آراء فقهی

برخی احکام روزه

طرق احراز شروع ماه رمضان؛ تشخیص اول ماه قمری: نجومی یا فقهی؟ به‌ سوی وحدت نظر در شروع و پایان ماه رمضان؛ مسلمانان و تقویم قمری؛ زمان اذان مغرب، نماز مغرب و افطار «غروب آفتاب» است؛ روزه‌تمام روزهای ماه رمضان؛ روزه نوجوانان؛ روزه و سختگی تشنگی؛ روزه در گرمای تابستان؛ روزه در مناطق بالای مدار ۴۳ درجه؛ روزه و بیمار نیازمند نوشیدن آب؛ روزه و بیماری؛ نوشیدن آب در زمان روزه؛ مبطلات روزه؛ مبطلات باطنی روزه؛ آداب ماه رمضان؛ نماز و روزه مسافر: رخصت یا عزیمت؟ حداقل مسافت برای تحقق سفر شرعی؛ اقامت در غیر وطن؛ کثیرالسفر؛ قضای روزه؛ لزوم قضای روزه بعد از پاک شدن از عادت ماهانه؛ کفاره روزه؛ روزه‌استیجاری؛ مجازات متظاهر به روزه‌خواری؟ حسنین (ع) و روزه‌روز عرفه؛ اعتکاف.

تکذیبیه

چکیده: به من نسبت داده اند: «محسن کدیور هم بر این باور است که در مناطقی که روزهای طولانی دارند، روزه گرفتن از گردن متدینان ساقط است.» نسبت فوق کاملا خلاف واقع است. محسن کدیور بر عکس معتقد است در مناطقی که روزهای طولانی دارند روزه گرفتن أصلا از گردن متدینان ساقط نیست! عین عبارت وی که دو سال قبل منتشر شده است به شرح زیر می باشد: «روزه در مناطق بالای مدار ۴۳ درجه اوقات نماز و روزه در کتاب و سنت مطابق شرائط اقلیمی مناطق استوایی و مشابه آن (مدار زیر ۴۳ درجه) است و قابل تعمیم به حدود ۳۰٪ مناطق مسکونی کره‌ی زمین نیست، والا به حرج و مشقت نوعی روزه‌داران می‌انجامد. در مناطقی از نیم‌کره‌ی شمالی بین مدار ۴۳ تا ۶۶ درجه که طول روز در ماه‌های اردیبهشت تا مرداد هجده ساعت یا بیشتر است یعنی تمام کشورهای اروپایی (به استثنای اسپانیا، پرتقال، یونان و جنوب ایتالیا)، کانادا، شمال آمریکا، روسیه، مغولستان، قزاقستان، شمال ازبکستان و شمال چین، روزه‌داران در ماه رمضان به میزان ساعات روز مکه (یا هر شهر دیگری در مناطق معتدل) امساک کرده و سپس افطار می‌نمایند، ولو به افق محلی شروع یا پایان روزه یا هر دو منطبق بر طلوع فجر و غروب آفتاب نباشد. زمان شروع یا پایان روزه در طول روز به شرط رعایت طول آن و ممتد بودنش تخییری است.» (۲۷ خرداد ۱۳۹۴) جالب اینجاست که مسلمان اهل سنت غیرایرانی در وبسایت بی بی سی فارسی از نظر فقهی کدیور مطلع است روزه‎داری در روزهای بلند، اما نویسنده محترم یادداشت مورد بحث و سایت محترم ناشر آن از نظر وی بی اطلاعند!

عید فطر ۱۴۳۸

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت / صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت
یکشنبه اول شوال ۱۴۳۸ مصادف با ۴ تیر ۱۳۹۶ و ۲۵ جون ۲۰۱۷ عید فطر است. این عید سعید بر همه مومنان مبارک باد.
هر طریقی که باعث اطمینان به حلول ماه قمری شود قابل قبول است، چه رؤیت هلال، چه محاسبات ریاضی نجومی: ۱) امکان رؤیت هلال ماه بر اساس محاسبات معتبر علمی در یکی از مناطق کره‌ی زمین با چشم غیرمسلح، و ۲) بنا براحتیاط رؤیت هلال ماه با چشم غیرمسلح در محل سکونت یا در مناطقی از کره‌‌ی زمین که حداقل حدود یک ساعت شب مشترک با محل سکونت دارند برای احراز ماه جدید کافی است؛ هرچند رؤیت هلال ماه با چشم غیرمسلح در هر نقطه‌ی کره زمین برای همه‌ی مناطق خالی از قوت نیست. رؤیت هلال امری عرفی است و از شئون حاکم شرع نمی باشد. به امید روزی که مسلمانان در سراسر جهان یک روز را به عنوان عید فطر جشن بگیرند.
هلال ماه شوال در کشورهای شیلی، پرو، اکوادر، و هاوایی (در غرب آمریکای جنوبی) با چشم غیرمسلح در غروب شنبه قابل رؤیت است. علاوه بر آن در شیلی هلال ماه رؤیت شده است.
عید بر عاشقان مبارک باد / عاشقان عیدتان مبارک باد

