آراء فقهی »     

روزه در مناطق بالای مدار ۴۳ درجه

طلوع فجر

حدود ۳۰٪ خشکی‌های کره‌ی زمین بالای مدار ۴۳ درجه است. در این مناطق طول روز در اردیبهشت تا مرداد گاهی بیش از هجده ساعت و در مقابل طول شب کمتر از شش ساعت می‌باشد. زمانی که ماه رمضان به این چهار ماه می‌افتد، روزه در این روزهای بسیار طولانی برای نوع مردم مشقت و حرج است. حکم اولی روزه در این مناطق چیست؟
این نوشتار شامل دو مقدمه و چهار بحث به شرح زیر است:
مقدمه‌ی اول. لزوم اصلاح ساختاری تمام فقه حتی عبادات
مقدمه‌ی دوم. عدم اطلاق احکام فقهی از حیث زمان و مکان نزول
الف. فقها و دسته‌بندی مناطق کره زمین از حیث اوقات شرعی
ب. فقهای اهل سنت و روزه‌ی روزهای بسیار بلند
ج. فقهای شیعه و روزه‌ی روزهای بسیار بلند
د. بحث و بررسی ادله

 

مقدمه‌ی اول. لزوم اصلاح ساختاری تمام فقه حتی عبادات
حدود پانزده سال است که اصلاحات ساختاری خود را در بخش معاملات فقه متمرکز کرده‌ام. (۱) به عبارت دیگر بخش عبادات فقه را مشمول لزوم اصلاحات ساختاری نمی‌دانستم و بر این باور بودم که اصلاحات جزئی این حوزه را کفایت می‌کند. اما مروری بر آراء سه ساله مرا به این نکته متفطن کرد که عملا عبادات نیز از اصلاحات ساختاری بی‌نصیب نمانده است. آراء متفاوت در حوزه‌ی طهارت و نجاست، غسل و وضو، بطلان عبادات استیجاری، سجده‌گاه در نماز، حداقل مسافت در مسافرت شرعی، احراز اول ماه، زمان نماز مغرب و افطار روزه، تعمیم مواد مشمول زکات، عدم لزوم خمس ارباح مکاسب و مقایسه‌ی آن‌ها با قول مشهور نشان داد که تعبدی بودن عبادات مانع از به‌کار افتادن اجتهاد در مبانی و اصول نشده است. بنابراین آنچه قبلا در مورد عبادات جسته و گریخته نوشته یا گفته‌ام (۲) را به این نحو اصلاح می‌کنم که اجتهاد در مبانی و اصول تمام ابواب فقهی اعم از عبادات و معاملات را دربرمی‌گیرد و اختصاصی به معاملات ندارد. رأی متقدم حکم پیشینی بود قبل از آزمون موردی احکام عبادات؛ و رأی متأخر حکم پسینی است بعد از آزمون برخی از احکام عبادات. قواعد فقهی برخاسته از استقراء آراء فقهی است، و اکنون این استقراء فی الجمله صورت پذیرفته است.
از جمله عوامل تحدید پیشین اصلاحات ساختاری به معاملات فقهی چه بسا کاستن از تهدیدات و مخاطرات ابراز رأی غیرمتعارف در جامعه‌ی عاری از مدارا بود و نوعی اطمینان خاطر به مؤمنان که این ساختارشکنی‌ها به عبادات سنتی آسیبی نمی‌رساند. اکنون از یک‌سو تجربه‌ی عملی لزوم بازنگری در عبادات و از سوی دیگر افزایش جرأت باعث شده ملاحظات سابق مانع نشود و عبادات نیز در کنار معاملات مشمول بازنگری ساختاری واقع شود. به هر حال «الأمور مرهونة باوقاتها».
با توجه به کاهش تدریجی حوزه‌ی معاملات فقهی در روش اجتهاد در مبانی و اصول به‌نظر می‌رسد که حوزه‌ی عبادات، مناسک و شبه مناسک بیش از پیش نیازمند اصلاحات ساختاری است. محصول تاملات در این حوزه در آینده‌ای نه چندان دور بیشتر منتشر خواهد شد، ان‌شاء‌الله.

 

مقدمه‌ی دوم. عدم اطلاق احکام فقهی از حیث زمان و مکان نزول
احکام دینی از جمله عبادات اختصاصی به مخاطبان عصر نزول ندارد و همه‌ی مسلمانان در دیگر زمان‌ها و مکان‌ها را شامل می‌شود. اصل اشتراک مسلمانان در تکلیف مبتنی بر ادله‌ی نقلی و عقلی است. با چنین زمینه‌ای برای یافتن برخی جزئیات در حکم شرعی به اطلاق آیات و روایات اخذ می‌شود، با این توضیح که چون در دلیل نقلی فلان قید نیامده است، پس حکم نسبت به‌آن قید اطلاق دارد و مقید به‌آن نیست. به عنوان مثال آیه‌ی ۱۸۷ سوره‌ی بقره زمان روزه را از سحر تا اول شب (غروب آفتاب) تعیین کرده است.
وَكُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ۖ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيَامَ إِلَى اللَّيْلِ «و بخورید و بیاشامید، تا رشته سپید صبح، از رشته سیاه (شب) برای شما آشکار گردد! سپس روزه را تا شب، تکمیل کنید!»
