آرشیو تگ ها: نسخ

انتظار از دین و نواندیشی دینی (۲)

چکیده: متن دین (کتاب و سنت) و متون تدوین شده توسط عالمان دین منحصر به أمور هشت گانه نیست یعنی أمور متعدد دیگری در آنها هست که در این هشت امر نمی گنجد. این أمور در عصر نزول یا صدر اسلام در زمره أمور دینی بوده اند. بتدریج با پیشرفت عقل و علوم بشری و تجارب انسانی کشف شد که بسیاری از أمور مورد بحث، اموری سکولار و غیر دینی هستند و انسان با اتکا با عقل و دانش و تجربه خود بدون مراجعه به متون یادشده می تواند به أمور مذکور پاسخ دهد، خصوصا پاسخهایی متقن تر از پاسخهای دینی.
چرا خداوند در کتاب خود به اموری پرداخته است که در قرون بعدی معلوم شود این أمور مختص عصر نزول بوده و از أمور دائمی و ثابت دینی محسوب نمی شود؟ کتاب خدا به زبانی قابل فهم بشر نازل شده است. زبان امری است آغشته به فرهنگ زمانه. سخن گفتن بدون این اغشتگی فرنگی ممتنع است ولو از خداوند قادر متعال. ثانیا مخاطب اصلی خداوند افراد عصر نزول است. خداوند به حل مشکلاتی که پیامبر یک تنه از پسشان برنمی آمد اقدام کرده است. مشکلات عصر نزول حجاز لزوما مشکلات انسان در تمام زمانها و مکانها نیست، حتی اهم آنها هم نیست، مثالها و الگوهایی برای حل دیگر مشکلات بشری بیشتر نیستند. قرآن به عنوان کلام الله منزل همین است با آیاتی در حد فهم علمی انسان قرن اول هجری در حجاز آغشته به فرهنگ آنها با احکامی متناسب با عقلانیت آن دوران. اگر قرار بود آیات مرتبط با علوم تجربی متناسب با دستاورد دوران مدرن باشد آیا برای مخاطبان قرآن در سیزده قرن اول قابل درک بود؟ انتظارمان از کتاب خدا را باید تصحیح کنیم.
همه گزاره های دینی در عصر نزول، این چهار ویژگی را دارا بوده اند: مطابق عقلانیت آن دوران عقلائی، عادلانه، اخلاقی و در مقایسه با راه حلهای رقیب کارآمدتر بوده اند. تا زمانی که هر چهار ملاک باقی باشند آن گزاره دینی است. زمانی که برخی یا همه چهار ویژگی یقینا ساقط شد کشف از منسوخ شدن آن گزاره می شود. تفکیک أمور جاودانه و دائمی و ثابت از أمور متغیر، عرضی و منسوخ را عالمان دین (نه منحصرا فقیهان) به عهده دارند. جامعه دینداران هم ناظر داد و ستد علمی است. اگر قول ضعیفی عرضه شده باشد همچون کف روی آب زایل می شود. امر نافع باقی می ماند.

ایضاح نسخ عقلی

نسخ مورد نظر محمود محمد طه «نسخ نقلی» است یعنی نسخ یک آیه با آیه‌ی دیگر که در مفاد با هم تنافی دارند. نسخ موجود در کتاب حق‌الناس «نسخ عقلی» است، یعنی نسخ حکم شرعی موجود در قرآن یا سنت با عقل قطعی. ناسخ در نظریه‌ی طه آیات اصلی مکی هستند. در کتاب حق‌الناس «برخی» عمومات و مطلقات آیات مکی و نیز برخی روایات سنت پیامبر در مکه «مؤید» دلیل عقلی هستند، هیچ آیه‌ی مکی به صرف مکی بودن مؤید نیست، چه برسد به این که دلیل باشد! به‌عبارت دیگر مکی بودن آیه هیچ نقشی در «دلیل ناسخ» در کتاب حق‌الناس بازی نمی‌کند. سنگ بنای اصلی نسخ در کتاب حق‌الناس حسن و قبح عقلیه در مکتب عدلیه است. سنگ بنای اصلی در کتاب طه اگر چه در ناکارآمدی رسالت اولی اسلام در قرن اخیر واضح است، اما مبنای ایجابی آن در رسالت ثانیه‌ی اسلام عقلا و نقلا مبهم و قابل مناقشه است. نفس به‌دست گرفتن قدرت سیاسی در مدینه «شرط لازم و کافی زمان‌مندی» احکام شرعی نیست، موازین عقلی عادلانه بودن، اخلاقی بودن، عقلائی بودن، و کارآمدتر بودن قلمرو بسیار فراخ‌تری از سکولاریسم را دربر‌می‌گیرد و لذا به احکام مدنی (آیات دوران مدینه و سنت همان دوران) محدود نمی‌ماند. علیرغم برخی مشترکات از جمله استفاده از صنعت نسخ و هدف روزآمد کردن تعالیم اسلامی، و با اذعان به فضل تقدم طه، نظریه‌ی نسخ در کتاب الرسالة الثانیة وی با نظریه نسخ در کتاب حق‌الناس دو نظریه‌ی متفاوت در مبنا، روش و نتیجه است.

