آرشیو تگ ها: تشیع

سهم قیام حسینی در تکوین هویت شیعی

چکیده:هویت شیعی یعنی آنگونه که در طول تاریخ شیعه به آن شناخته شده است. عاشورا نماد اصلی هویت شیعی است. در این مسئله شهادت مظلومانه امام حسین بیشترین تاثیر را داشته است. لوازم این هویت اصلی عبارتند از: ۱) ظلم ستیزی و شهادت طلبی؛ ۲) سنی ستیزی؛ ۳) قدیس‌سازی و غلّو؛ ۴) جزئیات تاریخی بر فراز ارزشهای دینی؛ ۵) تقدم عزاداری بر شادی؛ ۶) رواج فرهنگ عمومی خرافی مداحان و روضه‌خوانان؛ ۷) تطبیق واقعه بر سیاست روز. اطلاعات توده مردم از جزئیات عاشورا از هر امر دینی دیگری بیشتر است! آیا این همه تکرار وقایع تاریخی و نپرداختن به مباحث اصلی دینی صحیح است؟ دیگر ائمه اهل بیت چقدر بر اساس موازین قیام حسینی قابل ارزیابی هستند؟ اسلام و تشیع فقط امام حسین نیست! دیگر ائمه همانقدر نماد تشیع هستند که امام حسین! در حق واقعه عاشورا غلو نکنیم، و آن را ملاک منحصر حق و باطل نگردانیم. اگر کسی هر روز را عاشورا و هر جا را کربلا نکرد، قابل ملامت نیست! اجزای مذهب باید متناسب رشد کنند. در تشیع، عزاداری محرم رشد سرطانی داشته در حالی که دیگر مؤلفه های مذهب رشد چشمگیری نداشته‌اند.
در متون روایی ما دو دسته روایت هویتی به چشم می خورد. دسته اول: اگر بر حسين گريه كني و آب ديدگان تو بر روي تو جاري شود حق تعالي جميع گناهان صغيره و كبيره ترا مي آمرزد خواه اندك باشد و خواه بسيار. دسته دوم: با این‌که [تنها با زبان] با ما باشید از آتش رهایی نخواهید یافت، و بر خدا حجتی نخواهید داشت. هر که عملا از خدا اطاعت کند او ولیّ ماست، و هر که معصیت خدا کند، دشمن ماست. جز با عمل صالح و پرهیزکاری به ولایت ما نمی رسید. مطابق دسته اول دستگاه امام حسین با دستگاه خدا و پیغمبر فرق دارد. مبنای آن دستگاه گریه بر مصیبت حسین و معصیت شویی عزاداری است. دسته دوم ملاک فلاح ایمان و عمل صالح است. در دستگاه نخست عزاداری موضوعیت دارد، در حالی که در دستگاه دوم عزادری طریقیت دارد، اگر باعث تحول روحی شد ثواب دارد والا فایده‌ای ندارد. دسته اول بقدری در کتب روایی شیعه گسترده است که جراحی آن مثل سرطان بدخیم می ماند. اگر بخواهند تشیع را با تراز این روایات که متعلق به زمانه‌و شرایط دیگری است منطبق کنند جز ترسیم سیمایی خرافی و قدیس‌مآبانه (همانند مسیحیت مورد بازخواست قرآن) چه می‌ماند؟ یا چه مانده است!؟

