تأمّلی در مسئله‌ی حجاب – ۳

 

دریافت فایل صوتی

 

این نوشتار شامل یک پیشگفتار و سه بخش است. هر بخش از چند قسمت و یک نتیجه تشکیل شده است. خوانندگانی که حوصله‌ی بحثهای فنّی مفصّل را ندارند می توانند به مطالعه‌ی پیشگفتار و نتایج بخشهای سه گانه اکتفا کنند.

پیشگفتار:
بر اساس تعالیم قران کریم زنان مؤمنه علاوه بر تکلیف عمومی پاکدامنی و دور نگاه داشتن نگاه از آلودگی، شرعا موظفند بدنشان را که زینت طبیعی است در برابر افراد نامحرم حفظ کنند و اجازه ندهند از گردن تا زانو و بازویشان در هیچ شرائطی در معرض نگاه افراد نامحرم قرار گیرد. بویژه موظفند گریبان و سینه خود را با پوشاک مناسب از دیده ها پنهان نمایند. در مورد پوشش ساق پا، ساعد دست، گردن، صورت و مو دلیل قرآنی در دست نیست و اثبات چنین حکمی تنها با استعانت روایات میسر می شود. از دو واژه‌ی جِلباب و خِمار در آیات پوشش بانوان در قرآن (احزاب ۵۹ و نور ۳۱) بیش از مطلق پوشاک استفاده نمی شود، و به تنهائی ظهوری در سرانداز و روسری ندارند. مفاد این دو آیه جمع و جور کردن جامه و پوشانیدن سینه و گریبان است.
بر اساس موازین علم الحدیثِ سنتی شیعه احکام اصلیِ حجاب شرعی از اواسط نیمه اول قرن دوم هجری مبتنی بر روایات امام جعفر صادق (ع) غیرقابل انکار است: زنان مؤمنه شرعا موظفند بدن خود را به استثنای وجه و کفین در برابر نگاه نامحرم بپوشانند. موی سر از جمله مواضعی است که باید پوشانیده شود. احکام این روایات حجاب قرآنی را تفسیر و تضییق می کنند. در میان روایات معتبر از بانوی اول اسلام فاطمه زهرا (س) هیچ عبارتی درباره حجاب دیده نمی شود. در این بحث تنها یک روایت معتبر درباره کیفیت حجاب ایشان در زمان نماز از امام باقر (ع) در دست است.در احکام حجاب هیچ حکمی به پیامبر (ص) نسبت داده نشده است الا دو مورد: یکی حکم جواز نگاه به مو و دستان زنان اهل ذمه و دیگری عورت بودن زن. دومی دلالت مستقیمی به مسئله حدود حجاب ندارد.  هیچ حکمی در مسائل اصلی حجاب به امیرالمؤمنین (ع) نسبت داده نشده است الا جواز نظر به محاسن زن در زمان خواستگاری. در احکام حجاب روایات متواتر لفظی و معنوی وجود ندارد. اکثر احکام حجاب خالی از روایات مستفیض است و بسیاری از این احکام متکی به چند خبر واحد معدود با سند معتبر است. در وجوب پوشش مو در نماز روایات معتبر مختلف هستند.

در سومین قسمت از مباحث «تاملی در مسئله‌ی حجاب» به بحث درباره حجاب در روایات و فتاوای اهل سنت می پردازم. این قسمت شامل سه بخش است. بخش اول حجاب شرعی در روایات نبوی: در این بخش مشخصا به دنبال روایات منقول از رسول اکرم (ص) درباره حدود حجاب بانوان هستم. بخش دوم حجاب شرعی در منقولات صحابه: حدود حجاب از زبان صحابه‌ی پیامبر (ص) و امهات مؤمنین (رضی الله عنهم) در این بخش گزارش می شود. بخش سوم حجاب شرعی در فتاوای ائمه‌ی مذاهب اربعه: در این بخش فتاوی مذاهب چهارگانه حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی درباره پوشش بانوان در نماز و خارج از آن گزارش می شود.

بخش اول. روایات منقول از  رسول اکرم (ص)

هجده روایت منقول از پیامبر (ص) در ضمن شش دسته مورد بحث و بررسی قرار می گیرند. این روایات اهم روایاتی است که مورد عمل فقها قرار گرفته اند یا مشهور هستند. در مورد هر روایت این امور به ترتیب ارائه شده است: متن اصلی همراه با نزدیکترین راوی از پیامبر (ص)، ترجمه، منابع، بررسی سند، بررسی دلالت و نحوه دلالت به مقصود. در انتهای هر دسته نتیجه‌ی آن دسته و در انتهای بخش نتیجه بخش آمده است. بررسی های سندی مطابق موازین علم الحدیث مذاهب اهل سنت و متکی بر منابع ایشان انجام گرفته است.

 دسته‌ی اول. روایات ستر صلوتی
حداقل چهار روایت درباره پوشش بانوان در نماز از پیامبر  (ص) نقل شده است.

یک. عایشة عن النبی (ص): «لایقبل الله صلوة حائض الا بخِمار».
ام المؤمنین عایشه از رسول خدا (ص) نقل می کند که فرمود «خداوند نماز دختری که حائض شده است جز با خِمار نمی پذیرد.»
مراد از حائض، رسیدن به سن حیض یا بالغ شدن است، و الا واضح است که زن در زمان حیض نماز ندارد، چه با خِمار چه بدون آن. محدثان و فقیهان از معانی مختلف خِمار در این روایت معنی روسری استنباط کرده اند. این روایت را ابوداود (السنن ج۱ ص۱۵۲ ح۶۴۱) و ترمذی (السنن ج۱ ص۲۳۴ ح۳۷۵) در بحث صلوة و ابن ماجه در بحث حیض (السنن ج۱ ص۲۱۴ ح۶۵۵) روایت کرده اند.
ترمذی آنرا حدیثی حسن دانسته است، و حاکم  نیشابوری اینگونه آنرا معرفی کرده: «هذا حديث صحيح على شرط مسلم ولم يخرجاه وأظن أنه لخلاف فيه على قتادة». (المستدرک ج۱ ص ۲۵۱) دارقطنی اختلاف در سند حدیث را بخاطر قتاده دانسته که آنرا مرسلا از عایشه نقل کرده است.(۱) در نهایت سند حدیث خالی از تأمل نیست، اما بر شرط پوشش سر در زمان نماز زنان دلالت می کند و لازمه آن وجوب پوشش موی سر زنان در زمان نماز است، به شرطی که مراد از خِمار روسری باشد.

دو. أمّ سلمة: قلت یا رسول الله أتصلی المرأة فی درع و خمار لیس علیها ‌إزار؟ قال: «نعم، اذا کان سابغا یغطّی ظهور قدمیها».
امّ المؤمنین ام سلمة از رسول الله (ص) می پرسد: آیا [مجاز است که] زن در پیراهن بلند و روسری در حالی که شلوار به پا ندارد نماز بگذارد؟ فرمود: بله، آنگاه که [پیراهن] بقدری بلند باشد که روی قدمهایش را بپوشاند.
ابوداود آنرا روایت کرده و متذکر شده که مالک بن انس و چهار نفر دیگر از صحابه این مطلب را از ام سلمة نقل کرده اند بی انکه به پیامبر (ص) نسبت دهند. (سنن ابی داود ج۱ ص ۱۵۲ ح۶۴۰)  حاکم نیشابوری آنرا اینگونه توصیف کرده است: «هذا حدیث صحیح علی شرط البخاری و لم یخرجاه» (المستدرک ج۱ ص۲۵۰). حدیث بر لزوم پوشش بدن و سر و قدمین در زمان نماز دلالت دارد، و از اهمّ مستندات پوشش ظاهر قدمین در نماز است. به قرینه عطف به دِرع، منظور از خِمار روسری است.

