برخی احکام خمس ارباح مکاسب

برخی احکام خمس أرباح مکاسب

خمس أرباح مکاسب یکی از احکام بحث برانگیز فقه شیعه در زمان غیبت است. رأی این‌جانب در آن با رأی سلف صالح متفاوت است. در طول پانزده سال اخیر به پرسشهای متعددی در این زمینه حتی‌الامکان متناسب با رأی رایج فقهی پاسخ داده‌ام که گزیده‌ای از آنها که قبلا بتدریج منتشر شده بود، با حذف پرسش‌ها و ویرایش اندکی این‌جا مجتمع و دسته‌بندی شده بازنشر می‌شود. رأی اجتهادی راقم در فرصتی دیگر منتشر خواهد شد، ان‌شاءالله.

محسن کدیور – ۱۵ شهریور ۱۴۰۵

ریشه اختلاف در مسئله‌ی خمس

درباره مسئله خمس تفاوت فراوانی بین فقهای شیعه و سنی وجود دارد. ریشه این اختلاف به تفسیر آیه ۴۱ سوره انفال از یک سو و روایات ائمه اهل بیت (ع) از سوی دیگر باز می گردد. مهمترین موردی که خمس به آن تعلق می گیرد و در زمان ما موضوعیت دارد خمس أرباح مکاسب (خمس سود کسب بعد از خارج کردن مخارج سالانه) است.

در میان روایات ائمه اهل بیت (ع) نیز دو دسته روایت است: اول روایات تحلیل (عدم لزوم پرداخت خمس و حلیت تصرف خود شیعیان در آن)  که غالبا از امام باقر (َع) صادر شده است. دوم روایات وجوب پرداخت خمس که از امام کاظم (ع) و دیگر ائمه بعد از ایشان صادر شده است. روایات تحلیل به لحاظ کمّی دست کمی از روایات وجوب پرداخت ندارند. فقهای اصولی شیعه نیز اگرچه در وجوب پرداخت خمس اجماع دارند اما در نحوه مصرف آن در زمان غیبت اختلاف نظر فراوان دارند. فقهای اخباری غالبا به تحلیل خمس قائل هستند. (۲۹ تیر ۱۳۹۱)

خمس و معنای غنیمت در لغت عربی

مستند اصلی حکم خمس در شیعه آیه ۴۱ سوره انفال است. معنای غنیمت آنچنانکه راغب اصفهانی در المفردات، جوهری در الصحاح ودیگر لغویون متذکر شده اند هر بهره‌ای است، و بهره‌ای که با پیروزی در جنگ بدست می‌آید یکی از مصادیق آن است نه تنها مصداق آن. استعمال غنیمت در سود أرباح مکاسب یا معادن و غواصی و مانند آن حقیقت است نه مجاز. این مستند قرآنی که متکی به قول لغویون بزرگ عرب که علی الاغلب از اهل سنت هستند با روایات اهل بیت (ع) تایید می شود. (۱۶ مهر ۱۳۹۱)

طریق پرداخت، محاسبه و مصرف خمس

خمس در کنار زکات یکی از مالیاتهای شرعی است. مهمترین موردی که خمس به آن تعلق می گیرد و در زمان ما موضوعیت دارد خمس ارباح مکاسب (خمس سود کسب بعد از خارج کردن مخارج سالانه) است، برای فردی که ماهیانه قسط می پردازد اگر بعد از کسر کلیه دیونی که در همان سال می باید بپردازد چیزی اضافه بر مخارج متعارف سالیانه باقی ماند، آنگاه مشمول خمس می شود. مخارج تحصیلی فرزندان یا هزینه تشکیل زندگی انها جزء مخارج متعارف است که بعد از کسرکردن آنها خمس محاسبه می شود.

به نظر اکثر مراجع معاصر، هر مجتهد جامع الشرائطی که به علم و تقوای او اطمینان نسبی دارید و از او تقلید می کنید می باید خمستان را به وی بپردازید.

