آرشیو تگ ها: امام حسین

عاشورا از سه منظر

چکیده: سنگینی بار مصیبت عاشورای سال ۶۱ باعث اشتباهاتی در تفکر رایج شیعه شده است. پرسش اول: آیا بین عید بخشایش یهودیان یوم کیپور و عاشورای مسلمانان ارتباطی برقرار است؟ آیا در زمان هجرت پیامبر (ص) به مدینه بین این دو روز ارتباطی بوده است؟ به باور یهودیان روز یوم کیپور (روز دهم ماه هفتم) خدا گناه بنی اسرائیل در پرستش گوساله سامری را مورد بخشش قرار داد و از این رو این روز روز آمرزش نام گرفت. روزه گرفتن در یوم ‌کیپور واجب است، که از غروب روز نهم شروع و در پایان شب روز یوم کیپور پایان می‌یابد و حدود ۲۵ ساعت به طول می انجامد. پیامبر و مسلمانان سال اول هجرت در مدینه را که یوم کیپور با عاشورا مقارن بود روزه گرفتند. با نزول آیات روز در رمضان سال دوم، روزه واجب مسلمانان به ماه رمضان منتقل شد و از روزه عاشورا رفع وجوب شد، اما جواز آن باقی ماند. روزه یوم کیپور و عاشورای سال اول هجرت که در یک روز بوده هیچ ارتباطی با فاجعه کربلای سال ۶۱ نداشته است.
پرسش دوم: استحباب مؤکد روزه عاشورا فتوای اجماعی مذاهب اربعه اهل سنت است. آیا فضیلت روزه این روز از بدعتهای بنی امیه به عنوان عید و شادمانی به مناسبت کشتار کربلاست؟ آیا روزه در روز عاشورا در فقه اهل بیت حرام یا مکروه است؟ در فقه شیعه سه فتوی درباره روزه روز عاشورا به چشم می خورد: استحباب، کراهت و حرمت. از جمله مهمترین قائلان به استحباب روزه عاشورا با قید حزن شیخ طوسی در مبسوط، محقق حلی در شرایع الإسلام و صاحب جواهر هستند. اقوی استحباب روزه در روز عاشورا از حیث روزه است به دلیل نصوص معتبر فاقد معارض.البته تردیدی در حرمت روزه عاشورا به عنوان تبرک و فرح نیست، آن‌چنان که فرومایگان بنی امیه مرتکب شده اند. فضیلت روزه عاشورا با روزه ماه رمضان منسوخ نشده است. این فضیلت نه تنها از پیامبر (ص) در منابع سنی و شیعه روایت شده بلکه در منابع شیعه مستند به روایات معتبر از ائمه اهل بیت از جمله امام باقر و صادق (ع) (بعد از فاجعه کربلا) است. کلیه روایاتی که در منع از روزه عاشورا و ارتباط آن با واقعه مولمه سال ۶۱ در کربلا در منابع شیعی نقل شده اند فاقد اعتبار سندی هستند و قابل استناد به ائمه اهل بیت (ع) نیستند. اینکه بنی امیه امام حسین (ع) در روز عاشورا به شهادت رساندند (اگر انتخاب این روز با برنامه بوده باشد) به دلیل سوء استفاده از فضیلت روز عاشورا بوده است، آن‌چنان‌که خوارج هم امیرالمؤمنین (ع) را در شب قدر در ماه رمضان به شهادت رساندند، برای سوء استفاده از فضیلت ایام قدر و رمضان. اما تلخی شهادت مولای متقیان (ع) باعث نشده فضیلت شبهای قدر نفی شود. بر همین منوال فضیلت روز عاشورا و استحباب روزه آن امری مستقل از فاجعه مولمه قتل فجیع سیدالشهدا و هفتاد و دو تن یار باوفای ایشان در کربلاست، و حساب این دو باید از هم جدا نگاه داشته شود.
پرسش سوم: در برخی متون دوره اسلامی فضایل دینی متعددی به این روز نسبت داده شده است. آیا این داستانها صحت دارد و صرفا در متون اهل سنت نقل شده، یا در روایات شیعی هم به چشم می خورد؟ این فضائل در منابع شیعی هم نقل شده است، از جمله روایت دعائم از امام صادق و روایت امام باقر در تهذیب شیخ طوسی و اقبال سید بن طاوس مبنی بر اینکه در این روز توبه آدم و حوا پذیرفته شد، کشتی نوح به ساحل رسید، دریا برای موسی و بنی اسرائیل شکافته شد و فرعون و سپاهیانش غرق شدند، ابراهیم و عیسی متولد شدند، یونس با قبول توبه اش از شکم ماهی به در آمد، و امام زمان قیام خواهد کرد. در روایت شیخ صدوق در کتب علل الشرایع و امالی از میثم تمار نقل شده که احادیث فضیلت عاشورا جعلی هستند. درباره هیچیک از فضائل روز عاشورا و نیز انکار آنها در ارتباط با عاشورای سال ۶۱ از هر دو سو روایت معتبری در دست نیست. یعنی این فضایل مطلقا در منابع شیعی اعتباری ندارد.
بسیاری از روایات در فضیلت عزاداری عاشورا ساخته و پرداخته محبان غالی اهل بیت (ع) و صرفا انعکاس ذهنیت آنهاست و قابل انتساب به پیامبران سلف (ع)، پیامبر اسلام (ص) و ائمه هدی (ع) نیست. حساب سیدالشهدا (ع) را از ادبیات فربه غالیانه و ساختگی که متاسفانه بخش عظیمی از ادبیات عاشورایی ما را تشکیل می دهد باید عالمانه جدا کرد. ادبیات عاشورایی شیعه نیاز به یک جراحی بسیار سنگین دارد.

