یادداشت »     

آسیب‌شناسی اعتراضات خیابانی ۹۶

 

تظاهرات اعتراضی دی ۹۶ را نمی‌توان نادیده گرفت. اعتراض جوانان سرخورده‌ای که امید به اصلاح أوضاع سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه را از دست داده‌اند، به هیچیک از جناحهای سیاسی أصول گرا و اصلاح طلب اعتماد ندارند، از دولت و مجلس همانقدر ناامیدند که از قوه قضائیه. جسورانه از همان ابتدا مقام مادام العمر با اختیارات مطلقه اما ظاهرا غیرمسئول را نشانه رفته‌اند و با شعارهای مرگ بر دیکتاتور، آسید علی ببخشید وقتش شده بلند شید، وپائین کشیدن بنرهای رهبری و سوزندان آن به پایکوبی خیابانی پرداخته اند. تظاهرکنندگان ساختارشکنانه از شخص اول هم گذشته اصل نظام را نشانه گرفته با صراحت فریاد می‌کنند جمهوری اسلامی نمی‌خواهیم نمی‌خواهیم یا استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی. انحصارگری روحانیت و حکومت آخوندی از جمله مهمترین اعتراضات مذکور بوده است: حكومت آخوندى نمى خواهيم نمى خواهيم، آخوندا حيا كنيد مملكتو رها كنيد، و شعار معنی دار عزا عزاست امروز حقوق ملت ما زير عباست امروز. تظاهرکنندگان از استفاده ابزاری از دین به حق ناراضیند:  اسلامو پله كردن مردمو ذله كردن. و بالاخره شعار حق طلبانه بيا بيرون هموطن حقتو فرياد بزن.

اعتراض دسته جمعی، تجمع و راهپیمایی حق قانونی شهروندان است. چرا نظام تا کنون برای عملی کردن آن کمترین تمهیدی نیندیشیده است؟ چرا تنها راه‌پیمایی‌های قانونی، راه‌پیمایی‌های حکومتی بوده است؟ اگر حق راه پیمایی مسالمت آمیز معترضان به رسمیت شناخته شده بود، امروز شاهد انفجار خشم جوانان سرخورده نبودیم. انتقاد از مقامات حکومتی از رهبری، ریاست جمهوری، رئیس قوه قضائیه و غیر آن حق قانونی شهروندان است. اگر مقام رهبری انتقادات ناصحانه را برتابیده بود امروز شنونده شعار تلخ مرگ بر خامنه‌ای در غالب شهرها خصوصا پایتخت نبود. اگر نظام تمام أحزاب سیاسی مخالف و منتقد را ممنوع الفعالیت نکرده بود امروز شاهد شورش کور نبود و أحزاب شناسنامه دار اعتراضات را از طریق مجاری قانونی پیش می بردند. اگر مطبوعات منتقد قلع و قمع نشده بود صدای مسئولانه اعتراض در جراید کشور بتدریج شنیده شده بود و کار به انفجار کاسه صبر جوانان هیجان زده نمی‌کشید. مسبب و علت العلل شورشهای خیابانی سلب آزادی‌های مشروع و نقض حاکمیت ملی به شکل نهادینه توسط زمامداران نظام جمهوری اسلامی در طی چهار دهه است.

 

هفت درخواست برحق

اکثر خواسته‌های تظاهرکنندگان حق است ولو با خشم فریاد کرده اند. درخواست‌های حق تظاهرکنندگان را می توان در موارد زیر بیان کرد: ۱) آزادی، ۲) استقلال (نه فقط از آمریکا بلکه از روسیه و چین نیز)، ۳) نفی حکومت آخوندی، دخالت روحانیون در همه جا و همه چیز، قیم بودن روحانیون و محجور بودن ملت که لازمه آن نفی اصل ولایت فقیه از بنیاد است، ۴) نفی جمهوری اسلامی و حکومت دینی و دفاع از جمهوری دموکراتیک سکولار و برگزاری رفراندم، ۵) دفاع از هویت و فرهنگ ایرانی، و مقابله با عرب‌زدگی و نادیده گرفتن مفاخر ملی ایران قبل از اسلام، ۶) دفاع از حقوق اساسی و حقوق پایه و حقوق شهروندی، ۷) انتقاد شدید از سوء تدبیر و بی‌کفایتی مقامات ارشد کشور خصوصا مقام رهبری و در درجات بعدی رؤسای قوای سه گانه.