سه. عن أبي قتادة عن أبيه قال رسول الله (ص): «لا يقبل الله من امرأة صلاة حتى تواري زينتها ولا من جارية بلغت المحيض حتى تختمر».
از پیامبر (ص) نقل شده است که فرمود: خداوند نماز زن را نمی پذیرد مگر اینکه زینتش را بپوشاند، و از دختری که حائض شده است [نماز پذیرفت نیست] مگر با پوشیدن خِمار.
طبرانی بعد از نقل این روایت مشکل سندی آنرا اینگونه تذکر می دهد: «وقال لم يروه عن الأوزاعي إلا عمرو بن هاشم تفرد به إسماعيل بن إسحاق.»  (المعجم الاوسط ج۷ ص۳۱۵).  بر فرض اعتبار سندی، زنان موظفند در زمان نماز زینتشان را بپوشانند و دختران پس از بلوغ بدون خِمار نماز نخوانند. در صدر روایت مشخص نمی شود زینتی که زن موظف به پوشاندن آن است چیست، اختمار ذیل روایت نیز همانند روایت اول همان مشکل را دارد و محدّثان و فقیهان از آن روسری فهمیده اند.

چهار. حفصة بنت سیرین: يا رسول الله على إحدانا بأس إذا لم يكن لها جلباب أن لا تخرج؟ فقال: «لتلبسها صاحبتها من جلبابها».
در صلوة عید یکی از زنان از پیامبر (ص) می پرسد: آیا اشکالی دارد یکی از ما که جلباب ندارد، به مصلّی نیاید؟ پیامبر (ص) پاسخ می دهد که جلبابِ همنشینانش را [قرض گرفته] بپوشد.
این حدیث را بخاری و مسلم در صلوة عیدین نقل کرده اند. حضور در نماز عید بر زن و مرد مسلمان واجب بوده است. پیامبر  (ص) اجازه حضور زنان بدون جِلباب را نداده است. مفهوم آن وجوب پوشش جِلباب برای زنان است. اگر جِلباب متعین در سرانداز و روسری باشد مفاد حدیث لزوم پوشش موی سر خواهد بود.

نتیجه روایات دسته‌ی اول. در باره لزوم پوشش موی سر زنان در حین نماز چهار حدیث فوق مهمترین روایاتی است که مسلمانان اهل سنت از پیامبر (ص) نقل کرده اند. تنها روایت اخیر را بخاری و مسلم در صحیح خود نقل کرده اند. اگر چه در صحت سند سه روایت اول تاملاتی شده، اما فی الجمله قابل قبول هستند. دلالت آنها بر لزوم پوشیدن خمار یا جلباب در وقت نماز تمام است و لازمه‌ی آن لزوم پوشش موی سر در نماز است، به شرطی که مراد از جِلباب و خِمار روسری و سرانداز باشد.

دسته‌ی دوم. روایات وجه و کفین
حداقل در چهار روایت، استثنای صورت و بخشهایی از دست از بدن زن برای وجوب پوشش و حرمت نظر به پیامبر (ص) نسبت داده شده است:

پنج. خالد بن دُرَیک عن عایشة ان أسماء بنت أبي بكر دخلت على النبي (ص) وعليها ثياب رقاق فاعرض عنها وقال: «یا اسماء ان المرأة اذا بلغت المحیض لم یصلح ان یُری منها الا هذا و هذا»، و اشار الی وجهه و کفیه.
خالد بن دُریَک از عایشه نقل می کند که اسماء دختر ابی بکر در حالی که لباس نازکی به تن داشت بر پیامبر وارد شد، ایشان از او اعراض کردند، و فرمودند: «ای اسماء زن وقتی حائض می شود، شایسته نیست که از او جز این و این دیده شود»، و به صورت و دو دستشان اشاره کردند.
أبو داود و ابن مردويه و بيهقي حدیث را نقل کرده اند. أبو داود متذکر شده «حدیث مرسل است، خالد بن دُريك از عائشة نشنیده است».(السنن ج۲ ص۲۷۰ ح۴۱۰۴) حدیث به لحاظ سندی ضعیف است، و بر لزوم پوشش تمام بدن زن مگر وجه و کفین دلالت می کند. هرچند وجه و کفین فهم عایشه است از اشاره‌ی پیامبر (ص) نه سخن صریح ایشان.

شش. وأخرج أبو داود في مراسيله عن قتادة ان النبي (ص) قال: «إن الجارية إذا حاضت لم يصلح ان يرى منها الا وجهها ويداها إلى المفصل» و الله عالم.
ابوداود در مراسیل خود (احادیث فاقد سلسله سند) از قتاده نقل می کند که پیامبر (ص) فرمود: دختر زمانی که حائض می شود شایسته نیست که از او  جز صورت و دستهایش تا مَفصَل دیده شود. (سیوطی، الدر المنثور ج۵ ص۴۲)
حدیث به دلیل فقدان سند قابل اعتنا نیست. مدلول حدیث عدم جواز نظر به بدن زن به استثنای صورت و دستها تا مچ (به شرط اینکه مراد از مفصل مچ باشد نه آرنج) بعد از بلوغ است، با فرض تلازم بین عدم جواز نظر به بدن زن و وجوب پوشش اندام وی، وجوب پوشش بدن ازجمله موی سر بدست می آید.

هفت. روى أبو بكر عن ابن جريج قال قالت عائشة: دخلت عليّ ابنة أخي [لأمي عبد الله بن الطفيل] مزينة فدخل عليّ النبي (ص) فاعرض، فقلت: يا رسول الله انها ابنة أخي وجارية. فقال: «إذا عركت المراة لم يجز لها أن تنظر إلا وجهها وإلا ما دون هذا»، وقبض على ذراع نفسه فترك بين قبضته وبين الكف مثل قبضة أخرى أو نحوها.
عایشه می گوید دختر برادر [مادریم عبدالله بن طفیل بنام] مزینه نزد من آمد، در این هنگام پیامبر (ص) پیش من آمدند و [با دیدن مهمانم] رو برگرداندند. عرض کردم: ای رسول خدا این برادرزاده ام دختر بچه است. فرمود: «زمانی که زن حائض شود جایز نیست به او نگریسته شود مگر صورتش و پائین تر از این». با یک دستش دست دیگرش را گرفت، پس آنچه را تا مچ رها کرده بود به اندازه جایی بود که گرفته بود یا مانند آن.
ابن جریر طبری در تفسیر خود این حدیث را نقل کرده است. (جامع البیان ج ۱۸ ص ۱۵۸) بر اساس این نقل مرد مجاز نیست به بدن زن بالغ بنگرد به استثنای صورت و بخشی از دستهایش. با توصیف أمّ المؤمنین عایشه پیامبر (ص) وسط آرنج تا مچ را نشان دادند، که پائین تر از حد مجاز در دیگر روایات است. این حدیث بخش مجاز دست را بیش از کفین اعلام می کند. عبدالله ابن قدامه در المغنی (ج۷ ص۴۶۲) به این حدیث در فصل جواز نظر به دختر قبل از بلوغ استناد کرده است.

هشت. عن الطبری بلغني أن النبي (ص) قال: «لا يحل لامرأة تؤمن بالله واليوم الآخر أن تخرج يدها إلا إلى ها هنا». وقبض نصف الذراع.
ابن جریر طبری در تفسیر خود نقل می کند که به من رسیده است که پیامبر (ص) فرمود: «برای زنی که به خداوند و روز جزا ایمان دارد جایز نیست که دستش را تا اینجا [از آستین] خارج کند»، و نصف ساعدش را گرفت [وسط آرنج تا مچ]. (جامع البیان ج ۱۸ ص ۱۵۸)
در این حدیث مُرسل همانند حدیث أمّ المؤمنین عایشه بخش مجاز دست بیش از کفین است.  توصیف مقدار مجاز از دست توصیف راوی مجهول از اشاره‌ی پیامبر (ص) است. توصیف باورهای زن مکلف از اختصاصات این حدیث است.

