آیت الله شبیری زنجانی و آیت الله منتظری

باسمه تعالی

محضر مبارک آیت الله العظمی شبیری زنجانی دام ظله
سلامٌ علیکم

سلامتی و عزت آن عالم ربانی را از خداوند بزرگ مسألت دارم. نیک بخاطر دارم که مرحوم استاد آیت الله العظمی منتظری احترام ویژه ای برای حضرتعالی قائل بودند، احترامی برخاسته از فقاهت و تقوای شما. در زمان حصر ظالمانه آن فقید سعید به جرم امر به معروف و نهی از منکر و اقامه فریضه نصیحت به ائمه المسلمین جنابعالی حداقل دوبار به دیدار رهبر شتافتید و کوشیدید به این اقدام خلاف شرع پایان دهید، هر چند ارباب قدرت نصیحت مشفقانه شما را نشنیدند. در نخستین ساعات رفع حصر از ایشان، جنابعالی به ملاقات صدیق قدیمی خود شتافتید و مقاومت مردانه اش را برای اعتلای حق گرامی داشتید. آنگاه که آن عالم وارسته دعوت حق را با عزت لبیک گفت، شما بر پیکر پاک او نماز گزاردید. در هجوم حرامیان برای بستن بیت آن فقیه مجاهد شما با صدور اجازه کتبی برای فرزندش کوشیدید چراغ بیت وی روشن بماند، هر چند ارباب دنیا به اجازه شما و دیگر مراجع وقعی ننهادند.

در جریان جنبش اعتراضی ملت ایران بر علیه تقلب در انتخابات ریاست جمهوری خرداد ۱۳۸۸ که به مبارزه بر علیه استبداد دینی منجر شد، شما با ملاقاتهایی با رهبر جمهوری اسلامی تلاش کردید از خشونت حکومت بکاهید و در حد مقدور از آرمان عدالت خواهانه ملت در مذاکرات پشت پرده خود دفاع نمودید. آخرین اقدام خیرخواهانه شما تماس تلفنی با دفتر رهبری برای آزادی دکتر علی شکوری راد بود که خوشبختانه این بار نفس گرم شما مؤثر افتاد و وی بعد از تحمل حدود دو هفته زندان انفرادی در حین بازجویی به وساطت شما آزاد شد. به گفته دکتر شکوری راد پدر مرحوم وی از دوستان نزدیک شما بوده است و شما جوانمردی کرده فرزند دوستتان را از بند نجات دادید.

این وساطت خداپسندانه نشان داد که سخن مرجعیت فی‌الجمله برش دارد، و رهبر جمهوری اسلامی به هر حال به آن ترتیب اثر می دهد. غرض از نوشتن این نامه و تصدیع، در درجه اول تقاضای ادامه این سنت حسنه و تعمیم آن به دیگر زندانیان سیاسی بی‌گناه است. بی‌شک شما به بی‌گناهی دکتر شکوری راد اطمینان داشتید و با توجه به شناخت خانوادگی، خود را موظف یافتید که به نجات یک بی‌گناه از حبس به سرعت اقدام کنید. اقدام برای رهانیدن بی‌گناهان از زندان اقدامی موجه، اخلاقی و مشروع است.

به عرض شما می رسانم که در زندانهای ایران زندانیان متعدد دیگری هستند که همانند دکتر شکوری راد یقینا بی‌گناهند و چندین برابر وی متحمل زندان و انفرادی و شکنجه شده اند، و برخی از آنها بیش از یک سال است از حق مرخصی که شامل حال کلیه زندانیان عادی است برخوردار نشده اند. پدران آنها اگرچه با شما رفت وآمد خانوادگی نداشته اند، اما همانند مرحوم پدر دکتر شکوری راد از مؤمنان یا شهروندان این مرز و بوم هستند. این زندانیان بی‌گناه سیاسی در حکم فرزندان و برادران شما هستند، به فرموده امام علی (ع) “إما اخ لک فی الدین و إما نظیر لک فی الخلق” و به حق انتظار دارند، از محبت و لطف شما و دیگر عالمان دین بهره مند شوند. بی‌شک عالمان دین به تأسی از رسول اکرم(ص) والد رحیم امت محسوب می شوند. شما به عنوان فقیهی نزیه تنها به خانواده و آشنایان و همشهری های خود تعلق ندارید. اکنون ملتی به نفوذ کلام، اقتدار علمی و اقتضای رسالت دینی شما چشم دوخته است. خانواده مظلوم زندانیان بی‌گناه سیاسی که عزیزانشان ماه‌هاست بر خلاف حق و قانون و دین محبوسند از شما و دیگر مراجع معظم تقلید انتظار دارند وساطت کنید و این زندانیان بی‌گناه را آزاد کنید.