بازخوانی عدالت و امامت

اصل عدالت بعد از مرزبندی با تفکر اشعری اهل سنت قرنهاست از هرگونه مولدیت بازمانده و از به کارگیری آن در بسیاری ساحت‌های دین غفلت شده به نحوی که وجود یا عدم وجود آن در این ساحات علی السویه شده است. اگر در بحث عدالت فقط درجا زده ایم، در بحث امامت عقب رفته ایم. اصل امامت به حدی شاخ و برگ پیدا کرده که از توحید و نبوت و معاد هم تناورتر گشته و بر آنها سایه انداخته است. تلقی مسلط از امامت حداقل از قرن پنجم همان تلقی غلات معتدل یعنی «غلات مفوضه» است در مقابل غلات افراطی که برای ائمه شأن ربوبی قائل بوده‌اند. در این تلقی کار تکوین و تشریع باذن الله به ائمه تفویض شده است، و راه منحصربه‌فرد فلاح، توسل و شفاعت ایشان است. این رویکرد، ائمه را به «مجاری فیض» و عیسی‌هایی تبدیل می کند که پسر خدا نیستند، اما دارای تمام اختیارات ربوبی در تکوین و تشریع البته باذن الله هستند و خداوند کارعالم و آدم را در دنیا و آخرت به ایشان سپرده است. شخص محوری چه این شخص محمد (ص) باشد چه اهل بیت او خلاف شاکله اسلام و قرآن است. محور اسلام خداست و لاغیر. هر امر اسلامی که با مسلمات سنت معتبر ائمه (ع) سازگار باشد شیعی است. در امور اعتقادی ظن کافی نیست و افاده یقین لازم است. تمام تعالیم شیعه‌ی غلات مفوضه، اولا از سنخ ظنیات هستند، ظنیات در سند یا دلالت یا هر دو. ثانیا متعارض با مسلمات اسلامی و شیعی هستند. این تلقی اولا نه تنها مستند قرآنی ندارد بلکه با محکمات وروح قرآن در تنافی است. ثانیا با مسلمات سنت معتبر نبوی همخوانی ندارد بلکه در تخالف است. ثالثا با مسلمات سیره‌ی ائمه (ع) هم سازگار نیست، بلکه در تعارض است. اسلام شیعی در جدیدترین دائرة المعارف بین المللی با عنوان دائرة المعارف جهان اسلام (آکسفورد، ۲۰۰۹) اینگونه معرفی شده است: «از نظر شیعیان ائمه واسطه بین انسان و خدا هستند در حالی که اهل سنت به ارتباط مستقیم انسان و خدا معتقدند. در اسلام شیعی امامت هسته مرکزی ایمان است و مناسک عبادی حول امامان تحول یافته اند. فلسفه اصلی عزاداری امام حسین کفاره گناهان شیعیان است».عیب اهل سنت جمود و قشری نگری است که از آن این گروهای خشک مغز آدمکش مثل قارچ سبز می شود. عیب شیعه هم آلوده شدن آن با تفکر غلات مفوضه در حق ائمه اهل بیت (ع) است. به نظر نویسنده امامت شیعی مبتنی بر نص از جانب پیامبر یا امام قبل بوده است.

معرفت معتدل مذهبی

سه شاخص دیگر از معالم دین که نیاز به‌بازاندیشی دارد عبارتند از:
اول. بازاندیشی در جایگاه پیامبر در اسلام و قرآن: محمد (ص) ناقل وحی است نه موّلد آن. محمد (ص) تابع وحی است نه برعکس. خدا با صراحت تمام از محمدمحوری در اسلام جلوگیری کرده است. پیامبرمحوری خلاف روح قرآن است چه برسد به امام محوری! اسلام خدا محور است و این نقش اساسی را نیز برخلاف آئین یهود محرف تعطیل نکرده و همواره خود به عهده دارد و به احدی هم تفویض نکرده است. محوریت خداوند در اسلام یا توحید که به تابعیت پیامبر از کلام الهی تعبیر شده از معالم اسلام است. قرآن و وحی را تابع محمد دانستن غفلت از اصل اصیل توحید است.
دوم. بازاندیشی در جایگاه تشیع در سعادت اخروی: هر مسلمانی بلکه هر موحد و هر صالحی امکان نجات دارد. اصل نجات اخروی هیچ شرط دیگری ندارد. مسلمانان اهل سنت به دلیل مذهبشان از بهشت محروم نشده و به جهنم نمی‌روند، هم‌چنان‌که شعیان اهل بیت تنها به دلیل ایمان مذهبی شناسنامه‌ای بهشت برایشان تضمین نشده است. ولایت اهل بیت (ع) چیزی جز طریق اقوم به ایمان به‌خدا و آخرت و عمل صالح نیست. هرکه معصیت کند با هر مذهبی اگر توبه نکند عقاب می‌شود، شیعه باشد یا سنی. هر که مؤمنانه عمل صالح انجام دهد پاداشش نزد خدا محفوظ است سنی باشد یا شیعه. اگر ولایت اهل بیت (ع) مانع از ارتکاب معاصی نشود، ما را در آخرت نجات نخواهد داد. ملاک محکم برائت از نار ورع و تقوی است نه چیز دیگر. امام حسین (ع) دستگاه متفاوتی در مقابل موازین الهی و نبوی و قرآنی برپا نکرده است.
سوم. بازاندیشی جایگاه امامان اهل بیت: دو گونه امام‌شناسی داریم که خیلی با هم تفاوت دارد. امام‌شناسی نوع اول تفکر غُلات مُفوِّضه است، کسانی که می‌پندارند خداوند تدبیر امور عالم را به پیامبر و سپس به ائمه تفویض کرده است، و آنها به اذن خداوند دنیا و آخرت را می‌گردانند. امور دنیوی از قبیل پایداری آسمان و بارش باران و تابش خورشید و امور اخروی از قبیل حساب و کتاب و ثواب و عقاب با ائمه است. گونه‌ی دوم امام شناسی این است که ائمه‌ی هدی منصوص از جانب پیامبر یا امام قبل از خود هستند. عالم به علوم لازم با اکتساب مستقیم در محضر پیامبر یا امام قبلی و برخوردار از طهارت معنوی سرآمد اخلاص، تهذیب و تزکیه و تقوی و ورع بوده‌اند. همانند پیامبر فرا-انسان نبوده‌اند، از سرشت متفاوتی خلق نشده‌اند. کار دنیا و آخرت به ایشان و به هیچ کس دیگر تفویض نشده است. در این مدرسه‌ ائمه‌ی اهل بیت علمای ابرار هستند. ما کارکرد اصلی ائمه (ع) را ارائه‌ی معارف ضروری دین در ناحیه‌ی اعتقادات، اخلاق و احکام فقهی و اسوه‌ی نیکوی عملی می‌دانیم، نه اینکه ایشان همانند مسیحیت محرف دستگاه مستقلی برای شفاعت و توسل پیروان شناسنامه‌ای خود تاسیس کرده باشند.