آیا این آغاز و پایان تنها به مکان نزول آیه و امکنه‌ی مشابه آن در عرض جغرافیایی (مناطق استوایی) اختصاص دارد یا دیگر مناطق کره‌ی زمین حتی مناطقی بالاتر از عرض جغرافایی ۴۳ درجه را نیز دربرمی‌گیرد؟ پاسخ سنتی به این پرسش این است که هرجا در آن شب و روز در طول ۲۴ ساعت یافت می‌شود با هر عرض جغرافیایی. اگر قرار بود زمان روزه مقید به حجاز و امکنه‌ی مشابه باشد قید می‌شد، و چون قید نشده است معلوم می‌شود حکم مطلق است. بنابراین آغاز و پایان روزه در هر جا سحر و مغرب بر اساس افق محلی همان‌جاست. طولانی یا کوتاه بودن روز هیچ دخالتی در حکم ندارد. اگر داشت تصریح می‌شد. تنها مناطق قطبی که چند ماه شب و چند ماه روز است از شمول این حکم تخصصا خارج است، اما کلیه مناطقی که روز و شب دارند ولو ۲۳ ساعت روز و یک ساعت شب و برعکس مشمول حکم فوق هستند.
اما اگر مسلمانی در مناطقی از قبیل اسکاندیناوی، کانادا، روسیه و کلا مناطقی با طول روز بالاتر از ۱۸ ساعت و با عرض جغرافیایی بیشتر از ۴۳ درجه اگر بخواهد به مفاد آیه روزه بگیرد نوعا به حرج و مشقت می‌افتد، حال آن که در خود آیه‌ی روزه تصریح شده است «يُرِيدُ اللَّـهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ» (خداوند راحتی شما را می‌خواهد نه زحمتتان را) واضح است که روزه در روز بیست ودو ساعتی اردیبهشت تا مرداد راحتی نیست! اگر آیه را شامل این مناطق بدانیم اصل حکم در چنین مناطقی حرَجی است و شارع حکیم ممکن نیست چنین حکم شاقّی وضع کرده باشد. فتوی به سقوط ادا و لزوم قضا در روزهای کوتاه یا لزوم سفر به مناطق دیگر در همین ماه به‌حکم ثانوی رافع اشکال در اصل تشریع حکم نیست.
به نظر می‌رسد جایی از این استنباط رایج اشتباه است، و آن پندار تشریع حکم برای همه‌ی ‌مناطق است. اگر فرض را بر این بگذاریم که در آیه صرفا حکم روزه برای مخاطبین زمان نزول بیان شده، یعنی این آیه و دیگر آیات وروایات همگی مقید به زمان و مکان مخاطب اولیه هستند، و تعمیم آنها به‌دیگر زمان‌ها و مکان‌ها محتاج دلیل است، مشکل مرتفع می‌شود. به عبارت دیگر از ابتدا شارع حکم آغاز و پایان روزه را در حجاز و مناطق مشابه آن بیان کرده و در این آیه نظری به دیگر مناطق نداشته تا به اطلاق آن تمسک شود. این‌که حکم دیگر مناطق چیست به اجتهاد فقها بستگی دارد، والا در آیه صریحا در این زمینه چیزی نیست. به عبارت دیگر آیات و روایات از این حیث در مقام بیان نیستند تا مقدمات حکمت برای انعقاد اطلاق تمام باشد.
عدم تقیید آیات و روایات به زمان و مکان نزول و در نتیجه تمسک به اطلاق آنها ریشه‌ی بسیاری از اشکالات به‌روز نبودن شریعت در فقه سنتی است. این بابی است که هزار باب با آن باز می‌شود. البته پذیرش این‌که تشریعات قرآنی حداقل در ظاهر مختص به مسلمانان عصر نزول است و دیگر مسلمانان را صریحا دربرنمی‌گیرد با فهم رایج از قرآن تفاوت دارد. مؤمنانی که می‌پندارند پاسخ هر پرسشی را باید در قرآن بجویند وقتی دریابند که حتی در عباداتی از قبیل نماز و روزه نیز احکام بیان شده مختص به حجاز و مناطق مشابه آن است و این احکام به‌ظاهرشان قابل تطبیق بر مناطقی با شرائط اقلیمی متفاوت نیست، با مشکل مواجه می‌شوند. لزوم اجتهاد در مبانی و اصول و نارسائی فهم سنتی و اجتهاد در فروع از این گونه مثال‌ها بیشتر روشن می‌شود.
صاحب این قلم اگرچه به لحاظ نظری تقید خطابات دینی از جمله خطابات قرآنی در حوزه معاملات به شرائط عصر نزول را سال‌ها قبل اذعان کرده (۳) بر اساس آن اصلاحات ساختاری خود را آغاز کرده بود، اما حوزه‌ی عبادات را به دلیل مذکور در نکته‌ی قبل مشمول این حکم نمی‌دانست. اکنون عملا این نتیجه را لمس می‌کند که احکام عبادات نیز همانند معاملات مقید به شرائط زمان و مکان نزول است و هرگونه تعمیم حکم به دیگر ازمنه و امکنه نیازمند دلیل است.

