حمایت از اعتراض دانشجویان

همه پرسی درباره نظام آینده ایران

ایران ملتهب است. در ادامه ضرورت استیضاح نظام (۲۲ دی ۱۳۹۸) به چند نکته دیگر اشاره می کنم.

یک. با توجه به بیانیه ستاد کل نیروهای مسلح، مصاحبه فرمانده هوافضای سپاه، و اظهارات فرمانده کل سپاه در مجلس، ساقط کردن هواپیمای مسافربری اوکراین با ۱۷۶ سرنشین و کشته شدن در دم تمام آنها در فضای فرودگاه امام خمینی تهران در صبح چهارشنبه ۱۸ دی «خطای غیرعمدی انسانی» نبوده است، بلکه «خطای فاحش سازمانی» بوده که اگر قوه قضایی مستقلی داشتیم امیدی به رسیدگی عادلانه و قانونی بود. در «خطای فاحش سازمانی» تمامی سازمان خطاکار محاکمه می شوند، نه فقط عامل مباشر فاجعه.  در هر صورت خطای انسای غیر عمدی افسانه ای بیش نیست.

دو. پاسدار مباشر فاجعه تفاوت بین هواپیمای مسافربری که از فرودگاه داخلی برخاسته با موشک کروز شلیک شده از خارج از مرزها را تشخیص نداده و قبل از شلیک به موشک کروز توهمی از مافوق کسب اجازه نکرده است. کسی که به چنین فرد متوهم و کم دانشی اجازه تیر داده شریک جرم فاجعه است.

سه. مدارک موجود حاکی از آن است که مقامات ارشد جمهوری اسلامی عامدانه پروازهای مسافربری داخلی در زمان آماده باش کامل جنگی را متوقف نکرده اند تا از جان افراد غیرنظامی به عنوان «سپر انسانی» استفاده کنند. این دومین خطای فاحش سازمانی بلکه ساختاری نظام جمهوری اسلامی ایران است.

چهار. اظهارات سردار حسن سلامی فرمانده کل سپاه در جلسه غیرعلنی مجلس شورای اسلامی مورخ ۲۲ دی که بخشی از آن منتشر شده – مبنی بر اینکه اگر ما (سپاه) احتمال سقوط هواپیمای مسافربری توسط موشک خودمان را مطرح نمی کردیم هیچکس متوجه نمی شد – «کذب محض» است. دقیقا برعکس، زمانی که مقامات آمریکایی و کانادایی و سپس مقامات چند کشور دیگر غربی از پنجشنبه ۱۹ دی ماه حقیقت قضیه را اعلام کردند جمهوری اسلامی در تاریخ شنبه ۲۱ چاره ای جز اقرار به خطای فاحش انجام شده نداشت. اینکه رئیس مجلس شورای اسلامی اظهارات بی پایه فرمانده کل سپاه را «دقیق» خواند و اکثر به اصطلاح نمایندگان مردم در مجلس اظهارات یادشده را صادقانه و قانع کننده اعلام کردند مایه تاسف فراوان است.

پنج. برخلاف نخست وزیر و دولت کانادا که در همدردی و دلجویی با خانواده های داغدیده پیشقدم بوده، مطابق اخبار موجود جمهوری اسلامی نه تنها اقدامی در دلجویی با خانواده های عزادار نکرده، بلکه متاسفانه این خانواده ها برای عدم مصاحبه  با رسانه های غیرحکومتی، شرکت در مراسم حکومتی و مدح و ثنای سپاه و رهبری تحت فشارند.

شش. تا کنون احدی از مجرمان فاجعه سقوط هواپیمای مسافربری استعفا نکرده، یا عزل نشده اند. این در حالی است که مطالبه عمومی اکثریت ملت ایران که در اعتراضهای سه روز اخیر بروز کرده برخورد قانونی با مسببان و مباشران این فاجعه ملی است. علاوه بر این افکار عمومی از دروغهای نهادینه سه روز اول فاجعه در نفی صریح سقوط با موشک هنوز متعجبند.

هفت. دروغگویی بدون برو برگرد مقامات لشکری و کشوری در سه روز اول فاجعه و کتمان بدون مجامله مقام رهبری در سخنانش در این سه روز ادامه تزویر نهادینه جمهوری اسلامی در طول این چهار دهه بود. این تعابیر چقدر گویاست: «شلیک به اعتماد عمومی»، «در حال تشییع اعتماد عمومی هستیم» و «پاشیدن اسید بر چهره نظام». اما درک عمق فاجعه به حداقلی از «شعور» نیازمند است که در هیأت حاکمه مشاهده نمی شود.

