نقد و بررسی

این صفحه حاوی نقد و بررسی آراء محسن کدیور است.

پیام به اهالی فرهنگ

می‌باید اصل بر آزادی انتشار کتاب باشد و کتابها همانند جراید و مطبوعات توسط هیچ مرجعی بررسی نشود، اما اگر کتابی پس از انتشار مخالف با قانون تشخیص داده شد از سوی ناظران از کتاب شکایت شود ودردادگاه صالحه وبا حضور هیئت منصفه به شکایت رسیدگی شود. در نظارت پس از انتشار که نظارت استطلاعی است تنها وقوع تخلف میتواند باعث شود از انتشار کتاب جلوگیری به عمل آید. احکام چنین حوزهای قابل اعتراض و تقاضای تجدید نظر خواهد بود. منع از انتشارکتاب یا الزام به تغییر مفاد یک اثر مکتوب نوعی مجازات است و مجازات تنها از سوی دادگاه صالحه بر اساس قانون اعمال می‌شود. نظارت قبل از نشر نوعی تفتیش عقاید است که شرعاً وعقلاً ممنوع است.

نقدهای منتشره بر کتابهای کاغذی کدیور در بوته‌ی آمار

بر ۹ کتاب منتشر شده جمعا ۲ کتاب و ۱۳۷ مقاله و یادداشت با عنوان نقد و بررسی انتشار یافته است. به‌طور متوسط بر هر کتاب ۱۵ نقد منتشر شده است. پنج کتابی که نقدهای بیشتری بر آنها منتشرشده عبارتند از: نظریه‌های دولت در فقیه شیعه (۲۸ نقد)، دغدغه‌های حکومت دینی (۲۸ نقد)، حق الناس (۲۶ نقد)، سیاست نامه‌ی خراسانی (۲۱ نقد)، حکومت ولایی (۲۰ نقد). دو کتاب مستقل نیز در نقد کتاب حکومت ولایی منتشرشده است. اکثر ناشران نقدها با بودجه‌ی بیت المال اداره می‌شوند. انتشار نقدها از سال ۱۳۷۱ آغاز شده اند. به طور متوسط سالی ۷ نقد منتشر شده است. نشریاتی که بیشترین نقد را منتشر کرده‌اند: در میان فصل‌نامه‌ها حکومت اسلامی و حوزه (هریک با ۴ نقد)، در میان ماه نامه‌ها بازتاب اندیشه (۸ نقد)، و در میان روزنامه ها رسالت (۲۷ عنوان، هر عنوان بین یک تا ۱۳ قسمت). به لحاظ تعداد نقد آقای دکتر بهزاد حمیدیه بیشترین تعداد نقد را به خود اختصاص داده است: ۸ نقد.

فهرست نقدهای کتاب بهای آزادی

متن کامل کتاب نقد یک رویداد، متن کامل مقاله‌ی محمدرضا بندر‌چي با عنوان نقدي بر كتاب بهاي آزادي محسن كديور و مشخصات بخش مرتبط از کتاب وظیفه دشوار نظارت بر اجرای قانون اساسی

ذوعلم: حرفهای کدیور سیاسی است نه علمی

حداکثر حرفهای ایشان نظر یک طلبه فاضلی است که هزاران طلبه در سطح ایشان وجود دارد که دیدگاههای دیگری دارند. اما مهم این است که ایشان از یک جایگاه طلبکارانه و با لحنی کاملا سیاسی و نه علمی و پژوهشی به دنبال تخریب یک چهره موثر در جبهه مبارزه با استکبار است.

بندرچی: نقدی بر کتاب بهای آزادی

اگر رهبر تشخیص دهد که مصلحت در محاکمه غیابی یا علنی نکردن حکم یا غیرعلنی اجرا نمودن رأیی باشد قاضی و مجری خلافی نکرده‌اند و کارشان منطبق با قانون می‌باشد.

