دكتر كديور گفت: شريعتي به گردن ما حق بزرگي دارد چرا كه اگر او نبود اين نسل چنين شگفتي را نمي آفريد. كمتر كسي بود كه بتواند در آن زمان از دين سخن بگويد و جذبه ايجاد كند او با دم مسيحايي خود جوانان را از سقوط به ورطه هاي پوچي نجات داد.

به گزارش ايسنا، وي كه در روز پاياني سمينار دكتر شريعتي و احياي تفكر ديني سخن مي گفت، افزود پس از ۲۵ سال هنوز شريعتي در جان و دل جوانان ما و در گوشه هاي كلاس هاي درس ما زنده است طبق تحقيقات هنوز شريعتي محبوبترين چهره ها و كتا بهايش پر تيراژ ترين كتاب هاست با توجه به تحولات فراوان، جوانان ما حرف دل خود را در آثار شريعتي مي يابند، شريعتي در يك كلام مصلح مخلص و هنرمند بود.

كديور ياد آور شد: وي بيش از آنكه دانشمند باشد و دغدغه علمي داشته باشد، درد جامعه او را به خود جلب كرده بود و به فكر درمان دردهاي جامعه بود، پس او از جايگاه دين مصلح بود، مصلحي ديني بود و مي خواست دردهاي جامعه را با راههاي ديني درمان كند.

وي با بيان آن كه كمتر كسي مي تواند دردهاي شريعتي را بشنود اما تحت تاثير قرار نگيرد، به مخلص بودن وي اشاره كرد و گفت: همه موقعيت هاي اجتماعي برايش مهيا بود ولي او را جذب نكرد و فقط از دين سخن مي گفت.

ااز ديدگاه ديگر بايد گفت: آنچه از مصلحان مخلص كمتر مشاهده مي شود هنرمند بودن است ولي شريعتي حتي نثرش نيز شعر گونه بود اگر هر سه صفت را يكجا داشته باشيم، علي شريعتي هستيم. وي با اشاره به سال ورود خود به دانشگاه در سال ۱۳۵۶ و تاثير تفكر دكتر شريعتي در انقلاب اعلام كرد: دكتر شريعتي نو انديش بود و در ميان نو انديشان در رده اول قرار داشت. اين نو انديشي اگر امروز ادامه دارد از شاخه هاي درختي است كه شريعتي در كاشتن آن مؤثر بود بر سر سفره هايي نشسته ايم كه وي از گسترانندگان آن بود وي زنگار ها را از چهره ساحت مقدس دين كنار زد و اين غبار روبي همچنان مورد نياز است. آنچه كه او بر آن دست نهاد هنوز وجود دارد پس هنوز بايد ادامه يابد. كار او غبار روبي از گوهر دين بود تا تلالو اين گوهر به چشم همگان بيايد. زماني كه چهره هاي غير ديني در دانشگاهها جذابيت داشتند او ابوذر را معرفي كرد و پيدا كردن گمشده ها را در چهره ابوذر بيان كرد. وي ادامه داد: شريعتي دو گونه شناخت از فرهنگ، مذهب و دين مطرح كرد اينكه دو مذهب را عليه يكديگر مطرح كند و مؤلفه هاي اين دو مذهب و قرائت را مطرح كند كار كمي نبود بسياري دريافتند كه آنچه ديگران از آن مي گريزند اسلام، تشيع و دين نبود، رسوباتي بود كه عرف زمانه بر آن ساحت مقدس نشانده بود و شريعتي آن را كنار مي زد. وي همچنين در زمينه ارائه منظم و منسجم ديني، از پراكندگي هاي موجود جلو گيري كرد و جهان بيني و پايه هاي آن و ايدئولوژي را به شكلي هندسي بيان كرد. اين استاد دانشگاه، تجويز شريعتي براي عصر خودش را بسيار نافذ دانست و ياد آور شد: هيچ چهره اي نمي تواند براي هميشه مسائل را حل كند و بايد در زمان خودش تاثير گذار باشد كه شريعتي چنين بود. برخي شرايط از زمان شريعتي عوض شده پس لزوما آنچه شريعتي گفته بود ممكن است امروز قالب نداشته باشد.

وي افزود: بايد در بين آرا متفكران خود، به دنبال راه حل بود، شريعتي هنوز براي امروز حرف دارد منتهي بايد آنها را جدا كرد و نبايد وارد ورطه تفريط و افراط شد و افتراق و اشتراك عصر خود را با آن عصر مقايسه كنيم. آثار شريعتي همگي در تدارك يك انقلاب ديني قرار ميگيرد ولي امروز پس از انقلاب است نميتوان از تجربه بيست و چند ساله انقلاب چشم پوشيد زيرا بسياري از انديشه ها از عرش به فرش زمين نزول كرده و بايد اين را باور كرد و اين از نقاط افتراق است. در آن دوره بيان ايدئولوژي بسيار جذابيت داشت، امروز در دين، گمشده ديگري مي جوئيم، مسائل اجتماعي و سياسي را فكر بشري حل مي كند. اين دو اسلامي كه در دو زمان مطرح مي شود با توجه به اينكه اولي صبغه اجتماعي سياسي آن قوي است و دومي صبغه اخلاق آن، تفاوتهايي دارد. كديور معتقد است: شريعتي پيام دين را با درك تفاوتها فرمها و صورتها و مختص زمان و مكان بودن دريافته بود. وي مي دانست كه بسياري از اموري كه به نام اين مطرح مي كنند همان فرمها و صورتهاي آن است كه در برخي موارد از محتواي اصلي دين دور افتاده بود و شريعتي نيزاز آن حمايت كرد.اگر برخي از فرمهاي زمان و مكان تغيير نكند قالب اصلي آسيب مي بيند. وي افزود : بحث بعدي خطر جدي برداشتهاي متحجرانه از دين است كه شريعتي آن را دريافته بود كه اين امر تا كنون نيز به طور كامل از بين نرفته است. شريعتي معتقد بود تفسير جمله زر وزور و تزوير كل آثارش را تشكيل مي دهد و نبايد فراموش كرد خطر برداشتهاي قشري، متحجرانه و نامتناسب با زمان، همچنان جدي است. به گزارش ايسنا، وي به تاخير فاز فرهنگي موجود اشاره كرد و گفت: هنوز علامه هايي نيز با اين مشخصه وجود دارند. شريعتي آسيب شناس بزرگ دينداري بود و مي خواست مشكلات انديشه هاي ديني رفع و در واقع آن را پالايش كند. جامعه نيز عكس العمل غبار روبي وي را پذيرفت ولي اين نكته كه غبار بر انديشه هاي ديني هنوز وجود دارد را نبايد از ياد برد.