بسط جاهلانه دیاثت

برخی می پندارند هر زنی که بدون پوشش کامل مو و سر، یا نداشتن چادر، یا نپوشیدن مانتو شلوار ظاهر شود، بی ناموس و بی عفت است، و شوهر، یا برادر یا پدر یا پسر چنین خانمی اگر او را نهی نکرده به نحوه پوشش او راضی باشند بی غیرت هستند. لذا شوهر مرد بدحجاب را مجازند دیّوث خطاب کنند، بی آن که نسبت دهنده گناهی مرتکب شده باشد. چنین افرادی چه بسا به احادیثی استناد کنند. حدیث مورد نظر ایشان أصلا سند ندارد! منبع این روایت جامع الاخبار کتابی مشکوک و کاملا بی اعتبار است. احدی از فقهای امامیه به این حدیث استناد نکرده است. بر فرض صدور، مراد از این روایت مردی است که زنش را برای عرضه کردن به مردان دیگر (برای زنا) آرایش کرده از خانه خارج می کند. چنین مردی دیّوث است. دیوث مذکور در روایات مردی است که همسرش با اطلاع او زنا می کند. هرگونه توسعه در معنای دیّوث و توسعه دادنش به شوهر زنان بدحجاب قابل استناد به این روایات نیست و امری من درآوردی، بی پایه و خلاف شرع است. زن بی حجاب یا بدحجاب لزوما زن نانجیب، بی عفت و زناکار نیست. چنین نسبتهایی خلاف شرع و حرام است. شوهر چنین زنی دیّوث نیست. چنین نسبتی به ایشان خلاف شرع و حرام است. و در هر دو شرعا حد قذف جاری است. آنها که اصطلاحات شرعی و فقهی را نابجا خرج می کنند آیا اندیشیده اند زمانی که واقعا کسی چنین أفعال شنیعی را مرتکب شد قصه چوپان دروغگو تکرار می شود؟ آیا این توجیهات جاهلانه و تحلیلهای قشری وهن اسلام نیست؟ داعش با همین منطق به نام اسلام خون بیگناه می ریزد، نمونه وطنی آن نیز بنام اسلام و تشیع آبروی افراد می ریزد و ناامنی فرهنگی و اجتماعی ایجاد می کند.

احکام حجاب

صورت زن یقینا از موی او زیباتر و جذاب تر است. اما امروز تردیدی نداریم که این صورت زیبا زینت باطن نیست، و در برابر ناظر نامحرم هم می تواند باز باشد، و اگر کسی با دیدن صورت زیبا به گناه می افتد برود خود را معالجه کند! چرا موی زن زینت ظاهر نباشد؟ آنچه در زینت باطن بودن و وجوب پوشاندنش تردیدی نیست از زیر گردن تا زیرزانوست. مو، سر و گردن زن زینت ظاهر است، و پوشاندن آن در صورتی لازم است که در منطقه ای تلازم با نجابت و عفاف داشته باشد. تازه این هم حکم ثانوی است، والا به حکم اولی پوشاندن آن واجب نیست. در حالی که زینت باطن پوشاندنش واجب است و ربطی به عرف ندارد. به عبارت دیگر پوشش موی سر زن بیش از آن که شرعی باشد، برخاسته از فرهنگ محلی و شرائط اقلیمی و زمانی خاص است. این رای فقهی من از سال ۱۳۹۱ است. فتوای اخیر آقای ناصر مکارم شیرازی فارغ از اشکالات مبنایی و بنایی (از دخالت فقیه در تشخیص موضوع و تشخیص اضطرار و عدم تحقق اضطرار به دلیل امکان تحصیل در دانشگاه‌های مناطقی که چنین محدودیتهایی ندارند) مؤید است چرا که این مرجع محترم اذعان کرده است که پوشش مو و سر و گردن زن به اهمیت پوشش بقیه بدن وی نیست، چرا که در شرائط اضطراری (در حد رقیق تحصیلات عالیه که یقینا گزینه جانشین بدون نیاز به برداشتن روسری دارد) می توان آن را رعایت نکرد. قیاس این مسئله با امر اتفاقی جواز معاینه و لمس توسط پزشک مذکر در فرض در دسترس نبودن پزشک همجنس نیز قیاس مع الفارق است. اکنون زمان پرداختن به همین نکته جزئی است که پوشاندن موی سر زن تلازمی ذاتی با عفاف و نجابت ندارد. این موضع بدن اگر چه زینت است اما همانند صورت، زینت ظاهر است.

عید فطر ۱۴۳۷

چهارشنبه اول شوال ۱۴۳۷ مصادف با ۱۶ تیر ۱۳۹۵ و ۶ جولای ۲۰۱۶ عید فطر است. این عید سعید بر همه مومنان مبارک باد. با توجه به اینکه ماه رمضان امسال سی روز بود یکی ازنشانه‌های مطمئن عید فطر احراز شده است. علاوه بر آن هلال ماه در سراسر قاره آمریکا، اکثر قریب به اتفاق قاره افریقا، شرق استرالیا، و جنوب عربستان با چشم غیرمسلح، و در صورتی که هوا مساعد باشد با چشم غیرمسلح در ایران (منهای مناطق شمالی)، خاورمیانه، جنوب اروپا و شمال افریقا قابل رؤیت است. هلال ماه شوال در غروب سه شنبه در مناطق متعددی رؤیت شده، و چهارشنبه در سراسر جهان عید فطر است.

