سايه  آفتاب [۱]

مرز اطاعت

«اطاعت  از مخلوق  در معصيت  خالق  روا نيست »[۲]

از غير خداوند، تا جايي  مي توان  اطاعت  كرد كه  معصيت  در كار نباشد. مرز هر اطاعتي ، رعايت  حدود الهي  است . المامور معذور در منطق  اسلامي  مردود مي باشد. در شريعت  ما هر اطاعتي  مقيد به  عدم معصيت  است . اين  حديث  شريف  بازگوكننده  يكي  از اصول  انديشه  اسلامي  مي باشد.

 

قداست  جامعه امام  علي (ع) در عهدنامه  مالك  اشتر: «بارها از پيامبر خدا(ص ) شنيدم  كه  مي فرمود: ملتي  كه حقوق  ضعيفان  آن  از قدرتمندان  با صراحت  و قاطعيت  گرفته  نشود، منزه  و پاك  نخواهد شد.»[۳]

در نظر پيامبر اسلام (ص ) جامعه  مقدس  جامعه اي  است  كه  افراد ناتوان  و فرودست  بي آنكه بترسند و به  لكنت  زبان  دچار شوند، بتوانند حق  خود را از افراد توانا و قدرتمند استيفا كنند. احقاق حق  بدون  اين كه  پيامد سوئي  متوجه  ذي حق  شود، آينه  طهارت  جامعه  است . امنيت  قضايي  ملاك قداست  جامعه  پيامبرپسند مي باشد.

 

حقوق  دوطرفه امام  علي (ع): «كسي  را حقي  نيست ، جز آن  كه  بر او نيز حقي  است ، و بر او حقي  نيست ، جز آن كه  او را بر ديگري  حقي  است .»[۴]

مطلق  حقوق  انساني  دوطرفه  است . هر حق  انساني  مسئوليتي  درپي  دارد. تنها حق  يك طرف  حق خداوند بر مخلوقاتش  است . دولت  و ملت  نيز حقوق  متقابل  دارند. عزت  جامعه  در گرو رعايت دقيق  اين  حقوق  از سوي  دولت  و ملت  است . تعاليم  اميرالمومنين (ع) در آموزش  حقوق  ملت  بر دولت ، نخستين  درس  بنيادي  حقوق  عمومي  در انديشه  اسلامي  به شمار مي رود.

 

 

ممنوعيت  تملق

پيامبر(ص ) از مدح  نهي  كرد و فرمود: به  صورت  مداحان  (و متملقان ) خاك  بپاشيد.[۵] پيامبر اسلام (ص ) از پيروانش  مي خواهد كه  متملقان  را مايوس  كنند، تشويقشان  نكنند، به  ايشان جايزه  ندهند، آنان  را ارتقا مقام  نبخشند. تملق ، نشانه  يك  فرهنگ  بيمار است  و از عوارض  يك جامعه  آفت زده . اوليا دين  و معلمان  معصوم  ما نه تنها مداحي  و تملق  را نپسنديده اند بلكه  با اين بيماري  فرهنگي  بشدت  مقابله  كرده اند و به جاي  مداحي  و ثناگويي ، نصيحت  و حق گويي  و تذكر عيوب  را توصيه  نموده اند. در جامعه  پيامبرپسند از مداحي ، تملق  و ثناگويي  خبري  نيست .

گمشده  مومن

امام  علي (ع): حكمت ، گمشده  مومن  است . حكمت  را فراگير هرچند از منافقان  باشد.[۶] صحت  و صدق  كلام  به  مطابقت  آن  با واقع  بستگي  دارد نه  به  ايمان  و نفاق  و كفر و شرك  گوينده كلام . گوينده  يك  كلام  حكيمانه  مي تواند مومن  باشد يا نباشد. چه بسا حكمت  از سوي  يك غيرحكيم  صادر شود. به نظر مولاي  متقيان  حتي  از دهان  غيرخودي ها نيز مي توان  سخن  حكيمانه شنيد. چرا كه  در ديدگاه  علوي  ملاك  حقانيت  كلام ، حكيمانه بودن  آن  است  نه  ايمان  و كفر گوينده اش .مسلمانان  با عمل  به  چنين  رهنمود حكيمانه اي  به  عصر طلايي  تمدن  و فرهنگ  اسلامي  در قرن چهارم  و پنجم  دست  يافتند.

