نام کامل وی محمد بن قاسم تمیمی است. شیخ طوسی در کتاب الغیبة خود از کتاب الفرع والشجر ابوالحسن النسابة الاصفهانی نقل کرده است. (۵۳) با این همه از جزئیات احوال وی چیزی نمی دانیم.

شباهت مختار مفید با نظر ابوالحسن نسّابة در روز(هفدهم)، ماه (ربیع الاول)، و سال (عام الفیل) و اختلاف  نظر با وی در روز هفته است. نسّابه قائل به دوشنبه و مفید قائل به جمعه است.

البته هم‌چنان‌که در بحث قبل گذشت ابوالخطاب عمر بن الحسن الکلبی معروف به حافظ ابن دِحیة (م ۶۶۳) نظریه مولد جمعه هفدهم ربیع الاول را از إعلام الوری بأعلام الهدی امین الإسلام طبرسی (م قرن ششم) نقل و تضعیف کرده است. ابن کثیر (۷۷۴) در البدایة والنهایة این تضعیف را حق شمرده به دلیل خلاف نص بودن آن. ظاهرا ابن دِحیة و ابن کثیر روایت ابوهلال از ابوالحسن نسابه را در نظر نداشته یا معتبر ندانسته اند. در هر صورت این نقد چند قرن بعد از وفات شیخ مفید رخ داده است. می توان فهمید که در قرن هفتم هفدهم ربیع الاول قول مشهور شیعه در مورد میلاد پیامبر محسوب می شده است.

بحث سوم. کلینی، مفید و اهل سنت

از مباحث گذشته مشخص شد که هر دو روایت دوازدهم و هفدهم ربیع الاول در اهل سنت به عنوان میلاد پیامبر سابقه داشته است، البته هر دو هم در روز دوشنبه! مختار کلینی و مفید با سوابق اهل سنت با تغییر دوشنبه به جمعه صورت گرفته است. شیخ مفید هم طلوع فجر را ساعت میلاد دانسته و کلینی ظهر را و البته طلوع فجر را هم قول دیگر دانسته است. هر دو ساعت هم در اهل سنت مسبوق به سابقه است.

هیچیک از این دو قول در زمان این دو عالم بزرگ در میان اهل سنت قول مشهور یا قول جمهور اهل سنت محسوب نمی شده است. (۵۴) هفدهم ربیع الاول (روایت ابوالحسن نسّابه) از اقوال نادر و شاذ در اهل سنت محسوب می شده تا به حدی که – آن‌چنان که گذشت – در قرن هفتم أصلا به نظر نمی آمده است. قول دوازدهم ربیع الاول در زمره قدیمی ترین أقول اهل سنت بوده که تا قرن هشتم دلیلی بر اینکه قول مشهور یا قول جمهور شده در دست نیست.

احتمال اینکه کلینی از قول ابن إسحاق بی اطلاع بوده باشد بسیار ضعیف است، اما اینکه وی از دو روایت دیگر از دوازدهم ربیع الاول (از جمله روایت زبیر بن بکّار) مطلع بوده و الزاما به یکی از آن دو عمل کرده نیاز به اثبات وجود نسخی از آنها در زمان وی دارد و صرف شباهت قضیه حمل ایام تشریق بین این دو اثبات اخذ تاریخ میلاد از زبیر ابن بکّار نمی کند الا با قیاس که اضعف استدلالهاست.

احتمال عدم اطلاع شیخ مفید از روایت ابوالحسن نسّابه هم بسیار ضعیف است، با قرینه نقل شیخ طوسی شاگرد مفید از نسابه. اگر مفید از قول نسابة اطلاع داشته موضع او با کلینی تفاوتی نداشته است. هر دو یکی از اقوال موجود اهل سنت قبل از خود را ویرایش کرده با تغییراتی پذیرفته اند، و از این حیث اشکالی به هیچ‌کدام نیست. بنابراین ملامت کلینی به اینکه قولش را از اهل سنت اخذ کرده و مذمت او به دلیل اینکه چرا از قول شیعه که یک قرن بعد از او ابداع شده، یک بام و دو هوا، غیر منصفانه و غیرعلمی است.

بحث چهارم. قاعده مخالفت با اهل سنت!

اینکه پیامبر هفدهم ربیع الاول به دنیا آمده باشد یا دوازدهم ربیع الاول، جمعه متولد شده باشد یا دوشنبه، سپیده دم پا به دنیا گذاشته باشد یا ظهر چه ربطی به تشیع یا تسنن دارد؟! واقعا هیچ، دقیقا هیچ! البته اگر علمای تشیع در این امر کاملا بی ارتباط به امامت و در چیزی که هیچ روایت معتبری از ائمه اهل بیت در آن در دست نیست بخواهند از این نمد برای هویت مذهبی کلاهی بسازند قول متفاوت موضوعیت مذهبی پیدا می کند.

بنا بر روایت عمر بن حنظله که یکی از مستندات مصیبت ولایت سیاسی فقیه است یکی از مرجحات در روایات متعارض این امر ذکر شده است: روایتی ترجیح داده می شود که «خالف العامة فیؤخذ به ویترک ما وافق العامة» روایتی که مخالف اهل سنت باشد پس اخذ می شود و روایتی که موافق رای آنها باشد ترک می شود. راوی برای محکم کاری می پرسد: اگر یکی از دو روایت موافق اهل سنت و دیگری مخالف نظر آنها بود به کدام عمل کنیم؟ پاسخ معلّل است: «ما خالف العامة، ففیه رشاد.»  روایتی که مخالف نظر اهل سنت است اخذ شود، چرا که در این مخالفت رشد است! (۵۵)

در محل نزاع روایات متعارضی نیست که مشمول ضابطه فوق قرار گیرد. اما اگر روایات متعارض به اقوال متعارض توسعه داده شود کار نادرستی صورت نگرفته است. در این صورت قول دوشنبه دوازدهم ربیع الاول به عنوان قول اهل سنت قلمداد شده و قول جمعه هفدهم ربیع الاول به عنوان قول شیعه، و مطابق ضابطه مذکور در روایت عمر بن حنظله و مشابهات آن قول موافق با اهل سنت مرجوح و قول مخالف با آن متعین است. کاری که شیخ مفید انجام داده و از جانب اغلب قریب به اتفاق علمای شیعه تلقی به قبول شده با مبنای فوق صورت گرفته است و علی المبنی مشکلی ندارد.

مشکل اصلی در مبنای مخالفت با اقوال اهل سنت است. این قاعده مادر بسیاری از اختلافات فقهی و کلامی و تاریخی شیعه و سنی است. تعیین میلاد پیامبر یک مسئله خالص تاریخی است. اینکه مدارک تاریخی (نه مذهبی) در یک قول اقوی باشد و غالب علمای اهل سنت و بسیاری علمای متقدم شیعه دوازدهم ربیع الاول را به عنوان روز میلاد پیامبر پذیرفته اند را نمی توان به عنوان قول اهل سنت تلقی کرد و بنا بر یک قاعده مخدوش (خذ ما خالف العامة فان الرشد فی خلافهم) این قول را مردود و قول هفدهم ربیع الاول را بدون هرگونه مستندی از ائمه اهل بیت، بدون هر گونه حدیث معتبر از ایشان و بدون مدارک کافیِ تاریخی به عنوان قول رسمی تشیع اعلام کرد. در مجالی دیگر ادله مخدوش بودن تعمیم قاعده مذکور را منتشر خواهم کرد.

 

بخش پنجم. قول مشهور شیعه در هزاره اخیر

بعد از شیخ مفید، حقیقتا اکثر قریب به اتفاق علمای شیعه نظر وی را در مورد تعیین میلاد پیامبر پذیرفتند، تا انجا که مدافعین نظر علمای متقدم شیعه (ابان بن عثمان، کلینی، مسعودی، قاضی نعمان و صدوق) به تعداد انگشتان یک دست است. به عبارت دیگر به تدریج نظر شیخ مفید تبدیل به نظر مشهور و اکثریت علمای شیعه شد. در این بخش طی چهار بحث به شرح زیر برخی سرخطهای هزاره اخیر را در دفاع از قول مشهور مرور می کنم: نظر علامة المحدثین، محدث نوری و ميزان السماء در تعيين مولد خاتم الأنبياء، شهید ثقة الإسلام تبریزی و ايضاح الأنباء في تعيين مولد خاتم الأنبياء، و نگاه منصفانه برخی از قائلین قول مشهور به نظر برخی افاضل شیعه.

بحث اول. نظر علامة المحدثین

محمد باقر مجلسی (م ۱۱۱۱) محدث بزرگ در کتاب بحار الانوار نوشته است: امامیه غیر از افراد نادری از ایشان بر اینکه ولادت پیامبر (ص) در هفدهم ربیع الاول بوده اتفاق نظر دارند. اکثر مخالفین [ بخوانید اهل سنت] دوازدهم ربیع الاول را مولود نبوی می دانند. ثقة الاسلام کلینی هم همین قول را از روی اختیار یا تقیه پذیرفته است…. مشهور بین علمای ما و مدلول اخبارمان ولادت روز جمعه و مشهور بین مخالفین روز دوشنبه  بوده است. مشهور بین ما و مخالفین تولد بعد از سپیده دم بوده است، و گفته می شود ظهر صورت گرفته است.» (۵۶) اظهارات مشابهی هم در مرأت العقول که شرح کافی کلینی است ابراز داشته است. (۵۷)

در بیانات این محدث خدوم این تاملات رواست: اولا قائلان به دوازدهم ربیع الاول به عنوان مولد پیامبر منحصر به کلینی نبوده است. اگر هم بود کلینی عالم خُردی نیست که قابل اغماض باشد. چطور مجلسی به صاحب دعائم الاسلام، شیخ صدوق و مسعودی صاحب اثبات الوصیه اشاره نمی کند؟ حتی در بین معاصرین خود وی هم این قول غیرمشهور قائل داشته آقا رضی قزوینی که در دنبال به وی خواهم پرداخت. ثانیا کلینی و دیگر قائلان دوازدهم ربیع الاول این قول را هرگز از روی تقیه نپذیرفته اند. کلینی به شهادت مقدمه کافی به قاعده پیش گفته معتقد بوده است (دعو ما وافق القوم، فان الرشد فی خلافهم) (۵۸) اما او و دیگر قائلان این قول هرگز دوازدهم ربیع الاول را قول انحصاری اهل سنت نمی دانستند، آن را قولی سازگار با مداراک و اسناد موجود تاریخی می دانستند. ثالثا این کدام روایات معتبر است که مستند قول مشهوراست؟ روایاتی که در وسایل و مستدرک و حتی بحار خود مجلسی هم مشاهده نمی شود؟! در مورد روایات تعیین روز هفته در بحث سوم نکاتی خواهد آمد.