احکام زکات فطره، نماز عید فطر، قضا و کفاره روزه

زکات فطره توسط نان آور خانواده – به شرطی که فقیر نباشد یعنی مخارج سالیانه خود و افراد تحت تکفلش را ولو بالقوه داشته باشد – به تعداد تمام افراد تحت تکفل مطلقا اعم از اعضای خانواده و غیر آنها حتی کودک شیرخوار پرداخت می شود. دین و مذهب افراد تحت تکفل شرط نیست. فطریه تمام آنها با هر دین و مذهبی بر فرد نان آور واجب است. مراد از نان‌خور بودن (عیلولة) پرداخت مخارج سالانه است، نه در شب عید فطر مهمان کسی بودن! در دوران ما زکات فطره را به هر مستحقی می توان داد از جمله فقرای بنی هاشم. زکات فطره از قوت غالب یاغذای متعارف یا قیمت آنها پرداخت می شود. اگر غذای مکلف از قوت غالب یا غذای متعارف متوسط مردم گران تر است، احوط آن است که در فطریه به قوت غالب یا غذای متعارف متوسط مردم اکتفا نکرده متناسب با غذای خود فطریه را محاسبه کند. مقدار زکات فطره به ازای هر یک از افراد تحت تکفل سه کیلوگرم است. مصرف زکات فطره مصرف زکات مال است. مکلف مجاز است شخصا زکات فطره را به مصارف زیر برساند: رفع حوائج فقرا و مستمندان، ادای دین بدهکاران، آزاد کردن زندانیان، ادای مخارج در راه ماندگان، تألیف قلوب، امور خیریه و به طور کلی امور فی سبیل‌الله (از قبیل تعلیم و تربیت و تبلیغ دین). رعایت آبروی مستحقین در زمان پرداخت فطریه الزامی است. لزومی ندارد دریافت کننده بداند زکات و فطریه دریافت می کند.
نماز عید فطر و عید قربان همانند نماز جمعه واجب است و از این حیث تفاوتی بین زمان حضور یا غیبت ائمه نیست. در وجوب این دو نماز تفاوتی بین زن و مرد نیست.
کسانی که روزه قضا بر گردنشان است، بعد از رفع عذر، به احتیاط مؤکد باید تا قبل از فرارسیدن ماه رمضان بعدی روزه های قضای خود را بگیرند، اما به تاخیر انداختن آن به بعد از رمضان بعدی حرام نیست. البته اگر عمدا روزه قضا را بدون عذر شرعی به تاخیر انداخته علاوه بر قضا باید کفاره تاخیر هم بپردازد. اگر روزه قضا بعد از رفع عذر تا رمضان سال بعد انجام نشده باشد، در صورت دشواری روزه، کفاره می دهد؛ هرچند در غیر بیماری احتیاط در قضای روزه های فوت شده است.

تأملی در ادعیه مشهور ماه رمضان

نویسنده همانند برخی علمای اصولی به «قاعده تسامح در ادله سنن» (آسان‌گیری در سند أمور مستحب) مبحوث در علم أصول فقه باور ندارد. این قاعده بر فرض اعتبار تنها ثواب أمور مستحب را تضمین می کرد نه صحت آنها را! دعاهای « اللهم ادخل علی اهل القبور السرور»، «یا علیّ یا عظیم یا غفور یا رحیم انت الرب العظیم»، «اللهم ارزقنا توفیق الطاعة وبُعد المعصیة» و دعای سحر به لحاظ دلالت اعوجاجی ندارند، هرچند سند معتبری ندارند. دعای افتتاح فاقد سند معتبر است و انتساب آن به امام زمان قابل اثبات نیست. اما به لحاظ دلالت – به استثنای اواخر آن – برگرفته از معارف مسلم قرآنی است. دعای جوشن کبیر را نخستین بار کفعمی (م ۹۰۵) در کتب خود البته بدون سند نقل کرده است. جلالت قدر جناب کفعمی ما را از تحقیق سندی دعا بی نیاز نمی کند، اما علوّ مضمون آن ما را مجاز به قرائتش می کند. دعای نشر قرآن منتسب به امام باقر (ع) سندا ضعیف است، اما به لحاظ مضمون لابأس به و قابل عمل است. دعای قرآن به سر شبهای قدر مسندا تنها از جانب شیخ طوسی (قرن ۵) در کتاب امالیش نقل شده است. روات طبقه اول و دوم آن «غلات کذاب» هستند و روایت «جدا ضعیف» است و به هیچیک از روایات محمد بن سلیمان دیلمی به تصریح نجاشی اعتنایی نیست. اصحاب طراز اول هر یک از ائمه بعد از امام ششم از امام بعدی خبر نداشتند و به همین دلیل فرق فراوانی از قبیل واقفیه و فطحیه و غیر ایشان در میان اصحاب ائمه پدیدار شد. یقینا در زمان امام صادق (ع) اسم شش امام بعدی غیر از امام کاظم (ع) بر زبان ایشان رانده نشده است و اصحاب ایشان از نام ائمه‌ی بعدی اطلاع نداشته اند. دعای قرآن به سر شبهای قدر از مجعولات غلات کذاب و مایه‌ی وهن مذهب است.

