ضرورت استیضاح نظام

تزویر و ناکارآمدی نهادینه و ارزانی جان مردم

از ایران اخبار تلخی می رسد. وقایع ده روز اخیر اسناد متعددی بر لزوم استیضاح نظام جمهوری اسلامی را در اختیار می گذارد. استیضاح نظام شامل استیضاح رهبری و هیات حاکمه می شود. تصمیمات کلان متعددی به ضرر منافع ملی اتخاذ شده است. تعداد زیادی از هموطنان در چندین حادثه که تمام آنها با اتخاذ سیاستهای حساب شده قابل اجتناب بود از دنیا رفته اندبه همه خانواده های عزادار در فاجعه هواپیمای اوکراینی تسلیت می گویم.

سیاستهای جنگ طلبانه ترامپ رئیس جمهور امریکا و سیاستهای ماجراجویانه خامنه ای رهبری جمهوری اسلامی بیش از همه دودش به چشم مردم ایران رفته است. بعد از ترور از هر حیث غلط سپهبد سلیمانی و همراهان از سوی دولت آمریکا جمهوری اسلامی ایران تصمیم گرفت از آمریکا «انتقام سخت» بگیرد. اما به دنبال پیام محرمانه وزیر خارجه آمریکا به وزیر خارجه ایران در مورد چگونگی انتقام، حداقل از سه کانال زمان و مکان حمله ایران به طور دقیق به اطلاع آمریکا رسید تا هیچ آمریکایی کشته نشود و خط قرمز آمریکا نقض نشود و البته برای مصرف داخلی هم اقدامی صورت گرفته باشد. لذا با تمهیدات پیش بینی شده طرفین، شلیک بیست و دو موشک ایرانی به دو پایگاه سربازان آمریکا در عراق تلفات جانی نداشت.

از یک سو در تشییع جنازه سپهبد سلیمانی در زادگاهش کرمان حداقل ۵۹ نفر کشته شدند. از سوی دیگر پنج ساعت بعد از انتقام سخت (به شرح فوق) یک هواپیمای اوکراینی که اکثر سرنشینانش ایرانی بودند و از فرودگاه امام خمینی تهران از طریق کیف عازم کانادا بود هدف موشک زمین به هوای سپاه قرار گرفت و کلیه ۱۷۶ سرنشین آن در دم کشته شدند. ایران ۷۲ ساعت بعد از فاجعه سقوط هواپیما را ناشی از نقص فنی دانست و سقوط به دلیل اصابت موشک را جنگ روانی آمریکا و متحدینش اعلام کرد. بعد از اینکه ویدئوی حادثه و دیگر شواهد و مدارک سقوط به دلیل اصابت موشک را غیرقابل انکار کرده بود ایران مجبور به إقرار شد و پذیرفت که هواپیما با موشک کروز اشتباه گرفته شده و خطای انسانی غیرعمد صورت گرفته است. اما در اعلامیه ها و بیانیه های مقامات ایران چندین دروغ مسلم و خطای نابخشودنی دیگر صورت گرفته که ضمن اشاره به انها به ده نکته مرتبط می پردازم.

اول. گفته شده که خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی صبح جمعه ۲۰ دی از اصابت موشک به هواپیمای مسافربری مطلع شده و بلافاصله به شورای امنیت ملی دستور رسیدگی داده است. حادثه در بامداد چهارشنبه ۱۸ دی اتفاق افتاده، امیرعلی حاجی زاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه اعتراف کرده که خبر حادثه را بلافاصله دریافت کرده و به مقامات مافوق خود گزارش کرده است. مقامات مافوق وی فرمانده کل سپاه، فرمانده کل نیروهای مسلح و فرماندهی کل قوا هستند. یقینا اینکه خامنه ای بلافاصله در جریان قرار نگرفته «کذب محض» است. اگر دو فرمانده ارشد سپاه ۴۸ ساعت چنین خبر مهمی را از او پنهان کرده اند چطور واکنش نشان نداده و اگر می دانسته و ۷۲ ساعت به دستور او نظام به دروغگویی مشغول بوده جرم او بزرگتر است. در هر صورت مقصر اصلی قانونی فرمانده کل قوا و سلسله مراتب ذیل او در سپاه تا مجری این جنایت هولناک است.

دوم. به اعتراف فرمانده هوافضای سپاه در روز چهارشنبه ۱۸ دی بعد از عملیات «انتقام سخت» (به شرح فوق) پدافند کشور در حالت آماده باش درجه یک جنگی بوده است و چندین بار احتمال حمله نظامی آمریکا با موشک کروز به ۵۲ نقطه کشور (تهدید ترامپ) از جمله تهران به پدافند کشور ابلاغ شده است. از ابتدایی ترین لوازم چنین شرایطی ممنوعیت پروازهای غیرنظامی بر فراز خاک کشور بوده است. سردار حاجی زاده اعتراف کرده که این پیشنهاد به مقامات مافوق ارائه شد اما پذیرفته نشد. کدام مقام مافوق به شکل شفاف درخواست توقف پروازهای غیرنظامی بر فضای تهران را تصویب نکرده است؟ فرمانده کل سپاه، فرمانده کل نیروهای مسلح، شورای عالی امنیت ملی یا فرمانده کل قوا؟ تمام این این سمتهای نظامی امنیتی زیر فرمان مستقیم خامنه ای فرمانده کل قوا هستند. بنابراین باز مجرم اصلی شخص خامنه ای است.