بحث دوم. محدث نوری و ميزان السماء در تعيين مولد خاتم الأنبياء

میرزا حسین نوری (م۱۳۲۰)، صاحب مستدرک الوسائل رساله ای دارد با عنوان «ميزان السماء در تعيين مولد خاتم الأنبياء». وی در این رساله به شدت به قائلان دوازدهم ربیع الاول حمله کرده است. از جمله نوشته: «امامیه اجماعا یوم ولادت را هفدهم می دانند غیر از ثقة الإسلام [کلینی] و معاصرش مسعودی که با اهل سنت موافقت کرده اند. و در دوشنبه دوازدهم گفته اند. نه برای این قول سومی و نه به غیر این دو قائل ثالثی در میان ایشان است. (۵۹)

ادعای این محدث پرکار مخدوش است. أولا مخالفان قول مشهور منحصر به کلینی و مسعودی نیستند. از متقدمین چرا شیخ صدوق و قاضی نعمان را نادیده گرفته است؟ از متاخرین هم چند عالم دیگر هستند که مشخصاتشان خواهد آمد. ثانیا این اتهام که قائلین به دوازدهم ربیع الاول با اهل سنت موافقت کرده اند  خلاف واقع و خلاف انصاف است. آنها با قول تاریخی اقرب به واقع موافقت کردند که البته اغلب علمای اهل سنت هم آن را پذیرفته اند. ثالثا جمله اخیر وی از بنیاد خلاف واقع است. دیدگاه یعقوبی قول سوم است، به غیر از پنج عالم متقدم پیش گفته حداقل هفت عالم متاخر به دوازدهم ربیع الاول قائلند که در همین بخش معرفی خواهند شد. در رساله محدث نوری اشتباهات متعددی است که از ذکر آنها می گذرم. بسیاری از آنها را ثقة الإسلام تبریزی اشاره کرده است.

بحث سوم. شهید ثقة الإسلام تبریزی و ايضاح الأنباء في تعيين مولد خاتم الأنبياء

ميرزا علي بن موسى بن محمد شفيع خراساني مشهور به ثقة الاسلام تبريزي (۱۲۷۷-۱۳۳۰ق) از علمای مشروطه خواه کتابی دارد با عنوان «ايضاح الأنباء في تعيين مولد خاتم الأنبياء ومقتل سيد الشهداء». اگر چه مختار شهید ثقة الإسلام تبریزی هفدهم ربیع الاول است اما قول دوازدهم ربیع الاول را قول شاذ امامیه ندانسته با نظر آنها منصفانه و با سعه صدر برخورد کرده است. وی رساله محدث نوری را به دقت نقد کرده و کاستی های متعدد آن را متذکر شده است.  به عنوان نمونه محدث نوری به کلینی و مسعودی نسبت داده که مولد پیامبر دوشنبه بوده است. ثقة الاسلام تبريزي به نوری تذکر می دهد که کلینی صریحا و مسعودی در اثبات الوصیة علی الاصح مولد را جمعه دانسته اند. (۶۰) از سوی دیگر محدث نوری حدیثی از امام صادق در مورد زیارت امیرالمومنین در هفدهم ربیع الاول را از ادله میلاد پیامبر در این روز دانسته است. ثقة الإسلام تبریزی در این حدیث دلالتی بر مسئله میلاد نمی بیند. (۶۱) بر همین منوال خبر واقدی در کتاب فضایل – منسوب به فضل بن شاذان – را هم بر خلاف نظر محدث نوری بی اعتبار اعلام می کند. (۶۲)

به نظر ثقة الإسلام تبریزی دوازدهم ربیع الاول دوشنبه و هفدهم ربیع الاول جمعه بوده است. اگر اولی درست باشد دومی (۱۷ ربیع الاول) باید شنبه باشد و اگر دومی درست باشد اولی (۱۲ ربیع الاول) باید یکشنبه باشد. ثقة الإسلام تبریزی تحقیق نسبتا جامعی درباره روایات مذمت دوشنبه و مدح جمعه در شیعه انجام داده و نشان داده که یکی از علل مذمت و نحوست دوشنبه وفات پیامبر در این روز و از جمله مدائح جمعه میلاد پیامبر در آن است. البته به درستی دلالت و سند بسیاری از این روایات را ناتمام دانسته است. (۶۳)

در نهایت ثقة الإسلام تبریزی بعد از تحلیل ادله طرفین این‌گونه نتیجه گیری می کند: «پس از این دو قبیله اخبار ثابت شد که ولادت هفدهم بوده نه دوازدهم و جمعه بوده نه دوشنبه. اگرچه خبر اول ضعیف (مجهول) و خبر ثانی مرسل ولی قول واحد کلینی و مسعودی که مستندی از اخبار ندارد مقاومت نمی کند با قول مفید و جماعت کثیره و جمعی فقها موید به اخبار وارده در استحباب روزه هفدهم ولو تعلیل نشده باشد به روز ولادت. (۶۴)

در استنتاج ثقة الإسلام تبریزی این اشکالات قابل ذکر است: أولا اخبار مدافع هفدهم ربیع الاول آن‌چنان‌که گذشت هشت روایت (به استقصای وسائل و مستدرک) بود که یکی مسند و هفت روایت مرسل و آن مسند هم شدیدا ضعیف (مجاهیل به توان چهار) بود. چگونه این روایات ضعیف و مرسل مرجح می توانند محسوب شوند؟ کدام قاعده اصولی چنین ترجیحی را تایید کرده است؟! ثانیا تعیین ولادت پیامبر امری تاریخی است و با مدارک و اسناد تاریخی باید آن را تعیین کرد. هر دو قول حداقل در منابع شیعی فاقد احادیث هستند. احادیث ضعیف و مرسل در حکم عدم هستند. در فقدان حدیث معتبر نوبت به مدارک تاریخی می رسد که ثقة الإسلام تبریزی به آن مطلقا نپرداخته است.

ثالثا به نظر می رسد تنها دلیل ترجیح هفدهم ربیع الاول در اکثریت بودن و مشهور بودن این قول است. اما از یک سو این اکثریت و شهرت در چهار قرن اول محقق نبوده است. از سوی دیگر این اکثریت و شهرت معلول یک علت مخدوش است و آن قاعده لزوم مخالفت با قول اهل سنت می باشد. این قاعده یا حداقل تعمیم بی ضابطه آن مخدوش است. شهرت یا اکثریت وقتی بر چنین قاعده مخدوشی مبنتنی باشد فاقد کمترین ارزشی است.

بحث چهارم. نگاه منصفانه برخی از قائلین قول مشهور به نظر برخی افاضل شیعه

الف. رضی‌الدین علی بن موسی مشهور به سید ابن طاوس (م ۶۶۴) در کتاب «التعریف للمولد الشریف» علاوه بر هفدهم ربیع الاول روزه دوازدهم این ماه را به دلیل میلاد پیامبر (ص) احتیاط مستحب دانسته است. این کتاب که به زمان ما نرسیده توسط خود مولف در کتاب دیگرش الاقبال معرفی و لبّ آن آورده شده است. سید بن طاوس نوشته است ما در کتاب «التعریف للمولد الشریف» آنچه از اختلاف اعیان امامیه در تعیین وقت ولادت معظم نبویه می دانستیم نوشتیم. مختار وی در کتاب مذکور قول مشهور است: سپیده دم جمعه هفدهم ربیع الاول عام الفیل و روزه در این روز طبق بعضی روایات – که متنشان را نیاورده – نزد خداوند معادل یک سال روزه است. (۶۵) با این همه اذعان می کند که «در کتاب «التعریف للمولد الشریف» چندین مقاله بر اینکه دوازدهم ربیع الاول ولادت رسول الله (ص) بوده آوردیم، پس تا آنجا که بتوان احتیاطا روزه این روز برای عبادت مهم است. » (۶۶) جالب است که به نقل سید بن طاوس شیخ مفید در کتاب حدائق الریاض – که به دوران ما نرسیده – ظهر دوازدهم ربیع الاول را روز ورود پیامبر (ص) از مکه به مدینه (هجرت) و سقوط دولت آل مروان در سال هشتاد و دو دانسته و روزه این روز را برای شکر از هلاکت دشمان دین مستحب دانسته است!» (۶۷) پس فتوای روزه استحبابی نیازی به روایت ندارد!

ب. شیخ عباس قمی (م ۱۳۱۹ش) هم در بحث درباره تاریخ میلاد پیامبربه اختصار به نقل قول مشهور که مجلسی بر آن ادعای اجماع کرده و قول به دوازدهم ربیع الاول که اکثر علمای اهل سنت و «برخی افاضل شیعه» اختیار کرده اند اکتفا کرده است (۶۸) و تعبیر برخی افاضل شیعه در مورد تمایل وی به مختار آنها گویاست.

