‏بسم الله الرحمن الرحيم ‏و به نستعين ‏

‏‏ ‏دانشمندان ، نوانديشان و پژوهشگران علوم اسلامى ايدهم الله تعالى

‏ ‏پس از سلام و تحيت و تسليت ايام شهادت حضرت اباعبدالله الحسين (ع ) و ياران‏ ‏باوفاى آن حضرت ;

‏ ‏همان گونه كه استحضار داريد تهاجم به معتقدات دينى و مذهبى و القاء شبهات‏ ‏گوناگون نسبت به آنها، در بعضى از رسانه ها بخصوص در سايت هاى وابسته به برخى‏ ‏قدرت هاى جهانى و مراكز ضد اسلامى و ضد تشيع رو به افزايش است . آنچه اين‏ ‏تهاجمات را موثر ساخته است استفاده هاى سياسى و ابزارى از معتقدات دينى مردم و نيز‏ ‏شفاف و مستدل نكردن بعضى از باورهاى دينى و مذهبى است ; و اين خود معلول‏ ‏فراهم نشدن شرايط گفتگو و كم توجهى دانشمندان دينى به مقوله مهم باورهاى دينى‏ ‏است . به يقين اگر دانشمندان اسلامى در قرون گذشته و معاصر، معارف دينى را پيوسته‏ ‏بازبينى و ابهامات و نارسائى هاى استدلالى آنها را برطرف كرده بودند، امروزه باورهاى‏ ‏دينى و مذهبى اين چنين مورد تهاجم و تشكيك قرار نمى گرفت . تأسف آور اين است كه در‏ ‏حوزه هاى علميه – كه بايستى كانون اصلى بررسى شبهات و پاسخ به آنها باشد – هنوز‏ ‏زمينه طرح نقدها و اشكال ها كاملا فراهم نيست و اجازه طرح بسيارى از آنها داده‏ ‏نمى شود.

‏ ‏در چنين شرايطى متأسفانه برخى از روشنفكران و قلم به دستان كه انتظار مى‎رود با‏ ‏آگاهى از باورها و مقتضيات زمان ، متوجه همه جوانب بحث هاى خود باشند، به جاى دفع‏ ‏شبهات و القائات نادرست عليه اسلام ، همان شبهات را كه گاه قرن هاست مطرح بوده‏ ‏تكرار مى‎كنند، و بدون توضيح در جهت ابهام زدائى ، عباراتى مجمل و غير صريح را به كار‏ ‏مى‎برند كه چه بسا خواننده گمان مى‎كند آنها نيز به شبهات وارد شده باور دارند. از سوى‏ ‏ديگر نقدها و حتى تهاجمات به دين را بايد به شيوه “جادلهم بالتى هى احسن” پاسخ گفت نه‏ ‏با تكفير و تفسيق كه سخن صواب را هم از بين مى‎برد; و همچنين در برابر نقدها و تهاجمات‏ ‏نبايد با رنجش و واكنش عاطفى ، به تعصب و عدم تحمل روى آورد; علاوه بر اين امروزه با‏ ‏زبان و ابزار روز بايد به بررسى و پاسخ ايرادات پرداخت و نمى توان چون سابق از شبهات‏ ‏به راحتى گذشت و يا مانع طرح و بحث آنها گرديد.