بعد از پرداخت، تکلیف از شما در مصرف خمس ساقط است، مگر اینکه یقین داشته باشید که خمس در غیر راههای مشروع مصرف شده باشد، که چنین قطع و یقینی بسیار دشوار بدست می آید. در نحوه مصرف آن و این‌که این امر صرفا از طریق مراجع صورت بگیرد بحثهایی است. (۱۳ مرداد ۱۳۹۱)

ادله‌ی هزینه کردن خمس در نظر رایج فقهای شیعه

دیدگاه رایج شیعه درباره‌ی خمس در زمان پیامبر (ص) و پس از ایشان و مستندات قرآنی آن به شرح زیر است:

آیه‌ی اول. وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّـهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَىٰ وَالْيَتَامَىٰ وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ إِن كُنتُمْ آمَنتُم بِاللَّـهِ وَمَا أَنزَلْنَا عَلَىٰ عَبْدِنَا يَوْمَ الْفُرْقَانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ ۗ وَاللَّـهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (انفال ۴۱) و بدانيد كه هر چيزى را به غنيمت گرفتيد، يك پنجم آن براى خدا و پيامبر و براى خويشاوندان [او] و يتيمان و بينوايان و در راه‌ماندگان است، اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدايى [حق از باطل ]- روزى كه آن دو گروه با هم روبرو شدند- نازل كرديم، ايمان آورده‌ايد. و خدا بر هر چيزى تواناست.

سود و بهره و غنیمت حاصل از تجارت، صناعت، زراعت، غواصی و غیر آن که از مخارج سالانه زیاد بیاید مشمول خمس است. فقیهان شیعه موضوع خمس را مطلق غنیمت و فایده می دانند نه فقط غنیمت جنگی. شافعی هم علاوه بر غنیمت جنگی معدن طلا و نقره را موضوع خمس می داند. ابوحنیفه نیز به خمس معادن زیرزمینی فتوا داده است. روایات فراوانی از ائمه اهل بیت (ع) تعمیم موضوع خمس را تایید می کند. درباره نحوه‌ی تقسیم خمس علمای اهل سنت معتقدند خمس در زمان پیامبر (ص) به پنج قسمت مذکور در آیه (پیامبر، ذی القربی، یتامی، مساکین و ابن السبیل) تقسیم می شده و لفظ خدا را در آن صرفا برای تبرک می دانند، به نظر ایشان مراد از ذوی القربی بنی هاشم هستند. ابوحنیفه سهم رسول و ذی القربی را بعد از پیامبر منتفی می داند و آنرا به سه مصرف باقیمانده می رساند. به نظر شیعه خمس به شش سهم تقسیم می شود، سه سهم آن به پیامبر و پس از ایشان به ذی القربی (امام) می رسد، و سه سهم دیگر نیز به فقرا، مساکین و در راه ماندگان از بنی هاشم می‌رسد. مستند نظر شیعه روایت ابن عباس از زمان پیامبر (ص) و روایات ائمه اهل بیت (ع) است که با آیات سازگار است.

آیه‌ی دوم: وَآتِ ذَا الْقُرْبَىٰ حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلَا تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا (اسراء ۲۶) و حق خويشاوند را به او بده و مستمند و در راه‌مانده را [دستگيرى كن‌] و ولخرجى و اسراف مكن.

آیه ی سوم: إِنَّ اللَّـهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ وَإِيتَاءِ ذِي الْقُرْبَىٰ وَيَنْهَىٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ  (نحل ۹۰) در حقيقت، خدا به دادگرى و نيكوكارى و بخشش به خويشاوندان فرمان مى‌دهد و از كار زشت و ناپسند و ستم باز مى‌دارد. به شما اندرز مى‌دهد، باشد كه پند گيريد.

مراد از ذی القربی در دو آیه ی فوق  اهل بیت پیامبر و مراد از حق ایشان خمس و دیگر واجبات مالی دینی است که می باید به ایشان پرداخت شود، در حالی که صدقه و زکات به ایشان حرام است.

نظر اتفاقی فقهای شیعه در قرون اخیر این است که سهم امام (بخش اول خمس) در زمان غیبت به نایبان ایشان یعنی فقهای عادل پرداخت شود یا با اجازه‌ی ایشان در اهم امور ضروری دینی از قبیل نشر علوم دینی و کمک هزینه‌ی تحصیلی طلاب علوم دینی هزینه شود. لازم به ذکر است که اطلاق «نایب امام» به فقها در تشیع اجماعی نیست، حتی برخی متکلمان و فقها عنوان نواب اربعه برای «سفرای اربعه» امام دوازدهم را هم مجاز ندانسته‌اند. هزینه کردن بخش دیگر خمس (سهم سادات)  توسط خود مکلف در میان فقراء و مساکین و درراه ماندگان مستحق مجاز است.

