آرشیو تگ ها: قرآن

تأملی درباره وحی

چکیده: نقد نظریه رؤیا پنداری وحی دکتر عبدالکریم سروش: «قرآن یا کلامی است مستعار، مخلوق ذهن و محصول تجربه محمّد (ص) (فرضیه اوّل: قرآن کلام محمد)، یا رؤیایی است جاندار و مخلوق خیال خلّاق و صورتگری محمّد (فرضیه دوم: محمّد: راوی رویاهای رسولانه).» ابتدا هر دو نظریه با کلمات صاحب آن تقریر و سپس نقد شده است.
نقد نظریه اول: گیریم تمام کوششهای صاحب محترم نظریه موجه باشد، در این صورت همه اشکالات پیش گفته از خدا به رسولش منتقل شده، بی آنکه حل شده باشد. قبلا خدا این اشکالات را مرتکب شده بود، اکنون پیامبرش! صورت مسئله «کلام الهی» پاک شده است، نه اینکه حل شده باشد. این نظریه کدام مشکل کلام باری را حل کرده است؟ با راززدایی، قرآن اکنون کلام بشری است با همه محدودیتها و فهم ناقص بشری و هیچ قداستی ندارد. آیا از عالم غیب راز زدایی کردن چیزی برای غیب باقی می گذارد؟! اسلام «خدامحور» به اسلام «پیامبرمحور» تنزل یافته است. این نظریه وحی الهی را به بُعد بشری پیامبر «أنَا بشر مثلُکُم» تنزل داده و به آن مباهات کرده است. این اسلام محمد محور چیزی از قبیل مسیحیت عیسی محور شده است. وحی الهی به امری جوشیده از ذهن و ضمیر بشری به نام محمد بن عبدالله (ص) تنزل یافته، همچنانکه مثنوی معنوی از درون جلال الدین بلخی جوشیده است، بدون هیچ تفاوتی. هر دو به یک میزان الهی و انسانی اند! بشری بودن معرفت دینی با بشری کردن خود دین تفاوت ماهوی دارد. آنچه در قبض و بسط شریعت صورت گرفت کوشش برای اثبات بشری بودن معرفت دینی بود، آنچه در قرآن کلام محمد (ص) با عنوان بسط تجربه نبوی صورت گرفته بشری کردن خود دین است. پرسش اساسی این است: وقتی خود دین بشری شد، دین بودن دین به چیست؟ این محصول بشرساخته به چه دلیل دین خداوند است؟
نقد و بررسی نظریه دوم: این تبیین در صورتی مقبول خواهد بود که بین این تبیین و فوائد یا امتیازات دوازده گانه اش با رؤیا پنداری وحی «تلازم» برقرار باشد و رؤیا پنداری وحی «نظریه بی بدیل» باشد. نظریه بدیل رویا پنداری وحی، نظریه تاویل به معنی برخورداری تمام آیات از یک وجود متعالی است به نحوی که نسبت بین آیات و این وجود متعالی نسبت مثال و ممثل است. این نظریه برگرفته از تفسیر المیزان سید محمد حسین