 

الف. فقها و دسته‌بندی مناطق کره زمین از حیث اوقات شرعی
در مورد زمان روزه فهم سنتی از متون دینی، مناطق کره‌ی زمین را به دو قسمت تقسیم کرده مناطق دارای روز و شبِ متمایز در هر ۲۴ ساعت و مناطق قطبی. در مناطق نوع اول یعنی مناطق بین مدار شمال‌گان و جنوب‌گان (پائین‌تر از مدار قطب شمال و بالاتر از مدار قطب جنوب) شبانه روز ۲۴ ساعتی محقق است و مشول حکم آیه‌ی ۱۸۷ سوره‌ی بقره است.
در مورد مناطق نوع دوم (مناطق قطبی: مناطقی با مدار بیش از ۶۶ درجه و ۳۳ دقیقه) سید محمدکاظم طباطبائی یزدی (م ۱۳۳۷ ق) در کتاب مهم العروة الوثقی در مورد نماز و روزه‌ی ساکنان مناطق قطبی بعید ندانسته است که مدار نماز و روزه‌ی آنها بر اساس شهرهایی که شبانه‌روز متعارف متوسط دارند باشد با تخییر بین افراد متوسط. وی سه احتمال دیگر را بعید دانسته است: اول سقوط تکلیف نماز و روزه، دوم تکلیف نماز‌های یک شبانه‌روز کامل در یک سال قطبی و سقوط تکلیف روزه، سوم مدار نماز و روزه وطن سابق مکلف باشد، اگر وطنی داشته است. به‌فتوای وی اگر مسلمانی ساکن این‌گونه مناطق قطبی باشد باید بر اساس طول روز یکی از مناطق غیرقطبی به انتخاب خودش نماز و روزه‌اش را به‌جا آورد. به نظر وی مناطق غیر قطبی مطلقا (اعم از مناطق استوایی و مناطق معتدل) می‌باید به افق محلی نماز و روزه را به جاآورند.
محشین عروة بر همین منوال سلوک کرده‌اند و در کتب فقه استدلالی یا فتوایی خود از این مناطق دوگانه بیرون نرفته‌اند. سید ابوالقاسم موسوی خوئی (م ۱۳۷۱ش) در بحث تفصیلی خود نماز و روزه را از ارکان عملی اسلام دانسته که ترک آنها در هیچ زمانی مجاز نیست، تبعیت از افق منطقه‌ای غیر از مکان سکونت نیز فاقد دلیل است، لذا اقامت اختیاری مسلمانان در این مناطق جایز نیست، باید از سفر به این‌گونه مناطق اجتناب کنند و اگر به هر دلیلی در این‌گونه مناطق قرار گرفته‌اند از آنها هجرت کنند، چرا که تفویت اختیاری فریضه جایز نیست. اگر مضطر به سکونت در مناطق قطبی هستند تکلیف به نماز و روزه‌ی ادا ساقط و قضا بر آنها واجب است، چرا که تبعیت از افق وطن یا دیگر مناطق متعارف فاقد دلیل است. (۵)
البته قطب شمال و جنوب منطقه‌ی مسکونی نیست، اما مناطقی با طول روز بیش از هجده ساعت کشورهای متعددی بالاتر از مدار ۴۳ درجه را دربرمی‌گیرد و از حدود یک قرن اخیر تعداد مسلمانان ساکن این مناطق رو به افزایش نهاده است.

به‌نظر می‌رسد چاره‌ای جز تفکیک کره‌ی زمین به سه منطقه‌ی جغرافیایی به لحاظ حکم نماز و روزه نباشد.
منطقه‌ی اول: بین مدار ۴۳ درجه‌ی شمالی و جنوبی. طول روز و شب گاهی مساوی و نهایتا طول یکی از هفده ساعت تجاوز نمی‌کند.
منطقه‌ی دوم: بین مدار ۴۳ تا ۶۶ درجه. طول روز در اردیبهشت تا مرداد بین هجده تا کمتر از بیست و چهار ساعت و طول شب بین چند دقیقه تا شش ساعت است
منطقه‌ی سوم: مناطق قطبی بالای مدار ۶۶ درجه‌ و ۳۳ دقیقه‌ی شمالی و جنوبی. چند ماه ممتد شب و چند ماه ممتد روز است.