در کشوری که قضاوت آلوده سیاست است، قضات دادگاههای متهمان سیاسی و مطبوعاتی مستقل نیستند، دادگاه‌های تجدید نظر و دیوان عالی تشریفاتی هستند، راه یافتگان مجلس شورا و کمیسیون اصل نود که قرار بوده نماینده ملت باشند، به دلیل مهره چینی شدن از سوی شورای نگهبان، به وظایف قانونی خود عمل نمی کنند، مجلس خبرگان به دلیل مشابهی منصوب و مقهور رهبر است نه ناظر و قاهر بر وی، معلوم است که ملجأ و مأوایی جز بیوت مراجع مستقل را برای تظلم نمی یابد، و خدا نکند اگر از شما نیز ناامید شوند.

مردم ایران سالها بر منابر دینی از عهدی که خداوند از علما گرفته است شنیده اند، آن عهد مقدس تنها دفاع از حقوق آشنایان را شامل نمی شود. عالمان دین در قبال ظلمی که بر آحاد ملت می رود عندالله مسؤولند، به‌ویژه که این ظلم بنام دین و در لوای اسلام و روحانیت اعمال شده باشد. من نهیب شماتت سیدالشهداء حسین بن علی(ع) را از صحرای عرفه می شنوم که خطاب به عالمان دین می فرمایند:

“ثم أنتم أيتها العصابة عصابة بالعلم مشهوره و بالخير مذكورة و بالنصيحة معروفة و بالله في أنفس الناس مهابة يهابكمالشريف ويكرمكم الضعيف ويؤثركم من لا فضل لكم عليه ولا يد لكم عنده، تشفعون في الحوائج إذا امتنعت من طلابها وتمشون في الطريق بهيبة (بهیئة) الملوك وكرامة الأكابر، أليس كل ذلك إنما نلتموه بما يرجى عندكم من القيام بحق الله وإن كنتم عن أكثر حقه تقصرون”. «پس شما، اي جماعت (عالمان)، اي جماعتي كه به علم مشهوريد، نامتان به نيكي ياد مي شود، به نصيحت و خيرخواهي معروفيد، بخاطر خداوند در نظر مردم صاحب هيبت هستيد، شريفان از شما حساب مي‌برند، ضعيفان احترامتان مي‌كنند، كساني شما را بر خود مقدم مي كنند كه شما را بر آنها فضيلتي نيست و حتي بر ذمه آنان نداريد. آنجا كه حاجت حاجتمندان روا نشود، با وساطت شما پذيرفته مي شود، در راهها با هيبت سلاطين و كرامت بزرگان رفت و آمد مي‌كنيد. آيا اين همه (عزّت و احترام) براي اين نيست كه از شما انتظار دارند كه به حقوق الهي قيام كنيد؟ حال آنكه شما از بيشتر اين حقوق كوتاه آمده ايد.»

اجازه فرمایید صورت بندی تقاضای خود را به شکل زیر خدمتتان مطرح کنم:
اول. جمعی از مؤمنان و هموطنان به دلیل اقامه امربه معروف و نهی از منکر و عمل به فریضه نصیحت به ائمه مسلمین بدون اینکه دست به کمترین خشونتی بزنند، به شکل کاملا مسالمت آمیز به ارباب قدرت اعتراض کرده‌اند یا از ایشان انتقاد کرده‌اند. مطابق قوانین موضوعه ایران و اسناد بین‌المللی حقوق بشر و موازین شرع انور و ضوابط فقهی و سنت رسول الله(ع) و سیره امیرالمؤمنین(ع) این افراد نه تنها مجرم نیستند، بلکه مستحق تشویق و تحسین هستند.

دوم. حکومت جمهوری اسلامی پس از انتخابات سال گذشته حدود چهارصد نفر از فعالان سیاسی، مطبوعاتی و دانشجویی را با صفات فوق دستگیر و به زندانهای طویل‌المدت محکوم کرد، برخی را پس از تحمل بخشی از کیفر در برزخ ادامه حبس فعلاً آزاد کرده است و بیش از یکصد نفر را همچنان در زندان نگاه داشته است. بحث فعلی من متوجه این عده است.

سوم. بی‌گناهی اکثر قریب به اتفاق این یکصد زندانی سیاسی محرز است. من برخی از آنان را از نزدیک می‌شناسم و اگر گوش شنوایی یافت شود، در محضر هر محکمه صالحی حاضرم بر بی‌گناهی آنها شهادت دهم. شما می توانید با گماردن هیأتی از معتمدان بیت خود در مورد این مهم تحقیق فرمایید و اطمینان حاصل کنید که اکثر قریب به اتفاق زندانیان سیاسی پس از انتخابات شرعاً بی‌گناهند و به ناحق در زندانند.