طباطبایی می باشد. برخلاف نظریه رؤیا پنداری وحی که فاقد هرگونه پشتوانه و دلیل قرآنی است (و البته خود را به چنین پشتوانه و دلایلی هم نیازمند نمی داند!) بلکه با بسیار از أصول تعالیم قرآنی در این زمینه ناسازگار است، نظریه تاویل وجود متعالی در سازگاری کامل با تعالیم یادشده است. صاحب نظریه خود را مسئول تبیین علم تعبیر رؤیاهای رسولانه نمی داند. معلوم نیست این علم با علم تعبیر خواب چه شباهت و تفاوتی دارد؟ اگر تفسیر قرآن به تعبیر رؤیا تبدیل شود با عنایت به شخصی بودن و بین الاذهانی نبودن آن، مدعیات این علم جدید را چگونه می توان ابطال کرد؟ نظم خاص قرآن که صاحب نظریه رؤیای رسولانه آن را «نظم پریشان» خوانده است نظریه بدیل دارد. از جمله نظریه «نظم حلقه ای» متون باستانی که نخستین بار توسط خانم ماری داگلاس ارائه شد. نخستین محققی که این روش را در قرآن بکار گرفت مایکل کیپرس است. او در باره سوره مائده کتاب نوشته و اخیرا نیز کتاب مستقلی درباره «نظم قرآن: تحلیل بلاغی» منتشر کرده است. ادعای «نظم پریشان» تنها بعد از ابطال مستدل این نظریه مقتدر بدیل مسموع خواهد بود. نقض قوانین طبیعت و علیّت تلازمی با نظریه رؤیا پنداری وحی ندارد. زبان علمی هر دوره ای در دوره های قبل و بعد جاری نیست. أصلا متون دینی برای حل چنین مسائلی نیامده اند. اگر به زبان علمی مقبول قرن بیست و یکم عظمت خدا تبیین شده بود مخاطبان عصر نزول و بیش از دوازده قرن بعد از آن آیا از چنین امر علمی مدرن چیزی می فهمیدند؟! این اشکال که علم خداوند به نادرست بودن این أمور علمی در زمان نزول واقف بوده پس نباید به غلط چیزی نازل کند، پاسخش این است که قرآن و هر متن دیگری که قرار است در حد فهم انسان باشد ولو گوینده اش خداوند باشد چاره جز سخن گفتن در چارچوب فرهنگ زمانه ندارد. صاحب نظریه کجا لزوم علمی بودن متن قرآن را اثبات کرده است؟ علمی مطابق کدام دوران؟ نظریه وحی رویای رسولانه نظریه های بدیل مقتدری دارد. این نظریه های بدیل با هزینه های بسیار کمتر، ادله و مویدات متعدد قرآنی کلیه مشکلات را البته در حد توان انسانی حل می کنند بی آنکه نیازمند تکلفات نظریه یادشده باشد. نظریه رویا پنداری وحی دلیل معتبری ندارد، با ابهامات و اشکالات متعددی هم روبرو است، لذا قابل پذیرش نیست.

