دریافت فایل صوتی “قرآن و انسان معاصر (۴۴)”

 [podcast]http://mkadivar.wpengine.com/wp-content/uploads/2006/10/44.-851021.mp3[/podcast]

هدايت الهي يا عامه است يا خاصه. هدايت خاصه مختص برخي انسانها مي شود. اين هدايت مترتب بر پذيرش آزادانه هدايت عامه تشريعي مي باشد. هدايت خاصه هدايتي تكويني است. تنها با مشيت الهي چنين هدايتي نصيب بندگان مقرب مي شود.

در باره هدايت خاصه پرسشهائي قابل طرح است: هدايت خاصه شامل چه انسانهائي نمي شود؟ خداوند چه كساني را هدايت نمي كند؟ قرآن چه گروههايي از مردم را محروم از هدايت(خاصه) معرفي مي كند؟ويژگي اصلي و فصل مشترك محروميت از هدايت الهي چيست؟ با توجه به تكويني بودن هدايت خاصه و انحصار چنين هدايتي به خداوند و مشيت بالغه او، آيا هدايت و ضلالت جبري نخواهد بود؟ آيا ضلالت همان عدم هدايت است يا بين هدايت و ضلالت واسطه است؟ آيا همچنانكه هدايت خاصه منحصرا به دست خداوند است، ضلالت و اضلال مقابل آن نيز قابل انتساب به خداوند است؟ و در اين صورت “يضل من يشاء” (هر كه را بخواهد گمراه مي كند) اولا به چه معنا است؟ و ثانيا آيا دلالت بر جبري بودن ضلالت و گمراهي ندارد؟ اين قسمت از بحث به پاسخگوئي به پرسشهاي يادشده اختصاص دارد.

هدايت عامه تشريعيه همه آدميان را در بر مي گيرد. انسانها در برابر دو رسول الهي يعني عقل به مثابه رسول باطني و پيامبران به مثابه رسولان ظاهري با اختيار و آزادي دو دسته مي شوند: دسته اي راه خدا را انتخاب مي كنند، هدايت مي پذيرند و “مهتدي” مي شوند؛ و دسته اي ديگر پس از شناخت راه حق از باطل، از پيمودن راه خدا آزادانه استنكاف مي كنند و به بيراهه مي روند و گمراه مي شوند. بنابراين هدايت و ضلالت تشريعي با آزادي و اختيار انسانها حاصل مي شود. اين هدايت و ضلالت “ابتدائي” است.

در مرحله هدايت خاصه سنت الهي بر تثبيت و ازدياد هدايت مهتديان (هدايت پذيرفتگان) و تثبيت ضلالت گمراهان (غير مهتديان) تعلق مي گيرد. هدايت و ضلالت در اين مرحله “مجازاتي” است. هدايت مجازاتي پاداش خداوند به انسانهايي است كه در مرحله پيشين هدايت عامه تشريعي الهي را پذيرا شده اند و مهتدي گشته اند. خداوند مهتديان را در دنيا و آخرت از هدايت ويژه خود بهره مند مي كند. مهتدي بواسطه حسن اختيارش در مرحله پيشين از اين هدايت مضاعف برخوردار شده است. اگرچه هدايت خاصه منحصرا در يد مشيت الهي است، اما در گرو مقدمه اختياري انساني است.

ضلالت مجازاتي لازمه منطقي ضلالت ابتدائي است. انسانهائي كه در مرحله پيشين هدايت عامه تشريعي را با آگاهي و اختيار پذيرا نشده اند و با سوء اختيار خود به بيراهه رفته و گمراه شده اند. خداوند ضلالت گمراهان را در دنيا و آخرت تثبيت مي كند. تثبيت ضلالت همان ضلالت مجازاتي يا اضلال الهي است. اين اضلال يا ضلالت مجازاتي محصول لاينفك سوء اختيار پيشين انسان بوده دلالتي بر جبر ندارد؛ بلكه مقتضاي اختيار و عدالت است.

تقابل هدايت و ضلالت تقابل تناقض است، از قبيل وجود و عدم يا نور و ظلمت. ضلالت يعني عدم هدايت. بين هدايت و ضلالت واسطه اي نيست. ضلالت امري عدمي است. ضلالت بي بهرگي از هدايت است. انسانها يا در راهند و راه يافته اند، يا از راه به در شده اند، به بيراهه رفته اند و گمراه شده اند. هدايت با صراط مستقيم و سبل الي الله ملازم است.هر كه در اين صراط و يا سبل منتهي به آن نبود در ضلالت است.

قرآن كريم محرومان از هدايت خاصه را با هفت تعبير معرفي كرده است: ظالمان، كافران، فاسقان، مسرف كذاب، كاذب كفار، گمراه،و كيد خائنان.