نتیجه‌ی روایات دسته‌ی دوم. از پیامبر (ص) تنها چهار روایت در اینکه زنان باید تمام بدن خود را به استثنای وجه و کفین بپوشانند در منابع اهل سنت روایت شده است. سه روایت مرسله (فاقد سند) هستند و یکی هم که ابن جریر طبری در تفسیر خود نقل کرده است، سندا تصحیح نشده است. اینکه پیامبر (ص) لزوم پوشش بدن زن الا وجه و کفین را فرموده باشند، در هیچ حدیث مسند صحیحی نقل نشده است. به عبارت دیگر استناد این مضمون به پیامبر (ص) فاقد مستند معتبر روایی است. البته از صحابه بدون هرگونه استنادی به پیامبر (ص) در این زمینه مطالب فراوانی نقل شده است، که در دنبال خواهد بود.

دسته‌ی سوم. روایات عمومی لزوم حجاب
حداقل چهار روایت به طور کلی پوشش زنان را به پیامیر (ص) نسبت داده اند:

نُه. عن عائشة قالت دخل عليّ رسول الله (ص) وعندي فتاة فألقى إليّ حقوة فقال: «شقيه بين هذه الفتاة وبين التي عند أم سلمة فإني لا أراهما إلا قد حاضتا».
أمّ المؤمنین عایشه نقل می کند که رسول خدا (ص) بر او وارد شد در حالی که دختری [بدون حجاب] نزد من بود، پس لُنگی بر من انداخت و فرمود: آنرا دو قسمت کن، نصفش را به این دختر و نصف دیگرش را به دختری که نزد ام سلمة است بده، من آنها را بالغ می بینم.
این حدیث را ابوداود و ابن ابی شیبة با اختلاف اندکی در الفاظ نقل کرده اند. (سنن ابی داود، ج۱ ص۱۵۲ ح۶۴۲، المصنف، ابن ابی شیبة الکوفی، ج۲ ص۱۳۵ ح۴). اینکه سر دختران باید پوشانیده شود یا گریبانشان یا هر دو، حدیث از این حیث دلالت روشنی ندارد.
ابن ابی شیبة در حدیث دیگری از عایشه نقل می کند که در واقعه مشابهی پیامبر قسمتی از عمامه خود را پاره کردند و به عایشه دادند و فرمودند: با این سرش را بپوشان. (اختمري بهذه، ح۵ پیشین). ابن‌باجه خود ضعف آنرا از امام احمد نقل کرده و ابن‌عبدالبرّ اجماع بر ضعیف بودن آن را گزارش کرده است. (السنن ج۱ص۲۱۴ ح۶۵۴). دلالت این حدیث ضعیف به پوشش موی سر مشکل حدیث قبلی را ندارد.

ده. عن أنس أن النبي (ص) أتى فاطمة بعبد قد وهبه لها قال: وعلى فاطمة ثوب إذا قنعت به رأسها لم يبلغ رجليها، وإذا غطت به رجليها لم يبلغ رأسها، فلما رأى النبي (ص) ما تلقى قال: «إنه ليس عليك بأس إنما هو أبوك وغلامك.»
أنَس [بن مالک] نقل می کند که پیامبر (ص) با غلامی که به [دخترش] فاطمه بخشیده بود نزد وی رفت، در حالی که بر فاطمه جامه ای بود که هرگاه سرش را با آن می پوشاند، به پاهایش نمی رسید، و چون پاهایش را با آن وی پوشانید به سرش نمی رسید. چون پیامبر (ص) کوشش او را دیدند فرمودند: «اشکالی بر تو نیست، این پدر و [آن] غلام توست.»
این روایت که ابو داود آنرا نقل کرده (السنن ج۲ ص۲۷۱-۲۷۰ ح۴۱۰۶) حکایت از کوشش فاطمه زهرا (س) برای پوشاندن سر و پای خود در برابر مهمانان دارد. پیامبر (ص) به دخترش توضیح می دهند که مهمان تو کسی جز پدر و غلامت نیست، پدر که محرم است و غلام ِحرّه نیز  به تفسیر مذاهب اهل سنت از آیه‌ي ۳۱ سوره‌ی نور (أو ما ملکت أیمانهنّ) نسبت به وی حکم محرم دارد.(۲) مفهوم این روایت این است که در برابر نامحرم این دو موضع (سر و پاها) همانند دیگر مواضع بدن می باید پوشانیده باشد.

یازده. دحيه الكلبي انه قال اتي رسول الله (ص) بقباطي فاعطاني منها قبطية فقال: «اصدعها صدعين فاقطع احدهما واعط الاخر امرأتك تختمر به»، فلما ادبر قال: «و أمر امرأتك ان تجعل تحته ثوبا لايصفها».
دحیه کلبی روایت می کند که براي پيامبر (ص)  پارچه هاي مصري هديه آوردند، ايشان يكي از آنها را به من داد و فرمود: «آن را به دو قسمت کن، یکی را خودت بردار و یکی را به همسرت بده آن را خِمار کند»، وقتی پشت کرد فرمود: «ولي به او سفارش كن زير آن چیزی بپوشد تا از این [پارچه نازک قبطی] اندامش پيدا نباشد.»
ابوداود این روایت را نقل کرده است. (سنن ابی داود ج۲ ص۲۷۳ ح۴۱۱۶). روایت در نهی پوشاک نازک است. اگر مراد از اختمار «روسری پوشیدن» باشد پیامبر (ص) از پوشیدن روسری نازک که موی سر را کاملا نمی پوشاند نهی کرده است، اگر معنای دیگر خمار مراد باشد زنان از پوشیدن جامه‌های نازک بدن نما نهی شده اند.

دوازده. عن عائشة قالت: رأيت النبي (ص) يسترني بردائه وأنا أنظر إلى الحبشة يلعبون في المسجد حتى أكون أنا الذي أسأمه فاقدروا قدر الجارية الحديثة السن الحريصة على اللهو.
عایشه نقل می کند زمانی که برای دیدن بازی اهالی حبشه به مسجد رفته بود پیامبر او را با ردای خود پوشانیده بودند…. بخاری (صحیح ج۲ ص۱۱)، مسلم (صحیح ج۳ ص۲۲)، نسائی (السنن ج۱ ص۲۳۶)، بیهقی (السنن الکبری ج۷ ص۹۲) و احمد (مسند أحمد بن حنبل ج۶ ص۸۴) آنرا نقل کرده اند. حدیث صحیح و متفق علیه است. مفاد حدیث فعل پوشانیده شدن عایشه‌ی نوجوان توسط پیامبر (ص) است که حدود پوشش را مشخص نمی کند. در آن از الفاظ پیامبر (ص) نیز خبری نیست. اینکه مفاد آن – هرچه که هست – از اختصاصات زنان پیامبر (ص) باشد، بشدت محتمل است

نتیجه‌ی روایات دسته‌ی سوم. از چهار روایت این دسته سه روایت نخست تصحیح نشده است و تنها روایت اخیر را بخاری و مسلم در صحاح خود نقل کرده اند. مفهوم روایت دوم به لزوم پوشیدن موی سر در برابر مرد نامحرم دلالت می کند. روایات اول و سوم بشرطی دلالت به پوشش موی سر دارد که مراد از اختمار پوشیدن روسری باشد. روایت اخیر در حدود پوشش عمومی بانوان بیان روشنی ندارد.