حسنین (ع) و روزه‌ی روز عرفه

بر اساس دو روایت معتبر در التهذیب، الاستبصار و من لایحضره الفقیه حسن بن علی (ع) در روز عرفه روزه نمی‌گرفته و حسین بن علی (ع) روزه می‌گرفته است. بر اساس روایت سالم (در من لایحضره الفقیه و علل‌الشرایع) و مرفوعه‌ی مسروق (در کتاب التعازی) که اعتبار سندیشان احراز نشد دلیل این اختلاف به عنوان امامت باز می‌گردد نه به شخص امام. امام روزه نگرفته تا این روزه سنت نشود. لذا حسین بن علی (ع) در دوران امامت برادرش روزه‌دار بوده و در دوران امامت خودش روزه نگرفته است.

عالمان دين، انتظارات و انتقادات امام حسين (ع)

عالمان دین، انتظارات و انتقادات امام حسین(ع) خطبه حسيني در انتظارات و انتقادات از عالمان دين مهمترين وظايف عالمان دين انتقاد امام حسين (ع)‌ از عالمان عصر خود اهداف نهضت حسيني   عالمان دين، انتظارات و انتقادات امام حسين (ع)* …

تحلیل اخلاقی نهضت حسینی

چکیده: آیا ملّتی که حسین دارد، اخلاق حسینی نیز دارد؟ آیا در جامعه ای که بر حسین می گرید فضیلت های اخلاقی بیش از جوامع دیگر است؟ این شور تا به شعور تبدیل نشود، نمی تواند ما را به مقصد برساند. بررسي اخلاقي یک مسأله، بسيار فراتر از پند و نصيحت و اندرز است. غرض، وصف فضايل نيكو و صفات پسنديده سيدالشهدا و ياران با وفاي ایشان، يا ذکر رذايل و صفات ناپسند سپاهیان شام و کوفه و لشكر اموی نیست. جامعه‌ما، جامعه ای اخلاقي نيست. در اخلاق عقب افتاده ایم و می پنداریم تافته جدا بافته هستیم! می پنداریم چون اهل ولایت هستیم، بهشت را به تضمین برای ما نگاه داشته اند. اینکه ما در عمل چه شباهتی با اولیای دینمان داریم؟ را خدا می داند. اخلاقي بودن همانند عدالت امري ماقبل ديني است. دین برای اخلاق ضمانت بسیار قوی ایجاد می کند.
آیا قيام حسین اخلاقي بود يا نه؟ اگر اخلاقي بود، با كدام معيارها و سنجه ‌ها؟ ضابطه ي اخلاقي بودن يك فعل چهار ضابطه است: سازگاری با مجموعه‌ افعال فاعل؛ تناسب بین هدف و وسیله؛ وجدان اخلاقي داشتن؛ و منطق بی طرفی اخلاقی. قاعده زرّین اخلاق: «با دیگران فقط طوری رفتار کنید که رضایت می دهید در همان موقعیت با شما رفتار شود».
مراحل چهارگانه نهضت حسینی: نهضت حسینی دقیقاً هفت ماه به طول انجامیده است: از رجب سال ۶۰ تا محرم سال ۶۱. در این هفت ماه، چهار مرحله ی متفاوت در نهضت حسینی قابل شناسائی است: مرحله اوّل: گریز از بیعت اجباری؛ مرحله دوم: خروج علیه ولایت جائر؛ مرحله سوم: تصمیم عزیمت به سرزمین ثالث؛ مرحله چهارم: شهادت باعزت در نبردی نابرابر.
ارزیابی اجمالی نهضت حسینی از منظر اخلاقی: باورهاي حسین از سخا، جود، شجاعت، ستم ستيزي و وفاي به عهد، همگي در منظومه ا‌ي سازگار قابل جمعند (ضابطه اوّل). وسايلی كه او براي رسيدن به اهدافش برگزیده بود، همگی متناسب بودند (ضابطه دوم). اهداف امام نیز اخلاقي بودند. خواسته ها، كارها و باورهاي او، همگی با باورهاي اخلاقيش سازگار بودند (ضابطه سوم). حسين اگر در حالت و موقعيّت يك شورشی نبود، اگر در موقعيت يك حاكم بود، همان مي‌كرد كه در زمان گذشته، پدرش علی كرده بود. علي با كساني كه عليه او خروج كرده بودند، يا حاضر به بيعت با او نشده بودند بیعت را به احدی تحميل نكرد. (ضابطه چهارم). چهار نکته فرعی:
نکته اول. ارزیابی اخلاقی همراه بردن خانواده به معرکه: حسین خانواده خود حتّی کودکان و شیرخوارگان را نیز به کربلا برد. در شام غریبان، اهل بیت حسین رنج ها کشیدند، مرارت ها بردند، به اسارت رفتند؛ آیا کاری که حسین کرد، کاری اخلاقی بود؟ آیا لازم بود خانواده اش متحمّل چنین رنجی شوند؟ آیا نمی توانست پیش بینی کند که در این سفر پر خطر مشکلات فراوانی پیش خواهد آمد؟ بر اساس پنج نکته، می توان گفت: حسین تصمیمی خردمندانه و عاقلانه گرفت. اهل بیت حسین نقشی بسیار حیاتی در نهضت او بازی کردند.
نکته دوم. چرا از میان ائمه اهل بیت، تنها حسین قیام کرد؟ مگر در زمان آنها حکّام ظلم و جور بر سر کار نبودند؟ مگر انحراف در شاکله ی اصلی جامعه، پس از پیامبر (ص) آغاز نشده بود؟ چرا علی بن ابی طالب همان نکرد که فرزندش انجام داد؟ تفاوت چه بود؟ تفاوت شرایط زمانی علت عدم قیام دیگر ائمه و قیام حسینی است.
نکته سوم. تعارض اصل حفظ جان با اصل پاسداری از حقیقت. حسین در مقابل یک دو راهی: از یک سو اصلی انسانی و قرآنی خود را به کشتن ندهید! و از سوی دیگر، اصل پاسداری از حقیقت، دغدغه اصلاح، فریضه امر به معروف و نهی از منکر و شفقت بر خلق که آن هم اصلی انسانی و حکمی دینی است. در تعارض این دو اصل اخلاقی چه باید کرد؟ راستی در این میان کدام فعل اخلاقی است؟
نکته چهارم. افعال حسینی: قدّیسانه و فرابشری یا عقلائی و بشری؟ تحلیل عقلانی نهضت حسینی و مطالعه دقیق دیالوگ هایی که بین حسین بن علی و چهره های شاخص مدینه، مکّه و کوفه چون محمّد بن حَنَفِیّه، عبدالله بن عمر، عبدالله بن عبّاس، عبدالله بن جعفر و عبدالله بن زبیر ردّ و بدل شده است، حقایق بسیاری از مبانی بشری اقدامات امام حسین را به ما نشان می دهد.
چهار ضابطه رجحان قرائت اهل بیت نبی از اسلام: قرائت علوی از اسلام نبوی عُقلائی تر، عادلانه تر، عارفانه تر و اخلاقی تر از دیگر قرائت ها است. دعای «مَکارِم الاخلاق و مَرضِیُّ الاَفعال» (دعای بیستم صحیفه سجّادیه) علی بن الحسین مانیفستِ اخلاقی اسلام اهل بیت است.

انتقادات و انتظارات امام حسین(ع) از عالمان دین

مهمترين انتظاري كه از يك عالم دين مي رود “قيام بحق الله” است، پافشاري بر “عهود الهي” است، پاسداري از “ذمه رسول الله” است “امانتداري در بيان حلال و حرام الهي” است. حق الله چيزي جز تكاليف و احكام الهي نيست كه قطعا شامل حقوق ديني مردم نيز مي شود

فصل هجدهم: ادلّه ولايت فقيه در روايات منقول از اميرالمؤمنين عليه السلام و امام حسين عليه السلام

فصل هجدهم ادلّه ولايت فقيه در روايات منقول از اميرالمؤمنين عليه السلام و امام حسين عليه السلام از مجموعه روايات منقول از اميرالمؤمنين على بن ابيطالب عليه السلام مجموعاً به سه روايت در بحث ولايت فقيه بر مردم استناد شده …