مقاله

مقاله

تأملاتی پس از جنگ دوازده روزه

«ایران» در این جنگ به سه پیروزی دست یافت، و «جمهوری اسلامی ایران» در پنج مورد شکست خورد. تغییر سیاست‌های کلان و «پوست‌اندازی» جمهوری اسلامی بعد از جنگ اجتناب ناپذیر است، با چهار راه حل: ۱. اصلاحات حداقلی، ۲. تفویض برخی اختیارات رهبری به دیگری، ۳. تغییر رهبر جمهوری اسلامی: بهترین و کم‌هزینه‌ترین راه: اعلام رسمی «کناره‌گیری» مقام رهبری. اگر مجلس خبرگانی منتخب واقعی ملت داشتیم وظیفه آنها «استیضاح و عزل» مقام رهبری بود، ۴. إصلاحات ساختاری: برگزاری همه‌پرسی معقول‌ترین، واقع‌بینانه‌ترین و اخلاقی‌ترین تصمیم ممکن برای رفع ابَربحرانهای کشور است.

سلسله مقالات

توحید آشوری، ارتداد و اعدام

حبیب‌الله آشوری متولد ۱۳۱۴ گناباد نویسندۀ کتاب توحید در شهریور ۱۳۶۰ به حکم دادگاه انقلاب اسلامی تهران اعدام شده است. مراد آشوری از توحید (۱۳۵۵)، «یکتاسازی» یا سوسیالیسم است. او از جهان‌بینی الهی دفاع کرده و در سراسر کتابش شخصا موحد است. کتاب بر اساس تأییدنامه کتبی خامنه‌ای به‌ناشر منتشر شده است! آشوری به دلیل افکار و کتاب متنفذش اعدام شد. افکار و کتب آشوری البته قابل نقد جدّی است، اما فکر را با فکر باید تصحیح کرد و پاسخ داد، نه با حبس، حذف و اعدام.

مقاله

اعدام آشوری، صاحب توحید

دادستان کل انقلاب و قائم‌مقامش، پیگیر اعدام آشوری بودند. گفتند این “آخوند کمونیست‌نما” را لای پرونده مجاهدین خلق بگذارید! جرم رسمی آشوری در زمان اعدام: تظاهرات براندازانه و مقابله مسلحانه با مردم! آشوری هفت ماه قبل از اعلام ورود مجاهدین خلق به فاز مسلحانه دستگیر شده و ده ماه و نیم در زندان بوده است. چگونه می‌تواند به‌عنوان محارب اعدام شود؟! دستگیری، محاکمه واعدام آشوری چه به عنوان مرتد، چه محارب، مطابق احکام شرع، فتاوای آقای خمینی، و قوانین موضوعه جمهوری اسلامی فاقد هرگونه وجاهت شرعی و قانونی بوده است.

مقاله

دستگیری غیرقانونی در مجلس قانون‌گذاری

گزارش مخدوش بهروز ذوفن مأمور ساواک و اظهارات بی‌پایه حمیدرضا نقاشیان، منابع اصلی کتب مراکز امنیتی نظام درباره فرقانی بودن آشوری است! آشوری یازدهم آبان ۱۳۵۹ برای شنیدن مذاکرات مجلس در باره آزادی گروگان‌های آمریکایی به‌دعوت محمد منتظری به مجلس شورای اسلامی می‌رود و در جایگاه تماشاچیان می‌نشیند. پاسداران محافظ عبدالحمید دیالمه در صحن مجلس بدون حکم دادستانی به‌دستور دیالمه عبایش را به‌سرش می‌کشند و او را با وضعی موهن به‌یکی از اتاقهای مجلس می‌برند. او دو سه شب در مجلس محبوس بوده و بعدا به‌دادستانی انقلاب تحویل داده می‌شود.

مقاله

توحید آشوری و منتقدانش

تنها تکفیرگر آشوری خزعلی در نیمهٔ دوم سال ۱۳۵۵ بوده است. آشوری با کمونیست اقتصادی مشکلی نداشت، اما خود را کمونیست اعتقادی نمی‌دانسته است. منتقدان علی‌الاغلب با آشوری جلسات متعددی گفتگو کرده‌اند. آشوری هیچ نقدی را نپذیرفته، وغالب منتقدانش را به‌اشرافی‌گری که مطابق تعریف وی معادل شرک بوده متهم و همه منتقدان خود را هم‌سنخ خزعلی معرفی کرده است. اهم انتقادات بهشتی: ترجمه و تفسیر به‌رأی، و فروکاهش اسلام به‌عدالت اجتماعی و اقتصادی. مهمترین نقد منقول از مطهری: حرف‌های مارکسیستی در لفافهٔ دین می‌زند و از مصادیق «مارکسیست اسلامی» است.

