یادداشت »     

آزادی هادوی از حبس شش ساله

org-z1369387477a6419fbe4245e16f793dc09f6c8c435d15f86b5f

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّـهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّـهِ أُولَـٰئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ (حجرات ۱۵) مؤمنان واقعی تنها کسانی هستند که به خدا و رسولش ایمان آورده‌اند، سپس هرگز شکّ و تردیدی به خود راه نداده و با اموال و جانهای خود در راه خدا جهاد کرده‌اند؛ آنها راستگویانند.

در یک مجلس ختم در مسجد نور میدان فاطمی تهران حوالی سال ۱۳۸۵ فرد متخلقی خودش را معرفی کرد: محمد امین هادوی. چند دقیقه ای صحبت کردیم. متدین، صمیمی و باصفا بود. این تنها ملاقاتم با وی تا کنون بوده است. سه سال بعد دوباره صدایش را شنیدم، این بار من خارج از کشور بودم. دوستی ما ادامه یافت وعمیق شد، از سنخ إنما المؤمنون إخوة.

ابتدا او را به پدرش می شناختم: مهدی هادوی دارای اجازه اجتهاد از شیخ عبدالنبی عراقی، نخستین دادستان انقلاب که همواره برایم فرد قابل احترامی بود، تنها غیرروحانی که از سوی آقای خمینی حکم قضائی دریافت کرده، هادوی در سال ۱۳۴۲ رئیس دادگستری قم بود و علیرغم فشار حکومت حاضر نشد حکم تبعید رهبر قیام ۱۵ خرداد را امضا کند.

اما زود دریافتم که محمد امین – فارغ از فرزندی چنان پدر شجاعی – خود آزاده‌ای شریف است. علیرغم تمول خانوادگی در رکاب مصطفی چمران در ستاد جنگهای نامنظم بی ادعا و خالصانه برای بیرون راندن متجاوزان از وطن جنگیده است. او فرماندهی نخستین گروه از رزمندگان فاتح سوسنگرد را در کارنامه خود دارد. اشتغال او به بازرگانی باعث نشد که تعلق خاطرش به أمور دینی و اجتماعی را تحت الشعاع قرار دهد. ادامه فعالیت حسینیه ارشاد مثال بارز آن است. او به راستی از مصادیق آیه ای است که در صدر نوشته آوردم.

هادوی در مهر ۱۳۸۹ بازداشت شد و ماهها در زندان انفرادی تحت فشار شدید قرار گرفت. برای شکستن او و وادار کردنش به إقرار به اعمال ناکرده پسرش شفیق را نیز بازداشت و تحت فشار قرار دادند. تظلم پدر سالمندش که به گردن نظام حق دارد، به جایی نرسید و دادگاه عدل! جمهوری اسلامی مهدی هادوی را به جرم انتشار تظلم نامه به جریمه نقدی و شلاق محکوم کرد!

از جمله اتهامات هادوی که در حکم دادگاه نیز آمده است ارتباط وی با اینجانب و حمایت از وبسایت جنبش راه سبز (جرس) بوده است. بالاخره محمدامین هادوی بر خلاف قانون به شش سال حبس محکوم شد. او از زمان اجرای حکم تا زمان آزادی به مرخصی نیامد. در زندان همچون بیرون زندان منشأ خیر برای هم بندان بویژه زندانیان فقیر بود. هادوی از دوران زندان برای تعمیق معارف و ادامه تحصیل در رشته حقوق اسلامی به بهترین نحو استفاده کرد.

با اینکه هادوی فعال سیاسی نبود، در میان زندانیان سرفراز جنبش سبز از معدود زندانیانی بود که همانند قدیانی و تاج زاده ساکت ننشست و از گوشه زندان بیانیه اعتراضی منتشر کرد. بیانیه هایی که عمل به فرايض امر به معروف و نهی از منکر و نصیحت به ائمه مسلمین بوده است.

ساعتی پیش محمد امین هادوی سرافراز و سربلند در مقابل خدا و مردم با عزت از زندان آزاد شد. این آزادی شیرین را به وی، پدر بزرگوار، مادر و همسر، فرزندانش بویژه شفیق، و برادران و خواهرانش بویژه احمد هادوی تبریک می گویم.

دوران پس از زندان به مراتب دشوارتر از دربند بودن است. امیدوارم هادوی با کوله بار تجربه‌ی پربار زندان شش ساله اش در دوران دشوار پسازندان هم همانند دوران پیشازندان و زندان موفق باشد.

آزادی دیگر زندانیان مظلوم جنبش سبز، رفع حصر غیرقانونی میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد، و استقرار حکومت قانون در کشور – به جای اداره بر أساس فرمان، سلایق شخصی و امر موهومی بنام انقلابی گری – را از خدای بزرگ خواستارم.

محسن کدیور

۱۴ تیر ۱۳۹۵