سخنرانی

بازخوانی عدالت و امامت

اصل عدالت بعد از مرزبندی با تفکر اشعری اهل سنت قرنهاست از هرگونه مولدیت بازمانده و از به کارگیری آن در بسیاری ساحت‌های دین غفلت شده به نحوی که وجود یا عدم وجود آن در این ساحات علی السویه شده است. اگر در بحث عدالت فقط درجا زده ایم، در بحث امامت عقب رفته ایم. اصل امامت به حدی شاخ و برگ پیدا کرده که از توحید و نبوت و معاد هم تناورتر گشته و بر آنها سایه انداخته است. تلقی مسلط از امامت حداقل از قرن پنجم همان تلقی غلات معتدل یعنی «غلات مفوضه» است در مقابل غلات افراطی که برای ائمه شأن ربوبی قائل بوده‌اند. در این تلقی کار تکوین و تشریع باذن الله به ائمه تفویض شده است، و راه منحصربه‌فرد فلاح، توسل و شفاعت ایشان است. این رویکرد، ائمه را به «مجاری فیض» و عیسی‌هایی تبدیل می کند که پسر خدا نیستند، اما دارای تمام اختیارات ربوبی در تکوین و تشریع البته باذن الله هستند و خداوند کارعالم و آدم را در دنیا و آخرت به ایشان سپرده است. شخص محوری چه این شخص محمد (ص) باشد چه اهل بیت او خلاف شاکله اسلام و قرآن است. محور اسلام خداست و لاغیر. هر امر اسلامی که با مسلمات سنت معتبر ائمه (ع) سازگار باشد شیعی است. در امور اعتقادی ظن کافی نیست و افاده یقین لازم است. تمام تعالیم شیعه‌ی غلات مفوضه، اولا از سنخ ظنیات هستند، ظنیات در سند یا دلالت یا هر دو. ثانیا متعارض با مسلمات اسلامی و شیعی هستند. این تلقی اولا نه تنها مستند قرآنی ندارد بلکه با محکمات وروح قرآن در تنافی است. ثانیا با مسلمات سنت معتبر نبوی همخوانی ندارد بلکه در تخالف است. ثالثا با مسلمات سیره‌ی ائمه (ع) هم سازگار نیست، بلکه در تعارض است. اسلام شیعی در جدیدترین دائرة المعارف بین المللی با عنوان دائرة المعارف جهان اسلام (آکسفورد، ۲۰۰۹) اینگونه معرفی شده است: «از نظر شیعیان ائمه واسطه بین انسان و خدا هستند در حالی که اهل سنت به ارتباط مستقیم انسان و خدا معتقدند. در اسلام شیعی امامت هسته مرکزی ایمان است و مناسک عبادی حول امامان تحول یافته اند. فلسفه اصلی عزاداری امام حسین کفاره گناهان شیعیان است».عیب اهل سنت جمود و قشری نگری است که از آن این گروهای خشک مغز آدمکش مثل قارچ سبز می شود. عیب شیعه هم آلوده شدن آن با تفکر غلات مفوضه در حق ائمه اهل بیت (ع) است. به نظر نویسنده امامت شیعی مبتنی بر نص از جانب پیامبر یا امام قبل بوده است.

نظام قانون‌گریز

در طول یک‌صد و ده سال پس از مشروطیت در ایران، شخص اول (شاه یا رهبر) در انتخابات مجلس یا نخست وزیر یا ریاست جمهور مستقیم یا غیرمستقیم دخالت می‌کرده، و انتخابات امری غالبا صوری یا تشریفاتی یا بسیار محدود بوده است. جز مقاطعی به زحمت ده یازده ساله، نمایندگان مستقل در مجلس بسیار بسیار اندک بوده‌اند. قوانین مصوب این مجالس نظر مبارک اعلیحضرت همایونی یا مقام معظم رهبری را تامین می‌کرده است. ایشان هر زمان اراده کرده اند تصویب همان قوانین را متوقف کرده‌اند، و هر زمان أراده کرده اند مجلسین شورا و سنا یا مجلس شورا و شورای نگهبان با وضع قوانینی نظر مبارک شاه یا رهبر را تامین کرده اند. شاهان و رهبران ایران تلقی صحیحی ازقانون نداشته و ندارند. قانون در نظر ایشان هرگز برای محدودیت قدرت سیاسی نبوده و نیست. قانون زمانی مورد تمسک قرار گرفته که أولا برای محدودیت نقش مردم و نمایندگان مردم باشد، ثانیا برای محدودیت مقامات زیر دست باشد. ثالثا قانون موم در دست شخص اول است و هرگونه که اراده ایشان باشد نسخ می‌شود، مسکوت می‌ماند، یا عمل می‌شود. جمهوری اسلامی با اصل ولایت مطلقه فقیه نمی‌تواند قانون گریز نباشد. یعنی قانون گریزی لازم غیرقابل انفکاک آن است. مقام ولایت مطلقه فقیه طبق تعریف «فرمان محور» است و اگر بخواهد «قانون مدار» شود باید به امری نمادین و تشریفاتی مثل شاه کشور مشروطه و ملکه انگلستان تبدیل شود. در غیراین صورت قانون مداری امری تشریفاتی و زینتی و برای اسکات خصم است نه بیشتر.