مقاله

من و آقای «خ» – روایت آشوری

حبیب‌الله آشوری از هواداران علنی مجاهدین خلق در زمان پیروزی انقلاب بوده است. به‌نظر وی «الغای مالکیت خصوصی» قدم اول در راه تحقق «جامعه بی‌طبقه نوین توحیدی» است. او درباره این ادعای مهم خامنه‌ای که او را به«سرقت علمی» از خود در کتابش متهم کرده سکوت کرده است. شواهد موجود به‌نفع خامنه‌ای است. خامنه‌ای توحید آشوری را «شرح بیرون از متن» جزوه توحید خود معرفی کرده است. این‌ ادعا زمانی قابل تأیید است، که خامنه‌ای «جزوه توحید» خود را منتشر کند. خردمند برای «شرح بیرون از متن» به‌ناشر تأییدیه نمی‌نویسد!

مقاله

توحید آشوری و خامنه‌ای

مراد آشوری از توحید، «یکتاسازی» یا سوسیالیسم است. خامنه‌ای که گفته بود «مطالب کتاب توحید از من است و آشوری به‌نام خودش چاپ کرده است»، یا توحید آشوری شرح «جزوۀ توحید» من است، در روایت متأخر، آن‌را «شرح بیرون از متن» نامید! اگر آشوری در زمان انتشار توحید متاثر از مجاهدین خلق بوده باشد، چگونه خامنه‌ای برای چاپ آن به‌ناشر خود نامه نوشت!؟ و چگونه چند ماه بعد از انتشار کتاب، آشوری را «مردی زحمتکش، فاضل و متدین» می‌دانسته که «اگر همین‌گونه ادامه دهد در آینده اسلام‌شناس بزرگی خواهد شد»؟!

مقاله

آشوری، انقلابی عدالت‌خواه

به‌تصریح خامنه‌ای، حبیب‌الله آشوری از ۱۳۴۶ با ایشان مرتبط شده، و در کارگاه ترجمۀ عربی به فارسی و درس تفسیر او حاضر می‌شده است. به شهادت اسناد ساواک از سال ۱۳۴۹ وی از طلاب مروج آقای خمینی بوده، سه سال به ایرانشهر تبعید شده، با خامنه‌ای دوست و هم‌پرونده، و از سال ۱۳۵۳ همراه با وی در زمرۀ روحانیون ممنوع المنبر بوده است. مقدمۀ «علل گسترش اسلام» (۱۳۵۷) بهترین شاهد است که آشوری مسلمانی پاک‌نهاد، نواندیش، خرافه‌ستیز، آزادی‌خواه، عدالت‌طلب، مبارز و انقلابی بوده، و از کیان اسلام دفاع کرده است.

مقاله

تاریخچه احکام ارتداد و تکفیر در جمهوری اسلامی ایران -۱

قسمت اول: مراجع تقلید و حکم ارتداد. در دوران زعامت آقای خمینی هیچ مرجع تقلیدی غیر از ایشان حکم ارتداد و تکفیر صادر نکرده است. دومین رهبر جمهوری اسلامی عملاً صدور حکم تکفیر را به مراجع تقلید واگذار کرده است، چرا که به قبح چنین احکامی واقف است. در دوران زعامت وی حداقل دوازده حکم به ارتداد و تکفیر از سوی مراجع تقلید صادر شده است. گزارۀ (الف۲): «دومین رهبر جمهوری اسلامی ایران به مراجع تقلید و فقها اجازۀ صدور حکم ارتداد و تکفیر نداده است» ادعایی باطل است.