نقش امامان شیعه در دنیای امروز

در دنیای امروز چه نیازی به امامان شیعه هست؟ بخشی از اشکال منحصر به ائمه نیست، عینا به سنت پیامبر، بلکه به آیات قرآن و اصل دین در دنیای معاصر برمی‌گردد. ما چه نیازی به دین، پیامبر، وحی داریم؟ در هفت موضع به دین و پیامبر و وحی نیازمندیم: اول. معنی‌بخشی به‌زندگی. دوم. آشنا کردن انسان با امر متعالی و شناخت مبدء. سوم. آشنا کردن انسان با معاد و عالم پس از مرگ. چهارم. آشنائی با غیب و ملکوت. پنجم. ضمانت اخلاق، و ارائه‌ی اسوه‌های اخلاقی. ششم. آموزش مناسک و عبادات. هفتم. آموزش شِبه مناسک و سرخط‌هایی برای زندگی فردی و اجتماعی. در این هفت موضع نیاز به ائمه هم‌چنان باقی است. منکران این نقش یا منکر اصل تشیع‌اند، یا می‌پندارند «حسبنا کتاب‌الله» یا «حسبنا کتابه و سنت رسوله». «اسلام قرآنی» اگر منظور اکتفا به ظواهر قرآن و بی‌نیازی از سنت پیامبر است، با مسلمات تعالیم قرآنی و قطعیات تعالیم نبوی ناسازگار است، و مرامی شبیه مرام اخباری‌هاست. در تعالیم ائمه نکاتی ضروری در شرح و تفسیر سرخطهای قرآنی یا نبوی، در تکمیل و تتمیم آنها از طریق تخصصیص عمومات، تقیید اطلاقات، تبیین مجملات در هفت موضع پیش‌گفته به‌چشم می‌خورد. زمانه‌ی ما شاهد دو کج‌فهمی در ناحیه‌ی امامت است: اول غلات و مفوضه که ائمه را همچون عیسی مسیح به شأنی فرا انسانی و در حد «خدا‌-انسان» بالا برده‌اند، دوم آنها که با همه‌ی احادیث منسوب به ائمه معامله‌ی حدیث صحیح و معتبر می‌کنند یا با همه‌ی احادیث معتبر ائمه معامله‌ی حکم دائمی می‌کنند و عملا ائمه را به‌عنوان افرادی متعلق به دوران سپری‌شده از چشم خلایق می‌اندازند.