چهارم. شما به عنوان یکی از زعمای حوزه علمیه قم، امین ملت از یک سو و مورد اعتماد حاکمیت از سوی دیگر هستید. فرزندان بسیاری از مقامات از جمله فرزندان رهبری شاگرد شما هستند. مقام رهبری شخصاً به شما ارادت دارد. مناعت طبع شما باعث شده است که علیرغم این اقبال دنیوی، استقلال خود را کاملاً حفظ کنید و به بیت و خانواده خود اجازه نداده‌اید ذره ای از تسهیلات و امکانات حکومتی استفاده کنند. به هر حال شما در منازعه ملت و دولت مرضی‌الطرفین هستید.

پنجم. حضرتعالی در رفع بحران دولت و ملت می توانید بزرگترین نقش را ایفا نمایید و با حکمیت منصفانه در اصلاح امور بکوشید و مرهمی بر آلام ملت مظلوم باشید. بدون تردید تذکر شما به اولیای امور بالأخص رهبر جمهوری اسلامی اگر نه بالـکل، حداقل فی الجمله مسموع خواهد بود.

ششم. نخستین قدم که مورد اتفاق همه منتقدان و معترضان است، و به بیانهای مختلف ابراز کرده اند، آزادی سریع زندانیان بی‌گناه سیاسی است. در فرهنگ دینی ما آمده است که آه مظلوم عرش الهی را می لرزاند و ظلم، مانع استجابت دعا می شود و مسلمانی در گرو اجابت استغاثه مظلومان و بی‌پناهان است. اگر در میان خیل عظیم زندانیان سیاسی جمهوری اسلامی تنی چند بی‌گناه باشند و بزرگانی امکان رفع یا تقلیل این ظلم را داشته باشند، چه باقی می ماند جز تقاضای ادای تکلیف شرعی و اخلاقی؟ عذر می خواهم، درس پس می دهم اما اهمیت دماء و اعراض نفوس محترمه اقتضایی بیش از این دارد. اشتغال ذمه یقینی برائت یقینی می خواهد.

من در حد وسع خود نام بی‌گناهانی از زندانیان سیاسی را که می شناسم با جنابعالی در میان می گذارم، تا هر گونه که صلاح می دانید و مقدورات اجازه می دهد، همچون جناب آقای دکتر شکوری راد از وساطت شما بهره مند شوند. در این زمینه شهادت ایشان نیز می تواند باعث اطمینان بیشتر شما شود. اگر هر یک از معتمدان شما فهرست زندانیان بی‌گناهی که می شناسند خدمت شما شهادت دهند، بی‌شک شما با سرعت بیشتری بی‌گناهی این زندانیان مظلوم را احراز خواهید کرد. در کشوری که قانون، ملعبه ارباب قدرت است، دست یازیدن به هر طریق اخلاقی و مشروع ممکن، برای کاستن از آلام مظلومان مجاز است.

آن دسته از زندانیان سیاسی را که می شناسم طی سه فهرست خدمتتان معرفی می کنم. اول، ۱۴ زندانی که کاملا می شناسم و در هر محکمه ای حاضرم بر بی‌گناهیشان شهادت دهم اگر مسموع افتد. دوم ۲۴ زندانی که فی الجمله می شناسم و شهادت امثال من از جمله اسباب استخلاص آنها می تواند باشد. اگر حد شرعی به ادنی شبهه ای مرتفع می شود، چرا تعزیرات حکومتی مشمول قاعده درء نباشد؟ سوم، ۱۴ بازداشت شده سیاسی که قرائنی بر بی‌گناهی آنها موجود است و وساطت شما می تواند هر چه زودتر به آزادی آنها منجر شود.

یقین دارم که زندانیان و بازداشت شدگان بی‌گناه سیاسی بسیار بیشتر از مواردی است که اسامی شان گذشت. شرمنده ام که من این مظلومان و بی‌گناهان را نمی شناسم. اگر امکان آن باشد که شما در طریق آزادی همه بازداشت شده ها و زندانیان سیاسی پیش روید باعث مزید امتنان جمع کثیری از مؤمنان و هموطنان است.

در ضمن آقای عبدالله مؤمنی در مرداد ۸۹ شرح شکنجه هایی که با وی رفته است در نامه سرگشاده مستندی به رهبری نوشته است. آقای حمزه‌کرمی هم در خرداد ۸۹ شرح شکنجه های خود را به دادستان کل‌کشور بازگفته است. آقای محمد نوری‌زاد در نامه آبان خود به ضرب و شتم خود و تنی چند از زندانیان از جمله مصطفی تاجزاده و محسن امین‌زاده، علاوه بر موارد پیش گفته اشاره می کند. به‌یاد داشته باشیم که تنها چهار جوان رعنا در بازداشتگاه کهریزک به دست مأموران جمهوری اسلامی زیر شکنجه کشته شده اند. قبلاً هم زهرا کاظمی در زندان اوین زیر شکنجه از دنیا رفته است. هیچ‌یک از آمران و عاملان این فجایع، هنوز مجازات نشده‌اند.

