آقای کدیور در ویرایش جدید منشور سبز – آن طور که آقای مهاجرانی هم در گزارش ما اشاره کردند – کمتر به دین ومذهب استناد شده است. آیا محتوای این منشور در مقایسه با نسخه قبلی آن از این نظر تغییری کرده است؟

 

فکر نمی کنم در ویرایش دوم منشور سبز تغییر جدی نسبت به ویرایش اول صورت گرفته باشد. محتوا حفظ شده، البته برخی کلمات تغییر کرده ودر مجموع منشور سبز در ویرایش دوم پخته تر از ویرایش اول به نظر می رسد.

 

فکر می کنید که چرا این کلماتی که شما به آن اشاره کردید تغییر کرده با این حساب؟

 

به دلیل سوء استفاده فراوان حکومت ایران از مسئله دین ومذهب، نوعی حساسیت منفی در جامعه ایجاد شده است. بسیاری از همراهان جنبش سبز، چه بسا برخی واژه ها را که می شنوند در درجه اول عملکرد منفی جمهوری اسلامی در استفاده ابزاری در امور دینی به ذهنشان بیاید، بنا براین در حد اطلاع من آقایان موسوی وکروبی تصمیم گرفتند که از تعابیری که ممکن است مورد سوء تفاهم واقع شود ومعنای منفی مشترک با سوء استفاده های جمهوری اسلامی به ذهن برخی متبادر کند، اجتناب کردند و از تعابیر شفاف تر و روشن تری استفاده کردند.

 

نکته دیگری را که می توانم اضافه کنم این است که در این فاصله دوساله آقایان موسوی وکروبی قدم های بلند نظری و اندیشه ای برداشته اند. فی الواقع هم ایشان به جنبش سبز کمک کرده اند وهم جنبش سبز برای توسعه اندیشه آنها گام های بلندی براشته است، تعاملی طرفینی. هیچ کدام از این دو نفر آن افراد دو سال پیش نیستند، سخن مردم را شنیده اند ومطالبات مردم را بررسی کرده اند واز میان آنها گزینش کرده خود را با درخواستهای برحق مردم تطبیق کرده اند.

 

به نظر می رسد که ما در این دوسال توانسته ایم فراگیرتر، متنوع تر، متکثرتر و با رواداری و مدارای بیشتری با مردم ایران سخن بگوییم. من همه اینها را به فال نیک می گیرم. این تحولات به معنای این نیست از بار باورهای دینی رهبران کاسته شده باشد، برعکس رهبران جنبش سبز – که اکنون نمی دانیم در کجا زندانی هستند، و هر کجا هستند خدا به همراهشان باشد – توانسته اند جنبش را فرا گیرتر بکنند و صدای مردم را بهتر و واقعی تر انعکاس دهند.

 

شما اشاره کردید که استفاده از بعضی واژه ها پرهیز شده است ، فکر نمی کنید که گروهایی از جامعه که مذهبی تر باشند ممکن است به این واکنش منفی نشان بدهند، برعکس گروههای سکولاری که به نظر می آید که هدف این بوده است که جذب این جنبش بشوند وجذب این منشور شوند ؟

 

خوشبختانه اهالی جنبش سبز خدمتگزاران خودشان را – که حتی نام رهبر را متواضعانه بر خودشان ننهاده اند – به نیکی می شناسند. در تدین و صداقت موسوی و کروبی کسی تردید ندارد، و سابقه دینی آنها بسیار روشن است. بعلاوه عالمان دین و مراجع تقلیدی که همواره مدافع این جنبش بوده اند، از مرحوم آیت الله منتظری که در سال اول این جنبش رهبر معنوی جنبش محسوب می شدند، وهکذا الآن برخی مراجع تقلید که صراحتاً نسبت به حصر آقایان موسوی وکروبی عکس العمل نشان داده اند، همانند آیت الله بیات، آیت الله دستغیب شیرازی، آیت الله بیات زنجانی وهمچنین آیت الله موسوی اردبیلی به دیانت و سوابق نیکوی ایشان شهادت داده اند. آقای موسوی اردبیلی بیش از همه میرحسین موسوی را در زمان سال ۸ نخست وزیری ایشان در زمان مرحوم ایت الله خمینی می شناسد. مردم دیندار نیز متوجه حساسیت مسئله هستند. در مجموع من فکر می کنم متدینان در باورهای دینی رهبران جنبش سبز هیچ تردیدی ندارند و این تغییرات عبارتی منشور سبز کمترین سوء ظنی را در دینداران جنبش سبز ایجاد نکرده است.

 

مدتی است که این منشور بیرون آمده است وشما اشاره کردید که به نظر نمی آید که واکنش منفی را باعث شده باشد، ولی از آن طرف آیا واکنش مثبتی را شما شاهد بودید ویا نتیجه ای هم داشته این تغییراتی که داده شده است تا حالا؟

 

اولا از انتشار ویرایش دوم منشور سبز زمان زیادی نمی گذرد (کمتر از دو هفته) تا ارزیابی مثبت یا منفی از آن قابل ارائه باشد. ثانیا این تغییرات را همانطور که اشاره کردم تغییرات چشم گیری نیست وصرفاً برخی تعابیر در جهت فراگیرتر کردن جنبش عوض شده است. درصد اندکی در کشورمان غیرمسلمان هستند ، درصدی را مسلمانان غیر شیعه تشکیل می دهند، درصد قابل توجهی دارای زبان وقومیت ویژه هستند. نیمی از جامعه ما را زنان تشکیل می دهند. ویژگی ویرایش دوم این است که به تمام این موارد عنایت کرده وکوشیده هر نوع سوء تفاهمی که بواسطه عملکرد سوء جمهوری اسلامی در حوزه های تبعیض مذهبی، دینی، قومیتی و جنسیتی ایجاد شده را مرتفع بکند. این تغییر را مثبت ارزیابی می کنم.

 

اگر این منشور بخواهد آینده این جنبش سبز را ترسیم بکند آیا برای مدل حکومتی که منشور جنبش سبز آن را مطلوب خودش می داند ، می توانیم در دنیا نمونه ای را بیاوریم وبگوئیم که این نمونه مد نظر است؟

 

هر دو ویرایش منشور جنبش سبز در زمینه مدل حکومتی کمتر سخن گفته است. تا کنون آنچه را که ذکر کرده این بوده که می خواهد مبارزه را برای رفع خود کامگی، بدست آوردن حقوق و آراء قانونی مردم از طریق مسالمت آمیز دنبال کند. بی شک آینده سیاسی نظام در گرو رفراندمی خواهد بود که در همین قانون اساسی هم پیش بینی شده، واراده ملی و افکار عمومی آن را به قانون ستیزان وخشونت گرایان تحمیل خواهد کرد.

 

نگفته پیداست که این ویرایش ویرایش نهایی نیست، تنها قدم دوم است. آنچه در مورد چهار چوب در این منشور آمده ادامه مبارزه در چهارچوب قانون اساسی با تکیه بر تغییرپذیر بودن آن با اراده ملت است. در مورد اینکه نظام مطلوب چگونه باید باشد فراتر از رعایت چارچوبهای قانونی گفته ما می خواهیم به اراده ملی و آراء عمومی مراجعه کنیم.