 

بخش ششم. قول افاضل آزاداندیش متاخر شیعه

اکنون نوبت به معرفی اقلیتی می رسد که از قرن پنجم به بعد بر خلاف موج شنا کرده و از دوازدهم ربیع الاول دفاع کرده اند. در این بخش نظر هفت نفر از افاضل آزاداندیش متاخر شیعه و آثارشان به شرح زیر تحلیل انتقادی می شود: زیج مفرد حاسب طبری، فوائد القواعد شهید ثانی، مولودیه آقا رضی قزوینی صاحب لسان الخواص، مولودیه مدرس حسینی اصفهانی، إعلام الأعلام شیخ الشریعه اصفهانی، اجازه نامه أبو المجد اصفهانی صاحب وقایة الاذهان، و رسالة فی تواریخ النبی والآل محقق شوشتری. مرادم از آزاداندیش عدم تعصب مذهبی در اختیار رای علمی است.

اول. زیج مفرد حاسب طبری

محمد بن ایوب مشهور به حاسب طبری (متوفی ربع اخیر قرن پنجم) منجم و ریاضیدان شیعه کتابی دارد به نام زیج مفرد. در این کتاب در فصل توقیعات و اعیاد عرب آمده است: «وفات نبی: سیم ربیع الاول، هجرت نبی: هشتم ربیع الاول، و مولد نبی: دوازدهم ربیع الاول». (۶۹) حاسب بعد از شیخ مفید و شیخ طوسی می زیسته است و در مولد و وفات پیامبر به مختار آنها اعتنایی نکرده و خود محاسبه و اجتهاد کرده و مولد پیامبر را دوازدهم ربیع الاول تعیین کرده است.

دوم. فوائد القواعد شهید ثانی

الف. شهید ثانی زین الدین بن علی العاملی (۹۱۱-۹۶۵) در فوائد القواعد. قواعد الاحکام متعلق به علامه حلی است. شهید ثانی در بحث روزه های مستحب در ذیل قول علامه «مولد النبی (ص)» نوشته است: «مشهور بین أصحاب این است که میلاد پیامبر (ص) روز هفدهم ربیع الاول است، اما روایت آن به لحاظ سندی جدّا ضعیف است، و آن چه مرحوم کلینی در کافی ذکر کرده – و جمهور [اهل سنت] هم آن را صحیح دانسته اند – دوازدهم همین ماه است، و چه بسا این ثابت تر باشد.» (۷۰)

ب. سید محمد بن علی موسوی عاملی (م ۱۰۰۹) در کتاب مدارک الاحکام فی شرح شرایع الإسلام نوشته است: «میلاد پیامبر در دوازدهم ربیع الاول قولی است که جدّم (قدس سره) [شهید ثانی] در حواشی قواعد به آن تمایل پیدا کرده است و در باب روایتی که بتواند یکی از این دو قول را اثبات کند موجود نیست.» صاحب مدارک روایت اصلی استحباب روزه هفدهم ربیع الاول (یعنی تنها روایت مسند آن!) را به حق «مشتمل بر جمعی از ضعفاء و مجاهیل» ارزیابی کرده است. (۷۱)

ج. شنیدنی است که شیخ یوسف بحرانی (م ۱۱۸۶) در الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهرة نظر صاحب مدارک را مردود شمرده و روایات مؤید روزه هفدهم ربیع الاول را ذکر کرده و عمل أصحاب را جابر ضعف سند روایت ضعیفه مورد بحث دانسته و مناقشه در سند آن را از «مناقشات واهیه» معرفی کرده است! (۷۲) شیخ محمد حسن نجفی در جواهر الاحکام فی شرح شرایع الإسلام ضمن دفاع از قول مشهور نظر کلینی و شهید ثانی در حاشیه قواعد را «غیرواضح» اعلام کرده است. (۷۳) بحث مبنایی است و دقیقا در اعتبار دو قاعده اصولی است: عمل أصحاب جابر ضعف سند است و تسامح در ادله سنن (آسان گیری در ادله مستحبات). هر دو قاعده قابل مناقشه هستند، خصوصا وقتی شهرت قدمایی در بین نباشد که نیست. تعجب از أمثال آقا سید ابوالقاسم موسوی خویی (م ۱۳۷۱ش) است که علیرغم سخت گیری های به حق اصولیش بدون کمترین استدلالی برخلاف مبانی اصولیش روزه استحبابی هفدهم ربیع الاول به عنوان میلاد پیامبر (ص) را «علی الاصح» دانسته و صرفا اشاره کرده کلینی دوازدهم این ماه را مولد دانسته است. (۷۴) رای صائب همان نظر شهید ثانی و صاحب مدارک است، رضوان الله علیهما.

سوم. مولودیه آقا رضی قزوینی صاحب لسان الخواص

رضی الدین محمد قزوینی (م ۱۰۹۶) در رساله «لسان الخواص» به زبان عربی و «رسالة فی مولد النبی (ص) یا مولودیه» به زبان فارسی. رساله لسان الخواص همچنان مخطوط است و مورد رجوع محمد باقر مجلسی در بحار الانوار بوده و از آراء او استفاده کرده و با عنوان «بعضی افاضل معاصر» از او یاد کرده است. ثقة الإسلام تبریزی (م ۱۳۳۰ق) در ايضاح الأنباء في تعيين مولد خاتم الأنبياء ومقتل سيد الشهداء نوشته «علامه مجلسی …. ادله ای را که بعضی افاضل عصرش در تقویت قول کلینی ذکر نموده و تمسک جسته به بعضی أمور حسابیه که در تعیین غرّه حسابی میان منجمین معروف است ذکر کرده (۷۵) .. و در این رساله فارسیه به نظر رسید از تالیفات فاضل محدث رضی الدین محمد قزوینی از معاصرین مجلسی صاحب کتاب لسان الخواص المتوفی سنه ۱۰۹۶ که او نیز قول کلینی را اختیار کرده و گویا مقصود مجلسی از بعضی افاضل معاصرین که کلام او را نقل نموده همین فاضل قزوینی است، زیرا بعضی از آنچه مجلسی از او نقل کرده در این رساله موجود است.» (۷۶) شیخ آقا بزرگ طهرانی (م ۱۳۴۸ش) در الذریعة فی تصانیف الشیعة نیز نوشته که او از رای کلینی دفاع کرده است. (۷۷)

مفصل ترین بحث مکتوبی که تا کنون در دفاع از دوازدهم ربیع الاول به عنوان میلاد پیامبر (ص) نوشته شده رساله لسان الخواص آقا رضی قزوینی است. وی ضمن بحث از نظریه کلینی و مفید دلیل غلبه نظریه شیخ مفید را پیروی شیخ طوسی از او می داند. عین عبارت وی: «شیخ طوسی به این دلیل که در این قبیل امور از استادش شیخ مفید پیروی می کرد همان را مطرح کرد و این تاریخ مورد قبول جامعه شیعه قرار گرفته و شیوع یافت، به طوری که در بیشتر بلاد عجم نیز در انجام نوافل و ادعیه از همان [۱۷ ربیع الاول] پیروی می کنند، اما آنچه در مکه و مدینه به طور مستمر از قدیم تا کنون بوده تاریخ اول [۱۲ ربیع الاول] بوده است.» (۷۸)

آقا رضی در لسان الخواص رساله دیگر خود را در دفاع از مولد نبوی ۱۲ ربیع الاول معرفی کرده است: «من رساله ای به فارسی در این باره نوشته ام ، موضوعی که پیش از من کسی چنین به آن نپرداخته است. من در آنجا دلایل کافی برای اثبات اینکه عقیده کلینی درست است اقامه کرده ام.» (۷۹) این رساله خوشبختانه توسط رسول جعفریان تصحیح و در سال ۱۳۸۸ منتشر شده است. آقا رضی أقوال اختصاصی اهل سنت را سه مورد معرفی می کند: دوشنبه دوم یا هشتم یا دهم ربیع الاول که به نظر وی مطابق مبانی اصولی امامیه باطل محسوب می شوند. در علمای شیعه دو نظر اصلی درباره مولد نبی مطرح است: دوازدهم و هفدهم ربیع الاول که ناقل اول ثقة الاسلام کلینی و ناقل دومی شیخ مفید است که اکثر متاخرین مایل به دومی هستند.

وی در مقایسه دو قول شیعه سه دلیل بر رجحان دوازدهم ربیع الاول اقامه می کند. دلیل اول اتکا بر وفات پیامبر در روز دوشنبه بوده که به نظر وی دوازدهم ماه ربیع الاول بوده است. بر اساس محاسبه وی روز مولود که به اتفاق امامیه جمعه است نمی تواند هفدهم باشد بلکه دوازدهم ربیع الاول بوده است. دلیل دوم اتکا بر مبعث است که مطابق تعیین شیخ الطایفه شنبه بیست و هفتم رجب بوده و شیعیان بالاتفاق آن را چهل سالگی پیامبر می دانند. مطابق محاسبه وی اول ربیع الاول سال میلاد دوشنبه بوده و دوازدهم ربیع الاول بر جمعه منطبق می شود، هفدهم چنین خصوصیتی ندارد. دلیل سوم وی اتکا در قول اتفاقی وفات امام حسن عسکری و انتقال امامت به مهدی صاحب الزمان در روز جمعه هشتم ربیع الاول سال ۲۶۰ است. پس اول ربیع الاول سال مذکور جمعه می شود. مطابق محاسبه وی در سال میلاد روز دوازدهم ربیع الاول بر جمعه منطبق می شود نه روز هفدهم و هو المطلوب. (۸۰)

ادله وی و مقدمات مورد اعتماد او قابل بحث هستند. اما آقا رضی اگر چه از مقدمات نقلی استفاده کرده ولی عمده تکیه وی به حسابهای ریاضی و نجومی و به عبارت دیگر عقلی است.