اسلام، فرقه گرائی و بنیادگرائی

این سخن شامل یک مقدمه و سه بحث است. بحث مقدماتی به فرقه ناجیه اختصاص دارد: فرقه ناجیه یعنی مذهب من! بحث اول. سه ضلع بنیادگرائی: حکومت اسلامی، اجرای شریعت و جواز خشونت. بحث دوم. ماهیت تاریخی ادیان و مذاهب از جمله تشیع: تسنن و تشیع هر دو مصنوع پس از پیامبر است. در واقع پس از پیامبر اسلام با دو روایت ادامه پیدا می‌کند، روایت اهل بیت پیامبر یا مدرسه ائمه، و روایت صحابه‌ی پیامبر یا مدرسه خلفا. فضائل غیرقابل انکار امیرالمؤمنین (ع) تلازمی با فضیلت تشیع – آن چنان که هست – ندارد. تشیع فعلی بعد از امام علی (ع) تکوین یافته است ونه توسط ایشان. موسس تشیع امام علی (ع) یا امام حسین (ع) نیستند. به ما جعفری هم می‌گویند. هویت تشیع در دوران امام باقر (ع) و امام صادق (ع) شکل گرفته است. یعنی نیمه دوم قرن دوم هجری. به لحاظ اقتصادی نهاد خمس و سهم امام (به عنوان امر واجب مذهبی) از دوران امام موسی کاظم (ع) به بعد تکوین یافته است. در تکوین مسئله‌ی غیبت امام دوازدهم بیش از همه خاندان ایرانی نوبختی نقش داشته‌اند. سیمای ائمه در آینه‌ی روایات موجود شیعه لزوما سیمای واقعی ائمه نیست. بسیاری از این روایات اختصاصی در حوزه اعتقادات (حداقل سه چهارم روایات موجود) از ناحیه‌ی ائمه صادر نشده است، اگرچه به نام ائمه در کتب روایی ثبت شده است. این نکته کلیدی است. بحث سوم. سهل‌انگاری‌های نمایندگان معاصر تشیع در حوزه‌ی اعتقادات بحث اصلی این مجلس است که در آن دو نمونه‌ی واقعی و تازه تحلیل انتقادی می شود. نمونه اول: صادق لاریجانی رئیس قوه قضائیه اخیرا بدون ذکر نام آراء از جمله مرا البته با تعبیر و تفسیری مالایرضی صاحبه نقد کرده است. مستند وی روایتی از امام صادق در اصول کافی است که بر اساس آن ائمه همه چیز را می دانند و هیچ چیز از ایشان مخفی نیست. آیا وی با چنین روایت ضعیفی که در فروع ظنی فقهی هم قابل استناد نیست می خواهد اصل اعتقادی علم ماورای بشری ائمه را اثبات کند!؟ نمونه دوم روایتی است که همین روزها از یکی از تلویزیونهای افراطی شیعه خوانده شده است. مضمون آن این است که امام زمان که ظهور می کنند به انتقام پهلوی شکسته مادرشان، جنازه خلیفه اول و دوم را از خاک بیرون کشیده آتش می زنند! روایت در اکمال الدین صدوق و سند آن بر مبنای مشهور لابأس به (بدون اشکال) است، که مبنای مشهور مورد قول نگارنده نیست. اما به لحاظ دلالت آیا این روایات و مشابهات آن با مبانی دینی و مذهبی و مسلمات قرآنی سازگار است؟ آیا بعد از چند هزار سال چیزی باقی مانده که قابل سوزاندن باشد؟! آیا این منش قائم آل محمد رسول رحمت است؟ لعن و سبّ خلفای راشدین، امهات مؤمنین و عشره‌ی مبشره از صحابه مندرج در ناکثین جمل (علیرغم خطاها و ظلمشان) در زمان حاضر مجاز نیست.

فصل چهارم: انتصاب در الهیّات

در کلام شیعه غیر از دو منصب نبوت و امامت، هیچ منصب الهی دیگری به‌رسمیت شناخته نشده است. در کتب کلامی در مبحث غیبت، سخنی از نصب افراد یا صنف خاصی به ولایت بر مردم یا زمامداری، به‌میان نیامده است. اصولاً از ولایت فقیه در هیچ کتاب کلامی بحث نشده است، تا چه برسد به اینکه متکلمی، ولایت فقیه را از فروع اصل امامت بشمارد یا به تلازم امامت و ولایت فقیه در عصر غیبت قائل شود.

