مصاحبه با محسن کدیور

در مستند “بهتان برای حفظ نظام” ساخته حسین باستانی، بی بی سی فارسی، ۲۷ آذر ۱۳۹۷

 

دین جدا از اخلاق در برابر دین اخلاقی

در مکتب «دین اخلاقی» مسلمانان مجاز نیستند حتی به مخالف و منتقد خود نسبت خلاف واقع و ناروا بدهند. این نص قرآن کریم است: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید همواره برای خدا قیام کنید، و از روی عدالت، گواهی دهید، دشمنی با جمعیّتی، شما را به گناه و ترک عدالت نکشاند. عدالت کنید، که به پرهیزگاری نزدیکتر است، و از (معصیت) خدا بپرهیزید، که از آنچه انجام می‌دهید، با خبر است».(مائده ۸) مقتضای عدالت و قسط پرهیز اکید از بهتان و نسبت خلاف واقع است.اوامر اخلاقی شمول و عمومیت دارد و موافق و مخالف را یکسان دربرمی گیرد. غیبت و تهمت و افترا و دروغ مطلقا مردود است و با اعتقادات فرد استثنا پذیر نیست…. 

 اما در مکتب «دین جدا از اخلاق» حفظ نظام اوجب واجبات است و هدف وسیله را توجیه کرده،  غیبت و تهمت و افترا و بهتان و نسبت دروغ اگر به مخالف مذهبی و سیاسی باشد نه تنها جایز بلکه در مواقعی واجب و مستوجب ثواب است: «هرچند دروغ حـرام است ولی گاه  «مصلحـت»  اقتضـا می  کند که  به آنها «تهمـت» زده شـود  و بـرای مفتضـح شدنشان، کارهای زشتی که نکرده اند، به آنها نسبت داده شود، تا مردم متدیّن عوام، از آنها فاصله بگیرند و تحت تاثیر آنان واقع نشوند.»«در چنین مواردی، دروغ جایز است، چون با این دروغ مصلحت مهم تری استیفا می شود، وآن مصلحت، «بی آبرو کردن» بدعت گذار در میان مردم است.» (حفظ نظام با اسرائیلیات، ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۱)

مهدورالعِرض‌ها

مهدورالعِرض چیزی شبیه مهدورالدم است. خون مهدورالدم فاقد احترام است یعنی هرکسی بدون نیاز به محاکمه و بدون حق دفاع می تواند خون وی را بریزد. مهدورالعِرض هم کسی است که بدون محاکمه و بدون حق دفاع هرکسی می تواند آبروی او را بریزد. یعنی رعایت موازین اخلاقی درباره وی لازم نیست. به‌بیان دیگر موازین اخلاقی تنها درباره‌ی مؤمنانِ هم‌سو جاری است، اگر افرادی مبتلا به انحراف عقیده (بدعت در دین) یا انحراف عملی (فسق) شوند، «مهدورالعِرض» می‌گردند یعنی آبرویشان فاقد احترام می‌شود، غیبت و تهمت و دروغ و اصولا هر نسبت خلاف واقع و ضداخلاقی به مهدورالعِرض رواست بدون این‌که گناه محسوب شود.

چه کسی مهدورالعِرض است؟ به نظر برخی این مفهوم عَرض عریضی دارد، ازپیروان دیگر ادیان و دیگر مذاهب اسلامی گرفته، تا افراد بی‌دین، اهل بدعت، فاسقان و لاابالی‌ها و خلاصه طیف دگراندیشان و دگرباشان همه مهدورالعِرض هستند. در حکومت دینی هر مخالف سیاسی و منتقدی به‌سادگی مشمول قاعده‌ی مباهته شده مهدورالعِرض می‌گردد. وقتی سیاست ما عین دیانت ما باشد، تفاوت منظر سیاسی به سادگی به انحراف دینی تعبیر می‌شود و مخالفت با نظر حاکم دینی به مخالفت با امام غائب و مخالفت با پیامبر تعبیر شده در حد شرک بالله هزینه برمی‌دارد!