می توان با رفع حاجت سادات مستحق چه کمتر از نصف و چه بیشتر از نصف بخش باقیمانده را به اهم مصارف دینی که همان اشاعه‌ی معارف دینی است رسانید. بیشک اگر این اموال شرعی در یک جا جمع شود و زیر نظر نمایندگان مردم و با اشراف فقهای عدول هزینه شود باعث عزت مذهب خواهد بود و هزینه کردن فردی آن فاقد فایده مهمه یادشده است. آنچه گذشت «تشریح نظر رایج فقهای شیعه» است. (۲ دی ۱۳۹۱)

موازین تصرف در وجوهات شرعیه و انفال

تصرف مراجع تقلید در وجوهات شرعی بویژه بر اساس عنوان مهم «فی سبیل الله» مبتنی بر ملاکات عمومی شرعی است و عملا به «تشخیص شخصی مراجع محترم» صورت می گیرد.

اگر مصارف وجوهات شرعی شفاف صورت گیرد و ثبت شود و همانند اسناد دولتی حداقل پس از مثلا سی سال قابل مراجعه باشد، همین امکان نظارت جلوی بسیاری مفاسد احتمالی و بریز و بپاش‌ها را می گیرد. در واقع نظر غالب در فقه امامیه این بوده که تقوا و عدالت فقیه پس از اجتهاد وی شرط لازم و کافی جهت تصرف در امور مالی شرعی است و ایشان تنها در برابر خداوند مسئول هستند.

به نظر می‌رسد اجتهاد و عدالت و تقوی شرط لازم باشد اما یقینا کافی نیست، و در وجوهات شرعیه ثبت، شفافیت و امکان نظارت مومنان با رعایت ساز و کارهای مناسب ضروری باشد. بطور کلی وجوهات شرعی باید در صندوقی زیر نظر نمایندگان مراجع یا حتی نمایندگان متدینان هزینه شود و متکی به تشخیص شخصی مراجع نباشد.

مصرف وجوهات شرعیه در امور موقت و زودگذر سیاسی فاقد هرگونه مجوز شرعی است.

انفال حکم اموال عمومی را دارد، و نمایندگان مردم با رعایت موازین شرعی و مصالح عمومی و شفافیت مجاز به تصرف در آن هستند. انفال در هیچ شرائطی به ملکیت شخصی کسی ولو حاکم شرع و ولی فقیه در نمی آید و مصرف آن در امور زودگذر سیاسی شرعا مجاز نیست.

اصل ۴۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی مربوط به انفال است. اینکه قوانین مرتبط با این اصل مطابق موازین شرع و مصالح ملی است یا نه و اینکه مجلس شورای ملی و مجلس خبرگان رهبری و دیوان محاسبات بر اجرای آن نظارت قانونی دارند یا نه اطلاع کافی ندارم، هرچند قرائن نشان می دهد که نظارت کافی بر آن اعمال نمی شود و با صلاح‌دید شخصی ولی فقیه اداره می شود. (۲۹ دی ۱۳۹۱)

پرداخت خمس اما نه به مراجع

پرداخت مالیات دینی یکی از واجبات شرعی است. در اینکه خمس از طریق مراجع در مصارف پیش بینی شده مصرف شود اگرچه بین مراجع معاصر اتفاق نظر است اما در گذشته طرق دیگری هم مشروع محسوب می شده است. راز استقلال نسبی مرجعیت شیعه استقلال مالی آنها از حکومتهاست و همین مصلحت باعث می شود که علیرغم برخی بی انضباطی‌های مالی بیوت پرداخت وجوه شرعیه به مراجع از دیگر طرق موجه تر باشد. آنچه را تا کنون مستقیما به مصارف آن رسانیده اید انشاء الله مُجزی است. (۲۶ آذر ۱۳۹۱)