ملاکهای شیعه بودن

پرسش: باور شیعه ی ۱۲ امامی به وجود تاریخی امام زمان به نظر من نمی تواند به لحاظ تاریخی به استواری دیگر باورهای آن باشد. آیا دلایل عقلی و یا نقلی دیگری داریم؟ مثلا سخن مستندی از پیامبر در این …

امام زمان، مهدویت، غیبت و ظهور

با توجه به خفقان شدید قرن سوم منابع موجود در اثبات مهدویت چندان روشن نیست. از آن سو انکار باور شیعه در مهدویت نیز به سادگی ممکن نیست. هر دو سوی مسئله دشوار است. انکار وجود امام زمان را کاری خردمندانه و علمی نمی دانم. باور عمومی قرانی که پایان جهان از آن صالحان است و اینکه مطابق روایات معتبر در آخرالزمان فردی همنام و از نسل پیامبر در عدالت گستری جهان دخیل است برای امید نیکو به پایان جهان کافی است. اینکه مهدی موعود زاده شده و در پرده‌ی غیبت است، یا زائیده خواهد شد در این باور نیکو چندان دخیل نیست.

عدالت و مشروعیت سیاسی در ادله‌ی نقلی

سیاست امری عرفی است. دین نیامده تا به ما سیاست ورزی را بیاموزد. کافی است در این زمینه در متن دین منع و ردعی نباشد که نیست. اینکه در اینگونه امور که جایگاه عقل و تجربه بشری است به دنبال آیه و روایت و سنت و سیره ائمه بگردیم خطای روش شناختی است. کتاب و سنت منبع سیاست یا حتی فلسفه سیاسی نیستند. تنها به نمونه هایی از این دست اشاره کرده اند. تکلیف این امور را عقل آدمی باید تعیین کند. ابتدا باید انتظارمان را از دین تعیین کنیم.

زیبایی های سیرۀ امام علی (ع)

دیدگاه متفاوت در جانشینی سیاسی پیامبر بحثی تاریخی است. باور به ولایت تکوینی ائمه نیز از ضروریات تشیع نیست. امامت به عنوان منبع سوم معرفت دینی و الگوی زیست مؤمنانه پس از پیامبر (ص) رکن تشیع است. جفا به امیرالمؤمنین (ع):
– علی (ع) را مافوق انسان و از سرشت متفاوت دانستن و در حق او و دیگر ائمه‌ی اهل بیت غلو کردن جفا در حق ایشان است.
– تعالیم امام علی را در سیاست خلاصه کردن جفا به اوست.
– سیاست علوی را دستمایه‌ی حکومت استبدادی و ولایت جائر کردن جفا به امام علی است.
– تشیع را با اعمال جاهلانه‌ی خود مذهبی غیرعقلانی، ضد عرفانی، عدالت ستیز و ضد اخلاقی معرفی کردن جفا به امام علی است.
در تعالیم امام علی (ع) شاخصهایی است که کار را بر جفاکاران و جاعلان و دین به دنیافروشان سخت می کند. همین شاخصها زیبائی های سیره‌ی علوی است.

جدا خواندن نمازها یا جمع بین دو نماز؟

افضل اقامه‌ی نمازهای پنجگانه در پنج وقت است وقتی که عذری در کار نباشد، اما جمع بین ظهر و عصر از یک سو و مغرب و عشا از سوی دیگر بدون عذر در حضر جایز و بلاشکال و مطابق سنت رسول الله (ص) است، البته نه به گونه ای که رویه‌ی جاریه باشد. در هر دو امر روایات معتبری از ائمه‌ی اهل بیت (ع) در دست است.

تشیع امام علی (ع)!

امام علی بن ابی طالب (ع) خلیفه‌ی چهارم مسلمانان اهل سنت، امام اول مسلمانان شیعه و سرسلسله همه‌ی عرفای مسلمان (به استثنای یک سلسله) است. طبیعی است که هریک از منظر باورهای خود به ایشان بنگرند. علی (ع) معتبرترین راوی تعالیم محمد بن عبدالله (ص) است و تشیع چیزی غیر از پیروی او نیست. اصول مذهب تشیع به عدل و امامت است و آنچه از اصول مذهب نیست بود و نبودش در تعالیم امام علی (ع) خللی در تشیع وارد نمی کند.