مردم ایران برای برقراری قدرت دو روزه دنیوی زمامداران که به هیچکس وفا نکرده است، هزینه سنگینی را می پردازند. دهها کشته در خیابانها و زندانها، صدها زندانی محکوم به حبس‌های طویل‌المدت و توأم با شکنجه، هزارها بازداشت شده و خسارت دیده، دهها روزنامه تعطیل شده، و هزارها کتاب سانسور شده و یک دنیا امید برباد رفته. مسأله: راستی برای اینکه ولایتی جائر محسوب شود چه امور دیگری باید انجام گیرد که هنوز اتفاق نیفتاده است؟

من استدعا می کنم در فهرستهای سه گانه نظر کنید، ببینید منتقدان و مخالفان این حکومت چه کسانی با چه سوابقی هستند. اگر در هر یک از عرایض فوق تردید باشد، پیشنهاد می شود هیأتی از معتمدین آن مرجع عالیقدر برای تحقیق و تفحص از حال زندانیان بی‌گناه و بررسی مسأله شرم‌آور شکنجه از زندانهای جمهوری اسلامی بازدید کنند.

در خاتمه ضمن دعا برای سلامتی و عزت آن وجود شریف، برای تبرک، نصیحت ارزشمند امام جعفر صادق(ع) خطاب به عبدالله نجاشی را متذکر می‌شوم: “وَ اعلَم أنَّ خَلاصَكَ وَ نجاتَكَ في حِقنِ الدِّماءِ وَ كَفِّ الأَذَي عَن أَولياءِ اللهِ وَ الرِّفقَ بِالرَّعِيَّة وَ التَّأَنِّي وَ حُسنَ‌المُعاشِرَة مَعَ ليِنٍ فِي غَيرِ ضَعفٍ وَ شِدَّةٍ فِي غَيرِ عُنفٍ.” “بدان که رهايي و نجات تو در حفظ جان، و جلوگيري از آزار اولياء الهي و نرمش با مردم و مهلت دادن و برخورد نيكو توأم با ملايمتِ بدون ضعف و قاطعيت بدون درشتي است.” آنچه در این نامه از حضرتعالی درخواست شد عمل به مفاد لازم‌الأتباع رییس مذهب جعفری است، وظیفه ای که حاکمان جمهوری اسلامی به طاق نسیان سپرده اند و بر خلاف آن عمل می کنند.

اگر این نامه باعث آزادی حتی یک زندانی بی‌گناه یا کاهش آلام خانواده حتی یک زندانی سیاسی در اعیاد أضحی و غدیرخم شود، خدا را شکرگزارم. ای کاش حضرت آیت‌الله آزادی همه زندانیان بی‌گناه سیاسی را عیدی ملت مظلوم بشمارند و در این راه، مساعی جمیله خود را مبذول دارند. بابت تصدیع و صراحت لهجه پوزش می خواهم. سه فهرست شامل مشخصات ۵۲ زندانی بی‌گناه ضمیمه این نامه است.