ماه رمضان ۱۴۳۷

امکان رؤیت هلال ماه رمضان بر اساس محاسبات معتبر علمی در یکی از مناطق کره‌ی زمین با چشم غیرمسلح، و بنا بر احتیاط رؤیت هلال ماه با چشم غیرمسلح در محل سکونت یا در مناطقی از کره‌‌ی زمین که حداقل حدود یک ساعت شب مشترک با محل سکونت دارند برای احراز ماه جدید کافی است؛ هرچند رؤیت هلال ماه با چشم غیرمسلح در هر نقطه‌ی کره زمین برای همه‌ی مناطق خالی از قوت نیست. بر اساس محاسبات علمی، هلال ماه رمضان ۱۴۳۷ در غروب یکشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۵ برابر با ۵ جون ۲۰۱۶، در بخشی از آمریکای جنوبی با چشم غیرمسلح به خوبی، و در تمام آمریکای جنوبی، آمریکای مرکزی و جنوب آمریکای شمالی به شرط صاف بودن هوا با چشم غیرمسلح قابل رؤیت است. بنابرمبنای فوق یکشنبه آخر ماه شعبان و دوشنبه ۱۷ خرداد برابر با ۶ جون اول ماه مبارک رمضان است. رمضان مبارک!

با بهائیان چگونه برخورد کنیم؟

با بهائیان چگونه برخورد کنیم؟ پاسخ کوتاه من این است: با بهائیان به عنوان انسان برخورد کنیم. آئین و باور کسی و اصولا هر مسلمان یا غیرمسلمانی با هر عقیده‌ای باعث سلب حقوق انسانی وی نمی‌شود. این مبنایی متفاوت با تفکر سنتی دینی است. کدام قانونی بهائیان را از حقوق انسانی خود در جمهوری اسلامی ایران محروم می‌کند؟ در حد اطلاع من چنین قانونی وجود ندارد! بهائیان با احکام غیرقانونی از حقوق انسانی یا شهروندی محروم شده و می‌شوند. اگر برخورداری از نعمتهای الهی منوط بر ایمان و عمل صالح نیست، چگونه و بر اساس کدام دلیل و حجت معتبری برخورداری از حقوق اجتماعی منوط به باور به دین و عقیده خاصی باشد؟ نقد علمی و اقامه حجت و دلیل در مباحث دینی و اعتقادی در کنار رعایت حقوق پایه همگان، حتی آنها که دیندار نیستند، یا به آئین باطلی باور دارند، معنای رواداری و مدارا و رحمت اسلامی است. روشهای خشن و ظالمانه، چه در گذشته چه در حال، چه علیه بهائیان چه علیه هر فرقه دیگری، مردود و مذموم است. اگرچه در متون اصلی آئین بهائیت عباراتی یافت می شود که همانند برخی اقوال صوفیه یا غلات شیعه ظاهراَ با اصل توحید منافات دارد، اما بهائیان اینگونه عبارات را به معنی توحید متداول تاویل کرده، خود را موحد می دانند. بنابراین بهائیان اگرچه صراحتان خود را غیرمسلمان می‌دانند (به دلیل انکار خاتمیت پیامبر اسلام (ص) و اعلام نسخ شریعت او) و مسلمانان نیز آنان را نامسلمان می‌شمارند، اما چون خود را موحد می‌دانند نمی‌توان آنها را کافر دانست. اما بطلان دین و عقیده لزوما باعث نجاست نمی‌شود، و قول به نجاست اهل توحید و نبوت محل اشکال است. بهائی‌ها محکوم به طهارتند.

تلقیح نطفه بیگانه

اهداء اسپرم و تخمک و خرید و فروش آن‌ها با توجه به منفعت عقلایی آن‌ها منع شرعی ندارد. لقاح تخمک زن و نطفه‌ی مردی که زن و شوهر نیستند فی‌حد‌نفسه اشکالی ندارد، چه در زن بی‌شوهر، چه در زنی که شوهرش نابارور است البته با رضایت زن و شوهر؛ و فرزند حاصل از چنین لقاحی حلال‌زاده است. با توجه به پیشرفت علم پزشکی، فرزند حاصل از لقاح نطفه‌ی مرد و تخمک زنی که زن و شوهر نیستند موضوع جدیدی است و با فرزند حاصل از لقاحِ نطفه و تخمکِ زن و شوهر متفاوت است. در موضوع قدیمی موضوع احکام تولد، نسَب، مَحرمیت و ارث پدر و مادر واحد هستند. اما در موضوع جدید پدر و مادر نسَبی یا تولدی با پدر و مادر شرعی و عرفی که موضوع احکام مَحرمیت و ارث هستند لزوما یکی نیستند. در موضوع جدید، پدری و مادریِ نسَبی با مَحرمیت ملازم است، اما به توارث نمی‌انجامد. پدری یا مادریِ قراردادی اگرچه تولید نسَب (امر ژنتیک) نمی‌کند، اما منجر به دو امرِ وضعی مَحرمیت و توارث می‌شود. فرزند با دو نفر هم‌زمان به عنوان مادر یا پدر مَحرم است، اما در هر صورت تنها با یک والدین رابطه‌ی توارث دارد. در موضوع‌شناسی جدید پدری و مادریِ عرفی و شرعی با هم متلازم هستند، اما لزوما با پدری و مادریِ نسَبی یا تولدی ملازم نیستند.