آیت الله مومن: همه اعضای فعلی خبرگان را تایید صلاحیت نمی کنیم

این آقای محترمی که نام می‌برید در قم بود ولی اینطور نبود که از فضلای قم محسوب شود. از نظر شرکت در درس‌ها و پیشرفت علمی، ضعیف بود. منزل من هم آمده، (در سالهای) جلوتر و بعضی از موارد علمی‌ را مطرح کرده. این آدمی نیست که اگر حرفی زد (مهم باشد) اما این جهاتی که می‌فرمایید در خصوص آقای آذری من یادم نمی‌آید. بر فرض هم محصور آقای آذری قمی محصور بوده، اینها جعلیاتی است. دروغ است دیگر!

فارس‌نیوز: نسخه الکترونیکی «نقد قال» منتشر شد

نسخه الکترونیکی کتاب «نقد قال» که پاسخ انتقادی به نامه سرگشاده محسن کدیور [استیضاح رهبری: ارزیابی کارنامه بیست و یک ساله رهبری جمهوری اسلامی ایران، ۲۶ تیر ۱۳۸۹] بوده و توسط حجت‌الاسلام علی ذوعلم تالیف شده است، برای استفاده عموم در فضای مجازی منتشر شد.

صف‌سری، سه نکته درباره‌ی نوشته‌ی آقای يوسفی‌اشکوری

امروز از کرامات خیل روشنفکران دینی چون جنابعالی نه تنها این روش را بهترین رویه مبارزه در اصلاح امور می دانید بلکه با القا وحشت در ملت از بیم تجزیه و جنگ داخلی، ضمن توجیه عملکرد انفعالی خود و همفکرانتان ،راه مماشات و معاشقه قلمی با دیکتاتور را بهترین راه وصول مطالبات مردم دانسته ، و ملتی را ترغیب به پذیرش نحوه به اصطلاح مبارزه خود با ظالم می نمائید

يوسفی‌اشکوری، چند نکته با آقای بيژن صف‌سری

امضا کنندگان اين نامه همگی از گروه سوم هستند و به هيچ نوع حکومت دينی اعتقادی ندارند و با صراحت از حکومت سکولار دموکراتيک دفاع کرده و می کنند. آنها با تجربه جمهوری اسلامی سالهاست که به امتناع نظريه گروه دوم (حکومت دموکراتيک دينی يا مردمسالاری دينی) رسيده‌اند و از پيشگامان نقد ديدگاه گروه اول و دوم هستند.

صف‌سری، گدايی آزادی از دشمن آزادی

در نامه اخير ۴ تن از باورمندان به حکومت دينی خطاب به ديکتاتور پشنهاداتی برای حل مشکل حصر شدگان ارائه می شود که اگر بنا بر پذيرش آن از سوی ديکتاتور بود پيش از اين بنا بر پند و اندرزهائی که تاکنون به او گفته شد ، عمل می کرد. آيا اين چنين تلاشی برای کسب آزادی گدايی از دشمن آزادی نيست وبه مصداق اب در هاون کوبيدن نبايد دانست؟ ايا وقت آن نيست تا با بکار بستن اين سخن عالمان که « حق گرفتنی است نه خواستنی » طرحی نو در اندازيم؟

شاكرين، پاسخ به ادعاهای کدیور در کتاب ابتذال مرجعیت

کدیور می خواهد علما و روحانیونی که به ویژه در رابطه با انقلاب و نظام بوده و زحمات و تلاش هایی داشتند و همگام با امام (ره) و انقلاب و موید مرجعیت مقام معظم رهبری بودند اینها را زیر سوال برده و آنها را دنیاپرست، وابسته و گرفتار توهم در تشخیص مسایل تلقی کند. او این موضوع را آنچنان بسط داده که جایگاه مرجعیت را مورد آسیب قرار داده است.

گنجی: روشنفکری دینی و تروریسم اسلامی

افرادی که اسلام خود را “اسلام رحمانی” و سازگار با دموکراسی و آزادی می‌خوانند، اگر مسلمان‌اند، برای دفاع از اسلام باید این گروه‌ها را محکوم کنند. اما اگر واقعاً به حقوق بشر باور دارند، از منظر حقوق بشری باید این گونه گروه‌ها را محکوم کنند.