دسته‌ی چهارم. روایات پوشش در مقابل مرد نابینا
حداقل دو روایت بسیار مشهور در این موضوع از پیامبر (ص) نقل شده است.

سیزده. عن أم سلمة قالت: كنت عند النبي (ص) وميمونة، فأقبل ابن أم مكتوم حتى دخل عليه وذلك بعد أن أمر بالحجاب، فقال رسول الله (ص): «احتجبا منه»، فقلنا: يا رسول الله أليس أعمى لا يبصرنا ولا يعرفنا؟ فقال: «أفعمياوان أنتما ألستما تبصرانه؟»
امّ المومنین ام سلمه روایت می کند من و میمونه نزد پیامبر بودیم. ابن ام مکتوم  [نابینا] آمد تا پیامبر را ملاقات کند، داخل شد، و این بعد از نزول آیه حجاب بود. پیامبر به ما امر کرد که خود را بپوشانیم. گفتیم ای رسول خدا آیا مگر نه این است که او نابیناست و مارا نمی بیند و نمی شناسد؟ فرمود: «آیا شما دو نفر هم نابینا هستید؟ آیا او را نمی بینید!؟»
این روایت را احمد بن حنبل در مسند و ابوداود و ترمذی و نسائی و بیهقی در سنن نقل کرده اند، و ترمذی  آن را حدیثی حسن صحیح دانسته است. (السنن ج۴ ص۱۹۲ ح۲۹۲۸) مفاد آن لزوم رعایت حجاب شرعی حتی در مقابل مرد نابیناست، با این استدلال که زن بیناست. ابوداود در ذیل آن متذکر شده است: «این [حکم] مختص ازواج پیامبر(ص) است.» (السنن ج۲ ص۲۷۲ ح۴۱۱۲) وی آنگاه به دستور عدّه نگاه داشتن فاطمة بنت قیس در خانه‌ی ابن ام مکتوم  اشاره می کند که در دنبال خواهد آمد. تعلیل ذیل حدیث مفهوم نیست. اگر روایت حاوی حکمی عمومی برای همه بانوان باشد تنها با تعبد قابل قبول خواهد بود. والله و رسوله أعلم به.

چهارده. قال النبی (ص) لفاطمة بنت قیس: ‌إعتدی فی بیت إبن أمّ مکتوم، فانه رجل أعمی تضعین ثیابک فلا یراک.
پیامبر (ص) به فاطمة بنت قیس فرمود در خانه‌ی ابن ام مکتوم عدّه‌ی طلاق نگاه دار، او مردی نابیناست، آنگاه که تو لباست را به کناری می نهی ترا نمی بیند.
مسلم در صحیح خود (ج۴ ص۱۹۵) در باب «سه طلاقه نفقه ندارد» قصه فاطمة بنت قیس را مفصلا نقل کرده است. این حدیث در دیگر جوامع روایی نیز نقل شده است. (سنن ابی داود ج۱ ص۵۰۱ ح۲۲۸۴، مسند احمد بن حنبل ج۴ ص۴۱۲، سنن النسائی ج۶ ص۱۵۰، السنن الکبری للبیهقی، ج۷ ص۴۳۲) طحاوی آنرا از شانزده طریق صحیح روایت کرده است. عمربن خطاب و عایشه رضی الله عنهما روایت فاطمة را به دلیل تعارض با آیه (لا تخرجوهن من بيوتهن ولا يخرجن إلا أن يأتين بفاحشة مبينة) نپذیرفته اند. مفاد روایت جواز عدم رعایت حجاب شرعی نزد نابیناست. مفهوم آن لزوم حجاب شرعی در برابر دیگران است. اینکه مراد از ثیاب از جمله روسری باشد محتمل است اما در آن ظوری ندارد. این روایت معارض با روایت قبل است.

نتیجه‌ی روایات دسته‌ی چهارم. دو روایت این دسته سندا صحیح  اما به لحاظ دلالت متعارض هستند. ابوداود روایت لزوم پوشش در برابر نابینا را تکلیف خاص زنان پیامبر (ص) دانسته است. حدیث متفق علیه فاطمة بنت قیس عدم لزوم حجاب شرعی در برابر مرد نابیناست. مفهوم ان لزوم حجاب شرعی در برابر مردان بیناست. اما حدود حجاب شرعی در این حدیث متفق علیه تبیین نشده است.

دسته‌ی پنجم. جواز نظر در زمان خواستگاری
پانزده. جابر عن رسول الله (ص): اذا خطب احدکم المرأة فان استطاع ان ینظر منها الی مایدعوه الی نکاحها فلیفعل.
جابر از پیامبر (ص) نقل می کند که فرمود: زمانی که مردی به خواستگاری زنی می رود اگر بتواند به آنچه از آن زن که او را به ازدواج وی بخواند نگاه کند باید انجام دهد.
آنرا احمد در مسند و ابوداود در سنند نقل کرده و  حاکم نیشابوری در مستدرک آنرا صحیح دانسته است. در روایت مقدار نظر مجاز مشخص نشده است.

شانزده. عن المغیرة بن الشعبة انه خطب امرأة فقال النبی (ص): «انظر الیها فانه احری ان یؤدم بینکما.»
پیامبر (ص) به مغیرة بن شعبه که به خواستگاری زنی رفته بود فرمودند: «به او بنگر، این [نگاه] باعث تالیف قلوب و ملایمت بین شما می شود.»
آنرا احمد در مسند، و نسائی، ترمذی،ابوداود و ابن ماجه در سنن نقل کرده اند. در روایت حدود نظر مجاز تبیین نشده است.

هفده. عن ابی حُمَید او حمیدة قال رسول الله (ص): «اذا خطب احدکم امرأة فلا جناح علیه ان ینظر منها اذا کان انما ینظر الیها لخطبة و ان کانت لاتعلم.»
پیامبر (ص) فرمود: «زمانی که یکی از شما به خواستگاری می رود اشکالی ندارد که به زن بنگرد، اگر فقط به دلیل خواستگاری به او نگاه می کند، حتی اگر زن نداند.»
در این حدیث نیز حدود نظر مجاز تبیین نشده است. در این حدیث دو نکته است: اول این نظر حلال صرفا به دلیل خواستگاری باید باشد. دوم اطلاع یا اذن زن شرط حلیّت نظر نیست. شوکانی این حدیث را مستند خود در جواز نظر در خواستگاری قرار داده است (نیل الاوطار ج۶ ص۱۱۰)
واضح است اینگونه نگریستن به زن در غیر زمان خواستگاری مجاز نیست. در اینکه زن چه بخشی از زینت خود را می تواند آشکار کند و مرد بنگرد روایات باب مطلق هستند.

نتیجه‌ی روایات دسته‌ی پنجم. از سه روایت این دسته روایت نخست صحیح دانسته شده است. مفاد هر سه روایت جواز نظر به زن در زمان خواستگاری است. اما حدود این نظر و مقدار پوششی که زن در این زمان می تواند رعایت نکند در این روایات بیان نشده است، تا در خارج از زمان خواستگاری مورد استناد قرار گیرند.