دست دادن زن و مرد

در خبرها آمده است که علت ابطال آراء منتخب سوم اصفهان مینو خالقی این بوده وی خارج از کشور با مردی مصافحه کرده است. به‌یاد رساله‌ی کوتاه فقهی افتادم که سیزده سال قبل در تهران درباره‌ی مصافحه با اجنبیه در تشریح فتوای جدید استادم مرحوم آقای منتظری تدوین کرده بودم. اکنون آن رساله با دو مقدمه بازنشر می‌شود. مقدمه اول نظر آقای بروجردی در این زمینه این است: اولا مصافحه با اجنبیه همانند نظر به وی در صورت عدم ریبه مجاز است. ثانیا حرمت مصافحه با اجنبیه برای حفظ حرمت اشخاص هرچند مسلمان نباشند ساقط می‌شود. ثالثا اگر عدم مصافحه با اجنبیه باعث هتک حرمت وی می‌شود، دست دادن مجاز است. مقدمه دوم: در دی ۱۳۹۱ در پاسخ به پرسشی نوشتم: دست دادن مرد و زن نامحرم به‌شرط عدم قصد لذت مجاز است. خصوصا دست دادن در محیط و شرائطى که مصافحه ضرورت‏ ‏عرفى داشته باشد یا ترک آن موجب وهن اسلام گردد یا هتک حرمت طرف مقابل محسوب شود، به شرط عدم التذاذ، جایز است. در تحلیل فتوای آقای منتظری در آذر ۱۳۸۲ آمده بود: فتواى جدید جواز مصافحه با زنان غیرمسلمان، زنان مسلمانى که‏ ‏خود را نمى‌پوشانند و عدم مصافحه را بى‌احترامى به خود مى‎دانند، و در‏ ‏محیط و شرائطى که مصافحه ضرورت عرفى داشته‌، و ترک آن موجب وهن‏ ‏اسلام گردد مبتنى بر مستندات متین از کتاب و سنت و عقل است و رافع‏ ‏بسیارى از مشکلات مسلمانان و شیعیان در جوامع غیراسلامى مى‎باشد و‏ ‏هم چنانکه فتواى مشهور براى مفتیان و مقلدانشان حجت شرعى است،‏ ‏فتواى جدید براى مفتى و مقلدانش حجت شرعى و عمل به حجت شرعى‏ ‏مجزى و مصاب است .

عید فطر ۱۴۳۵

با توجه به اطلاعات ذیل جمعه ۲۶ تیر ۱۳۹۴ (برابر با ۱۷ جولای ۲۰۱۵) سی‌امین روز از ماه مبارک رمضان می‌باشد و بنابراین روز شنبه ۲۷ تیر (برابر با ۱۸ جولای) اول ماه شوال و عید سعید فطر خواهد بود. هلال ماه به‌لحاظ علمی در شامگاه پنجشنبه درهیچ نقطه‌ی مسکونی کره‌ی زمین به‌آسانی با چشم غیرمسلح قابل رؤیت نبوده است. هلال ماه به‌لحاظ علمی در صورت صاف بودن هوا در بخشهای غربی آمریکای جنوبی با چشم غیرمسلح قابل رؤیت بوده است، اما هیچ گزارش موثقی از رؤیت ماه از این مناطق دریافت نشده است، برعکس از آرژانتین، شیلی و باربادوس گزارش عدم رؤیت در دست است. دو گزارش رؤیت از کلمبیا و شیلی هر دو با تلسکوپ (چشم مسلح) است. هلال ماه در غروب جمعه در سراسر قاره آمریکا و افریقا و جنوب قاره‌ی آسیا از جمله جنوب ایران قابل رؤیت خواهد بود. بنابراین ماه رمضان امسال ۳۰ روز است، لذا شنبه اول شوال (۲۷ تیر ۱۳۹۴ برابر با ۱۸ جولای ۲۰۱۵) و عید فطر خواهد بود. پیشاپیش عیدتان مبارک!

به‌استقبال عید فطر ۱۴۳۵

با توجه به این‌که ماه رمضان در سال جاری پنجشنبه ۲۸ خرداد ۹۴ (۱۸ ژوئن ۲۰۱۵) آغاز شد، پنجشنبه ۲۵ تیر (۱۶ جولای) مصادف با ۲۹ ماه رمضان است. حوالی غروب پنجشنبه به‌بعد می‌توان مشخص کرد عید روز جمعه است یا شنبه. محاسبات نجومی شنبه را اول شوال پیش‌بینی کرده‌اند. این محاسبه به‌شرطی ملاک عید قرار می‌گیرد که رؤیت هلال ماه در منطقه‌ی محل سکونت یا یکی از مناطق کره‌ی زمین که حدود یک ساعت شب مشترک با منطقه‌ی محل سکونت دارند با چشم غیرمسلح ممکن باشد. به‌مجرد احراز رؤیت هلال ماه شوال در همین وبسایت خبر حلول عید سعید فطر به اطلاع خواهد رسید، ان‌شاءالله. حضور در نماز عید فطر و قربان همانند نماز جمعه واجب تعیینی است، به‌شرطی که نماز در منطقه برگزار شود و مانعی در میان نباشد. شرکت در مسجد محل برای ادای نماز عید پسندیده است. مناسب است مومنین همراه با همه اعضای خانواده خود با لباسی که در اعیاد به‌تن می‌کنند در این مراسم باشکوه مذهبی شرکت کنند. کودکان ونوجوانان را با فرهنگ عید دینی از جمله هدیه و عیدی شادمان کردن از اولویات چنین روزی است. مقدار زکات فطر برای هر نفر از اعضای خانواده حدود سه کیلو غذای متعارف در محل است. به‌این معنی که اگر در منطقه‌ای غذای متعارف از برنج، گوشت، گندم، حبوبات و سبزی تشکیل می‌شود، همه‌ی آنها را در محاسبه وارد کند، نه این‌که به محاسبه‌ی گندم یا برنج اکتفا کند، در حالی‌که غذای متعارف محلی هرگز نان خالی یا برنج خالی نیست! در محاسبه‌ی زکات فطر مناسب است به حداقل اکتفا نکرد و این صدقه‌ی واجب که بیمه‌ی سلامتی پرداخت کننده‌ی آن است را با همت عالی ادا کرد.

