آرشیو تگ ها: اسلام سیاسی

حکومت اسلامی در تعالیم پیامبر و ائمه

چکیده: حداقل سه رویکرد درباره حکومت اسلامی مطرح است: «اسلام سیاسی» آقای خمینی: حکومت اسلامی از اجزای ضروری اسلام است و کوشش برای اقامه و حفظ آن شرعا بر همگان واجب است. رویکرد «اسلام سنتی»: حکومت اسلامی منحصر به زمان پیامبر و ائمه است. رویکرد «اسلام نواندیش»: حکومت و نظام سیاسی امری عرفی و از ضروریات زندگی اجتماعی است. این امر در زمره انتظارات از دین محسوب نمی شود، و اگر پیامبر و ائمه در مقطعی به این امر اقدام کرده اند یا سخنی گفته اند، از زمره امور موقت و موسمی محسوب می شود. (علی عبدالرازق، حائری یزدی، و مهدی بازرگان در دیدگاه متأخرش) چرا حکومت اسلامی فاقد دلیل معتبر بلکه مضر است؟ أولا کارویژه حکومت برقراری نظم و امنیت، و ارائه خدمات عمومی است. این کارویژه ربطی به هیچ دین و آئینی ندارد. کارآمدی دولت به کارشناسی در أمور مادی جامعه است. می توان به احکام سیاسی اجتماعی اسلام باور داشت اما حکومت اسلامی را غیرمفید یا غیرممکن دانست. ثانیا تاسی به حکومت پیامبر در مدینه نمی تواند دلیلی برای ضرورت حکومت اسلامی در دیگر زمانها باشد، چرا که ایشان متصل به وحی بود. در زمان انقطاع وحی این خلاء عمیق چگونه قرار است جبران شود؟ تفکر سنتی در اینجا حجت قوی دارد که اگر اقامه حکومت اسلامی ممکن و مفید باشد چرا غیبت اتفاق افتاد و استمرار یافته است؟ تاسیس حکومت تلازمی با نبوت یا امامت ندارد. مدینة النبی متوقف بر شرایط زمانی مکانی خاصی بوده است. چیزی که بر ائمه واجب نبوده چرا در غیاب ایشان ضرورت دارد؟! ثالثا فراهم کردن مقدمات برای دنبال کردن غایات متعالی دین و ارزشهای اخلاقی هیچ ربطی به حکومت ندارد. حکومت نه تاجر خوبی است، نه متولی خوبی برای اخلاق و معنویت و دیانت. با پلیس و دادگاه و قوه قهریه نمی توان ایمان و اخلاق را گسترش داد. رابعا اگر شریعت رعایت ارزشها و هنجارهای دائمی باشد، و قالب احکام متغیر و موسمی باشند، در این صورت اجرای احکام موقت و موسمی متعلق به شرایط زمانی مکانی گذشته در شرایط زمانی مکانی متفاوت نامش اجرای شریعت نیست. حکومت اسلامی نه امری مقدور است، نه مفید و نه مطلوب. برای سلامت دیانت و اخلاق و معنویت ضروری است که نهاد حکومت از نهاد دیانت مجزا باشد. در یک حکومت عرفی دنبال کردن اهداف دینی و ارزشهای اخلاقی و هنجارهای شرعی توسط مؤمنان علاقه مند در جامعه مدنی صورت می گیرد.

تأملی دوباره در اسلام سیاسی

اسلام سیاسی، اسلام‌گرائی و بنیادگرائی اسلامی واژه‌های مبهمی هستند. نسخه‌ی واحد برای جریانهای متنوع مسلمان پیچیدن کاری غیرعلمی و نادرست است. صرف الهام گرفتن از اسلام دلیل جامعی برای هم‌سنخی این جریانهای بسیار متنوع نیست. قصد من «تأملی دوباره درباره‌ی اسلام سیاسی در ایران معاصر» است که جمهوری اسلامی بارزترین نمونه‌ی آن است. تجربه‌ی جمهوری اسلامی جائیش اشتباه بوده، کجایش؟ این پاسخ قابل مناقشه‌ی جدی است: جمهوری اسلامی از اساس درست بوده، برخی اشتباهات جزئی در اوائل کار پیش آمد که ناشی از بی‌تجربگی بوده و در هر نظامی پیش می‌آید. اما بعد از رحلت بنیان‌گذار جمهوری اسلامی نظام منحرف شده، و این انحراف به‌تدریج عمیق‌تر و گسترده‌تر شده است. پاسخ درست این است: جمهوری اسلامی از اساس اشکالاتی بنیادی داشته است. این اشکالات به‌تدریج بیشتر شده است. علت این اشکالات بنیادی برخی یا همه‌ی عوامل زیر است: استبداد، انحصار امور در دست بخشی از روحانیت، ولایت فقیه و عدم جدایی نهاد دین از دولت. انحراف با همین جمله آغاز شد: دیانت ما عین سیاست ماست و سیاست ما عین دیانت ما. این رویکرد هم سیاست ما را بر باد داد هم دیانت ما را. استقلال و عدم وابستگی امور مطلوب و مستحسنی هستند، اما استبداد و سلب حقوق مردم را به بهانه‌ی استقلال و مبارزه با صهیونیسم و امپریالیزم توجیه شرعی کردن عین خیانت است. اینکه بسیاری شهروندان ایران جمهوری اسلامی را با طالبان و داعش هم‌روش می‌دانند و بر این باورند که جمهوری اسلامی نسخه شیعی و طالبان و داعش نسخه سنی و دو رویه‌ی یک سکه است، یعنی اگر ملاک رضایت مردم است وقتش رسیده که زمامداران مبتلا به ادبار عمومی خداحافظی کنند.