چهارم. مولودیه مدرس حسینی اصفهانی

سید ابراهیم مدرس حسینی اصفهانی، در رسالة فی مولد النبی (ص). شیخ آقا بزرگ طهرانی در الذریعه ضمن نقل سطر اول آن نوشته نویسنده در رساله روایت کلینی در اینکه دوازدهم ربیع الاول میلاد پیامبر خداست اختیار کرده. شیخ آقا بزرگ نسخه ای از آن را در کتابخانه شیخ الشریعه اصفهانی دیده است، و فرزند شیخ الشریعة از این رساله در کتاب إعلام الاعلام نقل کرده است. (۸۱) صاحب الذریعة تاریخ وفات صاحب رساله را ذکر نکرده است، به قرینه تاریخ وفات صاحب اعلام الاعلام وفات وی باید قبل از ۱۳۱۸ق باشد.

پنجم. إعلام الأعلام شیخ الشریعه اصفهانی

الف. فتح الله بن محمد نمازی شیرازی مشهور به شیخ الشریعه اصفهانی (۱۲۶۶-۱۳۳۹ق) مرجع تقلید پس از مرحوم میرزا محمد تقی شیرازی و رهبر انقلاب استقلال طلبانه مردم عراق. به نوشته شیخ آقا بزرگ در الذریعة (۸۲) وی مخالف نظر مشهور شیعه در تعیین هفدهم ربیع الاول به عنوان ولادت پیامبر (ص) بوده از منتقدان میرزا حسین نوری در رساله میزان السماء فی تعیین مولد خاتم الانبیاء (ص) محسوب می شده، لذا در اعمال روز مولود اعم از دعا و زیارت احتیاط می کرده و این اعمال را در هر دو روز به جا می آورده است. آراء وی در دفاع از دوازدهم ربیع الاول را فرزند جوان مرگش محمد مهدی در کتاب إعلام الاعلام بمولد سید الانام فی تعیین مولد النبی (ص) به رشته تحریر درآورده که در دنبال معرفی می شود.

ب. میرزا محمد مهدی بن شیخ الشریعه اصفهانی (متوفی ۱۳۱۸ق در جوانی در نجف) با عنوان إعلام الاعلام بمولد سید الانام فی تعیین مولد النبی (ص). به نوشته شیخ آقا بزرگ تهرانی در الذریعة رساله تقریر دروس پدرش شیخ الشریعه اصفهانی است که در آن خلاف قول مشهور بین امامیه در تعیین هفدهم ربیع الاول به عنوان مولد شریف پیامبر را اختیار کرده است. (۸۳) میرزا محمد مهدی کوچکترین پسر شیخ الشریعه بوده است. این رساله همچنان مخطوط است.

ششم. اجازه نامه أبوالمجد اصفهانی صاحب وقایة الاذهان

ابوالمجد شیخ محمد رضا نجفی اصفهانی معروف به آقا رضا مسجد شاهی (۱۲۸۷-۱۳۶۴ق) متوفای ۲۴ بهمن ۱۳۲۱ش و مدفون در قبرستان تخت فولاد أصفهان از شاگردان آخوند خراسانی و شیخ الشریعه اصفهانی و صاحب تالیفات عدیده از جمله وقایة الاذهان. آقا روح الله موسوی خمینی (۱۲۸۱-۱۳۶۸) یکی از شاگردان اوست. خمینی در سال ۱۳۱۸ کتاب شرح چهل حدیث (اربعین حدیث) خود را این‌گونه آغاز می کند: «الحدیث الاول: اخبرنی إجازة، مکاتبة و مشافهة عدة من المشایخ العظام والثقات الکرام منهم الشیخ العلامة المتکلم الفقیه الاصولی الادیب المتبحر الشیخ محمد رضا آل العلامة الوفی الشیخ محمد تقی الاصفهانی ادامه الله توفیقه حین تشرفه بقم الشریف …» (۸۴) وی از استاد خود با القاب فاخر علامه، متکلم، فقیه اصولی و ادیب متبحر یاد کرده و می دانیم خمینی در مباحث علمی اهل اغراق نبوده است. کتاب چهل حدیث با حدیثی که وی از أبو المجد اصفهانی شنیده آغاز شده است.

خمینی در مباحث اصولی خود در بحث مجاز ابتکار حقیقت ادعائیه أبو المجد اصفهانی در وقایة الاذهان را تحسین کرده و پذیرفته است. وی در دوره دوم خارج أصول که از سال ۱۳۳۰ آغاز کرد رای ابتکاری ابو المجد به تفصیل مورد تحلیل انتقادی قرار داده است. (۸۵) در نخستین تالیف مباحث الفاظ که با عنوان «مناهج الوصول الی علم الأصول» منتشر شده بار دیگر نوشته است: «التحقیق فی المجاز: والحق الحقیق بالتصدیق هو ما اختاره بعض اجلة العصر رحمه الله فی وقایة الاذهان». (۸۶) در کتاب المکاسب المحرمة که در سال ۱۳۳۹ به رشته تحریر درآورده بار دیگر به مبنای مجاز ابوالمجد استناد کرده است. (۸۷)

خمینی در بحث فقهی غنا هم پیرو وفادار استاد خود ابوالمجد اصفهانی است، در کتاب المکاسب المحرمة ابتدا بیش از سه صفحه از عبارات وی را عینا نقل کرده تذکر می دهد «وانما نقلناه بتفصیل اداء لبعض حقوقه ولاشتماله علی تحقیق وفوائد.» اگرچه أصول بحث أبو المجد را پذیرفته قبل از مناقشه در برخی فروع آن شهادت می دهد: «والانصاف ان ما ذکره وحققه احسن ما قیل فی الباب. و اقرب بإصابة الواقع وان کان فی بعض ما افاده مجال المناقشة» (۸۸) هر دو مبنای ابوالمجد در مجاز و غنا از آراء مطرح علمی در فقه و أصول معاصر محسوب می شود.

یکی از کسانی که از ابوالمجد اجازه اجتهاد و روایت دارد سیده نصرت بیگم امین مشهور به بانو امین (۱۲۶۵-۱۳۶۲ش) است. بانو امین که در صدر بانوان عارف و مجتهد زمانه ما جا دارد (۸۹) صاحب کتابی است به نام جامع الشتات که حاوی مکاتبات علمی، پرسشهای قرآنی، اصولی و فقهی وی از اساتیدش، پاسخ ایشان و متن اجازه نامه اساتید به اوست. شاهد مثال ما ذیل اجازه نامه ابوالمجد به بانو امین است که عینا درج می شود:

«تمت الاجازة العامة الکاملة للسیدة العالمة الفاضلة – یوم مولد النبی الکریم – علیه وآله افضل الصلوة والتسلیم – علی المختار عند محققی المتاخرین – موافقا لروایة الکافی الشریف اعنی الثانی عشر من شهر ربیع الاول سنتة ۱۳۵۷ هجریة وانا العبد ابوالمجد محمد الرضا آل العلامة الثانی الشیخ محمد تقی الرازی النجفی ثم الاصبهانی کتبه بخطه حامدا مصلیا مسلما. سجع الخاتم محمد رضا بن محمد حسین.»  أبو المجد این اجازه نامه را در روز میلاد رسول اکرم (ص) یعنی ۱۲ ربیع الاول سال ۱۳۵۷ق [۲۳ اردیبهشت ۱۳۱۷ش] نوشته و مُهر کرده و نوشته است: «بنا بر مختار محققان میلاد رسول خدا (ص) موافق با روایت کتاب شریف کافی کلینی یعنی دوازدهم ربیع الاول است.» (۹۰)

با توجه به عِرق مذهبی، تبحر ادبی و ژرف اندیشی ابوالمجد اصفهانی در فقه و أصول رای مختار وی در میلاد پیامبر قابل اعتناست.

هفتم. رسالة فی تواریخ النبی والآل محقق شوشتری

شیخ محمد تقی تستری مشهور به محقق شوشتری (۱۲۸۱-۱۳۷۴ش) در «رسالة فی تواریخ النبی والآل صلوات الله علیهم». وی یکی از بزرگترین رجالیون شیعه معاصر و از متبحرترین نقادان حدیث محسوب می شود. (۹۱)

محقق شوشتری مستندات روایی قول هفده ربیع الاول به عنوان روز میلاد پیامبر را به دقت تحلیل انتقادی کرده نتیجه گرفته این روایات غالبا أصلا سند ندارند یا فاقد حجیت و اعتباری سندی هستند و برخی نیز به مطلوب دلالت ندارند. او با ذکر مستنداتی نشان می دهد که احتمال تعظیم هفدهم ربیع الاول به دلایل دیگری غیر از میلاد پیامبر از جمله معراج مطرح است. (۹۲) از سوی دیگر وی آراء غالب معتقدان به میلاد نبوی در دوازدهم ربیع الاول از کلینی، صدوق و مسعودی را تشریح کرده است. تا قبل از او رای صدوق در کمال الدین در این زمینه از چشم محققان مخفی مانده بود. آن چنان که گذشت او نام چندین نفر از روات و علمای امامیه را هم از جمله کسانی شمرده که ظاهرا به هفدهم ربیع الاول معتقدند بی آن که مستندی برای ادعای خود ارائه کند. (۹۳)

محقق شوشتری ادعاهای مجلسی در بحار الانوار در مورد اتفاق نظر شیعه بر هفدهم ربیع الاول به استثنای کلینی را ناتمام دانسته برای اولین بار هفت روایت حر عامل دروسائل الشیعه و دو روایت محدث نوری در مستندرک الوسائل را ناتوان از اثبات مدعی می داند. ریشه یابی او به این نتیجه قابل اعتنا می رسد: أولا ما قبل از مفید به نصی از قدما بر اینکه هفدهم ربیع الاول [روز میلاد حضرت ختمی مرتبت باشد] برنخوردیم. ثانیا اصل در اخبار نُه گانه دو خبر است که قبلا به آنها اشاره کردیم با عدم دلالت دومی. (۹۴)

مراد وی از این دو روایت خبر إسحاق العلوی العریضی از امام هادی (ع) (تهذیب و مصباح المتهجد شیخ) و مرفوعه مصباح المتهجد (آداب ماه ربیع الاول) است که در مورد استحباب روزه هفدهم ربیع الاول است بدون کمترین اشاره به روز میلاد پیامبر. او اختلاف نظر در زمان بارداری آمنه مادر پیامبر، روز تولد بین جمعه و دوشنبه، و ساعت تولد بین ظهر و سپیده دم را تشریح کرده آگاهانه در این اختلافات موضع گیری نمی کند.