اول، “خداوند قوم ظالم را هدايت نمي كند” (بقره/۲۵۸، آل عمران/۸۶، توبه/۱۹ و ۱۰۹، صف/۶۲؛ مائده/۵۱، انعام/۱۴۶، قصص/۵۰، احقاف/۱۰). ظلم انحراف از طريق عدالت، تجاوز از حق و عدول از عمل شايسته به ناشايست است. ظلم به اعتبار متعلق بر سه قسم است: اول، ظلم به خود كه ريشه هر دو ظلم بعدي است.دوم، ظلم به خداوند كه شامل كفر و شرك و نفاق مي شود. سوم، ظلم به ديگر مردم. خداوند ظالمان را دوست ندارد. ظالمان به سعادت نمي رسند. ظالمان از هدايت خاصه خداوند محرومند.

دوم، “خداوند قوم كافر را هدايت نمي كند” (بقره/۲۶۴، توبه/۳۷؛ مائده/۶۷،نحل/۱۰۷). كفر در لغت پوشاندن شيء است. كافر به شب و زارع اطلاق مي شود، چرا كه اولي اشخاص را مي پوشاند و دومي بذر را در خاك پنهان مي كند. كفران نعمت به ترك اداي شكر آن نعمت است. كفر در دين پوشاندن حق خداوند است. آنكه خدا را شناخته اما او را انكار مي كند. كفر اخص از ظلم است.

“آنانكه كفر ورزيدندو از راه خدا جلو گرفتند، گمراه شدند گمراه شدني دور.آنانكه كفر ورزيدند و ظلم كردند، اينگونه نيست كه خداوند ببخشايدشان و به راه هدايتشان كند، مگر به راه جهنم كه تا ابد در آن جاودانه اند و اين بر خدا آسان است.”(نساء/۱۶۸-۱۶۶). خداوند آنان كه ايمان آوردند با قول ثابت در حيات دنيا و در آخرت تثبيت مي كند و ظالمين را گمراه مي كند و خداوند آنچه را بخواهد انجام مي دهد.(ابراهيم/۲۷). اين اضلال ضلالت مجازاتي است كه نصيب كافران يا ظالمان مي شود.

سوم، “خداوند قوم فاسق را هدايت نمي كند” (مائده/۱۰۸، توبه/۲۴، صف/۵؛ منافقون/۶). فسق در لغت به معناي خروج خرما از پوسته آن است و گفته مي شود كه استعمالش درمعناي اصطلاحي رايج با قرآن آغاز شده است. فسق اصطلاحا به معناي خروج از زي شرع است اعم از خروج نظري (كفر) يا عملي، اگرچه اغلب در كسي استعمال مي شود كه با پذيرش التزام به شرع در عمل به احكام آن اخلال مي كند. بر اين اساس فسق اعم از كفر و اخص از ظلم است.” آنگاه كه منحرف شدند خداوند دلهايشان را منحرف كرد، خداوند قوم فاسق را هدايت نمي كند”(صف/۵). انحراف اول ابتدائي و از سوي انسان است.انحراف دوم مجازاتي و تثبيت انحراف اول و از سوي خداوند است.

چهارم، “خداوند كسي را كه مسرف كذاب باشد هدايت نمي كند” (غافر/۲۸). اسراف تجاوز از حد در افعال انساني اعم از مال و جان و نفس است. خداوند مسرفان را دوست ندارد.

پنجم، “خداوند كسي را كه كاذب كفار (بسيار كفر ورزنده) باشد هدايت نمي كند”(زمر/۳). كفار اعم از كفران فراوان نعمت يا بسيار پوشاننده حق.

ششم،” ما در هر امتي رسولي فرستاديم كه خدا را عبادت كنيد و از طاغوت اجتناب كنيد،برخي را خدا هدايت كرد و برخي را بر ضلالت تثبيت كرد.پس در زمين سير كنيدپس بنگريد عاقبت دروغگويان چگونه بوده است.اگر بر هدايت ايشان حريصي خداوند آنكه را گمراه كرده است هدايت نمي كند و ياوري براي ايشان نيست”(نحل/۳۶ و۳۷). هدايت و اضلال منسوب به خداوند در اين آيات مجازاتي است. انگار اين جملات در تقدير است: برخي هدايت را پذيرفتند و برخي نپذيرفتند (هدايت و ضلالت ابتدائي) آنگاه خداوند خداوند در هدايت و ضلالتي كه اختيار كرده بودند تثبيتشان كرد. خداوند آنكه را كه خود به بيراهه رفته و قصد بازگشتن هم نكرده (توبه) هدايت نمي كند.

هفتم، “خداوند كيد خائنان را هدايت نمي كند[به مقصد نمي رساند]” (يوسف/۵۲). خيانت مخالفت با حق از طريق نقض عهد در نهان است. خائن مطلقا از طريق خيانت به مقصودش نمي رسد و سنت الهي بر مفتضح كردنش تعلق گرفته است. خيانت باطل است و باطل دوام نخواهد داشت.خداوند خائنان را دوست ندارد.

وجه مشترك هر هفت تعبير تجاوز از حق است چه ظلم در حق خداوند (كفر و فسق) چه اسراف و خيانت و كذب. هدايت خاصه الهي شامل حال آنانكه با اختيار ظلم كرده از راه حق به در رفته اند نمي شود.

سنت هدایت ۱ قرآن و انسان معاصر(۴۳)، (سنن الهي۸) ، حسینیه ارشاد