نگاهی به کتاب محسن کدیور درباره مرجعیت آیت‌الله خامنه‌ای

محسن کدیور در تازه ترین کتاب خود به نام «ابتذال مرجعیت شیعه» بحثی را درباره مرجعیت آیت الله علی خامنه‌ای گشوده است. موضوع کتاب کدیور، پرداختن به شواهد و مدارکی درباره مدارج لازم برای کسب مرجعیت رهبر دوم جمهوری اسلامی است. او معتقد است که رهبری و مرجعیت او هر دو با قاعده «حفظ نظام اوجب واجبات است» تحصیل شد. با توجه به اینکه آیت‌لله خمینی در اواخر عمر معتقد بود که لزومی ندارد که رهبر مرجع هم باشد و این یکی از دلایل بازنگری قانون اساسی بود، چرا «جناب آقای خامنه‌ای و اکثر شاگردان آیت‌لله خمینی به این نظر او وقعی نگذاشتند و دوباره به تلازم مرجعیت و رهبری [سیاسی] رو آوردند.»

واحد جوان: پاسخ به شبهه درباره دعای توسل

در این نوع مسائل، سند مرسل هم حجت و معتبر است و ما به گفتار علامه مجلسی، در این گونه موارد، اعتماد داریم.
مرحوم «علاّمه مجلسى» فرموده است که در برخى از کتابهاى معتبر آمده است که جناب «شیخ صدوق» این دعاى توسّل را از ائمّه علیهم السلام روایت کرده و گفته است: «این دعا را براى هر حاجتى که خواندم به زودى به اجابت رسید».

محمدی، شک نفهم‌ها در مقام علمی رهبر

آیت‌الله مومن اکنون گفت‌وگویی درباره رهبر جمهوری‌اسلامی با نشریه “پاسدار اسلام” انجام داده و درباره سطح سواد حوزوی او سخن گفته است. با این حال به گفته دست‌اندرکاران این نشریه وی “هنگامی که در میانه گفت و شنود دریافت که در صدد پاسخ‌گویی به شبهه‌افکنی‌های گریختگان از ملک و ملت هستیم، با تأکید بر این نکته که «ادعاهای این عده ارزش پاسخ‌گویی ندارد» گفت و شنود را به پایان برد و برای آنان «هدایت الهی» را خواستار شد”.

گفت و شنود با حضرت آيت‌الله محمد يزدي

واقعاً چنین تعابیری دروغ پردازی مطلق و نمایانگر نوعی عصبانیت جنون‌آمیز است. احتمال مزدوری گویندگان این دروغ‌ها هم منتفی نیست، چون معنا ندارد که کسی بدون دلیل و حضور در این جلسات، این طور در باره آن دروغ بگوید. من که به‌تنهایی در آن جلسات شرکت نمی‌کردم. افرادی که در آنجا بودند، همگی نزد حوزه و مراجع از صلاحیت علمی و اخلاقی بالایی برخوردارند. این بی‌تقوایی محض است که انسان شهادات این بزرگان را نادیده بگیرد و یا به آن انگ دنیاطلبی بزند.گویا اینکه این جمع از علما به خاطر پست ومقام حاضرند به دروغ شهادت بدهند. حرف اين گونه افراد ارزش پاسخ دادن ندارد.

گفت و شنود با حضرت آيت‌الله محمد مومن

شنیده‌ام بعضی از آدم‌های نفهم، حرف‌های بی‌مبنایی در باره علمیت جناب ایشان زده‌اند. خیر، ایشان قطعا و بلاخدشه، مجتهد مطلق و درفقه واصول و رجال بسیار متبحر است. مقام علمی ایشان فراتر از تشکیکات یک عده مغرض است. در آن جلسات هم بسیار اهل دقت‌نظر بودند و بسیار هم خوب استدلال و همه مسائل رابسیار خوب درک وطبعا به همین کیفیت هم استنباط و اجتهاد می‌کردند.