حکم زمان و روزه‌ی منطقه‌ی اول مشخص است، نصوص آیات و روایات ناظر به این مناطق است. حکم منطقه‌ی سوم گذشت. هرچند به دلیل عدم سکونت در این مناطق چندان مبتلابه نیست. بحث در منطقه‌ی دوم است. کشورهای بالای مدار ۴۳ درجه در نیمکره‌ی شمالی عبارتند از کلیه‌ی کشورهای اروپایی (به استثنای کشورهای اسپانیا، پرتقال، یونان و جنوب ایتالیا)، کانادا و شمال ایالات متحده‌ی آمریکا (۲۴ ایالت و بیش از ۴۰٪ خاک این کشور)، روسیه، قزاقستان، مغولستان، شمال چین و شمال ازبکستان. پرسش اصلی این است: تکلیف روزه‌ی ماه رمضان در چنین مناطق وسیعی چیست؟
ب. فقهای اهل سنت و روزه‌ی روزهای بسیار بلند
در حد اطلاع راقم این سطور نخستین فقیهی که تفاوت این منطقه با مناطق استوایی و قطبی را به رسمیت شناخت شیخ محمد عبده (م۱۹۰۵م) مفتی نام‌دار مصری بود. عبده که به کشورهای اروپایی سفر کرده بود و از نزدیک مسئله‌ی اوقات نماز و روزه در این مناطق را لمس کرده بود به روایت شاگردش محمدرشیدرضا اظهار داشته که تشریع نماز و روزه در قرآن و سنت نبوی بر اساس بلاد معتدله صورت گرفته است. اما وقتی اسلام به مناطقی که طول روز و شب از روز و شب معتدل در بلاد معتدله طولانی‌تر است وارد شد، مسلمانان می‌توانند با اجتهاد خود و با قیاس به‌آنچه پیامبر (ص) در مورد نماز و روزه تقدیر کرده است تقدیر کنند. در این‌که تقدیر زمان نماز و روزه بر طبق کدام شهرها صورت گیرد بین فقها اختلاف شده است. برخی مدار را بر بلاد معتدلی که تشریع در آنها صورت گرفته یعنی مکه و مدینه قرار داده‌اند. برخی دیگر مدار تقدیر را نزدیک‌ترین بلاد معتدله به محل سکونت دانسته‌اند. هر یک از این اقوال جایز است، البته این اجتهاد من است و نصی بر آن نیست. (۶)
شیخ محمود شلتوت (م ۱۹۶۳م) مفتی سابق الازهر نیز اقرار کرده است که اوقات نماز و روزه در متون دینی بر اساس مناطق معتدل (منطقه‌ی اول) تشریع شده است. به نظر وی حکم روزه برای روزهای طولانی امثال ۲۳ ساعت از حکمت احکم الحاکمین و رحمت ارحم الراحمین بسیار بعید است. (۷) شیخ مصطفی الزرقاء عالم سوری (م۱۹۹۹م) نیز تعیین زمان نماز و روزه در این‌گونه مناطق را بر اساس مقاصد شریعت دانسته است. وی اشکالی مطرح کرده که چگونه با وجود این‌که هنوز آفتاب غروب نکرده افطار جایز است؟ و خود پاسخ داده به همان دلیلی که در مناطق قطبی که شش ماه روز و شش ماه شب است در روز افطار می‌شود و در شب روزه گرفته می‌شود، به دلیل ضرورت بعد از تقدیر زمان معینی روزه اشکالی ندارد. موضوع مهم رعایت مقاصد شریعت در توزیع نماز‌های پنج‌گانه و زمان روزه است به‌نحوی که تکلیف مالایطاق پیش نیاید و مقصود شرعی از نماز و روزه بدون کم‌گذاشتن از آنها محقق شود. (۸) به نظر جادالحق (م۱۹۹۶م) مفتی اعظم اسبق الازهر ارجاع مردم به افق نزدیک‌ترین شهر معتدل باعث افزایش سردرگمی می‌شود. بهترین روش ملاک قرار دادن طول روزه‌ی مکه یا مدینه است، به این نحو که از طلوع فجر صادق به افق محلی روزه را آغاز کنند و به مقدار ساعات روزه‌ی یکی از این دو شهر امساک کنند و سپس افطار نمایند، بدون اعتنا به روز و شب به افق محلی. (۹)
دارالافتاء المصریة در افتائی با عنوان «الصیام فی الاماکن التی یقصر فیها اللیل» بعد از نقل بیانات مفتیان مذکور نتیجه می‌گیرد وظیفه‌ی مسلمانان ساکن این مناطق این است که روزه‌ی خود را به میزان طول روزه مکه مکرمه تنظیم کنند، چرا که خداوند مکه را ام‌ّالقری قرار داده است، امّ یعنی اصل، و این ام ّالقری بودن دائمی است و تنها در قبله نیست، بلکه در تقدیر اوقات هم وقتی اختلالی پیش آید وقت مکه ملاک است. در انتهای این فتوی نام و مشخصات مفتیان مشهور اهل سنت از ۱۹۸۱ به بعد درج شده است. (۱۰)
در مقابل دارالإفتای مصر، هیأت علمای عربستان سعودی به ریاست عبدالله بن باز (م۱۹۹۹م) در فتوی خود چنین می‌نویسد: در این مناطق [نوع دوم] نماز و روزه می‌باید مطابق اوقات معهود شرعی انجام گیرد، و طول و قصر روز یا شب هیچ تاثیری در اصل حکم ندارد، مادامی که شب و روز در ۲۴ ساعت از هم متمایز باشند. شریعت اسلام در کلیه‌ی امکنه برای تمامی مردم است. البته اگر مکلفی از روزه عذر شرعی دارد از ادا معذور است و قضای آن را به‌جا می‌آورد. ساکن مناطق قطبی مدار را بر نزدیک‌ترین شهری که روز و شبش در ۲۴ ساعت از هم متمایز است می‌گذارند. (۱۱) العثیمین (م۲۰۰۱م) از مفتیان وهابی فتوای نماز و روزه در این مناطق بر مدار مکه و مدینه را به شدت تخطئه کرده است. (۱۲)
ج. فقهای شیعه و روزه‌ی روزهای بسیار بلند
از فقهای شیعه تنها چند نفر معدود درباره نماز و روزه‌ی منطقه‌ی دوم اظهار نظر کرده‌اند. ایشان نیز به دو گروه تقسیم می‌شوند.
