نمونه‌ای از «دلایل و شواهد وافی و کافی بر بطلان ادعاهای نویسنده»
پرونده‌ی پاسخی دیگر به «اسنادی از شکسته شدن ناموس انقلاب»
۲۵ آذر ۱۳۹۱

نویسنده از بهار ۱۳۷۱ تا بهار ۱۳۷۶ مدرس مدعو دانشکده‌ی معارف اسلامی و علوم سیاسی دانشگاه امام صادق (ع) و از پايیز ۱۳۷۳ تا بهار ۱۳۷۷ مدرس مدعو دانشکده الهیات، معارف اسلامی و ارشاد آن دانشگاه بوده است. در این مدت راهنمایی پنج پایان‌نامه‌ی علوم سیاسی (بین سالهای ۷۳ تا ۷۵)، مشاوره‌ی چهار پایان‌نامه‌ی علوم سیاسی (بین سالهای ۷۲ تا ۷۶) و مشاوره چهار پایان نامه الهیات و فلسفه (بین سالهای ۷۳ تا ۷۷) را به عهده داشته است.
گام بگام از سال ۱۳۷۵ ممنوع التدریس در برخی مواد درسی در دانشکده‌ی علوم سیاسی، از ۱۳۷۶ ممنوع التدریس مطلق در دانشکده‌ی علوم سیاسی، سپس ممنوع الرساله در دانشکده علوم سیاسی، و بالاخره از تابستان ۱۳۷۷ممنوع التدریس و التحقیق مطلق در کل دانشگاه امام صادق(ع) شده است. از اواخر سال ۱۳۷۴ در پایان‌نامه‌هایی که راهنمایی آنرا به عهده داشته، افرادی از سوی دانشگاه به عنوان استاد مشاور منصوب می شدند که در حقیقت حکم نماینده‌ی دفتر ولی فقیه را در هیات داوران پایان نامه‌ها ایفا می کردند.
یکی از این افراد حجت الاسلام سید عباس نبوی بود. در فضای مجازی ایشان اینگونه معرفی شده است: رئیس موسسه تمدن و توسعه اسلامی و عضو هیات علمی موسسه امام خمینی (تحت ریاست آیت الله محمد تقی مصباح یزدی). این سوابق نیز برای وی نوشته شده است: از اعضای هئیت موسس دفتر تحکیم وحدت، معاونت پژوهشی و آموزشی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، معاون فرهنگی و پژوهشی نهاد نمایندگی رهبری، رئیس نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه تربیت مدرس.
ایشان اخیرا در فضای مجازی مطلبی را علیه راقم سطور منتشر کرده است. ابتدا متن کامل یادداشت ایشان را عینا نقل می کنم. سپس متن نامه‌ی الکترونیکی خود را به آقای توحید محرمی (محقق و پژوهشگر علوم سیاسی) که حجت الاسلام نبوی پایان‌نامه‌ی وی را مستمسک تعرضات اخیر خود قرار داده است عینا نقل می کنم. سپس پاسخ آقای توحید محرمی به نامه‌ی مرا عینا ملاحظه می کنید. در انتها مشخصات پایان‌نامه‌ی وی و چکیده‌ی دو مقاله ای که ایشان از این پایان نامه تا کنون منتشر کرده است درج می شود.
ادعاهای خلاف واقع جناب حجت الاسلام نبوی آن هم بعد از گذشت هفده سال بدون ارائه هیچ مستندی ارزش پاسخ ندارد، درج این پرونده صرفا برای ثبت در تاریخ است. ای کاش نامبرده به این فتوای! خود علیه من، شخصا عمل می‌کرد: «واجب متعین شرعی است که حقایق ماوقع را با دلایل و شواهد وافی و کافی بر بطلان ادعاهای وی بیان کنند.»
از ایشان دعوت می کنم نقد ادعایی خود را بر کتاب «نظریه های دولت در فقه شیعه» که چاپ نخست آن متعلق به سال ۱۳۷۶ است تا دیر نشده منتشر فرمایند تا مورد استفاده‌ی عموم واقع شود. نقد مطالب اخیر من درباره‌ی مرحوم آیت الله شریعتمداری – که بهانه‌ی تعرض اخیر ایشان بوده است – نیز از جانب ایشان و همفکرانشان بیشک به روشن شدن برخی زوایای تاریک تاریخ معاصر کمک خواهد کرد.