وي با ياد آوري اين مهم كه توجه به اسوه هاي ديني از نكات برجسته شريعتي است، تصريح كرد: امروز توجه به سازندگي و اسوه هاي ديني بايد از سوي كساني كه شريعتي را باور دارند صورت گيرد. اگر جامعه، جامعه ديني است هر كس بخواهد متاع خود را عرضه كند بايد آن را بنام دين عرضه كند مهم آن است كه آگاهي جامعه به سطحي رسيدا باشد كه فرق متاع علوي و اموي را دريابد و اگر حاصل نشده باشد ممكن است نام علي (ع) را ببريم ولي به راه او گام ننهيم. اگرمي خواهيم كارتربيتي كنيم در كنارارائه تئوري ها، تئوري مجسم را عرضه كنيم و خوب را معرفي كنيم، راه نظري كمتر كاربرد دارد و براي كساني كه آغاز راهند بهترين راه تمسك به ارائه الگو و اسوه است. يعني دين مجسم را نشان دهيم . حسين و علي و فاطمه (سلام الله عليهم) را نشان دهيم.

شما را گمراه نكنند كه معاويه را در قالب اسلام ببينيد و اين همان پديده بود كه شريعتي دنبال مي كرد.

وي اضافه كرد: در يك تلقي نو انديشانه از دين كه به ائمه بسيار حساسند، با درك و موفقيت خود به آن مي نگرنند و در يك رويكرد رسمي كه تقديسي و مداحي نام دارد نسبت به قداست شخصيتهاي ديني تاكيد مي شود و مجالس مداحي اهل بيت در نزد آنها برترين است، اين قداست را نفي نمي كنيم. اولياي دين در اين ديدگاه ما فوق انسان هستند و با تفكر شريعتي، وصل به آنها غير قابل انجام است و اين مسئله با تفكر انسان مافوق متفاوت است، روي امور خارق العاده اين افراد تاكيد مي شود. لذا بين اين وجودهاي مافوق انسان امكان رابطه وجودي و وصول نيست و فقط براي توسل، شفاعت و تبرك جستن از آنها ياد مي شود. گرچه اين مفاهيم به جاي خويش مقدس است ولي با اين رويكرد نمي توان آنرا الگو دانست اين رويكرد اثر عملي بر اقتدار عملي بار نمي كند و اين همان عدم سنخيت بين محب و محبوب است. زيرا اولياي دين بايد بيشتر نفوذ عملي درپيروان خود داشته باشند.

وي ادامه داد: اگر دين خداي نا كرده، در خدمت قدرت و ثروت قرار گرفت، دين توجيه گر مي شود و مسايلي ديگر همچون فتوت كتمان ميشود.

وي با اشاره به روش برخورد امير المؤمنين (ع) با مخالفينش اعلام كرد، آيا علي (ع) مخالفش را به زندان انداخت. اگر اين سوالها را پاسخ دهيم اهميت توجه به اسوه هاي ديني مشخص مي شود وگرنه صحبت از علي و حسين (ع) كه هزينه اي ندارد.

در حال حاضر جامعه ما بايد از بلوغ، آگاهي و رشادتي برخوردار باشد كه راه علي و حسين (ع) را با عملكرد ما بتوانند بسنجند. رويكرد ديگري كه مانيز بايد به آن بپردازيم اين است كه اوليا، انسانهاي برتر و مافوق هستند پس مي توان مثل او شد و با ا و رابطه وجودي بر قرار كرد.

وي افزود، هيچ يك از اولياي دين هرگز از دين ارتزاق نمي كردند، در كشورداري، انساني رفتار مي كردند، اگر اين مسائل به منصه ظهور برسد موجب جذب مردم مي شود، در اين رويكرد در عمل و در رويكرد قبلي بر حرف و سخن تاكيد مي شود. كه اين رويكرد عملي، تحليلي، اقتدائي؛ در برابر تقديسي مداحي قرار دارد بدون اينكه ما بخواهيم تقديس آنها را نفي كنيم. بايد اعمال ما با اقتدا به انبيا و اوليا باشد بايد جاپاي آنها بگذاريم نه اينكه فقط جاي پاي آنها را ببوسيم، همه اينها لازم است ولي در كنار اينها بدون عمل مشكل ايجاد مي شود.

كديور گفت: در اين رويكرد به جاي طايفه محترم مداحان، گروه محققان و كارشناسان قرار مي گيرد.

وي گفت: آنها انسانهاي برتر هستند و شريعتي آنها را همان گونه معرفي كرد. الگو هاي صدر اسلام را دقيق معرفي كرد. در زمان علي (ع) سه جنگ داخلي بود. اگر قرار بود به خاطر مخالفت كسي را به زندان بفرستد علي محق اولي بود. علي (ع) هرگز زندان نساخت كه مخالف خود را به زندان بفرستد.