منتقدان سیاسی را باید «به هر قیمت» از چشم مردم انداخت! ازنسبت خلاف واقع به ارتکاب اعمال منافی اخلاق و عفت عمومی گرفته، تا فساد مالی، یا وابستگی به اجانب و جاسوسی برای دول متخاصم. اصلا مهم نیست که منتقد سیاسی به هیچیک از این امور مبتلا نبوده باشد. مهم این است که او بفهمد با دم شیر بازی نکند! وگرنه باید پیه هر اتهامی را به تن خود بکشد، هر اتهامی! (به معنای واقعی کلمه) به میزانی که انتقاد او نافذتر و مؤثرتر باشد، بهتان به او توسط عوامل رسمی حکومت دینی گسترده‌تر و شدیدتر خواهد بود.

حال آن که نه مهدورالدم مفهوم قابل دفاعی است نه مهدورالعِرض. احدی حق ریختن خون یا آبروی کسی را بدون محاکمه و حق دفاع متهم آن هم درچارچوب قانون مشروع و منصفانه ندارد. درباره مهدورالدم در کتاب « مجازات ارتداد و آزادی مذهب: نقد مجازات ارتداد و سبّ‌النبی با موازین فقه استدلالی» تحقیق کرده ام، و درباره مهدورالعِرض در کتاب «انقلاب و نظام در بوته‌ی نقد اخلاقی: آیت‌الله سید‌محمد روحانی، مباهته و مرجعیت». (جمهوری اسلامی بدون مباهته هرگز، ۶ خرداد ۱۳۹۵)

 

«آیت‌الله خمینی در یکی از مسائل امر به معروف و نهی از منکر تصریح کرده است: «اگر جلوگيرى از منكر و اقامه واجب متوقف بر سخن درشت و تشديد در امر و تهديد بر مخالفت باشد همه اينها جائز می‌شود، بلكه واجب است، ولى احتزار از دروغ رعايت شود.» (روح الله الموسوی الخمینی، تحریرالوسیلة، نجف، ۱۳۹۰ق، الامر بالمعروف و النهی عن المنکر، القول بمراتبه، المرتبة الثانیة، مسئله ۴، ج۱ ص۴۷۸)

پس اگر مقابله با تخریب‌های سیدمحمد [روحانی] به‌عنوان نهی از منکر واجب باشد متدیّنان انقلابی باید از نسبت‌های دروغ اجتناب کنند. این یعنی امر به معروف و نهی از منکر که مبنای نهضت و انقلاب است ازجانب ایشان مقیّد به امر اخلاقی راستگویی شده است. اما مسئلۀ بعدی یک تبصره دارد که فوائد عملی گسترده‌ای می‌تواند داشته باشد.

«لايجوز إشفاع الانكار بما يحرم و ينكر كالسبّ و الكذب و الاهانة، نعم لو كان المنكر ممّا يهتمّ به الشارع و لايرضى بحصوله مطلقا كقتل‌النفس المحترمة و ارتكاب القبائح و الكبائر الموبقة جاز، بل وجب المنع و الدفع ولو مع استلزامه ما ذكر لو توقف المنع عليه.»

«ترجمه: جائز نيست براى نهى از منكر از عملى حرام و منکر نظير ناسزا و دروغ و اهانت كمك بگيرد، بله اگر منكر عملى باشد كه [عدم تحقق آن مطلقاً] مورد اهتمام شارع بوده در هيچ شرائطى راضى به حصول آن نيست، نظير كشتن نفس محترمه و كارهاى قبيح و كبائري كه مايۀ هلاكت دائم است [ارتکاب اعمال محرّم منکر یاد شده] جائز است، بلكه منع و جلوگیری از منكر [مورد اهتمام شارع] واجب است حتی اگر مستلزم ارتکاب محرمّات یاد شده باشد، است به شرطی که منع [منکر مورد اهتمام شارع] متوقف بر ارتکاب آن‌ها [ارتکاب محرمّات مذکور] باشد.» (پیشین، مسئله ۵، ج۱ ص۴۷۸)

شرح: این مسئله دو قسمت دارد. صدر آن عدم جواز نهی از منکر از طریق ارتکاب حرام و منکر (از قبیل ناسزا، دروغ و اهانت) علی‌القاعده است. ذیل آن جواز ارتکاب این‌گونه محرمّات برای پیشگیری از یک منکر بدتر است. در تعارض دو حرام می‌باید برای رهایی از وقوع حرام اشدّ حرام شدید را مرتکب شد زمانی که عدم تحقّق حرام اشدّ متوقف بر ارتکاب حرام شدید باشد. مثال: قتل نفس محترمه حرام اشدّ است. اگر عدم قتل نفس محترمه متوقف بر ناسزا، دروغ و اهانت باشد که همگی حرامند اما حرمت آن‌ها کمتر از حرمت قتل نفس محترمه است، ناسزا گفتن، دروغ گفتن و اهانت کردن و مانند آن‌ها جایز است.