سوم. احتمال خطای غیرعمد انسانی منتفی نیست. آنچنان که در تیر ۱۳۶۷ در سقوط هواپیمای ایرباس ایرانی به دست آمریکا بر فراز خلیج فارس که تمامی ۲۹۰ سرنشین آن در دم کشته شدند آمریکا ادعای خطا کرد. البته بعد رئیس جمهور آمریکا به فرمانده ناو شلیک کننده مدال افتخار داد. همان زمان خامنه ای رئیس جمهور و امام جمعه وقت تهران در مراسم نماز جمعه اعلام کرد: «نزدیک ۳۰۰ مسافر بیگناه ما را کشته اید و می گوئید اشتباه کرده ایم. غلط کرده اید می گوئید اشتباه کرده ایم.» یک بام و دو هوا که نمی شود. با همان منطق جمهوری اسلامی غلط کرده است، آن هم چه غلط درشتی. غرامت دادن به بازماندگان – که البته حق قانونی و شرعی آنهاست – و ابراز تاسف رسمی از قبح عمیق مسئله نمی کاهد.

چهارم. محاکمه عامل مباشر جنایت به هیچ وجه کافی نیست. هرچند در وقایع مشابه در جمهوری اسلامی همین هم به ندرت اتفاق افتاده و اگر هم به شکل صوری فردی محاکمه شده به اخفّ مجازات محکوم شده و بعد بی سر و صدا هم آزاد شده، برای نمونه قضایای قتلهای زنجیره ای در آذر ۱۳۷۷، حمله ماموران به کوه دانشگاه تهران در سال ۱۳۷۸، و ترور سعید حجاریان در همان سال. اگر قرار به محاکمه باشد سلسله مراتبی که به چنین جنایتی منجر شده باید محاکمه شوند. مجری این جنایت به خیال خود با زدن موشک کروز آمریکایی به فکر گرفتن مدال از مقام رهبری بوده است. در قضایای مشابه پاسداری که چند آمریکایی در خلیج فارس را دستگیر کرد بلافاصله مدال گرفت و ارتقا پیدا کرد. زمینه ای که سیاستهای ماجراجویانه خامنه ای در کشور به وجود آورده و فرماندهان عالی رتبه سپاه مجری آنها هستند، باید در درجه اول مورد توجه قرار بگیرند. اینها عامل ناآرامی و فتنه در کشور هستند. متهمان اصلی خامنه ای و فرماندهان ارشد سپاه هستند نه کس دیگر.

پنجم. در نظامهای پاسخگو هیچ نهادی بدون نظارت قانونی رها نشده است. بعد از رهبری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بزرگترین قدرت کشور است. چه نهادی بر سپاه نظارت می کند و سپاه به چه نهادی پاسخگوست؟ رهبری. چه نهادی بر عملکرد رهبری نظارت می کند و رهبر موظف به پاسخگویی به آن است؟ ممکن است گفته شود مجلس خبرگان. اگر چه قاعدتا چنین باید باشد اما به لحاظ نظری و عملی چنین نیست. خامنه ای أولا مجلس خبرگان را مجاز به «نظارت بر عملکرد رهبری» نمی داند و نظارت این نهاد را صرفا بر «بقای شرایط رهبری» منحصر می داند نه بیشتر. ثانیا در مورد نهادهای تحت امرش همراه نهادهای نظامی را استثنا کرده است. به زبان صریح و شفاف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تحت نظارت هیچ نهاد قانونی کشوری نیست. ثالثا به لحاظ عملی مجلس خبرگان رهبری نهادی کاملا تشریفاتی و مطلقا نمایشی است و از آن جز صیانت و مدح و ثنای رهبری انتظاری نیست.

ششم. اگر سرنشینان این هواپیما همگی ایرانی بودند مطمئنا همانند وقایع مشابه در گذشته برای حفظ نظام قضیه «ماست‌مالی» می شد. اگر در این فاجعه پای دول غربی در دفاع از خون شهروندانشان نبود نظام هرگز مجبور به اعتراف نمی شد. جمهوری اسلامی نشان داده است که در نهایت وقتی سنبه پرزور باشد با قدرت خارجی کنار می آید. نمایش نرمش قهرمانانه که با نام انتقام سخت روی صحنه رفت از جمله مثالهای آن است. اما جمهوری اسلامی تا کنون اپسیلونی در برابر مطالبات برحق شهروندان ایران نرمش نشان نداده است. سیاست عملی نظام سرکوب در داخل و ماجراجویی و نهایتا نرمش در خارج است.