 

مشاركت  در عقل  مردم

امام  علي (ع): هركه  خودراي  گرديد، به  هلاكت  رسيد، و هركه  با مردمان  مشاوره  كرد، خود را در خرد

آنان  شريك  ساخت .[۷]

خودرايي ، استبداد و عدم  مشورت  عامل  هلاكت  و مرگ  فرهنگي  است . مراجعه نكردن  به صاحب نظران  و خودداري  از مشورت  با ايشان  محروميت  از ارشادها و خيرخواهي هاي  آنان  را درپي  دارد. مشاوره  با مردم  مشاركت  در عقلهاي  ايشان  است . مراجعه  به  آراي  عمومي ، استفاده  از كارشناسي ها و خردمندي هاي  ديگران  عامل  حيات  فرهنگي  است . فرهنگ  زنده  در تضارب  آرا، مشاركت  عمومي  و مشورت  همگاني  حاصل  مي شود.

حق مداري

امام  علي (ع): دين  خدا با اشخاص  شناخته  نمي شود، بلكه  با نشانه  حق  (شناخته  مي شود). حق  را

بشناس ، اهلش  را خواهي  شناخت .[۸]

ملاك  شناخت  حق  و باطل  اشخاص  نيستند. بلكه  حق  و باطل  علامتهايي  دارند كه  با آن  علامتها تميز داده  مي شوند. اين  شخصيتها هستند كه  به  حق  شناخته  مي شوند نه  اين  كه  شاقول  حق شخصيت ها باشند، جامعه  بالغ  حق  مدار است  نه  شخصيت  محور. برمبناي  تعاليم  علوي  در جامعه اسلامي  اصالت  با ارزشهاست  نه  با شخصيت ها. در جامعه  شخصيت  محور، در تلاطم  حوادث  حق تحريف  مي شود، ارزشها شناور مي گردد و مردم  حيران  مي شوند.

 

خوش بيني

امام  علي (ع): به  سخني  كه  از دهان  كسي  برآيد، گمان  بدبردن  نشايد، چندان  كه  تواني  آن  را به  نيك

برگرداني .[۹]

يكي  از بنيادهاي  يك  جامعه  ديني ، خوش بيني  و اعتماد متقابل  افراد به  يكديگر است . برمبناي تعاليم  اسلامي  در قول  و فعل  مسلمان  اصالت  صحت  جاري  است ، يعني  تا آنجا كه  حمل  بر صحت ممكن  است ، حق داريم  قول  و فعل  ديگران  را حمل  بر باطل  و سو كنيم . اصل  بر صحت  و سلامت گفتار و كردار است  مگر اين كه  خلافش  اثبات  شود. اثبات  سو است  كه  دليل  مي خواهد نه  برعكس .

نتيجه  عمل  به  اين  اصل  علوي  جامعه اي  آكنده  از صفا، صميميت  و مهرباني  است ، يعني  جامعه اسلامي .

 

 

بزرگ ترين  عيب

امام  علي (ع): بزرگ ترين  عيب  آن  بود كه  چيزي  را زشت انگاري  كه  خود به  همانند آن  گرفتاري .[۱۰]

انسان  معمولا به  عيوب  خود توجه  ندارد. زشتي  عيب  را آنگاه  درك  مي كند كه  در ديگري مشاهده  كند. هر زمان  كه  قصد ملامت  ديگري  را داريم  به  خودمان  رجوع كنيم ; اگر خود را از آن  عيب بري  يافتيم ، حق  داريم  ديگري  را به  آن  عيب  ملامت  كنيم  والا تا خود را نساخته ايم  دم  فروبنديم . به نظر اميرالمومنين (ع) بزرگ ترين  عيب  يك  انسان  اين  است  كه  ديگران  را به  عيبي  كه  در خود سراغ دارد ملامت  كند.