تاملاتی درباره‌ی وجه اعجاز قرآن و ملاک دوام احکام دینی

مفاد تشریعی قرآن کمتر از یک سیزدهم قرآن و مفاد تشریعی آن در غیر عبادات (یعنی در معاملات) کمتر از یک سی و چهارم قرآن (کمتر از سه درصد) است. قرآن یقینا کتاب قانون و احکام فقهی و تشریع نیست، به معرفی خود کتاب هدایت است. اگر قرآن کتب قانون بود احکام اندک فقهی موجود درآن به عنوان متن قانون عینا قابل استناد بود. اما اگر قرآن کتاب قانون نباشد و تنها «یکی از منابع قانون» باشد آنگاه برای استناد به آن باید حکم را در «زمینه‌»ی خود مطالعه کرد نه اینکه آنرا از زمانه و زمینه‌ی خود منتزع کنیم. به علاوه اینکه احکام معاملاتی موجود در قرآن «حکم دائمی اسلام» در همه‌ی شرائط و زمانها و زمینها و زمینه ها هستند کجا اثبات شده است؟ آیا دوام اینگونه احکام بدیهی هستند؟ چرا؟ در متن دین گزاره عقل ستیز وجود ندارد (اگرچه گزاره‌ی فراعقلی در متن دین کم نیست). هر گزاره ای که به حکم عقلانیت قطعی معاصر غیر معقول، غیراخلاقی، غیر عادلانه یا نسبت به راه حلهای رقیب مرجوح بود نمی تواند دینی باشد، اگر چه به عقلانیت دوران دیگری چه بسا دینی بوده باشد. اینگونه احکام منسوخ محسوب می شوند.

نسخ محتمل و نسخ ممنوع در قرآن

پرسش: نظر شما راجع به پدیده ی نسخ در آیات چیست؟ پاسخ: نسخ تلاوت و نسخ حکم (به این معنی که آیه ای قبلا در قرآن بوده و الان نسخ و حذف شده و حکمش نیز لغو شده است)، و …

کلیدواژه ها:

منسوخیت مجازات سنگسار

مستند مجازات سنگسار زنای محصنه روایات منقول از پیامبر و ائمه به اجماع فقهای اسلام اعم از شیعه و سنی است. مشکل مجازات رجم اجتهاد مقابل نص نیست، این حکم در زمانه و زمینه‌ی خود پذیرفته شده بود. اما با توجه به عقلانیت معاصر، اینگونه احکام به دلیل خشونت آن پذیرفته نیست. رجم از احکام منسوخ است و به حکم اولی غیرقابل اجراست. اصل مجازات برای زنا از مسلمات شریعت است، اما شکل و صورت آن به مقتضیات زمان و مکان بستگی دارد.

اجتهاد در نسخ

مفاد آیه ۱۰۹ بقره درباره نسخ احکام مسیحیت و یهودیت توسط اسلام است و درباره نسخ درون دینی اسلام نیست. حدیث «حلال محمد ….» خبر واحد منقول از امام صادق (ع) است که احکام دائمی شریعت را در برمی گیرد نه احکامی که دوام آنها اول الکلام و مورد مناقشه است. اما سنت پیامبربه شرطی که با اسناد معتبر بدست ما برسد و مخالف قرآن نباشد متبع است و دومین منبع تعالیم اسلامی است. ضمنا در اعتقادات و امور مهمه خبر متواتر لازم است و خبر واحد در این دو حوزه حجت نیست. سیره‌ی ائمه اهل بیت (ع) در صورتی که با اسناد معتبر به ما برسد در شرح و تبیین تعالیم نبوی منبع دیگری برای تعالیم اسلامی است و قابل استناد است.قرآن «منبع قانون» می تواند باشد اما کتاب قانون نیست. به مفاد کتاب قانون عینا باید عمل کرد در همه جا و همه زمانها. اما منبع قانون در دستگاه اجتهاد با شرائط زمانی و مکانی سنجیده می شود و سپس قانون وضع می شود.