آیا سعادت اخروی و همزیستی دنیوی مشروط به دین و مذهب خاصی است؟

اسلام تکثر و تنوع ادیان را در دنیا به‌عنوان یک واقعیت پذیرفته است. همزیستی دنیوی مقید به هیچ دین و آئینی نیست. با هر مجتمعی با هر عقیده و دین و آئینی ولو مشرک و ملحد و منحرف می‌توان هم‌زیستی کرد. رعایت عدالت، اخلاق، رحمت و وفای به قراردادها و عهدنامه‌ها الزامی است. همزیستی با کسانی که با دین مسلمانان به جنگ برخاسته‌اند و آنها را از خانه و کاشانه‌شان اخراج کرده‌اند غیرممکن و ممنوع است. از منظر کلامی و فقهی ایمان به خدا و آخرت و رسالت پیامبر خاتم و التزام به ضروریات اسلامی شرط رستگاری است. اما تدبر در قرآن و سنت نتیجه‌ی متفاوتی بدست می‌دهد: تدین ظاهری، دین‌داری شناس‌نامه‌ای و وراثتی، مایه‌ی رستگاری و عامل نجات اخروی نیست. عمل صالح شرط لازم رستگاری است، اما شرط کافی نیست. ایمان به‌خدا و ایمان به آخرت شرط لازم رستگاری هستند، اما شرط کافی نیستند. ایمان به همه‌ی رسولان الهی برای رستگاری طریقیت دارد، هرچند موضوعیت ندارد. اما مخالفت و عدم اطاعت از پیام اصلی هر یک از رسولان مانع نجات است. ایمان به محمد بن عبدالله (ص) و تبعیت و اطاعت از ایشان طریق اقوم سعادت است. این بحث در مقایسه با محورهای قبل در آیات کمتری مطرح شده است. سعادت و فلاح و نجات و فوز امری تشکیکی است، کامل و اکمل دارد. سعادت اخروی و همزیستی دنیوی مشروط به دین و مذهب خاصی نیست.

تأملی دوباره در اسلام سیاسی

اسلام سیاسی، اسلام‌گرائی و بنیادگرائی اسلامی واژه‌های مبهمی هستند. نسخه‌ی واحد برای جریانهای متنوع مسلمان پیچیدن کاری غیرعلمی و نادرست است. صرف الهام گرفتن از اسلام دلیل جامعی برای هم‌سنخی این جریانهای بسیار متنوع نیست. قصد من «تأملی دوباره درباره‌ی اسلام سیاسی در ایران معاصر» است که جمهوری اسلامی بارزترین نمونه‌ی آن است. تجربه‌ی جمهوری اسلامی جائیش اشتباه بوده، کجایش؟ این پاسخ قابل مناقشه‌ی جدی است: جمهوری اسلامی از اساس درست بوده، برخی اشتباهات جزئی در اوائل کار پیش آمد که ناشی از بی‌تجربگی بوده و در هر نظامی پیش می‌آید. اما بعد از رحلت بنیان‌گذار جمهوری اسلامی نظام منحرف شده، و این انحراف به‌تدریج عمیق‌تر و گسترده‌تر شده است. پاسخ درست این است: جمهوری اسلامی از اساس اشکالاتی بنیادی داشته است. این اشکالات به‌تدریج بیشتر شده است. علت این اشکالات بنیادی برخی یا همه‌ی عوامل زیر است: استبداد، انحصار امور در دست بخشی از روحانیت، ولایت فقیه و عدم جدایی نهاد دین از دولت. انحراف با همین جمله آغاز شد: دیانت ما عین سیاست ماست و سیاست ما عین دیانت ما. این رویکرد هم سیاست ما را بر باد داد هم دیانت ما را. استقلال و عدم وابستگی امور مطلوب و مستحسنی هستند، اما استبداد و سلب حقوق مردم را به بهانه‌ی استقلال و مبارزه با صهیونیسم و امپریالیزم توجیه شرعی کردن عین خیانت است. اینکه بسیاری شهروندان ایران جمهوری اسلامی را با طالبان و داعش هم‌روش می‌دانند و بر این باورند که جمهوری اسلامی نسخه شیعی و طالبان و داعش نسخه سنی و دو رویه‌ی یک سکه است، یعنی اگر ملاک رضایت مردم است وقتش رسیده که زمامداران مبتلا به ادبار عمومی خداحافظی کنند.