سلسله مقالات

نقد معرکه ادواری افترای تکفیر

هر کسی آزاد است نظری را ابراز کند که به باور رایج «انحلال اسلام» محسوب می‌شود. از آن سو منتقدان هم بدون هیچ محدودیتی آزادند افراد یادشده را «نقد ساختاری» کنند. نه دسته اول مرتد، کافر و خارج از اسلام هستند، چرا که خود را مسلمان می‌دانند؛ نه دسته دوم تکفیرگر، چرا که در اسلام نواندیش تکفیر بلاموضوع است، تکفیر متعلق به اسلام سنتی بحثی فقهی است و در بحث الهیاتی اتهام تکفیر خروج از محل نزاع است،. نقد ساختاری را نمی توان با برچسبِ ناچسبِ تکفیرگری نادیده گرفت.

مقاله

تاریخ تحلیلی فتاوای حجاب از اواخر قرن سیزدهم

سه عامل اصلی تغییر گفتمان فقهی حجاب: ۱. تبدل فتوای آقای حکیم، مرجع اول جهان تشیع در سال ۱۳۴۵ در کتاب منهاج الصالحین. ۲. کتاب مسئلۀ حجاب مرتضی مطهری (۱۳۴۷). ۳. ورود گستردۀ دختران و زنان به عرصۀ اجتماعی و آموزشی در جریان انقلاب و نظام بعد از آن. رأی فقهی آقای خمینی در مورد نگاه به صورت و دست‌های زن که از حوالی سال ۱۳۵۹ عوض شده بود، چهار ماه قبل از وفات در بهمن ۱۳۶۷ در توضیح المسائل منتشر شد. فتوای جدید هرگز به تحریرالوسیله راه نیافت.

مقاله

شبیری زنجانی و «مسئلۀ حجاب»

آقا موسی شبیری زنجانی در کتاب جرعه‌ای از دریای خود نقل کرده که در سال ۱۳۵۰ به اغوای شخصی باور‌ کرده که «مرحوم مطهری در مسألۀ ولایت خیلی محکم نیست». البته بعداً متوجه اشتباه خود شده است. آقای شبیری در درس خارج فقه خود آراء استاد مطهری را مورد بررسی قرار داده و هفت اشکال وارد به وی مطرح کرده که هیچ‌کدام خللی در مقصود اصلی کتاب وارد نمی‌کند. مسئلۀ حجاب مطهری کتابی برای مخاطب عمومی بوده است. از آن نمی‌توان دقت‌های میکروسکپی فقهی حوزه‌های علمیه را انتظار داشت.

مقاله

ولایتی‌ها و مسئلۀ حجاب

ولایتی‌ها در دهه‌های چهل و پنجاه جریانی از روحانیون سنتی بودند که با شعار “ولایت در خطر است” چماقی به‌نام “ولایت” ساخته بودند تا بر سر هر نواندیش مذهبی بکوبند. چهره‌های شاخص آنها: حسین لنکرانی، جزایری‌ها، و مرتضی عسکری. مرتضی جزایری از همفکران مطهری و بهشتی، که بر آقای میلانی نفوذ فراوان داشته، بعد از بُریدن در زندان (۱۳۴۲) در دو جبهۀ نواندیشی دینی و مبارزۀ سیاسی ۱۸۰ درجه تغییر جهت می‌دهد و به‌بهانۀ دفاع از ولایت، به‌ستیز با همفکران سابقش می‌پردازد. ولایتی‌ها (اسلام مهدیه) امروز بر سریر قدرت هستند.

مقاله

سیری در نقدهای منتشرشدۀ «مسئلۀ حجاب»

مطهری در کتاب مسئلۀ حجاب پا را از اجتهاد در فروع فقهی فراتر نگذاشته است. منتقدان کتاب – همگی از روحانیون سنتی – مدافع خانه‌نشینی زن و لزوم پوشیده بودن تمام بدن، حتی صورت و دست‌ها هستند و نپوشاندن این دو موضع و حضور زن با رعایت پوششی در حد پیشنهادشده در کتاب مطهری خارج از خانه را معادل با فحشاء و پیاده کردن نسخۀ غربی‌ها برای تخریب جهان اسلام دانسته‌اند. اکثر قریب به اتفاق نقدهای اصلی وارد به کتاب مسئلۀ حجاب مطهری در نقدهای این شش نفر مشاهده نمی‌شود.