محسن کدیور

***
۱  
یادداشت حجت الاسلام سید عباس نبوی
۹ آذر ۱۳۹۱

روش محسن کدیور همین است، تکیه بر باد
مشرق. بسیاری به یاد دارند که در جلسه دفاعیه پایان نامه کارشناسی ارشد آقای توحید محرمی با عنوان «کنترل قدرت در فقه شیعه» در دانشگاه امام صادق (ع) ـ اواخر سال ۱۳۷۵ـ چه گذشت.
آقای محرمی از دانشجویان کوشا و اهل تحقیق بود که به تدریج ارادتی به شأن علمی آقای کدیور پیدا کرده بود. آقای کدیور راهنما و بنده مشاور پایان نامه بودیم. راهنمایی آقای کدیور به گونه ای انجام می شد که نظرات خود در جزوات «دولت و حاکمیت در فقه شیعه» را در موضوع کنترل قدرت در درون پایان نامه آقای محرمی جای دهد و این کار را به تمام و کمال انجام داد.
به گفته آقای محرمی، آقای کدیور تا آخرین هفته موعود دفاعیه، آقای محرمی را از انجام مشورت معمول با بنده به عنوان استاد مشاور نهی کرده بود. در گیر و دار برگزاری همایش «اسلام و توسعه» در اسفند ۷۵ در دانشگاه شهید بهشتی، آقای محرمی به بنده اطلاع داد که فرصت دفاع پایان نامه رو به اتمام است و ایشان چاره‌ای جز برگزاری جلسه دفاع در دو سه روز آینده ندارد.
من حمل بر صحت کردم و این نوع غافلگیر کردن استاد مشاور را به روی خود نیاوردم، فقط از آقای محرمی خواستم که فردای یکشنبه متن پایان نامه را به بنده تحویل دهد تا برای دفاعیه سه شنبه عصر مطالعه کنم.
بنده با وجود درگیر بودن با برگزاری همایش اسلام و توسعه، دو روز کامل را تماماً به مطالعه پایان نامه آقای محرمی پرداختم و ۸ اشکال اساسی یادداشت کردم تا در جلسه دفاعیه مطرح کنم و دانشجو و استاد راهنما دفاع کنند. البته به واقع این ۸ اشکال اساسی به استاد راهنما یعنی آقای کدیور برمی‌گشت و در حقیقت دانشجو مدخلیتی در این اشکالات نداشت.
اشکالات همگی از سنخ خلل و نقص در روش شناسی پژوهش و استدلال بود که به عنوان نمونه، در تحلیل محتوای نظرات بسیاری از متفکران، تکیه عامیانه بر برخی اظهارات گذرای آنان، مبنای ارائه یک نظریه قرار گرفته و آن نظریه به شخصیت علمی مزبور استناد داده شده بود؛ در حالی که این شخصیت در زمان‌های متأخر در مورد همان موضوع آراء و نظرات روشنی مطرح کرده بود که بر خلاف تحلیل محتوای آقای کدیور بود.
به عنوان نمونه، مرحوم آیت الله اراکی در برخی از نظرات اسبق خود، برای جواز سلطنت سلطان شیعی در صورت رعایت احکام شرعی وجه ضعیفی قائل شده بود و آقای کدیور در جزوه خود نظریه «جواز شرعی سلطنت سلطان شیعی» را به مرحوم آیت الله اراکی نسبت داده بود و چه کسی است که نداند ایشان بعد از استقرار ولایت فقیه امام خمینی(ره)، چه تأکیدی بر وجوب ولایت فقیه داشت!
در جلسه دفاعیه، پس از طرح مطالب پایان نامه توسط آقای محرمی، بنده اشکالات ۸ گانه خود را مطرح کردم و به خصوص تأکید کردم که آقای کدیور باید پاسخگوی این روش نادرست تحلیل محتوا باشد و به طور مشخص جواب دهد که کدام فقیه را می تواند نشان دهد که در صورت امکان اسقرار ولایت فقیه، قائل به ترجیح ولایت فقیه بر گونه های دیگر حاکمیت نیست و مثلا سلطنت پادشاه شیعه را بر ولایت فقیه عادل ترجیح می دهد! آقای کدیور از پاسخ به سئوالات ۸ گانه عاجز ماند!! بیش از ۷۰ نفر از اساتید و دانشجویان در جلسه دفاعیه حاضر و شاهد و ناظر بودند. آقای کدیور اعتراض کرد که چرا این اشکالات را زودتر ارائه نکرده بودم تا برای آنها علاجی بیابد، در حالی که خود مسبب تأخیر ارائه پایان نامه تا سه روز قبل از جلسه دفاعیه بود.
به هر حال پس از سه ساعت بحث و در وضعیت بهت و اضطراب دانشجو، جلسه دفاعیه را خاتمه دادیم و من و آقای کدیور وارد جلسه شور اساتید برای تعیین نمره پایان نامه شدیم. آقای کدیور به من گفت: آقای نبوی می‌خواستی مرا ضایع کنی که ضایع کردی، اما نمره دانشجو را خراب نکن. گفتم: دوست محترم تو تیشه به دست گرفته ای و با روش های سست و ناروا به اندیشه ها و میراث امام (ره) حمله می کنی و توان پاسخ به چند سئوال مشخص و واضح را نداری، آنوقت انتظار داری مطالبت علمی و مبرهن تلقی شود! البته این اشکالات را بر سر دانشجو نباید خالی کرد. و به هر حال نمره خوبی به پایان نامه آقای محرمی دادیم و جلسه تمام شد.
بعد از آن به پیشنهاد اساتید و دانشجویان قرار شد جلسات مناظره فیما بین برگزار شود که هر بار آقای کدیور از آن طفره رفت و آخر سر هم مدعی شد که آقای نبوی به من توهین کرده و باید مکتوب و رسانه ای عذرخواهی کند تا مناظره اجرا شود و من در حالی که هرگز به ایشان توهین نکرده بودم، حتی برای هر عبارتی که موجب دلجویی آقای کدیور شود اعلام آمادگی کردم و البته ایشان باز هم طفره رفت و مناظره ای واقع نشد.
این روش و خوی مثلا علمی آقای کدیور است که با گرد آوری چند مطلب یا خاطره شفاهی و کتبی ـ که طبعاً فاقد ارزش علمی و دقت اسنادی است ـ چنان نتایج غیر متوقعی استنتاج کند که همه را متعجب و متحیر کند و این همان کاری است که در حمله و یورش ناجوانمردانه و منتقمانه اخیرش به ساحت مقدس امام خمینی(ره) انجام داده است و البته بر تمامی افرادی که نوشته آقای کدیور مطلبی به آنها اسناد داده شده، واجب متعین شرعی است که حقایق ماوقع را با دلایل و شواهد وافی و کافی بر بطلان ادعاهای وی بیان کنند تا سیه روی شود هر که در او غش باشد!!
سید عباس نبوی