عزت عالی مستدام باد
محسن کدیور
۲۵ آبان ۱۳۸۹

• فهرست شماره یک
زندانیان بی‌گناه سیاسی که از نزدیک می شناسم(به ترتیب حرف الفبا)
۱. محسن امین زاده، معاون وزارت خارجه در زمان دکتر کمال خرازی، رییس ستاد انتخابات مهندس میرحسین موسوی، عضو مؤسس جبهه مشارکت ایران اسلامی، در تاریخ ۲۵ خرداد ۸۸ بازداشت شد. در تاریخ ۲۱ بهمن ۸۸ با تودیع وثیقه به مرخصی آمد. در تاریخ ۳ مرداد ۸۹ دوباره به اوین فراخوانده شد. امین‌زاده به ۵ سال حبس محکوم شده است.
۲. مهندس عماد بهاور، دانشجوی محروم از تحصیل كارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه بابل، رییس شاخه جوانان نهضت آزادی ایران، طی یک سال ۴ بار بازداشت شده است. تاریخ آخرین بازداشت ۲۲ اسفند ۸۸، در مهر ۸۹ محاکمه شده است، حکمش هنوز صادر نشده است. زندان اوین
۳. دکتر علی تاجرنیا، دندان پزشک، عضو هیأت مدیره انجمن دندان پزشکان ایران، استاد دانشگاه تهران، نماینده مجلس ششم، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی، رییس کمیته صیانت از آرای استان تهران ستاد میرحسین موسوی، در ۲۸ خردادماه ۱۳۸۸ بازداشت و در ۱۶ آبانماه ۸۸ با قید وثیقه آزاد شد. به یک سال حبس محکوم شده است. در ۱۴ اردیبهشت ماه ۸۹ به زندان بازگردانده شد.
۴. مصطفی تاجزاده، معاون وزارت کشور و مسؤول ستاد انتخابات کشور در زمان حجت الأسلام والمسلمین عبدالله نوری، عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و جبهه مشارکت ایران اسلامی، در تاریخ ۲۳ خرداد ماه ۱۳۸۸ بازداشت و بعد از ۹ ماه، به دلیل وضعیت وخیم جسمی از زندان آزاد شد. وی در تاریخ ۲۴ مرداد ۸۹ در حالیکه هنوز در بستر بیماری بود، دوباره روانه زندان اوین شد. تاج زاده به ۶ سال حبس و ۱۰ سال محرومیت از فعالیت سیاسی و مطبوعاتی محکوم شده است.
۵. دکتر احمد زیدآبادی، روزنامه‌نگار، دبیرکل تشکل قانونی دانش آموختگان ایران اسلامی، عضو شورای مرکزی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات، پس از نوشتن نامه انتقادی به رهبر جمهوری اسلامی در فردای انتخابات بازداشت شد. علیرغم تأمین وثیقه در ۱۲ مهر گذشته از آزادیش جلوگیری شد. دادگاه، او را به ۶ سال حبس و ۵ سال تبعید در گناباد محکوم کرده است. برای تشدید رنج زندانی از تاریخ ۱۲ بهمن ۸۸ از زندان اوین به زندان رجایی‌شهر کرج تبعید شده است. زیدآبادی از لحظه بازداشت تاکنون به مرخصی نیامده است.
۶. عیسی سحرخیز، روزنامه‌نگار، رییس اسبق اداره مطبوعات خارجی وزارت ارشاد، مدیر مسؤول و سردبیر روزنامه اخبار اقتصاد و ماهنامه آفتاب که هر دو توقیف شده است، عضو مؤسس شورای مرکزی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات، برادر شهید، در تاریخ ۱۲ تیر ۸۸ بازداشت و پس از مدت‌ها انفرادی به سه سال حبس و پنج سال محرومیت از فعالیت‌های سیاسی و مطبوعاتی محکوم شد. سحرخیز به دلیل اعتراض به اولیاء زندان در اردیبهشت امسال به زندان رجایی شهر کرج تبعید شد. وضعیت جسمانی وی بسیار وخیم است.
۷. دکتر داود سلیمانی استاد دانشگاه تهران، برادر شهید، جانباز جنگ و عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی، در تاریخ ۲۶ خرداد ۸۸ بازداشت و به ۳ سال زندان محکوم شد. دکتر سلیمانی در پی ارسال نامه سرگشاده به جناب آقای خامنه ای در شرح بازجویی‌هایش و درخواست اعزام گروهی از سوی رهبری برای رسیدگی به امور زندانیان، در تاریخ ۲۰ اردیبهشت به زندان رجایی‌شهر کرج تبعید شد. وضعیت جسمانی وی بسیار وخیم و نیازمند مراقبت‌های ویژه پزشکی است.
