نماز جمعه امروز ۲۹ خرداد ۱۳۸۸ نیویورک به امامت محسن کدیور به نشانه همراهی با درخواست ابطال مسالمت آمیز انتخابات اخیر ملت ایران و در اعتراض به سرکوب جنبش سبز ایران در خیابان مقابل ساختمان دفتر نمایندگی ایران در سازمان ملل متحد برگزار شد. خطیب جمعه ادر سخنان خود دولت ایران را به رعایت عدالت به عنوان رکن اصلی حکومت داری دعوت کرد و حمایت خود را از حرکت آرام و مسالمت جویانه مردم ایران در احقاق حقوق قانونی خود اعلام کرد.

چکیده محورهای اصلی خطبه اول نماز جمعه امروز بدین شرح است:

(در ادامه متن مشروح خطبه ها و فایل تصویری آنها نیز موجود است)

• وقتی مردم در امانت داری مجریان و ناظران انتخابات تردید می کند، وظیفه شرعی حکومت است که اعتماد سازی کند و مشروعیت از کف رفته را جبران کند. این مشروعیت و اعتماد با ارعاب و تهدید و بخشنامه بدست نمی آید. ابطال انتخابات مهندسی شده خواست ملت ایران است.

• حکومت موظف است امانتداری و صحت انتخابات را برای صاحبان اصلی حق یعنی مردم اثبات کند. این «صحت انتخابات» است که باید از سوی حاکمیت اثبات شود نه تقلب در انتخابات از سوی معترضان. در امر مهمی چون حقوق عمومی مردم اصل برائت جاری نمی شود، اعتماد عمومی باید توسط صاحبان حق –یعنی مردم- احراز شود.

• کسانی که به قصد ارعاب و با سلاح گرم و سرد به مردم بی دفاع حمله می کنند و آنها را زخمی می کنند یا به قتل می رسانند به فتوای آیت الله خمینی در تحریرالوسیله محارب هستند و شرعا باید با رعایت مقرارت قانونی به اشد مجازات برسند.

• «ماموران لباس شخصی» که در فجایع اخیر سطح شهر تهران و کوی دانشگاه و دانشگاه شیراز و دیگر جاها مرتکب هشت فقره قتل و دهها جرح و صدها ضرب و شتم شده اند چرا توسط نیروی انتظامی و قوه قضاییه مورد شناسایی و تعقیب قرار نمی گیرند؟

• دستگیری سران و فعالان احزاب قانونی (مشارکت، مجاهدین انقلاب اسلامی، کارگزاران، نهضت آزادی، ملی مذهبی ها) بدون مجوز قانونی مغایر با «اخلاق پیروزی» است. رییس جمهور ۲۴ میلیونی که نیاز به بگیر و ببند ندارد. اعتراضهای میلیونی آرام مردم تهران و شهرستانها امری خودجوش است. تا دیر نشده صدای اعتراض سبز ملت ایران را بشنوید. آیا فعالیت احزاب در ایران ممنوع است؟ آیا مخالفت قانونی با دولت جرم است؟

• از جان سعید حجاریان چه می خواهید؟ در کشوری که سعید حجاریان زندانی باشد وسعید عسگر آزاد و سعید مرتضوی دادستان، عدالت چیزی جز لقلقه زبان نیست.

• فوق دیپلم مدعی دروغین دکترای آکسفورد امین دولت نهم است و دانشجوی دکتری آکسفورد با رتبه اول کنکور سراسری ایران در زندان. پیدا کنید پرتقال فروش را.

• فشاری که بر مطبوعات ایران در ده روز اخیر وارد شده و محدودیتی که بر فضای مجازی و گردش آزاد اطلاعات وارد شده بی سابقه است. این سرکوب و خفقان خبری با کدام «اخلاق پیروزی» منطبق است؟ مگر می خواهند چه بکنند که اینگونه از گردش آزاد اطلاعات هراس دارند؟

• یادتان هست که شاه تظاهرات میلیونی مردم را به بیگانگان نسبت داد و ملت معترض را آشوب طلب و اخلال گر نامید؟ چرا اشتباه شاه را تکرار می کنید؟ این صدای اعتراض ملت رشید ایران است که به دور از خشونت خواست صریح ابطال انتخابات را با صدای بلند فریاد می کند.