از کلمة الله تا احمد و کلام الله

چکیده: عیسی مسیح به معرفی قرآن هفت اختلاف اساسی با عیسی در مسیحیت موجود دارد: یک. عیسی در مسیحیت پسر خداست. عیسی در اسلام پسر مریم است که به أراده الهی به دنیا آمده است. دو. عیسی در مسیحیت خدای پسر، و یکی از اقانیم تثلیث است. عیسی در اسلام بنده و رسول خداوند است. سه. عیسی در مسیحیت به صلیب کشیده شد، و رنج او کفاره گناه نخستین و گناه همه مسیحیان است. عیسی در اسلام شهید نشد، خداوند او را بسوی خود برکشید. چهار. عیسی در مسیحیت موجود «کتاب الهی» به ارمغان نیاورده، او خود خدای مجسم در میان مردم بود. «عهد جدید» کتابی است که توسط پنج نفر مشخص نوشته شده است. گزارشی است از زندگی و آراء عیسی مسیح به روایت برخی پیروان او. در اسلام «انجیل» کتابی واحد و کتابی الهی است که خداوند به پیامبرش عیسی مسیح «وحی» کرده است. معادل اناجیل اربعه موجود سیره ابن إسحاق و سیره ابن هشام و بخش پیامبر تاریخ طبری است نه قرآن کریم! پنج. عیسی در مسیحیت ناجی نهایی است، یعنی برای نجات اخروی به غیر او از جمله پیامبری پس از او نیازی نیست. حال آن‌که عیسی مسیح در اسلام پیامبری است که به پیامبر بعد از خود بشارت داده و او را معرفی کرده است. شش. رهبانیت از موازین کلیساست. اسلام این امر را «بدعتی از سر خیرخواهی» معرفی کرده است. هفت. مسیحیت موجود «عیسی محور» است. اسلام همه ادیان الهی از جمله مسیحیت را خدامحور و موحد معرفی کرده است. پیامبر اسلام طی هشت اصل کلی در قرآن معرفی شده است: یک. محمد بن عبدالله بشری مثل دیگر آدمیان بوده است، نه در تولدش اعجازی بوده، نه در مرگش. زندگیش هم مثل بقیه مردم بوده است. امتیاز ایشان به وحی خارج از وجود ایشان بوده نه امری اختصاصی در درون ایشان. دو. پیامبر امّی بوده، اهل امّ القراء (مکه) که خواندن و نوشتن نمی دانسته است. سه. محمد بن عبدالله هیچ نقش فاعلی در تکوین وحی نداشته است. او گیرنده وحی بوده نه مولد آن. او حتی نمی دانسته چه زمانی وحی بر او نازل می شود. چهار. اسلام دینی «خدامحور» است، ما «محمدی» نیستیم، مسلمانیم! تسلیم خدا بودن مسلمانی است. محمد بن عبدالله پیامبر خداست نه بیشتر. پنج. محمد بن عبدالله «خاتم الانبیاء» است. او «مؤید» پیامبران الهی پیشین، «زینت» پیامبران و «آخرین» ایشان است. پرونده وحی رسالی و نبوت با محمد مصطفی بسته شده است. شش. دعوت او «جهانی» و خطاب به «همگان» بوده و «رحمتی فراگیر» است. هفت. او مهذب نفوس و معلم اخلاق و اسوه و الگوی انسانیت بوده است. هشت. در قرآن خطا راه ندارد. خدا حافظ کلام خود است، و قول و فعل پیامبرش در تبیین دین را نیز محافظت می کند. مسلمانان به حجیت قرآن به عنوان کلام معصوم خداوند باور دارند. کلام خداوند مستقل از شخصیت پیامبرش شکل گرفته و مقدم بر سنت او منبع اول اسلام است. سنت این پیامبر با همه احترامش زمانی پذیرفته است که تعارضی با محکمات کتاب خدا نداشته باشد. حداقل سه گروه در مورد پیامبر اسلام زیاده روی‌هایی کرده اند: یکی شیعیان غالی که برای بالابردن شأن ائمه اهل بیت بناچار اموری به پیامبر نسبت داده اند. گروه دوم جمعی از عرفا که با خوانشی ذوقی و اختراع «حقیقت محمدیه» فرهنگی مستقل از کتاب و سنت برپا کرده اند. گروه سوم جمعی از روشنفکران محترم معاصر هستند که به قصدِ خیر «مدرن کردن اسلام» ملغمه ای ساخته اند، از قبیل اینکه «وحی تابع شخصیت محمد» بوده و با فراز و فرود شخصیت او تغییر می کرده، یا آیات قرآن «تفسیر» محمد بن عبدالله از جهان است، یا آیات قرآن چیزی جز «رؤیاهای رسولانه» یا شبه رؤیا نیست، یا آیات قرآن «تأویل» رؤیاهای محمد بن عبدالله است. وقت آن رسیده است که صفوف فکری در تفکر اسلامی معاصر به شکل شفاف از هم متمایز شود. نواندیشانی که سقف اصلاح را «فکر دینی و علوم اسلامی» – که تماما بشری است – می دانند، از روشنفکرانی که «اصل اسلام» – کتاب و سنت معتبر – را هم مشمول اصلاح می دانند و نقد قرآن را نصب العین خود کرده اند.