۸. مهندس کیوان صمیمی، روزنامه نگار و فعال سیاسی با سابقه زندان در زمان شاه، دو برادر مبارزش قبل و بعد از انقلاب اعدام شده اند، مدیر مسؤول هفته نامه توقیف شده نامه، عضو تشکلهای مدنی شورای ملی صلح، کمیته پی‌گیری بازداشت‌های خودسرانه، کمیته حمایت از حقوق شهروندی و کمیته دفاع از حق تحصیل؛ یک روز پس انتخابات بازداشت و به ۶ سال حبس به علاوه ۱۵ سال محرومیت از فعالیتهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی محکوم شده است. در زندان اوین محبوس است.
۹. مهندس محمد فرید طاهری قزوینی، عضو شورای مرکزی نهضت آزادی ایران،عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی مهندسین، داماد مهندس محمد توسلی نخستین شهردار تهران پس از انقلاب، تاریخ بازداشت ۲۷ دی ۸۸، محکوم به ۳ سال حبس، زندان اوین
۱۰. حجت الأسلام والمسلمین احمد قابل، از شاگردان فاضل مرحوم مغفور آیت الله العظمی‌منتظری و نویسنده چند نامه انتقادی به جناب آقای خامنه ای، در تاریخ ۳۰ آذر ۸۸ در حال عزیمت به قم برای شرکت در مراسم تشییع جنازه استادش بازداشت و بعد از تحمل ۱۷۰ روز زندان در تاریخ ۲۰ خرداد ۸۹ به قید وثیقه آزاد شد. وی پس از افشای اعدامهای دسته جمعی زندان مشهد و سخنرانی ها و مقالات انتقادی بار دیگر در تاریخ ۲۳ شهریور ۸۹ احضار و روانه زندان وکیل آباد مشهد شد. قرار است ۳۰ آبان به دادگاه برود.
۱۱. عبدالله مؤمنی، معلم آموزش و پرورش، سخنگوی تشکل قانونی دانش آموختگان ایران اسلامی، برادر شهید و سرپرست یتیمان آن شهید، تاریخ بازداشت ۳۱ خرداد ۸۸، پس از ماهها تحمل سلول انفرادی به ۴ سال و ۱۱ ماه حبس به حکم دادگاه تجدید نظر محکوم شد. در تاریخ ۴ اسفند ۸۸ به قید وثیقه آزاد شد، اما در تاریخ ۲۴ فروردین ۸۹ دوباره به زندان بازگردانده شد. او داستان شکنجه هایش را در زندان طی نامه‌هایی سرگشاده به رهبری و دادستان منتشر کرده است.
۱۲. دکتر محسن میردامادی استاد دانشگاه تهران، رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس ششم، استاندار اسبق خوزستان، دبیرکل جبهه مشارکت ایران اسلامی، در تاریخ ۳۰ خرداد ماه ۱۳۸۸ بازداشت شد. در تاریخ ۲۷ اسفند ماه با تودیع وثیقه از زندان آزاد شد. در تاریخ ۳ خرداد ۸۹ دوباره به زندان اوین بازگردانده شد. او به ۶ سال حبس و ۱۰ سال محرومیت از فعالیت سیاسی و مطبوعاتی محکوم شده است.
۱۳. محمدامین هادوی، فرزند نخستین دادستان کل انقلاب اسلامی مهدی هادوی، از فرماندهان جنگهای نامنظم فتح سوسنگرد به فرماندهی شهید دکتر مصطفی چمران، عضو سابق اتاق بازرگانی تهران، کارشناس اقتصادی، تاریخ بازداشت اول آبان ۸۹، زندان اوین
۱۴. دکتر ابراهیم یزدی، وزیر اسبق خارجه، عضو شورای انقلاب، دبیرکل نهضت آزادی ایران، با بیش از ۷۹ سال سن در تاریخ ۷ دی ۸۸ بازداشت شد، به دلیل بیماری در تاریخ ۲۱ بهمن به بیمارستان منتقل و در تاریخ ۵ اسفند ۸۸ آزاد شد. دکتر یزدی در تاریخ ۹ مهرماه ۸۹ به اتهام شرکت در نماز فاقد مجوز! در اصفهان بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.