در مجموع رساله محقق شوشتری علیرغم ایجازش قوی ترین متن انتقادی قول هفدهم ربیع الاول به عنوان میلاد پیامبر (ص) محسوب می شود. آن چنان‌که رویه وی است مختارش را به صراحت ابراز نکرده، اما تردیدی نیست که او در زمره قائلان و مؤیدان دوازدهم ربیع الاول است. در رساله وی اشاره ای به کتب محدث نوری و ثقة الإسلام تبریزی از یک سو، و رأی شیخ الشریعه اصفهانی از سوی دیگر نشده است.

اگر علمای دیگر امامیه که به مولد دوازدهم ربیع الاول قائلند را می شناسید لطفا اطلاع دهید.

سخن آخر

در این مجال به دو بحث مختصر اکتفا می کنم.

بحث اول. مشکلات هفدهم ربیع الاول

تعیین میلاد رسول خدا (ص) در هفدهم ربیع الاول به عنوان قول تشیع فاقد وجاهت است.

أولا هیچ حدیث معتبری از ائمه در امر میلاد پیامبر در دست نیست (چه هفدهم و چه دوازده و چه روز دیگر).

ثانیا هیچ شهرت قدمایی که کشف از قول ائمه (ع) در این امر بکند در دست نیست، خصوصا هفدهم ربیع الاول تا اواخر قرن چهارم هیچ قائلی در تشیع ندارد.

ثالثا تعیین هفدهم ربیع الاول و مؤیدات روایی روزه آن به عنوان روز میلاد پیامبر از تاسیسات شیخ مفید و شیخ طوسی (رضوان الله علیهما) است که بر أساس قاعده مخدوش مخالفت با اهل سنت صورت گرفته است.

رابعا شهرت فتوایی متأخر خصوصا اگر بطلان مبنای آن محرز باشد ارزشی ندارد. در نتیجه تعیین هفدهم ربیع الاول به عنوان روز میلاد رسول خدا قابل دفاع نیست.

بحث دوم. مؤیدات دوازدهم ربیع الاول

اولا دوازدهم ربیع الاول به عنوان روز میلاد رسول خدا بر أساس مدارک موجود تاریخی اقرب به واقع است. استدلال در این امر تاریخی است نه دینی. باید به اعتبار ادله از منظر نقد تاریخی نگریست، قائلش هر که می خواهد باشد با هر دین و مذهبی. شعار تشیع از ابتدا این بود حکمت را از هر که باشد بپذیر ولو از منافق (۹۵)، چه برسد به هم‌دین اهل سنت. در این مقال متعرض ادله تاریخی نشدم. این برعهده مجال و مقال دیگری است.

ثانیا میلاد پیامبر در دوازدهم ربیع الاول ماهیت سنی ندارد. انتساب آن به عنوان قول اختصاصی اهل سنت نادرست است. اگرچه اکثریت مسلمانان اهل سنت این روز را از دیرباز روز مولود پیامبر دانسته اند، اما حداقل دوازده نفر از علمای شیعه جعفری به شرح زیر این روز را میلاد پیامبر دانسته اند: ابان بن عثمان، کلینی، مسعودی، قاضی نعمان، صدوق، حاسب طبری، شهید ثانی، رضی الدین محمد قزوینی، سید ابراهیم مدرس حسینی اصفهانی، شیخ الشریعه اصفهانی و پسرش محمد مهدی، أبوالمجد محمد رضا اصفهانی و محقق شوشتری. در این فهرست نام دو نفر از سه صاحب کتب اربعه حدیث شیعه (کلینی و صدوق)، یکی از أصحاب امام صادق از أصحاب اجماع (أبان بن عثمان)، یکی از مورخین شیعه (مسعودی)، یکی از ریاضیدانان شیعه (حاسب طبری)، یکی از بزرگترین فقهای تشیع (شهید ثانی)، یکی از مراجع بزرگ تقلید قرن چهاردهم (شیخ الشریعه اصفهانی)، یکی از ادبا، فقها و اصولین مدقق معاصر (ابوالمجد اصفهانی) و یکی از بزرگترین رجالیون معاصر (محقق شوشتری) به چشم می خورند. اگر این علمای تراز اول و آزادفکر منفعل از تسنن بوده اند خوشا به حال اهل سنت که توانسته در بزرگترین علمای تشیع نفوذ کنند!

ثالثا اختیار دوازدهم ربیع الاول به عنوان روز میلاد رسول خدا (ص) یک فایده عملی هم دارد و آن وحدت اهل سنت و شیعه در روز میلاد پیامبرشان است. بر خلاف نظر رسمی و غالبِ تشیع معتقدم رشد در اتحاد مسلمان است و غیّ در مخالفت با اهل سنت است در مواردی که دلیل معتبری بر نظر متمایز در دست نیست. از مدافعان اتحاد سنی و شیعه با حفظ هویت مذهبی هر دو مذهب هستم. انحلال یکی به نفع دیگری نه ممکن است نه مطلوب. اما زدودن آرائی را که در تشیع صرفا به دلیل مخالفت با اهل سنت اتخاذ شد با این توهم که رشد در مخالفت با ایشان است وظیفه علمی، شرعی و اخلاقی خود می دانم. رشد در پذیرش حقیقت است. این مبنا با تعالیم قرآن و سنت معتبر و آموزهای نظری و عملی ائمه اهل بیت سازگار است.

رابعا مرحوم استاد حسین‌علی منتظری نجف آبادی (۱۳۰۱-۱۳۸۸) در آذر ۱۳۶۰ دوازدهم تا هفدهم ربیع الاول را «هفته وحدت» اعلام کرد. این گام عملی برای تقارب دو مذهب بود. اما در این رویکرد همچنان هفدهم ربیع الاول قول مشهور شیعه و دوازدهم ربیع الاول قول معروف اهل سنت است. (۹۶) سید بن طاوس و شیخ الشریعه اصفهانی قائل به احتیاط در رعایت آداب روز میلاد در هر دو روز بوده اند، با تمایل شیخ الشریعه به دوازدهم. اما مختار این مقاله به شکل مشخص دفاع از دوازدهم ربیع الاول به عنوان میلاد رسول خدا (ص) است به دو دلیل مشخص یکی مدارک تاریخی و دیگری وحدت سنی و شیعه در بزرگداشت میلاد پیامبرشان. اطمینان دارم این قول به روح اسلام و موازین مذهب اهل بیت (ع) نزدیک تر است.

با یادآوری این نکته که پرونده این بحث مفتوح است بحث را به پایان می برم. (۹۷)

والحمدلله رب العالمین

یادداشت‌ها:

۱. ابن ناصر الدین الدمشقی، محمد بن عبدالله؛ جامع الآثار في السير ومولد المختار، تحقیق أبو یعقوب نشأت کمال، وزارة الاقاف والشئون الاسلامیة، دولة القطر، دارالفلاح، ۲۰۱۰، هشت جلد.

۲. برای درک اهمیت موضوع در میان غیرمسلمانان توجه به این رساله دکتری قابل توجه است: آردِیْن لِیْتس، زمان تولد محمد، مطالعه ای در سنت اسلامی، دانشگاه پرینستون، ۱۹۹۷، استاد راهنما مایکل کوک.

Leites, Adrien. “The time of birth of Muhammad: a study of Islamic tradition.” Michael A. Cook, June 1997, Department of Oriental Languages and Literatures, Princeton University

۳. ابوریحان محمد بن احمد بیرونی خوارزمی، الآثار الباقية من القرون الخالية، لایپزیک، ۱۸۷۸، ص۳۳۰؛ القاهرة، مکتبة الثقافة الدینیة، ۲۰۰۸، ص۴۰۹. در کتاب آثار الباقیة، ترجمه اکبر داناسرشت، تهران، امیرکبیر، ۱۳۸۶، ۵۲۸-۵۳۰ چنین آمده است: «ماه ربیع الاول: روز اول آن دوشنبه بوده است… وفات روز سوم ربیع الاول چهارشنبه. روز دوازدهم که دوشنبه بود حضرت رسول صلی الله علیه از مادر زاده شد و از تاریخ ولادتش جز این نمی دانیم که شب دوشنبه ربیع الاول بود اما چندم ماه بود معلوم نیست و در ان اختلاف است چنانکه در مبعث او نیز اخلاف است… به اجماع اصحاب اخبار موقع ولادت آن جناب شب بود …. »

۴. بعد از انتشار ویرایش اول مقاله یکی از افاضل متتبع مرا از دو منبع جدید مرتبط مطلع کرد. یکی کتاب تاریخ اهل بیت منسوب به نصر بن علی الجهضمی، و مهم‌تر از آن ذیل اجازه نامه ابو المجد محمد رضا اصفهانی مشهور به مسجدشاهی (از اساتید آقای خمینی) به بانو نصرت امین در أواخر کتاب جامع الشتات بانوی فاضله مذکور. ایشان کریمانه حتی یادداشت خود از ذیل آن‌ اجازه نامه قبل از اینکه نسخه ای از اصل کتاب را به دست آورم در اختیارم گذاشت، به علاوه تذکر نکات ارزنده دیگر. به استاد اطلاع دادم از باب من لم یشکر مخلوق لم یشکر الخالق در ویرایش دوم بنای تشکر با ذکر نام ایشان دارم. با اشاره لطیف به رسالة حرمة التمسمیة میرداماد! به دلیل «محاذیر تسمیه در این زمانه عسرت» مرا بر حذر داشت. به همین اشاره اکتفا کرده، از بزرگواری و سماحت ایشان صمیمانه تشکر می کنم. ادام الله ظلّه وابقاه الله للعلم ذخرا ولاهله شرفا وفخرا.