گروه اول عدم تفاوت روزه در این منطقه با منطقه‌ی اول یعنی وجوب ادای روزه از فجر تا مغرب و در صورت مشقت شخصی انتقال از ادا به قضا بدون کفاره. از این گروه به فتوای سید سیستانی (۱۴) در مورد ساکنان منطقه دوم (مورد بحث) اشاره می‌شود: «اگر مسلمانی در شهر و یا کشوری زندگی می کند که طول روز آن، بیست و سه ساعت و طول شب فقط یک ساعت است و یا به عکس، بر او واجب است در حد توان روزه ماه مبارک رمضان را بگیرد و اگر ممکن نشد روزه ماه رمضان، از او ساقط می شود اگر بعداً توانست قضا می‌کند هر چند با انتقال به یک شهر و یا کشور مجاور . و هر گاه قضا هم ممکن نشد برای روزه یک مد طعام برای فقیر بدهد.» (۱۵)
به نظر ایشان بر ساکنان مناطق دوم روزه از فجر تا مغرب واجب است، حتی اگر روز طولانی باشد، مگر این‌که روزه موجب حرج شدید شود که عادتا قابل تحمل نباشد، در این صورت افطار جایز و قضا بعد از آن واجب است. چنین شخصی برای ساقط کردن روزه مجاز است سفر کند، یا این که در زمان طلوع فجر نیت روزه کند، و از خوردن و آشامیدن امساک کند، تا این که به حالت اضطرار بیفتند، در این صورت افطار بر او جایز است. البته باید روزه را قضا کند. همچنین اگر روزه موجب ناتوانی از کار لازم برای امرار معاش شود، به شرطی که از کار دیگر تمکن نداشته باشد، در این صور احتیاط لازم اکتفا به خوردن و آشامیدن به مقدار ضرورت و امساک از زائد بر ضرورت است. (۱۶)
گروه دوم فقیهانی هستند که منطقه‌ی دوم را متمایز از منطقه اول و سوم به رسمیت شناخته بر سبیل تخییر، روزه به میزان یکی از شهرهای معتدل را مجاز دانسته‌اند. در این مورد تنها دو نفر از فقهای معاصر فتوا داده‌اند، بی آن‌که به مستندات فتوای خود اشاره کنند و مشخص کنند با موازین فقهی و اصولی سنتی شیعه چنین فتوایی چگونه میسر است، چرا که قیاس و استحسان در این مذهب و به باور همین فقها ممنوع است.
شیخ ناصر مکارم شیرازی: «در مورد روزه مناطقی که روز یا شب آنها خارج از متعارف است (مثلاً بیش از ۱۸ ساعت ) باید روزه خود را مطابق مناطق معتدله در آن زمان بجا بیاورد مثلا همان زمان را در تهران یا قاهره در نظر بگیرد که طول شب و روز چقدر است زیرا آن مناطق طلوع و غروب و نصف النهار دارند سپس با افق خود آن را تطبیق کند؛ و به تعبیر دیگر اگر در آن فصل از سال در منطقه معتدله مورد نظر، طول روز ۱۴ ساعت است، آنها هم ۱۴ ساعت روزه می گیرند به این معنا که از طلوع فجر آنجا شروع می کند و ۱۴ ساعت روزه می گیرد و در زمستان که روزهای منطقه معتدله مورد نظر مثلا ۱۲ ساعت است، باید از طلوع فجر آنجا شروع کند و ۱۲ ساعت روزه بگیرد (مطابق مثال بالا) البته اگر به جا آوردن روزه کامل برای آنها مشقت ندارد مقدم است و اما در مورد نماز در جاهایی که روز زیاد کوتاه نیست، مطابق طلوع و غروب و ظهر آن محل بجا آورد؛ و اگر طول روز زیاد کوتاه باشد، مطابق آنچه در روزه نوشتیم عمل می کند.» (۱۷)
سیدصادق حسینی شیرازی: «اگر طول روز بیش از هجده ساعت باشد، روزه دار بین دو حالت مخیر است: یک. اگر برای وی بدون حرج و ضرر امکان دارد به افق شهرش روزه بگیرد، یعنی قبل از طلوع فجر امساک کند و بعد از مغرب افطار کند. و این احوط استحبابی است. دو. این‌که به افق شهرش از طلوع فجر امساک کند، سپس به میزان ساعات شهرهای متعارف در همان وقت افطار کند، مثلا ساعات روز کربلا از اذان فجر تا اذان مغرب را حساب کرده به همان میزان امساک کرده سپس افطار نماید. مثلا اگر روز کربلا ۱۶ ساعت است ، بعد از گذشت ۱۶ساعت از روزه‌اش افطار نماید.» (۱۸)
د. بحث و بررسی ادله:
در مورد زمان روزه‌ی ساکنان مناطق دوم (مناطقی که طول روز از حدود هجده ساعت بیشتر است، یعنی عرض جغرافیایی بین ۴۳ تا ۶۳ درجه) و سوم (مناطق قطبی: عرض جغرافیایی بیش از ۶۳ درجه) دلیلی در کتاب و سنت موجود نیست. در مورد منطقه‌ی سوم روزه از فجر تا مغرب غیرممکن است. در مورد منطقه‌ی دوم برای اعم اغلب مردم روزه از فجر تا مغرب عسر و حرج شدید دارد. (۱۹) سقوط ادا و انتقال به قضا بدون کفاره برای کسانی که به مشقت می‌افتند یا برای همگان یا تشویق به سفر برای اسقاط روزه مبتنی بر تعمیم وقت روزه از طلوع فجر تا مغرب برای همه مناطق کره زمین است، که فاقد دلیل می‌باشد. همچنین احتیاط استحبابی برای روزه از فجر تا مغرب به افق محلی برای کسانی که به عسر و حرج نمی‌افتند فاقد دلیل است.