این هفت خواسته فارغ از نحوه بیان آنها خواسته‌های درست قانونی، شرعی و اخلاقی است. اگر مجاری قانونی کشور مسدود نشده بود ابراز آنها نه تنها مشکلی نداشت بلکه از حقوق مسلم هر شهروند ایرانی بود، و مطالبه آنها دلیل خیرخواهی مطالبه کننده محسوب می‌شد.  

 

شعار‌های غیرقابل دفاع

البته در میان شعارهای تظاهرکنندگان شعارهای دیگری هم دیده می‌شود که قابل دفاع نیستند. این گونه شعارها نیز به چند دسته زیر قابل قسمت است:

۱) شعارهای نژادپرستانه از قبیل دفاع شووینستی (میهن پرستی افراطی و ستیزه جو) از نژاد آریایی و تحقیر نژاد عرب. اگر عرب پرستی کنایه به تعالیم اسلام باشد اشکال این شعار دو چندان می‌شود و توهین به باور اکثریت مردم ایران را در پی دارد. اسلام از آغاز برتری‌های نژادی را مطلقا ملغی کرد و درست‌کاری را ملاک فضیلت دانست نه نژاد را.

۲) دفاع یا تحسین نظام شاهنشاهی، بنیانگذار آن و حسرت بازگشت به آن دوران.

۳) خشونت‌های گفتاری از قبیل تقاضای مرگ این و آن، یا این کشور و آن کشور، و دشنام به مأموران رژیم به دلیل سرکوب تظاهرات.

اگر معترضی از دیکتاتوری ابراز بیزاری می‌کند چگونه از رضاشاه (دیکتاتور چکمه پوش) می‌تواند تجلیل کند؟ آن که به دنبال آزادی است مگر خبر ندارد در سراسر رژیم پهلوی از آزادی سیاسی خبری نبود؟ اگر امروز از تبعیض و فساد و اختلاس نظام جمهوری اسلامی به جان آمده مگر خبر ندارد در رژیم گذشته در بر همین پاشنه می‌چرخیده است؟ شعار دفاع از رژیم شاهنشاهی و سلطنت پهلوی شعارهایی ارتجاعی و افتادن از چاله به چاه است. بدیهی است هر دو رژیم پهلوی و جمهوری اسلامی منشأ خدماتی بوده‌اند و یک‌دست سیاه نبوده و نیستند. اما صدمات هیچکدام را نمی‌توان نادیده گرفت. معترضانی که خواب رژیم گذشته را می‌بینند جوانانی هستند که تاریخ نخوانده‌، فجایع آن دوران را لمس نکرده‌اند.

شعار خشن مرگ بر این و آن یا این کشور و آن کشور و زبان دشنام به هر که ولو دشمن زبان شایسته‌ای نیست و پیروی از منش و روش و زبان نظام استبدادی است. معترضان جوان می‌توانند زبان انتقادی تیز اما اخلاقی و بدور از هرگونه خشونت گفتاری و دشنام انتخاب کنند.

 

لزوم پرهیز از خشونت

اما بزرگترین نقطه ضعف اعتراضات اخیر آسیب زدن به أموال عمومی است. این أموال متعلق به حکومت و دولت نیست، أموال همین مردم، من و شماست. نه قبل از انقلاب به آتش کشیدن سطل‌های زباله شهرداری و نرده‌های خیابان و ماشین و موتور پلیس یا شکستن شیشه بانکها و إدارات دولتی کار درستی بود، نه بعد از انقلاب. در هیج کجای دنیا چه در کشورهای پیش‌رفته چه پیرامونی اینگونه اعمال تحمل نمی‌شود. تخریب أموال عمومی علاوه بر اینکه به خودی خود کاری نادرست، غیراخلاقی، نامشروع و غیرقانونی است بلکه حقیقتا جرم است و دستگیری و محاکمه مرتکبان آن در همه جای دنیا موجه است. تخریب أموال عمومی و اغتشاش بهانه دخالت به  ماموران انتظامی و امنیتی می دهد و سرکوب معترضان را برای افکار عمومی توجیه می‌کند. بعلاوه باعث می‌شود بسیاری از معترضان که تمایلی به اینگونه ماجراجوئی‌ها ندارند در تظاهرات شرکت نکنند و مانعی جدی برای گسترش تظاهرات می‌شود.