اسلام شناسی، قرآن شناسی و وحی

غیبت سرمایه‌گذاری شیعیان جعفری در دانشگاهها و مراکز پژوهشی و انتشاراتی غرب از جمله تاسیس کرسی معارف اهل‌بیت و تشیع کاملا چشم‌گیر است. بازار اسلام در غرب در تصرف وهابی‌هاست، و تشیع از منظر ایشان چیزی در ردیف خوارج است. سهم اساتید ایرانی در مطالعات بین‌المللی قرآن متأسفانه چشمگیر نیست. اسلام‌هراسی از واقعیات غرب معاصر است. جریانهای نژادپرست و متعصبان انحصارگرای مسیحی و یهودی بسیاری از اهرم‌های ثروت و قدرت و رسانه و فرهنگ را در اختیار دارند. مسلمانان اعم از شیعه و سنی در اینکه مصحف عثمانی همان قرآن مجید است بدون کمترین نقصان و زیادت هم‌داستانند. کشف مکانیسم وحی بدون سازگاری با مفاد وحی یا بدون ادله‌ی متقن عقلی قابل پذیرش نیست. فرضیاتی ذوقی یا عقلی فاقد استدلال است. مطالعه‌ی برون‌دینی تا زمانی قابل اعتناست که برآن نتایج درون‌دینی بار نشود، والا با مطالعات برون‌دینی اسنتتاج‌های درون‌دینی کردن مغالطه است. کلام ربوبی، وحی الهی و قرآن مجید یا کتاب خدا وقتی لباس زبان بر تن کرد مثل هر متن دیگری مشمول قواعد فهم متن است. برای فهم هر متنی باید علوم مرتبط با فهم متن را در نظر گرفت. نظریه‌ی سنتی وحی اگر مشکلی داشته باشد، راه حلش یقینا این نیست که کلام باری را عین کلام پیامبر بدانیم. این راه حل نیست، از چاله به چاه افتادن و قلب اسلام است. دیدگاه سنتی وحی بر مبنای معرفت‌شناسی‌های معاصر قابل تبیین است و مطمئنا از نظریه‌ی تنزل دادن کلام باری به کلام نبوی یا تفسیر نبوی از جهان به مراتب قوی‌تر و کم اشکال‌تر است.

معرفت معتدل دینی

یکی از خدمات ائمه‌ی اهل بیت خصوصا امام حسین (ع) اصلاح «معالم دین» است. معالم دین نشانه‌های کلان دین‌داری هستند، معالم دین نقشه‌های راه هستند و ما را به مقاصد متعالی دینی راهنمایی می‌کنند. اگر معالم دست‌کاری شوند و به‌جای راه به چاه و بیراهه و به‌جای هدایت عامل گمراهی و ضلالت شوند، وظیفه‌ی مصلح است که قبل از هرکاری به اصلاح معالم اقدام کند. در این مجلس حسینی درباره‌ی سه شاخص از معالم دینمان مباحثی عرضه شد: اولا دانستیم که از دین نمی‌توان انتظار تبیین علمی جهان، تدبیر سیاست و اقتصاد و حقوق یا پاسخ‌گویی به همه‌ی پرسشهای انسانی را داشت. با هفت انتظار معتدل از دین (یعنی معنی‌بخشی به زندگی، امر متعالی (مبدء)، سرای دیگر (معاد)، عوالم غیب، ضمانت اخلاق، مناسک و عبادات، شبه مناسک از معاملات) آشنا شدیم. ثانیا دانستیم که شرط ضروری نجات اخروی ایمان به خداوند، ایمان به‌آخرت و عمل صالح است، چه فرد مسلمان باشد چه نامسلمان، یعنی اسلام طریق اقوم به نجات است نه این‌که موضوعیت داشته باشد. اسلام شناسنامه‌ای کسی را به بهشت نمی‌برد و از دوزخ نمی‌رهاند. ثالثا دانستیم که قرآن کتاب هدایت است نه کتاب قانون و علم. قرآن منبع اصلی و نخست تعالیم اسلامی است اما تنها منبع نیست. هیچ امر اسلامی نمی‌تواند معارض با قرآن باشد، اما هر امر اسلامی لازم نیست مدرکی قرآنی داشته باشد. بدون فهم قرآن هیچ فهمی از اسلام کامل نیست، اما فهم کامل از اسلام بدون درک سنت پیامبر و اهل بیت (برای شیعیان) و صحابه (برای اهل سنت) حاصل نمی‌شود، (شرط لازم غیرکافی). فهم قرآن نیز بدون میراث سنتی علوم اسلامی و دستاوردهای دانشهای جدید مرتبط میسر نیست.