جایگاه حدیث غدیر خم در نظریه‌ی علمای ابرار

در نظریه‌ی علمای ابرار امامت منصبی منصوص است، مراد از نص، نص امام قبلی است و در مورد امام اول نص رسول الله (ص). اما نصب الهی در مورد ائمه از جمله علی بن ابی طالب (ع) و نیز نص و نصب نبوی در مورد تمام ائمه (ع) نیازمند ارائه‌ی ادله‌ی قطعی یقینی است. مفاد متواتر حدیث غدیر تنها نص نبوی را بر ولایت علوی اثبات می کند. حدیث غدیر خم در این نظریه از جایگاهی رفیع برخوردار است.

احکام منسوخ برده داری

پرسش: نظرتان در مورد آيه ٢٤سوره نساء و غنيمت گرفتن زنان در جنگ چيست؟   پاسخ: هر دو مورد سوال شما مربوط به دوران سپری شده است، غنیمت گرفتن زنان در جنگ از فروع برده داری است، در مورد برده …

سومین یورش ارباب تزویر، قصه پرغصه یک چکیده مقاله

سوّمین یورش ارباب تزویر قصّه پرغصه ی یک چکیده مقاله! سه سال از نگارش چکیده مقاله 555 کلمه ای «بازشناسي حق عقل، شرط لازم سازگاري دين و حقوق بشر» به دعوت همايش دوسالانه حقوق بشر دانشگاه مفید قم می گذرد. …

انتشار متن انگیسی مقاله حقوق بشر و روشنفکری دینی

The question of conflict between the notion of human rights and traditional Islam goes much deeper than the realm of opinions. The conflict is not confined to the verdicts of theologians and experts on Islamic law; it is a question of conflict between Scripture, i.e., some verses, as well as many Narratives, and the notion of human rights.

بازشناسی حق عقل شرط لازم سازگاری دین و حقوق بشر

مدافعان اسلام سنتی از موضعی پیشینی برای برون‌رفت از مخمصه ناسازگاری با حقوق بشر، باب «حقوق واقعی انسان‌ها» را می‌گشایند. حقوق واقعی انسان‌ها بخشی از مصالح نفس‌الامری است كه در وضع احكام شرعی از سوی خدای حكیم به‌طور كامل لحاظ …

حقوق بشر و روشنفكری دينی

  نوشتار پنجم حقوق بشر و روشنفكري ديني پيشگفتار محورهاي شش گانه تعارض اسلام تاريخي با حقوق بشر محور اول: عدم تساوي حقوقي غيرمسلمانان با مسلمانان محور دوم: عدم تساوي حقوقي زنان با مردان محور سوم: عدم تساوي حقوقي بردگان …

مسأله برده داری در اسلام معاصر

نوشتار دوازدهم مسألة برده داري در اسلام معاصر ضرورت بحث بخش اول: احكام بردگي فصل اول: اسباب بردگي فصل دوم: حقوق و احكام بردگان فصل سوم: اسباب رفع بردگي بخش دوم: مقايسة احكام بردگي در اسلام معاصر با اسناد حقوق …

حقوق غیر مسلمانان در اسلام معاصر

يکي از مسائل فراروي اسلام معاصر «مسئله حقوق غير مسلمانان در جوامع اسلامي» است. مسئله از آنجا آغاز مي شود که در شريعت اسلامي بين حقوق آدميان از يک سو و دين و وضعيت سياسي آنان در قبال مسلمانان از …

”بازشناسي حق عقل، شرط لازم سازگاري دين و حقوق بشر” متن مقاله و اعتراض جامعه مدرسین حوزه علمیه قم

• بازشناسي حق عقل، شرط لازم سازگاري دين و حقوق بشر •متن کامل مقاله• ، اردیبهشت 1386 • چکیده مقاله • متن سخنرانی ایراد نشده در همایش حقوق بشر دانشگاه مفید قم، 26 اردیبهشت 1386 —————————————— • نامه به نایب …