آرشیو تگ ها: اسحاق

بازخوانی سنت ابراهیم خلیل الرحمن

چکیده: بحث در دوازده نکته قرآنی متمرکز شده است. چرا ابراهیم فاخر ترین پیامبر خداوند است؟ سزاوارترین مردم به ابراهیم چه خصوصیاتی دارند؟ چرا خداوند ابراهیم را پدر مومنان معرفی کرده و نام دین او را اسلام نهاده است؟ ابراهیم چه نسبتی با توحید دارد؟ چرا مفسران إصرار دارند آزر که قرآن صریحا پدر ابراهیم معرفی است را عموی تبراهیم بدانند؟ نحوه مواجهه ابرهیم با پدر مشرکش چگونه بود؟ چرا ابراهیم بت شکن تبرش را به گردن بت بزرگ انداخت و او را نشکست؟ چرا آتش ابراهیم را نسوزاند؟ چگونه پرسش ابراهیم از معاد مخل ایمان او نبود؟ بشارت کدام فرزند در کهنسالی به ابراهیم داده شد؟ إسحاق یا ابراهیم؟ ابتلای عظیم ابراهیم با قربانی کردن کدام فرزند محقق شد؟ اسماعیل یا إسحاق؟ از معمار کعبه و معلم حج چه می دانیم؟ معنای امامت ابراهیم چیست؟ زمامداری سیاسی؟ مقام اخلاقی ابراهیم چه مقامی است؟
سزاوارترین مردم به اولیاء دین آنها نیستند که سنگ اولیاء را به سینه می زنند. ملاک سزاواری تبعیت عملی است. ابراهیم پدر حقیقی هر موحد و مومنی است. در خانواده ایمانی هر که از ابراهیم در نظر و عمل تبعیت کند فرزند اوست. مفسران آزر را عموی ابراهیم معرفی کرده اند، چرا که با نظریه کلامی – پدر پیامبر نمی تواند موحد نباشد! – سازگار نیست. راستی دلیل این نظریه کلامی چیست؟ و چقدر توان هماوردی با مفاد این آیات دارد؟ ادب ابراهیم نسبت به پدر مشرک چیزی است که باید اسوه ما قرار گیرد. تا آنجا که اطمینان به دوزخی بودن افراد نداشته باشیم، می توانیم برایشان آمرزش بخواهیم.
می توان از أصول دین و مذهب هم پرسید. این پرسشها منافاتی با ایمان ندارد. پرسش خط قرمز ندارد. متولیان رسمی دین که جلوی پرسشگری مردم را می گیرند با مشی ابراهیم خلیل الرحمن و خدای او بیگانه اند. پسر ذبیح ابراهیم إسحاق بوده یا اسماعیل؟ در میان مفسران کم نیستند آنها که ذبیح را إسحاق معرفی کرده اند. امامت ابراهیم منحصر در یا معادل با زعامت سیاسی نیست، بسی بالاتر است. این امامت رهبری معنوی و دینی است. شیعیان این آیه را مبنای اصل مذهبی امامت دانسته اند و با آن زمامداری خلفای اهل سنت را بالکل نامشروع دانسته اند. زمامداری شاهان و رهبران شیعه هم تفاوت چندانی با شاهان و خلفای اهل سنت نداشته است. برای ابراهیمی بودن باید خالصانه در راه خدا از عزیزترین‌ها گذشت. دنیا را فدا کرد تا به آخرت که باقی است رسید.