تشیع، امامت و علمای ابرار

قرائت فراموش شده ؛ بازخوانی نظریۀ ‘علمای ابرار’ ، تلقی اولیۀ اسلام شیعی از اصل ‘امامت’، طبقه بندی اعتقادات دینی، تأمّلی در منابع اعتقادی، ممیزات تشیع، بازاندیشی هویت اسلام شیعی، امامت و اعتدال دینی

تشیع یعنی چه؟

تشیع روایت اهل بیت پیامبر(ص) از اسلام است: اسلام نبوی به روایت علوی. پیامبر در حد امکان منزلت اهل بیت خود را با اصحابش در میان گذاشت. البته در اهمیت امر امامت غلو هم شده است. پیامبر (ص) و ائمه انسانهایی متقی، مهذب، مخلَص، طاهر و مزکی بوده اند و هرگز معصیت خدا نکرده اند. پیامبر در امر دین هرگز خطا نکرده است. ائمه نیز در تعلیم آنچه از پیامبر مستقیما یا بواسطه‌ی پدران خود فراگرفته بودند امانتداری کرده اند. اعتقاد شیعیان به ائمه بیش از اعتقاد حنفیان و شافعیان به پیشوایان فقهی خود است. ما ایشان را بعد از خدا و رسول «منبع معرفت دینی» می دانیم. یعنی معارف دینمان را با روایت و تفسیر ایشان از سنت پیامبر و قرآن کریم اخذ کرده ایم. امامان ما روایت گران معقول ترین، عارفانه ترین، عادلانه ترین و اخلاقی ترین تفسیر از اسلام نبوی بوده اند، به علاوه خود در منش و روش اسوهای عملی ما هستند.

نظریه‌ی علمای ابرار یکی از دو نظریه‌ی تشیع

نخستین قائلان نظریه‌ی علمای ابرار اصحاب طراز اول ائمه‌ی هدی و سپس جمعی از علمای متقدم شیعه بوده اند. در پذیرش یا رد هر نظریه ای ادله‌ی آن را باید بررسی کرد، اینکه نتایج عملی آن چیست تابع دلیل است.مطابق نظریه‌ی علمای ابرار حجیت اقوال معتبر ائمه‌ی هدی (ع) در تبیین تعالیم نبوی به جای خود محفوظ است. سیره‌ی ائمه‌ی هدی (ع) سومین منبع معارف دینی است. نظریه‌ی علمای ابرار و نظریه‌ی ائمه معصومین دو نظریه در مدرسه‌ی ائمه‌ی اهل بیت یا مذهب شیعه‌ی جعفری است.

پرگار: آینده مرجعیت شیعه

مهمترین کار کرد مرجعیت حفظ هویت مذهبی بوده، این حفظ هویت از طریق تداوم آموزش و پرورش در حوزه های علمیه صورت گرفته، به عبارت دیگر طلبه های حوزه های علمیه شاگردان این مراجع بودند و اینها آن سنت مذهبی را تداوم بخشیده اند. نظارت بر مناسک دینی در جامعه کار کرد دیگر مرجعیت بوده است. با پیشرفت علوم مدرن در جامعه بخصوص با علوم انسانی و علوم اجتماعی و مدعیان جدید در حوزه‌ی فلسفه، عرفان، فلسفه های مضاف از قبیل فلسفه دین، فلسفه حقوق، فلسفه اخلاق، دستهای جدید وارد کار شده اند که لزوماْ دیگر مرجعیت تنها سخنگوی مذهب در جامعه نیست.مرجعیت ، مرجعیت فقهی است، یعنی اینها فی الواقع قدرتهای علمی در حوزه فقاهت هستند اما دیانت مساوی فقاهت نیست، دیانت عرصه های دیگر هم دارد، اعتقادات است، اخلاق است، تفسیر است، حدیث است، خوب اینها هر کدام متخصص خودش را دارد.مسئله تقلید فقط مربوط به حوزه فقاهت است، در حوزه اعتقادات تقلید مجاز نیست، جایز نیست کسی در حوزه‌ی اعتقادات از کسی تقلید بکند.