مقاله

محمدتقی شریعتمداری و استاد مطهری

محمدتقی شریعتمداری به مدت دوازده سال شاخص‌ترین شاگرد مرتضی مطهری در مدرسۀ مروی تهران بوده است. از کارهای او تقریر شرح منظومۀ سبزواری استادش به عربی، و تدوین سه کتاب مسئلۀ حجاب، عدل الهی، و مسئله ربا زیر نظر استاد است. شریعتمداری حوالی سی و هفت سالگی فلسفه را مخالف موازین کتاب و سنت می‌یابد و باقی‌ماندۀ عمر را مصروف علوم نقلی می‌نماید. بر کتاب مسئلۀ حجاب نقدی تند می‌نویسد، و با استاد خود قطع رابطه می‌کند، و به یک «اخباری معتدل تمام عیار» تبدیل می‌شود، از سنخ محمدباقر مجلسی.

مقاله

واکنش‌ها به «مسئلۀ حجاب»

مسئلۀ حجاب مرتضی مطهری منتقدان سرسختی دارد. هرگونه نواندیشی منضبط در مورد پوشش بانوان از جمله عدم وجوب پوشش مو در گرو شناخت این نقدهاست. این تحقیق از جنس «تاریخ‌نگاری اندیشه» است. کتاب چهار بار توسط مؤلف ویرایش شده است: ۱۳۴۷، ۱۳۴۸، فروردین ۱۳۵۳-۱۳۵۰، و خرداد ۱۳۵۳. تدوین کتاب زیر نظر مؤلف توسط شاگردش محمدتقی شریعتمداری انجام گرفته است. منتقدان کتاب مسئلۀ حجاب به ترتیب تاریخ نقد عبارتند از: محمدتقی شریعتمداری، محمدتقی صدیقین اصفهانی، سید محمد ضیاء‌آبادی، احمد محسنی گرکانی، ابوالقاسم اشتهاردی، و مهدی شریعتی نیاسر.

سلسله مقالات

واکنش‌ها به «مسئلۀ حجاب»

پیام اصلی کتاب «مسئلۀ حجاب» (۱۳۴۷) مرتضی مطهری سه چیز است: اول پوشاندن صورت و دست زن تا مچ نه واجب است نه احتیاط واجب. دوم نگاه بدون تلذذ و ریبۀ مرد نامحرم به صورت و دست زن تا مچ جایز است. سوم زن مسلمان با رعایت پوشش مذکور و عدم اختلاط با مردان مجاز به شرکت در فعالیت‌های اجتماعی است. این کتاب منتقدان سرسختی داشته و دارد؛ کسانی که قائل به وجوب پوشش صورت زن و مخالف حضور او (مگر برای ضرورت) خارج از خانه هستند.

مقاله

ناگفته‌های دوران زندان

در فروردین ۱۳۷۸ ابراهیم امینی از دبیری خبرگان استعفا می‌کند در اعتراض به «تندروهای ولایتی» برای اخراج دو نفر از همکارانش که از کدیور حمایت کرده‌اند و انتقاد اجلاس خبرگان از وی: نقل آراء کدیور در یکی از مقالات مجله خبرگان بدون نقد! مقاله کدیور درباره «مشروعیت الهی» در سال ۱۳۷۵ به فرمان رهبری از مجله حکومت اسلامی حذف می‌شود. آنچه کرباسچی و نوری به هاشمی رفسنجانی در خاطرات ۱۳۷۸ اظهار کرده اند جز از سر خیرخواهی نبوده است. اما در تلقی خود درباره کدیور کاملا اشتباه کرده بودند.

مقاله

ایضاح چرخش سیاسی مصباح

از اوایل دهه هفتاد روابط خامنه‌ای – مصباح متحول شده، طرفین در یک معامله نانوشته شرکت کرده‌اند. این مقاله بلند با ارائه مستندات متعدد اولا در مقام نورافشانی بر مرحله دوم حیات سیاسی مصباح یزدی، ثانیا پرده‌برداری از علل تحویل گرفته نشدن مصباح توسط آقای خمینی، ثالثا تحلیل شواهد و پیشینه نظر نامساعد علمی مصباح نسبت به خامنه‌ای و هاشمی رفسنجانی، و بالاخره رابعا ارائه شواهد و مستندات «یتقارضون الثناء» (مدح و ثنا قرض همدیگر دادن) خامنه‌ای و مصباح در سه دهه اخیر حیات مصباح یزدی است.