اما روزه از طلوع فجر به افق محلی به مقدار روز یکی از شهرهای با عرض جغرافیایی کمتر از ۴۳ درجه (طول روز کوتاه‌تر از ۱۸ ساعت) و افطار بعد از امساک ولو به وقت محلی هنوز چند ساعت تا مغرب فاصله دارد اگرچه استحسان است، اما فروض مقابل آن عبارت است از یک، حرج و مشقت شدید نوعی برای روزه تا مغرب در روز بیش از ۱۸ ساعت، دو، اسقاط روزه در ماه رمضان و انتقال به قضای خارج از رمضان، سه، لزوم سفر به مناطق معتدل در ماه رمضان برای گرفتن روزه، چهار، اسقاط روزه مطلقا.
اما فرض اول باطل است زیرا به تفصیلی که شارع در تشریع روزه صریحا عسر را نفی کرده و و روزه در روز بلندتر از هجده ساعت برای نوع انسان حرج و مشقت دارد. تشریع چنین حکمی از سوی شارع حکیم رحیم بعید است. فرض دوم وصله کردن مسئله با حکم ثانوی است. اولا مکلفین این مناطق به چه دلیلی از برکت روزه‌ی ماه رمضان باید محروم شوند؟ ثانیا وقتی به حکم اولی تشریع حکم حرجی قبیح است چرا وضع شده تا نیاز به تبصره‌ی دائمی حکم ثانوی باشد. این تبصره‌ی دائمی حاکی از خطا در نسبت این حکم اولی به شارع است. اما فرض سوم امری بی دلیل است، به‌علاوه به دلیل مضار فراوان بر چنین الزامی از قبیل از دست دادن کار و مخارج غیرلازم دلیل بر خلاف آن است. فرض چهارم خلاف اصل مسلم دوام روزه به عنوان یکی از ارکان عملی اسلام است.
روزه به اندازه‌ی روز یکی از شهرهای با طول روز کوتاه‌تر از ۱۸ ساعت از کلیه‌ی فروض فوق اقوی است. در حقیقت روزه در این‌مناطق از مسائل مستحدثه است. (۲۰) استناد به قاعده‌ی میسور بنا براین است که روزه از طلوع فجر تا مغرب را حکمی عام برای هر سه منطقه بدانیم، در نتیجه مقدار میسور از آن همان مقدار معادل با روزه در منطقه‌ی اول است و با انجام آن از معسور (روزه تا مغرب که حرجی است) معاف می‌شویم. (۲۱) البته روایات این قاعده فاقد اعتبار سندی است.
اگرچه در اجتهاد سنتی این شیوه استحسان شمرده می‌شود، اما استحسان اگرچه امری ظنی است، اما این ظن قوی‌ترین ظن موجود در مسئله است. استحسان زمانی مردود است که دلیلی قطعی در مقابل آن موجود باشد، اما با توجه به فقدان چنین ادله‌ای امر دائر بین انتخاب بین ظنون مختلف است. واضح است که ظن اقوی مقدم خواهد بود.
به‌بیان دیگر روزه در ماه رمضان برای هر مکلفی در هر نقطه‌ی زمین که عذر شرعی نداشته باشد واجب است. زمان روزه روزهای ماه رمضان است. هیچ فرض قوی‌تری از فرض یادشده به‌نظر نمی‌رسد. از پذیرش این امر که در حالت یادشده این راه حل برای استیفای حداکثر مقصود شارع از روزه توسط دلیل عقل ظنی وضع شده چاره ای نیست. این حد از مدرکات عقل ظنی را باید به رسمیت شناخت. آنچه در اجتهاد سنتی دلیل قطعی پنداشته شده در تحلیل نهایی چیزی بیش از ظن قوی اطمینانی نیست. تفصیل بحث راجع به علم اصول است.
ملاک انتخاب ساعات روز کدام شهر است؟ از آنجا که دلیل نقلی در مسئله در دست نیست، افق هر شهری که روز کوتاه‌تر از ۱۸ ساعت در همان زمان داشته باشد مُجزی است. چه این شهر نزدیک‌ترین شهر به محل سکونت فعلی باشد، چه این شهر وطن سابق مکلف باشد، چه این شهر از شهرهای دینی از قبیل مکه و مدینه باشد. اولویت با مکه‌ی مکرمه است به دلیل اتحاد فعل مکلفین. هیچ شهر دیگری خصوصیت مورد قبول واقع شدن توسط همه مسلمانان را ندارد. اگرچه اگر کسی روز شهر دیگری را هم ملاک قرار داد روزه‌اش مقبول است. نهایتا احتیاط استحبابی در قرار دادن ساعات روزهای مکه به عنوان مقدار روزه در مناطق دسته‌ی دوم است.