پرسش‌هایی از روش «اسلام قرآنی»

آیا می‌توان اسلام قرآنی را در زمره‌ی «نهضت پاک‌دینی بین مسلمانان» به‌حساب آورد؟ در این صورت تفاوت ان با دیگر «پاک‌دینان مسلمان» در چیست؟ اگر اسلام قرآنی یعنی تک منبعی بودن اسلام، دلیل این ادعا چیست؟ و اگر معنای اسلام قرآنی این نیست، بلکه همان امکان فهم قرآن بدون روایات است، این نحله چه حرف جدید و متفاوتی در مقایسه با وحید بهبهانی و دیگر اصولیون دارد؟ آیا پیامبر خدا فقط مبلّغ و قاری قرآن بوده و بس، و بعد از وفات ایشان هم «حسبنا کتاب الله»؟در این صورت اصلا درک اسلام نیازی به سنت پیامبر دارد؟ اصولا ما از قرآن چه انتظاراتی را «نباید» داشته باشیم؟ به چه دلیل قرآن «کتاب قانون» است؟ به این معنی که احکام موجود در آن قوانین زمان‌شمول و جهان‌شمول و جاودانه هستند و اختصاصی به‌زمان و مکان نزول و زمان و مکان قریب به‌آن نداشته است. «اکتفا به ظاهر متن دینی» روش مشترک اخباریون و مکتب تفکیک در شیعه، و اهل ظاهر و حنابله در اهل سنت است. «تفاوت روشی» اسلام قرآنی با گروه‌های یادشده در فهم متن دینی در چیست؟ آیا اسلام قرآنی شرط عدم تعارض روایات با محکمات قرآن را «شرط لازم و کافی اعتبار روایات» می‌داند؟ آیا تخصیص عمومات قرآنی، تقیید اطلاقات قرآنی، تبیین مجملات قرآنی، تفصیل اجمالات قرآنی، تشریح جزئیات کلیات قرآنی توسط سنت معتبر، در رویکرد اسلام قرآنی پذیرفته است یا مردود می‌باشد؟ آیا «هر امر درستی» لازم است مستند قرآنی داشته باشد (تک منبعی بودن معرفت انسانی یا لزوم داشتن مجوز از این منبع مادر)؟ آیا اطاعت از پیامبر چیزی جز «تبعیت از سنت» اوست؟ آیا این تبعیت الزامی منحصر به زمان حیات پیامبر بوده است؟ به چه دلیل؟ چرا باید کوششهای حکیمان و متألهان مسلمان را نادیده گرفت و به معنای تحت اللفظی برخی آیات در فهم توحید اکتفا کرد؟ از این حیث تفاوت اسلام قرآنی با وهابیت در حوزه‌ی توحید چیست؟ چرا تمام امور و حوزه‌ها نیاز به اجتهاد و تخصص دارند، الا حوزه‌ی دین؟ یکی از تعالیم قرآن «اعتصام به حبل‌الله و عدم تفرقه» است. آیا معنای عملی این فرمان قرآنی انحلال کلیه‌ی فرق اسلامی در سواد اعظم اکثریت سنی و حذف نمادهای معتبر تشیع است؟

فصل دوم: انتصاب در قرآن

غیر از منصب‌های نبوت عامه و خاصه، امامت ابراهیم، وزارت هارون، نقابت اسباط، خلافت آدم و داوود و مؤمنان صالح، ملوکیّت داوود و سلیمان و ولایت پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع) قرآن کریم منصب الهی دیگری به‌رسمیت نشناخته است. به‌عبارت‌دیگر منصب «ولایت فقیه» در قرآن کریم مطرح نشده است.

ملاک الهی بودن قرآن

الهی بودن یک متن متکی بر یک باور است. باور به پیامبری که آن را به خدا نسبت می دهد. بدون باور به آن پیامبر راهی برای پذیرش الهی بودن آن متن نیست. من محمد بن عبدالله (ص) را صادق و امین می دانم. او قرآن کریم را وحی الهی معرفی کرده است. مفاد قرآن کاملا ادعای او را تایید می کند.