اظهار نگرانی مقامات امنیتی فرهنگی از کتب اخیر کدیور در حضور وزیر ارشاد

«این که برخی افراد مانند محسن کدیور به خصوص طی دو سه سال اخیر به شدت فعال شده اند و طی یک سال چندین بار مطالبی را درباره مرجعیت شیعه می نگارند و آن را بازنشر می کنند و مساله استیضاح رهبری را مطرح می کنند و یا آن کاری را که درباره شیخ احمد آذری قمی انجام داده اند، باید بررسی شود و باید با همه این ها مقابله کرد.»

فراستخواه، شیعه شناسی انتقادی در ایران معاصر

در نهایت، به هفتمین ژانر از این جریان می‌رسیم که با آن ، شیعه شناسی انتقادی می رود نوعی برنامه‌ی پژوهشی بسیار منسجم‌تر بشود. نمونه‌ای از آن، کتاب «مکتب در فرآیند» تکامل اثر مدرسی طباطبایی است که درباره‌ی چگونگی شکلگیری جریان غلو شیعی در دوران پس از امام جعفر صادق و سپس اوج‌گیری آن در دوران موسوم به غیبت صغری است و ورود غلو را به دستگاه فکری و باور‌های شیعه نظیر ولایت تکوینی ائمه و عصمت مورد بحث قرار می دهد…
بحث‌های محسن کدیور را نیز که در آثار منتشره‌ از او دیده می‌شود، ذیل همین برنامه‌ی پژوهشی می‌توان طرح کرد. به عنوان نمونه، طرح و پیگیری این بحث که شیعیان نخستین علی را به عنوان چه کسی می‌شناختند و شیعه‌ی علی بودن را با چه عناصری تعریف می‌کردند؟ دقت کنید می فرمایند شیعیان نخستین؛ یعنی بحث ایشان بحث کاملاً درون‌دینی است. سپس در پاسخ به این سؤال این صاحبنظر معاصر شیعی تلاش می‌کند شواهدی گردآوری وارائه بکند و دلیل‌آوری نماید و با تحلیل تاریخی وارائه شواهد متنی، این نظریه را طرح بکند که وجه ممیزه « شیعه ی علی بودن » در آغاز، ترجیح او به دیگران بود وترجیح درک او از اسلام به درک دیگران. ونه لزوما قائل شدن به صفات خاصی غیر بشری در او(مثل منصوب الهی بودن، عصمت، علم غیب و….).

موسوی‌تبریزی: برخورد با آقای شریعتمداری ربطی به من ندارد

این حرفهایی هم که اخیرا آقای محسن کدیور نقل کرد من تازه شک داشتم درست است یا نه. آقای کدیور اگرچه به خاطر دفاع از آقای شریعتمداری نقل کرد، اما برای من ثابت شد، که یک چیزی قطب‌زاده می‌خواست انجام بدهد، ثابت شد که آقای شریعتمداری هم خبردار شده، و ثابت شد که آقای شریعتمداری گفته نمی توانید انجام دهید، یعنی نهی نکرده و ثابت شد که نیامده اطلاع دهد. این چهار نکته را کنار هم بگذارید، اگر این چهار تا درست باشد، برخورد ناعادلانه‌ای نشده است. آقای کدیور از طریق مصاحبه های خود آقای شریعتمداری و نامه‌های خود آقای شریعتمداری، به عنوان حامی ایشان این چهار نکته را ثابت کرده است.

آیت الله شریعتمداری، مرجع تقلیدی که در حصر درگذشت

آیت‌الله کاظم شریعتمداری در نیمه فروردین ۱۳۶۵ در تهران درگذشت و شبانه و به صورتی پنهانی در قبرستان ابوحسین قم به خاک سپرده شد. اگرچه آیت الله شریعتمداری در زمان مرگ خود از منتقدان آیت الله خمینی بود، اما پیش از پیروزی انقلاب، در محافظت از وی در مقابل حکومت نقشی مهم ایفا کرده بود. گزارش حاضر، بر مبنای مستندات ارائه شده در کتاب محسن کدیور اسلام‌شناس با عنوان “اسنادی از شکسته شدن ناموس انقلاب” تنظیم شده است.