اسلام سیاسی در ایران معاصر

اسلام سیاسی چهار مؤلفه دارد: یک. سیاست زیرمجموعه‌ی دیانت، دو. استفاده از ظرفیتهای اسلام برای بسیج توده‌ها در زمان انقلاب و استقرار نظام، سه. حق ویژه‌ی فقها در حوزه‌ی سیاسی، چهار. شریعت به مثابه‌ی قانون کشور. مقابل اسلام سیاسی دو گونه‌ی اسلام غیرسیاسی و اسلام مدنی است. مراد از اسلام مدنی سیاست‌ورزی مسلمانان در جامعه‌ي مدنی در نظام سکولار است. هر یک از این سه گونه اسلام نمونه‌هایی در ایران معاصر داشته‌اند.

تلألؤ چراغ دین

منتظری نظریه پرداز اسلام سیاسی در زمان ما بود، در اسلام سیاسی او رحمت حرف اول را می زد، رضایت عامه بالاترین نقش را داشت، و هدف عدالت بود. فقه او را می توان به فقه آزادی بخش در برابر فقه استبدادی رسمی تعبیر کرد. او تلألؤ چراغ دین در عصر ما بود. دیدگاهش درباره ولایت فقیه سه مرحله از تطور را پشت سر گذاشته است:ولایت انتصابی فقیه، ولایت انتخابی مقیده فقیه اعلم و بالاخره نظارت عالیه فقیه اعلم. این عصاره تفکر فقه سیاسی منتظری است.

اسلام سیاسی بین افراط و تفریط

جریان اسلام سیاسی توانست سیاست را به متن زندگی شیعیان برگرداند، اما در مقابل بیش از یک هزاره تفریط به افراط گرائید و سیاست ورزی و به دست گرفتن قدرت سیاسی در تارک وظائف شرعی شیعیان قرار گرفت. پرداختن به جزئیات سیاسی وقت معتنابهی از متدینان را به خود اختصاص داد. مواضع سیاسی بیشترین نقش را در اعتبار جایگاه مراجع تقلید ایفا کرد. سیاست در مقامی بالاتر از فقه بلکه هر رشته‌ی دیگری قرار گرفت و مصلحت سیاسی سکاندار اندیشه‌ی دینی شد. مراجع تقلید غیرسنتی و روشنفکران دینی همانند احزاب سیاسی و در غیبت آنها کارکرد فعالان سیاسی یا احزاب سیاسی پیدا کرده اند و در بسیاری امور ریز و درشت سیاسی اظهار نظر و ارائه‌ی طریق می کنند. طریق وسط بین افراط و تفریط برای عالمان دین و نواندیشان دینی اکتفا به اظهار نظر سیاسی در امور کلانی است که جنبه‌ی حیاتی دارد و عدم اظهار نظر به انحراف اساسی جامعه می انجامد. اظهار نظر در امور موضوعی و روزمره‌ای که خود مردم توان تشخیص دارند زیبنده‌ی ایشان نیست. آنها باید در عمل اثبات کنند که زائده‌ی سیاستمداران اصلاح طلب نیستند و در اندیشه و عمل آنها اموری مهمتر از سیاست هم هست.

صوت

تبارشناسی سه رویکرد به نهضت حسینی

«اسلام سنتی»، تشیع سیاه پوش: عزاداری به مثابه کفاره گناهان
«اسلام سیاسی»، تشیع سرخ انقلابی: عزا به مثابه همراهی سیاسی با قیام حسینی برای براندازی حاکمیت ظالم، استقرار عدالت، اقامه ی دین و بدست گرفتن قدرت سیاسی
«اسلام مدنی»، تشیع سبز اجتماعی فرهنگی سیاسی: نهضت حسینی حماسه ی استقامت بر ارزشهای اصیل اخلاقی و اشاعه معالم دین

تلألؤ چراغ دین

در حالی که برگزاری مراسم ترحیم و شب هفت و بزرگداشت آیت الله العظمی منتظری در ایران ممنوع اعلام شده بود ایرانیان مقیم آمریکا در مرکز نور و دانش نیوجرسی در مجلس سوگ این عالم آزاده اجتماع کردند. محسن کدیور از شاگردان این فقیه متأله در رثای استادش سخن گفت. او طی پنج بخش به ابعاد شخصیت و خدمات علمی آیت الله منتظری پرداخت.

