محسن كديور: بسياري از دانشگاهيان آمريكا مخالف سياستهاي “بوش” هستند.

تهران، ايرنا: اول بهمن ۱۳۸۱ برابر با ۲۱ ژانويه ۲۰۰۳

استاد دانشگاه تربيت مدرس تهران گفت: بسياري از نخبگان و دانشگاهيان آمريكا، مخالفت سياستهاي “جرج بوش” رييس جمهوري اين كشور هستند.

“محسن كديور” كه پس از ۹ ماه فرصت مطالعاتي در دانشگاه هاروارد آمريكا، اخيرا به ايران بازگشته است، روز سه شنبه در گفتگو با خبرنگار ايرنا تصريح كرد: نخبگان آمريكا، سياستهاي بوش را جنگ طلبانه ارزيابي مي كنند.

وي با اشاره به نامه اعتراضي برخي از روشنفكران آمريكايي به رييس جمهوري اين كشور گفت: نخبگان اين كشور تاييد مي كردند كه دفاع دولت آمريكا – حداقل جمهوري خواهان- از حقوق بشر و دموكراسي در خارج از آمريكا، دفاع حقيقي نيست.

كديور اضافه كرد: به نظر مي رسد شعار مبارزه با تروريسم، اسم مستعاري براي مبارزه با دولتها و جريانهاي مسلمان و مخالف اسراييل و كشورهايي است كه تلاش مي كنند كه در سياست خارجي خود مستقل باشند. وي افزود: “البته اسلامي كه مورد تهاجم نظريه پردازان جمهوري خواه قرار گرفته، اسلامي است كه در محافل علمي، حرفي براي گفتن دارد و با حقوق بشر و مردم سالاري مشكلي ندارد.

به همين خاطر آنها همواره مايلند چهره أي از اسلام نشان داده شود كه قابل نقض باشد، چهره أي خشن و منافي حقوق بشر، تصويري كه با اعدام و شلاق و زور همراه باشد.”

كديور گفت:‌ ارايه تصوير خشن و نامطلوب از اسلام، كاملا مورد توجه دولتمردان آمريكاست و همواره تلاش مي كنند كه با انعكاس محدوديت ها و فشارهايي كه در كشورهاي اسلامي وجود دارد، چهره أي خشن از اين كشورها نشان دهند.

وي با اشاره به اينكه سايه صهيونيست ها و اسراييل بر رسانه هاي آمريكايي سنگيني مي كند، افزود: اگر استادان دانشگاه و نخبگان نيز به نحوي به اسراييل انتقاد كنند، با تضييقات مختلف روبرو مي شوند.

اين استاد دانشگاه تربيت مدرس با اشاره به اينكه نظريه گفت و گوي تمدنها نسبت به نظريه جنگ تمدنها، از اعتبار بيشتري در ميان نخبگان و دانشگاهيان آمريكا، برخوردار است، گفت: البته يكي از لوازم تبيين طرح گفت و گوي تمدنها، حضور صاحبنظران و انديشمندان ايراني در محافل علمي بين المللي است.

وي، فيلم و موسيقي ايران را مورد توجه آمريكايي ها دانست و گفت: فيلم و موسيقي از جمله محورها و ابزارهاي تاثير گذار اين گفت و گو است و در كنار اينها مباحث “نو انديشي ديني” هم نزد نخبگان آمريكايي شنونده دارد. كديور بحث “اخلاق و سبك زندگي اسلامي و كرامت انساني مورد تاكيد كتاب و سنت” را از جمله مباحث دانست كه علاقه مندان بسياري در ميان دانشجويان و استادان آمريكايي و همچنين استادان مدعو اروپايي، آسيايي و آفريقايي دارد و خواستار توجه بيشتر به اين مباحث شد.

اين استاد دانشگاه گفت: بهتر است به جاي چاپ پوستر و اعزام مداح و تبليغات سطحي، به تاسيس كرسي زبان فارسي و تدريس تعاليم اسلامي و انديشه شيعي در دانشگاههاي معتبر بپردازيم.