دسته‌ی ششم. زن عورت است
هجده. قال رسول الله (ص): المرأة عورة فاذا خرجت استشرفها الشیطان، و اقرب ما تکون من رحمة ربها و هی فی قعر بیتها.
پیامبر (ص) فرمود: زن عورت است، وقتی [از خانه] خارج می شود، شیطان بر او می نگرد، نزدیکترین جا به رحمت پروردگار برای او قعر خانه‌اش است.
ترمذی آنرا از عن عبدالله بن مسعود نقل کرده و متذکر شده است: «حدیث حسن صحیح غریب» (السنن ج۲ ص۳۱۹ ح۱۱۸۳) و ابن حبان در الصحیح، عبدالله بن عدی در الکامل، طبرانی در  المعجم الاوسط و المعجم الکبیر، بزار در المسند و نیز ابن خزیمه هم آنرا نقل کرده اند.
ابن ابی شیبه این حدیث را از عبدالله بن مسعود نقل کرده بی آنکه به پیامبر (ص) نسبت دهد.(۳) عبدالله بن عدی در کتاب «الکامل فی ضعفاء و علل الاحادیث» با تضعیف قتاده و دیگر روایان سلسله سند این حدیث و دیگر احادیث آنها در نهایت نتیجه گرفته منقولات آنها «به ضعف اقرب است». (۴)
این روایت از جانب محدثان و فقیهان اهل سنت تلقی به قبول شده و علی الاغلب در بحث پوشش زن به عنوان یک اصل مسلم به آن استناد کرده به دنبال یافتن مستثنیات آن برآمده اند. معنای عورت بودن زن وجوب پوشش تمام بدن او غیر از مستثنیات دانسته شده است.

نتیجه‌ی بخش روایات نبوی:
یک. لزوم پوشش موی زنان با خِمار یا جِلباب در حین نماز با احادیث فی الجمله معتبر به پیامبر (ص) قابل استناد است، به شرطی که مراد از جِلباب و خِمار روسری و سرانداز باشد.
دو. حدیث «زن عورت است» اگرچه در صحاح بخاری و مسلم نیامده، اما ترمذی در سنن خود آنرا صحیح دانسته، هر چند عبدالله بن عدی آنرا به ضعف اقرب دانسته است. این حدیث مبنای اصلی فتاوای حجاب در نزد فقهای مذاهب اربعه‌ است.
سه. استثنای وجه و کفین از بدن زن – که تماما عورت است – به پیامبر (ص) هیچ مستند معتبر روائی ندارد. هیچ روایت نبوی در این زمینه در صحاح اهل سنت یافت نمی شود.
چهار. در باره‌ی پوشش در برابر مرد نابینا دو روایت در صحاح اهل سنت از پیامبر (ص) نقل شده است. لزوم پوشش در برابر ابن ام مکتوم مختص امهات مومنین است. صحیحه‌ی متفق علیه فاطمة بنت قیس به جواز عدم پوشش در براب  مردان نابینا دلالت می کند  که مفهوم آن لزوم رعایت پوشش در برابر دیگر مردان است. اما این روایت دلالتی بر حدود و جزییات حجاب شرعی ندارد.
پنج. در میان روایات خواستگاری منقول از پیامبر (ص) برخی صحیح دانسته شده اند. مفاد این روایات جواز نظر به بدن زن بیش از حد متعارف است. اما اینگونه روایات حدود نظر و پوشش مجاز را تبیین نکرده اند تا از مفهوم انها حدود حجاب در غیر زمان خواستگاری بدست آید.
شش. دیگر روایات منقول از پیامبر (ص) (دسته سوم) علی الاغلب تصحیح نشده اند، اما مفاد یکی از آنها به لزوم پوشیدن موی سر در برابر نامحرم دلالت دارد. تنها روایت مذکور در صحاح مسلم و بخاری (حدیث لعب حبشه) گزارش ام المومنین عایشه از پوشیده شدن با ردای پیامبر است و در حدود پوشش عمومی بانوان بیان روشنی ندارد.
هفت. در احادیث معتبر اهل سنت منقول از رسول اکرم (ص) پوشش موی سر بانوان خارج از نماز مستندی ندارد. به عبارت دیگر هیچ دلیل معتبری از الفاظ شخص پیامبر (ص) در این زمینه در دست نیست. هیچیک از صحابه نیز در این زمینه در احادیث صحاح مطلبی را مستقیما به پیامبر نسبت نداده اند.
هشت. لزوم پوشش موی سر زنان خارج از نماز و حدود آن، فهم صحابه رضی الله عنهم از آیات قرآن و سنت پیامبر (ص) است. اگر در این زمینه ایشان چیزی از پیامبر (ص) شنیده اند، مکتوب نکرده اند و به هر حال چنین نقلی به زمان ما نرسیده است. آیا رسول اکرم (ص) اصولا حدّی در این زمینه تعیین کرده بودند؟

بخش دوم. آراء صحابه‌ی رسول الله (ص)

اقوال صحابه‌ی رسول خدا رضی الله عنهم در کتب نفسیری و روائی نقل شده و در کتب فقهی مورد استناد قرار گرفته است. به سه نمونه‌ی برجسته از آنها به نقل از ابن جریر طبری، جلال الدین سیوطی و ابوبکر جصّاص در بحث حجاب شرعی بانوان اشاره می کنم. اما قبل از آن نحوه استدلال یکی از فقهای طراز اول در بحث حجاب به قول صحابه قابل توجه است:
عورت زن آزاد تمام بدن او غیر از وجه و کفین است، «لقوله تعالى: (ولا يبدين زينتهن إلا ما ظهر منها). قال ابن عباس وعائشة رضي الله تعالى عنهم: هو الوجه والكفان.» (مغنی المحتاج، محمدبن احمد الشربینی، ج۱ ص۱۸۵)
راستی اگر در این زمینه مستندی از قرآن یا سنت نبوی در دست بود نوبت به استناد به قول ابن عباس و عایشه رضا لله عنهما می رسید!؟

الف. روایت ابن جریر طبری از اقوال صحابه
ابن جریر طبری در تفسیر خود ذیل آیات حجاب در سوره نور به تفصیل اقوال صحابه را در این زمینه نقل کرده است. عبدالله بن مسعود «الا ما ظهر منها» را رداء دانسته است. اما عبدالله بن عباس زینت ظاهر را سرمه و انگشتر معرفی کرده است. سعید بن جبیر و عطاء زینت ظاهر را  وجه و کف دانسته اند. در نقل دیگری عبدالله بن عباس گفته است: «زینت ظاهره در آیه‌ی سوره نور صورت و سرمه‌ی چشم و حنای دست و انگشتر است، اینها  اموری است که از زنان در خانه ‌شان آشکار می شود.» قتاده زینت ظاهر را النگو، انگشتر و سرمه دانسته است. جمعی از صحابه از جمله حسن و یونس این زینت ظاهر قرآنی را صورت و لباس دانسته اند. طبری خود وجه و کفین را اصح اقوال دانسته است.
وی از ام المومنین عایشه نقل کرده است که گفت: «رحمت خدا بر زنان مهاجر دوران اول  باد كه هنگامى كه خداوند آیه‌ی (وليضربن بخمرهن على جيوبهن) را نازل کرد، ضخيم ترين پوشش هاى پشمين خود را برش داده و با آن اختمار کردند.»(۵) مروط  جمع مِرط پوشاک پشمی است. اختمار یعنی خِمار پوشیدن. همان ابهام در ترجمه آیات اینجا نیز هست. یک معنای آن سر و گردن آن خود را پوشانیدند، یا تن پوشی که سنه و گریبانشان را حفظ می کرد پوشیدند. (ابن جرير طبرى، جامع البيان، ج ۱۸، ص۱۶۵-۱۵۵)

 ب. روایت جلال الدین سیوطی از قول صحابه
ام سلمه یکی دیگر از ام المومنین گفته است: «بعد از نزول آيه (يدنين عليهن من جلابيبهن) زنان انصار از منازلشان با پوشش هاى مشكى خارج مى شدند به گونه اى كه به نظر مى رسيد بر سر ايشان كلاغى نشسته است.  (سيوطى، الدر المنثور، ج ۵، ص ۲۲۱) به قرینه موجود در این حدیث جلباب در اینجا به معنای سرانداز و روسری بکار رفته است.

