آرشیو تگ ها: نقد کتاب ابتذال مرجعیت شیعه

گفتگوی عصر اندیشه با احمد منتظری

اصلاً آقای کدیور را نمی‎شود نماینده طرز تفکر آیت‎الله منتظری دانست. ایشان اصلاً ولایت فقیه را به کلی قبول ندارد، ولی آقای منتظری قبول داشت. من اگر بودم یک چنین مطالبی [کتاب ابتذال مرجعیت شیعه] را نمی‎نوشتم. چون این‌طور نیست که بگوییم این آقا مرجعیت را مبتذل کرده است. در واقع انگار خود مرجعیت در ذهن مردم مبتذل می‎شود. مجله:آقای کدیور وقتی «ابتذال در مرجعیت» را می‎نویسد، حداقل این است که جنابعالی به‎عنوان کسی که متولی امور و جریان فکری آیت‎الله منتظری شناخته می‎شود، وقتی این حرف‌را قبول ندارید، نظر خود را به گوش جامعه برسانید تا این صدا هم شنیده بشود که مرزها روشن شود. احمد منتظری: بله، حرفتان درست است…. بله، اگر این افراد را به حساب دو قسمت کنند، بگویند طیف آیت‌الله منتظری و مثلاً فلان طیف، بالاخره آقای کدیور که این وسط است به کدام متمایل است؟ می‎گویند این طرف، ولی نه اینکه کاملاً همفکر باشند. به نظر من با آن کتاب، کل مرجعیت زیر سوال رفته است، یعنی مخاطبان ایشان که فقط روشنفکرها و فرهیختگان نیستند، توده مردم هم هستند. آن‌وقت مردم هم می‎گویند پس مرجعیت یک امر ضدارزش است.

انتشار کتابی در نقد «ابتذال مرجعیت شیعه»

کتاب «ارتقای مرجعیت شیعه: بررسی انتقادی کتاب ابتذال مرجعیت شیعه اثر دکتر محسن کدیور» نوشته‌ی حسن علی‌پور وحید در ۲۰۸ صفحه در بهمن ماه جاری در قم منتشر شد. ناشر دفتر نمایندگی رهبری در دانشگاه‌هاست. این نخستین کتاب در نقد ابتذال مرجعیت شیعه، نخستین نقد بر ویرایش چهارم آن و بیست و ششمین نقد منتشره بر کتاب است. انتشار نقد جدید به‌معنای ناکافی بودن نقدهای قبلی است. معنای انتشار نقد توسط چنین ناشری مسئله دارشدن دانشجویان از کتاب ابتذال مرجعیت شیعه است. یکی از حقوق‌بگیران و کارمندان رهبری با صرف بیت‌المال استدلال می‌کند که ایشان مرجع و مجتهد است.

بابائی: نقد کتاب «ابتذال مرجعیت شیعه»

صرف اینکه کسی ادعای تقلید دارد، دلیل بر عدم اجتهاد او نیست، زیرا تقلید مجتهدی که هنوز دست به استنباط نزده اشکالی ندارد. یعنی می‌تواند مجتهد باشد، در عین حال تقلید کند.

حسینی‌اشكوری: تخریب سیاسی مقام معظم رهبری در یك كتاب غیر علمی

از كسانی كه به وجود حضرت حجت(عج) اعتقاد دارند می پرسم آیا می توانیم بگوئیم و احتمال دهیم حضرت ما را رها كرده است؟ حداقل نسبت به جنبه حوزوی و معنوی حوزه های علمیه و مدیریت اسلامی و شیعه ما را رها كرده است یا اینكه احتمال می دهید حضرت، خودش مدیریت می كند و یكی از راه های مدیریتش این است كه كسی را به دلها بیاندازند كه تأیید و حمایت كنند و علم شیعه را به دوش او بگذارند؟ آیا جای این احتمال وجود دارد؟ وجود چنین احتمالهایی باعث می شود كه انسان كمی تفكر كند و بی گدار به آب نزند.