***
۲
نامه کدیور به آقای توحید محرمی
۲۱ آذر ۱۳۹۱

باسمه تعالی
برادر گرامی جناب آقای توحید محرمی عزیز
سلام علیکم
مدتهاست از شما بی خبرم.  امیدوارم سالم و سربلند باشید.
اخیرا به مناسبتی حجت الاسلام سید عباس نبوی شما را بهانه کرده غیرمنصفانه و خلاف واقع بر من تاخته است: «روش محسن کدیور همین است؛ تکیه بر باد»، مشرق، ۹ آذر ۱۳۹۱.
نمی دانم شما از این خطابه مطلع شده اید یا نه، و قبلا با شما مشورت کرده بود یا نه،  حتی نمی دانم الآن در چه حال و هوایی نفس می کشید.
لطفا مرا از صحت و سقم اظهارات این سید محترم مطلع فرمایید.  اعلام وصول مورد امتنان است.
خدانگهدارتان
محسن کدیور

***
۳
پاسخ آقای توحید محرمی به نامه‌ی کدیور
۲۲ آذر ۱۳۹۱

بسم الله الرحمن ارحيم
جناب آقاي دكتر كديور
سلام عليكم
درپاسخ به نامه جنابعالي در خصوص يادداشت جناب آقاي حجه الاسلام سيد عباس نبوي بعرض مي رساند: اينجانب تا اين تاريخ با توجه مشغله هاي فراوان هيچگونه اطلاعي از آن نداشته ام وبالطبع مشورتي هم با بنده براي نگارش آن صورت نگرفته است. هرچند لازم به يادآوري است كه كليه مراحل انتخاب، تهيه و تدوين و نگارش و اتمام پايان نامه براساس ضوابط، مقررات ورويه جاري دانشگاه امام صادق (ع) و باانگيزه و هدف اعتلاء جمهوري اسلامي وتوسعه راهبردي انديشه سياسي اسلام باقريب به دو سال زحمت به انجام رسيده است.
لذا طرح مباحثي جديدبا اتكاء به خاطرات،گفتگوها وبحث هاي شفاهي ۱۸-۱۷ سال قبل، بنظر فاقد وجاهت لازم مي باشد، و اصلح آن است كه به جاي مناقشات و مجادلات بيهوده ،به كتب منتشره جنابعالي (استاد راهنماي وقت پايان نامه) درآن مقطع زماني و پايان نامه (دانشجو) موجود دردانشگاه امام صادق(ع) مراجعه گردد،كه بديهي است نقطه نظرات دانشجو هم باتوجه به منابع موجود و…، درچارچوب روشهاي علمي رايج آن زمان براي رساله نويسي مقطع كارشناسي ارشد، بويژه درمقدمه و نتيجه گيري آن كاملا مشهود است.
علي ايّ حال ازحال امروزم هم بايد بگويم عليرغم گرفتاريها و ناملايمات و گذر زمان، با موقعي كه بسيجي دوران جنگ ودفاع مقدس، ويا دانشجوي دانشگاه امام صادق(ع) بوده ام هيچ فرقي نكرده ام ،و همچنان بقدر وسع درخدمت ايران اسلاميمان هستم، و در وطن و ميهن عزيزمان مي باشم.
ودرجمله آخر، ازاينكه مي بينم دوستان ديروز و نيروهاي توانمند اين مملكت بجاي صف آرايي در مقابل دشمنان اين سرزمين، تيغ برروي هم مي كشند، عميقا متأسفم.
و السلام عليكم ورحمة الله
توحيدمحرمي