 

روز عيد

امام  علي (ع): هر روز كه  خدا را در آن  نافرماني  نكنيد، روز عيد است .[۱۱]

عيد در لغت  از عود به معناي  بازگشت  است . در فرهنگ  اسلامي  روز عيد روز بازگشت  به  اصل الهي  است ، چرا كه  همه  از خداييم  و به  سوي  خدا مي رويم . پس ، آن  روز كه  با خدا يك رنگ  بوده ايم ، و با گناه  از او دور نشده ايم  روز عيد است . راستي  چگونه  ممكن  است  به  سبب  آنچه  خدا نمي پسندد به او نزديك  شد. روز عيد، روز تقرب  به  خداوند است . روز عيد روز شادماني  است . اما شادماني  انسان خداجو در رضاي  محبوب  است  نه  در لغو و لهب  و لعب .

 

عقل  و دين

امام  صادق (ع): كسي  كه  عاقل  است ، دين  دارد، و كسي  كه  دين  دارد، به  بهشت  مي رود.[۱۲]

در انديشه  اسلامي ، عقل  و دين  ملازم  هم  هستند. بدون  عقل  نه  دين  انتخاب  مي شود، نه  تماميت دين  به دست  مي آيد.

بدون  انتخاب  دين  نيز عقل  به  كمال  نمي رسد. عاقل  دين  را انتخاب  مي كند و با گزيدن  دين  به بهشت  مي رود. پس  دستيابي  به  بهشت  در گرو عقل  و دين  است .

 

فريضه  علم

امام  صادق (ع): پيامبر خدا(ص ) فرمود: طلب  علم  بر هر مسلماني  واجب  است . آگاه  باشيد، خداوند علم  را دوست  دارد.[۱۳]

يكي  از فرائض  ديني  طلب  علم  است . دانش آموزي  از واجبات  اسلامي  مي باشد همچنان كه نماز

و روزه  و حج  از واجبات  است .

علم  فريضه  در علوم  ديني  منحصر نيست . بعضي  علوم  واجب  عيني  است . و بعضي  ديگر يعني هر علمي  كه  مورد نياز جامعه  اسلامي  باشد  واجب  كفايي  است . مسلمان  كم دانش  و بي بهره  از علم، به  يكي  از فرائض  ديني  خود عمل  نكرده  است . مسلمانان  با عمل  به  اين  تعليم  بزرگ  نبوي ، يكي  از بزرگ ترين  فرهنگها و تمدنهاي  بشري  را بنياد نهادند. تجديد عزت  اسلامي  تنها با بسيج  همگاني براي  انجام  اين  فريضه  الهي  ميسر است .

 

نامسلماني

امام  صادق (ع): پيامبر خدا(ص ) فرمود: كسي  كه  صداي  انساني  را بشنود كه  از مسلمانان  كمك مي طلبد و به  ياريش  نشتابد، مسلمان  نيست .[۱۴]

زماني  كه  انساني  مورد ستم  و تجاوز واقع  مي شود و از مسلمانان  تقاضاي  كمك  مي كند، بر مسلمانان  واجب  است  كه  به  ياري  او بشتابند. بي گناه  مظلومي  كه  دست  ياري  به  سوي  مسلمانان  دراز كرده  است ، مرد باشد يا زن ، كودك  باشد يا بزرگسال ، هم وطن  باشد يا نباشد، حتي  مسلمان  باشد يا نباشد، فرقي  نمي كند، به  امر پيامبر اسلام (ص ) ياري  او واجب  است . اگر مسلماني  مورد بيداد و آزار واقع  شد و نداي  استغاثه ياللمسلمين  بلند كرد، ياري  او از اهميت  بيشتري  برخوردار است  و عدم اجابت  او عقاب  افزون تري  خواهد داشت . و اگر سرزميني  از سرزمينهاي  اسلام  از سوي  دشمنان  دين و عزت  مورد هجوم  واقع  شد و به  جان  و ناموس  و مال  مسلمانان  تجاوز شد، بي جواب گذاشتن  فرياد دادخواهي  آنان  خروج  از دايره  مسلماني  است . پيامبر رحمت  ياري نكردن  مظلومي  را كه  از مسلمانان تقاضاي  كمك  كرده  است ، نامسلماني  مي داند. مسلمان  نيست  آن  كس  كه  ضجه  استغاثه  مظلومان  را بي جواب  بگذارد.