۵. اجمعت العصابة علی تصحیح ما یصح عنهم. بنگرید به جعفر سبحانی، کلیات فی علم الرجال، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۲۵ق، الفصل السادس: التوثیقات العامة: ۱. اصحاب الاجماع، ص۱۶۱-۲۰۱.

۶. برای آشنایی دقیق با أحوال ابان به عثمان و کتاب وی بنگرید به: (این کتاب به فارسی ترجمه شده است: میراث مکتوب شیعه از سه قرن نخستین هجری، دفتر اول، ترجمه سید علی قرائی و رسول جعفریان، ویرایش دوم، قم، ۱۳۸۶، ص۱۷۷-۱۸۰):

Hossein Modarressi, Traditional and Survival (Vol. 1), A Bibliographical Survey of Early Shiite Literature, London, OneWorld, 2003, p.129-131: Abān al-Ahmar,

۷. ابان بن عثمان الاحمر، کتاب المبعث والمغازی والوفاة والسقیفة و الردة، به کوشش رسول جعفریان، قم، دفتر تبایغات اسلامی، ۱۳۷۵، ص۳۶.

۸. محمد تقی التستری، رسالة فی تواریخ النبی والآل (ع)، [ختام قاموس الرجال]، قم، مؤسسة النشر السلامی، ۱۳۸۲، ص۴.

۹. تاریخ اهل بیت المروی عن الائمة الباقر والصادق والرضا والعسکری (ع)، رواة المحدث نصر بن علی الجهضمی (م۲۵۰)، واستدرک علیه عدة من الرواة والمورخین، تحقیق السید محمد رضا الحسینی الجلالی، قوبلت هذه الطبعة مع النسخة الترکیة النفیسة سنة ۵۸۸ق، قم، دار زین العابدین لاحیاء تراث المعصومین، ۱۴۳۵ق/۲۰۱۴م (سلسلة الاعمال الکاملة للسید محمد رضا الحسینی الجلالی). مطلب منقول از مهج الدعوات از مقدمه جلالی ص۶۷ نقل شده است. بنگرید به مقدمه بحار الانوار، ج ۱، ص۲۰.

۱۰. پیشین، ص ۹۱.

۱۱. پیشین، ص۹۵.

۱۲. پیشین، ص۶۳.

۱۳. رضی الدین علی بن یوسف بن المطهر الحلی، العدد القویة لدفع المخاوف الیومیة، تحقیق مهدی الرجائی، قم، مکتبة آیة الله المرعشی العامة، ۱۴۰۸ق، ص۱۱۱، ح۱۳.

۱۴. محمد باقر المجلسی، بحار الانوار، قم، احیاء الکتب الاسلامیة، ۱۳۸۸ش، ج۱۵، ص۲۵۰-۲۵۱، حدیث۱، باب۳.

۱۵. ابن واضح احمد بن ابی یعقوب، تاریخ الیعقوبی، تحقیق عبدالله بن الامیر مهنا، بیروت، شرکة الاعلمی للمطبوعات، ۲۰۱۰، ج۱ ص۳۲۷؛ تاریخ یعقوبی، ترجمه محمد ابراهیم آیتی، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۲، ج۱ ص۳۵۸.

۱۶. جعفریان، مقدمه کتاب ابان بن عثمان، ص۱۷.

۱۷. محمد بن یقوب الکلینی، الکافی، تحقیق و تعلیق علی اکبر غفاری، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۸۸ش، ج۱ ص۴۳۹؛ به اهتمام محمد حسین درایتی، قم، مرکز بحوث دارالحدیث، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص ۴۳۵.

۱۸. آقا موسی شبیری زنجانی، «علی بن حسین مسعودی صاحب اثبات الوصیة (زنده در ۳۳۲)» در کتاب جرعه ای از دریا: مقالات و مباحث شخصیت شناسی و کتاب شناسی (قم، موسسه کتاب شناسی شیعه، ۳۹۳، ج۳، ص۲۲۵-۲۲۸). برای تفصیل بحث بنگرید به مقاله فرزندش: اثبات الوصیة و مسعودی صاحب مروج الذهب، محمد جواد شبیری زنجانی، [تهران]، [فصلنامه] انتظار موعود، تابستان ۱۳۸۱، شماره ۴، ص۲۰۱-۲۰۸.

۱۹. علی بن الحسین المسعودی، اثبات الوصیة للامام علی بن ابی طالب (ع)، بیروت، دارالاضواء،  ۱۹۸۸، ص۱۲۴.

۲۰. علی بن الحسین المسعودی، مروج الذهب ومعادن الجوهر، اعتنی به وراجعه کمال حسن مرعی، بیروت، المکتبة العصریة، ۲۰۰۵، ج۲ ص ۲۱۲ و ۲۱۵.

۲۱. همو، التنبیه والاشراف، ویرایش هانک لیبروم، لیدن، بریل، ۱۸۹۳، ص ۲۲۸-۲۲۹.

۲۲. الصدوق، محمد بن علی بن الحسین بن بابویه القمی؛ كمال الدين وتمام النعمة، تحقیق و تعلیق علی اکبر غفاری، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۹۵ق، باب ش ۱۸، حدیث ش۳۹، ج۱ ص۱۹۶.

۲۳. التستری، رسالة فی تواریخ النبی و الآل صلوات الله علیهم، ص۵.

۲۴. القاضی ابوحنیفة النعمان بن محمد المغربی التمیمی، شرح الأخبار في فضائل الأئمة الأطهار (ع)، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۳۱ق، ج۱، ص۲۶۱.

۲۵. التستری، رسالة فی تواریخ النبی و الآل صلوات الله علیهم، ص۵.

۲۶. پیشین.

۲۷. الشیخ المفید، محمد بن محمد؛ المقنعة، تحقیق مؤسسة النشر الاسلامی، بیروت، دار المفید، ۱۹۹۳، ص۴۵۶.

۲۸. پیشین، ص ۳۷۰-۳۷۱، با تلخیص.

۲۹. همو، مسارّ الشيعة في مختصر تواريخ الشيعة، تحقیق مهدی نجف، قم، المؤتمر العالمی لالفیة الشیخ المفید، ص ۵۰-۵۱.

۳۰. محمد بن الحسن الطوسی، تهذیب الاحکام، تحقیق و تعلیق علی اکبر غفاری، تهران، مکتبة الصدوق، ۱۳۸۵ش، ج۶ ص۳.

۳۱. پیشین، ج۴ ص۳۸۱.

۳۲. محمد باقر مجلسی، ملاذ الاخیار فی فهم تهذیب الاخبار، تحقیق سید مهدی رجائی، قم، نشر مکتبة آیة الله المرعشی، ۱۴۰۷ق، ج۷، ص۱۲۵-۱۲۶.  تحقیق سندی این روایت از زبان شهید ثانی و صاحب مدارک در بخش ششم همین مقاله آمده است.

۳۳. المولی محمد محسن الفیض الکاشانی، الوافی، تحقیق ضیاء الدین حسینی، أصفهان، مکتبة الامام امیر المؤمنین (ع)، ۱۴۳۰ق، ج۱۱ ص ۵۴.

۳۴.  محمد بن الحسن الطوسی، مصباح المتهجد، تصحیح الحسین الاعلمی، بیروت، موسسة الاعلمی، ۱۹۹۸، ص۵۵۰.

۳۵. پیشین، ص۵۶۸-۵۶۹.

۳۶. محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة، تحقیق و نشر مؤسسة آل البیت (ع) لاحیاء التراث، قم، ۱۳۷۲ش، ج۱۰ ص ۴۵۴-۴۵۷.

۳۷. المیرزا حسین النوری الطبرسی، مستدرک الوسائل ومستنبط الوسائل، تحقیق و نشر مؤسسة آل البیت (ع) لاحیاء التراث، بیروت، ۱۹۹۱، ج۷ ص۵۲۱-۵۲۲.

۳۸. ابن هشام، ابومحمد عبد الملک بن هشام الحمیری، سیرة ابن هشام، تصحیح عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، دار الکتاب العربیة، ۱۹۹۰، ج۱، ص ۱۸۳. سیرت رسول الله [ترجمه سیرت ابن اسحاق]، رفیع الدین اسحاق بن محمد همدانی قاضی ابرقوه متوفی ۶۲۳، بازخوانی متون، ویرایش متن جعفر مدرس صادقی، تهران، نشر مرکز، ۱۳۷۳، ص۷۶.

۳۹. ابن سعد، محمد بن سعد الزهری، کتاب الطبقات الکبیر، تحقیق علی محمد عمر، القاهرة، مکتبة الخانجی، ۲۰۰۱، ج۱ ص۸۱.

۴۰. البلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تصحیح محمد باقر محمودی، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۹۷۴، ج۱، ص ۸۰؛ کتاب جمل من انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکّار و ریاض زرکلی، بیروت، دار الفکر، ۱۹۹۶، ج۱، ص۸۹.

۴۱. ابوجعفر محمد بن جریر طبری، تاریخ الرسل والملوک، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، مصر، دار المعارف، ۱۹۶۷، ج۲، ص ۱۵۵.

۴۲. ابن عبدالبر، أبوعمر يوسف بن عبدالله النمري، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، تحقیق علی محمد البجاوی، بیروت، دار الجیل، ۱۹۹۲، ج۱ ص۳۰.

۴۳. ابن عساکر، ابوالقاسم علی بن الحسن الشافعی، تاریخ مدینة دمشق، تحقیق محب الدین عمر بن غرامة العمروی، بیروت، دار الفکر، ۱۹۹۵، ج۳، ص۶۹-۷۰.