بر همین سیاق اگر نهضت و حفظ نظام اوجب واجبات باشد، ترک چنین واجبات اهمّی چیزی شبیه قتل نفس محترمه خواهد بود. و در معارضه با حرمت ترک موازین اخلاقی از قبیل بهتان، افترا و کذب بر آن‌ها مقدم است. البته به شرطی که استمرار نهضت و حفظ نظام (که واجبات اشدّ و اهمّ محسوب می‌شوند) متوقف بر ارتکاب منکرات اخلاقی باشند (که ترک آن‌ها واجبات مهم و شدید به حساب می‌آیند). اینها فرضیات نیش غولی و تخیّلات نویسنده از سرِ سیری نیست، سوگوارانه صورت‌بندیِ عملکردِ کارگزاران جمهوری اسلامی در چهار دهۀ اخیر است.

آیت‌الله [محمد] مؤمن قمی شاگرد آیت‌الله خمینی در شرح خود بر کتاب الحدود تحریرالوسیلة ابتدا دربارۀ قذف مبتدع از طریق بهتان به وی به استناد «باهتوهم» به این نتیجه می‌رسد که مبتدع را می‌باید با ادلّۀ روشن و قاطع بی‌آبرو کرد، نه اینکه با نسبت دادن امر خلاف واقع به وی به او بهتان زد. سپس در شرح قذف مبتدع از طریق سبّ وی با استناد به «اکثروا فیهم السبّ» در یک إن قلت و قلت اهانت به مُبتَدع را به وسیلۀ سبّ مجاز شمرده هرچند سبّ از طریق نسبت‌دادن به حرام دیگر را به وی حرام دانسته است. سپس با ابداع احتمالی در بیان قبلی خود مناقشه کرده که سبّ به امر معلوم‌الکذب به مُبتَدِع جایز نیست، اما سبّ به امر معلوم‌الصدق (که بهتان محسوب نمی‌شود) و سبّ به امر مشکوک‌الصدق به وی مجاز است. یعنی روایت مقتضی جواز بلکه رجحان سبّ مبتَدِع به امر مشکوک‌الصدق است. (محمد مؤمن قمی، مبانی تحریرالوسیلة، تهران، ۱۳۸۹، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ج۲، ص۲۵۱،)

در مدرسۀ آیت‌الله خمینی با قیودی از قبیل متوقف بودن یک امر اهمّ شرعی بر محرّمات اخلاقی یا مشکوک‌الصدق بودن امری دربارۀ مبتدع از باب سبّ می‌توان مخالف را به امر خلاف واقع متهم کرد. در این مدرسه استمرار نهضت یا حفظ نظام اوجب واجبات است، این قاعده بسیار اساسی و دارای فروع فراوان است. بنابراین بُعدی ندارد که برخی از شاگردان جوان و انقلابی آیت‌الله خمینی در سال ۱۳۴۹ به آقا سید محمد روحانی رقیب ضد انقلابی استادشان بهتان همکاری با ساواک و دریافت مقرری از دربار زده باشند. دو سه دهه بعد دو نفر از چهار نفری که اسمشان به‌عنوان کارگردانان این مباهته برده شده اقدام انجام شده را اشتباه خواندند، بی‌آنکه بگویند چه کسانی این بهتان را انجام دادند، یکی هم تا زمان مرگ به اعتبار «صدق خبری یا مُخبری» از این مباهته دفاع کرد.»

(محسن کدیور، انقلاب و نظام در بوته‌ی نقد اخلاقی: آیت‌الله سید‌محمد روحانی، مباهته و مرجعیت؛ ویرایش اول: اردیبهشت ۱۳۹۳؛ ویرایش دوم: آذر ۱۳۹۴؛ ۲۳۳ صفحه، مجموعه‌‌ی مواجهه‌ی جمهوری اسلامی با علمای منتقد، دفتر سوم، فصل چهاردهم، ص۱۶۰-۱۶۳)

 

بخشی از مستند “بهتان برای حفظ نظام” ساخته حسین باستانی

۲۸ آذر ۱۳۹۷