 

محبوب ترين  مردم

امام  صادق (ع): از پيامبر خدا(ص ) سوال  شد: محبوب ترين  مردم  نزد خدا كيست  فرمود:

سودمندترين  مردم  براي  مردم .[۱۵]

از نگاه  پيامبر اسلام ، محبوب ترين  مردم  نزد خداوند كسي  است  كه  بيشترين  نفع  را براي  مردم داشته  باشد، آن كه  خيرش  به  مردم  مي رسد. كسي  كه  به  برداشتن  باري  از دوش  مردم  اقدام  مي كند.

آن كه  وسايل  راحتي  مردم  را تامين  مي كند; كسي  كه  دنياي  آسوده تري  را براي  مردم  مهيا مي كند.

خداوند حكيم  بنده  محبوب  خود را در ميان  خدمتگزاران  مردم  جستجو مي كند. از اين  رو خدمت  به مردم  در اسلام  عبادت  است  و سودمندبودن  براي  مردم  باعث  شمول  رحمت  خداوند مي شود.

 

نشانه هاي  مسلماني

امام  صادق (ع): بر شما باد تقواي  خدا، ورع، كوشش ، راستگويي ، امانتداري ، اخلاق  خوش  و حسن  همجواري . با غير زبانتان  (مردم  را) به  سوي  خودتان  دعوت  كنيد. زينت  باشيد. ننگ  نباشيد.[۱۶]

در فرهنگ  اسلامي ، به جاي  تبليغ  زباني  و شفاهي ، تبليغ  عملي  توصيه  شده  است . كه  دوصد گفته چون  نيم  كردار نيست . مسلمانان  واقعي  با اعمال  صالحشان  بزرگ ترين  مبلغان  اسلامند. آنان كه  در عمل  مسلمانند، زينت  اهل  دين  به  حساب  مي آيند و واعظان  بي عمل  ننگ  اهل  دين .

مسلماني  علامتهايي  دارد. بدون  پرهيزكاري  و خداترسي ، كوشش  و تلاش ، راستگويي  و امانتداري ، اخلاق  خوش  و رفتار نيك  با همسايگان ، چگونه  مي توان  از مسلماني  دم  زد ارزش  عفاف امام  صادق (ع): اميرالمومنين  صلوات الله  عليه  مي فرمود: افضل  عبادات  عفاف  است .[۱۷]

عفت  يكي  از ارزشهاي  اصيل  اسلامي  است . پاكدامني ، پرهيز از مصرف  اموال  حرام  و شبهه ناك عفت  چشم  و گوش  و زبان  بالاترين  عبادتهاست . با رعايت  ابعاد مختلف  عفاف  جامعه  از بسياري گناهان  و نافرماني هاي  خداوند مصون  مي شود. اسلام  با تكيه  فراوان  بر عفاف  و تعيين  مجازاتهاي سنگين  براي  آنها كه  اين  حريم  الهي  را زيرپا مي گذارند، عفاف  را از جمله  مهمترين  مرزهاي  الهي معرفي  كرده  است . آنگاه  كه  شهوت  بر جامعه  مسلط شود، دين  در حضيض  قرار گرفته  است .

 

سه  ديده  خندان

امام  باقر(ع): همه  ديده ها بجز سه  ديده  در قيامت  مي گريند: ديده اي  كه  در راه  (پاسداري  از دين) خدا بيدار مانده  است  و ديده اي  كه  از ترس  خداوند (اشك  از آن ) روان  شده  است ، و ديده اي  كه از محارم  خداوند به  زير افتاده  (و به  حرام  ننگريسته  است .)[۱۸]

در روز قيامت  همه  چشمها از كرده هاي  ناشايست  خود مي گريند. اما در روز فزع اكبر سه  ديده نمي گريد: چشم  سربازان  حريم  دين  و مرزداران  وطن  اسلامي  كه  شب  تا صبح  بيدار مانده اند.

چشم  خداترسان  كه  از خشيت  خداوند سيلاب  اشك  از آنها روان  شده  است .

و چشم  آنان  كه  در برابر محارم  خداوند بسته  مي شوند، به  زير مي افتند و حاضر نمي شوند آنچه را خداوند نمي پسندد بنگرند. آنان  كه  بر شهوت  خود پا مي نهند و عفت  چشم  را پاس  مي دارند و ديده  از حرام  فرو مي بندند. اين  سه  چشم  در زمان  گريه  چشمها مورد لطف  خداوند رحمان  هستند.