‏ ‏متأسفانه گاه ديده مى‎شود به جاى اينكه كمر همت بسته و نيروى عقلى و نقلى براى‏ ‏اقامه حكمت و موعظه حسنه و جدال احسن در قبال آن شبهات به كار رود، از اصل طرح‏ ‏شبهه استفاده ابزارى كرده و براى در هم كوبيدن مخالفين فكرى و سياسى كه چه بسا خود‏ ‏جزو ناقدين و مهاجمين هم نيستند بهره جويى مى‎شود; و بدين طريق نه تنها پاسخى به‏ ‏شبهه داده نمى شود بلكه در ذهن غيرمتخصصان و كسانى كه دغدغه خاطر مذهبى يا سياسى‏ ‏دارند، اين شبهات راسخ تر مى‎گردد; غافل از اينكه منشأ بسيارى از اين شبهات‏ ‏نامهربانى كردن و برخورد خصمانه با طرف مناظره و بى اعتنايى كردن به علل اصلى‏ ‏پيدايش سوال و شبهه است ; كه گاه ناشى از عملكرد نادرست و مشى متصديان امور دينى‏ ‏و خاصه حاكمان حكومت دينى است . بديهى است وقتى ما از جمهوريت سخن مى‎گوئيم ولى‏ ‏براى جمهور مردم كه صاحبان اصلى حكومتند طرفى نمى بنديم و همانند صغار و قاصران و‏ ‏غايبان بى سرپرست ، در امور آنان مى‎نگريم ; و به دلخواه براى جمعيت چند ده ميليونى آنها‏ ‏تصميم گرفته و بر آنان بدين شيوه حكم مى‎رانيم ; و آنگاه كه لب به وجود آزادى‏ ‏مى‎گشائيم ، در عمل ، آزادى را در راه اهداف خود قربانى مى‎كنيم ; و آنگاه كه از دين و‏ ‏ديانت سخن مى‎گوئيم تنها به پوسته و ظواهر آن حساسيت نشان داده و از گوهر دين و‏ ‏بخش مهم آن ، اخلاق ، غافل مى‎شويم ; و آنگاه كه از عدالت و ظلم ستيزى سخن مى‎گوئيم و‏ ‏مردم از آن قالبى تهى مى‎بينند، و هنگامى كه بر كرسى وعظ و خطابه به تقوا و مكارم‏ ‏اخلاق و عرفان و حفظ حريم ديگران دعوت مى‎كنيم ، اما خود به آن پايبند نيستيم ، چگونه‏ ‏توقع داريم از تهاجم به دين و فرهنگ اسلامى در امان باشيم ؟

‏ ‏اين جانب كه به مدد الهى عمرى را در راه تعقيب ، تحقيق ، پيشبرد اهداف دين ، استقلال‏ ‏و آزادى كشور سپرى نموده و با توفيق الهى بر رنج و مرارت هاى فراوانى كه در آن راه‏ ‏كشيده ام صبر كرده ام ; و خداوند را هم از اين بابت بسيار شاكرم ; و با توجه به تجربه اى كه‏ ‏از تاريخ آموخته ام ، در مورد مسائل مزبور از همگان درخواستى دارم كه اميدوارم به ديد‏ ‏انصاف و رضايت نگريسته شود و اسلام مظلوم و كشور و مردم ستمديده ما در امان‏ ‏بمانند.

‏ ‏از عالمان و محققان دينى مى‎خواهم كه بيش از گذشته به بخش عقايد، كلام ، تفسير و‏ ‏تاريخ اسلام توجه نمايند و با نگرشى عميق به بررسى و تحقيق و تعميم پيرامون آنها‏ ‏بپردازند; زيرا اكنون نمى توان تنها با فقه و اصول ، از پايگاه و جايگاه دين دفاع كرد، و در‏ ‏عوض از عقل و جايگاه آن در شرع و محدوده ادراكات آن كمتر سخن به ميان آورد. اگر‏ ‏احيانا اركان دين و اصول آن مورد ترديد قرار گيرند، ديگر نوبت به آن مباحث نمى رسد و‏ ‏اين مباحث هم راه به جايى نمى برند.

‏ ‏متأسفانه اصول عقايد، كلام ، تفسير و تاريخ ، از مباحث حاشيه اى حوزه هاى دينى ما‏ ‏شده و به عنوان دروس جنبى مطرح است ; با اين كه اگر اولياى معصوم (ع ) را بنگريم‏ ‏مى‎بينيم كه آنان نسبت به مسائل فرعى عملى ، بيشتر هنگامى كه مورد سوال قرار‏ ‏مى‎گرفته اند پاسخ مى‎فرمودند، ولى درباره معارف بلند عقيدتى و مسائل اخلاقى بيشتر‏ ‏خودشان بدون پرسش ، پيشگام در طرح آنها بوده اند. البته اين بدان معنا نيست كه‏ ‏ضرورتى براى مباحث فقهى نيست ، بلكه مباحث فقهى نيز بايد در جاى خود بر پايه اى‏ ‏استوار و بر اساس مبانى و منابع معتبر و استدلالى مقبول و عارى از استحسان و قياس‏ ‏باطل ، پاسخگوى مسائل جديد باشد.