دلیل حجیت قرآن، احادیث پیامبر و ائمه

حجیت قرآن مبتنی بر ایمان به نبوت محمد بن عبدالله و صداقت و امانت داری ایشان و تصریح رسول الله به کلام الله بودن قرآن است. پذیرش سخن پیامبر اعم از اینکه در حضور ایشان باشیم یا با حدیث معتبر مطلبی را از ایشان بشنویم در گرو ایمان به نبوت ایشان است. یعنی چون گوینده رسول خداست به سخنان وی اعتنا می شود. اعتبار قول و فعل ائمه چه در محضرشان باشیم چه از طریق حدیث معتبر اقوالشان را بشنویم از منظر شیعی این است که باور کرده باشیم ایشان سومین منبع دینی (پس از قرآن و سنت نبوی) هستند.

گفتگوی انتقادی درباره‌ی اسلام

جلسه گفتگوی انتقادی درباره‌ی اسلام در مرکز اسلامی شیعیان شهر کالج استیشن تگزاس و در جمع دانشجویان ایرانی دانشگاه تگزاس ای اند ام (Texas A & M) به دعوت گروه مطالعات اسلامی این دانشگاه (۲۵ آبان ۱۳۹۲) برگزار شد. در این جلسه ۳ ساعته نماینده‌ی دانشجویان مجموعه ای از سوالات مبنایی تحت عنوان کلی “چرا مسلمان باشیم؟” را جمع آوری و با محسن کدیور مطرح نمود. هدف از طرح این سوالات علاوه بر نقد برخی دیدگاههای سنتی و آشنایی با برخی نظرات کدیور ایجاد فرصتی برای طرح سوالات رایجی بوده است که بخشی از نسل جوان را احیانا در پذیرش یا تداوم دینداری مردد نموده و یا به ابزاری در دست مبلغین ضد اسلامی تبدیل شده اند.

دریافت فایل صوتی – بخش اول

دریافت فایل صوتی – بخش دوم

قرآن، مصحف و کلام الله

پاسخ شما به شبهات زیر چیست؟ ۱. قرآن دغدغه شیعه نیست و شیعه وارد مباحث امامت می شود. پاسخ: قرآن دغدغه‌ی شیعیان غالی نبوده است. شیعیان سنتی به قرآن کم و بیش عنایت داشته و دارند. شیعیان پیرو علمای ابرار …

ذکر نام دیگر قرآن

پرسش: در ترجمه آیه ۱۰ سوره حجر، چرا اغلب آقایان ، ذکر رو فقط قرآن ترجمه کرده اند؟ با توجه به ترجمه آنان، چرا خدا نگفته: انا نحن نزلنا القرآن و انا له لحافظون؟ با توجه به اینکه در این آیه …

اعجاز قرآن برای انسان معاصر

محتوای معارفی و اخلاقی قرآن از این لحاظ اعجاز است که فردی امی و درس نخوانده آنها را آورده است. بشری نبودن یا معجزه بودن قرآن در زمان ما نیازمند این است که اولا محتوای مورد بحث فراعقلی بوده یعنی از دسترس عقل انسان امروز بیرون باشد وگر نه دیگر دلیلی بر بشری نبودن آن نیست. ثانیا در ادیان پیشین بی سابقه باشد، والا احتمال اقتباس از آنها مطرح می شود. ثالثا این معارف به میزانی باشند که در هدایت انسان موضوعیت تامه داشته باشند به نحوی که بدون آنها هدایت میسر نباشد.

باورهای خرافی به آیات قرآن

پرسش: در میان بعضی از دینداران سطحی این باور وجود دارد که آیات قران دارای رمز هست و خواندن بعضی از آیات برای دوای درد های جسمانی یا گشایش کارها مفید است. از چه زمانی این مسائل در میان شیعیان …