تأملاتی درباره‌ی نواندیشی دینی در ایران معاصر

تأمل در پدیده‌ی روشنفکری دینی در ایران پس از انقلاب از حیث دینی به پنج نکته‌ی ذیل منتهی می‌شود:
تأمل اول: با توجه به مصادیق و نمادهای روشنفکری دینی می‌توان گفت: روشنفکری دینی طیف فکری رقیب اسلام سنتی است که خاستگاه دینی (اسلام شیعی) داشته، مخاطبانی دینی دارد، دو دغدغه‌ی اصلیش مدرنیته یا تجدد از یک‌سو و دین به‌طور کلی از سوی دیگر است، در مرز‌های دین فعالیت می‌کند یا کرده است، ماتریالیست نیست، و آثار خود را علی الاغلب در قالب خطابه ایراد می‌نماید.
تأمل دوم: روشنفکری دینی در ایران پس از انقلاب کارنامه‌ای نسبتا کامیاب دارد و حداقل در چهار محور منشأ خدمات و برکاتی بوده است: رواج تفکر انتقادی در حوزه‌ی دین، نگاه تاریخی به دین، شتاب‌بخشیدن به روند سکولاریته، و مطرح کردن فهم‌های گوناگون از متن واحد و قرائت پذیری دین.
تأمل سوم: روشنفکری دینی در عرضه‌ی تولیدات ایجابی به اندازه‌ی سلبیات موفق نبوده است. اگر رویکرد روشنفکران دینی به بلاموضوع شدن تدریجی دین و خدا و پیامبر و وحی و قرآن بیانجامد، یعنی اگر روند تدریجی این طیف سکولار کردن خود دین و تقلیل رو به حذف دین شده باشد در این صورت دیگر چه جای استفاده از پسوند «دینی» باقی می‌ماند؟ اگر امر قدسی در اندیشه‌ی روشنفکری دینی جای خود را به امور دیگری از قبیل فلسفه یا عقلانیت، عرفان، اخلاق، و معنویت داده باشد، روشنفکری دینی باید استحاله‌ی خود را به روشنفکری عرفانی، اخلاقی، فلسفی یا معنوی به اطلاع علاقه‌مندان و پیروان برساند.
تأمل چهارم: مباحث بسیار اندک ایجابی روشنفکری دینی مباحثی به‌غایت کلی هستند که درباره‌ی هر دینی – اسلام یا غیر اسلام – صدق می‌کنند. روشنفکران دینی با این تلقی از پلورالیسم دینی (تساوی همه ادیان در حقانیت و نجات) دغدغه‌ی اسلامی و شیعی ندارد. آیا روشنفکری دینی اسلام و تشیع را درنوردیده و به دینی جهانی – جامع بین ادیان – می‌اندیشد که به هیچ هویت خاص دینی و مذهبی خود را مقید نمی‌داند؟
تأمل پنجم: روشنفکری دینی داد و ستد قابل قبولی با محققان بین‌المللی علوم اسلامی نداشته است. این داد و ستد با ارجاع دادن و ارجاع داده شدن در آثار منتشرشده قابل رصد کردن است. مروری بر ادبیات تحقیق در حوزه‌ی دین قدر و قیمت هر نوآوری را با شاهد و مدرک مشخص می‌کند.

معرفت معتدل مذهبی

سه شاخص دیگر از معالم دین که نیاز به‌بازاندیشی دارد عبارتند از:
اول. بازاندیشی در جایگاه پیامبر در اسلام و قرآن: محمد (ص) ناقل وحی است نه موّلد آن. محمد (ص) تابع وحی است نه برعکس. خدا با صراحت تمام از محمدمحوری در اسلام جلوگیری کرده است. پیامبرمحوری خلاف روح قرآن است چه برسد به امام محوری! اسلام خدا محور است و این نقش اساسی را نیز برخلاف آئین یهود محرف تعطیل نکرده و همواره خود به عهده دارد و به احدی هم تفویض نکرده است. محوریت خداوند در اسلام یا توحید که به تابعیت پیامبر از کلام الهی تعبیر شده از معالم اسلام است. قرآن و وحی را تابع محمد دانستن غفلت از اصل اصیل توحید است.
دوم. بازاندیشی در جایگاه تشیع در سعادت اخروی: هر مسلمانی بلکه هر موحد و هر صالحی امکان نجات دارد. اصل نجات اخروی هیچ شرط دیگری ندارد. مسلمانان اهل سنت به دلیل مذهبشان از بهشت محروم نشده و به جهنم نمی‌روند، هم‌چنان‌که شعیان اهل بیت تنها به دلیل ایمان مذهبی شناسنامه‌ای بهشت برایشان تضمین نشده است. ولایت اهل بیت (ع) چیزی جز طریق اقوم به ایمان به‌خدا و آخرت و عمل صالح نیست. هرکه معصیت کند با هر مذهبی اگر توبه نکند عقاب می‌شود، شیعه باشد یا سنی. هر که مؤمنانه عمل صالح انجام دهد پاداشش نزد خدا محفوظ است سنی باشد یا شیعه. اگر ولایت اهل بیت (ع) مانع از ارتکاب معاصی نشود، ما را در آخرت نجات نخواهد داد. ملاک محکم برائت از نار ورع و تقوی است نه چیز دیگر. امام حسین (ع) دستگاه متفاوتی در مقابل موازین الهی و نبوی و قرآنی برپا نکرده است.
سوم. بازاندیشی جایگاه امامان اهل بیت: دو گونه امام‌شناسی داریم که خیلی با هم تفاوت دارد. امام‌شناسی نوع اول تفکر غُلات مُفوِّضه است، کسانی که می‌پندارند خداوند تدبیر امور عالم را به پیامبر و سپس به ائمه تفویض کرده است، و آنها به اذن خداوند دنیا و آخرت را می‌گردانند. امور دنیوی از قبیل پایداری آسمان و بارش باران و تابش خورشید و امور اخروی از قبیل حساب و کتاب و ثواب و عقاب با ائمه است. گونه‌ی دوم امام شناسی این است که ائمه‌ی هدی منصوص از جانب پیامبر یا امام قبل از خود هستند. عالم به علوم لازم با اکتساب مستقیم در محضر پیامبر یا امام قبلی و برخوردار از طهارت معنوی سرآمد اخلاص، تهذیب و تزکیه و تقوی و ورع بوده‌اند. همانند پیامبر فرا-انسان نبوده‌اند، از سرشت متفاوتی خلق نشده‌اند. کار دنیا و آخرت به ایشان و به هیچ کس دیگر تفویض نشده است. در این مدرسه‌ ائمه‌ی اهل بیت علمای ابرار هستند. ما کارکرد اصلی ائمه (ع) را ارائه‌ی معارف ضروری دین در ناحیه‌ی اعتقادات، اخلاق و احکام فقهی و اسوه‌ی نیکوی عملی می‌دانیم، نه اینکه ایشان همانند مسیحیت محرف دستگاه مستقلی برای شفاعت و توسل پیروان شناسنامه‌ای خود تاسیس کرده باشند.

