چند سؤال در باره ی یک بند دعای عرفه
اِبْتَدَاْتَنى بِنِعْمَتِكَ قَبْلَ اَنْ اَكُونَ شَيْئاً مَذْكُورا وَخَلَقْتَنى مِنَ التُّرابِ ثُمَّ اَسْكَنْتَنِى الاْصْلابَ آمِناً لِرَيْبِ الْمَنُونِ وَاخْتِلافِ الدُّهُورِ وَالسِّنينَ فَلَمْ اَزَلْ ظاعِناً مِنْ صُلْبٍ اِلى رَحِمٍ
وجود مرا به رحمت خود آغاز كردى پيش از آنكه چيز قابل ذكرى باشم. و مرا از خاك آفريدى، آنگاه در ميان صلبها جايم دادى. و از حوادث زمانه و تغييرات روزگار و سالها ايمنم ساختى و همچنان همواره از صلبى به رحمى كوچ كردم.
–  این یعنی چی؟! آدم ها در طی نسل ها، در بدن اجدادشان وجود دارند؟! در صلب حضرت آدم چند میلیارد انسان بوده است؟! یک چنین پیش فرض هایی موجب می شود که بگویند تکامل غلط است یا این که اجداد پیامبر (از آدم تا خاتم) یکتاپرست بوده اند.جالب است برخی می خواهند با چنین متونی، طب اسلامی تأسیس کنند.
فى تَقادُمٍ مِنَ الاْيّامِ الْماضِيَةِ وَالْقُرُونِ الْخالِيَةِ لَمْ تُخْرِجْنى لِرَاْفَتِكَ بى وَلُطْفِكَ لى وَاِحْسانِكَ اِلَىَّ فى دَوْلَةِ اَئِمَّةِ الْكُفْرِ الَّذينَ نَقَضُوا عَهْدَكَ وَكَذَّبُوا رُسُلَكَ
و از روى مـهـر و رأفـتـى كه به من داشتى و احسانت نسبت به من، در ايام قديم و گذشته و قرنهاى پيشين، در دوران حكومت پيشوايان كـفـر، آنـان كـه پـيـمان تو را شكستند و فرستادگانت را تكذيب كردند، مرا به دنیا نياوردى.
– در عدل الهی پرسیده می شود چرا در ایران به دنیا آمدم ؟ یا چرا در این زمان؟ پاسخ دعای عرفه ظاهراً این است که خدا را شکر کن! اما معلوم نیست کسانی که در دوران حكومت پيشوايان كـفـر بودند چه باید می گفتند؟
این ها را مقایسه کنید با این که این سینا می گوید: ما جعل الله المشمشة مشمشة بل اوجدها

پاسخ
پرسش شما از دو عبارت در اوائل دعای شریف عرفه سیدالشهداء علیه السلام
مراد از عبارت نخست اشاره به سوابق وجودی انسان در آباء و اجداد او نسل اندر نسل تا منشاء نخستین انسان از خاک است. این زنجیره حیات که به تولد ما انجامیده می تواند از خاک تا آدم بر اساس تکامل انواع باشد. این دعا و منبع قرآنی آن در این زمینه نه اشاره ای به فرضیه تکامل دارند نه منافاتی با آن. فرضیه تکامل هم فرضیه ای علمی است که می تواند مورد تطور و تکامل واقع شود! اینکه داستان آفرینش در تعالیم دینی بیانی نمادین و سمبولیک باشد نیز منتفی نیست. به هر حال در این بخش دعا ابهامی نیست.
اینکه اجداد پیامبر اسلام (ص) موحد بوده اند مستندات دیگری دارد و این بخش از دعا درمقام بیان آن نیست. ضمنا این قسمت دعا به طب اسلامی نفیا و اثباتا دلالت ندارد.
در مورد عبارت دوم آنچه در اقبال الاعمال سیدبن طاووس (ج ۱ ص ۷۵-۷۴) و بحارالانوار مجلسی (ج ۵۷ ص ۳۲۷) نقل شده است  «فی دولت ایام الکفرة» است نه «فی دولة ائمة الکفر». به هر حال امام حسین (ع) از اینکه در دوران کفر متولد نشده است خدا را شکر می کند. بیشک تولد در ان ایام در مقایسه با ایام جاهلیت عرب جای شکر دارد. واضح است این نعمت اکتسابی نیست تا منافاتی با عدالت خداوند داشته باشد. به هر کس هر میزانی از نعمتها را داد به همان میزان مکلف می شود، کسی که در ایام کفره متولد شده است تکلیفی همانند کسی که در ایام ایمان متولد نشده است ندارد. حال اگر کسی مثلا در عصر پیامبر (ص) متولد شده و از این بابت خدا را شکر می کند آیا کار نادرستی انجام داده است و آیا عدالت خدا نقض شده است!؟
ضمنا این عبارت هیچ ارتباطی با جمله منسوب به ابن سینا ندارد. وجود و ماهیت و جعل فلسفی کجا و شکر نعمت تولد در این زمان و ان زمان کجا!؟
موفق باشید
محسن کدیور