ج. روایت ابوبکر جصاص از اقوال صحابه
اما جصاص اقوال صحابه را با دقت بیشتری نقل کرده است: از ابن عباس و مجاهد و عطا در آیه‌ی (الا ماظهر منها) نقل شده است:« آنچه در صورت و دستان از حنا و سرمه است». از عبدالله بن عمر و أنس نیز قول مشابهی نقل شده است. از عبدالله بن عباس روایت شده است: «دست و صورت و  انگشتر». عایشه گفته است: «زینت ظاهر النگو و انگشتر است» (القلب والفتخة). ابوعبیده نیز به دو نوع انگشتر اشاره کرده است. (الفتخة، الخاتم)
حَسَن صورت و لباس ظاهر زن را مصداق زینت ظاهره دانسته است. سعید بن مسیب صورت زن را که ظاهر است ذکر کرده، و بالاخره ابوالاحوص از عبدالله نقل کرده که زینت بر دو گونه است: زینت باطن که جز زوج نمی بیند یعنی تاج و النگو و انگشتر، اما زینت ظاهر همان لباس اوست.» ابراهیم نیز زینت ظاهر را لباس دانسته است.
وی آنگاه حدیثی را از ام المومنین عایشه نقل می کند: «چه بانوان نیکوئی هستند بانوان انصار! حیاء انها را از تفقه در دین و پرسش از آن مانع نشد . آنگاه که سوره نور نازل شد [ولیضربن بخمرهن علی جیوبهن] با برش مئزرهایشان اختمار کردند.» [مئزر تن پوشهای پائین تنه را گویند.]
ابوبکر جصاص حدیث عایشه را اینگونه معنی می کند: گفته شده است که اراده چاک پیراهن شده است، زیرا زنان پیراهنهای چاک دار در گریبان  می پوشیدند، پس با چنین لباسی سینه و جای گردن بند زن آشکار بود. پس خداوند با این آیه امر به پوشانیدن این موضع کرد. و در این مطلب دلیل بر این است که سینه زن و جای گردن بندش عورت است مرد اجنبی حق ندارد به این دو موضع زن بنگرد.(۶) (احکام القرآن، جصاص ج۳ ص۴۱۵-۴۱۰)

تاملی در این منقولات صحابه و تابعین نشان می دهد که آنان زینت ظاهر زن را حداقل دو گونه تفسیر کرده اند: گونه اول وجه و کفین، و گونه دوم رداء و ثیاب. تفسیر اول که مشهورتر است و بنام عبدالله بن عباس و عایشه سکه خورده است موی سر می باید پوشیده شود. در تفسیر دوم که از جمعی از صحابه از جمله عبدالله بن مسعود نقل شده است به حد معینی دلالت ندارد و درباره استتار مو ساکت است.
در مورد اختمار یا پوشیدن خمار و جلباب دو  معنا از نقل صحابه به ذهن می آید: اول پوشیدن روسری و سرانداز که برخاسته از تفسیر وجه و کفین قبلی است. دوم پوشانیدن لباس با گریبان بسته و سینه پوشیده. تفسیر جصاص در این زمینه قابل توجه است.

نتیجه منقولات صحابه:
یک. صحابه و امهات اللمومنین رضی الله عنهم درباره حدود حجاب شرعی بانوان به تفصیل و جزئیات سخن گفته اند بی آنکه سخن خود را به پیامبر (ص) نسبت دهند.
دو. منقولات صحابه در قالب حدیث یا تفسیر قرآن یا روایت تاریخ صدر اسلام متفاوت است و نظر واحدی از آن بدست نمی آید. اگر رسول اکرم (ص) سخن صریح مشخصی در این زمینه فرموده بودند چنین اختلافی از کبار صحابه رضی الله عنهم مشاهده نمی شد.
سه. این منقولات درباره «زینت ظاهر» در تفسیر آیه‌ی سوره‌ی نور به دو دسته تقسیم می شود: به نظر عبدالله بن مسعود این زینت رداء و ثیاب دانسته است و در باره پوشش مو ساکت است. نظر عبدالله بن عباس و عایشه که وجه و کفین را مفاد زینت ظاهره دانسته اند. لازمه‌ی این تفسیر این است که موی سر در زمره زینت باطن قرار می گیرد و استتار آن در برابر نامحرم واجب است.
چهار. درباره پوشیدن خمار و جلباب تفسیر جصّاص مبنی بر اینکه مسئله اصلی پوشانیده شدن صدر و بالای سینه زنان بوده است بسیار قابل توجه است. معنای دیگرِ اختمار پوشاندن سر و گردن است علاوه بر پوشانیدن صدر و سینه.
 پنج. از مجموعه متون روایی و منقولات صحابه می توان با اطمینان به این نتیجه رسید که از زمان نزول آیات حجاب و مشخصا در زمان خلفای راشدین به بعد حجاب شرعی از جمله پوشانیدن موی سر زنان در میان مسلمانان سنت غالب و سیره‌ی رایج بوده است.
شش. منشأ این نحوه از پوشش می تواند سنت رسول الله (ص) باشد، حتی اگر الفاظ  ایشان توسط صحابه نقل نشده و به زمان ما نرسیده باشد. اما بعید است که صحابه سرخود این اقوال را ابراز کرده باشند.
هفت. منبع حجاب شرعی بویژه پوشش موی زنان خارج از نماز ادله لفظی پیامبر (ص) نیست. محتمل است دلیل لبّی ایشان باشد، یعنی همین که از نقل و قول صحابه به این نکته برسیم که علی القاعده می باید راهنمایی و ارشادی در این زمینه از رسول الله (ص) بوده باشد. هرچند اگر خود پیامبر (ص) حدود پوشش شرعی را بطور شفاف و مشخص تعیین کرده بودند، یقینا عبارات ایشان نقل می شد.
هشت. دلیل لبّی (غیرلفظی) محدودیتهای خاص خود را دارد. اطلاق ندارد تا به آن اخذ شود. نهایتا قدر متیقن آنرا باید در نظر گرفت. مهمترین نکته ای که در بحث ما فایده عملی دارد این است: تردیدی نیست که حجاب شرعی بانوان بر اساس منابع موجود متفاهم متشرعه در زمان صحابه بوده است. آیا دلیل لبّی حجاب شرعی – که محتملا از جانب پیامبر (ص) به صحابه القاء شده و متأسفانه الفاظ آن به ما نرسیده است – تکلیف دائمی زنان مسلمان بوده یا تکلیف ایشان در آن شرائط زمانی مکانی خاص؟ آیا تمامی قیود  حجاب شرعی نظر شارع است یا احتمال دخالت فهم متشرعه – صحابه و تابعین – در آن منتفی نیست؟ واضح است که حجاب شرعی تنها با این دو شرط در امثال زمان ما لازم الرعایه خواهد بود: اولا نظر شارع باشد. ثانیا نظر ثابت شارع باشد. با فقدان دلیل لفظی از پیامبر(ص) و مجمل بودن آیات قرآن کریم در برخی قیود از جمله پوشش موی سر، باب اجتهاد مفتوح است بی انکه خللی به حلال و حرام مُؤَبَّد محمد (ص) وارد شود.

بخش سوم: فتاوای ائمه‌ی مذاهب اربعه

در مذاهب اربعه عورت (آنچه باید پوشیده شود) نسبت به نماز و غیر نماز تعریف شده است. عورت در غیر نماز نیز نسبت به پنج ناظر تقسیم شده است: خود فرد، همسرش، همجنسانش، محارمش و غیرمحارم. زنان نیز به دو گروه کنیز و آزاد تقسیم شده اند. بحث را در دو موضع ستر صلوتی و ستر خارج از صلوة در برابر مردان غیرمحرم متمرکز می کنم. در هر دو قسمت فتاوای مذاهب اربعه به تفکیک بر اساس رأی مشهور ائمه ی هر مذهب بطور خلاصه گزارش می شود. با توجه به اختلاف در جزئیات، منابع فتاوی در انتهای هر حکم تذکر داده شده است.