در بخش اول با استناد به سه ارزش بنیادی علم، تقوا و جهاد در اسلام، منتظری را عالمی متقی و مجاهدی خستگی ناپذیر معرفی و محضر منتظری را جلسه بحث آزاد و نقادی علمی دانست. کدیور در دومین بخش آیت الله منتظری را حکیمی متأله در نگهبانی اندیشه اسلامی در برابر شبهات و اشکالات معاصر ترسیم کرد. شیوه منتظری نقد فکر همراه با احترام به متفکر بود. تشریح پیام تاریخی 11 دی ماه 1387 خطاب به حوزها، حکومت و روشنفکران و نواندیشان و قلم بدستان اوج دیدگاه منتظری در نقادی اندیشه معاصر بود. به نظر آیت الله منتظری اولا پیامبر (ص) علت قابلی وحی الهی بوده، ثانیا قول به علت فاعلی بودن ایشان بر خلاف فلسفه وعرفان اسلامی است، ثالثا وحی را محصول تجربه نبوی دانستن با ظواهر قرآن کریم و سنت نبوی ناسازگار است.

سومین بخش سخن کدیور به فقه آزادی بخش و اسلام سیاسی اختصاص داشت. کدیور با انتقاد از دو رویکرد افراطی “فقه یعنی تمام اسلام” و رویکرد تفریطی “اسلام منهای فقاهت و شریعت”، منتظری را نماینده دیدگاه اعتدالی در اسلام شناسی معاصر دانست. از دید این فقیه بصیر راه برون رفت از مشکلات، حذف کردن فقه از صورت مسئله دین نیست، راهش متحول کردن فقه است، اجتهاد بصیر لازم است. در عین اینکه با کلید فقاهت نمی توان همه قفلها را باز می کرد. او بشدت با زیاده روی در منزلت علم فقه در جامعه مخالف بود.

منتظری نظریه پرداز اسلام سیاسی در زمان ما بود. در اسلام سیاسی او رحمت، رضایت عمومی و عدالت محورهای اساسی را تشکیل می داد. فقه او را می توان به فقه آزادی بخش در برابر فقه استبدادی رسمی تعبیر کرد.

دیدگاهش درباره ولایت فقیه سه مرحله از تطور را پشت سر گذاشته است: ولایت انتصابی فقیه قبل از انقلاب، ولایت انتخابی مقیده فقیه اعلم در دهه اول جمهوری اسلامی، و بالاخره نظارت عالیه فقیه اعلم در برابر دخالت جزئی در همه امور در دو دهه اخیر. در سه محور با استادش در نظریه ولایت فقیه اختلاف نظر جدی داشت: اول، انتخابی بودن رهبر بجای انتصابی بودن آن، دوم، تقید به قانون اساسی و شریعت در برابر ولایت مطلقه، سوم، حفظ نظام را وجوب مقدمی برای تحقق عدالت و ارزشهای انسانی و اسلامی می دانست نه اینکه برای آن موضوعیت قائل باشد.

کدیور در چهارمین بخش به جایگاه رفیع ایشان در زمینه حقوق بشر و حقوق انسان از آن حیث که انسان است و حقوق شهروندی همه مردم فارغ از دین وعقیده شان اشاره کرد. منتظری نخستین فقیه شیعی است که رساله ای مستقل در زمینه حقوق بشر نگاشت. و بالاخره بحث با رهبری معنوی جنبش سبز به پایان رفت. منتظری در سال 68 مظلومانه از قدرت رسمی عزل شد، اما در نهایت با انتخاب آزادانه و آگاهانه ایرانیان در اوج عزت به عنوان رهبر معنوی جنبش اعتراضی ملت ایران دارفانی را وداع گفت. پیام منتظری از زبان شاگردش پاکسازی جمهوری اسلامی از ولایت جائر با تکیه بر ظرفیتهای قانون اساسی است. کدیور منتظری را تلألؤ چراغ دین در دوران ما با ترکیبی از رحمت نبوی، عدالت علوی و آزادگی حسینی معرفی کرد.