معرفت معتدل دینی

یکی از خدمات ائمه‌ی اهل بیت خصوصا امام حسین (ع) اصلاح «معالم دین» است. معالم دین نشانه‌های کلان دین‌داری هستند، معالم دین نقشه‌های راه هستند و ما را به مقاصد متعالی دینی راهنمایی می‌کنند. اگر معالم دست‌کاری شوند و به‌جای راه به چاه و بیراهه و به‌جای هدایت عامل گمراهی و ضلالت شوند، وظیفه‌ی مصلح است که قبل از هرکاری به اصلاح معالم اقدام کند. در این مجلس حسینی درباره‌ی سه شاخص از معالم دینمان مباحثی عرضه شد: اولا دانستیم که از دین نمی‌توان انتظار تبیین علمی جهان، تدبیر سیاست و اقتصاد و حقوق یا پاسخ‌گویی به همه‌ی پرسشهای انسانی را داشت. با هفت انتظار معتدل از دین (یعنی معنی‌بخشی به زندگی، امر متعالی (مبدء)، سرای دیگر (معاد)، عوالم غیب، ضمانت اخلاق، مناسک و عبادات، شبه مناسک از معاملات) آشنا شدیم. ثانیا دانستیم که شرط ضروری نجات اخروی ایمان به خداوند، ایمان به‌آخرت و عمل صالح است، چه فرد مسلمان باشد چه نامسلمان، یعنی اسلام طریق اقوم به نجات است نه این‌که موضوعیت داشته باشد. اسلام شناسنامه‌ای کسی را به بهشت نمی‌برد و از دوزخ نمی‌رهاند. ثالثا دانستیم که قرآن کتاب هدایت است نه کتاب قانون و علم. قرآن منبع اصلی و نخست تعالیم اسلامی است اما تنها منبع نیست. هیچ امر اسلامی نمی‌تواند معارض با قرآن باشد، اما هر امر اسلامی لازم نیست مدرکی قرآنی داشته باشد. بدون فهم قرآن هیچ فهمی از اسلام کامل نیست، اما فهم کامل از اسلام بدون درک سنت پیامبر و اهل بیت (برای شیعیان) و صحابه (برای اهل سنت) حاصل نمی‌شود، (شرط لازم غیرکافی). فهم قرآن نیز بدون میراث سنتی علوم اسلامی و دستاوردهای دانشهای جدید مرتبط میسر نیست.

اولويت‌هاى مسلمان مسئول در دنياي امروز

چه اموری در صدر اولویت‌های یک مسلمان مسئول در دنیای امروز است؟ اولین اولویت یک مسلمان باید تعلیم و تربیت باشد. چه تعلیم و تربیت در مرحله‌ی پیش دبستانی و دبستانی چه تعلیم و تربیت دانشگاهی؛ تأسیس کرسی‌های دانشگاهی در حوزه‌ی اسلام یا اسلام شیعی یا مطالعات قرآنی؛ ترویج کرسی‌های زبان فارسی، فرهنگ ایران یا عرفان؛ اولویت دیگر تشکیلات است: ایجاد تشکیلات فرهنگی دینی برای مطالعات اسلامی قرآنی، نبوی، و تعالیم ائمه: موسسه‌ای برای یافتن ریشه‌ی یهودی قرآن در آلمان در قرن نوزدهم تأسیس شده است. آیا ما مؤسسه‌ای برای مطالعات معاصر علمی بین‌المللی قرآن تأسیس کرده‌ایم؟! شناخت جهان معاصر، شناخت اسلام و تولید کتب و مقالات متناسب با زمان معاصر؛ سرمایه‌گذاری برای ارتقای دانش‌های دینی و مسلح شدن به روش‌شناسی جدید از جمله تفکر انتقادی، تحلیل تاریخی و هرمنوتیک، پالایش حدیث؛ اتحاد دینی نه وحدت دینی، اتحاد اسلامی با حفظ هویت مذهبی، موازنه‌ی مثبت بین شیعه و سنی، نه موازنه‌ی منفی (به معنای نفی تسنن یا نفی تشیع یا حذف نمادهای هریک)؛ بازاندیشی در زکات: باید پرداخت زکات را جدی گرفت. این همه تاکید کتاب و سنت بعد از نماز به زکات را چرا محل نمی‌گذاریم؟ کسی که درآمدش از مخارجش بیشر است قطعا باید زکات بپردازد. زکات منحصر به ۹ مورد رایج در حجاز صدر اسلام نیست، به‌هر درآمدی تعلق می‌گیرد.