الف. ستر صلوتی

حنفیه: عورت زن آزاد تمام بدنش است، حتی موی آویزان از گوشهایش، به استثنای صورت، باطن دو کف دست و روی دو قدم پا.(۷)
مالکیه: عورت زن آزاد تمام بدنش است، به استثنای صورت و دو کف دست. به لحاظ اعاده نماز در صورت آشکار شدن بخشی از بدن، عورت صلوتی به مغلظه و مخففه تقسیم می شود. در صورتی که تمام یا بخشی از عورت مغلظه در نماز آشکار باشد، با امکان ستر، نماز باطل و اعاده لازم است، اما آشکار شدن تمام یا برخی از عورت مخففه باعث باطل شدن نماز نمی شود اگرچه آشکار شدن ان اندام حرام یا مکروه است و نگاه به آنها نیز جایز نیست.  عورت مغلظه‌ی زن آزاد در نماز، تمام بدن اوست، به استثنای سر و گردن و گریبان و محاذات آن از پشت و  از آرنج دست به پائین و از قوزک پا به پائین. عورت مخففه وی در نماز جمیع بدن است مگر وجه و کفین.(۸)
شافعیه: عورت زن آزاد تمام بدنش است، حتی موی آویزان از گوشهایش، به استثنای صورت و دو کف دست (ظاهرا و باطنا).
حنابله: عورت زن آزاد تمام بدنش است، حتی موی آویزان از گوشهایش، به استثنای صورت فقط.
خلاصه: میزان ستر صلوتی از شدید به خفیف در مذاهب اربعه به شرح زیر است:
حنابله: تمام بدن به استثنای وجه فقط.
شافعیه: تمام بدن به استثنای وجه و کفین ظاهرا و باطنا. مالکیه: تمام بدن به استثنای وجه و کفین (عورت مخففه)
حنفیه: تمام بدن به استثنای وجه و باطن کفین و ظاهر قدمین.
مالکیه: تمام بدن به استثنای سر و گریبان و محاذات آن از پشت و آرنج به پائین و از قوزک پا به پائین.(عورت مغلظه)

نتیجه‌ی فتاوای مذاهب اربعه در ستر صلوتی:
اولا صورت زن در هیچیک از مذاهب اربعه در نماز عورت محسوب نمی شود.
ثانیا کفین فقط در مذهب حنابله عورت محسوب شده می باید پوشانیده شود.
ثالثا قدمین فقط در مذهب حنفیه عورت محسوب نمی شود.
رابعا پوشاندن موی سر در نماز در کلیه مذاهب اهل سنت بالاتفاق واجب است،
خامسا در مذهب مالکی اگر سر و موی زن آشکار باشد نماز باطل نیست، اگرچه اعاده اش مستجب است نه واجب. البته آشکار شدن موی سر در نماز مکروه و نظر به آن حرام است.

ب. ستر غیرصلوتی

حد عورت زن آزاد خارج از نماز در حضور مرد اجنبی (یا زن غیرمسلمان) تمام بدن او به استثنای وجه و کفین است، این استثنا نیز در صورتی است که ایمنی از فتنه باشد.
حنفیه: بدن زن آزاد در مقابل مردان نامحرم عورت است به استثنای وجه و کفین. قدمین نیز علی الاصح در مقام نظر عورت محسوب می شود. نظر به صورت زن مقید به عدم شهوت است و در زمان ما نظر به صورت زنان جوان شرعا ممنوع است، نه به دلیل عورت بودن بلکه به دلیل خوف از فتنه.(۹)
مالکیه: عورت زن آزاد تمام بدن اوست غیر از وجه وکفین در مقابل مرد اجنبی. پوشاندن وجه و کفین نیز با ترس از فتنه واجب می شود. رؤیت وجه و کفین زنان سالمند مجاز و نظر به صورت و کفین زنان جوان حرام است مگر به سبب عذری از قبیل معالجه، خواستگاری و شهادت (در دادگاه).(۱۰)
شافعیه: عورت زن آزاد خارج از نماز تمام بدن اوست بدون استثنا. صورت و کفین زن در مقابل مرد اجنبی عورت است، اما این دو موضع از زنان مسلمان آزاد در برابر زنان کافر و زنان فاسد الاخلاق عورت نیست. مواضعی که از زنان مسلمان در زمان خدمت در خانه هایشان آشکار می شود از گردن و ذراعین هم عورت محسوب نمی شود. (۱۱)
حنابله: در برابر مردان اجنبی تمام بدن زن عورت است حتی وجه و کفین. تنها برای اموری از قبیل معالجه و مانند آن کشف عورت مباح است. برخی حنابله نظر به وجه و کفین را به شرط عدم تلذذ و ایمنی از فتنه مکروه دانسته اند. (۱۲)

در اینجا لازم است به فتوای برخی فقیهان معاصر مستقل اهل سنت اشاره کنم:
«فرائض شرعی بر دو قسم است: فرائض رکنیه و فرائض غیررکنیه. فریضه رکنیه فریضه ای است که اساس اسلام بر ان مبتنی است از قبیل نماز و روزه و حج. فریضه غیر رکنیة فریضه ای است که در درجات پائین تری از فرائض رکنیة است. حجاب از جمله فرائض غیر رکنیة است. پوشیدن روسری و پوشانیدن مو در برابر نامحرم بر هر زن مسلمانی واجب است و اجماعی تمام مذاهب اسلامی است، اما در نهایت فرعی از فروع دین است و با سختگیری نسبت به آن نباید باعث شد یک امر فرعی باعث تنفر از اصل دین گردد. اجرای فریضه با نرمش باید صورت گیرد.» (۱۳)

نتیجه‌ی فتاوای ائمه‌ی مذاهب اربعة:
یک. تمام بدن زن آزاد نزد شافعیه و حنابله عورت است حتی وجه و کفین، اما نزد حنفیه و مالکیه وجه و کفین عورت نیستند.
دو. پوشانیدن وجه و کفینِ زنان جوان به دلیل ترس از فتنه بویژه در زمانه هایی مانند ما زمانه‌ی ما طبق مذاهب حنفیه و مالکیه واجب است و نظر به آنها حرام می باشد.
سه. پوشیدن نقاب (پوشش صورت) بر زنان واجب است، در دو مذهب حنبلیه و شافعیه از یاب عورت بودن وجه و در دو مذهب مالکیه و حنفیه اگر خوف فتنه در میان باشد.
چهار. تلازمی بین ستر صلوتی و غیرصلوتی نیست. این دو مقوله از یکدیگر جدا هستد. همچنانکه تلازمی بین جواز عدم ستر و جواز نظر نیست.
پنج. مستند اصلی فقهای مذاهب اربعه در مسئله حجاب شرعی حدیث «زن عورت است» منسوب به پیامبر (ص) است که غالبا تلقی به حدیث متفق علیه شده است. فقیهان در آیات و روایات به دنبال مستثنیات این قاعده کلی در نماز وجه (بالاجماع) و کفین (در غیر حنابله) را یافته اند، اما فقیهان حنبلی و شافعی خارج از نماز در برابر مرد نامحرم هیچ مستثنایی نیافته اند و برخی فقیهان حنفی و مالکی هم خوف فتنه را بویژه در مورد زنان جوان مخصوصا در غیر صدر اسلام جاری دانسته، عملا منکر هر مستثنایی از قاعده کلی شده اند.
شش. برخی فقیهان معاصر مستقل اهل سنت حجاب شرعی را فریضه غیر رکنیه دانسته اند که با سخت گیری بر آن به عنوان یک امر فرعی نباید باعث ایجاد نفرت نسبت به اصل دین شد.

