پرسش: برخی آیات قرآن با واقعیت‌های تاریخی و علمی ناسازگار هستند: مثلا صحبت کردن حضرت سلیمان با مورچه ها در حالی که مورچه‌ها از طریق انتشار مواد شیمیایی با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند یا مرگ فرعون در اثر غرق شدن در رودخانه نیل در حالی که جسد رامسس دوم (فرعونی که گفته می‌شود هم‌عصر حضرت موسی بوده است) اطلاعات دیگری را در مورد علت مرگ وی بدست می‌دهد یا آیه «ماء دافق یخرج من بین الصلب و الترائب» و… چه توجیهی برای این گونه آیات وجود دارد؟

پاسخ: در مورد مثال اول (نمل ۱۹-۱۸) اینکه ارتباط مورچه ها از هر طریق صورت بگیرد، توسط خالق آن جانوران مفاد آن ترجمه و به انسانی منتقل شده باشد، ممتنع نیست.
در مورد مثال دوم (یونس ۹۲-۸۹) از کجا اطمینان داریم جسد مومیایی شده‌ی موجود همان فرعون معاصر موسی (ع) بوده و فرعون دیگری نبوده است!؟
در مورد مثال سوم (طارق ۷) صلب در لغت به معنای پشت و ترائب جمع تریبة به معنای استخوان سینه است. این آیه از متشابهات قرآن است و می تواند کنایه از سیر  منی از پشت تا پیش روی مرد باشد، در عین حال آیه در مقام اشاره صریح به جایگاه منی مرد نبوده و در حد دانش مخاطب اولیه سخن گفته، در عین اینکه با حمل بر زبان کنایی با دانش امروز بشری نیز تعارض مستقیم ندارد.
در امور علمی یا تاریخی باید به نکات زیر توجه داشت:
یک. قرآن کتاب علمی و تاریخی نیست، اشاره‌ی آن به امور علمی یا تاریخی در حد ارتباط با هدایت بشری است.
دو. ببان قرآن در این موارد متناسب با فرهنگ، سرزمین و زمانه‌ی مخاطبان نخستین است.
سه. زبان قرآن در امور مرتبط با مسائل علمی خالی از کنایه و مجاز نیست و لزوما بیان واقع نمای خارجی نیست.
چهار. بیانات قرآن در این زمینه ها ظهور ظنی است. داده های علمی یا تاریخی نیز تجارب ظنی دیگری است. در تعارض این ظنون ظن اقوی اخذ می شود.
با توجه به نکات فوق ناسازگاری غیرقابل حلی باقی نمی ماند.موفق باشیدمحسن کدیور