نقش امامان شیعه در دنیای امروز

در دنیای امروز چه نیازی به امامان شیعه هست؟ بخشی از اشکال منحصر به ائمه نیست، عینا به سنت پیامبر، بلکه به آیات قرآن و اصل دین در دنیای معاصر برمی‌گردد. ما چه نیازی به دین، پیامبر، وحی داریم؟ در هفت موضع به دین و پیامبر و وحی نیازمندیم: اول. معنی‌بخشی به‌زندگی. دوم. آشنا کردن انسان با امر متعالی و شناخت مبدء. سوم. آشنا کردن انسان با معاد و عالم پس از مرگ. چهارم. آشنائی با غیب و ملکوت. پنجم. ضمانت اخلاق، و ارائه‌ی اسوه‌های اخلاقی. ششم. آموزش مناسک و عبادات. هفتم. آموزش شِبه مناسک و سرخط‌هایی برای زندگی فردی و اجتماعی. در این هفت موضع نیاز به ائمه هم‌چنان باقی است. منکران این نقش یا منکر اصل تشیع‌اند، یا می‌پندارند «حسبنا کتاب‌الله» یا «حسبنا کتابه و سنت رسوله». «اسلام قرآنی» اگر منظور اکتفا به ظواهر قرآن و بی‌نیازی از سنت پیامبر است، با مسلمات تعالیم قرآنی و قطعیات تعالیم نبوی ناسازگار است، و مرامی شبیه مرام اخباری‌هاست. در تعالیم ائمه نکاتی ضروری در شرح و تفسیر سرخطهای قرآنی یا نبوی، در تکمیل و تتمیم آنها از طریق تخصصیص عمومات، تقیید اطلاقات، تبیین مجملات در هفت موضع پیش‌گفته به‌چشم می‌خورد. زمانه‌ی ما شاهد دو کج‌فهمی در ناحیه‌ی امامت است: اول غلات و مفوضه که ائمه را همچون عیسی مسیح به شأنی فرا انسانی و در حد «خدا‌-انسان» بالا برده‌اند، دوم آنها که با همه‌ی احادیث منسوب به ائمه معامله‌ی حدیث صحیح و معتبر می‌کنند یا با همه‌ی احادیث معتبر ائمه معامله‌ی حکم دائمی می‌کنند و عملا ائمه را به‌عنوان افرادی متعلق به دوران سپری‌شده از چشم خلایق می‌اندازند.

قشری‌گری و خشونت بلای آئین پیامبر رحمت

برخی مظاهر قشری‌گری عبارتند از: منحصر کردن دین در احکام شرعی عصر نزول و برداشتی مضیق از توحید؛ طرد هرگونه تعقل و شهود و اجتهاد در مبانی و اصول، طرد فلسفه، عرفان و فقه جدید؛ ظاهر متون دینی متناسب با دوران خاصی است. با پیشرفت علوم و معارف بشری و زندگی اجتماعی این ظاهرگرایی مانع رشد باورمندان آن می‌شود.
سه محور چالش برانگیز: ۱. اجرای شریعت؛ ۲. حکومت اسلامی؛ ۳. تجویز خشونت در راه دین.
سه جنبه خشونت:
یک. خشونت تهمت بسیار قدیمی غرب مسیحی به اسلام و پیامبر
دو. خشونت محصول تعمیم احکام موقت حجاز عصر نزول به عنوان احکام دائمی شرعی
سه. خشونت حاصل از جهالت برخی جوانان تازه مسلمانان غربی یا مسلمانان کم‌اطلاع شرقی، سبعیت بعثی، و بازی‌گری سیاست‌بازان غربی.

اسلام سیاسی در ایران معاصر

اسلام سیاسی چهار مؤلفه دارد: یک. سیاست زیرمجموعه‌ی دیانت، دو. استفاده از ظرفیتهای اسلام برای بسیج توده‌ها در زمان انقلاب و استقرار نظام، سه. حق ویژه‌ی فقها در حوزه‌ی سیاسی، چهار. شریعت به مثابه‌ی قانون کشور. مقابل اسلام سیاسی دو گونه‌ی اسلام غیرسیاسی و اسلام مدنی است. مراد از اسلام مدنی سیاست‌ورزی مسلمانان در جامعه‌ي مدنی در نظام سکولار است. هر یک از این سه گونه اسلام نمونه‌هایی در ایران معاصر داشته‌اند.