طریقیت مجتهدان و موضوعیت مصرف صحیح وجوهات شرعیه

تبعیض در تقلید قول اکثر فقهاست و اختصاصی نیست. درباره خمس تاملاتی دارم که هنوز منتشر نکرده‌ام، اجمالا حالت مطلوب خمس و وجوهات شرعیه پرداخت آن به صندوقی است که زیر نظر نمایندگان مراجع هزینه شود و دخل و خرج آن کاملا شفاف باشد و ثبت شود و جایی برای تشخیص و تصرف شخصی باقی نباشد. ضمنا در دسترس بودن نماینده مجتهد شرط برائت ذمه نیست، آن هم در دنیایی که ارتباطات آسان‌تر از گذشته است. در نهایت پرداخت وجوهات شرعیه و مصرف صحیح آن موضوعیت دارد، مجتهدان طریقیت دارند، نه موضوعیت، از هر یک از طرق معتبر که اهداف خمس که مهمترینش رفع حوائج مستندان و مصرف فی سبیل الله است تامین شود برائت ذمه حاصل می شود ان‌شاء‌الله. (۱۶ بهمن ۱۳۹۱)

مصرف خمس

مصرف اصلی خمس (نه فقط سهم امام) رفع حوائج مستمندان و امور فی سبیل الله (امور خیریه‌ی اسلامی) با اولویت تعلیم و ترویج فرهنگ دینی است. (۶ شهریور ۱۳۹۲)

مالیات دولتی و خمس

مالیات دولتی به کل درآمد تعلق می گیرد، اخذ آن نیازی به رضایت صاحب درآمد ندارد، از کلیه شهروندان بدون توجه به دینشان اخذ می شود، و صرف مخارج عمومی جامعه می شود.

مالیات دینی – مشخصا خمس – از مازاد درآمد سالانه مسلمانان شیعه اخذ می شود، اگر فردی نپردازد مجازات دنیوی ندارد و ضمانت پرداخت آن اعتقادات دینی فرد است و صرف اموری از قبیل افراد بی بضاعت و ترویج امور دینی می شود

این دو امر در مصرف، مکلف، مبلغ و نحوه محاسبه تفاوت دارند.

بیشک شهروندان غیر شیعه و غیرمسلمان مطابق مذاهب خود می باید مالیات دینی خودشان را بپردازند و پرداخت مالیات دولتی جای مالیات شرعی یا صدقات دینی را نمی گیرد.

آری در برخی ممالک سکولار غربی افرادی که به امور عام‌المنفعه از جمله نهادهای دینی کمک مالی می‌کنند با ارائه رسید رسمی از مالیات دولتی‌شان کسر می شود. در واقع دولت‌ها با این سیاست به انفاق و صدقات داوطلبانه کمک می‌کنند.

عدم پرداخت مالیات دولتی از سوی مشاغل آزاد مجوز عدم پرداخت خمس کارمندان دولت نیست.

خمس در پایان سال مالی بعد از کسر کلیه مخارج سالیانه در صورتی که چیزی باقی ماند یک پنجم باقیمانده به مصارف خاص آن می رسد. (۱۶ مهر ۱۳۹۱)

خمس یا زکات یا مالیات دولتی؟

هزینه سادات فقیر می باید از طریق خمس و غیر آن تامین شود. برآورده کردن حاجات فقرا و مساکین  (اعم از سادات و غیرسادات) یکی از مصارف خمس است.

مالیات دولتی و انفاقهای دینی دو امر مجزا از هم هستند و یکی جای دیگری نمی‌گیرد. در برخی کشورهای غربی با ارائه‌ی رسید انفاقهای خیریه اعم از دینی و غیر دینی در مالیات دولتی تخفیف داده می‌شود. اما با دادن مالیات دولتی در هیچ جای دنیا کسی از انفاق دینی معاف نمی‌شود. البته اگر در ایران نیز انفاق‌های دینی و فعالیت در امور خیریه باعث کسر مالیات دولتی می‌شد کار خوبی بود. آنچه جای پرسش داشت این است با وجود زکات آیا خمس هم واجب است؟ با توجه به اینکه زکات بین یک چهلم تا یک دهم مال است در حالی که خمس یک پنجم مال، یعنی مقدار خمس بین دو تا هشت برابر زکات است. به نظر من انفاق واجب شرعی که «همه اموال» انسان بیش از کفاف سالانه‌ی او را در بر می گیرد یکی است.  مقدار آن بین بیش از یک چهلم و کمتر از یک پنجم است.