وي با اشاره به رشد روز افزون اسلام در آمريكا، افزود: متاسفانه در حال حاضر، انديشه شيعي در بسياري از محافل آكادميك و دانشگاههاي خارجي، غايب است و در بسياري از مطالعات اسلامي به تحقيقات شيعي اعتنايي نمي شود. كديور با اشاره به اينكه در مدت حضورش در دانشگاه هاروارد، تلاش زيادي براي معرفي انديشه شيعي داشته است، گفت: مركز مطالعات فقه اسلامي در دانشكده حقوق هاروارد در سال ۷۷ از من دعوت كرده بود كه براي مطالعه، تحقيق و تدريس در آن دانشگاه حضور پيدا كنم. اين مركز در سال ۸۰ نيز دعوت خود را تجديد كرد و قرار بود كه از فروردين ماه سال ۸۱ به اين دانشگاه بروم، ولي به علت تدريس در دانشگاه تربيت مدرس اين سفر با دو ماه تاخير انجام شد.

وي افزود: به علت اين تاخير، تدريس در ترم بهار را از دست دادم. در ترم بهار قرار بود “انديشه هاي حقوق معاصر در جهان اسلام- مورد ايران” را تدريس كنم، ولي با توجه به تاخير، بخشي از كتاب “حكومت ولايي” من ترجمه و به دانشجويان ارايه شد.

كديور گفت: در تابستان، سه سمينار درباره مشخصات و طبقه بندي انديشه شيعه، رابطه فقه و سياست از ديدگاه انديشمندان شيعه و ضوابط سياست شيعه برگزار كردم.

وي اضافه كرد: با توجه به پرسش و پاسخ هايي كه در كلاس ها و سمينارها مطرح مي شد به اين نكته دست يافتم كه تفكر شيعي در آنجا غريب است، لذا تصميم گرفتم معرفي دقيقي از انديشه علمي شيعي ارايه دهم و در اين راستا تدريس درس اصول فقه شيعه را انتخاب كردم و دوره الفاظ آن را كه نيمي از اصول فقه است، به پايان بردم.

وي گفت: در ترم پاييز نيز يك سلسله سمينار تحت عنوان “عقل، قاعده ي فقه شيعه” برگزار و تلاش كردم كه سيماي عقلاني اسلام اهل بيت را ترسيم كنم. كديور گفت: علاوه بر دانشگاه هاروارد، در انجمن مطالعات خاورميانه شمال آمريكا نيز كه در واشنگتن برگزار شد، به ارايه مقاله درباره ولايت فقيه و دموكراسي پرداخته و به دعوت دانشگاه “نيو اسكول” در نيويورك، به عنوان سخنران اصلي، درباره حوزه عمومي و خصوصي در اسلام سخنراني كردم.

وي، شركت در مجامع ايرانيان در دانشگاهها و مساجد و انجام ۳۸ سخنراني در جمع ايراني ها، از جمله در دانشگاه “ام آي تي” هوستون را از ديگر مراحل سفر خود ذكر كرد و گفت: دانشگاه كلمبيا در نيويورك، دانشگاه هوستون در تگزاس و بنياد ديني ايرانيان در بوستون و مسجد شيعه “هاپكينتون” از ديگر مراكزي بود كه در آنجا و در جمع ايرانيان به ارايه مباحث ديني پرداختم.

كديور همچنين در خصوص نظر دانشجويان و استادان آمريكايي درباره ايران گفت: آنها ايران را كشور مهمي مي دانستند و معتقد بودند كه تحولات ايران، در ديگر كشورهاي اسلامي و خاورميانه تاثير مي گذارد. وي افزود: آنها روند اصلاحات در ايران را به دقت پي گيري مي كردند و يكي از پرسشهاي مهم و مشتركي كه داشتند اين بود كه با توجه به اينكه اكثريت مردم ايران از حقوق بشر و دموكراسي حمايت مي كنند، بسته شدن اين همه روزنامه و يا به زندان رفتن فعالان سياسي و مطبوعاتي و يا بسته بودن دست مجلس و رييس جمهوري چه معناي دارد.

كديور، خبرها و مقالات مربوط به ايران را از جمله مطالب دايمي مجلات و روزنامه هاي آمريكايي خواند و گفت: به عنوان نمونه اخبار مربوط به صدور حكم “آقاجري” و اعتراض دانشجويان به اين حكم، در صدر اخبار نشريات آمريكا بود.

وي گفت: “هيچگاه فراموش نمي كنم كه تيتر چند نشريه آمريكايي اين بود كه يك استاد دانشگاه در ايران به جرم دشنام به پيامبر به اعدام محكوم شده است و برخي استادان دانشگاه كه مسلمان بودند، اين پرسش را مطرح مي كردند كه آيا واقعا در ايران به پيامبر دشنام مي دهند. من نيز كه آقاجري را از نزديك مي شناختم و نسبت به ارادت او به اسلام و پيامبر يقين داشتم، با زحمت توضيح مي دادم كه اصلا بحث دشنام به پيامبر نبوده، بلكه تصفيه حسابهاي سياسي است.”

