تقاضای ایضاح

اندیشمند محترم و دوست گرامی جناب آقای محمد مجتهد شبستری اخیرا یادداشت کوتاهی با عنوان «چرا عنوان “قرائت نبوی از جهان” را کنار گذاشتم؟» (وبسایت شخصی، ۱ خرداد ۱۴۰۰) منتشر کرده و از دگردیسی خود خبر داده است. این یادداشت مژده سلامتی می دهد که خدا را از این بابت باید سپاس گفت. ایشان نوشته است در عنوان مذکور «دو مدعای تاریخی مسلم گرفته شده بود: اول این‌که تمامی متن فعلی قرآن از نگاه تاریخی اثر یا آثار یک شخص است که «نبی» بوده است و جهان را وحیانی قرائت کرده است. دوم این‌که آن شخص همانا حضرت محمد پیامبر اسلام است.» شبستری خبر داده که «با مطالعات بیش‌تر دریافتم که آن دو مدعای تاریخی هر دو با پژوهش‌های متأخر مورد تردید قرار گرفته ‌است».

اگرچه پژوهشهای تاریخی درباره قرآن را به دقت دنبال می کنم و هیچیک را با موازین علمی قانع کننده نیافته ام، اما از باب احتیاط و اینکه مبادا پژوهش خاصی در این باب از نظر اینجانب مخفی مانده باشد، پژوهشهایی که  دوست گرامی را قانع کرده است، لذا از ایشان تقاضای ایضاح دارم و مشخصا می پرسم: کدام پژوهشهای متأخر شما را به چنین نتیجه ای رسانده است؟ کدام پژوهشگر، و کدام کتاب یا مقاله؟ (قاعدتا به زبان آلمانی) از آنجا که یادداشت ایشان عمومی منتشر شده است، به خود اجازه دادم که این تقاضا هم در همان حد عمومی باشد. بعد از پاسخ ایشان ارزیابی اعتبار این‌گونه پژوهشها کار دشواری نخواهد بود، انشاءالله.