عرفان سهروردی

سهروردی «سقراط» حکمت دوران اسلامی است: شیخ شهید یا شیخ مقتول. او «فردوسی» حکمت دوران اسلامی است. احیای مجدد حکمت الهی ایران قدیم با استفاده از اساطیر ایرانی و حکمت نور. او مؤسس مکتب حکمت اشراق و جانشین «ابن سینا» در «حکمت مشرقی» است. عرفان سهروردی بیشتر از جنس عرفان عملی است تا عرفان نظری. «اقلیم هشتم» کلید فهم عرفان سهروردی است: «ناکجاآباد» یا عالم مُثُل معلقه. مکاشفات عرفانی و سرگذشت پیامبران همه در این عالم رخ می دهد. تاویل یعنی صعود به عالم مثال و دیدار با فرشته راهنما.

قیام حسینی از دو منظر

«قیام حسینی از دو منظر» تحلیل انتقادی منظر سنتی و منظر اسلام سیاسی از این واقعه‌ی محوری تشیع است. کتابهای «لهوف» سید بن طاووس و «شهید آگاه» صافی گلپایگانی به عنوان نمایندگان تفکر سنتی، و کتابهای «شهید جاوید» و «عصای موسی یا درمان بیماری غلو» نوشته‌ی نعمت‌الله صالحی نجف‌آبادی به عنوان نماینده‌ی اسلام سیاسی مورد تحلیل انتقادی قرار گرفته‌اند.

فایل صوتی (1) ، (2)

اسلام، فرقه گرائی و بنیادگرائی

این سخن شامل یک مقدمه و سه بحث است. بحث مقدماتی به فرقه ناجیه اختصاص دارد: فرقه ناجیه یعنی مذهب من! بحث اول. سه ضلع بنیادگرائی: حکومت اسلامی، اجرای شریعت و جواز خشونت. بحث دوم. ماهیت تاریخی ادیان و مذاهب از جمله تشیع: تسنن و تشیع هر دو مصنوع پس از پیامبر است. در واقع پس از پیامبر اسلام با دو روایت ادامه پیدا می‌کند، روایت اهل بیت پیامبر یا مدرسه ائمه، و روایت صحابه‌ی پیامبر یا مدرسه خلفا. فضائل غیرقابل انکار امیرالمؤمنین (ع) تلازمی با فضیلت تشیع – آن چنان که هست – ندارد. تشیع فعلی بعد از امام علی (ع) تکوین یافته است ونه توسط ایشان. موسس تشیع امام علی (ع) یا امام حسین (ع) نیستند. به ما جعفری هم می‌گویند. هویت تشیع در دوران امام باقر (ع) و امام صادق (ع) شکل گرفته است. یعنی نیمه دوم قرن دوم هجری. به لحاظ اقتصادی نهاد خمس و سهم امام (به عنوان امر واجب مذهبی) از دوران امام موسی کاظم (ع) به بعد تکوین یافته است. در تکوین مسئله‌ی غیبت امام دوازدهم بیش از همه خاندان ایرانی نوبختی نقش داشته‌اند. سیمای ائمه در آینه‌ی روایات موجود شیعه لزوما سیمای واقعی ائمه نیست. بسیاری از این روایات اختصاصی در حوزه اعتقادات (حداقل سه چهارم روایات موجود) از ناحیه‌ی ائمه صادر نشده است، اگرچه به نام ائمه در کتب روایی ثبت شده است. این نکته کلیدی است. بحث سوم. سهل‌انگاری‌های نمایندگان معاصر تشیع در حوزه‌ی اعتقادات بحث اصلی این مجلس است که در آن دو نمونه‌ی واقعی و تازه تحلیل انتقادی می شود. نمونه اول: صادق لاریجانی رئیس قوه قضائیه اخیرا بدون ذکر نام آراء از جمله مرا البته با تعبیر و تفسیری مالایرضی صاحبه نقد کرده است. مستند وی روایتی از امام صادق در اصول کافی است که بر اساس آن ائمه همه چیز را می دانند و هیچ چیز از ایشان مخفی نیست. آیا وی با چنین روایت ضعیفی که در فروع ظنی فقهی هم قابل استناد نیست می خواهد اصل اعتقادی علم ماورای بشری ائمه را اثبات کند!؟ نمونه دوم روایتی است که همین روزها از یکی از تلویزیونهای افراطی شیعه خوانده شده است. مضمون آن این است که امام زمان که ظهور می کنند به انتقام پهلوی شکسته مادرشان، جنازه خلیفه اول و دوم را از خاک بیرون کشیده آتش می زنند! روایت در اکمال الدین صدوق و سند آن بر مبنای مشهور لابأس به (بدون اشکال) است، که مبنای مشهور مورد قول نگارنده نیست. اما به لحاظ دلالت آیا این روایات و مشابهات آن با مبانی دینی و مذهبی و مسلمات قرآنی سازگار است؟ آیا بعد از چند هزار سال چیزی باقی مانده که قابل سوزاندن باشد؟! آیا این منش قائم آل محمد رسول رحمت است؟ لعن و سبّ خلفای راشدین، امهات مؤمنین و عشره‌ی مبشره از صحابه مندرج در ناکثین جمل (علیرغم خطاها و ظلمشان) در زمان حاضر مجاز نیست.