۴۴. عبد الرحمن السهیلی، الروض الأنف في شرح السيرة النبوية لابن هشام، تحقیق عبدالرحمن الوکیل، دار الکتب الاسلامیة، ۱۹۶۷، ج۲، ص۱۵۹.

۴۵. اليعمري، أبو الفتح محمد بن محمد، عيون الأثر في فنون المغازي والشمائل والسير، تحقیق محمد العید الخطراوی و محی الدین مستو، دمشق، دار ابن کثیر، بی‌تا، ج۱، ص۷۹.

۴۶. ابن کثیر، ابوالفداء اسماعیل بن عمر، البدایة والنهایة، بیروت، مکتبة المعارف، ۱۹۹۰، ج۲ ص۲۵۹-۲۶۲.

۴۷. تقی الدین احمد بن علی المقریزی (م۸۴۵)، إمتاع الاسماع بما للنبی من الأحوال والأموال والحفدة والمتاع، تحقیق و تعلیق محمد عبدالحمید النمیسی، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۹۹۹، ج۱ ص۶.

۴۸. الصالحی الشامی، محمد بن یوسف، سبل الهدی والرشاد فی سیرة خیر العباد، القاهرة، وزارة الأوقاف، ۱۹۹۷، ج۱، ص۴۰۱-۴۰۷.

۴۹. مثلا قاضی بن کاشف الدین یزدی (م۱۰۷۵) از شاگردان شیخ بهایی در رسالة فی مولد النبی (ص).

۵۰. آقا موسی شبیری زنجانی، کتاب نکاح، سال نهم، جلسه ۹۸۴، ۲۱ فروردین ۱۳۸۶، جلد ۲۵، ص۷۸۰۸-۷۸۰۹: «به نظر ما وجه أقرب براى عبارت «حملت به أمه فى أيام التشريق» در كلام مرحوم كلينى چيز ديگرى است، كافى اين قسمت را از كتب عامه أخذ كرده است، و بر خلاف اتفاق اماميه، هم ولادت حضرت را دوازدهم نوشته و هم وفات را دوازدهم نوشته است. و عباراتى كه كلينى نقل كرده، همه در كتب سنى‌ها هست كه در كتب ما اصلاً خبرى از اينها نيست، هم ولادت، هم وفات و هم جاى ولادت پيغمبر كه حضرت در كجا متولد شدند، همه اينها از كتب عامه اخذ شده است و عين اين تعبيرات در كتب آنها هست. اين مطالب را زبير بن بكّار كه نسابه قريش است، نقل كرده كه حمل حضرت در ثانى ايام تشريق عند الجمرة الوسطى واقع شد، ولادتش هم منزل محمد بن يوسف در فلان جا واقع شد، همه اينها را در آنجا دارد، مرحوم كلينى از كتب سنى‌ها برداشته، منتها خود زبير بن بكاّر يك مطلبى دارد كه ايشان آن ذيلش را نگاه نكرده است، او كه مى‌گويد در ايام تشريق واقع شده است، ولادت حضرت را ماه رمضان مى‌داند، هم ايام التشريق گفته و ولادت حضرت را بر خلاف مشهور در ماه رمضان مى‌داند، ولى مرحوم كلينى ديده كه شهرت بين عامه و خاصه ولادت در ماه ربيع الاول است، مشهور عامه را از نظر ولادت از او اخذ كرده، ولى از نظر حمل چون در كتب عامه جايى پيدا نكرده و ديده كه زبير بن بكّار در ايام التشريق نوشته، او هم كه نسّابه قريش است، از آنجا اخذ كرده است و ديگر غفلت كرده كه او ولادت حضرت را در ماه رمضان نوشته نه در ماه ربيع الاول كه مشهور قائل هستند. اين اشتباه مرحوم كلينى است.» (انتهی) اینکه کلینی در ذکر حمل مادر پیامبر اشتباه کرده است حق با استاد دام ظلّه است، اما أولا در زمان حیات کلینی اقوال اتفاقی شیعه در مورد مولد و وفات پیامبر چه بوده و در کدام منبع نوشته شده که کلینی خلاف آن رفتار کرده است؟! ثانیا نفس اینکه قولی تاریخی که مطلقا ماهیت مذهبی ندارد را محققی از اقوال نویسندگان اهل سنت اخذ کند چه اشکالی دارد؟ ثالثا در معامله با روایاتی که جزئی از آن اشکال دارد همان جزء به کناری گذاشته می شود نه کل متن روایت. چرا با متن تاریخ أحوال النبی در کافی کلینی چنین معامله ای نکنیم؟ یعنی هر جزئی که دلیل بر بطلان داریم کنار بگذاریم نه اینکه کل آن را به اتهام اخذ از منابع اهل سنت تضعیف کنیم. همین اشکالات به فرزند ایشان (زیدت توفیقاته) هم وارد است: «کلینی در ابواب تاریخ در اول هر باب قسمتهای درباره زندگانی پیامبر و ائمه صلوات الله علیهم می آورد که از کتابهای عامه برگرفته است. هر که در این قسمت بابها بنگرد اخذ آنها از کتب عامه را در می یابد. بنابراین، این قسمت کافی به هیچ وجه کاشف از ورود روایتی از معصومین به مضمون آنها و یا اشتهار آنها در نزد عالمان امامی آن زمان نیست.» (سید محمد جواد شبیری زنجانی، تحقیقی در روز وفات پیامبر (ص)، [فصلنامه] تحقیقات اسلامی، سال چهارم، بهار و تابستان ۱۳۶۸، شماره ۱ و ۲، ص۴، انتهای پاورقی ۱۰). راستی موالید و وفیات پیامبر یا ائمه امور تاریخی هستند یا امور توقیفیِ دینی که منحصرا باید به روایات ائمه (ع) مراجعه کرد؟! در مورد میلاد پیامبر (ص) کدام روایت معتبر یا کدام قول شیعی در زمان کلینی بوده که او به آن پشت پا زده است؟ تاسیسات مورد اشاره همگی یک قرن بعد از مرحوم کلینی حادث شده است!

۵۱. ابو هلال الحسن بن عبدالله العسکری، الاوائل، تصحیح محمد السید الوکیل، القاهرة، ۱۹۸۵، ص۳۵.

۵۲. ابن طاووس، رضی‌الدین علی بن موسی، اليقين ويتلوه التحصين، تحقیق الانصاری، بیروت، مؤسسة الثقلین لاحیاء التراث الاسلامی، ۱۹۸۹، ص۴۸۴ و ۵۰۲.

۵۳. الطوسی، ابوجعفر محمد بن الحسن، کتاب الغیبة، تحقیق عباد الله طهرانی و علی احمد ناصح، قم، مؤسسة المعارف الاسلامیة، ۱۳۷۰ش، ص۱۲۴؛ و مجلسی، بحار الانوار، ج۵۱، ص۲۹۰.

۵۴. در دو تحقیق زیر پنداشته شده در زمان کلینی قول مشهور شیعی در مورد ولادت پیامبر وجود داشته و کلینی به آن پشت پا زده است: یدالله مقدسی، بازپژوهی تاریخ ولادت و شهادت معصومان، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، وابسته به دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ۱۳۹۱؛ منصور دادش نژاد و فاطمه کرمی، ارزیابی و بازیابی مستندات گزارشهای تاریخی کلینی درباره مولد النبی، [فصلنامه] علوم الحدیث، سال نوزدهم، شماره اول، شماره مسلسل ۷۱، بهار ۱۳۹۳، ص۱۶۲-۱۸۵.

۵۵. الکلینی، الکافی، ج ۱، ص ۶۸، حدیث ۱۰؛ ج۵، ص۴۱۲، ح۵؛ الطوسی، تهذیب الاحکام، ج۶/۷ ص۲۱۸، ح۵۱۴.

۵۶. محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، فم، احیاء الکتب الاسلامیة، ۱۳۸۸ش، ج۱۵ ص۲۴۹.

۵۷. همو، مرأت العقول فی شرح اخبار آل الرسول، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۷۰ش، ج۵، ص۱۷۰.

۵۸. الکلینی، الکافی،  ج۱، ص ۸.

۵۹. المیرزا حسین النوری، ميزان السماء در تعيين مولد خاتم الأنبياء، تحقیق محمد کاظم رحمتی، در ميراث حديث شيعة، دفتر ششم، به کوشش مهدی مهریزی و علی صدرایی خوئی، قم، موسسه فرهنگی دارالحدیث، ۱۳۸۰، ص ۴۲۷.

۶۰. میرزا علی آقا ثقة الاسلام تبريزي؛ ايضاح الأنباء في تعيين مولد خاتم الأنبياء ومقتل سيد الشهداء، تحقیق و تعلیق محمد الوانساز خویی، قم، کتابخانه بزرگ آیت الله العظمی مرعشی نجفی، ۱۳۹۲، ص ۴۲.

۶۱. پیشین، ص۵۰-۵۱.

۶۲. پیشین، ص۵۱-۵۲.

۶۳. پیشین، ص۵۲-۵۷.

۶۴.  پیشین، ص۵۷.

۶۵. فصل ۱۱، ج۳ ص۱۲۱.

۶۶. رضی‌الدین علی بن موسی بن طاوس، الاقبال، تحقیق جواد قیومی اصفهانی، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، ۱۴۱۶ق، فصل ۱۱، ج۳ ص۱۲۱.

۶۷. پیشن، فصل ۵، ج۳، ص۱۱۵-۱۱۶.

۶۸. الشیخ عباس القمی، منتهی الآمال فی تواریخ النبی والآل، بیروت، دار المصطفی العالمیة،  ۲۰۱۱، ج۱، ص۲۳.

۶۹. محمد بن ایوب، حاسب طبری، زیج مفرد (ابواب منتخب)، آینه میراث، تهران، دوره جدید، سال چهارم، ضمیمه شماره یازدهم، سال ۱۳۸۵، ص۶۳. جعفریان برای نخستین بار به این نظر ابن حاسب اشاره کرده است، ۱۳۸۸، ص۷۹.