اگر تظاهرات خیابانی به شکل مسالمت آمیز با جمعیت هرچه بیشتر و شعارهای عمیق سیاسی اجتماعی حق همراه باشد بُرد آن به مراتب از اغتشاش کور و تخریب أموال عمومی بیشتر است. من قویا از اعتراض برحق جوانان خشمگین در محورهای هفت‌گانه پشتیبانی می‌کنم. اما از شعارهای سه دسته پیش گفته خصوصا از تخریب أموال عمومی و خشونت بشدت متاسفم. امیدوارم جوانان معترض تا دیر نشده خود مانع اینگونه اقدامات و شعارهای هیجانی نادرست بشوند.

 

از آب گل آلود ماهی گرفتن

بسیار بدیهی است که رژیمهای مخالف جمهوری اسلامی از تظاهرات اعتراضی اخیر استقبال کنند و بخواهند از این آب گل‌آلود ماهی بگیرند. ابراز شادمانی بدخواهان ملت ایران هرگز به معنی این نیست که اعتراضات خودجوش جوانان سرخورده ایرانی انگ آمریکائی، اسرائیلی، عربستان سعودی یا فرقه مجاهدین خلق بخورد. این منطق بی پایه جمهوری اسلامی است. درستی و نادرستی اعتراضات مردم را فارغ از اینکه چه کسی از آن ابراز حمایت می کند باید به خودی خود سنجید. نظام جمهوری اسلامی تا کنون جنبش سبز را آمریکایی صهیونیستی می‌خواند که اتهامی از أساس بی بنیاد است. اعتراضات ۹۶ هم به دلیل توئیتهای ترامپ آمریکایی نیست و بر همین قیاس. اگر ترامپ دلش به حال ملت ایران سوخته بود ایرانیان را در کنار چند کشور مسلمان دیگر مشمول محدودیتهای تبعیض آمیز ورود به آمریکا نمی‌کرد. این حمایتها فرصت طلبانه است. مشکلات ایران بدست ایرانی قابل حل است و اتکا به اجنبی برای اصلاح راه به جایی نمی‌برد. من تا زمانی از اعتراض جوانان کشور در محورهای هفت‌گانه دفاع می‌کنم که به استقلال و تمامیت ارضی ایران کمترین خدشه ای وارد نشود. رئیس جمهور آمریکا (خصوصا ترامپ)، نخست وزیر اسرائیل، و شاه عربستان سعودی هرگز خیرخواه ملت ایران نبوده تا معترضی به ضریح آنها دخیل ببندد.  

 

راه برون رفت از مخمصه

نیروهای انتظامی و امنیتی در این چهار روز به استثنای دو کشته تاسف‌بار دورود لرستان، به ضرب و شتم گروهی از تظاهرکنندگان، بازداشت چند صد نفر از معترضان، استفاده از گاز اشک آور و ماشین‌های آب‌پاش اکتفا کرده‌ اند و اشتباهات فاحش سال ۱۳۸۸ را تا کنون تکرار ننموده اند. مواضع رئیس جمهور در دفاع از حق اعتراض شهروندان ولو زبانی قدمی به پیش است. امیدوارم بزودی در عمل شاهد نهادینه شدن اصول قانون اساسی مرتبط با این حق باشیم. فیلتر شدن ولو موقت دو شبکه اجتماعی پرطرفدار تلگرام و اینستاگرام در کشور اقدامی غیرقانونی و خدشه جدی به حق آزادی بیان است. این اقدام نشان دهنده ضعف جدی نظام جمهوری اسلامی در فضای باز است. نظامی که تنها در فضای بسته امکان ادامه حیات دارد محکوم به سقوط است.

بهترین راه پایان دادن اعتراضات خیابانی بازکردن فضای سیاسی، به رسمیت شناختن آزادی رسانه‌های کاغذی و مجازی، فعالیت آزادانه احزاب سیاسی و تشکلهای صنفی و مدنی، آزادی زندانیان سیاسی، استقلال قوه قضائیه، پاسخگویی و نظارت پذیری مقام رهبری، و حاکمیت قانون است. اگر این مطالبات برحق سریعا صورت نگیرد این جوانان خشمگین خواست‌های برحق هفت‌گانه خود را بر زمامداران تحمیل خواهند کرد. هزینه سنگین این تغییرات متوجه زمامداران بی بصیرت جمهوری اسلامی است.  

۱۱ دی ۱۳۹۶