• جمهوری اسلامی در برابر موج سبز اعتراض مسالمت آمیز ملت ایران دو راه در پیش دارد:

اول همراهی با ملت و اصلاح خطاها و به رسمیت شناختن رای واقعی ملت و این یعنی تضمین اقتدار جمهوری اسلامی.

دوم، سرکوب تظاهرات مسالمت آمیز با مشت آهنین از طریق ماموران لباس شخصی و به آشوب کشاندن این تظاهرات آرام و این یعنی تغلب و زور.

خدا نیاورد آن روزی که مقامات عالی رتبه جمهوری اسلامی راه حل دوم را در پیش گیرند.

• موج سبز اعتراض ملت ایران جنبشی مسالمت آمیز است که خواهان عدالت در کنار امنیت، آزادی در کنار استقلال و کرامت در کنار قانون است.

در خطبه دوم پس از تاکید بر فضیلت ماه رجب به سالگرد درگذشت روانشاد علی شریعتی اشاره شد و از اینکه امکان برگزاری مراسم بزرگداشت وی در ایران فراهم نیست اظهار تأسف شد. مذهب علیه مذهب کماکان کاربرد دارد. وهنوز باید زمزمه کرد «آنها که رفتند کاری حسینی کردند، و آنها که که مانده اند باید کاری زینبی کنند، وگرنه یزیدی اند».

———————————————

مشروح خطبه های نماز جمعه نیویورک ۲۹ خرداد ۱۳۸۸

خطبه اول

اقامه نماز جمعه، مقابل دفتر نمایندگی جمهوری اسلامی ایران – سازمان ملل متحد نیویورک

پس از حمد و ثنای الهی و صلوات و سلام به پیامبر رحمت، امام عدالت و پیشوایان هدایت؛ در این روز تاریخی دوستان دانشجو و ایرانی ما در نیویورک در یک اقدام سمبلیک نماز جمعه این هفته را در مقابل دفتر ایران در سازمان ملل متحد برگزار می کنند. اکنون کشور عزیز ما ایران لحظات بسیار حساس و خطیری را پشت سر می گذارد. آنچه که در کشورمان در روزهای اخیر اتّفاق افتاده یکی از نقطه عطفها و سرفصلهای تاریخ معاصر ایران خواهد بود. مردم رشد بسیار بالایی را از خود بروز داده اند و نشان دادند که شایستگی پیشتازی حرکات دموکراتیک و آزادیخواهانه در خاور میانه را دارند. دموکراسی ایرانی امروز ضرب المثلی در میان همه کشور های جهان شده است. امیدوارم که ادامه این حرکت سبز بتواند به شکل معقولی انتظارات مسلمانان و بسیاری از مردم جهان را بر آورده کند.

در خطبه اول من به چهار نکته به شکل خلاصه اشاره می کنم:

* نکته اول:

مخاطب امروز من تنها شما دانشجویان عزیز حاضر نیستید، بلکه ملت ایران است که متاسفانه امکان بیان بسیاری از مطالبات خود را ندارد، و این جمع به ظاهر اندک به شکل سمبلیک جلوه ای از جنبش سبز دموکراسی خواهی، عدالت طلبی و آزادیخواهی در کشور ماست. هیچ مصلحتی بالاتر از رعایت حقیقت و عدالت و حفظ اعتبار اسلام نیست. هر کسی که فکر بکند مصلحتی بالاتر از این سراغ دارد می باید عقلا و شرعا اثبات کند. رسیدن به اهداف متعالی نیازمند استفاده از طرق مشروع ومجاز دارد. از هر طریقی نمی توان به اهداف مقدس دست یافت. هدف وسیله را توجیه نمی کند.

آنچه که در ایران اتفاق افتاده است انتخاباتی تاریخی بوده است. بیش از هشتاد درصد ملت ایران در این انتخابات شرکت کرده اند. این یک رکورد جهانی است و ما به خود می بالیم که در چنین کشوری زندگی می کنیم که مردمش اینقدر مسئولانه در تعیین سرنوشت خود دخالت کرده اند. اما آنچه که پس از این انتخابات تاریخی و افتخار آفرین در ایران بوقوع پیوست و متاسفانه کام ملت ایران را تلخ کرد، شمارش آراء و اعلام نتیجه آن است. مسئله صورتهای مختلفی می تواند داشته باشد، حداقل دو صورت. ابتدا به تقریر رسمی از آنچه که در ایران پس از انتخابات اتفاق افتاده است اشاره می کنم سپس به تقریر مورد نظر معترضان و منتقدان قانونی خواهم پرداخت.