مراجعه به دفتر علما طریقیت دارد نه موضوعیت. مهم اطمینان از برائت ذمه از پرداخت انفاق واجب است.

حالت مطلوب خمس و وجوهات شرعیه پرداخت آن به صندوقی است که زیر نظر نمایندگان مراجع هزینه شود و دخل و خرج آن کاملا شفاف باشد و ثبت شود و جایی برای تشخیص و تصرف شخصی باقی نباشد. اما فقرا و مساکین تنها مصرف خمس و زکات نیستند و عنوان وسیع «فی سبیل الله» که تعلیم معارف دینی و هر امر خیری را در بر می گیرد نیز جزء مصارف قطعی انفاقهای شرعی است.

زکات مالیات اصلی دینی در اسلام است. اهل سنت خمس را تنها در غنیمت جنگی جاری می دانند. (۱۶ فروردین ۱۳۹۲)

مالیات دینی

پرداخت مالیات دینی در کنار نماز از وظایف شرعی هر مسلمانی است بی هیچ تردیدی.

این مالیات دینی از زکات، خمس، کفاره و صدقه بیرون نیست.

بسیاری از شیعیان خود را مشمول زکات نمی‌دانند، خمس هم اگر پرداخت نشود، یقینا واجبی از واجبات الهی ادا نشده است و فرد حتما مدیون است.

مصرف خمس و زکات هم مشخص است فی سبیل الله و مستمندان و …. مجتهدان در اخذ وجوهات شرعیه طریقیت دارند نه موضوعیت.

اگر بیش از حد لازم در راه خدا خرج کنید ضرر نمی‌کنید و ثوابش را خواهید برد، اما اگر کمتر بپردازید حتما مدیون خواهید بود. (۲۳ فروردین ۱۳۹۲)

تفاوت مالیاتهای شرعی و عرفی

در زمان پیامبر (ص) زکات پرداخت می شده، خمس غنائم هم اخذ می شد و مالیات دیگری نبوده است. در دوران خلفای اموی و عباسی و بعد از آن زمامداران مالیاتی به عناوین خراج، عشریه یا غیر آن از مردم می‌گرفته اند، زکات نیز به مصارف شرعی می‌رسیده است. ظاهرا از زمان امام موسی کاظم (ع) پرداخت خمس ارباح مکاسب واجب شده است.

در دوران جدید مالیات هزینه شهروندی است که صرف امنیت، آبادی، توسعه، بهداشت و آموزش عمومی شده اجبارا اخذ می شود. مالیات دینی در دنیا امر اختیاری (فاقد الزام حکومتی و واجد الزام شرعی) است و به مصرف امور خیریه می‌رسد. هیچ‌یک از این دو جای دیگری را نمی‌گیرد.

هم‌چنان‌که مسیحیان و بهودیان مالیات دینی خود را به کلیسا و کنیسه‌ی خود می پردازند، مسلمانان نیز موظفند مالیات دینی خود را به مسجد خودشان بپردازند. مالیات دینی کارکردی متفاوت از مالیات دولتی دارد. پرسشی که جای طرح دارد این است که آیا خمس و زکات همزمان بر فرد واجب است؟ به آن خواهم پرداخت. (۱۲ مرداد ۱۳۹۲)

«سیادت» جزء ملاکهای تقدم در اسلام نیست

نظر مشهور در شیعه این است که سادات از زکات محروم هستند و در عوض نیمی از خمس به سادات نیازمند تعلق می گیرد.

نظر دیگر این است که لزوما خمس تنصیف نمی شود، احتیاجات سادات نیازمند می باید تامین شود چه کمتر از نصف خمس چه بیش از آن از دیگر وجوهاتی که در اختیار حاکم شرع است.

در غیر امور مالی مثلا در امامت جمعه و جماعت و ولایت سیادت عملا باعث مقبولیت بیشتر است، هرچند در این زمینه شرط الزامی در کار نیست.