۷۰. الشهید الثانی زین الدین بن علی العاملی، فوائد القواعد، تحقیق ابوالحسن المطلبی، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، بی‌تا! ص ۳۱۶.

۷۱. السید محمد بن علی الموسوی العاملی مدارک الاحکام فی شرح شرایع الإسلام، بیروت، تحقیق و نشر مؤسسة آل البیت (ع) لاحیاء التراث، ۱۹۹۰، ج۶، ص۲۶۴-۲۶۵.

۷۲. الشیخ یوسف البحرانی، الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهرة، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۰۹ق، ج۱۷، ص۳۶۷-۳۶۹.

۷۳. الشیخ محمد حسن النجفی، جواهر الاحکام فی شرح شرایع الإسلام، تحقیق عباس القوچانی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۹۸۱، ج۱۷ ص۹۹.

۷۴. المستند فی شرح العروة الوثقی، الصوم، مرتضی بروجردی، تقیری ابحاث السید ابوالقاسم الموسوی الخوئی، [بیروت]، مؤسسة الخوئی الاسلامیة، ۲۰۰۹، ج۲ ص۳۱۱-۳۱۲.

۷۵. المجلسی، بحار الانوار ج۱۵ ص۵۲.

۷۶. ثقة الإسلام تبریزی، ايضاح الأنباء في تعيين مولد خاتم الأنبياء ومقتل سيد الشهداء، ص۳۵-۳۶.

۷۷. آقا بزرگ الطهرانی، الذریعة فی تصانیف الشیعة، بیروت، دار الأضواء، ۱۹۸۳، ش ۸۹۶۳، ج۲۳ ص۲۷۶.

۷۸. نسخه خطی شماره ۳۷۳۳ کتابخانه مجلس شورای اسلامی، ورق ۲۱۴، به نقل از رسول جعفریان، دیدگاه کلینی، مفید و … درباره روز میلاد پیامبر اکرم (ص) دوازدهم یا هفدهم ربیع الاول به همراه رسال مولودیه آقا رضی قزوینی (م۱۰۹۶ق)، فصلنامه علوم حدیث، تابستان ۱۳۸۸، سال چهاردهم، شماره دوم، شماره مسلسل ۵۲، ص۷۵.

۷۹. پیشین، ص۷۶.

۸۰. پیشین، ص۸۹-۹۶.

۸۱. آقا بزرگ الطهرانی، الذریعة فی تصانیف الشیعة، ش ۸۹۶۲، ج۲۳ ص۲۷۵-۲۷۶.

۸۲. پیشین، ج۲، ص ۲۳۸.

۸۳. پیشین، ش ۹۴۶، ج۲، ص ۲۳۸.

۸۴. خمینی، سید روح الله موسوی، شرح چهل حدیث (اربعین حدیث)، ویرایش ۲، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۹۲، ص۳.

۸۵. همو، تهذیب الأصول، به قلم جعفر سبحانی، تهران، موسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۱، ج۱، ص۶۲.

۸۶. همو، مناهج الوصول الی علم الأصول، موسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینیِ تهران، ۱۳۹۲، ج۱، ص۶۲،.

۸۷. همو، المکاسب المحرمة، ج۱، ویرایش ۲، موسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینیِ تهران، ۱۳۹۲، ج۱، ص۳۴۴.

۸۸. پیشین، ص۳۸۸-۳۴۱.

۸۹. بنگرید به کتاب فریده عصر: بررسی سیره علمیزو عملی عالمه عارفه بانو مجتهده امین، به قلم جمعی از محققین، تهران، موسسه فرهنگی پژوهشی امام امیرالمؤمنین (ع)، ۱۳۸۹.

۹۰. جامع الشتات، تالیف یک بانوی ایرانی [بانو نصرت امین]، ویرایش مرتضی مظاهری نجفی، اصفهان، ۱۳۴۴، ص۱۳۹.

۹۱. از جمله مهمترین آثار او عبارتند از: قاموس الرجال (در ۱۲ جلد)، الاخبار الدخیلة (در ۴ جلد)، بهج الصباغة في شرح نهج البلاغة (در ۱۴ جلد)، النجعة في شرح اللمعة (در ۱۱ جلد).

۹۲. محمد تقی التستری، رسالة فی تواریخ النبی والآل صلوات الله علیهم، ص۴. این رساله در انتهای قاموس الرجال، ج۱۲ نیز درج شده است.

۹۳. علی بن بابویه (پدر شیخ صدوق)، قمیان، ابن ابی عمیر و ابان بن عثمان.

۹۴. التستری، رسالة فی تواریخ النبی والآل، خاتمه قاموس الرجال، ج۱۲، ص۵.

۹۵.  وقَالَ علی (ع): خُذِ الْحِكْمَةَ أَنَّى كَانَتْ ـ فَإِنَّ الْحِكْمَةَ تَكُونُ فِي صَدْرِ الْمُنَافِقِ فَتَلَجْلَجُ فِي صَدْرِه ـ حَتَّى تَخْرُجَ فَتَسْكُنَ إِلَى صَوَاحِبِهَا فِي صَدْرِ الْمُؤْمِنِ. (العدد ۷۹)؛ وقَالَ (ع) الْحِكْمَةُ ضَالَّةُ الْمُؤْمِنِ ـ فَخُذِ الْحِكْمَةَ ولَوْ مِنْ أَهْلِ النِّفَاقِ. الشریف الرضی، نهج البلاغة، تصیحی صبحی الصالح، بیروت، دار الکتب اللبنانی، ۲۰۰۴، ص۴۸۱.

۹۶. استاد منتظری در تاریخ ۶ آذر ۱۳۶۰ در نامه به وزیر ارشاد چنین نوشت: «بجاست طبق آیه‌ی شریفه‌ی “و من یعظم شعائر الله فانها من تقوی القلوب” [حج ۳۲] و سیره‌ی پیامبر (ص) و ائمه‌ی اطهار (ع)، بر خلاف خواسته‌ی دشمنان اسلام، به شعائر عظیم اسلام که مورد احترام و قبول امت بزرگ اسلامی بوده توجهی بیشتر مبذول گردد. یکی از این شعائر میلاد پربرکت پیامبر عظیم‌الشان اسلام حضرت محمدبن عبدالله (ص) می‎باشد ولی از آن‌جا که مع‌الاسف تاریخ این میلاد که در حقیقت آغاز حرکت جدید در تاریخ بشریت بود از اختلاف مصون نمانده و در بسیاری از کشورهای اسلامی برخلاف آنچه در تاریخ و بین ملتها قطعی است به جای هفده ربیع الاول، دوازده ربیع الاول را تاریخ میلاد آن حضرت می‎دانند؛ بسیار مناسب و بجاست که روزهای دوازده الی هفده ربیع الاول را هفته وحدت اعلام داشته تا ضمن هماهنگی با سایر مسلمانان به خواست الهی با تنظیم برنامه های پرمحتوا در داخل و خارج کشور صدای انقلاب اسلامی ملت ایران را به گوش جهان محرومین و مستضعفین برسانید»( نامه به عبدالمجید معادی‌خواه، وزیر وقت ارشاد اسلامی؛ منتظری، خاطرات، ج۲، ص۱۰۳۵، پیوست۱۱۹. برای پاسخ وزیر ارشاد به ایشان بنگرید به مصطفی ایزدی، فقیه عالی‌قدر، ج۲، ص۱۲۵. مقاله شخصیت دوم نظام از بهمن ۵۷ تا تیر ۶۴ (۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۵)

۹۷. در ویرایش دوم حجم مقاله دقیقا دو برابر شد و به منابع متعدد تازه ای مراجعه شد که در پاورقی به دقت منعکس شده است. دو بخش (اول و چهارم) به بخشهای چهارگانه افزوده شد. در بخش دوم بحثهای اول، دوم و هفتم جدید است و بحث پنجم بازبینی شده است. در بخش ششم بحثهای اول و ششم تازه است و حجم بحث سوم نیز دو برابر شده است. کل متن بازبینی شده و اغلاط تایپی اصلاح شده است. یکی از فضلای قائن مرا از اغلاط تایپی ویرایش اول مطلع کرد. از محبت ایشان سپاسگزارم. اگر به اغلاط تایپی برخوردید لطفا با شماره صفحه و سطر نسخه پی دی اف اطلاع دهید.

 

ویرایش اول ۲۰ آبان ۱۳۹۸

ویرایش دوم ۲۶ آبان ۱۳۹۸

 

کدیور_روز_میلاد_پیامبر_ویرایش_دوم

Recent Posts

قدمی به‌سوی اصلاحات ساختاری

موسوی خوئینی‌ها در نامه سرگشاده‌ای به نقد علنی رهبری به عنوان علت اصلی مشکلات سه…

3 روز ago

خدا و شرّ -۳

ناسازگاری منطقی و دلیل فلسفی بر نفی وجود خداوند یا انکار اطلاق صفات (علم، قدرت…

1 هفته ago

خدا و شرّ -۳

سخنرانی زنده با امکان پرسش و پاسخ یکشنبه ۸ تیر ساعت ۱۸:۳۰ به‌وقت ایران. آیا…

2 هفته ago

خدا و شرّ -۲

در میان رویکردهای معاصر فلسفه دین رویکرد الهیات شکاکانه از جمله موجه‌ترین دفاع‌ها از خداباوری…

3 هفته ago

حکمت‌ستیزی و بی‌اخلاقی

مجموعه مکتوبات آقا علی مدرس طهرانی طی نوزده سال دوبار تصحیح و منتشر شده است.…

4 هفته ago

خدا و شرّ – ۲

سخنرانی زنده با امکان پرسش و پاسخ، یکشنبه ۱۸ خرداد ساعت ۱۸:۳۰ به وقت ایران.…

1 ماه ago