به نظر اولیاء رسمی و حکومتگران در ایران نتیجه اعلام شده عین واقع است و انتخابات کاملا سالم برگزار شده است و هیچ رأیی جابجا نشده و هیچ تقلبی صورت نگرفته است. جمعی در انتخابات ایران شکست خورده اند و امروز به ناحق مدعی چیزی هستند که از آن برخوردار نیستند .آنها در اقلیت محض هستنند و با در پیش گرفتن آشوب و اعتراضهای خیابانی حریم قانون را می شکنند تا اینکه بتوانند از آب گل آلود ماهی بگیرند. بدیهی است که می توانند به مجاری قانونی شکایت کنند .مجرای قانونی هم شورای محترم نگهبان است آنها هم در مهلت قانونی به آن اعتراض رسیدگی خواهند کرد و احتمالا نتیجه اش همان می شود که امروز در خطبه های نماز جمعه تهران شنیدیم. قاعدتا اعتراض وارد نیست. همه به خانه های خود بر گردند .این گفتمان همواره بر مسئله امنیت تأکید می کند .گفتمانِ امنیت هزار و چهار صد سال از جانب اصحاب قدرت و خلفا در جوامع اسلامی تبلیغ شده است. تمام حکمای اموی، عباسی و عثمانی همواره در مقابل جنبشهای آزادیخواهانه و عدالت طلبانه به بهانه حفظ امنیت جامعه و وحدت امت هر فریادی را در گلو خفه کرده اند. باید دید امنیت در خدمت حق و عدالت است یا نه.

در تقریر دوّم مسئله کاملا متفاوت است .معترضین معتقدند در نتیجه انتخابات دستکاری کلان شده است. جابجایی نهادینه ای درآراء عظیم ملت ایران صورت گرفته است. به شکل خودجوش ملت با احترام و ادب می پرسد رأی من کو؟ در این جریان مجریان (وزارت کشور) و ناظران (شورای نگهبان) متهم اند.

اگر صورت مسئله به گونه اوّل باشد در این صورت اتهامی به مسئولان وارد شده است. مسئله مجرای اصل برائت است. اصل بر برائت ذمه آنهاست .اگر کسی دلیلی بر تقلب و جابجائی دارد می باید اقامه کند والا مراجع قانونی به وظیفه خود عمل خواهند کرد.

امّا اگر صورت مسئله به گونه دوّم باشد، یعنی ادّعای دستکاری نهادینه در رأی مردم، معنای آن ادّعای خیانت در امانت ملّی است .در این صورت نمی توان برائت جاری کرد.به فرموده یکی از مراجع عظام تقلید، صورت فقهی مسئله چنین است: «در چنین امر مهّمی که “حفظ حقوق عامّه مردم” است در آن نمی توان به اصالت برائت تمسّک کرد، بلکه باید از طریق معتبر و مرضی الطرفین و بی طرف “امانت داری حاکمیت” و دست اندرکاران آن “احراز” گردد».

من در این خطبه می خواهم این جمله بسیار مهم مرجعیت شیعه را به زبان ساده تفسیر کنم .حضرت آیت الله العظمی منتظری به عنوان اعلم فقهای حوزه علمیه قم آنچه در ایران اتفاق افتاده است را مجرای اصالت برائت نمی داند .معنای آن این است که بر معترضین شرعا واجب نیست که بر تقلب دلیل اقامه کنند. بلکه بر حکمرانان واجب است که “اعتماد” از دست رفته را ترمیم کنند . این برگزارکنندگان انتخابات و حاکمان هستند که شرعا می باید بر صداقت و امانت داری خود اقامه دلیل و بینه کنند. به بیان دیگر اگر شما نماینده ای برای کاری تعیین کردید، ودر اثنای وکالتی که به او محوّل کرده اید نماینده ی شما در امانتی که به او سپرده اید خیانت کرده است، یا شما از طرق موثق چنین احساسی پیدا کرده اید می توانید او را عزل کنید یا فرصتی به او بدهید تا امانت داری خود را اثبات کند. و اگر نتوانست امانتداریش را برای شما به عنوان صاحب حق اثبات کند، شما شرعا می توانید او را از آن سمت بر کنار کنید.