هفتم. خط قرمز دولتهای غربی جان و خون شهروندانشان است. جمهوری اسلامی ایران هم در روزهای اخیر این حقیقت را درک کرده است. اما آیا جان شهروندان ایران برای جمهوری اسلامی چنین ارزشی دارد؟ مطمئنا نه. در همین دو هفته اخیر ۵۰ نفر در تشییع جنازه سردار سلیمانی در کرمان زیر دست و پا کشته شدند. ۲۳ نفر در سقوط اتوبوس در جاده فیروزکوه جان باختند. ۱۴۴ نفر از ۱۷۶ سرنشین هواپیمای اکراینی هم ایرانی بودند. سرجمع ۲۷۶ ایرانی. آیا با رعایت اصولی که در کشورهای پیشرفته رعایت می کنند امکان پیشگیری از این تلفات انسانی نبود؟ یقینا چرا. برای ایمنی و حفظ جان شهروندان در کشورهای پیشرفته بودجه فراوانی صرف می شود و کلیه شرکتها و نهادهای درگیر ایمنی جان شهروندان در مقابل قانون مسئولیت دارند. در جمهوری اسلامی هزینه ای که باید صرف ایمنی جان شهروندان شود صرف ماجراجویی و صدور انقلاب به خارج شده است، اگر یک هزارم آن صرف ایمن سازی جاده های پرخطر، پروازها و هماهنگی هواپیمایی کشوری و نظامی شده بود این همه شهروند ایرانی در این مدت کوتاه از دنیا نمی رفتند. حقیقتا در ایران هر چه گران است، جان مردم ارزان ارزان است.

هشتم. در کشورهای پیشرفته مطبوعات آزاد، احزاب سیاسی مستقل و نمایندگان مردم در پارلمان اهرمهای قانونی کنترل، پرسشگری، نظارت و سلامت قدرت سیاسی هستند. در جمهوری اسلامی مطبوعات مستقل از ترس توقیف به خودسانسوری مزمن مبتلا هستند و عملا مجاز به انتشار کمترین مطلب مخالف نظر نظام نیستند. احزاب سیاسی مستقل هم اگر انتقادشان از حداقلهای متعارف بگذرد بلافاصله با خطر انحلال و بازداشت اعضا مواجهند. مجلس شورا هم به برکت نظارت استصوابی منصوبان رهبری در شورای نگهبان به نهادی نمایشی تبدیل شده که هیچ نقشی در سیاستهای کلان کشور ندارد. بنابراین نتیجه منطقی سیاستهای انقباضی خامنه ای نظامی نظارت ناپذیر، غیرپاسخگو، فاسد، ندانم کار، ناکارآمد وپرمدعا است.

نهم. در جمهوری اسلامی هیچکس در جای خودش نیست. به جای اینکه در مسئولیت‌های حساس تعلیمات لازم برای پیشگیری از تلفات انسانی و حفظ جان مردم داده شود، به نیروهای وفادار اجازه آتش به اختیار داده شده است. عامل جنایت هواپیمایی اوکراینی یکی از آتش به اختیارهای خامنه ای بوده است . کسی که چنین اجازه  بیخردانه ای به نیروهای خود داده است  اکنون پاسخ دهد و کِشته خود را درو کند.

دهم. جمهوری اسلامی به مردم دروغ گفته و می گوید. نظام به شکل نهادینه تزویر می کند. مهمترین سرمایه یک نظام اعتماد عمومی است. این اعتماد مدتهاست ترَک برداشته است. اکثریت مردم مدتهاست به نظام اعتماد ندارند. جمهوری اسلامی که نه جمهوری است نه اسلامی با استفاده ابزاری از دین و ایمان مردم بیشترین حجم دروغ را تولید کرده است. می پندارند برای حفظ نظام هر غلطی می توان کرد از جمله می توان دروغ گفت و کتمان حقیقت کرد.

نتیجه: اگر خامنه ای و فرماندهان سپاه یک هزارم اهتمامی که به صدور انقلاب و ماجراجوییهای منطقه ای و ادعای مبارزه با صهیونیسم و امپریالیسم دارند به فکر حفظ جان مردم ایران بودند حال و روز بهتری داشتیم. جمهوری اسلامی نظامی اصلاح ناپذیر است. خامنه ای و سپاه در سی سال اخیر جز نکبت و رنج برای ایران به ارمغان نیاورده اند. ایران روی سعادت نمی بیند مگر اینکه خود را از شر ولایت مطلقه فقیه، نظام جمهوری اسلامی، شخص علی خامنه ای و فرماندهان سپاه خلاص کند. استیضاح نظام شامل استیضاح خامنه ای و سپاه باید به نقطه مشترک همه تحول خواهان ایرانی بدل شود. در این زمینه نخبگان اجتماعی، سیاسی، علمی، دینی و هنری مسئولیت سنگین‌تری دارند. اگر همه بر برکناری خامنه ای و عدم مشروعیت نظام جمهوری اسلامی متمرکز شوند یک قدم به رهایی ایران نزدیک‌تر شده ایم.

۲۱ دی ۱۳۹۸