 

عمل  به  واجبات

امام  صادق (ع): پيامبر خدا(ص ) فرمود: به  واجبات  خداوند عمل  كن ، تا باتقواترين  مردم  باشي .[۱۹]

تقوا، با عمل  به  واجبات  و اجتناب  از محرمات  بدست  مي آيد. در جامعه اي  كه  به  مستحبات  بيش از واجبات  عنايت  مي شود، يا بعضي  فرائض  ديني  فداي  حفظ برخي  ظواهر مي شود، ارزشهاي  الهي مورد كم مهري  قرار گرفته  است . همه  واجبات  را بايد اطاعت  كرد. اين كه  از ميان  فرائض  الهي  به دلخواه  برخي  را گزينش  كنيم  و از برخي  ديگر  غافل  شويم ، شرط مسلماني  نيست . حريم  واجبات الهي  حريمي  پهناور است : از نماز تا حفظ حرمت  مومن ، از روزه  تا عدالت  اجتماعي ، از حج  تا آزادي هاي  مشروع، از اداي  خمس  تا نفي  سلطه  اجانب  و… واجبات  الهي  را پاس  بداريم .

منطق  يا زور

امام  علي (ع): «قوت  تسلط حجت  و دليل  بزرگتر از قوت  تسلط زور و قدرت  است »[۲۰]

حاكميت ، تسلط و غلبه اي  كه  از طريق  منطق  و  استدلال ، برهان  و حجت  محقق  شده  باشد، به اطاعت  و انقياد در ظاهر و باطن ، در خفا و آشكار منجر مي شود. حال  آنكه  حاكميت  مبتني  بر زور، قدرت  فيزيكي  و فشار تنها باعث  اطاعت  و انقياد ظاهر مي گردد. تسلط مبتني  بر حجت  و منطق زوال ناپذير است ، حال  آنكه  سيطره  مبتني  بر زور و فشار با زوال  قدرت  زايل  مي شود. حاكميت مبتني  بر زور و فشار و قدرت  فيزيكي  كمال  نيست ، آنچه  دين ، منش  و روش  علوي  مي پسندد و توصيه  مي كند، سيطره  برخاسته  از حجت  و منطق  است .

درس  عزت

از امام  حسين (ع) خواسته  شد حديثي  را كه  خود از رسول  خدا(ص ) شنيده  است  نقل  كند، فرمود:

رسول  خدا(ص ) مي فرمود:

«خداوند امور شريف  و عالي  را دوست  دارد و از امور پست  و حقير بيزار است ».[۲۱]

خداوند عزيز است  و عزت  و شرف  و علو را دوست  دارد. و ذلت  و حقارت  و دنائت  و پستي  را زشت  مي شمارد. بندگان  خداوند نيز بلندهمت اند. از ميان  امور «معالي » را مي جويند و از سفساف (امور پست  و حقير) مي گريزند. مومنان  سالكان  طريق  عزت اند. مومن  كجا و ذلت  كجا مومن  كجا و تحمل  پستي  و حقارت  كجا سيدالشهدا(ع) كه  معلم  عزت  و آزادگي  و عظمت  است  از ميان  تعاليم متعدد پيامبر، درس  عزت  را برگزيده  است . حيات  حسين (ع) ترجمان  اين  جمله  پرمغز جد بزرگوار اوست  و فرياد «هيهات  مناالذله» او تفسير اين  حديث  نبوي ، راه  حسيني  با اين  جمله  پيامبر آغاز مي شود.

نشانه  زوال  دولتها

امام  علي (ع) مي فرمايد: «زوال  دولتها به  گزينش  (و به  كارگماشتن  فرومايگان  و) سفلگان  است .»[۲۲]

از جمله  ضوابط بقاي  دولتها «لياقت  سالاري » است . زوال  و انحطاط دولتها نيز از يك  «سنت قطعي » پيروي  مي كند. دلسوزان  مدبر را به  امور مهم  و مشاغل  كليدي  نگماشتن  و ميدان دادن  به ناكسان  و فرومايگان  و كم خردان  از اسباب  زوال  دولتها است . «ارادت سالاري » ميزان  سقوط حكومتهاست . كارهاي  بزرگ  را به  دست  كوچكان  سپردن  و بزرگان  را به  كنج  عزلت  روانه كردن  و بر دهان  عالمان  لجام زدن  سنت  سيئه  دولتهاي  در سراشيب  سقوط است . سفله اي  كه  عهده دار سمتي بزرگ  مي شود هرگز كارشناسان  قوي  را تحمل  نمي كند. يكي  از ملاكهاي  قطعي  بي تدبيري زمامداران  ناتوان ، فرومايگي  منصوبين  طراز اول  آنها است .