زیبائی‌های روزه و شب‌های قدر

ماه رمضان سه بُعد دارد: ۱. ماه روزه، ۲. ماه نزول قرآن، ۳. ماهی که شب قدر در آن است. قرآن کریم دو نزول داشته است. نزول اول: انزال دفعی که از آن به ام الکتاب، لوح محفوظ و کتاب مکنون تعبیر شده و حقیقت قرآن یکباره در شب مبارک قدر در ماه رمضان نازل شده است (مقام ‌إحکام). ما از این نزول جز آنچه خدا خود در کتابش معرفی کرده است چیزی نمی دانیم. نزول دوم: تنزیل تدریجی که قرآن در طی بیست و سه سال بر قلب محمد بن عبدالله (ص) نازل شده است (مقام تفصیل و تفریق). شب قدر شب تقدیر الهی سالانه است از زندگی و مرگ و سعادت و شقاوت و خیر و شر و رزق و غیر آن.
اسلام زیباست، خدایش، پیامبرش، قرآنش، اولیائش، اخلاقش، عبادات و مناسکش، احکامش. اما امروز برخی امور این چهره‌ی زیبا را زشت کرده است. اگر زشتی هست از دو ناحیه است: از فهم ناقص یا از عمل ناصواب ما.

نتیجه‌ی تدبر در قرآن و مستند وقایع تاریخی آن

پرسش: اگر فردی در آیات قرآن تدبر و تعقل نماید و نتیجه تحقیق در برخی موارد، خلاف آیه یا آیات قرآن شود، تکلیف چیست؟ آیا می بایست هرآنچه در قرآن وجود دارد (مسایل اعتقادی و فقهی) را بی هیچ شک و شبهه …

زیبایی‌های قرآن

قرآن کریم وحی خدا نازل شده بر قلب پیامبر اوست. قرآن تفسیر محمد (ص) از تجربه‌ی قدسی یا تعبیر او از رؤیاهای رسولانه یا برداشت او از جهان نیست. محمد (ص) رسول خدا و حامل و تابع وحی الهی است نه اینکه قرآن و وحی تابع شخصیت بشری محمد باشد. آیات قرآن دو گونه است: برخی ناظر به حل مسائل عصر نزول و مخاطبان اولیه قرآن است. این دسته از آیات در دیگر زمانها غیر مستقیم روش مواجهه با مسئله را می آموزد. دسته دوم آیاتی است که به طور مستقیم برای همه زمانها و مکانها پیام دارد. این دسته غرر آیات الهی است. زیبائی های قرآن برای انسان معاصر را در این دسته باید جست. آنها که قرآن و اسلام و را زشت نشان می دهند آیات دسته نخست را تعمیم داده به عنوان حکم فعلی اسلام معرفی می کنند. قرآن کتاب هدایت است، کتاب شریعت و سیاست و اقتصاد و … نیست. کارکردهای زیبای قرآن: الف. سمت و سوی الهی پیدا کردن؛ ب. معنی بخشی به زندگی؛ ج. ضمانت اخلاق؛ د. ارائه‌ی جهانهایی که از دسترس عقل و علم بیرون است: ملکوت، جبروت، آخرت، غیب.

پیامبر و مومنان صالح شاهدان امت

اخیرا در پاسخ پرسشی بیان داشته اید خدا و رسولان و مومنان صالح، در عالم برزخ و حیات برزخی شاهدان عمل مردم می باشند. منظور شما از شاهد چیست؟ آیا منظور شما نظاره گر(دیده بان) بودن ایشان است؟ آیا رسولان و …

تحدی و اعجاز قرآن خارج از عصر نزول؟

پس از ۱۴ قرن هر کسی که این سه صفت محمد بن عبدالله (صداقت، امانت داری و امی بودن) را پذیرفته باشد «عقلا» می پذیرد که قرآن وحی الهی است. معجزه بودن قرآن یعنی اینکه محمد بن عبدالله از تولید آن شخصا «عاجز» بوده است و جز خدا کس دیگری نویسنده قرآن نیست. «تحدی» (به مبارزه طلبیدن برای ارائه‌ی مثل قرآن) مختص عصر نزول بوده است. برای مسلمانی لزومی به تداوم اعجاز نیست. همین که بپذیریم که محمد رسول خدا و قرآن کلام اوست کافی است.

