ایران در جنگ پیروز شد، اما با بهایی سنگین

این دومین مصاحبه من با علی الظفیری در برنامه المقابله تلویزیون الجزیره قطر است، که در تاریخ ۲۱ آوریل ۲۰۲۶ (۱ اردیبهشت ۱۴۰۵) در نیویورک صورت گرفته است. الظفیری پرسشهایش را به عربی مطرح می‌کرد و من به انگلیسی پاسخ می‌دادم. نخستین مصاحبه تفصیلی من با این برنامه در تاریخهای ۲۱ آگوست ۲۰۲۲ (۳۰ مرداد ۱۴۰۱) و ۲۸ آگوست (۶ شهریور ۱۴۰۱) از تلویزیون الجزیره پخش شده است. برنامه المقابله پربیننده‌ترین برنامه فرهنگی سیاسی تلویزیونی در جهان عرب است. متن زیر ترجمه دقیق گزارش صفحه اینترنتی تلویزیون الجزیره است.   

المقابلة، علی الظفیری

الجزیره، ۱۷/۰۵/۲۰۲۶

متفکر ایرانی: ایران در جنگ پیروز شد، اما با بهایی سنگین

محسن کدیور، استاد دانشگاه [دوک] و فیلسوف اسلامی، گفت که آمریکا و اسرائیل در تحقق دو هدف اصلی خود از جنگ علیه ایران ناکام ماندند، نه سرنگونی نظام محقق شد و نه تغییر بنیادینی در رفتار آن رخ داد.

کدیور از این هم فراتر رفت و با قاطعیت اعلام کرد که پیامد جنگ، عکس هدفی بود که برای آن به راه افتاده بود، چرا که جنگ به تقویت انسجام داخلی ایران انجامید و روند اصلاحات دموکراتیکی را که پیش از آغاز درگیری‌ها در حال شتاب‌گیری بود، به تأخیر انداخت.

کدیور در برنامه «المقابلة» مورخ ۱۷ مه ۲۰۲۶ [۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵] تصویری تفصیلی از پیامدهای جنگ دوم بر صحنه سیاسی ایران ترسیم کرد و میان دفاع از تمامیت ارضی ایران از یک سو، و انتقاد مستمر خود از کارنامه جمهوری اسلامی در زمینه آزادی‌ها و حقوق بشر از سوی دیگر، تمایز آشکاری برقرار ساخت. او این تمایز را جوهر موضع خود و بخش گسترده‌ای از مخالفان ایرانی مقیم خارج دانست.

کدیور بر این باور است که جنگ آسیب مستقیمی به جنبش دموکراتیک ایران وارد کرد. ایرانیان خود را در برابر انتخابی اجباری یافتند، میان دفاع از تمامیت ارضی کشور یا پیگیری مطالبات خود برای حاکمیت قانون و آزادی‌ها. اکثریت گزینه نخست را برگزیدند و دومی را به تعویق انداختند. این به معنای آن است که دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو — که تحت پیگرد دیوان کیفری بین‌المللی قرار دارد — به‌طور غیرمستقیم در تضعیف جنبش دموکراتیک ایران سهیم بودند.

در همین راستا، کدیور به عملیات ترور اسرائیل علیه شخصیت‌های معتدل ایرانی اشاره کرد؛ از جمله علی لاریجانی — که دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران بود — و کمال خرازی، رئیس شورای راهبردی روابط خارجی. او گفت این ترورها موجب شد تا عناصر تندروتر جای آنان را بگیرند، و از این رو جنگ در یک وجه خود، جنگ علیه اعتدال و اصلاحات بود و پشتیبانی ضمنی از افراط‌گرایی [رادیکالیسم] به شمار می‌رفت.

نکته قابل توجه در نظر او آن است که این پیامد منحصر به ایران نیست، بلکه به کشورهای عربی همسایه و سایر مناطق درگیر نیز تسری می‌یابد.

در مورد به قدرت رسیدن [سید] مجتبی خامنه‌‌ای به عنوان مقام رهبری به جای پدرش [سید]علی خامنه‌ای، کدیور اذعان کرد که این انتقال قدرت از طریق رویه‌ی معمول مجلس خبرگان صورت نگرفت، بلکه با فشار سپاه پاسداران و در شرایط استثنایی ناشی از جنگ انجام شد.

نقش سپاه پاسداران

کدیور گفت که سپاه پاسداران اکنون زمام تصمیم‌گیری واقعی در کشور را در دست دارد، در حالی که جایگاه رهبری تا حد زیادی به نقشی نمادین و تشریفاتی تبدیل شده است. او برای اثبات این ادعا به انتصاب محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس [شورای اسلامی]، به عنوان تصمیم‌گیرنده اصلی در پرونده‌های دفاعی و [سیاست] خارجی اشاره کرد که از نظر نفوذ از بسیاری مناصب دیگر پیشی گرفته است.

این استاد به تحولی ساختاری در ماهیت نظام ایران نیز اشاره کرد و آن را «اقتدارگرایی انتخاباتی» توصیف کرد که به سمت پراگماتیسم و به بهای کنار گذاشتن ایدئولوژی دینی در حرکت است.

او افزود که ۹۵ درصد ایرانیان به دلیل نقش شورای نگهبان در حذف پیشینی نامزدها، نماینده واقعی در مجلس [شورای اسلامی] ندارند، رسانه‌های رسمی نیز تنها صدای جبهه پایداری تندرو را منعکس می‌کنند که به گفته او تنها جریانی است که با مسیر مذاکره با آمریکا مخالف است.

در مقابل، کدیور خوش‌بینی محتاطانه‌ای نسبت به آینده اصلاحات ابراز کرد و به موفقیت جنبش «زن، زندگی، آزادی» در ایجاد تغییر واقعی در مسئله حجاب استناد کرد، تغییری که علی‌رغم نارضایتی رهبری محقق شده است.

او همچنین توضیح داد که با رئیس‌جمهور ایران مسعود پزشکیان در نیویورک دیدار داشته و پزشکیان به رهبری اعلام کرده که در صورت عدم پذیرش رویکردش در حمایت از حجاب، استعفا خواهد داد.

کدیور در پایان نسبت به تکیه بر اسرائیل یا دولت ترامپ در مواجهه با ایران هشدار داد و تأکید کرد که کشورهای خلیج فارس و ایران، ملت‌هایی هستند که پیوندهای تاریخی، خانوادگی و اجتماعی آن‌ها را به هم پیوند می‌دهد. او ریشه تنش را نه در رابطه میان دو ملت، بلکه در وجود پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه دانست و بر این نکته تأکید کرد که اتکای کشورهای منطقه به یکدیگر، دور از دخالت طرف‌های خارجی، مسیری است که شایسته اعتماد و از پایداری بیشتری برخوردار است.