پیام به اهالی فرهنگ

می‌باید اصل بر آزادی انتشار کتاب باشد و کتابها همانند جراید و مطبوعات توسط هیچ مرجعی بررسی نشود، اما اگر کتابی پس از انتشار مخالف با قانون تشخیص داده شد از سوی ناظران از کتاب شکایت شود ودردادگاه صالحه وبا حضور هیئت منصفه به شکایت رسیدگی شود. در نظارت پس از انتشار که نظارت استطلاعی است تنها وقوع تخلف میتواند باعث شود از انتشار کتاب جلوگیری به عمل آید. احکام چنین حوزهای قابل اعتراض و تقاضای تجدید نظر خواهد بود. منع از انتشارکتاب یا الزام به تغییر مفاد یک اثر مکتوب نوعی مجازات است و مجازات تنها از سوی دادگاه صالحه بر اساس قانون اعمال می‌شود. نظارت قبل از نشر نوعی تفتیش عقاید است که شرعاً وعقلاً ممنوع است.

چرا مسلمانیم؟

نسل جوان ما برای مسلمانی خود در مقابل سه پرسش اساسی قرار دارد. پرسش نخست در مقابل مدرنیته است. آشنایی با علوم تجربی، علوم انسانی، فلسفه های مضاف الهیات جدیدی می طلبد. با الهیات و فقه سنتی نمی توان در دوران جدید از نسل جوان تحصیل کرده انتظار قانع شدن داشت. پرسش دوم نسبت اسلام و خشونت است. نسل جوان ما می پرسد اگر اسلام این است که طالبان و القاعده و بوکوحرام دارد من چرا مسلمان باشم؟ مسلمانان برای حفظ هویت خود چاره ای جز مرزبندی با این تلقی قشری و خوارج مآبانه از اسلام ندارند.
پرسش سوم نسبت اسلام و حکومت اسلامی است. این پرسش فراروی شهروندان کشورهایی است که زمامدارانشان اجرای شریعت را وظیفه حکومت می دانند و گناه را جرم و ثواب را امتیازات دنیوی محاسبه می کنند. حکومت اسلامی معنایی جز بستن راههای جهنم در دنیا و مردم را به زور به بهشت بردن ندارد. به‌کارگیری زور در اجرای شریعت تنها به جاری شدن ظواهر شرعی منجر می شود و هرگز به استحکام ایمان دینی نمی انجامد. محصول حکومت دینی ریاکاری و ظاهرسازی است نه ارتقای ایمان و تقویت دین‌ورزی. نسل جوان از پدر و مادر خود می پرسد اگر راه و روش شریعتمداران حاکم اسلام است من چرا مسلمان باشم؟

گفتگوی انتقادی درباره‌ی اسلام

جلسه گفتگوی انتقادی درباره‌ی اسلام در مرکز اسلامی شیعیان شهر کالج استیشن تگزاس و در جمع دانشجویان ایرانی دانشگاه تگزاس ای اند ام (Texas A & M) به دعوت گروه مطالعات اسلامی این دانشگاه (۲۵ آبان ۱۳۹۲) برگزار شد. در این جلسه ۳ ساعته نماینده‌ی دانشجویان مجموعه ای از سوالات مبنایی تحت عنوان کلی “چرا مسلمان باشیم؟” را جمع آوری و با محسن کدیور مطرح نمود. هدف از طرح این سوالات علاوه بر نقد برخی دیدگاههای سنتی و آشنایی با برخی نظرات کدیور ایجاد فرصتی برای طرح سوالات رایجی بوده است که بخشی از نسل جوان را احیانا در پذیرش یا تداوم دینداری مردد نموده و یا به ابزاری در دست مبلغین ضد اسلامی تبدیل شده اند.

دریافت فایل صوتی – بخش اول

دریافت فایل صوتی – بخش دوم

حذف اجتهاد بنام تعمیم اجتهاد

انکار نیاز به دانش تخصصی در فهم دین تعمیمم جهالت است. واگذاری فهم معتبر دین به همگان یعنی شخصی و سلیقه ای کردن دین، یعنی میدان دادن به تفسیر به رای. ناقص بودن یا ناکافی بودن اجتهاد گذشتگان معنایش بی‌نیازی مطلق از مراجعه به کوششهای اجتهادی آنان نیست. اطلاع از کلیه‌ی ادبیات تحقیق درباره‌ی مسئله شرط لازم و البته ناکافی اجتهاد در آن مسئله است. تکلیف هیچ مسئله ی اسلامی را نمی توان خارج از دین و بدون مراجعه به متون اصیل دینی یکسره کرد. اجتهاد سنتی نیاز به خانه تکانی و تجدید نظر در مبانی و اصول دارد. اجتهاد سنتی اجتهاد در فروع بوده است. من از اجتهاد در مبانی و اصول سخن می گویم.