اگر کسی به جای این‌که روزه را از طلوع فجر به افق محلی آغاز کند و به مقدار روز مکه امساک کند، امساک با نیت روزه را چند ساعت دیرتر آغاز کرد به نحوی که پایان روز به میزان ساعات روز مکه با مغرب به افق محلی همزمان باشد، این نیز مجاز است، یا ساعات روز مکه را با محوریت ظهر به وقت محلی به دو قسمت مساوی قبل و بعد از ظهر تقسیم کند و شروع و پایان روزه هیچ‌کدام بر طلوع فجر یا غروب آفتاب به افق محلی منطبق نباشد، این هم مجاز است. یعنی در انتخاب زمان روزه به لحاظ شروع و پایان در طول روز مکلف مخیر است. این تخییر منطبق بر شریعت سهله‌ی سمحه است. در دیگر اوقات سال که طول روز این مناطق کمتر از طول روز مناطق زیر مدار ۴۳ درجه از جمله مکه است، به افق محلی عمل خواهد شد نه طول روز مکه یا دیگر شهرها.
این استنباط در اصول سنتی (اجتهاد در فروع) با مشکلاتی مواجه است. امیدوارم فقهای قائل به‌آن ادله‌ی خود را اقامه کنند تا راه برای نقد و بررسی هموارتر شود. البته مسئله بر موازین «اجتهاد در مبانی و اصول» بدون مشکل به‌نظر می‌رسد، برخی مناقشات قابل پیش‌بینی در اصول فقه این رویه قابل رفع است. باب بحث و نقد مفتوح است. اهل نظر با نقد و بررسی خود این راه دشوار را هموارتر خواهند کرد، ان‌شاء‌الله.
نتیجه:
اوقات نماز و روزه در کتاب و سنت مطابق شرائط اقلیمی مناطق استوایی و مشابه آن (مدار زیر ۴۳ درجه) است و قابل تعمیم به حدود ۳۰٪ مناطق مسکونی کره‌ی زمین نیست، والا به حرج و مشقت نوعی روزه‌داران می‌انجامد. در مناطقی از نیم‌کره‌ی شمالی بین مدار ۴۳ تا ۶۶ درجه که طول روز در ماه‌های اردیبهشت تا مرداد هجده ساعت یا بیشتر است یعنی تمام کشورهای اروپایی (به استثنای اسپانیا، پرتقال، یونان و جنوب ایتالیا)، کانادا، شمال آمریکا، روسیه، مغولستان، قزاقستان، شمال ازبکستان و شمال چین، روزه‌داران در ماه رمضان به میزان ساعات روز مکه (یا هر شهر دیگری در مناطق معتدل) امساک کرده و سپس افطار می‌نمایند، ولو به افق محلی شروع یا پایان روزه یا هر دو منطبق بر طلوع فجر و غروب آفتاب نباشد. زمان شروع یا پایان روزه در طول روز به شرط رعایت طول آن و ممتد بودنش تخییری است.

۲۷ خرداد ۱۳۹۴

یادداشت‌ها
(۱) ازجمله بنگرید به مقاله‌ی اسلام تاریخی به اسلام معنوی (بهمن ۱۳۸۰)، در کتاب حق الناس: اسلام و حقوق بشر (۱۳۸۷).
(۲) از جمله سخنرانی دین‌داری، عبادات و مناسک، (تیر ۱۳۹۲).
(۳) ازجمله بنگرید به مصاحبه‌ی «روشنفکری دینی و حقوق بشر» (تابستان ۱۳۸۲) در کتاب حق الناس: اسلام و حقوق بشر (۱۳۸۷).
(۴) «إذا فرض كون المكلف في المكان الذي نهاره ستة أشهر وليله ستة أشهر أو نهاره ثلاثة وليله ستة أو نحو ذلك فلا يبعد كون المدار في صومه وصلاته على البلدان المتعارفة المتوسطة مخيرا بين أفراد المتوسط وأما احتمال سقوط تكليفهما عنه فبعيد كاحتمال سقوط الصوم وكون الواجب صلاة يوم واحد وليلة واحدة ويحتمل كون المدار بلده الذي كان متوطنا فيه سابقا إن كان له بلد سابق.» (العروة الوثقی، کتاب الصوم، فصل فی طرق ثبوت هلال رمضان و شوال للصوم و الافطار، مسئلة۱۰)
(۵) «بعد ما علمنا من الخارج أنّ الصلاة والصيام من أركان الدين ولا يسوغ تركهما في أيّ وقت وحين، والتبعيّة لاُفقٍ آخر ليس عليها برهان مبين، إذن لم يكن بدّ لهؤلاء الأشخاص من الامتناع عن السفر إلى هذه المناطق والهجرة عنها لو كانوا فيها، إذ لا يجوز لهم تفويت الفريضة اختياراً.» (مرتضی البروجردی، مستند العروة الوثقی، محاضرات السید الخوئی، المجلد ۲۲، کتاب الصوم، ج۲، ص ۱۴۶-۱۴۰ با تلخیص.
(۶) تفسیر المنار، ج۲ ص۱۶۳ به نقل دارالافتاء المصریة.
(۷) محمد شلتوت، الفتاوی، ص۱۲۵ به نقل دارالافتاء المصریة.
(۸) مصطفی الزرقاء، العقل و النقل فی فهم الحدیث النبوی، ص ۱۲۴با تلخیص، به نقل دارالافتاء المصریة.
(۹) جادالحق علی جاد الحق، فتوای شماره ۲۱۴ سال ۱۹۸۱، به نقل دارالافتاء المصریة.