آیات زنان پیامبر چه دردی از ما را دوا می کند؟

آنچه به عنوان شأن نزول آیات نقل شده است، اخبار واحدی هستند که علی الاغلب فاقد اعتبار سندی بوده، بسیاری از آنها یقینا مجعول هستند. ازدواج با مطلق زنان آزاد در آیه‌ی ۵۲ سوره‌ی احزاب برای پیامبر (ص) ممنوع می شود. قرار نیست تک تک آیات رافع درد همه انسانها در همه زمانها و مکانها باشد. آیات متعددی از قرآن صرفا پاسخگوی مشکلات عصر نزول است و به طور مستقیم هیچ ارتباطی با مسائل زمانها و زمینهای دیگر ندارد.بیشک قرآن حاوی آیات هدایت فرازمانی و فرامکانی است، همان آیات برای ایمان ما کافی است. انتظار هدایت فرازمانی و فرامکانی از تک تک آیات انتظاری بی وجه و بدون دلیل است. محمد بن عبدالله (ص) به نص قرآنی انسانی همانند من و شما بوده، وجه اختصاصی او وحی الهی بوده که به ایشان می شده است. اسوه‌ی حسنه بودن پیامبر (ص) در چارچوب بشری بودن ایشان است.

اگر قرآن امروز نازل می شد

پرسش: اگر پیامبر اسلام در این زمان به رسالت می رسید آیا خداوند متعال همین قران را با تمامی تمثیل ها، احکام، و.. اش نازل می فرمود؟ اگر جواب خیر است به زعم جنابعالی این قران با آن قران ۱۴۰۰ …

کلام الله یا دست نوشته‌ی بشری؟

باور دینی با تصدیق ادعای پیامبر آغاز می شود، در مورد اسلام محمد بن عبدالله (ص) ادعا کرده است که قرآن کلام الهی است، مسلمانان ادعای محمد امین را باور کرده به او ایمان آورده اند. امی بودن ایشان (نداشتن سواد خواندن و نوشتن) از یک سو و ادله‌ی متعدد درون متنی ادعای الهی بودن قرآن را اثبات می کند. اگر کسی مسلمان نباشد و «ایمان» نداشته باشد این ادله برای او کارساز نخواهد بود.

اجتهاد در نسخ

مفاد آیه ۱۰۹ بقره درباره نسخ احکام مسیحیت و یهودیت توسط اسلام است و درباره نسخ درون دینی اسلام نیست. حدیث «حلال محمد ….» خبر واحد منقول از امام صادق (ع) است که احکام دائمی شریعت را در برمی گیرد نه احکامی که دوام آنها اول الکلام و مورد مناقشه است. اما سنت پیامبربه شرطی که با اسناد معتبر بدست ما برسد و مخالف قرآن نباشد متبع است و دومین منبع تعالیم اسلامی است. ضمنا در اعتقادات و امور مهمه خبر متواتر لازم است و خبر واحد در این دو حوزه حجت نیست. سیره‌ی ائمه اهل بیت (ع) در صورتی که با اسناد معتبر به ما برسد در شرح و تبیین تعالیم نبوی منبع دیگری برای تعالیم اسلامی است و قابل استناد است.قرآن «منبع قانون» می تواند باشد اما کتاب قانون نیست. به مفاد کتاب قانون عینا باید عمل کرد در همه جا و همه زمانها. اما منبع قانون در دستگاه اجتهاد با شرائط زمانی و مکانی سنجیده می شود و سپس قانون وضع می شود.

محدودیت ازدواجهای پیامبر (ص) در آیه‌ی ۵۲ سوراه‌ی احزاب

پرسش: یک نکته مبهم در ایه ۵۲ سوره‌ی احزاب دارم که متاسفانه با مراجعه به تفسیرهای نمونه، المیزان و نور هم جوابی برایش پیدا نکردم. چون یا به ان نپرداختند یا قانع کننده نبود یکبار دیگر ترجمه ایه را مرور …

افضلیت مسجود بر ساجد

پرسش: مرحوم احمد قابل در کتاب مبانی شریعت (تنبیه چهارم، ص۳۱) به استناد دو نقل (علامه مجلسی و امام صادق) نتیجه گرفته اند که  از آن جایی که مؤمن (مسجود) از ساجد (کعبه) برتر است، پس سخن شیخ طوسی – …