پرسش: من از علاقمندان به سیر روشنفکری دینی در ایران هستم و برخی از نوشته ها و سخنرانی های روشنفکران دینی را دنبال می کنم و به طور کلی اعتقاد به پویایی اندیشه دینی دارم. چند روز پیش به طور اتفاقی به وبسایت شما و ستون پرسش و پاسخ آن برخورد کردم و تعداد زیادی از پرسش و پاسخ ها را مطالعه نمودم. آنچه دریافتم این بود که شما با استدلالات عقلی و نقلی (که از حوزه تخصص بنده خارج است) در مورد برخی احکام قائل به آراء متفاوتی نسبت به اکثر (و شاید همه) مراجع تقلید شیعه هستید. البته این استدلال ها ظاهرا هم درست به نظر می رسند. برای مثال در مورد مسائلی از قبیل حجاب، نجاست یا طهارت سگ، ذبیحه اهل کتاب و… حکم شما متفاوت از اکثریت مراجع شیعه است. مشکلی که من با آن مواجه هستم این است که با توجه به فضایی که در آن پرورش یافته ام و شرایطی که در کشور ما حاکم بوده است نوعی دلبستگی یا اطمینان به فقه سنتی رایج که در واقع همان فتاوای مراجع تقلید است در من وجود دارد. برای مثال نمی توانم بپذیرم حکم حجاب در امریکا و ایران متفاوت است. چرا که هم به فواید حجاب آگاهم و هم مشاهده زندگی با حجاب برخی از بستگانم در کشورهای غربی به من ثابت کرده که این کار از مشقت چندانی هم برخوردار نیست که لازم باشد از آن سر باز زد. البته حجاب فقط یک مثال بود. ولی به طور کلی احساس می کنم برخی از آراء شما سعی در ایجاد سهولت در اجرای احکام خصوصا در کشورهای غیراسلامی داشته است. این در حالی است که بسیاری از انسان ها با عمل به فقه سنتی هم توانسته اند بدون هیچ مشکلی امور روزمره خود را سپری کنند. حال چالش اصلی من این است که با وجود اطمینان نسبی که در مورد فقه سنتی دارم و نیز علاقه و احترامی که به روشنفکری دینی و استدلالات عقلی و نقلی آن در من وجود دارد، چگونه می توانم بین این دو مصالحه ای برقرار کنم؟ شایان ذکر است من در جامعه ای زندگی میکنم که از سویی بسیاری از مردم آن تعصب زیادی بر دین سنتی دارند و از سویی بسیاری از مردم  و خصوصا هم سن و سال های من (جوانان) سیر یک زندگی لائیک و غیر دینی را پیش گرفته اند.

پاسخ:

یک. آراء فقهی من علی الاغلب با برخی فتاوای فقیهان گذشته (رضوان الله تعالی علیهم) سازگار است، هرچند با فتاوای مراجع محترم تقلید معاصر تفاوتهای بسیاری دارد. کوشیده ام به ادله‌ی هر رأی فقهی و نیز قائلان آن به اختصار اشاره کنم. در مورد هر کدام پرسشی دارید مطرح بفرمایید. فتاوی هر یک از فقیهان محترم برای خود و مقلدانشان حجت است نه برای دیگران. فقیه در زمان استنباط به ادله می نگرد، فتاوای گذشتگان را مرور می کند، اما موظف نیست از دیگر فقیهان تبعیت کند. راز بالندگی فقه اهل بیت همین استقلال نظر است.

دو. اگر نتیجه‌ی برخی از این آراء سهولت اجرای احکام شرعی در سرزمینهای غیراسلامی است، اشکالی بر آن مترتب نیست، هرچند انگیزه‌ی اصلی من چنین نبوده است. مقتضای ادله این بوده است. در برخی مسائل نیز اگر چه سهولت پاسخ دیگری می طلبید، من بر خلاف آن نظر داده ام، از جمله عدم جریان معاطاة در نکاح اعم از دائم و موقت، لزوم عده‌ی طلاق در کلیه ی ازدواجهای منجر به روابط جنسی، حرمت خودارضائی و حرمت موکد رابطه‌ی جنسی با جنس موافق.

سه. اگر برای شما یا هر کس دیگر فتاوای فقیهان سنتی «حجت شرعی» باشد، مجاز نیسیتید به نظر غیر ایشان از جمله اینجانب عمل کنید. ملاک عمل به رأی فقهی اولا اطمینان از مجتهد جامع الشرائط بودن مفتی و ثانیا عدم یقین بر خلاف  رأی صادر شده از سوی وی است.

چهار. اگر شما واقعا با فقه سنتی احساس آرامش می کنید، خوشا به سعادتتان! آرامشتان را حفظ کنید و آنرا دستخوش تلاطم نکنید. اگر زمانی انتقادی یا کاستی در آن شیوه‌ی دینداری به نظرتان رسید، آن گاه نوبت به انتخاب می رسد. نخست انتخاب در مسائل مجزای فقهی و مقایسه‌ی رأی دو مدرسه با یکدیگر و وقتی تعداد مسائلی که شما رأی فقیهان سنتی را مرجوح دانستید، ان گاه نوبت به انتخاب بزرگتری می رسد و آن انتخاب خود مدرسه است نه صرفا آراء آن.

پنج. در اینکه نام مدرسه‌ی مقابل فقه سنتی «روشنفکری دینی یا نواندیشی مذهبی» باشد، تأمل است. در مفاد این واژه ها اختلاف نظر است. من «اجتهاد در مبانی و اصول» را ترجیح می دهم. در این زمینه بیشتر خواهم نوشت.

موفق باشید

محسن کدیور