قشری‌گری و خشونت بلای آئین پیامبر رحمت

بنیاد اسلامی فرهنگی ایرانیان هیوستون، شب مبعث، ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۴، ۱۵ می ۲۰۱۵

دریافت فایل صوتی

قشری‌گری و خشونت بلای آئین پیامبر رحمت

(رئوس بحث)

عید مبعث
لَقَدْ مَنَّ اللَّـهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ (آل عمران ۱۶۴)
«خداوند بر مؤمنان منت نهاد هنگامی که در میان آنها، پیامبری از خودشان برانگیخت؛ که آیات او را بر آنها بخواند، و آنها را پاک کند و کتاب و حکمت بیاموزد؛ هر چند پیش از آن، در گمراهی آشکاری بودند.»
به باور شیعیان آغاز وحی ۲۷ رجب سال ۴۰ عام الفیل (۱۳ سال قبل از هجرت) صورت گرفته، الآن ۱۴۳۶ است، یعنی ۱۴۴۹ سال قبل. نزد اهل سنت تاریخ دقیق مبعث مشخص نیست و جشن گرفته نمی‌شود. دو عید اصلی اسلامی اعیاد فطر و اضحی است. ظاهرا شیعه با توجه به عید غدیر عید مبعث را تعبیه کرده است.
رحمت مفهوم کلیدی اسلام
در زمان ما دو خطر آيین پیامبر رحمت (ص) را تهدید می کند، یکی خطری قدیمی است تحجر و قشریی گرایی و دیگری خشونت خطری است که دوست نادان و دشمن دانا از آن حربه‌ای برای موهون کردن کردن آئین رحمت به دست داده‌اند.
«رحمت» شاخص‌ترین مفهوم در تعالیم اسلامی است. ۳۱۸ بار در قرآن از این ماده و مشتقات آن استفاده شده است. از اسمای حسنای خداوند رحمن و رحیم و تکرار آن در قرآن، و لزوم آغاز هر کار با این ذکر شریف، ارحم الراحمین بودن خداوند، تا توصیف قرآن به کتاب رحمت و توصیف پیامبر به رحمة للعالمین. به عنوان نمونه:
وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَىٰ لِلْمُسْلِمِينَ (نحل ۸۹)
رحمتی وسعت کل شیء (اعراف ۱۵۶)
کتب علی نفسه الرحمة (انعام ۱۲)
وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ (انبیاء ۱۰۷)
قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّـهِ ۚ إِنَّ اللَّـهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ (زمر ۵۳)
فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَيُدْخِلُهُمْ رَبُّهُمْ فِي رَحْمَتِهِ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ (جاثیه ۳۰)
مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّـهِ ۚ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ ۖ(فتح ۲۹)
در اینکه اسلام دین رحمت است مسلمانان اتفاق نظر دارند، اما این‌که رحمت چیست همداستان نیستند.
از آغاز مسلمانان مثل دیگر ادیان با خطر قشری‌گری روبرو بوده‌اند. بلای خشونت امری مدرن است و بیشتر در دوران ما موضوعیت دارد. هرچند خشونت شعبه‌ای از قشری‌گری است.
نکاتی درباره‌ی قشری‌گری، جمود، تحجر، ظاهرگرایی
یک. از ابتدا با تقدیس نص همراه بوده است. انتظاری حداکثری از نص کتاب و سنت دارند و می‌پندارند پاسخ هرچیز در کتاب و سنت یافت می‌شود.
دو. فراتر نرفتن از معنای ظاهری کتاب و سنت. مخالفت با هرگونه اجتهاد و تاویل و غایت گرایی.
سه. منحصر کردن دین در احکام شرعی عصر نزول و برداشتی مضیق از توحید.
چهار. طرد هرگونه تعقل و شهود و اجتهاد در مبانی و اصول: طرد فلسفه، عرفان و فقه جدید.
پنج. مخالفت با مدرنیته: ظاهر متون دینی متناسب با دوران خاصی است. با پیشرفت علوم و معارف بشری و زندگی اجتماعی این ظاهرگرایی مانع رشد باورمندان آن می‌شود.
شش. تصلب در باور و عدم مدارا: هر امر متفاوت با فهم مضیق خود را بدعت پنداشتن و تکفیر دیگران.
هفت. اعمال خشونت در برخورد با مسلمانانی که به نظر ایشان اهل بدعت هستند.
لازم به‌ذکر است که اهل سنت در مقایسه با شیعه استعداد بیشتری برای قشری‌گری دارند. در میان شیعیان نیز اخباریون در مقایسه با اصولی‌ها قشری محسوب می‌شوند.
سه محور چالش برانگیز:
۱. اجرای شریعت
۲. حکومت اسلامی
۳. تجویز خشونت در راه دین
مراد از اجرای شریعت تبدیل آن به قانون مجازات است.