هشت. هر چه بیشتر می گذرد عمق فاجعه بیشتر مشخص می شود. ایرانیانی که با خطای فاحش سازمانی سپاه پاسداران کشته شده اند از نخبگان علمی کشور بوده اند. نخبگانی که به دلیل شرایط نامساعدی که جمهوری اسلامی ایجاد کرده مجبور به جلای وطن شده اند. جمهوری اسلامی نظامی  پخمه پرور و نخبه گریز است. قضیه تزریق چند هزار پخمه مدافع رژیم در دانشگاههای کشور توسط وزارت علوم را فراموش نکرده ایم. ایران در فرار مغزها رتبه اول بین المللی دارد. اکنون در کشتن نخبگان در گُل به خودی هم صاحب مقام بین المللی شده است.

نه. به دانشجویان معترض در تهران و شهرستانها باید آفرین گفت. صدای دانشجویان فریاد مطالبات ملی است. شعارها سنجیده، تیز و دقیق است و قلب فتنه را نشانه رفته است: «به من نگو فتنه‌ گر، فتنه تویی ستمگر»، «ننگ ما ننگ ما، رهبر الدنگ ما»، «رهبر بی‌کفایت، استعفا، استعفا»، «فرمانده کل قوا، استعفا، استعفا»، «مرگ بر دیکتاتور»، «مرگ بر دروغگو»، «کشته ندادیم که سازش کنیم، رهبر قاتل را ستایش کنیم»، «خامنه ای قاتله، ولایتش باطله»، «مرگ بر این ولایت، این همه سال جنایت»، «سپاه جنایت می کند، رهبر حمایت می کند»، «سلیمانی قاتله، رهبرش هم جائره» [احتمالا اقدامات سردار در حمایت از بشار اسد دیکتاتور سوریه مدّ نظر بوده که منجر به نشانی رسمی «قهرمان جمهوری عربی سوریه» به وی شد]، «بسیجی، سپاهی، داعش ما شمائید»، «دروغ می گویند دشمن ما آمریکاست، دشمن ما همین‌ جاست»، «توپ، تانک، فشفه، آخوند باید گم بشه»، «نخبه‌هامون را کشتند، آخوند به‌جاش گذاشتند»، «مرگ بر اصل ولایت فقیه»، «جمهوری اسلامی نمی خواهیم، نمی خواهیم»، «رفراندم، رفراندم، راه نجات مردم».

ده. شعار دانشجویان متمرکز بر ابراز انزجار از سیاستهای شخص رهبری و لزوم برکناری وی به عنوان عامل اصلی مشکلات کشور خصوصا جنایات اخیر، نفی نظام جمهوری اسلامی و اصل ولایت فقیه، و بالاخره ضرورت مراجعه به افکار عمومی و همه پرسی همگانی درباره نظام پس از جمهوری اسلامی.

یازده. چقدر مناسب است دانشجویان و مردم معترض تهران یادی از مقاومت دلیرانه محصوران سرفراز میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد بکنند و «بن بست اختر» را بشکنند. ده سال مقامت در برابر خودکامگی و حمایت از مطالبات برحق مردم ایران فراموش شدنی نیست.

دوازده. اگر تا ۱۳۹۶ هر ده سال شاهد اعتراض مردم بودیم، فاصله اعتراضها در آبان ۱۳۹۸ به چند ماه یک بار و اکنون به چند هفته یک بار رسیده است. دیر نیست شاهد اعتراضهای روزانه باشیم و مقام معظم رهبری با تاسی به اعلیحضرت همایونی پیام رادیوتلویزیونی دهند که «مردم بزرگوار ایران صدای اعتراضهای شما را شنیدم!» منتظر باشیم.

سیزده. چه می خواهیم؟ آزادی، استقلال، عدالت، حاکمیت قانون، و پاکسازی کامل ایران از نظام اصلاح ناپذیر جمهوری اسلامی. تکلیف نظام بعدی در یک همه پرسی ملی توسط مردم ایران تعیین می شود. جزئیات نظام جانشین جمهوری اسلامی را نمایندگان مردم ایران در مجلس مؤسسان مشخص خواهند کرد. من از «جمهوری دموکراتیک سکولار» دفاع می کنم که نهادهای دینی جدا از دولت خواهند بود و ولایت فقیه هیچ نقشی در آن نخواهد داشت. کسانی که دستشان به خون ملت آلوده باشد توسط دادگاههای قانونی با حق دفاع متهم محاکمه خواهند شد.

چهارده. مسلما نظام جائر جمهوری اسلامی تا اطلاع ثانوی تن به همه پرسی نخواهد داد. اما ادامه اعتراضهای خیابانی مردم و فشار بین المللی بالاخره تسلیم شدن به رای مردم را به جمهوری اسلامی تحمیل خواهد کرد. مدتهاست جمهوری اسلامی نامشروع شده است. با مقاومت مدنی و تحریم هرچه توسط نظام به عنوان حمایت از نظام مصادره می شود قدم به قدم پیش خواهیم رفت. امپراطوری دروغ و تزویر زودتر از آنچه می پنداریم ساقط خواهد شد. مسلم است که این مبارزه ملی با فکر و سرمایه ایرانی برای استقرار حاکمیت ملی است و هیچ ربطی به مطامع ترامپ و دیگران در ایران ندارد.

۲۳ دی ۱۳۹۸