مورد اخیر را بیشتر بر محبت مردم به بازماندگان پیامبر می توان حمل کرد.

اما دلیل تفاوت سادات با غیرسادات در خمس و زکات عمدتا روایات است.

تفاوتی که بین صدقات و غنیمت گذاشته می شود، بیشک بین خمس ارباح مکاسب و زکات نیست، تا یکی بر دیگری شرفی داشته باشد.

اصولا کلیه مومنان نیازمند بدون توجه به نسب و حسب می باید حوائج‌شان با انفاق رفع شود و مطابق مسلمات تعالیم اسلامی تفاوتی بین ذریه پیامبر و دیگر مؤمنین نیست.

لازمه این سخن تجدید نظر در برخی احکام مشهور خمس و زکات است که در فرصت مقتضی به آن خواهم پرداخت.

در حقوق مالی نسب و حسب امتیاز محسوب نمی شود، تقدم نیز به علم، تقوی و جهاد است که هیچ‌کدام منجر به امتیاز مالی نمی گردد و مقام اخروی دارد نه دنیوی. سیادت جزء ملاکهای تقدم در اسلام نیست. (۱۶ بهمن ۱۳۹۱)

سیادت از طریق مادر

سیادت مایه‌ی هیچ امتیاز شرعی نیست و از طریق مادر نیز منتقل می‌شود. برخی فقها از جمله سید مرتضی و شیخ یوسف بحرانی صاحب حدائق تفاوتی بین سیادت از طریق مادر و پدر نگذاشته اند و حق همین است. (۱۹ خرداد ۱۳۹۳)

سادات ایرانی

تحقیق در سیادت افراد را در علم انساب دنبال می‌کنند. معمولا سادات شجره‌نامه خود را پشت قرآن موروثی ثبت می‌کردند. ظاهرا بسیاری از سادات ایرانی فرزندان نوادگان امام موسی کاظم (ع) هستند که برای زیارت امام رضا (ع) در طوس راهی ایران شده اند. برخی از سادات نیز چند دهه قبل از آن در شهرهای شیعه نشین قم، دیلمان (مازندران)، ری و سبزوار ساکن بوده اند. احتمال این‌که یک ایرانی از نسل ائمه باشد منتفی نیست. اما در اسلام شرف به تقوی، علم و جهاد است و اگر شرافت نَسَبی خود را با این موازین همراه کنیم زهی سعادت.

اکثر قریب به اتفاق ایرانیان در زمان ائمه شیعه نبوده‌اند تا دخالتی در امر خمس داشته باشند. اکثر ایرانیان مسلمان تا قبل از صفویه سنی شافعی بوده‌اند و اقلیتی شیعه نیز در قم، ری، سبزوار و مازندران زندگی می کرده‌اند. (۵ شهریور ۱۳۹۲)

سادات ایرانی و وجوهات شرعیه

الف. منسوبان پیامبر (ص) به خصوص پس از چند قرن هیچ امتیازی بر دیگر مردم ندارند. از وجوهات شرعیه حوائج ایشان نیز همانند دیگران رفع می شود.

ب. سیادت در ایران مطلقا هیچ تفاوتی با سیادت در دیگر جوامع شیعی از قبیل لبنان، عراق، هند، پاکستان، بحرین، آذربایجان و غیره ندارد. (۳۱ شهریور ۱۳۹۲)

ارث خمس ندارد

ارث خمس ندارد. اموال انسان زائد بر مؤونه سر سال مشمول خمس است. زیور آلات و جواهرات در حد متعارف برای بانوان جزء مؤونه است. (۲۳ فروردین ۱۳۹۲)

حج و خمس

ارث خمس ندارد. مکلف زمانی مستطیع می شود که هزینه‌ی سفر حج را پس‌انداز کرده باشد. (۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۲)

برخی مسائل خمس

اگر شخصی هر ماه مقداری پول پس انداز کند برای خرید خانه در آینده و در این بین در مواقعی که حقوق ان کفاف زندگی اش را ندهد و باعث شود که از آن مبلغ برداشت کند و مصرف کند، به آن پس از انداز یا مبلغ برداشت شده خمس تعلق نمی‌گیرد.

