آرشیو تگ ها: عزاداری

حکومتی شدن مراسم عزاداری در ایران

عاشورا ماهیتی سیاسی دارد اما در سطح کلان نه خرد. و آن مبارزه با ظلم و ستم، استبداد و فساد نظام حاکم است. تنزل آن به سطح خرد و سیاست روزمره محلی و استفاده جناحی برای حذف رقیب سیاسی به ابتذال آن می انجامد. جمهوری اسلامی با سه اهرم واحد تخصصی تبلیغ حوزه علمیه قم، دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم و از همه مهمتر سازمان تبلیغات اسلامی کلیه فعالیتهای مذهبی خصوصا عزاداری ها را کنترل می کند. اساس سنامه سازمان تبلیغاتی حکومتی کردن عزارادی بلکه فعالیتهای مذهبی است.
این نظم حکومتی باعث بی‌روح شدن مراسم مذهبی، کم رونق شدن آنها می شود. امور مذهبی وظیفه داوطلبانه منومنان در جامعه مدنی است. اما حکومت دینی خود را متولی همه چیز می داند از جمله فعالیتهای دینی. رشد قارچی و بیمارگونه و سرطانی و تولید انبوه مداحی که جریانی کم‌سواد و پرمدعا و وابسته به نهادهای امنیتی و سیاسی هستند از خواص جمهوری اسلامی است. مداحان جای روحانیون روضه خوان را گرفته و بیشتر می گیرند. مداحی ترویج خرافات و قشری‌گری، تهییج احساسات بدون رشد معرفتی و تنزل جلسات مذهبی به پاندول سیاست حاکم است. در حقیقت مداحی که نه در آن معرفت است، نه خلوص و نه هنر خصلت بارز سیمای مذهبی جمهوری اسلامی شده است.

عزاداری‌های نامشروع

۱۱ فروردین شصت و چهارمین سالروز درگذشت سیدمحسن امین جبل‌عاملی (۱۳۷۱-۱۲۸۴ق) صاحب دائرة‌المعارف أعیان الشیعة است. وی یک از مصلحان جهان اسلام در قرن چهاردهم، شاگرد آخوند خراسانی، مجتهدی بصیر، نویسنده‌ای پرکار و از پیش‌کسوتان تهذیب آداب شیعی از خرافات است. سیدمحسن در سال ۱۳۴۸ق در رساله‌ی «التنزیه لأعمال الشبیه» جسورانه به حرمت افعالی از قبیل قمه‌زنی، زنجیرزنی، سینه‌زنی و نیز حرمت نقل احادیث جعلی درباره مصایب اهل بیت در کربلا فتوا داده است. فتوای تحریم عزاداری‌های خرافی منحصر به رساله‌ی تنزیه نیست. سید محسن امین آن را عینا در کتابهای دیگر خود تکرار کرده است از جمله در المجالس السنیة و اعیان الشیعة. رساله‌ی تنزیه سیدمحسن امین توسط جلال آل احمد با عنوان عزاداری‌های نامشروع در ۱۶ صفحه در آذر ۱۳۲۲ ترجمه و در تهران منتشر شد. این نخستین اثر آل احمد است. سیدمحسن امین در اعیان الشیعه از تنزیه و ترجمه‌ی فارسی آن یاد کرده است.

اسلام شیعی: شادی، موسیقی، آواز و رقص

شادمانی اگر با حرام آلوده نشود فی حد نفسه هیچ منع شرعی ندارد. چون در گذشته شادی‌ها نوعا با حرام ممزوج بوده حکم اعمال حرام بر هم‌نشین‌شان نیز سرایت کرده است. اگر سرور و شادمانی از تفریحات سالم، ورزش، هنر، و هر امر مباح دیگری (سرگرمی) حاصل شود یقینا هیچ منع شرعی نخواهد داشت. اگر در مصادیق مشروع حزن، اندازه نگاه داشته نشود و به رویه‌ی رایج در زندگی تبدیل شود، به اینکه ایمان و غم یا اسلام و اندوه ملازم هم تلقی گردد، یقینا برداشتی اشتباه و جفا به دیانت سیدالمرسلین (ص) است. مسلمانان اهل سنت از شیعیان شادترند و دین‌داری‌شان با سرور و شادی بیشتری همراه است. شیعیان در هزاره‌‌ی اخیر با برجسته کردن بیش از اندازه‌ی عزاداری امام حسین (ع) در غیر عاشورا، در اعیاد هم زیارت عاشورا می‌خوانند و نوحه‌سرایی و مرثیه‌خوانی می‌کنند، مجالس اعیادشان به ندرت رنگ شادی دارد، تو گویی شاد بودن و ابراز سرور اشکال شرعی دارد یا حرام  و مکروه است! استقرار حکومت اسلامی و قرائتی خاص از تشیع در ایران پس از انقلاب، که همراه با قشری‌گری بوده است، به کاهش شادی و افزایش غم انجامیده است. حجاب اجباری، تحمیل رنگهای تیره و مرده در لباس بانوان و دختران جوان و نوجوان، سخت‌گیری‌های فاقد هرگونه اعتبار دینی، محدودیت در هنر و فرهنگ و برخی ورزش‌ها با توهّم حرمت، به‌نوعی در کاهش شادی موثر بوده است. آموختن و نواختن و گوش کردن موسیقی فی حد نفسه مانع شرعی ندارد، هم‌چنانکه آواز خواندن و گوش کردن به آن هم فی حد نفسه مجاز است. موسیقی یا آواز حرام دلیل می‌خواهد نه برعکس. خوانندگی بانوان حتی به‌صورت تک‌خوانی هم – اگر بطور متعارف باشد – منع شرعی ندارد، همانند سخن گفتن ایشان. گوش دادن به آن نیز اشکال شرعی ندارد. رقصیدن فی حد نفسه حرام نیست، آنچه حرام است موارد زیر است:
الف. اختلاط زن و مرد نامحرم. 
ب. رقصیدن زنان در برابر مردان نامحرم.
 ج. رقصها و حرکات شهوانی (در غیر زن و شوهر).