‏ ‏همچنين بايستى توجه داشت كه خشونت ها و رفتارهاى نامعقول ، هنگامى كه پوشش‏ ‏يا پشتوانه مذهبى پيدا كنند سبب مى‎شود كه اين امور غيراخلاقى ، جامه اخلاقى بپوشند; و‏ ‏به همين دليل توسل به مذهب براى توجيه خشونت و اعمال نادرست ، غيراخلاقى تر است.

‏ ‏بجاست در درون حوزه از ناقدان محترم دعوت به عمل آيد و همانند ديگر مباحث‏ ‏علمى حوزه ، اشكالات ، مورد بحث و گفتگو قرار گيرد.

‏ ‏و از علماى اعلام انتظار مى‎رود شجاعانه حوزه هاى علميه را – كه پيشينه اى درخشان‏ ‏در استقلال از حاكميت ها داشته – از خطر وابستگى كه بسيار شبهه افكن و آسيب رسان به‏ ‏دين و روحانيت است محافظت نمايند; و مديريت آن را مستقل از حاكميت ، زير نظر و‏ ‏به عهده گيرند; چنان كه مرحوم آيت الله العظمى خمينى طاب ثراه با اين كه در مسند‏ ‏مرجعيت و رأس حاكميت بودند، همواره اين روش را براى حوزه مى‎پسنديدند و به آن‏ ‏عمل مى‎كردند.

‏ ‏اما درخواستى كه از ناقدان محترم دارم اين است كه پيرامون نقد مطالب اصلى يا فرعى‏ ‏و طرح افكار و نظرات خود، تأمل بيشترى كنند و آنها را هرچند براى خودشان مورد جزم‏ ‏باشد، در محافل علمى ابراز دارند و از سياسى شدن مباحث علمى پرهيز كنند، كه منجر به‏ ‏تدافعات نفى و اثباتى بى محابا و خالى از استدلال ، و بى اثر مى‎گردد; در حالى كه بايد درد دين‏ ‏را درمان دينى و درد سياسى را درمان سياسى و درد اقتصادى را هم درمان اقتصادى كرد;‏ ‏و نگذاشت اينها به هم آميخته گردند و هر يك به بهانه اى به تيغ ديگرى قربانى شود.

‏ ‏انتظار مى‎رود كه ناقدان محترم به جاى اينكه در مقابل شبهات حالت انفعالى و گريز به‏ ‏خود گيرند، به مبانى مسلمات دين و مذهب نگاهى تازه كرده و كاستى هايى را كه در‏ ‏استدلال هاى آنهاست جبران نمايند; و توجه نمايند كه از مهم ترين وظايف يك مسلمان‏ ‏معتقد و نوانديش ، پاسخ به شبهات و يافتن راههاى جديد در پاسخگويى آنهاست ، نه‏ ‏صرفا بيان شبهات يا توليد شبهات جديد.

‏ ‏اميد است نوانديشان و روشنفكران مذهبى ما با قلم و زبان گويا و شيوا، دين خدا را‏ ‏در اين آشفته بازار كم سابقه ، يارى كنند و عزت اسلام و خود را روزافزون نمايند تا اين‏ ‏كه ان شاءالله هرچه زودتر ولى غايب منتظر(عج ) ظهور كرده و خود سردمدار احياى دين‏ ‏و گسترش عدل گردند.

‏ ‏در خاتمه توفيق همگان را در خدمت به اسلام و تبيين حقايق نورانى آن از خداوند‏ ‏بزرگ مسألت دارم .

‏ ‏والسلام عليكم و على جميع المومنين والمومنات و رحمة الله و بركاته .

‏ ‏‏

‏۱۱ دى ماه ۱۳۸۷ – سوم محرم الحرام ۱۴۳۰‏

‏قم المقدسة – حسينعلى منتظرى ‏

‏توصيه هاى آيت الله العظمى منتظرى به دانشمندان ، نوانديشان و پژوهشگران علوم اسلامى، ۱۱ دی ۱۳۸۷ ‏‏‏