شخصی مبلغی از بانک وام گرفته است که باید هر ماه قسط ان بپردازد. اگر اصل مبلغ وام گرفته شده در ماه مقداری از آن را مصرف کند به آن خمس تعلق نمی‌گیرد.

اگر مبلغی سهام خریداری شود و در بورس سرمایه شود اگر سهام از پول غیرمخمس خریداری شده به کل مال خمس تعلق می گیرد و اگر با پول مخمس بوده صرفا به سود آن.

در همه جای دنیا دولتها در مقابل خدمات عمومی از شهروندان مالیات مستقیم و غیرمستقیم می گیرند. این اختصاصی به ایران ندارد. بعلاوه پیروان همه ادیان مطابق اعتقادات خود مالیات دینی می دهند. مالیات دینی ارتباطی به مالیات دولتی ندارد. در برخی کشورها برای در قبال تسلیم رسید معتبر کمک به امور خیریه (شامل مالیاتهای دینی) از مالیات دولتی کسر می شود.

مسلمان موظف است در صورتی که درآمد سالیانه اش بیش از مخارج وی بوده باشد در راه خدا انفاق کند. در این امر هیچ تردیدی نیست. بحث در مقدار واجب آن است. (۲۶ آذر ۱۳۹۲)

برخی احکام خمس

فردی که حقوق ماهیانه دریافت می کند، برای محاسبه خمس یک روز در سال حساب می کند در طول یک سال قبل هر چقدر پس انداز کرده بیست درصد آن را خمس می پردازد.

 لازم نیست اقلامی که در خانه موجود است را نیز برای خمس حساب کرد. اگر منظور شود از باب احتیاط و مستحب است.

در مورد فردی که بدهی باکی دارد قسطهای هر سال جزء مخارج آن سال حساب می شود.

پولی که فرد به تدریج برای خرید خانه و مایحتاج اولیه زندگی می پردازد خرج شده، اگر پس اندازی هم نداشته مشمول خمس نیست.

اگر فردی سالانه مبلغی را پس انداز کند برای راه اندازی کسب و کاری در آینده در حد کسب و کار متعارف خمس ندارد.

در خمس نمی‌توان از پس اندازِ مشمول خمس، استهلاک خانه، ماشین و لوازم خانه را کسر نمود.

مهریه خمس ندارد.

 اگر فردی، با اخذ وام سرمایه‌گذاری انجام دهد، بعد از کسر اقساطی که در همان سال باید بپردازد بقیه در صورتی که پس انداز شده باشد مشمول خمس می‌شود. (۱ اسفند ۱۳۹۲)

شرایط مستحقان خمس

گدا و سائل

تفاوت فقیر، مسکین و محروم با سائل در این است که در سه عنوان اول درخواست کمک نمی شود، اما در سائل چنین درخواستی هست.

سائل یا گدا از دو حال خارج نیست، یا واقعا فقیر، مسکین و محروم است یا نیست.

اگر باشد و علیرغم سوال و درخواست وی و توانایی ما به وی کمک نکرده باشیم، معاقب خواهیم بود.

و اگر واقعا فقیر یا مسکین یا محروم نباشد و به دروغ تقاضای کمک کرده باشد و ما هم کمک نکرده باشیم عقابی در کار نیست.

مشکل در موارد مشکوک است. اگر از قرائن محرز شد که سائل متعلق به یکی از دو دسته‌ی پیش گفته است که تکلیف مشخص است، و اگر محرز نشد احتیاط در کمک کردن است. چه اگر حقیقتا مستحق باشد و ما توانایی کمک داشته باشیم و کمک نکرده باشیم وای به حالمان! (۳ آذر ۱۳۹۲)

معصیت و خمس

به سیدی که خمس را صرف در معصیت می‏کند، نمی‌‏شود خمس داد، بلکه اگر دادن خمس کمک به معصیت او باشد احتیاط واجب آن است که به او خمس ندهند، هرچند آن را صرف در معصیت ننماید. و همچنین احتیاط واجب آن است که به سیدی که شراب می‏‌خورد یا نماز نمی‏‌خواند و یا آشکارا معصیت می‏‌کند خمس ندهند. (اردیبهشت ۱۴۰۲)