به نظر این فقیه بزرگ صورت مساله این گونه است که مردم افرادی را به عنوان وکیل خود در حوزه عمومی انتخاب کرد ه اند نام آن وکلا “دولت جمهوری اسلامی ایران” است. در این انتخابات به آنها اعتماد کرده بودند. آراء خود را به عنوان امانتی ملّی، مردمی و الهی در اختیار آنها گذاشته بودند. شکّ و شبهه بسیار جدّی در میان جمع کثیری از ایرانیان ایجاد شده است که آیا در رأی ما دستکاری کرده اند یا نه. اگر از وزارت کشور بپرسید می گویند نه؛ امّا وزارت کشور در اینجا خود متّهم است. اگر از ناظران شورای محترم نگهبان سؤال کنید آنها هم به احتمال قوی خواهند گفت نه. امّا آنها نیز خود متهّم اند. در انتخاباتهای گذشته نظارت استصوابی سدّ سدیدی در برابر آزادیخواهی ملّت ایران بوده است. امروز شورای نگهبان نیز احتمالا بر آنچه که مورد نظر نصب کننده آنها است صحّه می گذارد.حتی در اینجا مقام محترم رهبری هم برای بار سوّم پس از انتخابات و قبل از تایید صحت قانونی انتخابات از سوی شورای نگهبان آن را تایید کرده اند. معنی آن این است که شورای نگهبان هرگز به نظری متفاوت با نظر رهبری نخواهد رسید. در این صورت حاکمان یعنی مقام محترم رهبری و شورای نگهبان و وزارت کشورنظری دارند و اکثریّت مردم (به زعم ما) نظر دیگری دارند. به زبان شرعی با شفافیت و وضوح کامل می گویم: ما در امانت داری مسئولانمان شکّ کرده ایم. این تردید باید به شیوه شرعی رفع شود. مسئولان محترم می باید برای جلب اعتماد دوباره مردم اقامه ی دلیل کنند، بیّنه بیاورند و اثبات کنند که تقلّب نکرده اند و در این انتخابات به نفع کسی مهندسی نکرده اند و رأی مردم را دستکاری نکرده اند. اینها صرفا مردم شهر تهران نیستند .ما بر این باوریم که در اکثر شهرهای بزرگ چنین است.در اکثر شهرهای بزرگ و بسیاری از شهرهای کوچک مردم به جنبش سبزی که مهندس میر حسین موسوی نماد آن است رای آری داده اند و امروز می خواهیم از آرائمان صیانت کنیم. درباره جزئیات مهندسی انتخابات مطالب فراوانی در رسانه ها – حداقل مجازی – منتشر شده است. من به آنها نمی پردازم و در این فرصت باقیمانده به سه نکته دیگرکه کمتر به آن پرداخته شده است اشاره می کنم.

* نکته دوّم:

اینکه جنبش سبز ملّت ایران جنبشی مسالمت آمیز است. جنبشی است بر علیه خشونت. جنبشی آزادیخواهانه و دموکراتیک، خواهان حقوق بشر ،به دنبال عدالت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی است. هرگز وصله ی ناچسب خشونت طلبی به آن نمی چسبد. خشونتها و قساوتهائی که در این روزها در برخی نقاط تهران، در حوالی میدان آزادی، در کوی دانشگاه تهران، در دانشگاه شیراز، صنعتی اصفهان و دیگر دانشگاهها و دیگر شهرهای ایران از جمله مشهد و تبریز اتّفاق افتاده است، اینها هرگز به پای اصلاح طلبان و جنبش سبز نوشته نمی شود. مجلس شورای اسلامی کمیته ای تشکیل داد.همه اعضای این کمیته فی الواقع از حامیان رئیس جمهور فعلی محسوب می شوند. نتیجه تحقیقات آنها که در صحن علنی مجلس خوانده شد این بود که هیچیک از طرفداران مهندس موسوی در این آشوبهای خیابانی دست نداشته اند و همه آشوب گران به برخی نهادهای نظامی و شبه نظامی متصّل بوده اند و بعد از بیان این نکته برخی نمایندگان حامی رئیس جمهور فعلی، بلندگو را از دست ناطق کشیدند و هیاهو کردند و مانع بیان حقیقت شدند. رادیو و تلویزیون دولتی ایران آدرس غلط میدهد.هیچ یک از این آشوبگران جزء معترضان و منتقدان قانونی نبوده اند. اینها آمده اند تا جنبش سبز مسالمت آمیز ما را منحرف کنند. صحنه هایی که ما دیدیم از جانب مأموران لباس شخصی با نظر مساعد نیروهای انیفورم دار بوقوع پیوسته است. ما در ایران دو گونه مأمور غیرمعذور داریم. مأموران اونیفورم پوش و مأمورانی با لباس شخصی. اینها تازه متولّد نشده اند .در فاجعه هجده تیر هم اینها بودند که آن تجاوزهای آشکار به حقوق پایه دانشجویان را در دانشگاه آفریدند. قانون با آنها چه کرد؟ پاسخ قوّه قضائیه ما دزدیده شدن یک ریش تراش بیشتر نبود! امروز که مقام محترم رهبری توصیه می فرمایند امور را از مجاری قانونی دنبال کنید حرف بسیار وجیهی است. همگان می باید چنین کنند .آیا ملّت ایران از دنبال کردن امور از طریق مجاری قانونی تا کنون به نتیجه رسیده است؟ دنبال کردن کشته شدن زهرا کاظمی در زندان اوین از طریق قانونی به کجا رسید؟ در قتلهای زنجیره ای قتل آن چهار نویسنده بیگناه مختاری و پوینده و فوهر و پروانه اسکندری به کجا انجامید؟ آنزمان در خطبه های نماز جمعه تهران گفته شد این قتلهای فجیع توسط کشورهای خارجی صورت گرفته است و بعد فهمیدیم که اینها را مأموران وزارت محترم اطّلاعات ترور کرده اند. امروز هم می فرمایند وقایع خیابانهای تهران زیر دست خارجی هاست. امیدوارم این پیش بینی هم همانند آنچه در مورد قتلهای زنجیراه ای بر زبان راندند از آب در نیاید.

در جریان مرگ مظلومانه دکتر زهرا بنی یعقوب در زندان همدان آیا خانواده اش از مجاری قانونی به جایی رسیدند؟ به نظر می رسد کسانی که در آشوبهای تهران اموال عمومی را به آتش می کشند، زن و بچّه و دختر و پسر مردم را به قصد کشت می زنند و به کوی دانشگاه وحشیانه حمله می کنند، سلاح گرم وسرد دارند و تا کنون حداقل هشت نفر از هموطنانمان بی گناه و بی دفاع و معصوم ما را کشته اند به لحاظ شرعی «محارب و مفسد فی الارض» محسوب می شوند.من صریحا اعلام می کنم این افراد که از مردم به قصد ارعاب مسلحانه سلب امنیت می کنند به فتوای صریح مرحوم آیت الله خمینی در کتاب تحریر الوسیله محارب هستند و می باید در دادگاه صالحه با حقّ دفاع و بر خورداری از وکیل مدافع محاکمه شوند و به بالاترین مجازات قانونی و شرعی برسند.چرا نیروی انتظامی در مقابل هجوم این اوباش واقعی – مأموران لباس شخصی- ساکت است؟ چرا از مردم دفاع نمی کند، وزیر کشور کجاست؟ چرا مجلس شورای اسلامی به وظیفه ی قانونی خود برای استیضاح وزیر کشور اقدام نمی کند؟ قرآن ما کشته شدن یک انسان بی گناه را معادل کشته شدن همه ی انسانها دانسته است. هشت انسان بی گناه در ایران به دست مأموران لباس شخصی شهید شده اند. قوه قضائیه و دادستان ما کی از خواب بیدار می شوند؟ یادتان هست که شاه تظاهرات میلیونی مردم را به بیگانگان نسبت داد و ملت معترض را آشوب طلب و اخلال گر نامید؟ چرا اشتباه شاه را تکرار می کنید؟ این صدای اعتراض ملت رشید ایران است که به دور از خشونت خواست صریح ابطال انتخابات را با صدای بلند فریاد می کند.