اجتهاد و تقلید در جهان معاصر

اجتهاد سنتی در دوران جدید به مشکلاتی مبتلاست. درباره‌ی اجتهاد در دوران معاصر هشت نکته مطرح شد:
یک. شناخت موضوع احکام و توجه به تغییر بسیاری از این موضوعات در دوران جدید
دو. تجدید نظر در مبانی جهان شناسی، انسان شناسی، اخلاقی و اعتقادی و توجه به این مبانی منقح در استنباط احکام
سه. سپری شدن امکان تخصص در همه‌ی ابواب فقهی، و لزوم مراجعه به شورای مجتهدان متخصص در ابواب مختلف
چهار. تبعیت محققانه نه تقلید متعبدانه. تقلید متعبدانه فاقد دلیل معتبر است
پنج. مراجعه به مطمئن ترین فتوا به‌جای تقلید از مجتهد واحد
شش. عدم لزوم تقلید از اعلم و کفایت تبعیت از فتوای مجتهدان جامع شرائط
هفت. عدم لزوم تقلید از حی و امکان تبعیت مشروط از فتوای مجتهد درگذشته
هشت. تاملاتی در مسئله‌ی خمس و وجوهات شرعیه (عدم لزوم تنصیف خمس و اختصاص نیمی از آن به سادات، طریقیت مجتهدان نه موضوعیت آنها در پرداخت خمس، لزوم تاسیس صندوق خمس زیر نظر نمایندگان مراجع با حسابرسی شفاف دخل و خرج، لزوم انفاق واجب بین ۲/۵ تا ۲۰٪ درآمد سالانه)

زیبائی‌های روزه و شب‌های قدر

ماه رمضان سه بُعد دارد: ۱. ماه روزه، ۲. ماه نزول قرآن، ۳. ماهی که شب قدر در آن است. قرآن کریم دو نزول داشته است. نزول اول: انزال دفعی که از آن به ام الکتاب، لوح محفوظ و کتاب مکنون تعبیر شده و حقیقت قرآن یکباره در شب مبارک قدر در ماه رمضان نازل شده است (مقام ‌إحکام). ما از این نزول جز آنچه خدا خود در کتابش معرفی کرده است چیزی نمی دانیم. نزول دوم: تنزیل تدریجی که قرآن در طی بیست و سه سال بر قلب محمد بن عبدالله (ص) نازل شده است (مقام تفصیل و تفریق). شب قدر شب تقدیر الهی سالانه است از زندگی و مرگ و سعادت و شقاوت و خیر و شر و رزق و غیر آن.
اسلام زیباست، خدایش، پیامبرش، قرآنش، اولیائش، اخلاقش، عبادات و مناسکش، احکامش. اما امروز برخی امور این چهره‌ی زیبا را زشت کرده است. اگر زشتی هست از دو ناحیه است: از فهم ناقص یا از عمل ناصواب ما.

بحرانهای دینی و مذهبی در ایران معاصر

ما در دوران معاصر با چهار نوع بحران مرتبط با دین مواجهیم: بحرانهای عمومی مربوط به همه‌ی ادیان ناشی از عدم سازگاری تعالیم دینی و مذهبی با مقتضیات جهان مدرن، ۲. بحرانهای مربوط به اسلام، ۳. بحرانهای مربوط به تشیع، ۴. بحرانهای ناشی از جمهوری اسلامی.
با دین شناسی قدیم نمی توان در دنیای جدید دین ورزی کرد. با جهان شناسی و انسان شناسی قدیم نمی توان به باورهای دینی سامان داد. کلام الله بودن تلازمی با جاودانه بودن مفاد تک تک آیات ندارد. آنچه باید رعایت و حفظ شود روح قرآن و هنجارها و ارزشهای ارائه شده در آن است، نه لزوما قالبهای حقوقی موجود در آن. احکام نبوی لزوما احکام ثابت اسلام نیستند. پیامبر احکام موقت نیز وضع کرده است.

اجتهاد، شریعت و اخلاق

بحرانهای دینی و مذهبی در ایران معاصر
شریعت؛ نظام حقوقی یا ارزشهای اخلاقی؟
اجتهاد و تقلید در جهان معاصر

زیبائی‌های حجّ

حج یکی از ارکان عملی اسلام ، در زمره‌ی عبادات مهم و سفری پر رمز و راز به خانه‌ی یار است. در نهمین جلسه از سلسله‌ جلسات زیبائی‌های اسلام ظرائف حج بر اساس تعالیم قرآن کریم مورد بحث قرار می گیرد. برخی از مباحث این جلسه عبارتند از: کعبه نماد اسلام؛ خانه ای امن، مبارک و مایه‌ی هدایت برای قوام مردم؛ تساوی همه‌ی مردم در خانه‌ی خدا؛ جان حج: توحید، تقوی و ذکرالله؛ فلسفه‌ی حج: یاد خدا و منفعت مردم؛ حج و تقوی: ممنوعیت آمیزش جنسی، گناه، جدال و شکار؛ رعایت توأمان پوسته و مغز: شعائر، رضوان الهی، عفو، برّ و تقوی؛ یاد خدا و استغفار در عرفات، مشعرالحرام، صفا و مروه؛ فلسفه‌ی قربانی در حج: اطعام مستمندان و تقوی؛ حج و رمضان: دعای حج در ماه رمضان. کعبه یک سنگ نشانی است که ره گم نشود / حاجی احرام دگر بند ببین یار کجاست؟