***
۴
مشخصات پایان‌نامه

توحيد محّرمي، نظارت بر قدرت سياسي در اسلام (شيعه)، پایان نامه‌ی کارشناسی ارشد پیوسته، دانشکده‌ی معارف اسلامی و علوم سیاسی، دانشگاه امام صادق (ع)، استاد راهنما: محسن کدیور، استاد مشاور: سید عباس نبوی، تاریخ دفاع: ۱ اسفند  ۱۳۷۵.

***
۵
مقاله‌ی اول

توحید محرمی، نظارت بر قدرت سیاسی از دیدگاه فقهاء شیعه، دوفصلنامه پژوهش علوم سیاسی، شماره اول، پائیز و زمستان ۱۳۸۴، صص ۱۷۹-۱۵۱.
چکیده: مقاله با طرح ضرورت نظارت بر قدرت سیاسی، چگونگی نظریات ارائه شده در این زمینه با توجه به آراء فقهاء شیعه را بررسی و تحلیل می کند ـ برخی از فقهاء عظام شیعه که معتقد به مشروعیت الهی بلاواسطه می باشند، نظارت درونی (عدالت و فقاهت) را شرط لازم و کافی دانسته اند و به مؤلفه های نظارت بیرونی نیز پرداخته اند و گروه دیگر که مشروعیت دولت اسلامی را الهی ـ مردمی می دانند؛ علاوه بر لزوم نظارت درونی، نظارتهای بیرونی نهادینه شده را شرط لازم سلامت قدرت سیاسی دانسته اند. بحث ضرورت طرح موضوع، مفهوم نظارت، لزوم نظارت درونی، شرایط رهبر از دیدگاه عقل و قرآن، دلائل لزوم نظارت بیرونی، قائلین به لزوم و کفایت نظارت درونی، قائلین به لزوم نظارت درونی و بیرونی عمده ترین مباحث این مقاله را تشکیل می دهند.

***
۶
مقاله‌ی دوم

توحید محرمی، نظارت خبرگان رهبری، فصلنامه حکومت اسلامی [مجله‌ی دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری]، پائیز ۱۳۸۵، شماره ۴۱، صص ۱۱۰-۸۷.
چکیده: نظارت‌پذیری و پاسخگویی حاکمان تضمین کننده سلامت و استحکام حاکمیت خواهد بود. بر همین اساس در نظام جمهوری اسلامی نظارت در دو بُعد درونی و بیرونی مورد توجه جدّی است و نظارت قانونی خبرگان ملت یکی از راهکارهای مؤثر نظارت بیرونی است.
مفروض مقاله این است که قدرتِ نظارت نشده موجبات فساد حاکم و جامعه را فراهم می‌کند، نظارت‌های درونی لازم، ولی کفایت نمی‌کند لذا نظارت نهادینه شده بیرونی بر حاکم و حکومت لازم است. نویسنده پس از بحث از مبانی نظری مسأله، موضوعات: قدرت و مسؤولیت، تأسیس نهاد خبرگان، هیأت تحقیق مجلس خبرگان، شرایط عضویت در هیأت تحقیق و وظایف هیأت تحقیق، را مورد بررسی قرار داده است. نویسنده در ادامه، جریان پیشنهاد اصل نظارت خبرگان بر «حسن انجام وظایف رهبری» در شورای بازنگری قانون اساسی و نظرات مخالف و موافق.