پاسخ حسینی اشکوری به‌شبهات کدیور درمورد جایگاه فقهی و مرجعیت آیت‌الله خامنه‌ای

لا اقل احتمال این را بدهیم که حضرت در این امر مهم مرجعیت نقش ایفا می نماید واین حق مسلّم خود ایشان را به ایشان بدهیم. با تعبیر اضمحلال وانحلال نهاد مرجعیت ونهاد دینی وعناوین مشابه آن نباید حقائق واقداماتی که می تواند از نظر شرعی درست باشد را زیر سوال برد

پیشگر: پاسخ به پرسش هایی درباره ولایت فقیه

در آن نوشته آقای کدیور در دروغی آشکار گفته است که از نظر رهبر معظم انقلاب ، مقوله ی ولایت فقیه یک اصل اعتقادی است و هر کسی آن را نپذیرد کافر و مرتد محسوب می شود. این در حالی است که بیانات رهبری معظم انقلاب در طول این سال ها در باب ولایت فقیه و به خصوص استفتائات ایشان به صراحت خلاف این ادعا را اثبات می کند.

ذوعلم: حرفهای کدیور سیاسی است نه علمی

حداکثر حرفهای ایشان نظر یک طلبه فاضلی است که هزاران طلبه در سطح ایشان وجود دارد که دیدگاههای دیگری دارند. اما مهم این است که ایشان از یک جایگاه طلبکارانه و با لحنی کاملا سیاسی و نه علمی و پژوهشی به دنبال تخریب یک چهره موثر در جبهه مبارزه با استکبار است.

آیت الله مومن: همه اعضای فعلی خبرگان را تایید صلاحیت نمی کنیم

این آقای محترمی که نام می‌برید در قم بود ولی اینطور نبود که از فضلای قم محسوب شود. از نظر شرکت در درس‌ها و پیشرفت علمی، ضعیف بود. منزل من هم آمده، (در سالهای) جلوتر و بعضی از موارد علمی‌ را مطرح کرده. این آدمی نیست که اگر حرفی زد (مهم باشد) اما این جهاتی که می‌فرمایید در خصوص آقای آذری من یادم نمی‌آید. بر فرض هم محصور آقای آذری قمی محصور بوده، اینها جعلیاتی است. دروغ است دیگر!

محمدی، شک نفهم‌ها در مقام علمی رهبر

آیت‌الله مومن اکنون گفت‌وگویی درباره رهبر جمهوری‌اسلامی با نشریه “پاسدار اسلام” انجام داده و درباره سطح سواد حوزوی او سخن گفته است. با این حال به گفته دست‌اندرکاران این نشریه وی “هنگامی که در میانه گفت و شنود دریافت که در صدد پاسخ‌گویی به شبهه‌افکنی‌های گریختگان از ملک و ملت هستیم، با تأکید بر این نکته که «ادعاهای این عده ارزش پاسخ‌گویی ندارد» گفت و شنود را به پایان برد و برای آنان «هدایت الهی» را خواستار شد”.

گفت و شنود با حضرت آيت‌الله محمد يزدي

واقعاً چنین تعابیری دروغ پردازی مطلق و نمایانگر نوعی عصبانیت جنون‌آمیز است. احتمال مزدوری گویندگان این دروغ‌ها هم منتفی نیست، چون معنا ندارد که کسی بدون دلیل و حضور در این جلسات، این طور در باره آن دروغ بگوید. من که به‌تنهایی در آن جلسات شرکت نمی‌کردم. افرادی که در آنجا بودند، همگی نزد حوزه و مراجع از صلاحیت علمی و اخلاقی بالایی برخوردارند. این بی‌تقوایی محض است که انسان شهادات این بزرگان را نادیده بگیرد و یا به آن انگ دنیاطلبی بزند.گویا اینکه این جمع از علما به خاطر پست ومقام حاضرند به دروغ شهادت بدهند. حرف اين گونه افراد ارزش پاسخ دادن ندارد.

گفت و شنود با حضرت آيت‌الله محمد مومن

شنیده‌ام بعضی از آدم‌های نفهم، حرف‌های بی‌مبنایی در باره علمیت جناب ایشان زده‌اند. خیر، ایشان قطعا و بلاخدشه، مجتهد مطلق و درفقه واصول و رجال بسیار متبحر است. مقام علمی ایشان فراتر از تشکیکات یک عده مغرض است. در آن جلسات هم بسیار اهل دقت‌نظر بودند و بسیار هم خوب استدلال و همه مسائل رابسیار خوب درک وطبعا به همین کیفیت هم استنباط و اجتهاد می‌کردند.