(۱۰) دارالافتاء المصریة، افتای رقم ۲۸۰۶ مورخ ۲۰۱۰/۰۸/۰۸م.
(۱۱) هيئة كبار العلماء في المملكة السعودیة (صیام من یطول نهارهم او یقصر جدا)، رقم ۶۱ تاريخ ۱۳۹۸/۱۲/۴هـ.
(۱۲) كيفية الصلاة والصيام في البلاد التي يطول نهارها أو يقصر جدا، فتوی محمد بن صالح العثیمین، به نقل مرکز الفتوی در اسلام ویب.
(۱۴) نظر ایشان در مورد ساکنان مناطق قطبی (منطقه سوم): «اگر مسلمانی در شهر و یا کشوری زندگی می‌کند که در ازای روز و شب در آنجا، شش ماه است او باید به شهر و یا کشوری برود که بتواند روزه بگیرد و یا لااقل قضا کند و در صورت عدم امکان، باید عوض هر روز، یک چارک طعام به فقیری بدهد. احتیاط واجب آن است که نماز را با اوقات نزدیک‌ترین کشور و یا شهری که در بیست چهار ساعت دارای شب و روز می‌باشد تطبیق دهد و نمارهای پنج‌گانه را برابر اوقات شرعی آنجا بخواند هر چندبا قصد قربت مطلقه. و اما روزه را باید به کشوری برود که بتواند روزه ماه رمضان را بگیرد که فضیلت بسیار دارد و اگر ممکن نشد در غیر ماه رمضان چنان کند و قضا به جا آورد.» (السید السیستانی، فقه المستغربین، مسئله ۱۰۴ و ۱۰۸)
(۱۵) پیشین، مسئله ۱۰۵.
(۱۶) السؤال: يرجى بيان حكم صيام شهر رمضان للذين يسكنون في المناطق الشمالية للكرة الأرضية في الحالات التالية:… ما إذا كان لهم ليل ونهار في كل أربع وعشرين ساعة ويتحقق الفجر أيضاً ولكن النهار عندهم طويل جداً كعشرين ساعة مما يصعب فيه الصوم ؟
الجواب: … فمن يتمكن من الصيام من طلوع الفجر الي اول الليل ولا يقع جراء ذلك في مشقة شديدة لا تتحمل عادة يلزمه ذلك وله ان يسافر ليسقط عنه التكليف باداء الصوم فيجب عليه قضاؤه. واما اذا لم يكن يتيسر له الصيام فإما ان يسافر او انه ينوي الصوم عند طلوع الفجر ويمسك حتى اذا اضطر الي الأكل او الشرب جاز له ذلك ـ والاحوط ان يقتصر علي المقدار اللازم منهما ـ ثم يجب عليه القضاء في وقت آخر ولا كفارة عليه. والله العالم.
«يجب الصوم وان طال النهار الا اذا كان موجبا لحرج شديد لا يتحمل عادة فيجوز الافطار ويجب القضاء بعد ذلك، وكذلك يجوز الافطار اذا كان الصوم موجبا للعجز عن العمل اللازم للمعاش مع عدم التمكن من غيره والأحوط لزوما حينئذ الاقتصار في الاكل والشرب على مقدار الضرورة والامساك عن الزائد.» (السید السیستانی، الاستفتائات، الصوم فی المناطق الشمالیة للکرة الارضیة، م ۱ و ۶)
(۱۷) شیخ ناصر مکارم شیرازی، وبسایت، استفتائات، روزه، وقت امساک و افطار. تاریخ این فتوا درج نشده است.
(۱۸) سیدصادق حسینی شیرازی، وبسایت، استفتائات، مورخ شعبان ۱۴۳۲ق.
(۱۹) رأی قبلی راقم این سطور: «در چنین مناطقی (طول روزهای بسیار بلند حدودا بیش از ۱۸ساعت و کمتر از ۲۴ ساعت) که روزه‌ی تمام یا برخی روزهای ماه رمضان برای غالب مردم باعث حرج و مشقت شدید می شود، تکلیف روزه‌ی ادا ساقط می شود، اما روزه‌ی قضا به گردن مکلف باقی است که تا قبل از ماه رمضان آینده به جا آورد، بی انکه موظف به پرداخت کفاره باشد.» (تیر ۱۳۹۲)
(۲۰) از جمله کسانی که اوقات شرعی در مناطق مورد بحث را مورد تامل موشکافانه فقهی قرار داده ابوالقاسم فنایی است که سالها مقیم انگلستان بوده و از نزدیک مشکل نماز و روزه در این مناطق را لمس کرده: «اوقات شرعی و مقتضیات جهان مدرن»، جرس، مرداد ۱۳۹۲. (نقدهای وی به آراء پیشین نگارنده وارد است. از تذکرات ایشان سپاسگزارم.)
(۲۱) سیدمصطفی محقق داماد: «با توجه به قاعده میسور و استنتاج از روایات متعدد مبنی بر جواز تجزیه شدن روزه، شخصی که قدرت برانجام فریضه روزه به هر علت ندارد می‌تواند مقداری که توانایی دارد روزه باشد و روزه‌ی او صحیح است.» جریان قاعده ميسوردر صوم، ارائه شده در کنفرانس صوم، بیرمنگام، مارس ۲۰۱۳.