نویسنده از انتقادات و پیشنهادات اهل نظر استقبال می کند. در قسمت بعدی فتاوای فقیهان شیعه‌ی جعفری بررسی خواهد شد. انشاء الله*

ـــــــــــــــــــــــــ
یادداشتها:

* درس گفتار مورخ ۱۵ مرداد ۱۳۹۱جلسه مجازی با دانشجویان ایرانی دانشگاه بین المللی سنگاپور.

(۱) الدار قطنی فی کتاب العلل: «يرويه قتادة عن محمد بن سيرين عن صفية بنت الحارث عن عائشة واختلف فيه على قتادة فرواه حماد بن سلمة عن قتادة هكذا مسندا مرفوعا عن النبي صلى الله عليه وسلم وخالفه شعبة وسعيد بن بسر فروياه عن قتادة موقوفا ورواه أيوب السختياني وهشام بن حسان عن بن سيرين مرسلا عن عائشة أنها نزلت على صفية بنت الحارث حدثتهما بذلك ورفعا الحديث وقول أيوب وهشام أشبه بالصواب» (برای تفصیل بحث در سند حدیث بنگرید به نصب الرایة، الزیلمعی ج۱ ص۴۰۸).
(۲) درباره جواز نظر مملوک به مالکه اش بین شیعه و سنی اختلاف است. اهل سنت «ماملکت ایمانهن» در آیه‌ی ۳۱ سوره نور را اعم از مملوک ومملوکه می دانند، اما شیعه به دلیل برخی روایات آنرا منحصر در مملوکه می دانند. برای تفصیل بحث در روایات امامیه -که در این بحث دو دسته اند – بنگرید به سید ابوالقاسم الخویی، تقریرات مبانی عروة الوثقی، ذیل مسأله شماره ۳۷ ج۱ ص۹۲. آنچه در این حدیث – که در اعتبارش تردید است – به فاطمه زهرا (سلام الله علیها) نسبت داده شده است بنا بر مبانی اهل سنت است.
(۳) حدثنا أبوالأحوص عن أبی ‏اسحاق عن الأحوص قال قال عبدالله: احبسوا النساء فی البیوت فان النساء عورة و ان المرأة اذا خرجت من بیتها استشرفیها [استشرفها] الشیطان و قال لها: انک لاتمرین بأحد الا اعجب بک. (المصنف ابن ابی شیبه ج۳ ص۴۶۷)
(۴) عبدالله ‏بن‏‏‏ عدی: «ثنا علی‏ بن ‏‏‏سعیدبن‏‏‏ بشیر ثنا محمدبن ‏‏‏أبان‏ الواسطی ثنا سوید أبوحاتم ثنا قتادة عن أبی‏ الأحوص عن عبدالله قال: قال رسول‏الله (ص): (المرأة عورة و إنها اذا خرجت من بیتها استشرفها الشیطان فإنها أقرب ما تکون من الله فی قعر بیتها)… قال الشیخ: و هذه الاحادیث عن محمدبن‏‏‏ عمرو لیست بمحفوظة و لسوید غیر ما ذکرت من الحدیث عن قتادة و عن غیره بعضها مستقیمة و بعضها لایتابعه أحد علیها و انما یخلط علی قتادة و یأتی بأحادیث عنه لایأتی به أحد عنه غیره و هو الی الضعف أقرب». الکامل ج۳ ص۴۲۳-۴۲۴.
(۵) عن عائشة زوج النبي (ص) أنها قالت: يرحم الله النساء المهاجرات الأول لما أنزل الله: وليضربن بخمرهن على جيوبهن شققن أكثف مروطهن، فاختمرن به.
(۶) قوله تعالى: (وليضربن بخمرهن على جيوبهن). روت صفية بنت شيبة عن عائشة أنها قالت: ” نعم النساء نساء الأنصار، لم يكن يمنعهن الحياء أن يتفقهن في الدين وأن يسألن عنه، لما نزلت سورة النور عمدن إلى حجوز مناطقهن فشققنه فاختمرن به “. قال أبو بكر: قد قيل إنه أراد جيب الدروع، لأن النساء كن يلبسن الدروع ولها جيب مثل جيب الدراعة فتكون المرأة مكشوفة الصدر والنحر إذا لبستها، فأمرهن الله بستر ذلك الموضع بقوله: (وليضربن بخمرهن على جيوبهن)، وفي ذلك دليل على أن صدر المرأة ونحرها عورة لا يجوز للأجنبي النظر إليهما منها.
(۷) و حد عورة المرأة الحرة هو جمیع بدنها حتی شعرها النازل عن اذنیها لقوله (ص) «المرأة عورة» و یستنثنی من ذلک باطن الکفین فانه لیس بعورة، بخلاف ظاهرهما و کذلک یستثنی ظاهر القدمین فانه لیس بعورة بخلاف باطنهما فانه عورة عکس الکفین. (الجزیری، الفقه علی المذاهب الاربعة ج۱ ص۱۷۲)
جمیع بدنها حتی شعرها النازل فی الاصح، ماعدا الوجه و الکفین، و القدمین ظاهرهما و باطنهما علی المعتمد لعموم الضرورة، … لکن ظهر الکف عورة علی المذهب، و الاصح ان باطن الکفین و ظاهرهما لیسا بعورة، و القدمان لیسا بعورة فی حق الصلوة المعتمد (زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلته ج۱ ص۵۸۵-۵۸۴)
(۸) و المغلظة من الحرة جمیع بدنها ماعدی الاطراف و الصدر، و المخففة لها هی الصدر و ما حاذاه من الظهر و الذراعین و العنق و الرأس و من الرکبة الی آخر  القدم، اما الوجه و الکفان ظهرا و بطنا فهما لیستا من العورة مطلقا…. فمن صلی مکشوف العورة المغلظة کلها او بعضها ولو قلیلا مع القدرة علی الستر بطلت صلوته، اما المخففة فان کشفها کلا او بعضا لایبطل الصلوة و ان کان حراما او مکروها و یحرم النظر الیها.، و لکن یستحب لمن صلی مکشوف العورة المخففة ان یعید الصلوة فی الوقت مستورا علی التفصیل، و هو ان تعید الحرة فی الوقت ان صلّت مکشوفة الرأس او العنق او الکتف او الذراع او انهد او الصدراو ما حاذاه من الظهر او الرکبة او الساق الی آخر القدم ظهرا لا بطنا و ان کان بطن القدم من العورة المخففة.  (الجزیری، الفقه علی المذاهب الاربعة ج۱ ص۱۷۲)
والمغلظة للحرة جمیع بدنها ماعدا الاطراف و الصدر و ماحاذاه من الظهر، والمخففة لها جمیع البدن ما عدا الوجه و الکفین. (زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلته ج۱ ص۵۸۷)
با توجه به اختلاف دو منبع فوق در عورت مخففه متن بر اساس گزارش زحیلی تنظیم شد.
(۹) زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلته ج۱ ص۵۸۵ و ج۳ ص۵۶۱.
(۱۰) پیشین ج۱ ص۵۸۷-۵۸۸ و ج۳ ص۵۶۲.
(۱۱) الجزیری، الفقه علی المذاهب الاربعة ج۱ ص۱۷۵، و  زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلته ج۱ ص۵۹۰.
(۱۲) زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلته ج۱ ص۵۹۴ و ج۳ ص۵۶۲.
(۱۳) یوسف القرضاوی در پاسخ به استفائات در سایت رسمی وی. همت قرضاوی مصروف اثبات عدم وجوب نقاب است: بنگرید به رساله «النقاب لیس فرضا و لیس بدعة!» در همانجا.