آرشیو تگ ها: سهروردی

شرح پرتونامه

پرتونامه یکی از رسائل فارسی فلسفی سهروردی است که برای آشنائی با مباحث فلسفی به‌کارگرفته شده در رسائل عرفانی رمزی وی مورد بحث قرار گرفته است. پرتونامه ده فصل دارد، نام رساله برگرفته از اواخر فصل دهم رساله، پرتوهای نور قدسی بر قلب سالک اخذ شده است. دو فصل آخر پرتونامه مهم ترین فصول آن هستند. مباحث رساله به پنج بخش قابل تقسیم است: مباحث مقدماتی، نفس و قوای آن، واجب‌الوجود و صفات و افعال، معاد و سعادت و شقاوت، و نبوت و کرامت. سهروردی در این رساله دوره‌ی کاملی از حکمت مشائی با ویرایش اشراقی به‌طور فشرده تحریر کرده است. دیگر حکیمان مسلمان در اکثر امور پیش‌گفته با او هم‌داستانند. بسیاری از این مباحث شایسته‌ی تأمل، بازاندیشی و مناقشه است. حکمت عقلانی ما نیازمند تجدید نظر ساختاری است. سهروردی در فلسفه‌ی نبوت سه نکته بازگفت، یکی این‌که شریعت و قانون مهم‌ترین وجه نیاز به نبی است، دیگر آن‌که انبیاء یک صفت اختصاصی بیشتر ندارند و آن مأموریت رسالت است، اما در دیگر صفات اولیاء با ایشان می‌توانند مشترک باشند، و سوم آن‌که هیچ دلیلی بر برتری هر یک از انبیاء بر اولیاء در صفات مشترکه نیست، یعنی چه بسا سالکان از انبیاء در این امور از قبیل خوارق عادات و اطلاع از مغیبات و علم لدنی برتر باشند. معنای این سه نکته برتری عرفان یا طریقت بر شریعت است. فارابی هم از برتری حکمت بر شریعت سخن گفته بود. راز توغل عارفان در طریقت و حقیقت و بهای فراوان به تصوف سه نکته‌ی پپش‌گفته است.

شرح رساله‌ی فی حقیقة العشق

رساله‌ی فی حقیقة العشق یکی از شاه‌کارهای ادب فارسی و در زمره سه رساله‌ی نخست عرفانی سهروردی است. موضوع این رساله عشق معنوی در قالب بیان رمزی و زبان عرفانی است. سهروردی مفاهیم انتزاعی از قبیل حُسن، عشق و حزن را در قالب حقایق انضمامی فرشتگان عالم ملکوت ترسیم کرده و با تفسیر عرفانی آیاتی از قرآن کریم به‌ویژه سوره‌ی یوسف به آن زیبایی زائدالوصفی بخشیده است. به نظر می‌رسد سهروردی تجارب شهودی خود را از عشق در این رساله به رشته‌ی تحریر درآورده است. عشق همچون عشقه به درخت جان آدمی می‌پیچد و تا نم بشریت و تعلقات مادی را نخشکاند از پای نمی‌نشیند و در نتیجه درخت جان آدمی روان مطلق شده ندای رخصت در صف بندگان خاص حضرت رحمان و ورود در بهشت رضوان بیابد. کلمه‌ طیبه جان و دل رهیده از تعلقات دنیوی است و عمل صالح عشق است. هرگاه عشق به اقلیمی روی کند بزرگان شهر باید گاوی به افتخار ورود او ذبح کنند. این گاو نفس اماره است که در مدخل ورود عشق به شهر جان آدمی باید ذبح شود، تا نفس کشته نشود عشق در شهر قدم نمی‌گذارد.

شرح رساله‌ی آواز پر جبرئیل

یکی از بیماردلان مبتلا به «تعصب» مصطلحات ائمه‌ی طریقت و مشایخ صوفیه را استهزاء کرده از جمله بر این حکایت خواجه ابوعلی فارمدی ایراد کرده است: «چونست که کبودپوشان (اهل طریقت/ صوفیان) بعضی اصوات را پر جبرئیل می خوانند؟» پاسخ خواجه: «بیشتر چیزها که حواس تو مشاهده‌ی آن می کند همه آواز پر جبرئیل است. از جمله آوازهای پر جبرئیل یکی توئی.» اما «این منکرِ مدعی تعصب بی‌فایده می‌کرد که چه معنی این کلمه را فرض توان کرد الا هذیانات مزخرف؟» سهروردی عزم شرح آواز پر جبرئیل می‌کند. بال و پر جبرئیل رمزی بیشتر نیست، اینها اشارت به مرتبه‌ی وجودی فرشته‌ی راهنما دارد. کلمات صغری (روح آدمیان) شعاعهای فروافتاده از پر راست جبرئیل است اعم از آدمیان مومن و کافر؛ و عالم غرور همگی سایه‌ی پر چپ جبرئیل است. نور عالم سفلی از پر راست اوست و ظلمت عالم غرور از پر چپ او. پس روح و روانهای روشن از پر راست جبرئیل است و عالم غرور صدا و ظل پر چپ جبرئیل است. «اگر این کلمه‌ی صغری به‌غایت نبودی، صعود به حضرت حق کی توانستی کرد؟» و این نهایت کرامت نوع آدمی از منظر سهروردی است: کرامت صعود به حضرت حق.

سهروردی و عشق

محسن كديور ـ رييس گروه فلسفه دانشگاه تربيت مدرس ـ در همايش عرفان، اسلام، ايران و انسان معاصر كه در باشگاه دانشجويان دانشگاه تهران برگزار شد، با بررسي اجمالي رساله «حقيقت العشق»، نگاه سهروردي به مقوله عشق را نگاهي فيلسوفانه …