• فهرست شماره دو
زندانیان سیاسی بی‌گناهی که فی الجمله می شناسم (به ترتیب حروف الفبا)

۱. سید احمدرضا احمدپور، طلبه حوزه علمیه قم، عضو جبهه مشارکت ایران اسلامی منطقه قم، تاریخ بازداشت فروردین ماه ۸۹، محکوم به یک سال حبس و خلع لباس روحانیت، محروم از حق مرخصی، زندان قم
۲. بهمن احمدی امویی، روزنامه‌نگار، همسر ژیلا بنی یعقوب، تاریخ بازداشت تیر ۸۸ ، محکوم به ۵ سال زندان، زندان اوین
۳. سید میلاد اسدی، عضو سازمان دانش‌آموختگان ایران اسلامی، تاریخ بازداشت آذر ۸۸، محکوم به ۷ سال حبس به حکم دادگاه تجدید نظر، زندان اوین
۴. حسن اسدی زیدآبادی، مسؤول واحد حقوق بشر سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی، تاریخ دومین بازداشت مرداد ۸۹ ، محکوم به ۵ سال حبس، زندان اوین
۵. محمد اولیایی فر، وکیل دادگستری، تاریخ بازداشت اردیبشت ۸۹، محکوم به یک سال حبس، ممنوع‌الملاقات، زندان اوین
۶. مسعود باستانی، روزنامه نگار، تاریخ بازداشت تیر ۸۸، محکوم به ۶ سال حبس، محروم از مرخصی استعلاجی علیرغم عفونت و درد شدید فک و دهان، از ۲۶ خرداد ۸۹ تبعید به زندان رجایی شهرکرج
۷. رسول بداغی، معلم آموزش و پرورش، عضو کانون صنفی معلمان، تاریخ بازداشت شهریور ۸۸، محکوم به ۶ سال حبس و ۵ سال محرومیت اجتماعی، از ۲۶ خرداد ۸۹ تبعید به زندان رجایی شهر کرج
۸. محسن برزگر، دبیر فرهنگی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل، عضو منتخب شورای دفتر تحکیم وحدت، تاریخ بازداشت اسفند ۸۸، محکوم به ده ماه زندان، زندان اوین
۹. مجید توکلی، عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی پلی تکنیک امیرکبیر،تاریخ بازداشت ۱۶ آذر ۸۸، محکوم به ۸ سال و نیم حبس و ۵ سال محرومیت سیاسی و ۵ سال ممنوع الخروج از کشور، از تاریخ ۲۸ مرداد ۸۹ تبعید به زندان رجائی شهر کرج
۱۰. علی جمالی، مسئول کمیته سیاسی سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی، تاریخ بازداشت مرداد ۸۹ ، محکوم به ۴ سال حبس، زندان اوین
۱۱. هاشم خواستار، معلم آموزش و پرورش، رئیس کانون صنفی معلمان مشهد، تاریخ بازداشت تیر ۸۸، محکوم به ۲ سال حبس، محروم از مرخصی استعلاجی علیرغم بیماری های متعدد، زندان وکیل آباد مشهد
۱۲. محمد داوری، معلم آموزش و پرورش، عضو شورای مرکزی سازمان معلمان ایران، جانباز جنگ، سردبیر وبسایت سحام نیوز (سایت رسمی حجت الاسلام مهدی کروبی)، دارای نقش کلیدی در افشای فجایع بازداشتگاه کهریزک، تاریخ بازداشت ۱۷ شهریور ۸۸، محکوم به ۵ سال حبس، محروم از مرخصی، زندان اوین
۱۳. مجید دری، دانشجوی محروم از تحصیل، عضو شورای دفاع از حق تحصیل، تاریخ بازداشت ۱۸ تیر ۸۸، محکوم به شش سال حبس در دادگاه تجدید نظر، تبعید به زندان بهبهان
۱۴. امیرخسرو دلیرثانی، عضو جنبش مسلمانان مبارز، تاریخ بازداشت دی ۸۸ ، محکوم به ۴ سال حبس به حکم دادگاه تجدید نظر، زندان اوین
۱۵. محمدرضا رزاقی، وکیل دادگستری و عضو کمیته حقوقی ستاد مرکزی انتخاباتی مهندس میر حسین موسوی، تاریخ بازداشت شهریور ۸۹، محکوم به یک سال حبس، بند ۳۵۰ زندان اوین
۱۶. حشمت الله طبرزدی، فعال سیاسی، دبیر کل جبهه دموکراتیک ایران، مدیر مسئول نشریه توقیف شده پیام دانشجو، برادر دو شهید، تاریخ بازداشت دی ۸۸، محکوم به ۹ سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق به جرم توهین به رهبری، تبعید به زندان رجائی شهر کرج
۱۷. احسان عبده تبریزی، دانشجوی دکترای علوم سیاسی دانشگاه دورهام انگلستان، تاریخ بازداشت دی ۸۸ در حالی که برای دیدار با خانواده به ایران بازمی‏گشت، تاریخ برگزاری دادگاه ۸ آبان ۸۹، هنوز حکم صادر نشده است، زندان اوین
۱۸. حمزه کرمی، از فرماندهان سپاه در دوران دفاع، رئیس اسبق ستاد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی استان تهران، فرماندار اسبق ورامین، مدیر دفتر ریاست جمهوری در دولت‌های اکبر هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی، مسئول ستاد مطبوعاتی هاشمی رفسنجانی در انتخابات نهم ریاست جمهوری، مدیر وبسایت جمهوریت، تاریخ بازداشت خرداد ۸۸، محکوم به یازده سال حبس به حکم دادگاه تجدید نظر، زندان اوین
۱۹. نوید محبی، وبلاگ‌نویس ۱۸ ساله، تاریخ بازداشت شهریور ۸۸، دادگاه وی در ۲۳ آبان برگزار شده است، زندان ساری
۲۰. مهدی محمودیان، روزنامه نگار، فعال حقوق‌بشر، عضو جبهه مشارکت ایران اسلامی، نقش عمده در افشای فجایع بازداشتگاه کهریزک، تاریخ بازداشت شهریور ۸۸، محکوم به ۵ سال حبس به حکم دادگاه تجدید نظر، تبعید به زندان رجائی شهر کرج
۲۱. محمدرضا مقیسه، رزمنده دوران جنگ، روزنامه‌نگار، سردبیر مجله بیست ساله‌ها، عضو کمیته پیگیری امور بازداشت‌شدگان و آسیب‌دیدگان حوادث پس از انتخابات، تاریخ دومین بازداشت مهر ۸۹ ، محکوم به ۶ سال حبس، زندان اوین
۲۲. علی ملیحی، روزنامه نگار، عضو سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی، تاریخ بازداشت بهمن ۸۸ ، محکوم به ۴ سال حبس به حکم دادگاه تجدید نظر، زندان اوین
۲۳. محمد نوری زاد، نویسنده، مستندساز و روزنامه نگار سابقا نزدیک حکومت، بعد از نوشتن چند نامه انتقادی به آقای خامنه ای در آذر ۸۸ بازداشت شد. به اتهام توهین به رهبری به ۳ سال و نیم حبس و ۵۰ ضربه شلاق محکوم شد. تیر ۸۹ با قید وثیقه به مرخصی آمد، اما پس از انتشار ششمین نامه سرگشاده اش به آقای خامنه ای دوباره به زندان اوین بازگردانده شد. علیرغم اینکه از عفونت پیشرفته فک و دندان رنج می برد در زندان تحت فشار است.
۲۴. بهاره هدایت، فعال دانشجویی، عضو دفتر تحکیم وحدت، تاریخ بازداشت دی ۸۸ ، محکوم به ۹ سال و نیم زندان به حکم دادگاه تجدید نظر، بند متادون زندان اوین