امامت و اعتدال دینی

امامت سه ساحت متمایز و متفاوت دارد. کدام یک از این ساحات اصل اعتقادی است؟ آیا باور به هر سه ساحت لازمه‌ی تشیع است؟
ساحت اول: مرجعیت علمی و اسوه‌ی عملی. امام پس از خدا و پیامبر منبع سوم اخذ معارف دینی، معلم، مفسر و شارح بی خطای وحی الهی و سنت نبوی است. ساحت دوم: زعامت سیاسی. امام خلیفه‌ی پیامبر در زمامداری و حکومت داری و قضاوت در مرافعات مردم دوران خود است. ساحت سوم: ولایت تکوینی و وساطت فیض. امام باذن الله توان تصرف در کائنات دارد و تدبیر بخشی از عالم طبیعت و نیز عوالم مافوق از طرف خداوند به ایشان واگذار شده است. ائمه مجرای فیض الهی هستند.
امامت همان ساحت علمی و اسوه بودن ائمه است. امامت به معنای سیاسی امری تاریخی است. امامت به معنای ولایت تکوینی از ضروریات تشیع نیست. اگر کسی ادله‌ی این ساحت را کافی نمی داند عدم باور به آن ضرری به اعتقادات او نمی زند. روایات متواتر پیامبر بر فرض نص بودن بر ساحت اول امامت دلالت دارد. عمومات قرآن با ساحت اول امامت منافاتی ندارد. ساحت سوم نص قرانی ندارد.

ممیزات تشیع

ممیزات تشیع معالم و نشانه های آن است. تکیه بر «آنچه باید باشیم» است.
ممیزات در سه بخش بررسی می شود: روشها، باورها و افعال. در روشها ممیزه تشیع پذیرش عقل و شهود در کنار وحی است. ممیزات تشیع در بخش باورها پنج محور است. محور اول توحید است.شیعیان به راهنمایی امامان اهل بیت هم به توحید صفاتی قائلند هم به توحید افعالی. بجای جبر یا تفویض مدرسه‌ی اهل بیت به اختیار قائل است. در این مدرسه هرگز توسل به پیامبر یا ائمه یا شفاعت ایشان توکل به خداوند را تحت الشعاع خود قرار نمی دهد.
در محور آخرت سازگار با تعالیم اهل بیت شمول گرایی است و نه انحصارگرایی در رستگاری. باور به نبوت گرامی داشتن سنت پیامبر است. به بهانه جعلی بودن برخی احادیث مجاز نیستیم «حسبنا کتاب الله» بگوییم و به سنت پیامبر پشت پا بزنیم. عدم تحریف قران لازمه‌ی مدرسه‌ی اهل بیت است. به بهانه‌ی بالا بردن ائمه نمی توان با قول به حذف آیات فضائل ائمه از قرآن کتاب خدا را بی اعتبار کرد. محور چهارم از ممیزات تشیع عدالت است. عدالت در دو ساحت مطرح است: ساحت اعتقادی و کلامی و ساحت اجتماعی و سیاسی. بخش سوم ممیزات در افعال است. عمل صالح با معرفی قرآن و سنت پیامبر تعیین می شود. در ورودی شیعیان به باب علم نبی باب علی و اهل بیت اوست.

فلسفه‌ی زیارت قبور ائمه (ع)

پرسش: در مورد زیارت ائمه اطهار سوال دارم که فلسفه ی حضور در محل دفن ایشان تحت عنوان زیارت چیست؟ و زیارتی که در روایات به آن سفارش شده منظور چیست؟ آیا  منظور همین حضور در مرقد ایشان است؟ و …

مرجعیت مستقل در یک حکومت سکولار اقتدار بیشتری خواهد داشت

شان عالمان دین تبیین و تفسیر متون دینی، پاسخگویی به نیازهای دینی روزمره مردم، تداوم مناسک دینی، گسترش دانش دینی، ارتقای اخلاق و تعمیق ایمان دینداران است. نهاد مرجعیت مستقل در یک حکومت سکولار اقتدار بیشتری خواهد داشت. من منتقد مرجعیت دولتی/حکومتی و مرجعیت سیاست باز هستم. اما از مرجعیت ساکت و غیر سیاسی هم دفاع نمی کنم. از مرجعیتی دفاع می کنم که سیاست حاشیه کار او و نه متن آن است. اظهار نظرش در مسائل سیاسی در حد ضرورت و امورحیاتی است.