مقاله

شرط عبث اجتهاد در قوانین ایران

تصدی هفت سمت اصلی در جمهوری اسلامی (مجموعا ۹۹ مقام) در انحصار مجتهدان است: رهبری، فقهای شورای نگهبان، رئیس قوه قضائیه، دادستان کل، رئیس دیوان عالی کشور، وزیر اطلاعات و نمایندگی مجلس خبرگان. شرط اجتهاد در عمل بتدریج به قدری رنگ و رویش رفته که قابل حذف است. بحرانها و ابربحرانهای فراروی کشور راه حل علمی می‌طلبند. شما این‌کاره نیستید! لطفا زحمتتان را هر چه زودتر کم کنید. با حذف شرط اجتهاد اقدامات متصدیان این سمتها پای دین، مذهب و فقه نوشته نمی‌شود، و از ابتذال اجتهاد جلوگیری می‌شود.

مقاله

تکفیر و تشیع

سیری اجمالی در رئوس دیدگاههای شیعه اثنی عشری درباره پدیده نامبارک تکفیر
محل نزاع، تکفیرمصطلح، فقهی، دنیوی، یا ظاهری است که پیامدهای تلخی مانند سلب حقوق حیات، مالکیت و کرامت انسانی دارد نه تکفیر باطنی، اخروی یا کلامی. از کفر باطنی و کلامی تکفیر مصطلح استنتاج کردن مغالطه سهمگینی است. شیعیان اصولی در عدم جواز تکفیر دیگر مسلمانان اتفاق نظر دارند. قول به اسلام ظاهری و کفر واقعی دیگر مسلمانان «نظر مشهور شیعه» نیست. جمع قابل توجهی از فقهای شیعه معاصر قائل به اسلام واقعی و ظاهری دیگر مسلمانان هستند.

مقاله

هفتاد سالگی یک دوست

حسن یوسفی اشکوری یکی از تلاشگران آزادی، حکومت قانون، اصلاح طلبی سیاسی و اصلاح دینی در نیم قرن اخیر ایران است. در مبارزات فرهنگی اش هزینه فراوان داده و تا مرز اعدام پیش رفته است. اشکوری اهل قلمی مشفق است که خدماتش به ایران و اسلام را باید قدر شناخت. اگر ایران قدر فرزندان خود را می دانست اکنون باید در مهد وطن از خدمات، آراء و تجارب ارزنده او استفاده می شد نه اینکه او در نهایت قناعت آواره غربت غربیه باشد و امکان سفر به کشورش نداشته باشد.

مقاله

روز میلاد پیامبر

رسول خدا محمد مصطفی بنا بر قول اصح در دوازدهم ربیع الاول متولد شده است. این نظر اکثر اهل سنت و حداقل دوازده نفر از افاضل امامیه است، از جمله ابان بن عثمان، کلینی، مسعودی در اثبات الوصیة، قاضی نعمان، صدوق، حاسب طبری، شهید ثانی، آقا رضی قزوینی، حسینی اصفهانی، شیخ الشریعه اصفهانی، ابوالمجد اصفهانی، و محقق شوشتری. تعیین هفدهم ربیع الاول از تاسیسات شیخ مفید و شیخ طوسی برای ساختن هویت متمایز از اهل سنت برای شیعیان صورت گرفته و به تدریج به قول مشهور تشیع تبدیل شده است.

سلسله مقالات

فقهای منکر ولایت فقیه

فقهای منکر ولایت فقیه شامل هفت مرجع تقلید: محمد کاظم آخوند خراسانی، عبدالکریم حائری یزدی، محمد حسین غروی اصفهانی (کمپانی)، محسن طباطبائی حکیم، احمد موسوی خوانساری، ابوالقاسم خوئی، و محمد علی اراکی؛ و هفت فقیه دیگر: محمد حسین طباطبائی، رضا زنجانی، ابوالفضل موسوی مجتهد زنجانی، رضا صدر، مهدی حائزی یزدی، محمد مهدی شمس الدین و موسی صدر.

سلسله مقالات

برخی دگراندیشان معاصر

برخی دگراندیشان معاصر: حسن لاهوتی اشکوری، علی اکبر سعیدی سیرجانی، مهدی بازرگان، مرتضی پسندیده، داریوش فروهر و پروانه اسکندری، یدالله سحابی، مصطفی رحیمی، علی گلزاده غفوری، عزت الله سحابی، احمد قابل، احمد صدر حاج سید جوادی، جلال الدین طاهری اصفهانی