در سوگ استاد:تسلیت درگذشت فقیه عالیقدر حضرت آیت الله منتظری

من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدّلوا تبدیلا شیخنا الاستاد آیت الله العظمی حسینعلی منتظری نجف آبادی پس از عمری پربار و حیاتی پرعزت و کارنامه ای درخشان …

رضایت مردم

People’s Consent “All the people of Iran are the owners of Iran” by Ari Siletz 04-Aug-2010 Before his 15 Shaban sermon on the occasion of the birth of the Shiite Imam Mahdi, Nazy Kaviani and I were given the opportunity …

فريضه نقد قدرت

حکومت‌ها يکباره که مشروعيت خود را از دست نمی‌دهند و يک شبه نامشروع نمی‌شوند. بين سفيدي و سياسي رنگ‌هاي متعدد خاکستري مي‌تواند يافت شود. آنچه که فقهاي عظام کمتر بدان دقت کرده‌اند اين است که احکام و متون فقهي ما يا متوجه احکام حاکم عادل است، يا متوجه حکومت جائر، اما اگر حکومت در بين اين دو بود نه تمام‌عيار عادل و مورد رضايت مردم و مدبر بود، و نه کاملاً بي‌کفايت و ظالم و مورد عدم رضايت مردم بود؛ با اين حکومت به‌لحاظ شرعي چگونه بايد برخورد کرد؟

سیاست نامه خراسانی

آخوند ملا محمد كاظم خراساني (1329- 1255هجري قمري) صاحب كفاية الاصول، يكي از بزرگترين علماي جهان اسلام در سده اخير، يكي از اركان علم اصول فقه در حوزه تشيع و بلندپايه ترين مجتهد حامي مشروطه، در دو بعد نظري و عملي در نهضت مشروطيت در ايران منشأ اثر جدي بوده است. با اينكه فرصت آنرا نيافت كه كتاب مدون يا رساله مستقلي در حوزه سياست به رشته تحرير درآورد، اما در لابلاي آثار فقهي اصولي و نيز در متن تلگرافها، لوايح و نامه هاي كوتاه و بلند وي آراء سياسي بديعي به چشم مي خورد كه مي توان از “مكتب سياسي خراساني” سخن به ميان آورد.
“سياست نامه خراساني”- كتابي كه باعذر تقصير يه محضر آخوند خراساني با يك قرن تأخير منتشر مي شود- گردآوري و تصحيح انتقادي قطعات سياسي در آثار عربي و فارسي اين فقيه خبير است كه از كتب مرجع انديشه شناسي اسلام سياسي در صدر مشروطيت به حساب مي آيد.

 pdf (مقدمه)

نظريه هاي دولت در فقه شيعه

“آيا انديشه‌ سياسي‌ در اسلام‌ يا انديشه‌ سياسي‌ و فقه‌ شيعه‌، ملازم‌ نظ‌ريه‌ واحدي‌ درباره‌ دولت‌ است‌ يا بر اساس‌ معيارهاي‌ معتبر فقهي‌ نظ‌ريه‌هاي‌ مختلفي‌ ارائه‌ شده‌ يا قابل‌ ارائه‌ شدن‌ است‌؟”
اين‌ كتاب‌ در پي‌ پاسخ‌ به‌ اين‌ سوال‌ اساسي‌ به‌ رشته‌ تحرير درآمده‌ و بر آن‌ است‌ كه‌ نظ‌ريه‌هاي‌ متعددي‌ درباره‌ دولت‌، زمامداري‌ و اداره‌ امور جامعه‌ از سوي‌ فقيهان‌ شيعه‌ بويژه‌ فقهاي‌ متاخر مط‌رح‌ شده‌ است‌. تعدد اين‌ نظ‌ريه‌ها نشان‌ مي‌دهد كه‌ در باب‌ دولت‌ هيچ‌ نظ‌ريه‌اي‌ ضروري‌ دين‌ و مذهب‌ يا ضروري‌ فقه‌ محسوب‌ نمي‌شود، به‌نحوي‌ كه‌ انكارش‌ مستوجب‌ عقوبت‌ باشد، حتي‌ نظ‌ريه‌ متفق‌ عليه‌ فقيهان‌ در دست‌ نيست‌. هدف‌ از نگارش‌ “مجموعه‌ انديشه‌ سياسي‌ در اسلام “دسته‌بندي‌ و مقايسه‌ نظ‌ريه‌هاي‌ دولت‌ در فقه‌ شيعه‌ با يكديگر، آشنايي‌ با مبادي‌ تصوري‌ و پيش‌فرضها، مباني‌ تصديقي‌ و دليلها و بالاخره‌ لوازم‌ و پيامدهاي‌ هر نظ‌ريه‌ با روش‌ تحليل‌ انتقادي‌ بر اساس‌ منابع‌ اصلي‌ و دست‌ اول‌ فقه‌ شيعه‌ است.