كديور گفت: انتشار مقاله سلمان رشدي در پي قضاياي اخير، اشتباه بزرگ دستگاه قضايي را بيشتر نمايان ساخت، به نحوي كه صدور حكم آقاجري، حتي صدور حكم در مورد سلمان رشدي را هم زير سوال برد.

كديور در پاسخ به اين پرسش كه دانشگاهيان چه تاثيري در تصميم سازي سياستمداران آمريكايي دارند، گفت: تصميمهاي كلان سياسي در آنجا، نوعا متكي به تحقيقات دانشگاهي است و بين مراكز سياسي و دانشگاهي پيوند محكمي وجود دارد.

اين استاد دانشگاه همچنين به بررسي علت فرار مغزها پرداخت و با اشاره به حضور ۱۸۰۰ فول پروفسور (استاد كامل) ايراني در دانشگاههاي آمريكا گفت: اين درحالي است كه در بسياري از رشته هاي دانشگاهي در ايران، از داشتن استاد تمام محروم هستيم.

وي افزود: براساس برخي آمار، ايران در ميان ۶۱ كشور در حال توسعه، مقام اول را از نظر مغزها دارد و به تعبيري از اين لحاظ، مقام اول را در دنيا دارا است. همچنين براساس آمار ارايه شده، اقليت مهاجر ايراني در آمريكا، تحصيل كرده ترين هاي آمريكا هستند.

استاد دانشگاه تربيت مدرس، امنيت فرهنگي، امكانات علمي و رعايت حداقل هاي مادي را از جمله مهمترين عوامل بازدارنده مهاجرت نخبگان ذكر كرد و گفت: در جامعه أي كه استاد دانشگاه مورد احترام قرار نمي گيرد و تصميم هاي سياسي، مبتني بر تحقيقات دانشگاهي نيست، نخبگان تعلق خاطري به جامعه احساس نمي كنند.

كديور تاكيد كرد: حوادث اخير ايران، حكم آقاجري و به تاخير افتادن دادگاه تجديد نظر، به رغم وعده هايي كه به دانشجويان و مردم داده شده بود، همچنين تحت فشار قرار دادن موسسات تحقيقاتي و نظرسنجي، تاثير فراواني در تسريع فرار مغزها خواهد داشت.

وي افزود: “در جامعه أي كه هر روز انسان از خواب بيدار مي شود و خبرهايي مبني بر توقيف يك روزنامه، زنداني شدن يك روزنامه نگار و يا از كار بركنار شدن يك استاد دانشگاه و پژوهشگر را مي شنود،‌ رغبتي براي ماندن ايجاد نمي شود.”

كديور، گردش آزاد اطلاعات را از لوازم يك جامعه سالم دانست و گفت: استادي كه مي خواهد در ايران بماند بايد مطمئن شود كه از كاروان علم رايج دنيا عقب نمي ماند.

به گفته وي، “مهاجرت نخبگان، دليل ناسالمي يك جامعه است، جامعه أي كه نتواند نخبگان را حفظ كند، در آن جهل حكومت مي كند. نخبگان، احترام و حداقل امنيت را مي خواهند، در صورت تحقق اين دو مقوله، آنها بسياري از مشكلات مادي را مانند ساير مردم ايران، تحمل خواهند كرد.”

وي با اعلام اينكه فرصت مطالعاتي در ترم بهار دانشكده حقوق دانشگاه هاروارد را نپذيرفته است گفت: شرايط حساس ايران و تحت فشار قرار گرفتن اصلاحات، يكي از دلايل رد كردن دعوت اين دانشگاه بود. كديور تصريح كرد: به ايران بازگشتم تا در اين شرايط حساس در كنار بقيه ايرانيان اصلاح طلب باشم.

وي اضافه كرد: از طرفي، در اعتراض به برخوردها و سياستهايي كه دولت آمريكا در مواجهه با مسلمانان در پيش گرفته بود، فرصت مطالعاتي در ترم بهار دانشگاه هاروارد را ردكردم.

استاد دانشگاه تربيت مدرس، به تماسهايي كه دانشجويان ايراني براي بازگشت وي به ايران داشته اند اشاره كرد و گفت: ايران خانه من است و خوشحالم كه امروز در ايران هستم و بايد بگويم كه صفا و صميميت دانشجويان ايراني را هيچ كجا، نيافتم.