پرسش: اولا: عبارت معروف «حفظ نظام از اوجب واجبات است» سخن امام نيست.
ثانيا: همين عبارت منسوب به امام که از ايشان صادر نشده، مجددا در نقل شده جنابعالي تغيير يافته؛ يعني حرف «از» از آن حذف گرديده و بدين صورت آمده است: «حفظ نظام اوجب واجبات است» که اين جمله دوم، از نظر معنا تفاوت اساسي با عبارت قبلي دارد. چرا عمدا کلام امام را تحریف کرده اید؟

 

پاسخ:
عبارت «حفظ نظام از اوجب واجبات است» با «از» و بی «از»  مجموعا سیزده بار به شرح زیر در نوشته‌های من بکار رفته  است:

یکم. مقاله از اسلام معنوی به اسلام تاریخی، ۱۳۸۱ در کتاب حق الناس منتشر شده در ۱۳۸۷
حفظ حکومت اوجب واجبات است. حکومت از احکام  اولیه اسلام و مقدم بر تمامی احکام فرعیه حتی نماز و روزه و حج است.

دوم. سخنرانی کالبدشکافی تزویر شرعی، ۱۳۸۷:  اگر پنداشتیم مصلحت نظام از اوجب واجبات است و این مصلحت به حدی از قوّت است که عند التعارض حتی می تواند عباداتی از قبیل نماز و روزه و حج را مادام المصلحه تعطیل کند، در این صورت آیا این مصلحت نظام نمی تواند اصول و قواعد اخلاقی را – که عملا در جوامع دینی به مراتب از عبادات ضعیف ترند – از قبیل صداقت مادام المصلحه تعطیل کند؟

سوم. موازین عدم مشروعیت و علائم ولایت جائر، استفتاء از مرحوم آیت الله منتظری و پاسخ ایشان، ‏۱۳۸۸/۴/۱۹‏‏
‏ ‏سوال ۴ – آیا تمسک به جملاتى از قبیل «حفظ نظام از اوجب واجبات است» ‏ ‏مجوز تجاوز به حقوق مشروع مردم و زیر پانهادن بسیارى از ضوابط اخلاقى‏ ‏و محکمات شرعى از قبیل صداقت و امانتدارى است؟آیا به بهانه حفظ‏ ‏ «مصلحت نظام» مى‎توان از اجراى اصل اصیل «عدالت» – که صفت ممیز فقه‏ ‏سیاسى تشیع در طول تاریخ بوده است – صرف نظر کرد؟ اگر برخى‏ ‏متصدیان، مصلحت نظام را با مصلحت شخصى خود اشتباه گرفته باشند و بر‏ ‏تشخیص خطاى خود اصرار کنند، وظیفه شرعى مومنان چیست؟
‏ ‏ج ۴ – حفظ نظام به خودى خود نه موضوعیت دارد و نه وجوب آن وجوب‏ ‏نفسى مى‎باشد; به ویژه اگر مقصود از «نظام» شخص باشد. نظامى که گفته مى‎شود: ‏ ‏ «حفظ آن از اوجب واجبات است» نظامى است که طریق و مقدمه و بر پا کننده ‏ ‏عدل و اجراء فرائض شرعى و مقبولات عقلى باشد و وجوب حفظ آن هم تنها‏ ‏وجوب مقدمى خواهد بود. بنابراین با توجه به این نکته، تمسک به جمله «حفظ‏ ‏نظام از اوجب واجبات است» به هدف توجیه و صحه گذارى بر امور متصدیان و‏ ‏کارگزاران و عدالت نمایى کار آنان براى دیگران در حقیقت تمسک به عام در‏ ‏شبهه مصداقیه و میان دعوا نرخ تعیین کردن و تنها به قاضى رفتن است ; که اگر‏ ‏چنین تمسکى از روى ناآگاهى باشد باید طبق مراتب امربه معروف و نهى ازمنکر‏ ‏با آن معامله نمود.

چهارم. در سوگ مشروعیت بر باد رفته، بازسازی توجیه شرعی مهندسی انتخابات از دیدگاه رسمی، ۲۴ خرداد ۱۳۸۸: دربرداشت رسمی، مصلحت نظام از اوجب واجبات است. مصلحت نظام که توسط شخص ولی امر مسلمین جهان تشخیص داده می شود، در صورت تعارض با عبادات و معاملات بر تمام احکام اولیه شرعی مقدم است.

پنجم. من به پشتیبانی این ” دولت” توی دهن ” ملت” می زنم، (انتخابات، اسلام سبز و اسلام سیاه)، ۴ مرداد ۱۳۸۸: این مصلحت به قولی از اوجب واجبات است.