 


[۱] هفته نامه  بهمن ، دي  ۷۴ تا ارديبهشت  ۱۳۷۵، و هفته نامه  راه  نو، ارديبهشت   تير ۱۳۷۷

[۲] لا طاعه لمخلوق  في  معصيه الخالق   من  لايحضره  الفقيه ، ج  ۳۸۱/۴ ش  ۵۸۳۲ عن  رسول الله (ص ); نهج البلاغه ، حكمت  ۱۶۵ (صبحي  صالح )، عن  اميرالمومنين (ع); الخصال ، / َ۶۰۸ عن الصادق  (ع); عيون  اخبارالرضا(عج  ۱۳۴/۲، عن الرضا(ع).

[۳] سمعت  رسول الله (ص ) يقول  في  غير موطن : لن  تقدس  امه لا يوخذ للضعيف  فيها حقه  من  القوي  غير متتعتع . نهج البلاغه ، نامه  ;۵۳ الفروع من الكافي ، ج  ۵، ص  ۵۶، ح  ۲، عن الصادق (ع); التهذيب ، ج  ۶، ص  ۱۸۰، ح  ۲۰، عن الصادق (ع); عوالي اللئالي ، ج  ۳، ص  ۱۸۹، ح  ۲۶.
[۴] لاجري  لاحد الا جري  عليه  و لايجري  عليه  الا جري  له   نهج البلاغه ، خطبه  ;۲۱۶ الروضه من  الكافي ، ج  ۸ ص  ۳۵۲، ح  ۵۵۰.
[۵] في  مناهي النبي  (ص ) انه  نهي  عن المدح  و قال : احثوا في  وجوه المداحين  التراب .  من  لايحضره الفقيه ، ج  ۳ صفحه ۳۸۱  ح  ;۵۸۳۲ بحارالانوار، ج  ۷۳، صفحه  ۲۹۴، پ  ۱۳۴، ح  ۱، از امالي  صدوق .
[۶] قال  علي  (ع): الحكمه ضاله المومن ، فخذ الحكمه ولو من  اهل  النفاق .  نهج البلاغه ، حكمت  ;۸۰ غررالحكم  و دررالكلم ، شماره  ۱۸۲۹، ج  ۲، ص  ;۵۸ خصائص الائمه  شريف  رضي  ص  ۹۴.
[۷] قال  علي (ع): من  استبد برايه  هلك ، و من  شاور الرجال  شاركها في  عقولها.  نهج البلاغه ، حكمت  ۱۶۱.
[۸] قال  علي (ع): ان  دين الله  لا يعرف  بالرجال ، بل  بآيه الحق ، فاعرف  الحق  تعرف  اهله .  نهج البلاغه ، حكمت  ۲۶۲، ص  ;۴۰۹ امالي  شيخ  مفيد، مجلس  ۱، ح  ۳، ص  ;۵ تاريخ  يعقوبي ، ج  ۲، ص  ;۲۱۰ امالي  شيخ  طوسي  ج  ۱، ص  ۱۳۳، ح  ;۲۹ بشارهالمصطفي  لشيعهالمرتضي ، ص  ;۴ كشف الغمه في  معرفه الائمه  ج  ۱، ص  ;۴۱۲ انساب الاشراف ، بلاذري ، ۲۳۸  و ;۲۷۴ البيان  والتبيين ، جاحظ، ج  ۲ ص  ۱۱۲.
[۹] لا تظنن  بكلمه خرجت  من  احد سوا و انت  تجد لها في الخير محتملا.  نهج البلاغه ، حكمت  ۳۶۰، ص  ;۳۲۵ اصول  كافي ، ج  ۲ ص  ۳۶۲، ح  ۳ (باب التهمه و سوالظن) .
[۱۰] قال  علي (ع): اكبرالعيب  ان  تعيب  ما فيك  مثله   نهج البلاغه ، حكمت  ۳۵۳.
[۱۱] كل  يوم  لا يعصي الله  فيه  هو عيد.  نهج البلاغه ، حكمت  ۴۲۸.
[۱۲] قال  ابوعبدالله (ع): من  كان  عاقلا كان  له  دين  و من  كان  له  دين  دخل الجنه .  اصول  كافي ، كتاب العقل  والجهل ، حديث  ۶، ج  ۱، ص  ۱۱.