• فهرست شماره سه
بازداشت شدگان سیاسی که فی الجمله بر بی‌گناهی شان شاهدم

۱. زینب بحرینی، دانشجوی کارشناسی ارشد فیزیک دانشگاه شیراز، رییس ستاد جوانان میرحسین موسوی در استان فارس، تاریخ بازداشت ۲۳ آبان ۸۹، بازداشتگاه اطلاعات شیراز
۲. محمد حیدرزاده، عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهركرد، عضو منتخب شورای مركزی دفتر تحكیم وحدت، تاریخ بازداشت ۱۶ آبان ۸۹ ، زندان اوین
۳. نازنین خسروانی، روزنامه نگار، تاریخ بازداشت ۱۲ آبان ۸۹، زندان اوین
۴. حسین زرینی، عضو ستاد ایثارگران مهندس میر حسین موسوی، تاریخ بازداشت اردیبهشت ۸۹، محروم از تماس تلفنی و ملاقات با خانواده، زندان اوین
۵. نسرین ستوده، مادر ۲ فرزند ۳ و ۱۲ ساله، وکیل دادگستری و فعال جنبش زنان، تاریخ بازداشت شهریور ۸۸، زندان اوین
۶. محمد صابر عباسیان، رئیس ستاد جوانان ۸۸ استان فارس، تاریخ بازداشت فروردین ۸۹، زندان عادل آباد شیراز
۷. محمد عزلتی مقدم، سردار سپاه در زمان دفاع، عضو دفتر سیاسی سپاه، ریاست نمایشگاه هوائی وزارت دفاع، رئیس کمیته ایثارگران ستاد انتخاباتی مهندس موسوی، تاریخ بازداشت ۱۹ آبان ۸۹، زندان اوین
۸. محمد رضا (حسین) فرزین، جانباز شیمیایی جنگ، فعال سیاسی، معاون قرارگاه خاتم الانبیا سپاه در دوران جنگ، مسئول سابق روابط عمومی شهرداری مشهد در دوره اصلاحات، تاریخ بازداشت مهر ۸۹، مبتلا به بیماری قلبی، زندان وکیل آباد مشهد
۹. علی قلی زاده، دبیر انجمن اسلامی دانشگاه شاهرود،عضو منتخب شورای مركزی دفتر تحكیم وحدت، تاریخ بازداشت ۱۴ آبان ۸۹ ، زندان اوین
۱۰. علیرضا کیانی، دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه مازندران، عضو منتخب شورای مركزی دفتر تحكیم وحدت، تاریخ بازداشت ۱۶ آبان ۸۹ ، زندان اوین
۱۱. مرتضی کیانی، برادر علیرضا، تاریخ بازداشت ۲۱ آبان ۸۹ ، زندان اوین
۱۲. حمید محسنی، رئیس دفتر مهندس میرحسین موسوی، تاریخ بازداشت شهریور ۸۹، ممنوع الملاقات، زندان اوین
۱۳. داریوش ممبینی، جانباز جنگ، عضو شورای شهر اهواز، تاریخ بازداشت مهر ۸۹ ، زندان اهواز
۱۴. مهندس شفیق هادوی، مهندس معدن و دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت، نوه مهدی هادوی نخستین دادستان کل انقلاب اسلامی، تاریخ بازداشت ۴ آبان ۸۹، قرار بود طی هفته ای که بازداشت شد از پایان نامه خود دفاع کند. زندان اوین