روزه در مناطق بالای مدار ۴۳ درجه

اجتهاد در مبانی و اصول تمام ابواب فقهی اعم از عبادات و معاملات را دربرمی‌گیرد و اختصاصی به معاملات ندارد. احکام عبادات نیز همانند معاملات مقید به شرائط زمان و مکان نزول است و هرگونه تعمیم حکم به دیگر ازمنه و امکنه نیازمند دلیل است. اوقات نماز و روزه در کتاب و سنت مطابق شرائط اقلیمی مناطق استوایی و مشابه آن (زیر مدار ۴۳ درجه) است و قابل تعمیم به حدود ۳۰٪ مناطق مسکونی کره‌ی زمین نیست، والا به حرج و مشقت نوعی روزه‌داران می‌انجامد. در مناطقی از نیم‌کره‌ی شمالی بین مدار ۴۳ تا ۶۶ درجه که طول روز در اردیبهشت تا مرداد ماه هجده ساعت یا بیشتر است یعنی تمام کشورهای اروپایی (به استثنای اسپانیا، پرتقال، یونان و جنوب ایتالیا)، کانادا، شمال آمریکا، روسیه، مغولستان، قزاقستان، شمال ازبکستان و شمال چین، روزه‌داران در ماه رمضان به میزان ساعات روز مکه (یا هر شهر دیگری در مناطق معتدل) امساک کرده و سپس افطار می‌نمایند، ولو به افق محلی شروع یا پایان روزه یا هر دو منطبق بر طلوع فجر و غروب آفتاب نباشد. در مناطق فوق در ایام یادشده زمان شروع یا پایان روزه در طول روز به شرط رعایت طول آن و ممتد بودنش تخییری است.

مقدمه‌ای بر آراء فقهی

فتوا، رساله‌ی عملیه یا توضیح المسائل، و مرجع تقلید یا مفتی هیچ تناسبی با روی‌کرد فقهی این بنده ندارد. در این روی‌کرد تقلید مطلقا بی‌معنی است، لزوم رجوع در تمام ابواب و مسائل به یک نفر به‌عنوان مرجع اعلم نیز بی‌معنی است. پرداخت وجوه شرعیه به ایشان نیز دلیل معتبری ندارد. رأی فقهی مثل هر رأی علمی دیگری نهایتا فهم صاحب آن است که حق نقد و بررسی آن برای هر صاحب نظری محفوظ است و افراد غیرصاحب‌نظر نیز در عمل به رأی هر صاحب نظری آزادند، مثل دیگر آراء علمی. فقه از حیث موازین ارتباط صاحب‌نظر و غیرمتخصص هیچ شیوه‌ و روش منحصربه فردی در مقایسه با دیگر علوم ندارد. فقه نیاز به پالایش ساختاری دارد نه حذف و ریشه‌کن کردن. اجتهاد در مبانی و اصول روش پالایش ساختاری فقه موجود است. نویسنده نه خود را مفتی می‌داند نه سودای مرجع تقلید شدن دارد. اصولا فتوا دادن و تقلید از مفتی را مفید نمی‌داند تا به آنها دست یازد. آراء فقهی منتشرشده در این وبسایت همان‌هاست که من خود به‌آنها عمل می‌کنم. از احدی نیز دعوت نکرده و نمی‌کنم تا به‌آنها عمل کند. البته اگر کسی این آراء را صائب دانست و به آنها عمل کرد، کار نادرستی انجام نداده است. اصلاح فکر دینی و اصلاح سیاسی را دو برنامه‌ی جداگانه می‌دانم، و از هیچ کدام برای دیگری هزینه نمی‌کنم. ابراز این آراء جا را برای احدی تنگ نمی‌کند. هرکه نمی‌پسندد نقد کند. من از نقد و بررسی آرائم استقبال می‌کنم.

غسل، وضو و تیمم

غسل اعم از واجب و مستحب مجزی از وضو است. هرچند در غسلهای مستحب گرفتن وضو مستحب است. فردی که از جمله به نیت غسل به حمام یا استخر می رود و خود را می‌شوید غسل کرده است. جواز صحت وضو و غسل در مورد ناخن لاک زده شده چه در دستها چه در پاها و موی رنگ شده بعید نیست. سرمه‌ی خارج از چشم اگر غلیظ نباشد مانع صحت وضو یا غسل نیست. در حمامهای فعلی (دوش) بعد از زایل شدن نجاست احتمالی از بدن و شستن آن همین‌که آب تمام بدن را هم‌زمان در بر می‌گیرد غسل محقق شده مانند ارتماس در آب استخر و ترتیب خاصی لازم نیست (اول سر و گردن بعد طرف راست و بعد طرف چپ). قرائت قرآن در هر حالی مجاز است، قرائت آیات سجده بر جنب و حائض مکروه است نه حرام.