* نکته سوّم:

در طول یک هفته گذشته نزدیک به پنجاه نفر از فعالان سیاسی و تشکیلاتی و حزبی در ایران بر خلاف قانون دستگیر شده اند .در هیچ زمانی در تاریخ ایران پس از انقلاب این موج عظیم دستگیری را به این میزان شاهد نبوده ایم. حکومت می پندارد این تظاهرات مسالمت آمیز سبز برنامه ریزی شده تشکیلات و احزاب اصلاح طلب است. حکومتگران ! ببینید همه سران احزاب اصلاح طلب از مشارکت، کارگزاران، مجاهدین انقلاب اسلامی، نهضت آزادی و ملّی مذهبی امروز در زندان اوین یا زندانهای دیگر هستند. این خود مردم اند که خودجوش به پیش می روند و با کمال آگاهی و رشد نشان میدهند که راهشان از خشونت طلبی جداست.

به دو نفر از این زندانیان سیاسی اشاره می کنم و انصاف جوامع بین المللی را به دادخواهی می کشم. یکی از این دستگیر شدگان جانباز اصلاحات دکتر سعید حجاریان است که در اسفند ۱۳۷۸ توسط همین افراد لباس شخصی ترور شد امّا خوشبختانه زنده ماند و تکلّم خود را از دست داد و امروز به تنهایی نمی تواند راه برود. همچو فرد رنجور و معلولی را در ساعت چهارصبح روز دوشنبه پس از انتخابات دستگیر کرده اند.ازجان سعید حجاریان چه می خواهید. در حالی که سعید عسگر ها آزادند، سعید حجاریان ها در زندان اند و سعید مرتضوی ها قاضی و دادستان. این جامعه، جامعه ای عادلانه نیست . زندانهای ما جای امنی نیستند .زهرا کاظمی، بنی یعقوب و دیگران در همین زندانهای نا امن از دنیا رفتند. به مورددیگر اشاره می کنم. جوان ترین زندانی دستگیر شده محمد رضا جلایی پور دانشجوی دانشگاه آکسفورد که در راه بازگشت برای ادامه تحصیل در فرودگاه امام دستگیر شد. جالب اینجاست که در ایران آن فوق دیپلمی که ادعای دکترای آکسفورد می کند آزاد است وصاحب مقامات و امین دولت است و دانشجوی واقعی دانشگاه آکسفورد و نمره ی اوّل کنکور سراسری ایران جایش اوین است. گل به روی شما با اینهمه تجلیلتان از دانش و خرد ورزی !

من سوالم از حکومت ایران این است که آیا کار تشکیلاتی ،کار حزبی در ایران مجاز است یا نه؟ تمام افراد دستگیر شده اتهامی ندارند جز کار حزبی ،تشکیلاتی و قانونی و مسالمت آمیز. هیچ کدام از اینها در هیچ امر تشنج آمیزی شرکت نداشته اند.می پندارند با دستگیری این سران و فعالان احزاب، جنبش سبز ملّت ایران می میرد.زهی خیال باطل!

* نکته چهارم:

درهشت روز اخیر بسیاری از مجاری ارتباطی ایران با جهان خارج قطع شده است. روزنامه های ایران تحت شدیدترین سانسورها قرار دارند .این سانسورها تنها با زمان رضاخان قابل مقایسه است. در آن زمان مامور خفیه رضاخانی روزنامه ها را قبل از انتشار مطالعه می کرد و امر و نهی می کرد که چه بنویسند و جه ننویسند. امروز مشاهده کردیم در یک روز چندین روزنامه در ایران منتشر نشده بود .مامورین وزارت ارشاد مراجعه کرده بودند و در شیوه نوشتن مطالب و تیتر صفحه اول یا چاپ آنها دخالت می کردند. کارها به جایی رسیده است که یک مامور ساده ارشاد برای مطبوعات ما تصمیم می گیرد و برای آن خط و نشان می کشد. این در حوزه مطبوعا ت ما. اگردر زمان انقلاب اسلامی پیام انقلاب با نوار ضبط صوت به سرعت منتشر می شد، امروز به جای نوار، اینترنت را هدف قرار داده اند و سرعت آن را به حداقل رسانده اند به طوری که امکان برقراری ارتباط به سادگی میسر نیست.سوال این است که اگر شما پیروز انتخابات باشید ،اگر بیست و چهار میلیون رای دارید، اگر چهل میلیون به شخص شما ونظام شما رای داده اند، پس اخلاق پیروز داشته باشید .چه سخن حکیمانه ای فرموده اند: پیروزان اخلاق پیروز داشته باشند و شکست خوردگان اخلاق شکست خورده.من متواضعانه از مقام محترم رهبری سوال می کنم آیا کشتن افرادی بی گناه از جنبش سبز اصلاح طلبی، اخلاق پیروزمندان است؟ آیا سرکوب وحشیانه کوی دانشگاه ، اخلاق پیروزمندان است؟ آیا سانسور شدید مطبوعات و مجاری اینترنتی اخلاق پیروز مندان است؟ مسلما فجایعی می باید در راه باشد.