اسلام شیعی: شادی، موسیقی، آواز و رقص

شادمانی اگر با حرام آلوده نشود فی حد نفسه هیچ منع شرعی ندارد. چون در گذشته شادی‌ها نوعا با حرام ممزوج بوده حکم اعمال حرام بر هم‌نشین‌شان نیز سرایت کرده است. اگر سرور و شادمانی از تفریحات سالم، ورزش، هنر، و هر امر مباح دیگری (سرگرمی) حاصل شود یقینا هیچ منع شرعی نخواهد داشت. اگر در مصادیق مشروع حزن، اندازه نگاه داشته نشود و به رویه‌ی رایج در زندگی تبدیل شود، به اینکه ایمان و غم یا اسلام و اندوه ملازم هم تلقی گردد، یقینا برداشتی اشتباه و جفا به دیانت سیدالمرسلین (ص) است. مسلمانان اهل سنت از شیعیان شادترند و دین‌داری‌شان با سرور و شادی بیشتری همراه است. شیعیان در هزاره‌‌ی اخیر با برجسته کردن بیش از اندازه‌ی عزاداری امام حسین (ع) در غیر عاشورا، در اعیاد هم زیارت عاشورا می‌خوانند و نوحه‌سرایی و مرثیه‌خوانی می‌کنند، مجالس اعیادشان به ندرت رنگ شادی دارد، تو گویی شاد بودن و ابراز سرور اشکال شرعی دارد یا حرام  و مکروه است! استقرار حکومت اسلامی و قرائتی خاص از تشیع در ایران پس از انقلاب، که همراه با قشری‌گری بوده است، به کاهش شادی و افزایش غم انجامیده است. حجاب اجباری، تحمیل رنگهای تیره و مرده در لباس بانوان و دختران جوان و نوجوان، سخت‌گیری‌های فاقد هرگونه اعتبار دینی، محدودیت در هنر و فرهنگ و برخی ورزش‌ها با توهّم حرمت، به‌نوعی در کاهش شادی موثر بوده است. آموختن و نواختن و گوش کردن موسیقی فی حد نفسه مانع شرعی ندارد، هم‌چنانکه آواز خواندن و گوش کردن به آن هم فی حد نفسه مجاز است. موسیقی یا آواز حرام دلیل می‌خواهد نه برعکس. خوانندگی بانوان حتی به‌صورت تک‌خوانی هم – اگر بطور متعارف باشد – منع شرعی ندارد، همانند سخن گفتن ایشان. گوش دادن به آن نیز اشکال شرعی ندارد. رقصیدن فی حد نفسه حرام نیست، آنچه حرام است موارد زیر است:
الف. اختلاط زن و مرد نامحرم. 
ب. رقصیدن زنان در برابر مردان نامحرم.
 ج. رقصها و حرکات شهوانی (در غیر زن و شوهر).

بازاندیشی هویت اسلام شیعی

از جمعیت زمین، از هر ۱۰۰ نفر ۲۲ نفر مسلمان سنی و ۴ نفر مسلمان شیعی هستند. هویت یعنی کیستی، اصل و اساس، مهمترین اموری که به تشخص و معرفی کسی می انجامد و با سلب آن امور آن فرد کس دیگری می شود. هویت تعیین مرز است، پرسش اصلی این بحث پرسش از مولفه های هویتی تشیع است. چه امور اعتقادی، شرعی و تاریخی به یک مسلمان شیعه هویت می بخشد؟ غالب تصاویری که از تشیع در جهان معاصر ارائه شده اگرچه با واقعیت اندیشه و عمل برخی از شیعیان مطابقت دارد، اما بی تردید هر مسلمان بلکه هر خواننده ای را از این مذهب می رماند. این تصویر با اندیشه‌ی محدثان، اخباریون و غلات شیعه بسیار قرابت دارد. هویت اسلام شیعی نیاز به بازاندیشی دارد. بازاندیشی رویکردی اصلاحگرانه برای زدودن خرافات و غلوها از اندیشه اسلام شیعی است. اما محور بحث، مرحله ای فراتر از این است، بحث در بازاندیشی امور فرعی و جزئی از قبیل جمکران باقی نمی ماند، بلکه متوجه هویت اسلام شیعی است، در این بحث دوازه مؤلفه از اهم مؤلفه های هویتی تشیع مورد بحث قرار می گیرد.

بیانیه پنج نفره ومنظرهای متفاوت دینی در گفتگو با محسن کدیور

بیانیه پنج نفره ومنظرهای متفاوت دینی در گفتگو با محسن کدیور بهاره آزادی ۲۶ دی ۱۳۸۸ شبکه جنبش راه سبز( جرس ): از زمان انتشار بیانیه پنج نفره آقایان سروش، کدیور، مهاجرانی، بازرگان و گنجی، هجمه تامل انگیزی نسبت به …

رضایت مردم

People’s Consent “All the people of Iran are the owners of Iran” by Ari Siletz 04-Aug-2010 Before his 15 Shaban sermon on the occasion of the birth of the Shiite Imam Mahdi, Nazy Kaviani and I were given the opportunity …