طهارت و نجاست

هرآنچه از جانب طبع سلیم انسانی و اصول بهداشتی ناپاک شناخته می‌شود از مصادیق نجاست است و اجتناب از آن برای نظافت و در زمان عبادت لازم است. اجتناب از کلیه‌ی نجاسات منصوص در زمان نماز و حج واجب و تطهیر از نحاسات غیرمنصوص (امور غیربهداشتی مورد نفرت طبع انسانی) در زمان عبادات بلکه مطلقا مطابق احتیاط و افضل است. آب مطلق – اعم از قلیل و کثیر – مطلقا در ملاقات با نجس یا متنجس نجس نمی‌شود، مگر این‌که نجاست بر آب غلبه کرده فاسد شود، به‌نحوی که رنگ، بو یا مزه‌ی آن تغییر کند. حجم یا وزن آب کثیر به عنوان کُر موضوعیت ندارد، و ملاک انفعال آب در ملاقات با نجاست یا منتجس است. تطهیر با غیر آب به شرط زوال کامل آثار ادرار مجاز است. متنجس با زوال یا ازاله‌ی عین نجاست طاهر می‌شود. آب کشیدن بعد از آن احتیاط مستحب است نه واجب. کفر، شرک، دین باطل و عقیده‌ی فاسد از علل نجاست محسوب نمی‌شود. عقیده و دین باعث نجاست ظاهری نیست. سگ نجس العین نیست و محکوم به طهارت است. هرچند از آب دهان سگ باید اجتناب کرد. مشروبات الکلی اگر چه نوشیدنشان (ولو یک قطره حتی پائین تر از حد مستی) از محرمات مؤکد است، اما نجس نیستند.

اجتهاد و تقلید

شیوه‌ی اجتهاد مصطلح و رایج در جهان تشیع بلکه در جهان اسلام «اجتهاد در فروع» است. در مقابل این شیوه «اجتهاد در مبانی و اصول» قرار دارد، که معنای آن اجتهاد در مبانی معرفت‌شناختی، جهان‌شناختی، فلسفی، اخلاقی و کلامی از یک سو و اجتهاد در اصول فقه از سوی دیگر، قبل از اجتهاد در فروع فقهی است. مبانی و اصول یادشده نیاز به خانه تکانی جدی و پالایش و پیرایش و اصلاحات ساختاری دارد. اجتهاد در مبانی و اصول در میانه‌ی سنت و مدرنیته کوشش می کند از دستاوردهای علوم جدید در فهم روش‌مند علوم دینی استفاده کند.

عدم تفاوت سادات و غیرسادات در زکات در زمان ما

برای انعقاد ظهور روایات مستفیضه معتبره در اطلاق باید احراز شود که متکلم از جهت زمان محرومیت در مقام بیان بوده است. موضوع حکم مرکب است و رکن آن حیات نبی یا حضور ولیّ است، جزء غیر رکن اقربای نبی یا ولیّ بودن است، یا حیات نبی (یا حضور ولیّ) حیثیت تقییدیه در موضوع حکم است. واضح است که با وفات نبی یا عدم حضور ولیّ خویشاوندی یا هم قبیلگی مفید فایده‌ای نیست. رکنیت حیات نبی یا حضور ولیّ قرینه‌ی مطمئنه‌ی عقلیه‌ای می‌شود تا در مقام بیان بودن متکلم احراز نشود و در نتیجه تمسک به اطلاق لفظی روایات مذکور میسر نیست. اگر پیامبر مردم را به زکات امر می‌کرد و خود هم از آن بهره‌مند می‌شد و خانواده و عشیره‌اش که در حکم او بودند نیز از زکات برخوردار می‌شدند در این صورت متهم می‌شد که برای نفع شخصی از مردم زکات گرفته است. با وفات پیامبر (ص) چنین توهمی درباره خانواده و عشیره‌اش منتفی شده است.

حسنین (ع) و روزه‌ی روز عرفه

بر اساس دو روایت معتبر در التهذیب، الاستبصار و من لایحضره الفقیه حسن بن علی (ع) در روز عرفه روزه نمی‌گرفته و حسین بن علی (ع) روزه می‌گرفته است. بر اساس روایت سالم (در من لایحضره الفقیه و علل‌الشرایع) و مرفوعه‌ی مسروق (در کتاب التعازی) که اعتبار سندیشان احراز نشد دلیل این اختلاف به عنوان امامت باز می‌گردد نه به شخص امام. امام روزه نگرفته تا این روزه سنت نشود. لذا حسین بن علی (ع) در دوران امامت برادرش روزه‌دار بوده و در دوران امامت خودش روزه نگرفته است.