[۱۳] عن  ابي  عبدالله (ع): قال  رسول الله (ص ): طلب  العلم  فريضه علي  كل  مسلم ، الا ان الله  يحب  بغاه العلم .  اصول كافي ، كتاب  فضل العلم ، حديث  ۱، ج  ۱، ص  ۳۰.
[۱۴] عن  ابي  عبدالله (ع) ان النبي (ص ) قال : من  سمع  رجلا ينادي  يا للمسلمين  فلم  يجبه  فليس  بمسلم .  اصول  كافي ، كتاب الايمان  والكفر باب  الاهتمام  بامور المسلمين  والنصيحه لهم  و نفعهم ، ح  ۵، ج  ۲، ص  ۱۶۴.
[۱۵] عن  ابي  عبدالله (ع): سئل  رسول الله (ص ): من  احب  الناس  الي  الله  قال : انفع الناس  للناس .  اصول  كافي ، كتاب  الايمان  والكفر باب الاهتمام  بامور المسلمين  والنصيحه لهم  و نفعهم ، ح  ۷، ج  ۲، ص  ۱۶۴.
[۱۶] عن  ابي  عبدالله  عليه السلام : عليكم  بتقوي الله  والورع والاجتهاد و صدق الحديث  و اداالامانه و حسن الخلق  و حسن الجوار و كونوا دعاه الي  انفسكم  بغير السنتكم  و كونوا زينا ولاتكونوا شيئا.  اصول  كافي ، كتاب  الايمان  والكفر باب  الورع، ح  ۹، ج  ۲، ص  ۷۷.
[۱۷] عن  ابي  عبدالله (ع): كان  اميرالمومنين  صلوات الله  عليه  يقول : افضل العباده العفاف .  اصول  كافي ، كتاب الايمان والكفر، باب العفه، ح  ۳، ج  ۲، ص  ۷۹.
[۱۸] عن  ابي  جعفر(ع) قال : كل  عين  باكيه يوم القيامه غير ثلاث : عين  سهرت  في  سبيل الله و عين  فاضت  من  خشيهالله و عين  غضت  عن  محارم الله.  اصول  كافي ، كتاب  الايمان  والكفر، باب  اجتناب  المحارم ، ح  ۲، ج  ۲، ص  ۸۰.
[۱۹] عن  ابي  عبدالله (ع): قال  رسول الله (ص ): اعمل  بفرائض الله  تكن  اتقي الناس .  اصول  كافي ، كتاب  الايمان  و الكفر، باب  اداالفرائض ، ح  ۴، ج  ۲، ص  ۸۲ .
[۲۰] قال  اميرالمومنين (ع): «قوه سلطان  الحجه اعظم  من  قوه سلطان  القدره»   غررالحكم  و دررالكلم ، عبدالواحد تميمي آمدي ، شماره  ۶۷۸۱، ج  ۴، ۵۰۸.
[۲۱] سئل  الحسين  (ع) عن الحديث  الذي  سمعه  من  رسول الله  (ص )، فقال (ع): قال  رسول الله (ص ): «ان  الله يحب  معالي الامور و يبغض  سفسافها»  تاريخ  يعقوبي ، ج  ۲، ص  ;۲۴۶ مجمع الزوائه ، ج  ۸، ص  ۱۸۸، مسندالامام  الحسين (ع)،ج  ۳، ص  ۲۹۴.
[۲۲] قال  اميرالمومنين (ع): «زوال  الدول  باصطناع السفل »  غررالحكم  و دررالكلم ، آمدي ، ج  ۴، ص  ۱۱۲، شماره  ۵۴۸۶.