بحث در رعایت مختارانه عبادات و مناسک و شبه مناسک از قبیل احکام ماکولات و مشروبات و منکوحات نیست. بحث مشخصا در احکام جزایی و جهاد متعلق به قرون ماضی است.
مراد از حکومت اسلامی، خلافت اسلامی در اهل سنت و ولایت فقیه در شیعه است.
خشونت مجاز صرفا مجازات از طریق قانون مدون عادلانه است. هرگونه خشونت خارج از آن ولو بنام دین از قبیل نهی از منکر، جهاد، اجرای حدود شرعی و غیره خشونت نامشروع و غیرموجه است.
سه جنبه خشونت:
یک. خشونت تهمت بسیار قدیمی غرب مسیحی به اسلام و پیامبر
دو. خشونت محصول تعمیم احکام موقت حجاز عصر نزول به عنوان احکام دائمی شرعی
سه. خشونت حاصل از جهالت برخی جوانان تازه مسلمانان غربی یا مسلمانان کم‌اطلاع شرقی، سبعیت بعثی، و بازی‌گری سیاست‌بازان غربی.
جنبه‌ی اول:
تهمت قدیمی کلیسای اروپا اعم از کاتولیک و پروتستان به پیامبر اسلام، قرآن و اسلام از نخستین مواجهه‌های مسلمانان و مسیحیان: تهمت خشونت و تهمت زن‌بارگی به پیامبر. برخی ویژگی‌های این روی‌کرد:
– عدم مدارا نسبت به پیروان دیگر ادیان خصوصا یهودیت و اسلام
– به رسمیت نشناختن اسلام به عنوان آئین الهی و ابراهیمی
– عدم استفاده از نام اسلام و مسلمان و به کاربردن عنوان جعلی محمدان
– آنتی سمیتیسم و نفرت پراکنی علیه یهود و اسلام، هولوکاست پایان یهودی ستیزی و تمرکز بر اسلام ستیزی (اسلاموفوبیا)
– کلیسا نخستین بار در دهه‌ی ۱۹۶۰ از اسلام به عنوان یک آئین الهی اسم برد بی آن‌که نامی از پیامبر اسلام ببرد.
– هانس کونگ در ۱۹۸۹ نخستین متاله مسیحی است که از پیامبر اسلام و دین اسلام به عنوان یکی از آئین های ابراهیمی یاد می کند.
– کتاب اقتدا به محمد کارل ارنست کتاب خوبی در زمینه نخست است.
جنبه‌ی دوم:
موازین خشونت در دنیای قدیم و جدید تفاوت کرده است. نمونه آن تنبیه بدنی در مدارس و توسط والدین نسبت به کودکان، تنبیه بدنی همسر، مجازاتهای بدنی از قبیل قطع عضو و شلاق. این موارد در دنیای قدیم خشونت حساب نمی‌شده است. کافی است کتب تدبیر منزل از قبیل اخلاق ناصری و حتی گلستان سعدی را یک بار با این دید مطالعه کنیم. در دنیای جدید این موارد مصداق خشونت محسوب می‌شود. در این زمینه در کتاب حق الناس مفصلا بحث کرده ام.
هیچیک از تشریعات اسلامی در ظرف خود مشکلی نداشته‌اند. بحث در این است که از چه زمانی این احکام «حکم شرعی دائمی» فهمیده شد؟ آیا اصولا دین و قرآن کتاب قانون است؟ آیا قانون دائمی ممکن است؟ چه شد که مکارم اخلاق که مقصود اصلی بعثت پیامبر بود به احکام شریعت تنزل کرد؟ آیا مسلمانی در گرو باور به چند مجازات خشن به عنوان حدود شرعی دائمی است؟
جنبه‌ی سوم:
داعش پدیده‌ای به غایت مشکوک است. اگر قرار بود هالیوود فیلمی برای تخریب اسلام به‌نام «دین خشونت» تولید کند آیا بهتر از ویدئوهای داعش می‌توانست باشد؟ این فیلمی است که دقیقا با سناریوی امثال برنارد لوئیس سازگاری دارد. این همان اسلامی است که باید باشد و به دنیا معرفی شود: اسلام دین خشونت.
روش این گروه در هیچیک از مذاهب اسلامی به استثنای وهابیت مقبول و مشروع نیست. اینها سبعیت بعثی است تا شریعت اسلامی.
در زمان ما وهابیت سمبل اسلام قشری محسوب می‌شود. از میان مذاهب اهل سنت حنبلیه پیروان احمد بن حنبل که اقلیتی در حدود ۵ درصد از مسلمانان را تشکیل می‌دهند بیش از بقیه مذاهب اهل سنت استعداد قشری‌گری دارند. مهمترین متفکر حنبلی ابن تیمیه (قرن هشتم) است. محمد بن عبدالوهاب در نجد عربستان در قرن هجدهم میلادی بازگشت به سلف صالح (تا قرن سوم هجری) و پاکسازی اسلام از بدعتها با برداشتی بسیار بسیط از توحید. سلفی گری عنوان دیگر این جریان است. سلفیه نهضتی ارتجاعی است. تمامی گروههای سنی مسلح یا تروریست مولود وهابیت هستند.
خشونت داعش بیشتر ادامه ارعاب بعثی است. گروهی مشکوک که به نظر می‌رسد عروسک خیمه‌شب بازی سیاست‌بازان غربی و اسرائیل باشد.