ششم. مکتب منتظری: پاکسازی جمهوری اسلامی از ولایت جائر، ۳ دی ۱۳۸۸
دو فقیه طراز اول شیعه در اداره کشور دیدگاههای متفاوتی داشتند، مرحوم خمینی حفظ نظام را اوجب واجبات می دانست و برای آنچه مصلحت نظام می دانست حاضر بود احکام شرع (از قبیل نماز و روزه وحج و مضاربه و مزارعه و مساقات) و جان چند هزار مخالف را فدا کند، در مقابل مرحوم منتظری مصلحت نظام را واجب نفسی نمی دانست آنرا واجب مقدمی و طریقی برای اقامه عدالت می دانست و برای حقوق انسان از آن حیث که انسان است احترام قائل بود و به رعایت دقیق ضوابط شرع در مورد زندانیان و مخالفان به شدت پای بند بود.

هفتم. تلألؤ چراغ دین،  ۵ دی ۱۳۸۸: مرحوم آیت الله خمینی (رضوان الله علیه) معتقد بود که مصلحت نظام از همه چیز بالاتر است وحفظ نظام از اوجب واجبات است،

هشتم. نماینده اسلامِ حقیقت، ۵ دی ۱۳۸۸: فتوا دادند که حفظ نظام از اوجب واجبات است.

نهم. منتظری، تجسم اخلاق در سیاست، ۳ بهمن ۱۳۸۸: مصلحت نظام بالاتر از هر چیزی است، یا حفظ نظام اوجب واجبات است،

دهم. استیضاح رهبری، ارزیابی کارنامه بیست و یک ساله رهبری جمهوری اسلامی، نامه سرگشاده به رئیس مجلس خبرگان رهبری. بیست وششم تیر ۱۳۸۹ : نظامى که گفته مى‏شود: «حفظ آن از اوجب واجبات است»

یازدهم. منتظری صدای ملت بود، ۲۹ آذر ۱۳۸۹:  آیت الله منتظری هرگز حکم حکومتی فراتر از قانون اساسی را برای ولی فقیه به رسمیت نشناخت و نپذیرفت که حفظ نظام اوجب واجبات است،

دوازدهم. آیت الله منتظری و حقوق بشر، ۱۹ خرداد ۱۳۹۰: «حفظ نظام از اوجب واجبات است»

سیزدهم. حفظ نظام با اسرائیلیات، ۱۵ اردیبشت ۱۳۹۱: حفظ نظام اوجب واجبات است.

متن کامل تمام این موارد در وبسایت من موجود است. در این سیزده مورد پنج مورد عبارت مورد بحث بدون «از» بکار برده شده است: موارد شماره ۱، ۶، ۹، ۱۱ و ۱۳.
و هشت مورد دیگر با «از» استعمال شده است.

اولا اگرچه این عبارت غالبا در تشریح مبانی مرحوم آیت الله خمینی بکار گرفته شده اما هرگز به عنوان نقل مستقیم به ایشان نسبت داده نشده است! چه با از چه بی از.

استعمال یا عدم استعمال «از» همانگونه که ملاحظه می کنید پیرو هیچ نقشه‌ی از پیش تعیین شده ای نبوده است. بنابراین تحریف «عمدی» که به اینجانب نسبت داده اید خلاف واقع است.

ثانیا عبارت «حفظ نظام از اوجب واجبات است» حتی اگر آن مرحوم بحرفیته نگفته باشد قطعا و یقینا و بدون کمترین تردیدی بیان صحیح نظر ایشان است.

بنابراین اینکه مرا متهم به «تحریف» سخنان مرحوم آیت الله خمینی کرده اید، کاملا خلاف واقع است و مطلقا تحریفی صورت نگرفته است.

ثالثا عبارت «حفظ نظام اوجب واجبات است» (بدون از) تفسیر من از نظر آیت الله خمینی است. کسی که  معتقد است «ولایت مطلقه فقیهان‌ همان ولایتی است که از جانب خداوند به نبی‌اکرم‌ (ص) و ائمه‌ (ع) واگذارشده‌است و از اهم احکام الهی است و بر جمیع احکام الهی تقدم دارد. اختیارات حکومت محصور در چهارچوب احکام الهی نیست‌. حکومت‌ یکی از احکام اولیه است و مقدم بر تمامی احکام فرعیه حتی نماز و روزه‌و حج است‌.» معنای این قول تقدم حکومت حقه‌ی دینی و حفظ آن برکلیه واجبات شرعی است. به عبارت دیگر حکومت حقه‌ی دینی و حفظ آن اوجب تمام واجبات است و به زبان ساده تر حفظ نظام اوجب واجبات است. (بدون از)

واضح است که شما می توانید با برداشت من موافق نباشید، وآنرا باطل یا خطا بدانید، اما نسبت دادن تحریف عمدی خلاف واقع و خلاف انصاف و مروت است.
اطمینان داشته باشید من آخرتم را با اینگونه سیئات تباه نمی کنم. بر تفسیر خود حجت شرعی دارم و تا کسی نتواند استدلال مرا ابطال کند برآن باور باقیم. وقت صرف کردم تا بدانید عمل به این دستور قرآن کریم ساده نیست: قولوا قولا سدیدا.

والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته
محسن کدیور