خطبه های امروز تهران گل بوته های امید را در دل ما کشت. جامعه ما انتظار مسائل تلخی را می کشد. امیدوارم چنین اتفاقی نیافتد. حاکمیت ایران امروز مقابل یک دو راهی قرار گرفته است. راه اوّل اینکه بزرگوارانه و کریمانه اعلام کند: مردم من صدای جنبش سبز شما را شنیدم ،من هم با شما همراهم و به دنبال عدالت وآزادی و استقلال ایران هستم، متواضعانه از آنچه شده عذر می خواهم و انتخابات را تجدید می کنم. راه دوّم اینکه مشت آهنین از آستین حکومت به در آید و این جنبش سبز را سرکوب و خونین کند و به تزویر و دروغ ادامه دهد. امیدوارم که چنین نباشد. موج سبز اعتراض ملت ایران جنبشی مسالمت آمیز است که خواهان عدالت در کنار امنیت، آزادی در کنار استقلال و کرامت در کنار قانون است.

اوصیکم عبادالله بتقوی الله و نظم امرکم فان خیر الزاد التقوی.

خطبه دوّم:

در آستانه ماه رجب هستیم. رجب و شعبان و رمضان بعلاوه دهه اول ذیحجه صد روز ممتاز عبادت در اسلام است. ماه رجب آغاز آمادگی برای مهمانی باشکوه خداوند در ماه رمضان است. ماه رجب ماه امام علی (ع) است. ما به استقبال عدالت علوی می رویم. خدایا یاریمان کن.

ما همچنین مراسم سالگرد دکتر علی شریعتی را در پیش داریم که به میزانی آزادیم که امکان برگزاری مراسم بزرگداشتش در حسینیه ارشاد را هم فاقدیم . آنچه که در ایران در حال اتفاق افتادن است فی الواقع همان است که شریعتی گفته بود: مذهب علیه مذهب. قرائت فاشیستی و خشن از اسلام در مقابل قرائت رحمانی و دموکراتیک از اسلام. باید دید ما در کدام صحنه ایستاده ایم. به قول دکتر شریعتی «آنها که رفتند کاری حسینی کردند و آنها که ماندند می باید کاری زینبی کنند وگرنه یزیدی اند». بی شک این سخن در این زمان هم مصداق دارد.امیدوارم این جنبش سبز با درایت و بصیرت ملت ایران به راه خود ادامه دهد .من در اینجا از جناب مهندس میر حسین موسوی به عنوان رئیس جمهور قانونی ایران و نماینده مردم سبز ایران یاد می کنم و برای سلامتی و عزّت او دعا می کنم.

اللهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین، اللهم اصلح کل ظالم من امور المسلمین، الهم اصلح کل غاصب من امور المسلمین. عباد الله اتقو الله حق تقاته و السلام علیکم و رحمت الله و برکاته

————————————————–

فایل تصویری خطبه های نماز جمعه، مقابل دفتر نمایندگی جمهوری اسلامی ایران، سازمان ملل متحد نیویورک – ۲۹ خرداد ۱۳۸۸ :

{ قسمت اول }

{ قسمت دوم }

{ قسمت سوم }

{ قسمت چهارم }

لینک برای دانلود – کیفیت بالا (MP4):

قسمت اول

قسمت دوم

قسمت سوم

قسمت چهارم

لینک برای دانلود – کیفیت پایین (flv):

قسمت اول

قسمت دوم

قسمت سوم

قسمت چهارم