ملاک و اقسام بلوغ

بلوغ موضوعی طبیعی و عرفی است، و از حقایق شرعیه محسوب نمی‌شود. نشانه‌ی بلوغ در پسران احتلام، و در دختران قاعدگی (حیض) است. سن از نشانه‌های تعبدی بلوغ نیست، در شرائط جغرافیایی مختلف، شرائط فرهنگی متفاوت و افراد سن بلوغ جنسی تفاوت می‌کند. سنین مذکور در روایات از مختصات زمان و مکان صدور آن روایات است و قابل تعمیم به شرائط دیگر جغرافیایی و فرهنگی نیست. فقهای امامیه در زمینه‌ی سن بلوغ دختران بین قاعدگی و سن خاص چهار قول اختیار کرده‌اند: عدم تعیین سن خاص و اکتفا به قاعدگی، ۹ سال قمری، ۱۰ سال قمری، ۱۳ سال قمری. فقیهان در مورد بلوغ پسران در یکی از دو علامت احتلام و رسیدن به ۱۵ سال قمری نسبتا هم‌داستان هستند. به نظر من علامت بلوغ جنسی پسران احتلام، و علامت بلوغ جنسی دختران قاعدگی است. سن مکلف سالم در امر بلوغ جنسی موضوعیتی ندارد. بلوغ اقسامی دارد و در همه‌ی امور از قبیل امور جنسی، عبادی، جزائی، اقتصادی، سیاسی و غیر آن لزوما یکسان نیست. بلوغ با بلوغ جنسی آغاز می‌شود. بلوغ عبادی یا سن تکلیف همان بلوغ جنسی است. بلوغ در امور اقتصادی و سیاسی یا امور جزایی و کیفری امری عرفی است، و بعد از بلوغ جنسی رخ می‌دهد. عقلا در این حوزه‌ها سن را ملاک دانسته‌اند. در دوران ما بلوغ در امور اقتصادی، سیاسی و کیفری حداقل ۱۸ سال تمام شمسی است.

شیخ صدوق و شهادت ثالثه در اذان

اذان دو شهادت بیشتر ندارد: شهادت به وحدانیت خداوند و شهادت به رسالت محمد بن عبدالله (ص). در اذانی که پیامبر (ص) به مسلمانان تعلیم کرده شهادت ثالثه نبوده است، اذان ائمه (ع) نیز فاقد چنین جمله ای بوده است. شیخ صدوق در کتاب من لایحضره الفقیه اضافه کردن این جمله به اذان را به مفوضه [غلاة] نسبت داده است. اذان از عبادات توقیفی و تعبدی است و می باید بر آنچه پیامبر(ص) تعلیم داده اند بی یک کلمه کم یا زیاد اکتفا کرد.

اسلام شیعی: شادی، موسیقی، آواز و رقص

شادمانی اگر با حرام آلوده نشود فی حد نفسه هیچ منع شرعی ندارد. چون در گذشته شادی‌ها نوعا با حرام ممزوج بوده حکم اعمال حرام بر هم‌نشین‌شان نیز سرایت کرده است. اگر سرور و شادمانی از تفریحات سالم، ورزش، هنر، و هر امر مباح دیگری (سرگرمی) حاصل شود یقینا هیچ منع شرعی نخواهد داشت. اگر در مصادیق مشروع حزن، اندازه نگاه داشته نشود و به رویه‌ی رایج در زندگی تبدیل شود، به اینکه ایمان و غم یا اسلام و اندوه ملازم هم تلقی گردد، یقینا برداشتی اشتباه و جفا به دیانت سیدالمرسلین (ص) است. مسلمانان اهل سنت از شیعیان شادترند و دین‌داری‌شان با سرور و شادی بیشتری همراه است. شیعیان در هزاره‌‌ی اخیر با برجسته کردن بیش از اندازه‌ی عزاداری امام حسین (ع) در غیر عاشورا، در اعیاد هم زیارت عاشورا می‌خوانند و نوحه‌سرایی و مرثیه‌خوانی می‌کنند، مجالس اعیادشان به ندرت رنگ شادی دارد، تو گویی شاد بودن و ابراز سرور اشکال شرعی دارد یا حرام  و مکروه است! استقرار حکومت اسلامی و قرائتی خاص از تشیع در ایران پس از انقلاب، که همراه با قشری‌گری بوده است، به کاهش شادی و افزایش غم انجامیده است. حجاب اجباری، تحمیل رنگهای تیره و مرده در لباس بانوان و دختران جوان و نوجوان، سخت‌گیری‌های فاقد هرگونه اعتبار دینی، محدودیت در هنر و فرهنگ و برخی ورزش‌ها با توهّم حرمت، به‌نوعی در کاهش شادی موثر بوده است. آموختن و نواختن و گوش کردن موسیقی فی حد نفسه مانع شرعی ندارد، هم‌چنانکه آواز خواندن و گوش کردن به آن هم فی حد نفسه مجاز است. موسیقی یا آواز حرام دلیل می‌خواهد نه برعکس. خوانندگی بانوان حتی به‌صورت تک‌خوانی هم – اگر بطور متعارف باشد – منع شرعی ندارد، همانند سخن گفتن ایشان. گوش دادن به آن نیز اشکال شرعی ندارد. رقصیدن فی حد نفسه حرام نیست، آنچه حرام است موارد زیر است:
الف. اختلاط زن و مرد نامحرم. 
ب. رقصیدن زنان در برابر مردان نامحرم.
 ج. رقصها و حرکات شهوانی (در غیر زن و شوهر).