آرشیو تگ ها: قاف

شرح رساله‌‌ی صفیر سیمرغ

در این رساله هدهد رمز جان سالک و پیر راه‌دان است. پرنده‌ای است که توانایی ترک آشیانه‌ی جسم و پیوستن به اصل خویش یعنی سیمرغ و از او به نورالانوار را داراست. بال و پر پرنده رمز تعلقات دنیوی است و کندن آن تجرد از این تعلقات است. سایه‌ی کوه قاف رمز اشراق نور نورالانوار و مثال فیض او شدن است. اگر هدهد به اندازه یک صبح‌دم در سایه‌ی قاف قرار گیرد سیمرغ می‌شود، البته این صبح‌دم در تقویم اهل حقیقت معادل هزار سال دنیای مادی است. هدهدی که سیمرغ شده یا سالکی که به مرتبه‌ی نورالانوار واصل شده بیدارکننده‌ی خفتگان و هادی گمراهان می‌گردد.

شرح رساله‌ی عقل سرخ

دوستی از سهروردی می‌پرسد: آیا مرغان زبان یکدیگر می‌دانند؟ او پاسخ مثبت می‌دهد. در پاسخ پرسش دوم که از کجا می‌دانی؟ پاسخ می‌دهد که او در ابتدای خلقت صورت باز داشته و در آن حالت با دیگر بازها سخن می‌گفته و سخنان یکدیگر را می‌فهمیده‌اند. پرسش سوم دوست این است که پس چگونه الآن به این مقام رسیده‌ای؟ رساله شرح حال باز در قوس نزول است. باز پس از اسارت در دام تن به صحرای معقول می‌گریزد با عقل سرخ ساکن پس کوه قاف که کارش سیاحی است برخورد می‌کند و راز عجایب هفت‌گانه را از او می‌جوید. در رساله‌ی عقل سرخ اساطیر ایران باستان و برخی معارف زردشتی با تعالیم قرانی و اسلامی همنشین شده اند. سیمرغ بر درخت طوبی آشیانه دارد. روایت سهروردی از پروردن زال توسط سیمرغ و نقش او در پیروزی رستم بر اسفندیار با روایت فردوسی در شاهنامه متفاوت است. رساله با ارشاد سالک به چشمه آب حیات از طریق مرگ ارادی با عشق در اوج زیبایی به پایان می‌رسد.